آشنایی با شبکۀ ایران اینترنشنال | ماهیت و مدیران کارخانه دروغسازی را بهتر بشناسیم
ایران اینترنشنال، شبکهای که با بودجهای میلیون دلاری و ادعای استقلال پا به عرصه رسانه گذاشت، از همان ابتدا با پرسشهای جدی درباره منابع مالی خود مواجه شد. این مطلب با استناد به گزارشهای تحقیقی رسانههای معتبر غربی مانند گاردین و اسناد رسمی ثبت شرکتها در بریتانیا، به ریشهیابی ساختار مالکیت و جریانهای مالی این شبکه میپردازد. از تریبون دادن به سخنگوی گروه تروریستی الاحوازیه تا پروژه «کشتهسازی» در بحبوحه اغتشاشات و انتشار اخبار کذب درباره فرار مسئولان؛ کارنامه ایران اینترنشنال مملو از مواردی است که فارغ از خطای حرفهای، آن را در جایگاه یک ابزار جنگ روانی قرار میدهد. در این تحلیل مستند، با بررسی ساختار مالی، گردانندگان اصلی و مصادیق بارز نشر اکاذیب، به این پرسش پاسخ میدهیم که چرا نمیتوان به این رسانه که با حقوقهای نجومی کارکنان خود را تأمین میکند، اعتماد کرد.
نویسنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleایران اینترنشنال | مقدمه
شبکهی تلویزیونی ایران اینترنشنال (Iran International) رسانهای خبری است که فعالیت رسمی خود را در اردیبهشت سال ۱۳۹۶ خورشیدی (می ۲۰۱۷ میلادی) در شهر لندن آغاز کرد. این شبکه از همان بدو تأسیس، با اتخاذ رویکردی آشکار در تقابل با ساختار سیاسی حاکم بر ایران، خود را به عنوان رسانهی شاخص در میان شبکههای اپوزیسیون و معارض مطرح نمود.
در زمینه آمار بازدید، هرچند پایش دقیق مخاطبان در داخل کشور با چالشهای روششناختی متعددی همراه است، موسسات پژوهشی مستقل دادههای مستندی ارائه دادهاند. بر اساس نتایج پیمایش گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان (گمان) که در سال ۲۰۲۱ میلادی پیرامون الگوهای مصرف رسانهای منتشر گردید، شبکه یادشده با جذب مخاطبی معادل 33 درصد از جمعیت بزرگسال، در جایگاه پربینندهترین شبکههای خبری ماهوارهای قرار گرفت.[1]
البته نیاز است تأکید بشود که این شبکه ماهوارهای است و ممکن است جامعه هدف این آمار کسانی باشند که ماهواره در خانه خود دارند و ملاحظات دیگری نیز وجود دارد که این آمار را بسیار کمتر میکند.
ساختار حقوقی و ریشههای تأمین مالی
طبق اسناد ثبت شده در بریتانیا، این شبکه در آغاز تحت مالکیت شرکتی به نام Volant Media UK Ltd قرار داشت.[1] تحقیقات رسانههای معتبر غربی، تصویر روشنتری از ساختار مالی این نهاد ارائه دادهاند. روزنامه گاردین (The Guardian) در سال گزارشی تحقیقی منتشر کرد و مدعی شد تأمین مالی اولیه شبکه از طریق شرکتی به نام Global Media Circulating Ltd انجام پذیرفته است.[2]
بر اساس گزارش گاردین، بودجهای معادل میلیون دلار توسط منابعی مرتبط با ولیعهد عربستان سعودی برای راهاندازی و اداره این شبکه اختصاص یافته است.[2] این ادعا بازتاب گستردهای در رسانههای دیگر داشت؛ خبرگزاری رویترز (Reuters) نیز در بررسیهای خود به پیچیدگی و عدم شفافیت کامل در مسیرهای تأمین مالی این نهاد اشاره کرد و تأیید نمود که ساختار شرکت مادر در بریتانیا ثبت شده، اما منشأ دقیق سرمایههای ورودی نامشخص است.[3]

طبق صورت مالی شرکت وولانت مدیا (Volant Media) که شرکت مادر شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال است، این شرکت در سال ۲۰۲۴ (آخرین صورت مالی) ۳۷۴ کارمند داشته که نزدیک به ۲۷ میلیون پوند هزینه حقوق و دستمزد و بیمه پرداخت کرده است. از رقم مذکور، ۲۳/۲ میلیون پوند معادل ۳۱/۴ میلیون دلار صرف پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان این شبکه تروریستی شده که بهطور میانگین ماهانه بهازای هر کارمند ۵۱۷۲ پوند یا حدود ۷ هزار دلار میرسد.
قابل ذکر است حقوق ماهانه ۵۱۷۲ پوندی خبرنگاران این شبکه تروریستی طی سال ۲۰۲۴ درحالی بوده که میانگین دستمزد سالانه کارکنان تماموقت در انگلیس طی سال مذکور حدود ۳۲۰۰ پوند بوده است.
با این وجود مدیران ایران اینترنشنال پیوسته وابستگی مالی به دولت عربستان سعودی را رد کردهاند. بر اساس بیانیههای رسمی و مصاحبههای انجامشده، مدیریت شبکه تأکید دارد سرمایهگذاران این نهاد رسانهای، اشخاصی حقیقی و خصوصی هستند. به گفته ایشان، هویت این افراد به دلایل امنیتی و حفظ ایمنی تجاری مخفی نگه داشته شده است.[4]
البته که از سمت مدیران موضع دیگری را هم انتظار نمیرفت، چرا که با وجود ادعای روزنامه معتبری همچون گاردین میتوانست چهره این شبکه را حتی نزد طرفداران خودش هم مخدوش کند. چون سیاست های شبکههای تلوزیونی معمولا در پی سیاستهای سرمایهگذاران است و البته رد چنین ادعایی به مدیران این شبکه کمک میکند که حدالامکان به کمک های مردمی هم دسترسی داشته باشند. و با توجه به کارنامۀ سیاهی که این شبکه در اخبار دروغین که با قصد سیاسی منتشر شده دارد، به هیچ ادعایی از سمت آنان نمیشود اعتماد کرد، مخصوصا مسئلهای که به این بااهمیتی باشد.
از آنجا که دفتر مرکزی این شبکه برای سالها در لندن مستقر بود، عملکرد آن تحت نظارت نهاد تنظیمگر مقررات رسانهای بریتانیا (آفکام – Ofcom) قرار داشت. آفکام در مقاطع مختلف شکایاتی پیرامون عملکرد این شبکه دریافت کرده است.
بهعنوان نمونه در سال 2018 پخش مصاحبهای با سخنگوی گروه تروریستی الاحوازیه بعد از عملیات تروریستی آنان در رژه نظامی اهواز، با انتقادات جدی مواجه شد. پس از بررسی دقیق، آفکام به این نتیجه رسید که شبکه مذکور قوانین بیطرفی را به صورت کامل نقض نکرده است، اما به مدیریت آن هشدار داد در پوشش رویدادهای حساس، چارچوبهای سختگیرانهتری اعمال کنند.[5] با این وجود، منتقدان و تحلیلگران رسانه باور دارند پنهان بودن هویت حامیان مالی، ارزیابی میزان استقلال تحریریه و بیطرفی کامل آن را با پرسشهایی اساسی مواجه میسازد.[6]
البته اعتبار سنجی و صحت سنجی این شبکه در همین نوشته و در بخشی جداگانه بررسی مفصل میشود.
مدیران ارشد و کارشناسان اصلی شبکه
بر پایه اسناد رسمی بریتانیا، در اسناد خانه شرکتها (Companies House) شبکه اینترنشنال همانطور که اشاره شد در زیر مجموعه شرکت ولنت مدیا (Volant Media UK Ltd) این شرکت یک شرکت فعال در حوزه پخش تلویزیونی ثبت شده است و نام عادل عبدالکریم (Adel Abdulkarim Alabdulkarim) در فهرست مدیران و مسئولان شرکتی آن دیده میشود.[7][8][9] این سند هم شاهد دیگر بر تحت تأثیر بودن این شبکه از ولیعهد عربستان است. خود شبکه نیز در معیارهای حرفهای خود بر ارزشهایی مانند استقلال تحریریه، توازن، بیطرفی و پاسخگویی تأکید میکند.[10]
با این حال، برداشت عمومی از محتوای این رسانه، بهویژه به دلیل تمرکز پررنگ آن بر اعتراضات، حقوق بشر، سرکوب، بحران مشروعیت و شکاف قدرت در جمهوری اسلامی، باعث شده است که در افکار عمومی بیشتر بهعنوان رسانهای منتقد حکومت و نزدیک به روایتهای اپوزیسیون شناخته شود و البته که با دلایلی که در ادامه مطرح میشود، کاملا ادعای بیطرف بودن و معیار حرفهای داشتن این شبکه مخدوش میشود.
مدیران شبکه
محمود عنایت
در رأس ساختار مدیریتی علنی شبکه، محمود عنایت قرار دارد. ایران اینترنشنال در اطلاعیه رسمی خود اعلام کرده که او در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹ به سمت مدیرکل شبکه منصوب شد و پیش از آن مسئول بخش دیجیتال همین رسانه بود.[11]
سوابق عمومیِ پیش از ایران اینترنشنال نشان میدهد که او پیشتر بهعنوان مدیر برنامه ایران در (BBC World Service Trust) و نیز در برنامه های مدیای ایران(Iran Media Program) دانشگاه پنسیلوانیا فعالیت کرده و از منظر تحصیلی دارای کارشناسی علوم کامپیوتر با مدیریت از (King’s College London) و کارشناسی ارشد با رشته ای نزدیک به این رشته از اکونومی لندن (London School of Economics) بوده است؛ در یک معرفی دانشگاهی نیز از او بهعنوان پژوهشگر دکتری در (Oxford Internet Institute) یاد شده است.[12][13]
با اتکا به این اطلاعات صرفا میتوان گفت که او گرایش سیاسی متضادی با انقلاب اسلامی دارد چرا که از فعالیت های خود در BBC و سیاستهای حال حاضر شبکه او شاهدی بر این ادعا است.
به تازگی اموال او در تهران در طی جنگ رمضان توسط قوه قضائیه ضبط و توقیف شده است. با توجه به لیست اموالی که منتشر شده میتوان گفت این مدیریت برای او بهره مالی بسیاری داشته است. مطالعه کنید
علی اصغر رمضان پور
پس از او، علیاصغر رمضانپور یکی از مهمترین چهرههای تحریریه و مدیریت خبر است. در منابع رسمی معاصر از او با عنوان سردبیر اجرایی (Executive Editor) یاد شده و در آرشیو قدیمیتر خود شبکه نیز او یکی از اعضای شورای سردبیری در زمان آغاز به کار ایران اینترنشنال معرفی شده است.[14][15] در یک گزارش رادیو اروپای آزاد یا رادیو آزادی نیز از رمضانپور بهعنوان معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دولت محمد خاتمی یاد شده است.[16] درباره تحصیلات او، یک زندگینامهای که خودش منتشر کرده، میگوید او تا مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده است.[17]
اگر این داده خوداظهار را در کنار سمتهای قبلیاش در حوزه فرهنگ و رسانه بگذاریم، جهتگیری قابل مشاهده او را میتوان در طیف اصلاحطلب فرهنگی، مدافع آزادی رسانه و کنترل حکومتی بر خبر قرار داد، چنین ادعاهایی از سمت این افراد واقعا جای تعجب دارد چرا که شبکه آنها تنها شبکهای بود که با تروریستها مصاحبه مستقیم داشته است.
مهدی پرپنچی
مهدی پرپنچی نیز از مدیران کلیدی شبکه است. ایران اینترنشنال در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که او بهعنوان مدیر خبر دفتر واشنگتن به شبکه پیوسته است؛ همان گزارش تصریح میکرد که پرپنچی پیش از آن ۱۵ سال در بیبیسی فارسی بهعنوان خبرنگار، سردبیر و مجری فعالیت داشته و سپس مدیریت رادیوفردا را بر عهده گرفته است.[18]
در صفحه رسمی نویسندگان ایران اینترنشنال او باز هم سردبیر اجرایی معرفی میشود و در معرفی شخصی ساباستکش نیز مینویسد که تمرکز اصلی کارش فهم (منطق قدرت، اجبار، جنگ، جانشینی و سیاست نخبگان) در جمهوری اسلامی است.[19]
البته این سبک معرفی خود هم یک نوع سیاسات و حیله است چرا که از عناوین کلی مناسب با فطرت آدمیان استفاده میکنند اما در عمل فقط با یک جبهه خاص در تضاد هستند. دربارۀ تحصیلات او، در منابع عمومیِ بررسیشده داده روشنی با استحکام مشابه سوابق حرفهای یافت نشد؛ به همین دلیل، در نسخه حاضر تنها بر سابقه کاریِ قابل تأیید تکیه شده است.
از نظر جهتگیری سیاسیِ قابل مشاهده، پرپنچی را باید در طیف منتقد صریح جمهوری اسلامی و نزدیک به گفتمان اپوزیسیون رسانهای خارج از کشور قرار داد؛ زیرا مضمون غالب نوشتهها و گفتارهای علنی او حول بحران ساختاری، فرسایش قدرت و منطق سرکوب در جمهوری اسلامی میچرخد.
بزرگمهر شرفالدین
بزرگمهر شرفالدین، رئیس بخش دیجیتال ایران اینترنشنال، از دیگر چهرههای شاخص مدیریتی است. در معرفی رسمی شبکه آمده که او پیش از پیوستن به ایران اینترنشنال، هشت سال در رویترز کار کرده و حوزه اصلی فعالیتش مذاکرات هستهای ایران و تحریمها بوده است.[20]
معرفیهای تکمیلی دیگر نشان میدهد که او پیش از رویترز در BBC نیز سابقه کار داشته و مسیر حرفهای خود را از روزنامهنگاری در ایران آغاز کرده است؛ همچنین در سال ۲۰۲۳ برنده ادوین ام. هود برای مکاتبات دیپلماتیک (Edwin M. Hood Award for Diplomatic Correspondence) شده و البته که با کنار هم قرار دادن حمایت رسانهای غرب و حملههای گذشته و همچنین مسلح کردن اوباش در درون ایران میتوان همه این جوایز را برنامهریزی شده و برای انحراف افکار در رسانه دانست. او کتابی نیز درباره ایران معاصر در دست انتشار دارد.[21]
درباره تحصیلات دانشگاهی او، در منابع عمومیِ معتبر بررسیشده جزئیات روشنی یافت نشد. جهتگیری علنی شرفالدین را میتوان در حکمرانی جمهوری اسلامی توصیف کرد.
مراد ویسی
در بخش تحلیل سیاسی، مراد ویسی یکی از مهمترین نامهاست. صفحه رسمی او در ایران اینترنشنال، وی را تحلیلگر سیاسی معرفی میکند و در معرفی کانال رسمیاش نیز آمده که او پژوهشگر تاریخ جنگ ایران و عراق و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، با تمرکز بر رهبر و نیروهای مسلح است[22][23] رادیو فردا نیز در شرح نویسنده خود او را روزنامهنگار و دانشآموخته علوم سیاسی معرفی میکند که از سال ۱۳۷۱ وارد روزنامهنگاری شده و بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ عضو تحریریه رادیو فردا بوده است.[24]
دربارۀ مدارک تحصیلی دقیقتر او، منابع اولیه و رسمی در دسترس در این بررسی فقط به دانشآموخته علوم سیاسی بسنده میکنند. از نظر جهتگیری عمومی، ویسی را میتوان منتقد آشکار جمهوری اسلامی با تمرکز بر سپاه، بیت رهبری، ساختار امنیتی و فرسایش قدرت دانست؛ لحن و موضوع کار او بهوضوح از نشان دهنده هدف او از تحلیل و دشمنی به جای تحلیل واقعیت ها خبر میدهد.
حسین آقایی جوبانی
حسین آقایی جوبانی در معرفی رسمی ایران اینترنشنال با عنوان تحلیلگر ارشد امنیت و ژئوپلیتیک، دارای دکتری روابط بینالملل شناخته میشود.[25] پروفایل پژوهشی او در بخش پژوهش های گوگل نیز وابستگی دانشگاهی به دانشگاه لینشوپینگ (Linköping University) را نشان میدهد و حوزههای پژوهشیاش را روابط ایران، ترکیه و روسیه، ژئوپلیتیک خاورمیانه و مطالعات امنیتی معرفی میکند؛ آثار ثبتشده او نیز بر همین حوزهها متمرکز است.[26] بنابراین، در مورد جوبانی برخلاف برخی دیگر از چهرههای شبکه، داده تحصیلی روشنتر و آکادمیکتر است. در سطح جهتگیری سیاسی، او را باید منتقد سیاستهای منطقهای و امنیتی جمهوری اسلامی دانست.
امید شکری
اومود یا امید شکری نیز در آرشیو رسمی ایران اینترنشنال بهعنوان مشاور سیاست خارجی و ژئوپلیتیک انرژی معرفی شده است.[27] در معرفیهای پژوهشی دیگر، او دارای دکترای روابط در حوزه انرژی، امنیت انرژی، ژئوپلیتیک و سیاست خارجی توصیف شده است.[28] جهتگیری علنی او را میتوان تکنوکرات، کارشناسی و منتقد پیامدهای سیاست خارجی و انرژی جمهوری اسلامی دانست.
صادق صبا
صادق صبا از چهرههای باسابقهتر رسانه فارسیزبان است که هرچند در سالهای اخیر جزو هسته اصلی مدیریتی ایران اینترنشنال نبوده، اما در منابع عمومی بهعنوان مجری و سردبیر و ادیتور و برنامهساز فریلنس برای ایران اینترنشنال پس از خروج از بیبیسی معرفی شده است.[29] او در زندگینامههای عمومی معتبر و معرفیهای دانشگاهی، دارای تحصیل در حقوق و سیاست در دانشگاه تهران و ادامه تحصیل در لندن معرفی شده و گفته میشود از ۱۹۹۰ به بیبیسی فارسی پیوسته، بیش از دو دهه در آنجا کار کرده و هفت سال نیز مدیر بخش فارسی بیبیسی بوده است.[30] از این رو، جهتگیری عمومی صادق صبا را میتوان در طیف لیبرال و آزادیخواه رسانهای طبقهبندی کرد.
نیما اکبرپور
در مورد نیما اکبرپور، او در منابع رسمی ایران اینترنشنال بیشتر بهعنوان کارشناس فناوری در برنامهها و ویدیوها ظاهر میشود، نه بهعنوان عضو ثابت مدیریت یا تحریریه شبکه.[31] در وبسایت نیما مدیا، او بنیانگذار و مدیر یک مجموعه رسانهای معرفی شده که بیش از ۲۰ سال در رسانه و فناوری فعالیت داشته است.[32]
در نوشته شخصیاش درباره خداحافظی ازکلیک فارسی (Persian Click) نیز گفته که ۱۵ سال در بیبیسی فارسی این برنامه را اجرا و تولید کرده است.[33] در وبلاگ شخصیاش هم توضیح میدهد که کار رسانهایاش از وبلاگنویسی و سپس مطبوعات فناوری، از جمله همکاری با چلچراغ، آغاز شده است.[34] درباره تحصیلات او، در برخی زندگینامههای عمومی رشته مهندسی کامپیوتر-نرمافزار در دانشگاه آزاد لاهیجان ذکر شده، اما این داده در منابع رسمی شخصی او به همان وضوح تکرار نشده است.[35]
اگر این افراد را در کنار هم ببینیم، تصویر نسبتاً روشنی از شاکله انسانی ایران اینترنشنال به دست میآید منتقد ساختاری جمهوری اسلامی و در برخی موارد نیز بهوضوح به گفتمان اپوزیسیون برونمرزی نزدیک میشوند. به همین دلیل، هرچند همه این افراد را نمیتوان ذیل یک عنوان حزبی واحد قرار داد، اما خط غالب قابل مشاهده در شبکه و چهرههای شاخص آن، انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی، حامی آزادی رسانه و در مواردی نزدیک به روایات اپوزیسیون است. نکتۀ جالب و قابل توجه این است که تنها برخی از کارشناسان مدرک دانشگاهی مرتبط دارند و بقیه افراد صرفا با سابقه اپوزیسیون توانستهاند، دارای پست و مقام بشوند.
اعتبار سنجی رسانه ایران اینترنشنال
برای نقد حرفهای یک رسانه، نخست باید میان سه سطح تمایز گذاشت، خبر کذب آشکار، خطای حرفهای و خبرِ تأییدنشده و سوگیری ساختاری در انتخاب، خود شبکه ایراناینترنشنال در بخش درباره ما و نیز در راهنمای سردبیری خود، بر توازن، بیطرفی و دقت تأکید میکند و این اصول را بخشی از قرارداد حرفهای خود با مخاطب میداند.[36][37]
اما در همه سطوح نامبرده میتوان الگو های تکرار شده و همچنین اخبار و تحلیل های کذب یا خطا و یا تایید نشده و یا حتی سوگیریهای ساختاری را پیدا کرد و این ادعای شبکه برای هر کسی که مقداری آشنایی با این شبکه داشته باشد، بسیار عجیب به نظر میرسد.
یک نکته مهم دیگر که باید به آن اشاره شود؛ این است که نقد رسانه لزوماً به معنای اثبات دروغگویی دائمی نیست. چهبسا رسانهای در اسناد رسمی خود ادعای بیطرفی کند، اما در عمل در برخی پوششها از تکنیکهایی استفاده کند که مخاطب را به سمت نتیجهگیری خاصی سوق میدهند. به همین دلیل، در این مقاله، بهجای صدور حکم کلی، از مفهوم دقیقترِ الگوهای تحریف و جنگ روانی استفاده میشود؛ یعنی روشهایی که ممکن است بدون جعل مستقیمِ واقعیت، ادراک مخاطب از واقعیت را جهتدهی کنند.[36][37] [38]
قاببندی نامتقارن
نخستین الگوی قابل تشخیص در نقدهای واردشده به ایراناینترنشنال، قاببندی نامتقارن است؛ یعنی دو رخداد مشابه با زبان و بار ارزشی متفاوت روایت شوند، بهگونهای که یک طرف کمهزینهتر، مشروعتر یا حتی «طبیعیتر» جلوه کند. در بیانیهای که تیر ۱۴۰۴ / ژوئیه ۲۰۲۵ با امضای بیش از ۴۵۰ روزنامهنگار، دانشگاهی و فعال سیاسی و مدنی ایرانی منتشر شد، امضاکنندگان این شبکه را به تبلیغ جنگ، تحریف واقعیت و همراهی با عملیات روانی متهم کردند.[39] اهمیت این بیانیه در این است که نشان میدهد بخش قابل توجهی از منتقدان، مشکل را در الگوی کلی بازنمایی و انتخاب واژگان میبینند.
از منظر تحلیل رسانه، قاببندی نامتقارن معمولاً با جابهجاییهای زبانی ظریف عمل میکند، مثلا اگر یک حملهای به کشور صورت بگیرد این شبکه این کنش را یک کنش بهصورت اقدام علیه حاکمیت توصیف میکند و در صورتی که تعبیر اصلی شاید حمله به کشور و مردم باشد. یا یک طرف با زبان نهادی و عقلانی نمایش داده میشود و طرف دیگر با زبان هیجانی و تهدیدآمیز. این روش، لزوماً دروغ صریح نیست اما یکی از مؤثرترین شیوههای هدایت ناخودآگاه قضاوت مخاطب است. در عمل، مخاطب احساس میکند خودش به جمعبندی رسیده، در حالیکه بخش مهمی از آن جمعبندی، محصولِ قاببندی اولیهی رسانه است.[39 [40]
مثلا وقتی ترامپ یک توئیتی میزند و در آن از حمله به ایران و توافق با ایران میگوید این شبکه این خبر را به این صورت بازنشر میکند که ترامپ گفته به جمهوری اسلامی حمله میکنیم، این در صورتی است که خود ترامپ از لفظ ایران استفاده کرده است.
تکروایتسازی
الگوی دوم تکروایتسازی است؛ به این معنا که رسانه بهجای بازتاب دادن مسیرهای فکری متفاوت و روایتهای رقیب، کمکم یک روایت مشخص را بهصورت روایت اصلی، طبیعی و بدیهی جا میاندازد. در این حالت، تنوع روایی محو میشود و مخاطب تنها با یک چشمانداز هدایت شده روبهرو میگردد.
در یک پژوهش انتقادی منتشر شده توسط مرکز تیشک برای مطالعات کردستان (TISHK Center for Kurdistan Studies)، این شبکه رسانهای از این زاویه تحلیل شده است که در شرایطی که اطلاعات کافی در دسترس نیست، مجموعهای از الگوهای ارتباطی را بازتولید میکند.( باید توجه داشت که این انتقاد توسط یک پژوهش غیر ایرانی و مربوط به یک مرکزی که به جمهوری اسلامی ایران مربوط نیست منتظر شده است) این الگوها عبارتاند از:
متمرکز کردن هدایت و تصمیمگیری پیرامون یک قطب یا چهره مرکزی (leadership centralization)
یعنی رسانه بهجای نشاندادن فضای چندصدایی، همه مسیرهای تحلیلی را حول یک رهبر، یک منبع یا یک خط فکری جمع میکند؛ در نتیجه، ساختار قدرت در روایت یکسویه میشود. مثلا این شبکه در زمان به رهبری رسیدن حضرت آیت الله امام مجتبی خامنه ای، این تیتر را زد: مجتبی خامنه ای با اسرار سپاه رهبر شد. تمام مکانیسم پر تلاش و پر زحمت انتخاب رهبری به سادگی حذف شد. این دروغ ساده تمام یک سویه بودن روایت این شبکه را افشا میکند.
محدودسازی معنایی مطالبات یا مفاهیم خاص (lexical containment)
رسانه واژگان و اصطلاحات را در محدوده معنایی کنترلشده قرار میدهد؛ فهم مخاطب را به تعبیری خاص هدایت میکند و از گسترش معنایی مفاهیم جلوگیری میکند. برای نمونه میتوان به همان تعبیر همیشگی جمهوری اسلامی به جای ایران اشاره کرد.
ایجاد نابرابری در شیوه تعامل رسانه با روایتهای مختلف (interactional asymmetry)
بعضی روایتها فرصت توضیح بیشتر، زمان پخش بهتر یا شیوه ارائه محترمانهتری دریافت میکنند، اما روایتهای دیگر با بیتفاوتی، قطعکردن، یا تقلیل مواجه میشوند. این عدمتوازن، مسیر شکلگیری قضاوت مخاطب را مدیریت میکند. این الگو بسیار در زمان جنگ قابل لمس بود، این شبکه تمام حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را پوشش میداد و یک کلمه از پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران توسط سپاه و ارتش نمیگفت.
برجستهسازی انتخابی بر اساس همجواری موضوعات (adjacency‑based salience sequencing)
رسانه موضوعات را طوری کنار هم میچیند که بر اهمیت برخی موارد بیفزاید یا از اهمیت بعضی دیگر بکاهد. کنار هم قرار دادن دو موضوع میتواند ناخودآگاه برای مخاطب رابطه معنایی ایجاد کند و توجه او را به مسیری خاص هدایت کند. [41] به عنوان نمونه همیشه تعبیر جمهوری اسلامی کنار اعدام، ضرب و شتم های دروغین قرار میگیرد.
اهمیت این الگو در جنگ روانی بسیار بالاست. وقتی رسانه دائماً برخی نیروها، چهرهها یا روایتها را در موقعیت مرجع اصلی قرار میدهد و دیگران را در حاشیه نگه میدارد، کمکم در ذهن مخاطب این احساس شکل میگیرد که تنها یک بدیل جدی وجود دارد و باقی صداها یا فرعیاند یا فاقد وزن تاریخی و سیاسی. این وضعیت، حتی اگر با خبرهای ظاهراً درست همراه باشد، در سطح ادراک عمومی به مهندسی تصور سیاسی میانجامد. به همین دلیل، تکروایتسازی را میتوان یکی از مهمترین سبکهای اثرگذاری روانی این شبکه دانست. [41]
مهار واژگانی، تحریف بدون گفتنِ دروغ صریح
سومین سبک، مهار واژگانی(lexical containment) است. در این روش، رسانه بهجای تکذیب مستقیمِ یک مطالبه یا هویت سیاسی، آن را با واژگانی بازنمایی میکند که دامنه و شأن سیاسیاش را کوچکتر، محلیتر، احساسیتر یا امنیتیتر جلوه دهد. همان مطالعه تیشک از مهار واژگانی سخن میگوید؛ یعنی محدودکردن افق معناییِ یک سوژهی سیاسی از طریق زبان.[41] این شبکه از اغتشاشات دی ماه همیشه تعبیر جنبش و کنشگری و یا مطالبات دارد. در صورتی که مسلح وارد خیابان شدن و قتل عام مردم هیچ وقت نمیتوان جنبش باشد!
این سبک از نظر روانشناسی ارتباطات بسیار مهم است، چون مخاطب معمولاً نسبت به لغت حساسیت کمتری از خبر دارد. او ممکن است خبر را درست بداند، اما متوجه نشود که واژهگذاریِ انتخابشده، معنای آن خبر را عوض کرده است. برای نمونه، تبدیل یک مطالبهی سیاسی به مسئلهی قومی، یا تبدیل یک نیروی اجتماعی به حاشیهی بحران، میتواند بدون ارائهی هیچ گزارهی آشکارا دروغ، جایگاه آن را در ذهن مخاطب تنزل دهد. به همین دلیل، مهار واژگانی را باید از مهمترین گونههای تحریف نرم دانست.
مانند سپاه که در این شبکه با واژگان مختلف تبدیل به یک شبکه تروریستی شده و همینطوری این الگو در شبکه های معروف غربی هم تکرار شده است، در صورتی که سپاه پاسداران یک سازمان فوق العاده موثر هم در پیشرفت علم و هم در دفاع از کشور بوده است.
عدمتقارن در مواجهه با مهمانان و روایتها
یک الگوی رایج دیگر در این شبکه عدم توازن در تعامل گفتوگویی (interactional asymmetry) است، یعنی رسانه بهگونهای رفتار میکند که به برخی روایتها فرصت کامل برای ارائه و دفاع میدهد، اما روایتهای دیگر را با قطع، تمسخر یا حاشیهسازی محدود میکند. این ناهمتقارنی در تعامل باعث شکلگیری جهتگیری پنهان در ذهن مخاطب میشود.
مثلا مجری مصاحبه مرتب سخنان مهمان را قطع میکند یا جهت بحث را بهسمت دلخواه خود میبرد. در این حالت قدرت گفتار در دست یک طرف است که بسیار در این شبکه دیدیم، برخورد نامتقارن با مهمانان، مصاحبهشوندگان و روایتهای رقیب. این سبک زمانی رخ میدهد که رسانه با یک روایت، پرسشگر، چالشی و سختگیر باشد، اما با روایت دیگر، همدلانهتر، توضیحطلبتر یا کمچالشتر رفتار کند. نتیجهی چنین تفاوتی آن است که حتی اگر هر دو طرف فرصتِ حرفزدن پیدا کنند، وزن اقناعی آنها برابر نیست. این شبکه به هیچ عنوان هیچ فرصتی به دفاع از جمهوری اسلامی حتی برای دقیقه ای به یک مهمان یا تماس تلفنی نمیدهد.
در سطح فنی، این عدمتقارن ممکن است در نوع سوال، زمانِ دادهشده، ترتیب ورود به بحث، نحوهی قطعکردن سخن یا حتی چینش بخشهای برنامه دیده شود. از نظر ادراکی، مخاطب احساس میکند یک طرف پاسخگو و متزلزل و طرف دیگر مسلط و بدیهی است. این هم یکی از ابزارهای رایج در جنگ روانی رسانهای است، با نابرابرکردن شرایط شنیدهشدن نظرات سیاسی.[39] [41]
اتکای پرریسک به منابع ناشناس و خبرهای انفجاری
ششمین الگو زمانی ظاهر میشود که رسانه بهویژه در موضوعات امنیتی، نظامی و ژئوپلیتیک خبرهای بسیار بزرگ و اثرگذار را بر پایهی منابع ناشناس یا شواهد غیرعلنی منتشر کند. نمونهی روشن این وضعیت، گزارشی بود که ایراناینترنشنال دربارهی قرارداد محرمانهی ۵۰۰میلیون دلاری خرید سلاح میان ایران و ارمنستان منتشر کرد. وزارت دفاع ارمنستان در پاسخ رسمی به آرمن پرس (Armenpress) این گزارش را ساختگی و کذب خواند و گفت چنین انتشاراتی شایستهی پاسخ نیست.[42] این تکذیب، اثبات میکند که گزارش اولیه حتماً دروغ بوده و نشان میدهد که رسانه وارد حوزهای شده که بار اثبات بسیار سنگین دارد و اتکای اصلی آن بر منبعی است که مخاطب امکان راستیآزمایی مستقلِ آن را ندارد.
اینجا دقیقاً یکی از مرزهای حساس میان خبر اختصاصی و خبر پرریسک شکل میگیرد. رسانه ممکن است مدعی دسترسی ویژه باشد، اما هرچه ادعا بزرگتر و تبعات آن بیشتر باشد، انتظار حرفهای برای ارائهی شواهد و چندمنبعیبودن خبر نیز بالاتر میرود. در غیر این صورت، حتی اگر نیت رسانه خبررسانی باشد، محصول نهایی میتواند به تشدید فضای روانی، تولید هیجان سیاسی و بازتولید بیاعتمادی بینجامد. [39][42]
این مسئله برای آشنایان با این شبکه خیلی روشن است این شبکه هیچ منبع جز یک منبع آگاه امنیتی در ایران ندارد! و اصلا معلوم نیست این منبع آگاه کیست! چه مقدار دسترسی دارد. البته این روش بسیار دست این شبکه را برای ترویج دروغ باز میگذارد، مانند اینکه به راحتی میتواند بگویید تعداد کشته شدگان اغتشاشات دی ماه با اتکا به منابع اگاه 50 هزار نفر است!
آمیختن خبر، تحلیل و اقناع سیاسی
ایراناینترنشنال در معماری سایت خود بخشهایی چون سیاست، خبر و تحلیل را در کنار هم عرضه میکند. [43] وجود این بخشها به خودی خود مسئلهای ندارد؛ بسیاری از رسانهها خبر و تحلیل را توأمان منتشر میکنند. مسئله از جایی آغاز میشود که مرز ادراکیِ خبر و تفسیر برای مخاطب کمرنگ شود و تحلیل ایدئولوژیک در لباس خبر یا با سرمایهی اعتباریِ خبر مصرف شود. در چنین وضعیتی، مخاطب ممکن است آنچه را صرفاً تفسیر یا خوانش سیاسی است، بهمنزلهی واقعیتِ تثبیتشده دریافت کند.
آفکام در قواعد خود بر این تأکید میکند که خبر باید با دقت و بیطرفی لازم ارائه شود.[39] هرچه در یک رسانه، مرز بین خبر و اقناع مبهمتر شود، خطرِ انتقال سوگیری از لایهی تحلیل به لایهی خبر افزایش مییابد. از این رو، یکی از سبکهای مهم اثرگذاری روانی در ایراناینترنشنال را میتوان تبدیل فضای خبری به بستری برای ترجیح سیاسی دانست؛ نه همیشه با گزارههای کاملاً نادرست، بلکه با همنشینیِ مداومِ خبر و جهتگیری. [43][39]
مانند این نمونه که این شبکه یک مقاله را از سال ها قبل ترویج داده است که قرار است رهبر بعدی آیت الله مجتبی خامنه ای (حفظه الله ) باشد، و تحلیل های دروغی و آبکی باعث شده که تمامی مکانیسم های واقعی و قانونی این امر یعنی مجلس خبرگان، اعضای انتخاب شده آن توسط مردم و رای گیری نادیده گرفتهشود.
ظاهر حرفهای و سرمایهی اعتماد
اسناد رسمی ایراناینترنشنال نشان میدهد این شبکه خود را متعهد به استانداردهای حرفهای معرفی میکند و آن را بخشی از هویت رسانهای خود میداند.[36 [37][ افزون بر این، در یک پروندهی ۲۰۲۲، آفکام صراحتاً این شبکه را یک کانال فارسیزبانِ پخششده تحت مجوز آفکام توصیف کرده است.[44] در کنار این، در یک شکایت سال ۲۰۲۴، آفکام شکایت ایراناینترنشنال علیه الجزیره را حمایت کرد و اعلام کرد که در آن برنامه، واقعیتهای مادی به نحوی ارائه، حذف یا نادیده گرفته شده بود که به ایراناینترنشنال بیانصافی شده است.[45]
این دو نکته نشان میدهد که شبکه، هم در سطح برند و هم در سطح نهاد تنظیمگر، از نوعی سرمایهی نمادینِ اعتبار بهرهمند است. و البته نشان میدهد، این اتفاق واقعا نمیادین است، این شبکه تشویق به قتل ماموران امنیتی میکند، ساخت سلاح را آموزش میدهد، با سرگروه های تروریستی ارتباط برقرار میکند، چگونه ممکن است آفکام به او گیر ندهد، آیا این به این معنا نیست که آفکام هم خود در این جرایم شریک است ؟
سرمایهی اعتماد میتواند به رسانه قدرت اثرگذاری بیشتری بدهد. وقتی مخاطب از پیش یک رسانه را حرفهای و معتبر بداند، احتمال دارد برخی جهتدهیهای ظریف در واژهگذاری، ترتیب ارائه و انتخاب مهمان را کمتر ببیند. در نتیجه، حتی تحریفهای نرم نیز راحتتر جذب ذهن میشوند. بنابراین، ظاهر حرفهایِ رسانه همزمان میتواند یک مزیت و یک ابزار قدرتمندِ اقناع باشد.[44][45]
پیشنهاد میشود با توجه و در نظرگرفتن نکات بالا این ویدئو را مشاهده بفرمایید.
به وجدان خود رجوع کنید
در ادامه یک بخش هم اضافه میکنیم که در این بخش بدون در نظر گرفتن پژوهش های علمی صرفا خواستار آن هستیم که به وجدان خود رجوع و با وجدان خود و با در نظر گرفتن این مسائل قضاوت کنید که آیا میشود به این شبکه اعتماد کرد؟؟آیا درست است که فقط به این شبکه تحریفگر بگوییم؟ به نظر استفاده از دروغگو و جنایتکار بهتر نیست؟ ما از ابتدا از این الفاظ استفاده نکردیم که متن خنثی و کاملا علمی باشد اما در ادامه و با مسائلی که مطرح میشود، خواستار آن هستیم که این تعابیر را شما انتخاب کنید.
نمونه های از نشر اکاذیب واضح شبکه اینترنشنال
1-کشتههای اینترنشنال که زندهاند!
این مسئله یک ادعا نیست بسیار راحت قابل پیگیری و دنبال کردن است و اگر کسی صرفا بدون تعصب به این مسئله توجه کند آن را تصدیق میکند.
اینترنشنال که در اوج اغتشاشات دیماه ابتدا مدعی کشته شدن ۱۲ هزار و سپس ۳۶,۵۰۰ نفر شد، پس از کلی دروغپردازی، لیستی از اسامی جانباختگان را منتشر کرده که در آن اسامی فوتشدگان قبل از اغتشاشات، افراد تکراری و حتی کسانی که با انتشار فیلم، کشتهشدنشان را تکذیب کردند، به چشم میخورد.
دو روز قبل، شورای سردبیری اینترنشنال در واکنش به انتشار فهرست دولت از اسامی جانباختگان، در بیانیهای مدعی شد اطلاعات جانباختن بیش از ۶هزار نفر را دریافت کرده که نامشان در فهرست رسمی دیده نمیشود.
این ادعا در حالی است که اینترنشنال در اوج ناآرامیها با استناد به شماره نوشتهشده روی کاور یکی از اجساد، مدعی شد میزان کشتهها ۱۲,۰۰۰ نفر است! درحالیکه طبق روال پزشکی قانونی، در ابتدای هر سال شمارههای جواز دفن با عدد ۰۰۰۰۱ شروع میشود و این میزان تعداد کل جانباختگان از ابتدای سال است نه حوادث اخیر.
چند روز بعد، اینترنشنال مدعی شد تعداد کشتهها به ۳۶,۵۰۰ نفر رسیده است. حالا این رسانه در حال عقبنشینی از ادعای خود است و تناقض بین عدد ۳۶,۵۰۰ و اطلاعات ۶,۰۰۰ کشته (که فقط ۱,۱۴۱ نفر از آنها منتشر شده)، بیانگر پوشالی بودن ادعای این رسانه معاند است.
نمونههایی از کشتهسازیها
امیرعباس رعنایی
اینترنشنال مدعی شد این نوجوان ۱۷ ساله و بوکسور در مشهد کشته شده و پیکرش هنوز به خانواده تحویل داده نشده است. اما فیلمی از امیرعباس در فضای مجازی منتشر شد که در آن شایعه کشتهشدنش را تکذیب میکند.
محمدرسول بیاتی
اینترنشنال مدعی کشته شدن این بدنساز در ناآرامیها شد، اما او خبر کشتهشدنش را تکذیب کرد.
مبینا بهشتی
شبکه منوتو این دختر ۲۱ ساله گرگانی را بهعنوان کشتهشده معرفی کرد، اما وی با انتشار ویدئویی خبر سلامت خود را منتشر کرد.
اندیشه غریبی
رسانههای معاند مدعی شدند این فرد در مشهد کشته شده، در حالی که تصویر مذکور مربوط به یک دختر اسرائیلی به نام «اورپاز» از اعضای واحد ۸۲۰۰ رژیم صهیونیستی است که در یک سانحه رانندگی کشته شده.
صفا فرزانفر
رسانههای معاند مدعی شدند این جوان اهل گنبدکاووس در جریان اغتشاشات جان باخته، اما گزارش پزشکی قانونی حکایت از فوت او بر اثر برقگرفتگی و خفگی ناشی از آتشسوزی در یک زمین کشاورزی دارد.
علی عالیپور
اینترنشنال با تحریف تاریخ و علت مرگ طبیعی، مدعی مرگ مشکوک این رئیس هیئت بوکس پلدختر شد. بررسیها نشان داد وی در یکم بهمنماه فوت کرده (نه ۱۹ دی) و هیچ آثار شکنجهای در بدنش مشاهده نشده است.
فرشید مختاری
در فضای مجازی از او بهعنوان کشته اغتشاشات یزدانشهر اصفهان یاد شد، در حالی که بستگانش خودکشیکردن او را به اورژانس اعلام کرده بودند.
اسماعیل قریشوندی
رسانههای معاند مدعی شدند این فرد در اعتراضات ایذه جانباخته، اما پیکر او در ۳ دیماه (قبل از آغاز اعتراضات) در زادگاهش تشییع و به خاک سپرده شده بود.
بررسیها نشان میدهد در فهرست منتشر شده، نام عرفان کاری دو بار تکرار شده و نام محمدجواد حضوری با دو تصویر و دو سن متفاوت منتشر شده است.
این موارد بهغیراز کشتهسازیهایی است که در اوج اغتشاشات مطرح و بیسروصدا پاک شدند. افرادی چون مهدی سماواتی، مسعود نعمتی، رضا نیکنام، امیر بیات، ساغر اعتمادی، مهدی کمالی، تارا زارعی، سعید ریاضی و فاطمه زنگانه نمونههای دیگری از قربانیان پروژه کشتهسازی رسانههای معاند هستند.
این بخش را با جزئیات بالا میتوانید از خبرگزاری فارس مطالعه کنید، همراه با کلیپ افراد زنده.

ادعای عجیب شبکه برای پرداخت پول در تجمعات
اخیراً اینترنشنال مدعی شده که حکومت برای هر شب شرکت در تجمعات خیابانی بهازای هر نفر مبلغ ۲ میلیون تومان پول میدهد. این شبکه صهیونیستی مدعی شد ثبتنام افراد در مساجد صورت میگیرد و نظامیان از همانجا هر نفر را با پرچم، غذا، شیرینی و شربت راهی خیابان میکنند!
در این روش اینترنشنال برای باورپذیرتر کردن دروغ بزرگش سعی میکند جزئیات اراده دهد؛ به عنوان مثال میگوید در آبادان هر شب مردم ساعت ۸ شب مقابل پاساژ سیتیسنتر حضور پیدا میکنند؛ در نگاه اول انگار اینترنشنال در حال ارائه جزئیات است اما اندکی تأمل نشان میدهد که در ایران همه تجمعات از حوالی ساعت ۸ و در میادین و خیابانهای بزرگ هر شهر برگزار میشود و این موضوع پنهانی و جدید نیست.
اینترنشنال مثل دروغهای دیگرش بدون ارائه حتی یک سند، عکس یا فیلم از این ادعا، با احمق فرضکردن مخاطبانش هرچه میخواهد به خورد آنها میدهد. علاوه بر این، برای راستیآزمایی این ادعا کافی است یک نفر به مساجد مراجعه و به کذب بودن این ادعا پی ببرد و نیاز به فکر کردن هم ندارد.
ادعای مضحک معروف بدل داشتن شهید امام خامنهای
این شبکه یک کاراکتر را به نام میرطاهر معرفی میکرد و ادعا میکرد که رهبر انقلاب شهید شدند و این فرد است که گاهی در تجمعات شرکت میکند و با دلاییل عجیب و مسخره ای این ادعا را مطرح میکردند، البته به دلیل پرواضح بودن این دروغ بعد از مدتی دیگری حرفی از این مسئله مطرح نشد.
فرار مسئولان از فرودگاه پیام!
یکی از جالبترین دروغهایی که در این ایام منتشر شد، خبر فرار یا خروج مسئولان کشور با خانوادههای خود از ایران بود. کارشناس این شبکه در خبری که چندین بار نیز بازپخش میشود با استناد به منابع آگاه! مدعی خروج فرزندان، همسر و برخی مسئولان جمهوری اسلامی ایران به مقصد کشورهای دیگر شد و حتی با دادن نشانی فرودگاه پیام در اطراف تهران محل ترانزیت مسئولان را از این فرودگاه اعلام میکند تا اینطور القاء کند که اطلاعاتی دست اول و دقیق دارد.
این شبکهها حتی مدعی میشوند مسئولان اموال خود را فروخته، تبدیل به دلار کرده و آن را به بانکهای خارجی منتقل کردهاند؛ اقدامی که در راستای سیاست شایعهسازی در جنگ نرم آن را به مرحله اجرا درآورده و کارزاری تمامعیار از جنگی ترکیبی را با جمهوری اسلامی به مرحله اجرا درآوردند؛ دروغی که اکنون با گذشت هفتهها از طرح آن، مشخص شده که مسئولان کشور در ردههای مختلف در محل کار خود حضور دارند و حتی مرخصی نیز نرفتهاند.
این چهار مورد یک قطره از دریای بیکران کذب در این شبکه است که به دلیل محدودیت ها نمیتوانیم به آن اشاره کنیم، مطالعه این موارد و صرفا مراجعه به وجدان و چند دقیقه تامل و تفکر با خود میتواند مسائل مختلفی را روشن کند.
منابع
[1] پایگاه ثبت شرکتهای بریتانیا (UK Companies House)
https://find-and-update.company-information.service.gov.uk/company/10489584
https://gamaan.org/2021/04/14/gamaan-media-survey-2021/
[2] https://www.theguardian.com/media/2018/sep/21/iran-international-tv-channel-funded-by-saudi-arabia
[3] https://www.reuters.com/article/us-saudi-britain-iranmedia-idUSKCN1LT1JH
[4] https://www.bbc.com/news/world-middle-east-45615951
[5] https://www.ofcom.org.uk/complaints/decision/broadcast-decisions
[6] https://mediabiasfactcheck.com
[7] https://committees.parliament.uk/writtenevidence/138091/pdf/
[8] https://find-and-update.company-information.service.gov.uk/company/09918100
[9] https://find-and-update.company-information.service.gov.uk/company/09918100/officers
[10] https://www.iranintl.com/en/guidelinesen
[11] https://old.iranintl.com/en/iran-in-brief/mahmoud-enayat-new-gm-iran-international
[12] https://cyberdialogue.ca/2014-participants/enayat/
[13] https://associationforiranianstudies.org/node/236
[14] https://genevasummit.org/speaker/iran-international/
[15] https://old.iranintl.com/علی-اصغر-رمضانپور
[16] https://gandhara.rferl.org/a/iranian-journalists-alarmed-media-legislation/27942684.html
[17] https://aaramezanpoor.blogfa.com/post/1
[18] https://old.iranintl.com/تازه-چه-خبر/مهدی-پرپنچی-مدیر-خبر-ایراناینترنشنال-در-واشنگتن-شد
[19] https://parpanchi.com/about
[20] https://www.iranintl.com/en/author/bozorgmehr-sharafedin
[21] https://www.penguinrandomhouse.com/authors/2290192/bozorgmehr-sharafedin/
[22] https://www.iranintl.com/en/author/morad-veisi
[23] https://www.youtube.com/@MoradVaisi
[24] https://www.radiofarda.com/author/مراد-ویسی/grymv
[25] https://www.iranintl.com/en/author/hossein-aghaie-joobani
[26] https://scholar.google.com/citations?hl=en&user=6OtJVTsAAAAJ
[27] https://www.iranintl.com/en/author/omid-shokri
[28] https://gulfif.org/authors/dr-omid-shokri-kalehsar/
[29] https://journalist.net/sadeq.saba
[30] https://www.tirgan.ca/b/2015/programs/special-guest/sadeq-saba.html
[31] https://www.iranintl.com/fa/video/ott_b7b419499f8a4ee39cd5249afbc9b94b
[32] https://nima.media/about-us/
[34] https://osyan.net/home/about-me/
[35] https://fa.wikipedia.org/wiki/نیما_اکبرپور
[36] https://www.iranintl.com/en/guidelinesen
[37] https://www.iranintl.com/en/abouten
[38] https://www.ofcom.org.uk/tv-radio-and-on-demand/broadcast-standards/section-five-due-impartiality-accuracy
[40] https://niacouncil.org/over-450-iranian-public-figures-condemn-iran-international-for-promoting-war-and-disinformation/
[41] https://tishk.org/blog/articles-in-advance/engineering-unilaterality-governance-spectacle-and-tran-sitional-legitimacy-in-iranian-opposition-media/?utm_source=chatgpt.com
2- https://tishk.org/article/?utm_source=chatgpt.com
[42] https://armenpress.am/en/article/1196383
[43] https://www.iranintl.com/en/iran-international
[44] https://www.ofcom.org.uk/siteassets/resources/documents/about-ofcom/bulletins/broadcast-bulletins/2022/issue-453/complaint-by-the-national-iranian-american-council-14-august-2021?v=328126
[45] https://www.ofcom.org.uk/siteassets/resources/documents/about-ofcom/bulletins/broadcast-bulletins/2024/issue-493/fp-adjudication-news-hour-al-jazeera-7-january-2023-decision?v=331042
دیدگاهتان را بنویسید