تحلیل جامع تحولات منطقه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ | شهادت دکتر لاریجانی آغازی بر طوفان منطقهای
در پی شهادت دکتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سردار سلیمانی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، منطقه شاهد یکی از بیسابقهترین و گستردهترین رویاروییهای نظامی در تاریخ معاصر خود شد. این رویداد، ماشۀ زنجیرهای از عملیاتهای تلافیجویانه ایران و محور مقاومت را کشید که عمق استراتژیک رژیم صهیونیستی را با صدها موشک پیشرفته هدف قرار داد و با گسترش میدان نبرد، پایگاههای آمریکایی را در سراسر منطقه به آتش کشید و با ورود به فاز «جنگ انرژی» در پاسخ به حمله دشمن به پارس جنوبی، شریانهای حیاتی اقتصاد غرب را در معرض تهدیدی مستقیم و بیسابقه قرار داد. این تحولات در حالی رخ میدهد که توان دریایی ایالات متحده با از کار افتادن دو ناو هواپیمابر خود در منطقه، در ضعف قرار گرفته و فضا را برای تغییر بنیادین معادلات قدرت باز گذاشته است.
فهرست مطالب
Toggleتضعیف توان دریایی آمریکا در منطقه
توانمندی دریایی ایالات متحده در منطقه با از کار افتادن هر دو ناو هواپیمابر حاضر در صحنه، دچار یک افول عملیاتی جدی شده است.
ناو هواپیمابر جرالد فورد که به منظور حرکت به سمت دریای سرخ و ورود به خلیج عدن و اقیانوس هند مأموریت داشت، با یک آتشسوزی گسترده و طولانی مواجه شد که برای ۳۰ ساعت ادامه یافت.
این حادثه پیش از عبور از تنگه باب المندب رخ داد و ناو را وادار به تغییر مسیر و عقبنشینی به سوی دریای مدیترانه و جزیره کرت کرد تا تحت تعمیرات قرار گیرد.
هرچند نیروی دریایی آمریکا تلاش کرد این رویداد را کماهمیت جلوه دهد و اعلام نمود که خللی در مأموریت ناو ایجاد نشده، اما واقعیتهای میدانی حاکی از آسیبهای قابل توجه است. این آتشسوزی منجر به انهدام کامل خوابگاه ۶۰۰ نفر از پرسنل ناو شده و بخش خدمات آن را با صدمات جدی روبرو کرده است.
شرایط به قدری وخیم بود که این ۶۰۰ نفر از خدمه برای چند روز متوالی ناچار به خوابیدن در کف ناو بودهاند. این حادثه، به همراه مشکلات پیشین این ناو در زمینه سیستم فاضلاب، عملاً آن را برای ماهها از وضعیت عملیاتی خارج کرده و دهها جنگنده مستقر روی آن نیز قابلیت اجرای مأموریت خود را از دست دادهاند.
همزمان، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز وضعیت بهتری ندارد. این ناو در پی اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی و همچنین چندین اژدر سنگین دوربرد، آسیبهای عمیقی دیده است.
شدت این آسیبها به حدی است که این ناو توانایی دریانوردی برای بازگشت به پایگاه اصلی خود در آمریکا را نیز از دست داده است.
با خروج این دو دارایی استراتژیک از چرخه عملیاتی، یک خلأ قدرت محسوس در توانایی آمریکا برای اعمال نفوذ دریایی در منطقه به وجود آمده است.
این وضعیت یک فرصت تاکتیکی برای نیروهای ایرانی فراهم میآورد تا پیش از ورود ناو جرالد فورد به کانال سوئز یا در حین عبور از آن، اقدام به حمله موشکی علیه آن کرده و انتقام ناوچه دنا و دانشجویان شهید آن را بگیرند.
پاسخ به ترور؛ تشدید حملات موشکی به عمق اراضی اشغالی
در پی شهادت دکتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و همراهانش، نیروهای مسلح ایران فاز جدید و بیسابقهای از حملات موشکی را علیه اهداف راهبردی در سراسر اراضی اشغالی آغاز کردند.
این عملیاتها که در قالب موج 61 عملیات «وعده صادق ۴» و با رمز «یا اباعبدالله الحسین(ع)» اجرا شد تلآویو را به عنوان مرکز فعالیتهای رژیم صهیونیستی، کانون اصلی این حملات بود.
در این تهاجم برقآسا، از موشکهای پیشرفته و با قابلیتهای گوناگون مانند «خرمشهر ۴» چند کلاهکه «قدر» چند کلاهکه، «عماد» و «خیبرشکن» استفاده شد.
این موشکها با موفقیت کامل از سد سامانه پدافند چندلایه و پیشرفته رژیم صهیونیستی عبور کرده و بیش از ۱۰۰ هدف نظامی و امنیتی را در مرکز سرزمینهای اشغالی با دقت مورد اصابت قرار دادند.
این حمله موجی از شوک و ناتوانی را بر جبهه داخلی دشمن حاکم کرد. اطلاعات میدانی نشان میدهد که پس از این تهاجم شدید، برق در بخشهای وسیعی از تل آویو قطع شد و کنترل شرایط و امکان امدادرسانی برای نیروهای داخلی بسیار دشوار گشت.
برآوردهای اولیه حاکی از کشته و زخمی شدن بیش از ۲۳۰ نفر در این حمله بود. حملات به این موج محدود نشد و رگبارهای موشکی بعدی با تمرکز بر مناطق دیگر ادامه یافت.
جبهه داخلی دشمن از آغاز رگبار جدیدی با تمرکز بر منطقه نقب و شهر اشغالی بئرالسبع خبر داد و از ساکنان این مناطق خواست تا فوراً به پناهگاهها بروند.
متعاقباً، موج دیگری از موشکها مرکز تا شمال فلسطین اشغالی و پایگاهها و تأسیسات دشمن در این مناطق را هدف گرفت.
یکی از جنبههای مهم این حملات، استفاده گسترده از موشکهای «بارانی» بود. این نوع موشکها که از کلاهکهای بارشی با دهها یا صدها ریزمهمات بهره میبرند، تأثیر روانی عمیق و تخریب گستردهای را به همراه دارند.
در رگبار موشکی که منحصراً اراضی اشغالی را هدف گرفت، از موشکهای بارشی با کلاهک ۶۰گانه استفاده شد و موشکهای بارشی با کلاهکهای سنگینتر و تعداد کمتر نیز برای هدف قرار دادن اهداف خاص به کار گرفته شدند.
صدها نقطه در مرکز اراضی اشغالی هدف اصابت این ریزمهمات قرار گرفتند و آتش و تخریب را به تمام محلات کشاندند. با طلوع آفتاب، یافای اشغالی(تل آویو) به همراه مناطق پیرامونی آن تا جنوب و شهرکهای صهیونیستنشین کرانه باختری و مراکز امنیتی، بار دیگر زیر باران موشکهای ایرانی قرار گرفتند.
رسانههای دشمن از خسارات سنگین این رگبارها خبر داده و اعلام کردند که جایجای جنوب تل آویو بر اثر اصابت ریزمهمات موشکهای بارانی ایران در حال سوختن است. تا ساعات بعد از ظهر، هفتمین رگبار موشکی از شب گذشته بر سر صهیونیستها فرود آمده بود.
گسترش میدان نبرد؛ پایگاههای آمریکایی و متحدان منطقهای در تیررس
مقاومت اسلامی عراق در واکنش به شهادت مسئول امنیتی کتائب حزبالله، یکی از بزرگترین عملیاتهای خود را به اجرا گذاشت و طی ۲۴ ساعت، ۴۷ عملیات موفق با استفاده از دهها فروند پهپاد و موشک علیه پایگاههای دشمن در عراق و منطقه انجام داد.
همزمان، ایران هشداری جدی به رژیم اردن صادر کرد. حکومت اردن به دلیل در اختیار گذاشتن حریم هوایی و تمام پایگاههای خود در اختیار نیروهای آمریکایی و صهیونیستی برای حمله به مسلمانان منطقه، به عنوان یک هدف مشروع اعلام شد.
قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء(ص) ضمن هشدار به دولت اردن، از ملت مسلمان اردن خواست تا با اقدامات خائنانه رژیم حاکم مقابله کنند.
این هشدار، پیشدرآمدی برای حملات سخت علیه پایگاههای آمریکایی و حتی بندر عقبه تلقی میشود. تأسیسات مهمی که شرکتهای آمریکایی با حمایت صهیونیستها و کاخ سفید در اردن ایجاد کردهاند، در کنار تمام پایگاههای نظامی و فرودگاه، در فهرست اهداف قرار گرفتند.
موج 62 عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یا علی بن موسی الرضا (ع)» به صورت مستقیم پایگاههای آمریکا در منطقه و نقاط تجمع نظامیان و مراکز پشتیبانی رژیم صهیونیستی را هدف گرفت.
در این موج کوبنده، مراکزی در عکا، حیفا، تل آویو و بئرالسبع پس از فروپاشی کامل سامانههای پدافندی، بدون حتی به صدا درآمدن آژیرهای خطر، با موشکهای قدرتمند منهدم شدند.
به موازات آن، برای سومین بار متوالی کلیه پایگاههای آمریکایی در منطقه شامل علی السالم، ویکتوریا، الخَرج، العُدید، العُدَیری، الظَفره، الازرق، ناوگان پنجم دریایی و عریفجان با موشکهای قدرتمند چندکلاهکه و پهپادهای دقیق انهدامی شخم زده شدند.
در جبهه دیگری، حملات گسترده پهپادی و موشکی ایران به مقرهای گروهکهای تروریستی در شمال عراق، به ویژه در اطراف سلیمانیه و داخل این شهر، تشدید شد.
صدای انفجارهای سنگین تا حلبچه نیز شنیده میشد که نشاندهندۀ گستردگی عملیات علیه تمام مواضع این گروهکها بود. هدف این عملیات، نابودی کامل زیرساختهایی بود که این گروهکها طی ۱۵ سال گذشته با حمایت مستقیم آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه ایجاد کرده بودند تا توان عملیاتی آنها به صفر برسد. گزارشهای میدانی حاکی از اصابتهای بسیار دقیق پهپادی به مقرهای این گروهکها بود.
ورود به جنگ انرژی؛ حمله به پارس جنوبی و گشوده شدن دروازههای جهنم
درگیریها با حمله مستقیم دشمن صهیونیستی-آمریکایی به تأسیسات راهبردی انرژی ایران وارد مرحلهای جدید و خطرناک شد. فازهای ۳، ۴، ۵، ۶، ۱۴، ۱۵، ۱۶ و ۱۷ پارس جنوبی در عسلویه هدف اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفتند.
این اقدام که پیامدهای مستقیمی برای اقتصاد جهانی در پی داشت. بلافاصله پس از این حمله، ستاد مدیریت بحران در منطقه فعال شد و کارکنان به نقاط امن منتقل شدند.
برای کنترل و جلوگیری از سرایت آتش، فازهای مورد حمله از مدار تولید خارج شدند. این حمله، بهای نفت را که به صورت مصنوعی پایین نگه داشته شده بود به سرعت به بالای ۱۰۸ دلار در هر بشکه رساند.
پاسخ ایران به این تجاوز، سهمگین و فوری بود. دقایقی پس از حمله به پارس جنوبی، موشکهای سنگین ایران پایگاهها و زیرساختهای نیروهای آمریکایی در جزیره منامه بحرین و مناطق پیرامونی آن را در هم کوبیدند.
این اقدام نشان داد که هرگونه تعرض به منابع انرژی ایران، با پاسخ متقابل و شدید به زیرساختهای انرژی آمریکا و متحدانش در منطقه مواجه خواهد شد.
در ادامه این تنش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشداری فوری و بیسابقه صادر کرد و از شهروندان و افراد مقیم در عربستان سعودی، امارات و قطر خواست تا فوراً از تأسیسات نفتی و گازی در این کشورها فاصله بگیرند.
در این بیانیه به صراحت اعلام شد که پالایشگاه سامرف و مجتمع پتروشیمی الجبیل در عربستان، میدان گازی الحصن در امارات و مجتمع پتروشیمی مسیعید و پالایشگاه رأس لفان در قطر به اهدافی مستقیم و مشروع بدل شدند و مورد هدف قرار گرفتند.
این هشدار، جهان را در آستانه یک شوک بزرگ انرژی قرار داد و نشان داد که ایران قصد دارد هزینه حماقت کانونهای قدرت غربی را بر کل اقتصاد سرمایهداری تحمیل کند.
سخنگوی وزارت خارجه قطر که این حمله را محکوم کرده بود، با این پاسخ مواجه شد که در اختیار گذاشتن پایگاه به نیروهای متجاوز، آن کشور را نیز در دایره اهداف مشروع قرار میدهد و هیچکس از تبعات این جنگ در امان نخواهد بود.
مناقشات راهبردی و مطالبات داخلی در بحبوحه درگیری
همزمان با تشدید درگیریها، مباحثات و مطالباتی در سطح داخلی نیز مطرح شد که نشاندهنده پویایی افکار عمومی و راهبردی در مواجهه با بحران بود.
یکی از مطالبات اصلی از نیروهای مسلح، توجه ویژه به موضوع دریافت و انتشار تصاویر و ویدئوها از اصابتها در سرزمینهای اشغالی بود.
این درخواست با این استدلال مطرح شد که در غیاب اسناد تصویری، حتی شلیک صدها موشک سنگین نیز ممکن است به دلیل سانسور شدید دشمن، تأثیر لازم را در افکار عمومی نداشته باشد و به کاهش اعتبار و اعتماد منجر شود.
پیشنهاد مشخص در این زمینه، استفاده از پهپادهای پهنپیکر با برد بلند یا پهپادهای شناسایی و تصویربرداری برای مستندسازی عملیاتها و در هم شکستن سانسور خبری دشمن بود.
تشدید تنشها و ورود درگیریها به فاز تخریب زیرساختها
در پی حمله به تأسیسات انرژی پارس جنوبی، هشدار رسمی برای تخلیه فوری پنج شاهرگ حیاتی انرژی در عربستان، امارات و قطر صادر شد.
این اقدام، نشاندهنده عبور از درگیریهای نیابتی و ورود به مرحلهای جدید از تخریب متقابل در حوزه انرژی است. بیانیه قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء(ص) این رویکرد را تأیید کرده و اعلام میکند که زیرساختهای سوخت، انرژی و گاز مبدأ تهاجم، در اولین فرصت هدف قرار خواهند گرفت.
این هشدار قاطع، به آمریکا و اسرائیل نیز اعلام میکند که گزینهای جز خروج از منطقه یا مواجهه با ضربات کوبنده ندارند. درگیریها دیگر محدود به یک منطقه خاص نیست و ابعاد آن کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
دوران تقابلهای محدود به پایان رسیده و هر تجاوزی با پاسخی مستقیم و متناسب در سطح زیرساختی مواجه میشود. این تحول، معادلات امنیتی منطقه را به کلی دگرگون کرده و دورهای از بیثباتی عمیق را آغاز نموده است. سکوت کاخ سفید پس از این تحولات، نشان از سردرگمی راهبردی واشنگتن در مواجهه با این سطح از پاسخگویی است.
هدفگیری هوشمند مراکز انرژی و سرمایههای غربی
انتخاب اهداف در عربستان، امارات و قطر کاملاً حسابشده و با هدف وارد آوردن ضربه مستقیم به قلب اقتصاد غرب صورت گرفته است. این یک عملیات دقیق اقتصادی است که سرمایههای آمریکایی و امنیت انرژی اروپا را به طور همزمان نشانه میرود.
پالایشگاه سامرف و مسیعید
این دو پالایشگاه که با سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای آمریکایی شورون و اکسونموبیل فعالیت میکنند، اهداف اولیه بودند.
حمله به این مراکز به معنای از بین بردن دهها میلیارد دلار سرمایه مستقیم ایالات متحده است و پیامی روشن به والاستریت ارسال میکند که هزینههای ماجراجویی نظامی در منطقه به طور مستقیم متوجه منافع اقتصادی آمریکا خواهد بود.
میدان گازی الحصن (امارات)
هدفگیری این میدان گازی، شبکه داخلی برق و انرژی امارات متحده عربی را مختل میکند. این اقدام توان عملیاتی امارات را کاهش میدهد و به عنوان هشداری جدی به سایر کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی عمل میکند.
موفقیت حمله به تأسیسات گازی در ابوظبی، علیرغم فعال بودن سامانههای پدافندی، این پیام را تقویت کرد.
پالایشگاه رأس لفان (قطر)
این هدف، مهمترین و خطرناکترین نقطه در فهرست اهداف اعلامی بود. رأس لفان بزرگترین تأسیسات صادرات گاز مایع (LNG) در جهان است.
پس از تحریمهای اعمالشده علیه روسیه، اروپا برای تأمین گرمایش و انرژی صنایع خود در زمستان، به شدت به گاز قطر وابسته شده است.
حمله موشکی به این شهر صنعتی که به تأیید شرکت ملی نفت و گاز قطر (QatarEnergy) و تصاویر ماهوارهای ناسا رسیده، خسارات قابل توجهی به بار آورده است.
آتشسوزیهای گسترده در کارخانه Pearl GTL که متعلق به رویال داچ شل و قطر انرژی است، نشان میدهد که این حمله با هدف خارج کردن کامل تأسیسات از وضعیت عملیاتی انجام شده است.
این اقدام میتواند منجر به بحران انرژی در اروپا و سقوط ارزش یورو شود. وزارت خارجه قطر این حمله را محکوم کرد، اما این واکنش در حالی صورت گرفت که پیشتر حمله به پارس جنوبی از پایگاههای موجود در این کشورها تسهیل شده بود.
عملیات روانی و تاکتیک تخلیه پیش از حمله
صدور هشدار برای تخلیه فوری مراکز انرژی پیش از انجام حمله، یک مانور هوشمندانه در حوزه عملیات روانی و حقوقی بود. این تاکتیک به طور همزمان چندین هدف را دنبال میکند.
نخست، با ایجاد وحشت در میان کارکنان و مهندسان غربی شاغل در این تأسیسات، فرآیند تولید و عملیات را حتی پیش از اصابت اولین موشک متوقف میکند. فرار سراسیمه نیروی کار متخصص، عملاً این مراکز را از کار میاندازد.
دوم، این هشدار باعث ایجاد پانیک در بازارهای جهانی بورس و نفت میشود و جهشهای قیمتی غیرقابل کنترلی را به دنبال دارد.
نفت ۲۰۰ دلاری و بنزین گالنی ۱۰ دلار، سناریوهایی هستند که میتوانند دولتها را در آمریکا و اروپا در آستانه انتخابات با بحرانهای جدی اجتماعی و اقتصادی مواجه کنند.
سوم، از منظر حقوقی، این اقدام یک پوشش برای حملات فراهم میآورد. با اخطار قبلی برای حفظ جان غیرنظامیان، مسئولیت تلفات احتمالی به کشورهایی که این هشدار را نادیده گرفته و به میزبانی از نیروهای متخاصم ادامه دادهاند، منتقل میشود.
این روش، هزینه مداخله نظامی را برای واشنگتن و متحدانش به قدری بالا میبرد که مهار کردن اسرائیل به یک گزینه منطقی برای خود آمریکا تبدیل میگردد.
فروپاشی دکترین بیطرفی در منطقه
قرار گرفتن نام قطر، کشوری که همواره به عنوان میزبان مذاکرات و میانجی صلح شناخته میشد، در فهرست اهداف، یکی از بزرگترین شگفتیهای این بحران بود.
این اقدام پیامی صریح و بدون ابهام داشت: در جنگ زیرساختها، مفهومی به نام کشور «بیطرف» وجود ندارد. هر کشوری که به جنگندهها یا نیروهای آمریکایی و اسرائیلی خدمات لجستیکی ارائه دهد، حتی اگر به طور مستقیم در حمله مشارکت نکند، به عنوان شریک در تهاجم شناخته شده و باید هزینه آن را بپردازد.
قطر به دلیل میزبانی از پایگاه هوایی العدید، بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه به عنوان یک هدف مشروع تلقی شد. این رویکرد، سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز در موقعیت دشواری قرار میدهد و آنها را مجبور به محاسبه مجدد هزینهها و منافع همکاری نظامی با ایالات متحده میکند.
موضعگیری وزارت خارجه امارات نیز که بدون محکوم کردن حمله به پارس جنوبی، نگرانی خود را از تهدید امنیت انرژی جهانی ابراز کرده بود، با پاسخهای عملی مواجه شد.
گشایش جبهه شمالی و نمایش توانمندیهای جدید حزبالله
همزمان با تشدید تنشها در خلیج فارس، حزبالله لبنان نیز حملات خود را در شمال اراضی اشغالی به شدت افزایش داده است.
این عملیاتها نشاندهنده تغییر تاکتیکی مهمی است. حزبالله از حالت دفاعی خارج شده و با اتخاذ یک سیاست تهاجمی متحرک، ابتکار عمل را در دست گرفته است.
برخلاف گذشته که ارتش اسرائیل مدعی انهدام زیرساختهای مقاومت بود، امروز در مهار حملات روزانه و گسترده حزبالله ناتوان است.
رزمندگان لبنانی با استفاده از دهها فروند پهپاد انهدامی و صدها تیر موشک و راکت با بردها و دقتهای گوناگون، مواضع نظامی، راداری و ارتباطی اسرائیل را هدف قرار میدهند.
فاصله کوتاه تا اهداف و از بین رفتن بخش قابل توجهی از توانایی پدافندی و راداری اسرائیل، دقت و میزان اصابتها را به شکل چشمگیری افزایش داده است.
در یکی از مهمترین تحولات، حزبالله با شلیک موشک به سمت تأسیسات بندر عسقلان، دورترین حمله تاریخ خود را با بردی بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتر به ثبت رساند.
این اقدام تواناییهای جدید و پنهان مقاومت لبنان را به نمایش گذاشت. حملات همزمان به کریات شمونه، صفد، نهاریا، کرمل و دیگر نقاط شمالی، نشان از یک عملیات هماهنگ و گسترده دارد که خطوط دفاعی اسرائیل را دستخوش تغییرات کرده است.
ارتش اسرائیل که پیشتر مدعی نابودی توانمندیهای حزبالله بود، اکنون در برابر جابجایی سریع نیروها و تجهیزات و اشراف اطلاعاتی بالای مقاومت، هیچ طرح عملیاتی مؤثری ندارد و به بمبارانهای کور و حمله به اهداف غیرنظامی روی آورده است. این فشار مداوم، بازگشت شهرکنشینان به شمال، تلآویو را در یک بحران فرو برده است.
آسیبپذیری سامانههای پدافندی و خسارات در عمق
حملات گسترده و ترکیبی، ضعف و ناتوانی سامانههای پدافندی پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی را آشکار کرد. در دبی، یک موشک که حامل گلولههای منور به جای سر جنگی بود، باعث شد سامانه پدافندی پاتریوت دهها تیر موشک گرانقیمت را برای رهگیری اهداف کاذب شلیک کند و بخش بزرگی از ذخایر خود را به هدر دهد. این تاکتیک فریب، نشاندهنده هوشمندی در طراحی حملات برای تخلیه توان دفاعی دشمن است.
در بغداد، سامانه پدافندی C-RAM که از سفارت آمریکا محافظت میکرد، با اصابت یک پهپاد انهدامی از کار افتاد و منهدم شد. این اتفاق، پایگاههای آمریکایی در عراق را بیش از پیش آسیبپذیر کرده است.
در اسرائیل، علیرغم سانسور شدید خبری، شبکه ۱۲ این رژیم به آسیب دیدن دستکم سه فروند «هواپیمای خاص» در پایگاه هوایی بنگوریون اعتراف کرد.
تصاویر منتشر شده بعدی نشان داد که این هواپیماها به طور کامل منهدم شدهاند. وزارت راه اسرائیل نیز اعلام کرد که فرودگاه بنگوریون به روی پروازهای شرکتهای داخلی مانند «العال» بسته خواهد بود. حملات پهپادی ارتش به این پایگاه که محل استقرار هواپیماهای سوخترسان است، آن را عملاً غیرعملیاتی کرده است.
در عربستان، انفجارهای پیدرپی و آتشسوزی گسترده در بخش آمریکایی پالایشگاه نفت ریاض که سوخت جنگندههای مستقر در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان(الخرج) را تأمین میکرد، روند سوخترسانی به این جنگندهها را با اختلال جدی مواجه کرد.
ادعای وزارت دفاع سعودی مبنی بر رهگیری پرتابهها با تصاویر طلوع خورشید از دل انفجارها در ریاض، در تضاد کامل بود.
همزمان با این عملیات، حملات موشکی به پادگان نیروهای آمریکایی و مقرهای گروههای ضدانقلاب کردی در استان سلیمانیه عراق نیز صورت گرفت که نشان از رویکردی جامع برای هدف قرار دادن تمام تهدیدات در منطقه دارد.
شهادت دکتر علی لاریجانی و سردار سلیمانی پاسخ چندوجهی و کوبنده ایران و محور مقاومت را در بر داشت. این بحران نشان داد که دوران حملات یکطرفه و عدم تقارن در پاسخ به پایان رسیده و هرگونه تهاجم به منافع ایران، با پاسخی مستقیم و متناسب در آسیبپذیرترین نقاط دشمن مواجه خواهد شد.
فروپاشی توان بازدارندگی آمریکا با زمینگیر شدن ناوهای هواپیمابر، اثبات ناکارآمدی سامانههای پدافندی پیشرفته و کشاندن پای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی به مرکز درگیری، یک واقعیت جدید را بر منطقه تحمیل کرده است: دیگر هیچ نقطهای برای دشمن و حامیانش امن نیست و هزینه هرگونه ماجراجویی در میدان نظامی، در بازارهای جهانی انرژی و بورسهای والاستریت پرداخت خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید