جشن پوریم چیست؟ | سالگرد کشتار ایرانیان توسط صهیونیستها و جنگ رمضان ۱۴۰۴ اسرائیل با ایران
جشن پوریم چیست؟ سیاست تحریف کردن از مشخصههای اصلی صهیونیسم است و قوم یهود همواره در پی دست پرداخت به اهداف شوم و خبیث سیاسی خود بوده و با مظلومیتنمایی در عرصۀ سیاست، جنگهای روانی بسیاری را در سراسر دنیا بهوجود آورده است با این هدف که پوششی بر سر استعمار ظالمانه و کودککشانۀ خود تصویر کند.
پدیدآورنده: احمدرضا مرادی
مقدمه
دربارۀ یهودیان قرآن نیز در سورۀ مبارکۀ بقره آیۀ ۷۵ در فراز «یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ» به این نکتۀ مهم اشاره دارد. آیا امید دارید آنان به شما ایمان بیاورند، در حالی که گروهی از ایشان سخن خدا را میشنیدند، سپس پس از آنکه آن را فهم میکردند، آگاهانه تحریفش مینمودند؟
حالا هم داستان رهایی یهودیان از کشتار همگانی توسط دشمنان ایرانی خود با یک نماد به نام پوریم گره خورده که از آن به عنوان مهمترین رخداد تاریخ یهود یاد میشود و همه ساله در پاسداشت این رهایی از کشته شدن به دست دشمنان، جشن و سرور برپا میکنند.
باید دانست که تحریفات یهودیان میل به ساختن تصویر دیگران بهعنوان دشمنان بیرحم را دارد و از طرفی برای خودشان نیز چون طرح خطر نابودی کامل را احساس میکنند حس مظلومیت و انسجام درونی را از خودشان در میان مردم دنیا تبلیغ میکنند؛ از سوی دیگر، اعمال خشونت و کشتار گستردۀ خودشان را به عنوان واکنشی مقدس، ضروری و حتی الهی توجیه مینمایند.
اگر ادبیات پوریم را در کنار روایتهای دیگر، مانند افسانههایی که حول شخصیت دانیال شکل گرفته، قرار دهیم، الگویی تکرارشونده میان آنان کشف میکنیم که آن خلق قهرمانان ملی و دینی، نسبتدادن معجزات و رهاییهای بزرگ به آنان و نهایتاً مشروعیتبخشیدن به خشونت و حذف مخالفان آنان است.
به این ترتیب، سیاست صهیونیستی در دورههای بعد، بخشی از سرمایۀ خود را مدیون همین افسانهپردازیها و تولید دائمی روایتهای حماسی دانسته است؛ روایتهایی که در لباس رهاییبخش و عدالتخواهی عرضه میشوند.
داستان استر و خاستگاه باستانی جشن پوریم، همواره در کانون توجه و نقدهای پژوهشگران تاریخ و الهیات قرار داشته است. روایات مختلف این مناسبت را به رهایی قوم یهود در دوران امپراتوری پارس پیوند میزنند؛ با این وجود، در کاوش دقیق دین و مستندات تاریخی، امروزه ابهامات ژرفی را پیرامون اصالت این رویدادها برایمان روشن کرده است. متون یادشده بیش از آنکه بازتاب واقعیتهای تاریخی باشند، آمیزهای از افسانههای اقوام و ساخت اسطورههای باستانی هستند که در گذر زمان شکل گرفتهاند.
نخستین چالش در پذیرش این روایات، فقدان شواهد متقن زبانشناختی و باستانشناختی برای اثبات حضور شخصیتهای داستان در دربار هخامنشی است. تلاش برای تطبیق پادشاهی با نام اخشورش با خشایارشا با بنبستهای علمی مواجه شده و ریشهیابی نامهایی چون استر، مردخای و هامان، محققان را به سوی نمادهای اسطورهای تمدنهای میانرودان رهنمون کرده. غیبت کامل این نامها در کتیبهها و اسناد دیوان بازمانده از دوران هخامنشی، فرضیۀ واقعی بودن این اشخاص را با تردیدهای جدی روبهرو میکند.
در جستوجوی خاستگاه اصلی این افسانه، برخی تاریخپژوهان ریشۀ داستان را در درگیری برخی اقوام در خارج از جغرافیای ایران باستان جستوجو میکنند. بر اساس پارهای از نظریات، هستۀ اولیۀ این روایت ممکن است به کشمکشهای تاریخی میان یهودیان و مصریان در جزیرۀ الفانتین بازگردد. طی این فرایند، تفسیر مردم از این اتفاقات با تغییر در زمان، مکان و هویت اشخاص، به بستری برای خلق حماسهای اغراقآمیز تبدیل شده و در نهایت با روایت داستانگونه به دربار امپراتوری پارس تعمیم یافته است.
از منظر الهیات نیز، جایگاه کتاب استر در میان متون مقدس با مناقشات گستردهای همراه بوده است. غیبت نام خداوند در سراسر متن، ساختار ادبی تکرارشونده و محتوای خشن آن، سبب شد تا ورود این اثر به کانون کتب مقدس در شوراهایی نظیر جامنیا با مخالفتهای فراوانی مواجه شود. تفاوت دیدگاههای مختلف میان شاخههای گوناگون مسیحیت، از جمله کاتولیکها و پروتستانها، در پذیرش یا رد اعتبار الهی این متن، گواه روشنی بر ماهیت بحثبرانگیز آن در طول تاریخ است.
با تکیه بر دیدگاه اسلام، این متون فاقد اصالت وحیانی ارزیابی میشوند و شواهد درونمتنی نظیر تناقضات آشکار، ترویج خشونت و ازدواج با فردی خارج از دایرۀ ایمان، بر ساختهبودن آنها به دست بشر گواهی میدهند. پس روایت استر و آیینهای برآمده از آن، فاقد پشتوانۀ استوار تاریخی بوده و بررسی آنها نیازمند رویکردی تحلیلی، به دور از پذیرش بیچونوچرای باورهای فولکلوریک غیر تخصصی است.
فهرست مطالب
Toggleروایت پوریم در کتاب استر
روایت اصلی جشن پوریم در کتاب استر از مجموعۀ عهد عتیق آمده است؛ داستانی که در فضای دربار شاهنشاهی در دورۀ هخامنشیان روایت میشود و شخصیتهایی چون خشایارشا، استر، مردخای و هامان در آن نقش دارند.
در آغاز داستان گفته شده خشایارشا، پادشاه ایران، پس از برکناری همسر پیشین خود در جستوجوی ملکهای تازه برمیآید. در این میان دختری یهودی به نام استر که تحت سرپرستی پسرعموی خود، مردخای، زندگی میکند به دربار راه مییابد و به سبب زیبایی و رفتار پسندیده، توجه شاه را جلب کرده و به مقام ملکه میرسد. مردخای که در دربار حضور دارد، در همان زمان توطئه دو تن از خدمتگزاران شاه برای ترور پادشاه را کشف میکند و خبر را از طریق استر به شاه میرساند که بعدها در سرنوشت داستان اهمیت پیدا میکند.
در آغاز کتاب استر، گفته میشود خشایارشا در میهمانی باشکوهی از ملکه خود واشتی(Vashti) میخواهد که در برابر مهمانان ظاهر شود تا زیبایی او را به نمایش گذارد؛ اما واسطی از انجام این دستور خودداری میکند و شاه خشمگین شده، با نظر مشاوران، او را از مقام ملکه برکنار میکند. از دید منابع تاریخی مستقل، چنین ماجرایی در هیچ سند ایرانی یا یونانی مربوط به دورۀ خشایارشا نیامده است.
این بخش از داستان را بیشتر نمادین و دارای درونمایه اخلاقی دانستهاند؛ نمایش نزاع میان زن آزادمنش و مقاوم و شاه مستبد، که زمینۀ ورود استر را فراهم میکند. در واقع، واسطی بنا بر شواهد تاریخی شخصیتی افسانهپردازیشده است و احتمالاً نویسندۀ کتاب استر با خلق او قصد داشته زمینۀ تغییر قدرت زنان در دربار را به شکل داستان نشان دهد.
در ادامۀ ماجرا، شخصیتی به نام هامان به مقام صدارت میرسد و شاه فرمان میدهد که درباریان در برابر او تعظیم کنند. مردخای از انجام این کار خودداری میکند؛ زیرا چنین تعظیمی را شایستۀ غیر خدا نمیداند. همین سرپیچی، خشم هامان را برمیانگیزد. او پس از آگاهی از یهودی بودن مردخای، تصمیم میگیرد انتقام خود را از همۀ یهودیان قلمرو شاه بگیرد. برای اجرای این نقشه، زمانی را با قرعه تعیین میکند؛ واژۀ پور در زبان عبری به معنای قرعه است و جمع آن پوریم نامیده میشود.
هامان با ارائۀ پیشنهادی به شاه، فرمانی برای نابودی یهودیان در سراسر قلمرو امپراتوری صادر میکند. با انتشار این فرمان، مردخای از استر میخواهد که نزد شاه برود و برای نجات قوم خود میانجیگری کند؛ کاری که برای ملکه نیز خطرناک است، زیرا ورود بدون اجازه به حضور شاه میتوانست مجازات مرگ داشته باشد. با این حال استر پس به حضور شاه میرود و در ضیافتی که ترتیب میدهد، نقشۀ هامان را برای خشایار افشا میکند.
استر با بهره از تدبیر و ظرافت رفتارش، شاه را در دو ضیافت پیاپی دعوت کرد و توانست اعتماد و علاقۀ عاطفی او را بیش از پیش جلب کند. متن کتاب استر تأکید میکند که او با زیبایی و جذبۀ سخن خشم پادشاه را نرم کرد و زمان افشای نقشه هامان را هوشمندانه انتخاب نمود. در ضیافت دوم، وقتی استر پرده از توطئه برداشت و نشان داد که خود نیز در معرض نابودی قرار میگیرد، شاه که در آن لحظه تحت تأثیر محبت و دلسوزی نسبت به ملکه بود بلافاصله تصمیم به مجازات هامان گرفت.
در تفاسیر یهودی، این واقعه به عنوان نمایش قدرت ایمان و عقل زن مؤمن توصیف شده است، اما در نگاه تاریخی و ادبی، ظاهرا استر زنی توانا در مدیریت روان شاه و چیره در تدبیر سیاسی بوده است.
پس از آشکار شدن ماجرا، خشایارشا خشمگین میشود و فرمان میدهد هامان بر همان داری آویخته شود که برای اعدام مردخای آماده کرده بود. سپس اجازهای صادر میشود که یهودیان بتوانند از خود در برابر دشمنان دفاع کنند. در روایت کتاب استر گفته میشود در درگیریهای پس از آن، شمار زیادی از مخالفان یهودیان کشته شدند و این رخداد به عنوان نجات قوم یهود از خطر نابودی در حافظه آنان ثبت شد.

از آن پس، یهودیان هر سال در روزهای چهاردهم و پانزدهم ماه اَدار این واقعه را با جشنی به نام پوریم گرامی میدارند؛ جشنی که یادآور رهایی از تهدید و پیروزی بر دشمنان تلقی میشود و با آیینهایی مانند خواندن طومار استر، هدیه دادن، کمک به نیازمندان و برگزاری جشنهای شاد همراه است.
در کتاب استر آمده است که پس از صدور فرمان دوم پادشاه برای دفاع یهودیان از خود، نبردی خونین در ایالات امپراتوری رخ میدهد. بنا بر روایت متن، در شهر شوش پایتخت حکومت خشایارشا، یهودیان نزدیک به پانصد نفر از دشمنان خود را میکشند و در سراسر ایالات قلمرو نیز شمار کشتگان به هفتادوپنجهزار نفر میرسد. این آمار در خود متن کتاب استر ذکر شده و منبع اصلی آن است.
هرچند در پژوهشها، بسیاری از محققان این ارقام را نمادین و اغراقآمیز دانستهاند، اما در سنت یهودی این ماجرا به عنوان روز نجات قوم اسرائیل از نابودی ثبت شده و ماهیتی آیینی یافته است. از منظر تاریخی، چنین عددی از کشتهشدگان در محدودۀ ایران آن روز، اگر واقعی تلقی شود، دلالت بر یک رخداد بسیار گسترده و خونین دارد که همانطور که گفته شد پژوهشگران دراصل وقوع آن تردید کردهاند.
جابهجایی و تحریف روایتها
پوریم مانند عید حنوکا بیشتر به ملیگرایی یهودی اشاره دارد زیرا این عید در تورات به عنوان عیدی مقدس ذکر نشده است. از این رو امور مالی و تجاری در این روز آزاد میباشد. دعایی خاص به نام الها نیسیم به معنی برای معجزهها در روز پوریم به دعاها اضافه میشود.

امیرحسین خنجی در مقالۀ افسانۀ پوریم ثابت کرده است که چگونه این رؤیا در متن استر، در قالب شخصیتپردازی و زبان روایی، به شکل سادهانگارانه و در عین حال، عمیقاً کینهتوزانه بیان شده است؛ گویی بخشی از جامعهای کوچک، درکی محدود از عظمت جهان دارد، اما در عوض، مملو از احساس حقارت و خشمی فروخورده است. چنین روایتی با استفاده از بیان حماسی و اغراقآمیز، کشتار گستردۀ مخالفان را نشانهای از پیروزی در ایمانشان و وفاداری معرفی میکند.
در تحلیل این روایت، میتوان گفت کتاب استر انگار که نوعی تئولوژی خشونت شکل داده؛ تئولوژیای که در آن، خشونت همزمان هم ابزار بقا و هم نشانۀ عنایت الهی تلقی میشود که اگر بدون نقد و تحلیل وارد ذهن یک جامعه شود، میتواند در سطح عمل سیاسی و اجتماعی، به اشکال مختلفی از افراط، انحصارطلبی و استحقاق و بزرگمنشی منجر گردد.
طبق گزارش مرحوم امیرحسین خنجی، احتمال هم دارد ریشۀ برخی از نامها و شخصیتهای داستان استر و مردخای، به واقعیاتی محدود در خوزستان و پیرامون آن بازگردد؛ اشخاصی که شاید حضورشان در سطح محدود و غیرسرنوشتساز بوده است. با این همه، سنت روایی یهود با بهره بردن از این نامها، روایتهایی گسترده و اسطورهگونه ساخته و آنها را به فضای امپراتوری هخامنشی تعمیم داده است.
همین الگو دربارۀ شخصیتی مانند دانیال نیز دیده میشود. نام دانیال در متون یهودی زیاد به کار رفته و برای او مجموعهای از روایات و سفرها تدوین شده است؛ روایاتی که بخش قابل توجهی از آنها در نگاه محققان جدید، خصلتی افسانهای و پسینی دارند. به این معنا که در دورههای متأخر، با استفاده از نامی که در حافظۀ جمعی مردم شهرت یافته بود، متونی با مضامین رؤیا، پیشگویی و نجات ساخته شد و سپس این متون، به عنوان روایتهای اصیل دینی عرضه گردید.
در تحلیل این روند، میتوان گفت مکانهایی مانند خوزستان، همدان، یا جزیره الفانتین و شخصیتهایی همچون استر، مردخای و دانیال، در گذر زمان به الگوی هویتی ارتقا یافتهاند و سپس در خدمت ساختن تاریخ مقدس جدید قرار گرفتهاند؛ تاریخی که در آن، حضور یهود و ادعای پیروزیهای آنان، بزرگنمایی میشود، در حالی که همانطور که ذکر شد شواهد مستقل باستانشناختی و متنی از چنین روایتهایی پشتیبانی نمیکند.
توجه کنید که داستان، بهجای آنکه ریشه در دربار خشایارشا داشته باشد، با شورشها و تنشهای مذهبی در جزیره یب الفانتین در مصر پیوند میخوزد.
در این منطقه، گروهی از یهودیان از روزگاران پیشین، یا به سبب مهاجرت پس از تخریب اورشلیم به دست بختنصر، یا به عنوان جمعیتی قدیمیتر، ساکن شده بودند. آنان در کنار جامعۀ مصری، معبد مستقل خود را داشتند و روابطشان با دستگاه حاکمۀ ایران حاکم بر مصر و نیز با کاهنان مصری، تابعی از توازن قوا و مناسبات مذهبی و سیاسی زمان بود.
فرمان داریوش دوم مبنی بر اجرای قوانین عزرا در میان یهودیان مصر و بازسازی معبد آنان، ظاهراً با استقبال روبهرو شد، اما استفادۀ نابجا از این آزادی از جمله انجام مراسم قربانی برخلاف حساسیتهای مذهبی مصریان تنشها را تشدید کرد.
در پی این رخدادها، ساختار قدرت در حکومت دگرگون شد، شورشهایی شکل گرفت و معبد یهودیان الفانتین مورد تعرض قرار گرفت. خنجی میگوید که از منظر یهودیان، این حوادث اهانت به خدای اسرائیل تلقی شد و واکنش روایی آنان در متون بعدی، تبدیل این رویداد به داستانی بزرگ از انتقام و کشتار مخالفان بود.

حال نقطۀ کلیدی این است که روایتی که ریشه در تنشهای مذهبی و سیاسی مصر دارد، در بازنویسیهای بعدی به دربار شاهنشاهی ایران منتقل و با نام خشایارشا و وزیری به نام هامان پیوند داده شده است. این انتقال نشانۀ همان تحریف صهیونیستها است. داستانی با منشأ مصری و محلی آمده تا در قالب یک حماسۀ سراسری و ایرانی بازآفرینی شود تا عظمت بیشتری به آن داده شود و پیام آن در گسترهای وسیعتر ادعا گردد.
مشروعیت کشورگشایی ظالمانۀ صهیونیستها و ارتباط آن با سیزدهبهدر
با ارجاع به خاستگاه واقعی روایت پوریم و کتاب استر، افسانهسازی در سنت فکری یهود کارکرد سیاسی و هویتی دارد. تولید اینگونه داستانها، در طول تاریخ، در خدمت تثبیت نوعی احساس برتری بر سایر اقوام و ملّتها به کار رفته است؛ برتریطلبیای که در ادبیات فلسفۀ سیاسی میتوان آن را در همسایگی مفهوم فاشیسم قرار داد؛ یعنی ترکیبی از نژادپرستی، خودخواهی و بزرگمنشی و میل به سلطۀ بر دیگران.
باید دانست که با وجود ابهامات مذکور در اصالت وقایع مرتبط با جشن پوریم، این افسانه در دوران معاصر کارکرد نسبتاً متمایزی یافته است. متنی که فاقد پشتوانۀ متقن تاریخی است، اکنون به ابزاری برای توجیه برخی جبهههای سیاسی تبدیل شده و به عنوان دستاویزی جهت تثبیت هویتهای ساختگی صهیونیستی و مشروعیتبخشیدن به اقدامات مناقشهبرانگیز کشتار و کشورگشایی نابهحقشان در عرصۀ بینالملل مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
از جمله شایعات رایج و بیپایۀ پیرامون داستان استر، پیوند دادن آن با آیین سیزدهبهدر است. گروهی ادعا میکنند ایرانیان در روز سیزدهم فروردین برای فرار از قتلعامی عظیم به دامان طبیعت پناه میبردهاند؛ حال آنکه روز سیزدهم فروردین در گاهشماری خورشیدی هیچگونه تطابقی با چهاردهم آدار در تقویم عبری ندارد. تطبیق دادن نوروز یا اکیتو با واقعۀ پوریم، از اساس مردود و فاقد اعتبار تاریخی است.
پژوهشگران تاریخ باستان، این روز را با ایزد تیر و نیایش برای نزول باران مرتبط میدانند. افزون بر این، نحسی عدد سیزده در فرهنگ ایران جایگاهی نداشته و باور به شوم بودن آن، پدیدهای وارداتی از فرهنگهای بیگانه تلقی میشود که در سدههای پسین با باورهای فولکلوریک مردم آمیخته شده است.
در کنار این مباحث مقالات تحلیلی نویسندگانی چون دکتر علی نیکویی نیز بر ماهیت افسانهای کتاب استر تأکید میورزند. با وجود انتساب آرامگاهی در همدان به شخصیتهای این داستان، منابع معتبر آکادمیک از جمله دایرهالمعارف یهود این کتاب را متنی سراسر خیالی توصیف میکنند. غیبت کامل طومار استر در میان یافتههای باستانشناختی بحرالمیت و نبود ارجاع به آن در متون عهد جدید، گواه دیگری بر فقدان جایگاه تاریخی این روایت است.
در تبیین چگونگی شکلگیری داستان استر، مستندات تاریخی پژوهشگران را به رویدادهای جزیره الفانتین(یب) در مصر باستان راهنمایی میکنند. شواهد نشان میدهد هسته اصلی این مجادله، درگیری محلی مردم میان جوامع مستقر در آنجا و بومیان مصری بر سر آیینهای قربانی بوده است. بر این اساس، شخصیت هامان نیز وزیری در دربار هخامنشی نبوده و مقامی کنعانی یا مصری به شمار میرفته که نام او در قرآن کریم نیز در کنار فرعون ذکر شده است. این مستندات گواهی میدهند داستان یادشده، حاصل انتقال و تحریف در مصر به جغرافیای امپراتوری پارس است.
از پوریم تا هولوکاست
همانطور که با بیانی دیگر پیشتر هم ذکر شد اگر روایت پوریم را در کنار روایتهای قرن بیستم و بیستویکم بنگریم، الگویی تکرارشونده دیده میشود؛ ساختن داستانهایی با محوریت تهدید نابودی کامل یهود، برجستهکردن ابعاد تراژیک آن و سپس استفاده از این تراژدیها برای توجیه سیاستهای خشونتبار و کشورگشایانه و ظالمانه که به نفع منافع بزرگمنشانۀ خودشان است. این الگو، از افسانۀ پوریم تا روایتهایی مانند هولوکاست، در اشکال متفاوت، اما با منطق مشترک به چشم میخورد.
البته که باید دانست عقدۀ یهودیان از هولوکاست این دفعه با همان صورت که حیت بدتر از آن در فلسطین اشغالی دیده میشود. هدف این مقایسه نشان دادن این نکته است که دستگاههای صهیونیستی چگونه با اتکا به حافظۀ گزینشی و ساخت چند روایت که با حب و بغض مخاطب بازی میکند، تلاش میکنند هرگونه نقد به سیاستهای کنونی خود از جمله کشتار غیرنظامیان و کودککشی در سرزمینهای اشغالی را با اتهام یهودیستیزی خاموش کنند.
برای مطالعۀ بیشتر: دربارۀ فلسطین اشغالی بیشتر بخوانید
در سینمای هالیوود آثار متعددی به رنجها و مصائب تاریخی یهودیان خصوصا در دوران جنگ جهانی دوم، پرداختهاند اما آیا یک فیلم هم هست که به مظلومیت مردم فلسطین پرداخته باشد؟ در ادامه نام 30 اثر شناختهشده در این زمینه ذکر میشود:
- فهرست شیندلر(Schindler’s List): اثری به کارگردانی استیون اسپیلبرگ که داستان نجات جان هزاران یهودی در دوران هولوکاست را به تصویر میکشد.
- پیانیست(The Pianist): روایتگر زندگی موسیقیدانی لهستانی یهودی در ورشو و تلاش او برای بقا در برابر ظلم نیروهای نازی است.
- زندگی زیباست(Life Is Beautiful): داستان پدری فداکار که با استفاده از تخیل، سعی در محافظت از روحیه فرزندش در اردوگاه کار اجباری دارد.
- پسری با پیژامه راهراه(The Boy in the Striped Pajamas): نگاهی به فجایع جنگ از دیدگاه دو کودک؛ روایتی تلخ از دوستی کودکی محبوس در اردوگاه با فرزند فرمانده آلمانی.
- خاطرات آن فرانک(The Diary of Anne Frank): اقتباسی از دفترچه خاطرات دختری نوجوان که همراه خانوادهاش سالها از ترس دستگیری مخفی شده بودند.
- پسر شائول(Son of Saul): روایتی مستند و تلخ از درون اردوگاه آشویتس و تلاش پدری برای دفن محترمانه پیکر فرزندش.
- خداحافظ بچهها(Au Revoir les Enfants): داستان پناه دادن به کودکان یهودی در مدرسهای شبانهروزی در فرانسه تحت اشغال.
- اروپا اروپا(Europa Europa): سرگذشت واقعی نوجوانی که برای زنده ماندن در میان نازیها، هویت و اصالت خود را پنهان میکند.
- ویولنزن روی بام(Fiddler on the Roof): فیلم کلاسیکی که به مصائب، آوارگی و فشارهای اعمالشده بر جوامع یهودی در روسیه تزاری میپردازد.
- زن طلایی(Woman in Gold): تلاش زنی سالخورده برای بازپسگیری آثار هنری خانوادهاش که در دوران تسلط نازیها مصادره و غارت شده بودند.
- مقاومت(Defiance): داستان واقعی برادران بیلسکی که در جنگلهای بلاروس پناهگاه ساختند و جان هزاران یهودی را در برابر تهاجم نازیها نجات دادند.
- همسر نگهبان باغوحش(The Zookeeper’s Wife): روایت تلاشهای زوجی لهستانی برای پنهان کردن صدها انسان در میان ویرانههای باغوحش ورشو حین اشغال شهر.
- ایدا(Ida): سرگذشت راهبهای جوان در لهستان دهه شصت میلادی که به ریشههای یهودی خانوادهاش پی میبرد و در پی کشف حقیقت میرود.
- بدو پسر بدو(Run Boy Run): داستان واقعی فرار کودکی هشتساله از محله یهودینشین ورشو و تلاش او برای زنده ماندن در جنگلها و مزارع اطراف.
- کلید سارا(Sarah’s Key): ماجرای روزنامهنگاری که در جستوجوی حقایق مربوط به دستگیری خانوادههای یهودی در پاریس، به داستان تلخ دختری خردسال میرسد.
- انکار(Denial): نبرد حقوقی و نفسگیر نویسندهای یهودی در دادگاه بریتانیا برای اثبات وقایع هولوکاست در برابر فرد منکر آن.
- جاکوب دروغگو(Jakob the Liar): روایتی از امید دادن مردی در محلهای محصور که با اخبار ساختگی از پیشروی متفقین، به همسایگانش روحیه میدهد.
- قطار زندگی(Train of Life): اثری با نگاهی متفاوت و طنز تلخ درباره اهالی روستایی که برای فرار از خطر، قطاری شبیهسازیشده میسازند تا خود را نجات دهند.
- قیام(Uprising): ساختن تصویر مقاومت مسلحانه و شجاعانه ساکنان محله یهودینشین ورشو در برابر نیروهای آلمانی و تلاش برای دفاع از موجودیت خویش.
- خروج(Exodus): حماسه تاریخی درباره مهاجرت بازماندگان وقایع جنگ جهانی دوم و تلاش آنها برای بازسازی زندگی پس از سالها رنج و آوارگی.
- هولوکاست (Holocaust): مینیسریالی کلاسیک که سرگذشت خانوادهای یهودی در آلمان را طی دهههای پیش از جنگ جهانی دوم و دوران تسلط نازیها به تصویر میکشد و ابعاد فاجعه را از دریچه تجربیات شخصی آنان نمایان میسازد.
- نوری کوچک (A Small Light): سریالی بر اساس رویدادهای واقعی که داستان زنی شجاع به نام میپ گیس را روایت میکند؛ فردی که جان خود را برای پناه دادن به خانواده آن فرانک در برابر نیروهای اشغالگر به خطر انداخت.
- ما خوششانس بودیم (We Were the Lucky Ones): مینیسریالی اقتباسی از داستانی واقعی، درباره خانوادهای بزرگ و یهودی در لهستان که پس از شروع جنگ جهانی دوم از هم جدا میشوند و برای زنده ماندن و یافتن مجدد یکدیگر تلاش میکنند.
- توطئه علیه آمریکا (The Plot Against America): سریالی با روایتی از تاریخ جایگزین که تجربیات خانوادهای یهودی در ایالات متحده را هنگام قدرت گرفتن جریانات فاشیستی و بیگانهستیز در این کشور نشان میدهد.
- ترانسآتلانتیک (Transatlantic): سریالی درباره شبکه نجات واریان فرای در شهر مارسی فرانسه که با وجود موانع بسیار، به روشنفکران، هنرمندان و پناهجویان یهودی کمک کرد تا از چنگال نازیها بگریزند.
- نور خورشید (Sunshine): فیلمی سینمایی که سرنوشت سه نسل از خانوادهای یهودی در مجارستان را طی تحولات پرفرازونشیب قرن بیستم، از امپراتوری اتریش-مجارستان تا دوران پس از جنگ، دنبال میکند.
- بیسرنوشت (Fateless): اثری سینمایی بر اساس رمانی به همین نام، که تجربیات هولناک نوجوانی مجارستانی را پس از انتقال به اردوگاههای کار اجباری و تلاش او برای درک دنیای پیرامونش به تصویر میکشد.
- آمین (.Amen): فیلمی که به بررسی سکوت و انفعال بخشهایی از جامعه جهانی در برابر فجایع رخداده میپردازد و تلاشهای افسری آلمانی و کشیشی جوان را برای آگاهسازی جهان از وضعیت اردوگاهها نشان میدهد.
- گروگانگیر (The Pawnbroker): فیلمی سینمایی درباره بازماندهای از اردوگاههای کار اجباری که در نیویورک زندگی میکند و همچنان با خاطرات دردناک گذشته و از دست دادن خانوادهاش دستوپنجه نرم میکند.
- سفر نفرینشدگان (Voyage of the Damned): روایتی سینمایی از واقعهای تاریخی درباره کشتی مسافربری سنت لوئیس که پناهجویان یهودی را از آلمان نازی خارج کرد، اما با ممانعت کشورهای مختلف برای پذیرش آنان مواجه شد.
یهودیت صهیونیستی تلاش میکند تا با خارج کردن تمامی قرائات دیگر از یهودیت از دور رقابت، خود را در مقام یگانه مرجع تفسیر یهودیت جا بزند و تمامی تصاویر سنتی از یهودیت مذهبی را در آتش بیفکند. یادمان نرود که صهیونیسم پیش از آنکه خود را صاحب این جهان تلقی کند، میراثدار و صاحب دین یهود میداند. تا اینجا احتمالاً بارها به ذهنمان خطور کرده باشد که چرا صهیونیسم نسبت به تخریب ادیان احساس نیاز میکند؟
چرا باید لابی صهیونیستهای معاصر به این فکر کند که باید رسانهها را تحت تسلط خود در آورده و از تلوی زیون و سینما و سایتهای مختلف، ایدئولوژی خود را تبلیغ کند؟ صهیونیسم چیست و چرا تا این حد در بهرهوری از مناسبات تکنولوژیک دنیای جدید سریع عمل میکند؟ پاسخ این سؤالات را در متن نقد سریال Unorthodox-2020 مطالعه کنید.
فرجام سخن | جشن پوریم چیست؟
در مورد رویکردها و سیاستهای پیشگفتۀ یهود در باب مظلومنمایی و مشروعیت بخشیدن به جنایات خود اعم از ایجاد اغتشاش در کشورهای اسلامی از طریق سمپاشی رسانهای، ایجاد جنگهای ناجوانمردانه با اهداف مختلف که یکی از مهمترین آنها کاهش جمعیت جهان و غارت منابع کشورهای عربی و مسلمان است میتوان به یکی از جنایات اخیر آنها که با بهانۀ دستیابی جمهوری اسلامی ایران به سلاح اتمی بود اشاره کرد.
این درحالیست که کشور آمریکا حدود 3700 کلاهک هستهای فعال و اسرائیل قریب به 90 کلاهک هستهای فعال را در اختیار دارد و به سازمان انرژی اتمی اجازۀ بازدید و تفتیش از تسلیحات نظامی و هستهای خود را نمیدهد در صورتی که خواستار چنین اقدامی برای کشور ایران هستند و لازم به ذکر است که همین مسئله را دستآویزی برای حمله به جمهوری اسلامی قرار دادند. این نمونهای از مظلومنمایی و مشروعیت بخشیدن این دولت های غاصب به جنایات کثیف خود است.
این افراد دقیقا با همان استراتژی تحریفیای که برای جشن پوریم خود به عنوان مناسبتی جهت ایرانی کشی بهکار گرفته بودند در همان روز به ایران نیز حملهور شدند و در حین مذاکرات صلحآمیز هستهای از سوی ایران به صورت ناجوانمردانه مردم و کودکان ایرانی را مورد حملۀ موشکی قرار دادند.
این نکته حائز اهمیت است که یهودیان جشن پوریم را یادآوری برای مقابله با یهودستیزی میپندارند اما واقعیت امر این است که جشن پوریم اگر هم ریشهای تاریخی مستندی داشته باشد چیزی جز بهانهای برای مشروعیت بخشیدن به ایجاد ناامنیهای خود در منطقه جهت دستیابی به منافع بزرگمنشانه و ظالمانۀ خود هستند.
دیدگاهتان را بنویسید