جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد سریال کلاغ ۱۴۰۵ | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان

نقد سریال کلاغ ۱۴۰۵ | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان

۱۴۰۵-۰۳-۲۷
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد سریال کلاغ 1405

تهران دهه پنجاه دوباره زنده شده است. کلاغ با ساختاری حرفه‌ای، همان‌گونه که از محمدحسین مهدویان انتظار می‌رود، وقائع تاریخی را با اثر فوق العاده بازسازی کرده است، بازسازی دقیق دوره تاریخی و نمایش بی‌پرده چهره ساواک و شکنجه‌های آن، از مهم‌ترین دلایل ارزشمندی این اثر است. بااین‌حال، هرچه دقیق‌تر به جزئیات نگاه کنیم، پرسش‌هایی ظاهر می‌شوند که نمی‌توان به‌سادگی از کنارشان گذشت، پرسش‌هایی که شاید تصویر نخست ما از سریال را کاملاً تغییر دهند.

پدیدآورنده: علیرضا مرادی

فهرست مطالب

Toggle
  • نقد سریال کلاغ 1405 | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان
  • خلاصه داستان تا قسمت سوم
  • باز هم مهدویان و هجمه‌های همیشگی علیه او
  • بررسی چند نکته ساختاری که مهارت مهدویان را نشان می‌دهد
  • مؤلفه‌های فرهنگی اثر
    • مقدمه
    • مؤلفه‌های مثبت
    • مؤلفه‌های منفی اثر
  • جمع‌بندی نهایی

نقد سریال کلاغ 1405 | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان

کلاغ مجموعه‌ای ایرانی در شبکه نمایش خانگی به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان است. فیلم‌نامه این مجموعه را عباس ریاحی و محمدحسین مهدویان نوشته‌اند. این سریال محصول سال ۱۴۰۴ است و پخش اختصاصی آن از روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در پلتفرم فیلیمو آغاز شد. قسمت‌های جدید کلاغ هر چهارشنبه ساعت هشت صبح منتشر می‌شوند و تا زمان تنظیم این نوشته، سه قسمت از آن در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. تعداد نهایی قسمت‌های مجموعه هنوز به‌صورت رسمی اعلام نشده است.[۱][۲]

داستان سریال در تهران دهه ۱۳۵۰ و در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی اتفاق می‌افتد. فیلیمو کلاغ را در گروه آثار عاشقانه و معمایی معرفی کرده است، بااین‌حال فضای تاریخی، حضور نیروهای امنیتی و فعالیت گروه‌های سیاسی زیرزمینی، مؤلفه‌های سیاسی، امنیتی و جنایی را نیز به روایت آن افزوده است.[۱][۳]

هادی حجازی‌فر، محسن قصابیان، مهران غفوریان، حبیب دهقان‌نسب، مینا وحید، نیک‌آفرید سماواتی، مهدی زمین‌پرداز، سیدجواد یحیوی و شادی خلیلی از بازیگران اصلی این مجموعه هستند. اصغر سمسارزاده، امیرعلی موسوی، محمدعلی مشکیان، آرشیدا فرتاش و آیسان لایق نیز در این سریال ایفای نقش کرده‌اند.[۳][۴]

مدیریت فیلم‌برداری کلاغ را هادی بهروز بر عهده داشته و تدوین آن توسط مهدی سعدی انجام شده است. حبیب خزایی‌فر آهنگ‌ساز مجموعه، فرامرز رضایی مدیر تولید و مریم تخت‌کشیان عکاس آن هستند.[۳][۵]

خلاصه داستان تا قسمت سوم

هشدار: این بخش قسمت‌هایی از داستان سریال را فاش می‌کند.

داستان کلاغ درباره مأموری امنیتی به نام داریوش است که در محیط کاری و مأموریت‌های مخفی خود با نام جلال شناخته می‌شود. او مردی متأهل و میانسال است که با کمیته مشترک ضدخرابکاری همکاری دارد و مأموریتش شناسایی و پیگیری فعالیت گروه‌های سیاسی و چریکی مخالف حکومت پهلوی است. بااین‌حال، جلال در زندگی شخصی خود وارد رابطه‌ای پنهانی با دختری جوان به نام سایه شده است؛ دختری مرموز که با یک تشکیلات سیاسی زیرزمینی ارتباط دارد.[۴]

رابطه جلال و سایه به‌تدریج زندگی شخصی و مأموریت امنیتی او را به یکدیگر پیوند می‌زند. جلال از یک سو باید درباره سایه و افراد مرتبط با او اطلاعات به دست آورد و از سوی دیگر، وابستگی عاطفی‌اش مانع از آن می‌شود که مانند یک مأمور بی‌طرف عمل کند. در همین حال، پدر همسر جلال که از مدیران و مافوق‌های او در دستگاه امنیتی است، از این رابطه پنهانی آگاهی پیدا می‌کند. به همین دلیل، افشای رابطه جلال فقط زندگی خانوادگی او را تهدید نمی‌کند و می‌تواند موقعیت شغلی، مأموریت مخفی و حتی جان سایه را نیز به خطر بیندازد.[۴]

در قسمت‌های نخست، گذشته رابطه جلال و سایه و چگونگی آشنایی آن‌ها به‌تدریج آشکار می‌شود. هم‌زمان، ارتباط سایه با فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی جدی‌تر می‌شود و جلال درمی‌یابد که نزدیک‌شدن به او، به معنای ورود به پرونده‌ای پیچیده‌تر از یک رابطه عاطفی است. با افزایش حساسیت نیروهای امنیتی، رفتار جلال نیز بیشتر زیر نظر قرار می‌گیرد و او ناچار می‌شود میان انجام مأموریت و محافظت از سایه تصمیم بگیرد.[۶]

در قسمت سوم، فشار بر جلال افزایش می‌یابد و به او مهلتی یک‌هفته‌ای داده می‌شود تا دختر موردنظر دستگاه امنیتی را پیدا کند. این مأموریت، رابطه شخصی او با سایه را مستقیماً در برابر وظایف سازمانی‌اش قرار می‌دهد. جلال اکنون در موقعیتی گرفتار شده است که ارائه اطلاعات می‌تواند سایه و اطرافیانش را در معرض دستگیری قرار دهد و پنهان‌کردن اطلاعات نیز ممکن است او را به خیانت و همکاری با نیروهای مخالف حکومت متهم کند.[۲][۷]

به‌این‌ترتیب، سه قسمت نخست سریال بر دوگانگی زندگی جلال استوار است، مأموری که میان خانواده، رابطه‌ای ممنوعه و وظیفه امنیتی خود سرگردان شده و هر تصمیم او می‌تواند پیامدهایی جدی برای خودش و سایه داشته باشد.

در ابتدا چند نکته ساختاری و فرمی درباره سریال را بررسی می‌کنیم و در ادامه به مسائل و مؤلفه‌های فرهنگی اثر خواهیم پرداخت.

باز هم مهدویان و هجمه‌های همیشگی علیه او

محمدحسین مهدویان از جمله چهره‌های سینمایی است که در بزنگاه‌های مهم کشور، حاضر شده است به‌صورت آشکار در میدان‌های فرهنگی و رسانه‌ای نیز موضع داشته باشد. او در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، با فیلم نیم‌شب حضور پیدا کرد، جشنواره‌ای که برگزاری آن با بحث‌های فراوان درباره حضور یا عدم حضور بازیگران و فیلم‌سازان و فشار گسترده در شبکه‌های اجتماعی همراه شده بود. مهدویان نه‌تنها در جشنواره حاضر شد، در نشست خبری فیلم خود نیز درباره هنرمندانی که حاضر نبودند از آثارشان دفاع کنند، سخنان صریحی مطرح کرد، اظهاراتی که در برخی موارد بسیار جای تقدیر دارد.[8]

نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که او برخلاف بسیاری از چهره‌هایی که در موقعیت‌های حساس ترجیح می‌دهند موضع روشنی نداشته باشند، مسئولیت انتخاب خود را پذیرفت و در فضای عمومی حاضر شد. فیلم نیم‌شب نیز در همان جشنواره جایزه ویژه شهید سلیمانی را دریافت کرد و نام مهدویان بار دیگر در مرکز بحث‌های فرهنگی و رسانه‌ای قرار گرفت.[9]

این حضور محدود به جشنواره فیلم فجر نماند. مهدویان در مجموعه اهل ایران نیز به‌عنوان طراح و خالق اثر حضور پیدا کرد، سریالی اپیزودیک که قصه‌های آن هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی سوم شکل گرفته و بر پایداری مردم ایران، کادر درمان، نیروهای امدادی و حفظ هویت ایرانی تمرکز دارد.[10] تولید اثری مرتبط با جنگ در زمانی که جامعه هنوز با تبعات روانی و اجتماعی همان موقعیت مواجه است، کار ساده‌ای نیست و از این جهت باید اصل ورود مهدویان به چنین موضوعی را اقدامی قابل‌تقدیر دانست.

مهدویان را می‌توان یک سلبریتی به معنای کامل کلمه دانست، شخصیتی که هم تولید حرفه‌ای دارد، هم دیده می‌شود، هم درباره مسائل فرهنگی موضع می‌گیرد و هم حاضر است هزینه مواضع خود را بپردازد. یکی از عوارض چنین جایگاهی این است که او همواره در معرض حملات گفتمان مقابل قرار می‌گیرد. بخشی از این واکنش‌ها نقدهای طبیعی و قابل‌بحث سینمایی هستند، اما بخش دیگری از ابتدا با هدف تمسخر، تخریب شخصیت و بی‌اعتبارکردن کلیت کار او شکل می‌گیرند.

این وضعیت در زمان پخش کلاغ نیز تکرار شد. هنوز قسمت‌های ابتدایی سریال منتشر شده بود که موجی از نقدهای تند درباره اصل موضوع، گرایش سیاسی اثر و حتی جزئیات فرمی آن شکل گرفت. برخی ایرادها، مانند کندی ریتم یا بعضی ناهماهنگی‌های تاریخی، قابل‌بررسی هستند و نباید هر انتقادی را هجمه نامید. بااین‌حال، در کنار این نقدها، ایرادهایی نیز مطرح شد که بیش از آنکه حاصل یک بررسی دقیق سینمایی باشند، از پیش‌داوری درباره نام مهدویان و موضوع انتخاب‌شده توسط او سرچشمه می‌گرفتند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که منتقد پیش از دیدن مسیر کامل سریال، نتیجه نهایی خود را درباره اثر و سازنده آن صادر می‌کند. در چنین شرایطی، حتی یک خطای کوچک در طراحی صحنه یا پیوستگی تاریخی به ابزاری برای نفی تمام توانایی‌های کارگردان تبدیل می‌شود. این شیوه مواجهه، دیگر نقد هنری نیست و بیشتر به ادامه همان تقابل رسانه‌ای و گفتمانی شباهت دارد. ( این مواجهه انتقادی شدید در بستر سوشال مدیا مخصوصا اینستاگرام بیشتر بود )

مهدویان چه در گذشته و چه در آثار اخیر خود نشان داده است که از نظر اجرایی، توانایی بالایی در تولید آثار پرجزئیات، فضاسازی تاریخی و مدیریت گروه‌های بزرگ تولید دارد. این سخن به معنای بی‌نقص‌بودن تمام آثار او نیست. می‌توان درباره فیلم‌نامه، ریتم، دیالوگ‌ها و نوع روایت کلاغ نقدهای جدی مطرح کرد، اما این نقدها زمانی ارزشمند هستند که سطح حرفه‌ای تولید اثر را نادیده نگیرند و از مخالفت با مواضع شخصی سازنده به داوری شتاب‌زده درباره تمام اجزای سریال نرسند.

بررسی چند نکته ساختاری که مهارت مهدویان را نشان می‌دهد

یکی از نخستین نقاط قوت کلاغ، بازسازی فضای نوستالژیک و تاریخی دهه ۱۳۵۰ است. ممکن است در بعضی جزئیات، خطاها یا ناهماهنگی‌هایی وجود داشته باشد، اما نمی‌توان به دلیل چند ایراد محدود، مجموعه طراحی بصری اثر را نادیده گرفت. سریال در بازسازی خیابان‌ها، خانه‌ها، اداره‌ها، خودروها، پوشش شخصیت‌ها، مدل مو، گریم و حتی نوع چهره‌پردازی بازیگران، عملکرد قابل‌توجهی دارد. برخی نقدهای منتشرشده نیز طراحی صحنه و لباس، فیلم‌برداری و گریم را از مهم‌ترین نقاط قوت قسمت‌های نخست دانسته‌اند.[11]

دستاورد مهدویان تنها به قرار دادن چند وسیله قدیمی در قاب یا پوشاندن لباس‌های متعلق به آن دوره بر تن بازیگران محدود نشده است. او تلاش کرده شیوه رفتار، نوع نشستن، مکث‌های میان گفت‌وگوها، شکل روابط زن و مرد، ادبیات رسمی مأموران و حتی فاصله عاطفی میان اعضای خانواده را با فضای اجتماعی آن دوران هماهنگ کند. بنابراین مخاطب فقط با تعدادی نشانه ظاهری از گذشته روبه‌رو نیست و تا اندازه‌ای وارد مناسبات فکری و روانی همان دوره می‌شود.

تصاویر زیر کاملا گویای مهارت مهدویان در ساخت فضای شهری آن دوران است، چیزی که در آثار سینمایی معمولا دیده نمی‌شود. چون سختی خودش را دارد.

نقد سریال کلاغ 1405

نقد سریال کلاغ 1405

نقد سریال کلاغ 1405

مهدویان برای ساختن فضای روانی و عاطفی آن دوران نیز به شیوه خاصی از سینماپردازی متوسل شده است. استفاده از نورهای محدود، سایه‌های سنگین، رنگ‌های سرد، اتاق‌های نیمه‌تاریک و قاب‌های بسته، به مخاطب احساس امنیت نمی‌دهد. شخصیت‌ها معمولاً در فضایی قرار گرفته‌اند که گویی دائماً تحت مراقبت هستند و حتی در خصوصی‌ترین لحظات زندگی خود نیز نمی‌توانند آزادانه رفتار کنند.

این انتخاب‌های بصری با موضوع داستان هماهنگ هستند. جلال شخصیتی است که هم در زندگی خانوادگی و هم در مأموریت امنیتی خود، چیزی را پنهان می‌کند. بنابراین نورپردازی دوپاره، قرارگرفتن بخشی از صورت شخصیت‌ها در تاریکی و استفاده مکرر از درها، پنجره‌ها و موانع داخل قاب، صرفاً جنبه زیبایی‌شناختی ندارد و زندگی دوگانه شخصیت اصلی را نیز بازتاب می‌دهد.

مهارت مهدویان در این است که پیش از وقوع اتفاق اصلی، احساس ناامنی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. در قسمت‌های ابتدایی شاید حادثه‌های بزرگ و پی‌درپی وجود نداشته باشند، اما عشق، ترس، سوءظن و خیانت هم‌زمان در فضای داستان جریان دارند. یکی از نقدهای منتشرشده نیز فضاسازی قسمت نخست را نقطه قوت اصلی آن دانسته و تأکید کرده است که خانه‌ها، خیابان‌ها، اداره‌ها، خودروها، طراحی لباس، فیلم‌برداری و گریم، زمان تاریخی داستان را به‌خوبی به مخاطب منتقل می‌کنند.[11]

البته این فضاسازی زمانی به نتیجه کامل می‌رسد که در قسمت‌های بعدی با ریتم مناسب و کنش داستانی جدی‌تری همراه شود. اتمسفر قوی می‌تواند مخاطب را وارد جهان اثر کند، اما برای نگه‌داشتن او کافی نیست و باید به پیشرفت داستان و تعمیق شخصیت‌ها منتهی شود.

مؤلفه‌های فرهنگی اثر

مقدمه

حال نوبت به وارسی فرهنگی کلاغ می‌رسد، اثری که شاید بتواند به آگاهی مخاطب از برخی مناسبات سیاسی و تاریخی فراموش‌شده کمک کند و بخش‌هایی از تاریخ معاصر را دوباره در معرض دید قرار دهد. در عین حال، سریال در برخی زمینه‌های فرهنگی نیازمند چالش و بررسی جدی است و نمی‌توان تنها به کیفیت ساختاری و جذابیت‌های تصویری آن اکتفا کرد.

آثار تاریخی، مخصوصاً آثاری که به سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی می‌پردازند، صرفاً روایت‌کننده یک قصه نیستند. این آثار در شکل‌دادن به حافظه تاریخی نسل‌هایی نقش دارند که آن دوران را تجربه نکرده‌اند و بخش مهمی از شناخت خود را از طریق سینما و سریال به دست می‌آورند. به همین دلیل، نوع تصویرپردازی از ساواک، ارتش، مبارزان سیاسی، خانواده‌ها و مناسبات اجتماعی آن دوره اهمیت زیادی پیدا می‌کند. کلاغ در برخی از این زمینه‌ها عملکرد قابل‌تقدیری دارد و در برخی موارد نیز باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

مؤلفه‌های مثبت

نمایش واقعیت تاریخی ساواک

ساواک یکی از شنیع‌ترین و بدنام‌ترین نهادهای سرکوبگر در تاریخ معاصر ایران است، سازمانی که بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه‌های جسمی و روانی، کنترل سیاسی، سانسور و برخورد خشونت‌آمیز آن با مخالفان، تنها ادعایی مربوط به سال‌های پس از انقلاب نیست و در گزارش‌های تاریخی، اسناد باقی‌مانده و گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نیز ثبت شده است.[12][13]

در گزارش عفو بین‌الملل درباره وضعیت ایران در دوران پهلوی، به شکنجه زندانیان سیاسی و فقدان دادرسی عادلانه اشاره شده است. منابع تاریخی مانند دانشنامه ایرانیکا نیز استفاده نظام‌مند از شکنجه توسط نیروهای امنیتی حکومت پهلوی را ثبت کرده‌اند. ساختمان کمیته مشترک ضدخرابکاری نیز پس از انقلاب به موزه عبرت تبدیل شد و امروز اسامی زندانیان، سلول‌ها، ابزارهای شکنجه و بخشی از اسناد فعالیت این نهاد در آن نگهداری می‌شود.[12][13][14]

با وجود چنین سابقه‌ای، یک فراموشی تصویری و سینمایی جدی درباره ساواک شکل گرفته است. در بسیاری از آثار سینمایی و سریال‌هایی که داستانشان در دوره پهلوی می‌گذرد، ساواک یا به حاشیه رانده شده یا تنها به شکل یک نیروی امنیتی معمولی به نمایش درآمده است. بعضی آثار نیز آن‌قدر درگیر قصه عاشقانه، کمدی یا نوستالژی شده‌اند که حضور این سازمان سرکوبگر در زندگی سیاسی و اجتماعی مردم را عملاً نادیده گرفته‌اند.

علت چنین وضعیتی را می‌توان تا اندازه‌ای در نگرانی سازندگان از واکنش مخاطبان و فضای رسانه‌ای جست‌وجو کرد. پرداختن صریح به جنایات ساواک ممکن است با مخالفت گروهی از مخاطبان مواجه شود که تصویری نوستالژیک و آرمانی از دوران پهلوی در ذهن دارند. در نتیجه، بعضی فیلم‌سازان ترجیح می‌دهند به سراغ بخش‌های کم‌حاشیه‌تر آن دوره بروند و از نمایش واقعیت‌های تلخ سیاسی فاصله بگیرند.

این مسئله در یکی از مهم‌ترین آثار سال‌های اخیر، یعنی سریال تاسیان، بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تاسیان نیز در بستر سیاسی و اجتماعی دهه ۱۳۵۰ روایت می‌شد، اما تصویر ارائه‌شده از ساواک در آن با انتقادهای فراوانی مواجه شد. گروهی از منتقدان معتقد بودند که مأموران ساواک در این سریال بیش از اندازه آرام، منطقی و حتی دارای روابط انسانی و عاطفی نمایش داده شده‌اند و خشونت سازمان‌یافته این نهاد در روایت کم‌رنگ شده است.[15][16]

مشکل اصلی چنین تصویرپردازی‌ای این نیست که یک مأمور ساواک نباید هیچ ویژگی انسانی داشته باشد. ولی حتما باید اشاره شود که وقتی یک سازمان تاریخی با سابقه گسترده سرکوب و شکنجه وارد روایت می‌شود، نمایش خصوصیات شخصی مأموران آن نباید موجب فراموش‌شدن ماهیت سازمانی و عملکرد واقعی آن نهاد شود. اگر ساختار سرکوب حذف شود و تنها روابط عاطفی، رفاقت‌ها و مسائل خانوادگی مأموران باقی بماند، مخاطب جوان ممکن است با تصویری ناقص و حتی وارونه از تاریخ مواجه شود.

کلاغ در این زمینه مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. با وجود اینکه موضوع اصلی سریال فقط جنایات ساواک نیست و روایت بر رابطه عاطفی جلال و سایه نیز تمرکز دارد، مهدویان از نمایش چهره خشن کمیته مشترک ضدخرابکاری فاصله نمی‌گیرد. بازجویی، تعقیب، نفوذ، فشار روانی، تهدید، شکنجه و ترس دائمی از بازداشت، بخشی از جهان داستان هستند و ساواک به‌عنوان یک اداره عادی و بی‌طرف نمایش داده نمی‌شود.

فیلم زیر این سبک تصویر گری را روشن می‌کند.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که مهدویان می‌توانست مانند برخی آثار دیگر، تمام تمرکز را بر عشق ممنوعه شخصیت‌ها قرار دهد و فضای امنیتی را فقط به‌عنوان پس‌زمینه‌ای برای جذاب‌ترشدن قصه به کار بگیرد. او چنین مسیری را انتخاب نکرده و ساختار سرکوبگر ساواک را به بخشی جدی از روایت تبدیل کرده است. حتی رابطه جلال و سایه نیز در خلأ اتفاق نمی‌افتد و دائماً تحت تأثیر همین ساختار امنیتی و خشونت‌آمیز قرار دارد.

از این منظر، پرداختن کلاغ به واقعیت ساواک یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های فرهنگی مثبت اثر است. این سریال می‌تواند برای بخشی از مخاطبان، مخصوصاً نسل جوان، یادآور این حقیقت باشد که فضای دهه ۱۳۵۰ تنها شامل موسیقی، پوشش‌های نوستالژیک، خودروهای قدیمی و عاشقانه‌های پرزرق‌وبرق نبوده است. در کنار این جلوه‌ها، دستگاهی امنیتی وجود داشته که فعالیت سیاسی، آزادی بیان و حتی زندگی خصوصی بسیاری از افراد را تحت کنترل قرار می‌داده است.

البته داوری نهایی درباره میزان دقت تاریخی این تصویرپردازی به ادامه سریال وابسته است، اما همین که مهدویان در قسمت‌های ابتدایی، ماهیت خشن کمیته مشترک و ساواک را پنهان نکرده و آن را قربانی جذابیت‌های عاشقانه و نوستالژیک نکرده است، جای تقدیر دارد.

ساختار متلاشی دوران پهلوی

یکی دیگر از نقاط مثبت کلاغ، نشان دادن ساختار متلاشی دوران پهلوی که حتی از اصلی ترین ارگان های آن یعنی ارتشیان مخالفان جدی داشته. سریال همه افراد حاضر در ساختار حکومت را به یک شکل نشان نمی‌دهد و میان مأمور حرفه‌ای ساواک، ارتشی، نیروی شهربانی و افرادی که به دلایل مختلف وارد کمیته مشترک شده‌اند، تفاوت قائل می‌شود.

این تفکیک هم از نظر تاریخی اهمیت دارد، و هم اشاره می‌کند که ساختار با حکومت ظالمانه پهلوی در حتی شنیع ترین ارگان هم با او مشکل داشته است. کمیته مشترک ضدخرابکاری تنها از نیروهای ساواک تشکیل نشده بود و با مشارکت نهادهایی مانند ساواک، شهربانی، ارتش و ژاندارمری فعالیت می‌کرد، هرچند بخش‌های اطلاعاتی و محور اصلی بازجویی و تعقیب مخالفان، تا حد زیادی در اختیار ساواک قرار داشت.[17] بنابراین تمام افرادی که در این ساختار حضور داشتند، از نظر جایگاه، انگیزه، میزان خشونت و وابستگی سیاسی یکسان نبودند.

مهدویان نیز تلاش کرده است این تفاوت را در شخصیت‌پردازی اثر حفظ کند. جلال یک ارتشی است که در کمیته مشترک فعالیت می‌کند، اما از نظر روحی و رفتاری دقیقاً شبیه مأموران حرفه‌ای و شکنجه‌گران ساواک نمایش داده نمی‌شود. او شخصیتی خاکستری، گرفتار و دوپاره دارد و هنوز نشانه‌هایی از عاطفه، تردید و امکان تغییر در او دیده می‌شود. این نمایش به معنای تطهیر عملکرد او نیست، جلال بخشی از یک ساختار سرکوبگر است و مسئولیت حضور و اقدامات خود را بر عهده دارد، اما سریال اجازه نمی‌دهد هویت انسانی او کاملاً در عنوان سازمانی‌اش خلاصه شود.

این نکته با واقعیت تاریخی ارتش نیز ارتباط دارد. ارتش دوران پهلوی یک مجموعه کاملاً یکدست نبود. در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب، بخشی از نیروهای ارتش و به‌ویژه همافران نیروی هوایی به مردم و انقلاب پیوستند. دیدار گروهی از همافران با امام خمینی در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ و درگیری میان همافران و نیروهای گارد شاهنشاهی، نمونه‌هایی از شکاف درونی نیروهای نظامی آن دوران هستند.[18]

در نتیجه، سریال با یک ترفند فوق العاده ساختار بهم ریخته دوران پهلوی که حتی اصلی ترین ارگان ها هم با آن ساختار مشکل داشته اند را به خوبی نشان داده، البته در همان ساختار، افرادی حضور داشتند که تا پایان از حکومت پهلوی دفاع کردند، افرادی دچار تردید شدند و گروهی نیز در نهایت به مردم و انقلاب پیوستند.

در برخی نقدهای اولیه نیز احتمال داده شده است که مسیر شخصیت جلال در ادامه به جدایی او از ارتش و ساواک و نزدیک‌شدنش به نیروهای انقلابی منتهی شود. این موضوع هنوز تنها یک پیش‌بینی درباره ادامه داستان است، اما نشانه‌های موجود در شخصیت‌پردازی جلال نشان می‌دهد که سریال قصد ندارد او را هم‌سطح مأموران متعصب و شکنجه‌گران حرفه‌ای ساواک قرار دهد.

از این جهت، عملکرد مهدویان قابل‌توجه است. او برای محکوم‌کردن ساواک، تمام افراد حاضر در ساختار نظامی و امنیتی آن دوران را به یک تیپ واحد تبدیل نکرده و کوشیده است میان نهاد، مأمور، ارتشی، بازجو و فردی که در آستانه تغییر قرار دارد، تمایز ایجاد کند. این انتخاب به واقعیت تاریخی نزدیک‌تر است.

مؤلفه‌های منفی اثر

باز هم چالش نمایش دوران پیش از انقلاب و مسئله حجاب

واقعاً نمی‌توان دوران پیش از انقلاب را از نظر سینمایی به تصویر کشید و واقعیت‌های مربوط به نوع پوشش مردم را به‌طور کامل کنار گذاشت. طبیعتاً در یک اثر تاریخی باید پوشش‌های رایج آن دوره، از لباس‌ها و آرایش‌ها گرفته تا تفاوت‌های طبقاتی، بازسازی شوند. نمی‌توان از یک سریال تاریخی انتظار داشت تمام زنان را با پوششی نمایش دهد که با فضای اجتماعی و فرهنگی داستان هماهنگ نیست.

تا قسمت‌های منتشرشده‌ای که مبنای این نقد قرار گرفته‌اند، تقریباً تمام زنانی که در سریال دیده می‌شوند، حتی زنانی که برای چند لحظه از خیابان عبور می‌کنند یا در پس‌زمینه قاب قرار دارند، با موهای باز و پریشان نمایش داده شده‌اند. منظور از بی‌حجابی در اینجا الزاماً پوشش کاملاً عریان یا افراطی نیست، بسیاری از شخصیت‌ها لباس‌های ساده و متناسب با فضای عمومی دارند، اما در میان این جمعیت، تقریباً هیچ نشانه‌ای از زن چادری، یا خانواده‌ای با پوشش مذهبی همان دوران دیده نمی‌شود.

این نوع تصویرپردازی از نظر تاریخی نیز کامل نیست. جامعه ایران در دهه ۱۳۵۰ از نظر پوشش، جامعه‌ای یکدست نبود. در کنار زنانی که پوشش‌های غربی یا موهای باز داشتند، زنان فراوانی نیز از چادر، روسری یا شکل‌های ساده‌تر پوشش اسلامی استفاده می‌کردند. حتی پژوهش‌های مربوط به سال‌های پایانی حکومت پهلوی نشان می‌دهند که برخی زنان تحصیل‌کرده و حتی بعضی زنان غیرمذهبی، حجاب یا چادر را به نشانه مخالفت با حکومت پهلوی و همراهی با جریان‌های انقلابی انتخاب کرده بودند.[19][20]

بنابراین، حضور زنان محجبه در کلاغ می‌توانست تنوع اجتماعی آن دوران را دقیق‌تر نمایش دهد. تهران دهه ۱۳۵۰ فقط شامل زنانی با موهای باز، لباس‌های مدرن و چهره‌هایی شبیه تصاویر تبلیغاتی مجلات آن دوره نبود. بخش بزرگی از زنان در محله‌های سنتی، خانواده‌های مذهبی، بازار، مساجد، دانشگاه‌ها و حتی گروه‌های سیاسی با پوشش‌های متفاوتی در جامعه حضور داشتند. ( البته چند مورد محدود وجود داشت نقد متوجه غالب نمایشی است )

این کمبود زمانی بیشتر دیده می‌شود که مهدویان در بازسازی خیابان‌ها، خودروها، خانه‌ها، لباس مردان، مدل موها و جزئیات صحنه تا این اندازه دقت کرده است. وقتی یک اثر در جزئی‌ترین نشانه‌های تاریخی حساسیت نشان می‌دهد، انتظار می‌رود تنوع پوشش زنان را نیز با همان دقت بازسازی کند. قرار دادن چند زن محجبه در خیابان، بازار، میان خانواده‌ها یا حتی در پس‌زمینه قاب، نه به داستان آسیب می‌زد و نه فضای تاریخی اثر را مخدوش می‌کرد.

فارغ از حضور زنان رهگذر، نوع نمایش شخصیت اصلی زن و خانواده‌های حاضر در داستان نیز می‌توانست پوشیده‌تر باشد. لازم نبود تمام شخصیت‌ها به یک شکل طراحی شوند. و می‌‌توانست فیلم با حجاب بهتری ساخته شود تا از نگرانی در مورد عوارض آن جلوگیری شود.

نگرانی این است که زیبایی بصری سریال، نورپردازی، گریم و طراحی دقیق لباس‌ها، پوشش‌های آن دوران را به تصویری جذاب و نوستالژیک تبدیل می‌کند. شیوه قاب‌بندی و زیباسازی آن واقعیت نیز اهمیت دارد. هنگامی که یک نوع پوشش دائماً در قاب‌های زیبا، همراه با موسیقی و شخصیت‌های جذاب تکرار می‌شود، امکان دارد از سطح بازنمایی تاریخی فراتر برود و به الگویی فرهنگی تبدیل شود.

این نگرانی در شرایطی جدی‌تر می‌شود که مدهای متعلق به دهه‌های گذشته دائماً به چرخه پوشش معاصر بازمی‌گردند. در سال‌های اخیر نیز بخش‌هایی از پوشش، مدل مو و سبک‌های برگرفته از دهه ۱۹۷۰ دوباره در صنعت مد و رسانه‌های تصویری مورد توجه قرار گرفته‌اند.[21] بنابراین نمی‌توان گفت آنچه در یک سریال تاریخی نمایش داده می‌شود، هیچ ارتباطی با الگوهای پوششی امروز پیدا نخواهد کرد.

البته نمی‌توان با قطعیت ادعا کرد که تماشای کلاغ مستقیماً باعث تغییر پوشش مخاطبان می‌شود. چنین ادعایی به پژوهش مستقل و بررسی دقیق نیاز دارد. نقد فرهنگی موجود ناظر به جهت کلی تصویرپردازی است، آیا فایده بازسازی بسیار دقیق و زیبای این پوشش‌ها، از احتمال عادی‌سازی و ترویج دوباره آن‌ها بیشتر است؟ آیا نمی‌شد همان کیفیت تاریخی و تصویری را با تنوع بیشتر و نمایش بخشی از زنان محجبه آن دوران حفظ کرد؟

به نظر می‌رسد در این بخش، عوارض احتمالی ترویج و زیباسازی سبک‌های بدحجابی دوران گذشته، از فایده تصویرگری دقیق آن بیشتر شده است. مهدویان می‌توانست بدون حذف واقعیت زنان بی‌حجاب آن دوره، زنان محجبه را نیز وارد تصویر کند و روایتی کامل‌تر، واقعی‌تر و از نظر فرهنگی متعادل‌تر ارائه دهد.

آیا این سبک از رابطه برای دختران کم‌سن فانتزی ایجاد نمی‌کند؟

این بخش بیش از آنکه یک نقد صریح و مبتنی بر باوری قطعی باشد، یک سؤال جدی فرهنگی است که باید درباره آن تأمل کرد. آیا نمایش این سبک از روابط عاطفی، مخصوصاً برای دختران نوجوان و کم‌سن، زمینه شکل‌گیری نوعی فانتزی عاشقانه را فراهم نمی‌کند؟

رابطه جلال و سایه یک رابطه عادی و ساده نیست. سایه دختری جوان است و جلال مردی به‌مراتب بزرگ‌تر، متأهل و دارای جایگاه نظامی و امنیتی است. این رابطه در فضایی پنهانی، پرخطر و ممنوعه شکل می‌گیرد و با تعقیب، ترس، فداکاری، راز و احتمال مرگ همراه است. همین عناصر می‌توانند از نظر روایی جذاب باشند، اما کنار هم قرارگرفتن آن‌ها ظرفیت رمانتیک‌سازی یک رابطه ناسالم و نابرابر را نیز ایجاد می‌کند.

در بسیاری از آثار نمایشی، عشق ممنوعه به دلیل وجود مانع، خطر و راز، جذاب‌تر از یک رابطه سالم و عادی تصویر می‌شود. مردی که زندگی پیچیده و تاریکی دارد، از سوی دیگران درک نمی‌شود و تنها یک دختر جوان می‌تواند بخش پنهان وجود او را ببیند، یکی از الگوهای آشنای روایت‌های عاشقانه است. این الگو ممکن است در ذهن بعضی دختران نوجوان، رابطه با مردی بزرگ‌تر، متأهل، رازآلود یا صاحب قدرت را به تجربه‌ای خاص و متفاوت تبدیل کند.

در چنین روایتی، دختر ممکن است خود را فردی تصور کند که می‌تواند یک مرد آسیب‌دیده، خشن یا گرفتار را تغییر دهد. او احساس می‌کند عشقش آن‌قدر استثنایی است که مرد برایش خانواده، موقعیت اجتماعی یا حتی ساختار سیاسی اطراف خود را کنار خواهد گذاشت. این همان نقطه‌ای است که یک رابطه پرخطر می‌تواند در ذهن مخاطب کم‌سن، به فانتزی نجات‌دادن یا نجات‌یافتن تبدیل شود.

برخی پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند که فیلم‌های عاشقانه می‌توانند در دختران ۱۱ تا ۱۴ ساله، مخصوصاً زمانی که با شخصیت‌ها ارتباط عاطفی و شبه‌اجتماعی برقرار می‌کنند، به تقویت برداشت‌های آرمانی از روابط عاشقانه منجر شوند.[22] در پژوهشی دیگر، نوجوانان بیان کرده‌اند که تصاویر روابط عاطفی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بر انتظارات، معیارها و برداشت آن‌ها از یک رابطه واقعی اثر بگذارند.[23]

البته این یافته‌ها به این معنا نیست که هر نوجوانی با تماشای یک سریال، همان الگوی رابطه را در زندگی واقعی تکرار می‌کند. تأثیر رسانه به سن، تجربه خانوادگی، سواد رسانه‌ای، میزان هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌ها و نحوه پایان‌بندی داستان وابسته است. بااین‌حال، نمی‌توان نقش تکرار، زیباسازی و عاطفی‌کردن یک رابطه را نیز به‌طور کامل نادیده گرفت.

مسئله مهم این است که سریال در ادامه، رابطه جلال و سایه را چگونه داوری خواهد کرد. آیا خیانت جلال به همسرش و نابرابری قدرت میان او و سایه به‌درستی نشان داده می‌شود؟ آیا آسیب‌های روانی، خانوادگی و اخلاقی این رابطه وارد داستان می‌شوند؟ آیا سایه شخصیتی مستقل خواهد داشت یا تمام هویت او در عشق به مردی متأهل و بزرگ‌تر خلاصه می‌شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها در ارزیابی فرهنگی اثر تعیین‌کننده است.

اگر سریال تنها بر جذابیت عشق ممنوعه، لحظه‌های عاطفی، موسیقی، نگاه‌ها و فداکاری‌های جلال تمرکز کند و پیامدهای اخلاقی این رابطه را به حاشیه ببرد، احتمال شکل‌گیری یک تصویر فانتزی بیشتر می‌شود. در این حالت، مخاطب ممکن است خیانت، پنهان‌کاری و نابرابری قدرت را نبیند و فقط با عشقی روبه‌رو شود که به دلیل ممنوعه‌بودن، زیباتر و عمیق‌تر به نظر می‌رسد.

در مقابل، اگر ادامه داستان نشان دهد که این رابطه چه آسیبی به همسر جلال، زندگی خانوادگی او، امنیت روانی سایه و تصمیم‌های هر دو شخصیت وارد می‌کند، سریال می‌تواند از رمانتیک‌سازی ساده فاصله بگیرد. نمایش رابطه ناسالم به‌خودی‌خود مشکل اصلی نیست، نوع قاب‌بندی، داوری و نتیجه‌ای که اثر از آن می‌سازد اهمیت دارد.

در حال حاضر نمی‌توان با قطعیت درباره نتیجه نهایی این خط داستانی داوری کرد. بااین‌حال، سؤال همچنان باقی است: آیا زیبایی تصویری، موسیقی، خطر و پنهانی‌بودن رابطه جلال و سایه، پیش از آنکه آسیب‌های آن برای مخاطب روشن شود، برای برخی دختران کم‌سن یک فانتزی عاطفی نمی‌سازد؟ این پرسشی است که سازندگان اثر باید در ادامه روایت، پاسخ فرهنگی مناسبی برای آن داشته باشند.

جمع‌بندی نهایی

کلاغ در آغاز راه خود نشان داده است که از نظر فضاسازی تاریخی، طراحی صحنه، تصویرپردازی و نمایش واقعیت خشن ساواک، اثری جدی و قابل‌تقدیر است. مهدویان توانسته تهران دهه پنجاه را زنده و باورپذیر بازسازی کند و در کنار روایت عاشقانه، بخشی از مناسبات سیاسی و امنیتی فراموش‌شده آن دوران را نیز به تصویر بکشد. بااین‌حال، یکدست‌بودن پوشش زنان و احتمال رمانتیک‌سازی رابطه‌ای نابرابر میان جلال و سایه، از جمله نکاتی هستند که در ادامه سریال باید با دقت بیشتری بررسی شوند. ارزش نهایی کلاغ به این بستگی دارد که آیا مسیر داستان می‌تواند در کنار حفظ کیفیت ساختاری، نسبت خود را با پیامدهای اخلاقی و فرهنگی این انتخاب‌ها نیز روشن کند یا نه.

پیوست ها

[۱]
https://www.filimo.com/m/176105

[۲]
https://t.me/s/filimo

[۳]
https://www.mehrnews.com/news/6848345/نخستین-اطلاعات-از-سریال-کلاغ-محمدحسین-مهدویان

[۴]
https://www.digikala.com/mag/everything-you-need-to-know-about-kalagh-series/

[۵]
https://7sobh.com/بخش-فرهنگی-15/681170-سریال-کلاغ-محمدحسین-مهدویان

[۶]
https://fararu.com/fa/news/979572/نقد-بررسی-قسمت-دوم-سریال-کلاغ

[۷]
https://www.filimo.com/m/r8fjt

[8]
https://www.tabnak.ir/fa/news/1355308/مهدویان-بازیگرانی-که-به-جشنواره-نمی‌آیند-بزدلند

[9]
https://www.khabaronline.ir/news/2181070/ببینید-لحظه-خبرساز-در-آیین-پایانی-جشنواره-فیلم-فجر-مهدویان-چرا-از-صحنه-پایین-رفت

[10]
https://ana.ir/fa/news/1046575/اهل-ایران-از-جمعه-پخش-می-شود-سریال-محمدحسین-مهدویان-با-موضوع-جنگ-رمضان-فیلم

[11]
https://www.asriran.com/fa/news/1168127/سریال-کلاغ-مهدویان-برای-قسمت-اول-جالب-اما-کشش-دار-و-طولانی

[12] https://www.amnesty.org/es/wp-content/uploads/2021/06/mde130011976en.pdf

[13]
https://www.iranicaonline.org/articles/fadaian-e-khalq/

[14]
https://news.ebratmuseum.ir/

[15]
https://rasanews.ir/fa/news/779016/گزارشی-از-نشست-تخصصی-نقد-و-بررسی-سریال-تاسیان

[16]
https://snn.ir/fa/news/1263066/نگاهی-به-سریال-تاسیان-روایت-مجازی-و-جعلی-از-تاریخ-رسمی

[17]
https://psri.ir/?id=127&page=special

[18]
https://www.irna.ir/news/85742490/چه-شد-که-حتی-همافران-نیروی-هوایی-پشت-اعلی-حضرت-را-خالی-کردند

[19]
https://www.jstor.org/stable/24357968

[20]
https://cinema.iranicaonline.org/article/a-study-on-the-creation-of-the-image-of-the-decent-woman-in-iranian-films-of-the-first-decade-after-the-islamic-revolution/

[21]
https://www.vogue.co.uk/article/70s-street-style-jacket-trend-2025

[22]
https://lirias.kuleuven.be/retrieve/87b6cafd-bfc9-4240-95d6-827277ae9378

[23]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/33176904/

 

قبلی نقد فیلم آنتیک 1405 | هدف تقویت باور دینی است یا تخریب آن؟
بعدی نقد فیلم زن‌ و بچه 1404 | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!

پست های مرتبط

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۸

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!

احمدرضا
ادامه مطلب
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Seyyed Mojtaba Khamenei Biography

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
  • دوره ژورنالیسم دوره جامع ژورنالیسم
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.400.000
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    تومان 400.000
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.500.000
  • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم کتاب اقتصاد صهیونیسم
    تومان 350.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد