از مستند جنجالی «ملانیا» تا جام جهانی ۲۰۲۶ | پروژه جدید تهیهکنندگان نزدیک به ترامپ با حمایت فیفا
دیزنی پلاس و فیفا با وعده روایتی «صمیمی و پیشبینینشده» ساخت مستند رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ را اعلام کردهاند؛ پروژهای که قرار است بزرگترین تورنمنت فوتبال را به تصویر بکشد. اما نگاهی به نامهای پشت پرده این پروژه، از جمله فرناندو سولیچین، تهیهکننده مستند جنجالی «ملانیا» و سِر مارتین سورل، غول رسانهای نزدیک به محافل قدرت، نشان میدهد که این داستان ورزشی ممکن است فصلی دیگر از یک بازی بزرگ سیاسی طرفداران ترامپ باشد.
در بحبوحهی افزایش انتقادات از عملکرد دولت دونالد ترامپ، حلقهای از نزدیکان و متحدان رسانهای او، پروژهای بلندپروازانه را با همکاری فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) کلید زدهاند و آن تولید مستند رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ است.
این پروژه که در ظاهر یک اثر ورزشی به نظر میرسد، در بطن خود حکایت از یک همپوشانی عمیق میان قدرت سیاسی، سرمایههای کلان و استراتژیهای رسانهای در دوران ریاستجمهوری ترامپ دارد.
پروژه ساخت این مستند با عنوان «تعقیب رویا» (the DreamChasing) در حالی مراحل تولید خود را آغاز کرده که حواشی سیاسی پیرامون آن، توجهات را از خود رویداد ورزشی منحرف کرده است.
این اثر که با «حمایت و مشارکت» رسمی فیفا ساخته میشود و قرار است از طریق غول رسانهای دیزنیپلاس به مخاطبان جهانی عرضه شود، وعده داده است که روایتی «صمیمی و پیشبینینشده» از بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان ارائه دهد.
دیزنی پلاس (+Disney) سرویس پخش آنلاین ویدیوی اشتراکی است که توسط شرکت والت دیزنی اداره میشود. این پلتفرم که در اواخر سال ۲۰۱۹ راهاندازی شد، به سرعت به یکی از بازیگران اصلی در «جنگ سرویسهای استریم» تبدیل گشت و به رقابت مستقیم با غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم ویدئو پرداخت.
نقطه تمایز اصلی دیزنی پلاس در مقایسه با دیگر سرویسهای استریم، دسترسی انحصاری به محتوای عظیم از محصولات تولید شده توسط استودیوهای زیرمجموعه دیزنی است؛ از جمله تمامی انیمیشنها و فیلمهای کلاسیک و مدرن دیزنی، آثار کمپانی پیکسار، دنیای سینمایی مارول (MCU)، کهکشان جنگ ستارگان (Star Wars) و مستندهای نشنال جئوگرافیک.
این سرویس علاوه بر آرشیو بزرگ خود، سرمایهگذاری سنگینی بر روی تولید محتوای اختصاصی مانند سریالهای «مندلورین» و «لوکی» کرده است که با تکیه بر محبوبیت جهانی این برندها، میلیونها مشترک را در سراسر جهان به خود جذب کرده است.
آنچه مستند مذکور را از سایر تولیدات مشابه متمایز میکند، هویت گردانندگان پشت پرده آن است. مارتین سورل، چهرهی سرشناس رسانهای بریتانیا و موسس S4Capital به همراه فرناندو سولیچین، این پروژه را رهبری میکنند.
سِر مارتین سورل (Sir Martin Sorrell) یکی از شاخصترین، قدرتمندترین و در عین حال جنجالیترین چهرهها در صنعت جهانی تبلیغات و بازاریابی است. او به عنوان مغز متفکر و بنیانگذار گروه WPP شناخته میشود که با استراتژیهای تهاجمی خرید و ادغام شرکتها، یک تولیدکننده کوچک سبدهای خرید به نام «Wire and Plastic Products» را بزرگترین هلدینگ تبلیغاتی و روابط عمومی جهان کرد.
سورل برای بیش از سه دهه رهبری این امپراتوری رسانهای را بر عهده داشته و شخصیتی قدرتمند و ذینفوذ در دنیای تبلیغات مدرن شناخته میشود. پس از خروج ناگهانی و پرحاشیه او از WPP در سال ۲۰۱۸، او به سرعت با تأسیس شرکت جدیدی به نام S4Capital شناخته شد و با تمرکز انحصاری بر تبلیغات دیجیتال، داده و محتوای مدرن، بار دیگر اسم خودش را مطرح کرد.
فرناندو سولیچین، تهیهکنندهای آرژانتینیالاصل در هالیوود است که کارنامه او با تولید آثار جسورانه و غالباً سیاسی گره خورده است. همکاریهای مکرر او با کارگردانان صاحبسبکی مانند الیور استون در فیلمهایی نظیر «اسنودن»، او را به عنوان چهرهای علاقهمند به سوژههای حساس و خطشکن معرفی کرده است.
با این حال، نام سولیچین به دلیل تهیهکنندگی مستند جنجالی «ملانیا» که به زندگی همسر دونالد ترامپ میپرداخت و به یکی از بحثبرانگیزترین آثار رسانهای چند سال اخیر تبدیل شد، برای ناظران سیاسی کاملاً آشناست.
این پروژه، به دلیل سرمایهگذاری هنگفت ۴۰ میلیون دلاری آمازون و سوالاتی و ابهاماتی مبنی بر اینکه ممکن است ابزاری برای کسب نفوذ در دولت ترامپ بوده باشد، یک پرونده سیاسی شد. از دید بسیاری، این همزمانی تصادفی نیست. مستند «ملانیا» که با سرمایهگذاری عظیم ۴۰ میلیون دلاری شرکت آمازون ساخته شد، هماکنون در مرکز یک جدال سیاسی در ایالات متحده قرار گرفته است.
گروهی از قانونگذاران دموکرات به رهبری سناتور الیزابت وارن با زیر سوال بردن این سرمایهگذاری هنگفت، از آمازون خواستهاند تا شفافسازی کند که آیا این پروژه، مصداقی از استراتژی «پول در برابر نفوذ» برای کسب رضایت دولت ترامپ بوده است یا خیر.
در نامه رسمی ارسالشده به مدیرعامل آمازون، این نگرانی به وضوح مطرح شده که چنین سرمایهگذاری غیرانتفاعیای میتواند تلاشی برای نزدیک شدن به دولت و کسب امتیازات سیاسی باشد.
این در حالی است که مستند «ملانیا» علیرغم تبلیغات گسترده، با اختلاف نظری بیسابقه میان منتقدان و تماشاگران مواجه شد؛ پدیدهای که به عقیده بسیاری، بازتابی از دوقطبی شدید در فضای سیاسی و فرهنگی آمریکا بود.
حال، حضور همین تیم تولید در پروژه مستند جام جهانی، این پرسش را به شکلی جدیتر مطرح میکند که آیا این بار نیز پای منافع سیاسی مشترک و تلاش برای نفوذ در میان است؟
نقش فیفا نیز به این ابهامات دامن زده است. جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، پیشتر در اقدامی کمسابقه، جایزهای تحت عنوان «صلح فیفا» را برای اولین بار ابداع و آن را به دونالد ترامپ اهدا کرده بود.
این اقدام که با انتقادات وسیعی روبرو شد، به عنوان نشانهای از همسویی این نهاد عالی ورزشی با دولت وقت آمریکا تفسیر گردید. اینفانتینو، وکیل سوئیسی-ایتالیایی که پس از رسواییهای دوران سپ بلاتر با وعده اصلاحات و شفافسازی به قدرت رسید، در عمل رویکردی عملگرایانه و گاهاً سیاسی را در پیش گرفته که مرز میان دیپلماسی ورزشی و نزدیکی به کانونهای قدرت جهانی را کمرنگ کرده است.
اهدای این جایزه، تنها نمونهای از استراتژی او برای ایجاد روابط نزدیک با رهبران قدرتمند جهان به منظور تسهیل اهداف تجاری و سیاسی فیفا تلقی میشود.
در همین راستا، حمایت رسمی فیفا تحت رهبری او از پروژهای که توسط متحدان رسانهای ترامپ هدایت میشود، میتواند به عنوان فصلی دیگر از همین سیاست نزدیکی به قدرت و استفاده از فوتبال به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی و اقتصادی تلقی شود.
در چنین شرایطی، تولید مستند رسمی جام جهانی، به ویژه با میزبانی ایالات متحده، بیش از هر زمان دیگری جنبه سیاسی به خود گرفته است. شرکتهای درگیر در این پروژه، مانند S4Capital و NewElementMedia، به دنبال تقویت موقعیت خود در بازار رسانههای جهانی هستند و جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند یک سکوی پرتاب بینظیر برای تحقق این هدف باشد.
این در حالی است که خود تورنمنت جام جهانی ۲۰۲۶ نیز با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند. سیاستهای سختگیرانه ویزا، کنترلهای شدید مرزی و قوانین مهاجرتی دولت ترامپ، نگرانیهای جدی برای هواداران بینالمللی ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، قیمتهای سرسامآور بلیتها که با سیستم «قیمتگذاری پویا» تعیین میشوند، موجی از اعتراضات را به راه انداخته و کار را به شکایت رسمی گروههای هواداری به کمیسیون اروپا کشانده است. طبق این شکایت، قیمت پایه بلیت فینال از ۴ هزار دلار فراتر میرود؛ رقمی که حضور بخش بزرگی از علاقهمندان فوتبال را در این رویداد غیرممکن میسازد.
در این فضای پرحاشیه، مستند «تعقیب رویا» قرار است روایت رسمی این مسابقات را برای جهان تعریف کند. مجموعهای از پیوندهای قبلی از سابقه مستند «ملانیا» تا جایزه صلح فیفا این گمانه را تقویت میکند که متحدان رسانهای و اقتصادی ترامپ در حال محکم کردن جای پای خود در یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی هستند.
در نهایت، سوال اساسی همچنان به قوت خود باقی است: آیا این مستند تنها یک داستان ورزشی خواهد بود یا فصلی دیگر از یک پروژه بزرگتر برای مهندسی تصویر آمریکا و متحدانش در دوران پرتلاطم ریاستجمهوری ترامپ؟
از سرمایهگذاری 40میلیون دلاری آمازون در پروژه «ملانیا» تا اهدای جایزه صلح فیفا به ترامپ، همه قطعات یک پازل بزرگ را تشکیل میدهند که تصویر نهایی آن، استفاده ابزاری از مشهورترین ورزش جهان برای کسب نفوذ است. مستند «تعقیب رویا» ممکن است کمتر درباره رویاهای فوتبالی و بیشتر درباره رویاهای قدرتطلبان باشد، در حال حاضر این اطلاعات پیش از انتشار این مستند خبر از این واقعیت دارد که قرار است طرفداران ترامپ روایتی سیاسی را در در قالب مستندی ورزشی قالب کنند.
دیدگاهتان را بنویسید