جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
ورود
[suncode_otp_login_form]

گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)

عضویت
[suncode_otp_registration_form]

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)
سایت استاد فرج نژاد
شروع کنید
0
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
شروع کنید

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد و تحلیل سریال مسیح ۲۰۲۰

نقد و تحلیل سریال مسیح ۲۰۲۰

۱۴۰۴-۱۰-۱۶
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون غرب، مطالب سایت، یادداشت
نقد و تحلیل سریال مسیح

دین‌ستیزی در صنعت سینما و تلویزیون غرب حالا به سریال «مسیح» رسیده است؛ سریالی که در اول ژانویه ۲۰۲۰ پخش شد و به گفته عوامل تولید و به‌ویژه کارگردان آن، اساساً باورمندان، مسلمانان و مسیحیان معتقد را نشانه گرفته است. رویکرد «مایکل پترونی» (Michael Petroni)، کارگردان استرالیایی این سریال، در دو محور اسلام‌ستیزی و مسیحیت‌زدایی دنبال می‌شود.

او در مصاحبه‌ای با خبرگزاری رسمی فرانسه صراحتاً اذعان می‌کند که هدفش ساخت یک نمایش «تحریک‌آمیز» بوده تا مردم را در مقابل اعتقادات خودشان قرار دهد و انتظار دارد حول این سریال بحث و جنجال زیادی شکل بگیرد.

آشنایی پترونی با مفاهیم مقدس دینی به سابقه زندگی پدرش در مصر بازمی‌گردد. هرچند او به زبان عربی مسلط نیست، اما به دلیل زندگی در یکی از کانون‌های مهم تمدن اسلامی با مقوله باورهای آسمانی آشناست و از همین آشنایی برای سوءاستفاده و تحریک احساسات مخاطب در حوزه مسائل مقدس بهره برده است.

نتفلیکس نیز به عنوان غول پخش‌کننده، این مسیر را ادامه می‌دهد و سریال را در اولین روز سال نو میلادی منتشر می‌کند. این رویکرد دین‌ستیزانه حتی در نام‌گذاری سریال هم دیده می‌شود؛ چرا که به جای واژۀ رایج «Jesus Christ» در غرب، نام قرآنی «مسیح» (Messiah) انتخاب شده که نشان‌دهندۀ تعمدی برای به چالش کشیدن اعتقادات مسلمانان نسبت به عیسی (ع) است.

فهرست مطالب

Toggle
  • تحلیل دین‌ستیزی و ترفندهای لیبرالیستی
  • نشانه‌شناسی ضداسلامی و کلیشه‌های رایج
  • استانداردهای دوگانه و مفهوم‌سازی اسلام‌هراسی
  • گاف‌های ساختاری و تناقضات در روایت ضدایرانی
  • ابهام در روایت و فقدان پایان‌بندی دراماتیک
  • سوءاستفاده از باورهای مشترک و انتظارات موعودگرایانه
  • نشانه‌شناسی اسرائیل و تطهیر سیستم امنیتی
  • بن‌بست دراماتیک و همزمانی‌های معنادار

تحلیل دین‌ستیزی و ترفندهای لیبرالیستی

دین‌ستیزی محور اصلی داستانِ این منجی دروغین است. مسیحایی که در این فیلم معرفی می‌شود، همه را قبول می‌کند؛ به مسلمان می‌گوید تو خوبی، و حتی با استفاده ابزاری، آیه قرآن هم می‌خواند. به مسیحی می‌گوید تو هم خوبی و حتی به قاتلان و جاسوسان سیا و موساد هم می‌گوید شما هم خوبید و بیایید که من شما را نجات می‌دهم.

نقد و تحلیل سریال مسیح

نکته عجیب اینجاست که این شخصیت نه مسلمان است، نه مسیحی و نه پایبند به هیچ آموزه دینی مشخصی، اما همه را می‌پذیرد. اگر دشمن‌شناسی را دنبال کنیم، متوجه می‌شویم که این یک ترفند قدیمی و تاریخی لیبرالیسم است. این تفکر که ریشه در اعلامیه استقلال آمریکا و اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه دارد، با الفاظ فریبنده‌ای مثل آزادی و حقوق بشر ظاهر می‌شود، اما در عمل سازمان‌هایی مثل سازمان ملل بر اساس وتوی قدرتمندان شکل می‌گیرند و به اسم صلح، هر کاری بخواهند انجام می‌دهند.

این یک تفکر بسیار خطرناک لیبرالی است که بر فیلم حاکم شده و قصد عبور از دین را دارد. همان‌طور که متفکران‌شان می‌گویند «ما از دین عبور کردیم»، یعنی پایبند هیچ دینی نمی‌شوند و با کلمات فریبنده مردم را جذب می‌کنند تا مقاصد خودشان را پیش ببرند. در ادامه و پیش از پرداختن به بحث اسلام‌ستیزی توسط کارشناسان برنامه، کلیپ دیگری آماده شده که نشانه‌شناسی ضداسلامی در سریال را بررسی می‌کند.

نشانه‌شناسی ضداسلامی و کلیشه‌های رایج

با مروری بر بازخوردهای مخاطبان سریال «مسیح»، مشخص می‌شود که کمتر کسی با نظر بازیگر اصلی سریال موافق است، چرا که این اثر مملو از غلوها و کلیشه‌های ضداسلامی و ضدشیعی است. در اوایل سریال، کاراکتر «مسیح» قهرمانانه با خواندن آیات قرآن مسلمانان را از خطر داعش نجات می‌دهد، اما طی چند قسمت بعدی، این چهره قرآن‌خوان تبدیل به شخصیتی مرموز و احتمالا کذاب می‌شود. به موازات این تغییر، آنچه در کاراکترهای مسلمان سریال بیش از هر چیز نمود دارد، خشونت، فقر، آوارگی، دروغ و فرصت‌طلبی است.

سریال مسیح 2020

شخصیت‌های مسلمان در این سریال اگر این خصوصیات منفی را نداشته باشند، در بهترین حالت افرادی ساده‌لوح و احمق تصویر شده‌اند که به راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرند. آن‌ها یا از سر استیصال با او همراه می‌شوند و بعد او را دروغگو می‌خوانند، یا کسانی هستند که ابتدا مشکوک‌اند اما نهایتاً رندانه برای بهره‌برداری سیاسی همراه می‌شوند. حتی کسانی که سعی در پیشبرد اهداف سیاسی و تظلم‌خواهی برای فلسطین دارند، نهایتاً کارشان به فاجعه‌ای ختم می‌شود که مقصر آن هم یک مسلمان معرفی می‌شود، نه کس دیگر.

به جرات می‌توان گفت «مسیح» نتفلیکس جزو مهم‌ترین آثاری است که به‌طور خاص بر فرهنگ شیعه و آخرالزمان تمرکز کرده است. تحلیلگران استفاده مکرر از کلمه «امام» برای مخاطب قرار دادن کاراکتر اصلی را قابل توجه می‌دانند. جالب اینجاست که این «امام» با وجود داشتن کلیشه‌های تصویری شیعیان، هیچ نشانی از مسلمانی ندارد؛ قرآن می‌خواند اما نماز نمی‌خواند و حتی حاضر نیست خود را مسلمان بنامد.

برخی حتی انتخاب بازیگر مسلمان مراکشی‌الاصل با نام «مهدی دهبی» (Mehdi Dehbi) را نیز تعمدی می‌دانند. در نهایت، منجی نتفلیکس برخلاف روایت اسلامی، چیزی جز سمبل تهدید، آشوب و هرج‌ومرج نیست.

در ادامه تحلیل این اثر، نکته قابل تأملی وجود دارد؛ اینکه کارگردانی که در کشورهای اسلامی بزرگ شده و بازیگری مسلمان که نامش «مهدی» است و به زبان عربی تسلط دارد، در چنین مجموعه‌ای گرد هم آمده‌اند، ملغمه‌ای عجیب و بی‌سابقه را رقم زده است. با این حال، نخستین چیزی که در مواجهه با این سریال به چشم می‌آید، ضعف شدید ساختاری آن است.

اگر حمایت کمپانی بزرگی مانند نتفلیکس پشت این اثر نبود، شاید حتی همین میزان از پخش جهانی را نیز به دست نمی‌آورد. به نظر می‌رسد در این پروژه، پخش و توزیع اولویت اول و کیفیت تولید اولویت بعدی بوده است.

به همین دلیل، کلیشه‌های بسیار ضعیف و سستی که در اکثر آثار اسلام‌هراسانه هالیوودی دیده می‌شد، در اینجا عیناً تکرار شده است. از روحانی شیعه‌ای که حتی شیوه صحیح بستن عمامه را نمی‌داند و پارچه‌ای شبیه ملحفه دور سرش پیچیده شده، تا فضایی که رفتار انسان‌ها در آن به‌شدت خشن و تکفیری است، همه نشانگر این ضعف هستند. تصویر ارائه‌شده از بلاد اسلامی، فضایی نامطبوع و تلخ است که در آن افراد به‌سرعت تکفیر شده و برچسب شیطانی می‌خورند.

مسیح یا دجال

نکته جالب توجه دیگر، رفتار «مسیح‌نمای» فیلم است. اگرچه ساختار شخصیت او ترکیبی التقاطی از مسیح و ضدمسیح است، اما برخوردش با مسلمانان تفاوت فاحشی با رفتارش نسبت به یهودیان و مسیحیان دارد. او وقتی مسلمانان را به وسط بیابان و کنار مرز فلسطین اشغالی می‌کشد، با آن‌ها بسیار خشن رفتار می‌کند.

در حلقه حواریونش، او به راحتی به سینه کسی لگد می‌زند، او را پرت می‌کند و با بی‌احترامی دستور می‌دهد که جایش را به دیگری بدهد. او هیچ احترامی برای پیروان مسلمانش قائل نیست؛ آن‌ها را در بیابان رها می‌کند و دیگر به سراغشان نمی‌آید، بلکه جانشینی را بین آن‌ها می‌گذارد و این جمعیت را در بلاتکلیفی رها می‌کند تا شاید گروه‌های حقوق بشری یا رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان برایشان آب و غذا بیاورند.

این شخصیت به جز خواندن دو آیه در آغاز یا ایراد یک سخنرانی شبه‌خطبه در کنار کلیسا که وعده نابودی داعش را می‌دهد، هیچ رفتار دینی، نیایشی یا عبادتی از خود نشان نمی‌دهد. فضای حضور او در میان مسلمانان یک فضای «دیستوپیایی» (ویران‌شهر) است؛ جایی که انسان‌ها خشن هستند و گویی باید با آن‌ها مانند موجوداتی پست رفتار شود.

بازجویی سریال مسیح

اما همین فرد وقتی به سراغ یهودیان یا به تعبیر سریال «اسرائیلی‌ها» می‌رود، رفتارش کاملاً تغییر می‌کند. حتی زمانی که بازجوی صهیونیست او را رسماً به شکنجه تهدید می‌کند، او مانند یک حکیم و با نهایت مهربانی پاسخ می‌دهد، گویی دغدغه‌ای جز پاک کردن گناهان یهودیان ندارد و حتی از بازجو می‌خواهد با اعتراف به جنایت قتل یک نوجوان عرب، خودش را رها کند.

استانداردهای دوگانه و مفهوم‌سازی اسلام‌هراسی

این تضاد رفتاری در مواجهه با آمریکایی‌ها نیز ادامه دارد و رفتار او بسیار لطیف می‌شود. در واقع، مخاطب شاهد یک رفتار طبقاتی آشکار در برخورد منجی سریال با مسلمانان در مقایسه با یهودیان و مسیحیان است. این دقیقاً همان معنای «اسلام‌هراسی» است؛ یعنی مسلمانان شهروندان درجه چندم جهانی هستند که باید از آن‌ها ترسید.

در این فیلم، تصویر مسلمانان به داعش یا نیروهای نظامی محدود شده که همگی خشن، ترسناک و شبیه زامبی‌های فیلم‌هایی چون «جنگ جهانی زد» هستند. شاید ضعیف‌ترین بخش ساختاری اثر همین نگاه کلیشه‌ای به مسلمانان باشد که از الگوهای قدیمی بهره برده است، هرچند ممکن است سازندگان سعی کنند این تفاوت لحن را به ساختار پست‌مدرن اثر نسبت دهند.

این نقد تنها محدود به دیدگاه‌های داخلی نیست؛ حتی متفکرین و متخصصان غربی، از جمله فقهای کاتولیک که بر فضای سیاسی و فرهنگی اروپا و آمریکا اشراف دارند، نیز بر این باورند که با وجود قدرت ظاهری فیلم، اشکالات محتوایی جدی در آن وجود دارد. اما فراتر از بحث مذهبی، سریال سرشار از نشانه‌هایی است که حکایت از یک حساسیت و وسواس (Obsession) شدید نسبت به «ایران» دارد.

گویی به محض اینکه نام ایران به میان می‌آید، جهت‌گیری داستان تغییر می‌کند و محور ضدیت آشکار می‌شود. این موضوع نیازمند بررسی دقیق نشانه‌شناسی ضدایرانی در لایه‌های مختلف سریال است.

سریال «مسیح» جبهه جدیدی را علیه ایرانی‌ها و جهان‌بینی آن‌ها می‌گشاید. در سراسر داستان سخن از منجی مرموزی با سابقه‌ای مبهم است که ابتدا گمانه‌زنی‌ها حول شیعه یا ایرانی بودن او می‌چرخد، اما با پیچیده‌تر شدن داستان و افشای نام واقعی‌اش، درام به اوج می‌رسد. مشخص می‌شود که نام او «عدار گلشیری» و برادر «پیام گلشیری» است. پ

نهایتاً روایت به این سمت می‌رود که این دانشجوی سابق دانشگاه تهران، دچار عقده روانی «کیش شخصیت» است و احتمالاً شیادی بیش نیست. این خط داستانی تلاشی آشکار برای تقلیل باورهای منجی‌گرایانه به یک اختلال روانی یا فریبکاری است.

گاف‌های ساختاری و تناقضات در روایت ضدایرانی

با وجود اینکه سازندگان سریال از هر فرصتی برای حمله به ایران استفاده کرده‌اند، اما گاف‌های متعدد و عجیبی در اجرا داشته‌اند. در بخشی از سریال، مأمور سیا در حال بررسی اسناد بیماری روانی شخصیت اصلی در ایران است، اما این اسناد به جای زبان فارسی، به زبان عربی هستند و عجیب‌تر اینکه از چپ به راست نوشته شده‌اند! این بی‌دقیقی مفرط نشان‌دهنده عدم شناخت اولیه تیم تولید از بدیهیات فرهنگی و زبانی ایران است و اعتبار استنادی اثر را حتی در چارچوب داستانی خودش زیر سوال می‌برد.

در بخش دیگری از سریال، برادر شخصیت اصلی در تهران مدعی می‌شود که آن‌ها از پدر و مادری یهودی و مسیحی متولد شده‌اند که در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ میلادی حین فرار از عراق کشته شده‌اند. طبق این ادعا، آن‌ها توسط عموی‌شان در ایران بزرگ شده‌اند و همراه با سیرکِ عموی تندخوی‌شان به تمام نقاط ایران سفر کرده‌اند.

این روایت سعی دارد بگوید که آن‌ها از هر قومیت ایرانی، فرهنگی را با خود دارند، اما چنین داستان‌پردازی‌ای با واقعیت‌های زیستی و فرهنگی ایران همخوانی چندانی ندارد و بیشتر شبیه به کولاژی ساختگی برای توجیه شخصیت چندلایه و مرموز منجی دروغین داستان است.

در مواجهه با این اثر، نخستین حسی که به تحلیلگر دست می‌دهد، روبه‌رو شدن با یک فیلم ضعیف در برابر موضوعی بسیار حساس و حیاتی برای کل بشریت است. در حالی که جبهه مقابل و به‌طور مشخص اسرائیل، فعالانه در حال تولید محتوا هستند، ما در این زمینه کم‌کار بوده‌ایم.

اگرچه فیلم از نظر فنی و هنری در سطح پایینی قرار دارد و شاید حتی ارزش دیدن نداشته باشد، اما اصلِ موضوع «آخرالزمان» احساس مثبتی را برمی‌انگیزد و جای افسوس دارد که چرا ما پیش‌دستی نکرده‌ایم. ای کاش آثاری درباره حقایق آخرالزمان، سقوط اسرائیل، رجعت حضرت عیسی (ع) و همراهی ایشان با حضرت مهدی (عج) توسط جبهه حق تولید می‌شد تا دشمن با چنین تولیداتی میدان‌دار نباشد.

یکی از مصادیق ضعف و عدم شناخت سازندگان از فضای ایران، داستان‌پردازی‌های مضحک آن‌هاست. ایده وجود یک گروه سیرک دوره‌گرد که در سراسر ایران سفر می‌کنند و تردستی انجام می‌دهند، با واقعیت‌های فرهنگی ایران همخوانی ندارد و برای مخاطب ایرانی کاملاً غیرقابل قبول است. مضاف بر این، انتخاب نام‌های عجیب و غیرایرانی مانند «آدار» برای شخصیت‌ها و نمایش کلیشه‌هایی مثل تخمه شکستن، نشان‌دهنده تصویری موهوم، تخیلی و حتی توهین‌آمیز از ایران است که تنها بر پایه ذهنیت‌های غلط سازندگان شکل گرفته است.

از سوی دیگر، انتخاب بازیگر نقش اصلی نیز چنگی به دل نمی‌زند. چهره‌ای که برای این شخصیت (خواه مسیح باشد یا دجال) انتخاب شده، فاقد کاریزما و جذبه لازم است؛ فردی با فیزیک بدنی کوچک و چهره‌ای شبیه به هندی‌ها که در میان سایر شخصیت‌های فیلم گم می‌شود و اصطلاحاً «فتوژنیک» نیست.

با این حال، استفاده از زبان عربی و قرائت آیات قرآن توسط شخصیتی که به عنوان مسیح معرفی می‌شود، نوآوری هوشمندانه‌ای از سوی نتفلیکس برای بازی با اذهان مخاطبان است. این ترفند باعث می‌شود با وجود ضعف‌های تکنیکی، مخاطب به دلیل موضوع آخرالزمانی اثر، دچار هیجان شده و به دنبال کشف ماهیت این منجی دروغین باشد.

ابهام در روایت و فقدان پایان‌بندی دراماتیک

در تحلیل ساختاری اثر از منظر نقد کلاسیک، می‌توان به دیدگاه ارسطو اشاره کرد که هر درام خوب باید آغازی، میانه‌ای و پایانی داشته باشد. اما مشکل اصلی مواجهه با سریال‌هایی نظیر ساخته‌های نتفلیکس این است که ما با اثری روبه‌رو هستیم که آغاز و میانه دارد، اما پایانی برای آن متصور نیست.

این فقدان پایان‌بندی باعث می‌شود مخاطب و منتقد «دست‌خالی» بمانند، زیرا تا زمانی که داستان به سرانجام نرسد، نمی‌توان اهداف واقعی سازندگان را درک کرد. مشخص نیست که آیا این شخصیت ضدمسیح است، یا یک پیامبر دروغین مانند «شبتای زوی» (منجی دروغین یهودیان در قرن هفدهم) که پس از مدتی ماهیتش برای مردم آشکار می‌شود.

این ابهام ذاتی در فرمت سریال‌سازی مدرن (استریمینگ) نهفته است؛ جایی که داستان‌ها برای فصول متمادی ادامه می‌یابند و قضاوت درباره آن‌ها را غیرممکن می‌کنند. مخاطب مدام با این پرسش‌ها درگیر است که آیا این فرد همان امام دوازدهم است که از غیب خارج شده؟ یا مسیح موعود است؟

این سردرگمی بخشی از بازی هوشمندانه‌ای است که سازندگان به راه انداخته‌اند تا بیننده را با ایده‌های جذاب سرگرم کنند، بدون اینکه مشخص باشد در نهایت او را به کجا خواهند برد و آیا این تعلیق به ناامیدی ختم خواهد شد یا خیر.

نکته بسیار حائز اهمیت در لایه‌های زیرین این اثر، بازی با مفهوم «انتظار» است. در گفتگوهای بین ادیانی، به‌ویژه میان علمای شیعه و متفکران کاتولیک، همواره بر این نکته تأکید می‌شود که نقطه اشتراک و محور اصلی همکاری، انتظار برای ظهور منجی است؛ جایی که معتقدند با ظهور امام دوازدهم، حضرت مسیح نیز در کنار ایشان خواهد بود.

سازندگان این سریال دقیقاً دست روی همین باور مشترک و انتظارات جهانی گذاشته‌اند و سعی دارند با تحریف و دستکاری این مفاهیم مقدس، ذهنیت مؤمنان و منتظران در سراسر جهان را به بازی بگیرند.

سوءاستفاده از باورهای مشترک و انتظارات موعودگرایانه

این سوءاستفاده از مفهوم انتظار، زنگ خطری جدی است. متفکران غربی که تجربه گفتگو در فضاهایی مانند قم را دارند، اذعان می‌کنند که انتظار موعودین، مبنای صلحی پایدار و همکاری مشترک است و این باور به آن‌ها اعتمادبه‌نفس جدیدی می‌دهد. اما نتفلیکس با ساخت چنین آثاری، تلاش می‌کند این نقطه قوت و اتصال را به نقطه ضعف و ابهام تبدیل کند.

بنابراین، ما با یک پدیده رسانه‌ای پیچیده مواجهیم که اگرچه در ظاهر ممکن است پر از ایرادات تکنیکی و گاف‌های فرهنگی باشد، اما در باطن، پروژه‌ای دقیق برای هدف قرار دادن باورهای بنیادین آخرالزمانی است. تحلیل این اثر نیازمند عبور از لایه ظاهری و درک چگونگی استفاده از تکنیک‌های پست‌مدرن برای نسبی‌سازی حقیقت و مخدوش کردن چهره منجی در اذهان عمومی است.

ظهور آخرالزمانِ پست‌مدرن و پایان تاریخ

در تحلیل این اثر، با جمله‌ای کلیدی در آغاز فیلم مواجه می‌شویم: «پیمانه پر شده و پایان تاریخ فرا رسیده است.» این گزاره به وضوح نشان می‌دهد که ما با یک اثر آخرالزمانی روبه‌رو هستیم که از همان قسمت نخست، بیرق خود را بالا برده است. سال‌ها پیش، در تقسیم‌بندی گونه‌های سینمای آخرالزمانی (طبیعی، تکنولوژیک، اسطوره‌ای، علمی-تخیلی و دینی)، مرزها مشخص بود؛ اما اکنون گویا با فرم جدیدی به نام «آخرالزمان پست‌مدرن» مواجه شده‌ایم.

جهان پست‌مدرن که ریشه در ویرانی‌های پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی بن‌مایه‌های فکری مدرنیته دارد، جهانی آکنده از شکاکیت فلسفی، نسبیت‌گرایی اخلاقی و فقدان «فراروایت» است. در این جهان، هیچ امر قطعی وجود ندارد؛ همه‌چیز تا حدی خوب و تا حدی بد است و حقیقت، امری خاکستری تلقی می‌شود.

این سریال ده قسمتی، تجلی کاملی از این «سالاد التقاط» است. مسیح و ضدمسیح در کنار هم قرار می‌گیرند و مرز میان آن‌ها گم می‌شود. ما شاهد التقاط زبانی (فارسی، عربی، عبری، انگلیسی)، التقاط کلامی (استناد همزمان به قرآن، تورات و انجیل) و التقاط ادیان (رفتارهای شبه‌بودایی در کنار نمادهای ابراهیمی) هستیم.

در این فضا، حتی مرز میان جنایت و وظیفه نیز مخدوش است و فیلمساز عامدانه در نقطه‌ای نمی‌ایستد که بتوان بر او خرده گرفت؛ گویی همه‌چیز درست است. این جهانِ شکاکیت و نسبیت‌گرایی، برخلاف آثار کلاسیک هالیوود مانند «جن‌گیر» یا «طالع نحس» که در آن‌ها مرز حق و باطل کاملاً روشن بود، مخاطب را در فضایی مه‌آلود رها می‌کند.

اما در دل این جهان بی‌ثبات و پر از تردید، دو نقطه ثابت و قطعی وجود دارد که وجهه پروپاگاندایی اثر را برملا می‌سازد: «سیا» (CIA) و «موساد». این دو سازمان همچون دو کانون ثابت در یک بیضی ترسیم شده‌اند. وقتی مأمور سیا (اوا گلر) داوطلب استخدام را به دلیل باور به «حقیقت متکثر» رد می‌کند و تأکید دارد که سیا جای نسبیت‌گرایی نیست، در واقع تقدس و قطعیت این سیستم را فریاد می‌زند.

مأمور موساد (آویرام) نیز با وجود جنایاتش، تا پایان بدون تردید به وظیفه خود عمل می‌کند. پیام زیرمتن این است: در جهانی که همه مفاهیم نسبی هستند، تنها این دو نهاد جاسوسی هستند که نظم را (ولو با خشونت) برقرار می‌کنند و اگر نباشند، شیرازه جهان از هم می‌پاشد.

نشانه‌شناسی اسرائیل و تطهیر سیستم امنیتی

تقریباً تمام بینندگان، حتی پیش از تماشای سریال، انتظار رویارویی خیر و شر را دارند، اما روایت سازندگان پیچیده‌تر است. اگرچه هویت واقعی شخصیت «مسیح» تا پایان مبهم می‌ماند، اما مرزبندی روشنی در حمایت از یک جبهه خاص وجود دارد. طلایه‌دار جبهه خیر، «اوا گلر»، افسر یهودی‌تبار سیا است که به زبان عبری مسلط بوده و نگاهی کاملاً حمایتی به اسرائیل دارد؛ موضوعی که بارها در دیالوگ‌ها بر لزوم دفاع آمریکا از اسرائیل تأکید می‌شود.

در مقابل، سیستم امنیت اسرائیل به شکلی عجیب تطهیر شده است. حتی خشونت مأمور یاغی شین‌بت نیز روتوش می‌شود و نهایت خشونت او، آب ندادن به یک متهم است که در نهایت نیز او را رها می‌کند.

تحریف واقعیت‌ها تنها به تطهیر مأموران محدود نمی‌شود؛ تصویر ارائه‌شده از فلسطین نیز کاملاً وارونه است. فلسطینیان ساکن سرزمین‌های اشغالی در رفاه و آرامش تصویر می‌شوند، در حالی که فلسطینیانِ خارج از مرزها، یا مشغول تکه‌تکه کردن یکدیگرند و یا آوارگانی سرگردان در بیابان که از گرسنگی می‌میرند.

جعل نام‌های اماکن مقدس نیز مشهود است؛ چنان‌که خبرنگار CNN تعمداً از واژه صهیونیستی «معبد سلیمان» (Temple Mount) به جای «مسجدالاقصی» استفاده می‌کند. شهرک‌نشینان تندرو نیز به عنوان خیرینی که به آوارگان کمک می‌کنند، به تصویر کشیده می‌شوند.

سریال مسیح و مسجد الاقصی

در تکمیل این پازل تبلیغاتی، شخصیت رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان فردی آزاده و صلح‌طلب معرفی می‌شود که تنها دغدغه‌اش پایان دادن به جنگ و بازگرداندن سربازان به خانه است. سربازان آمریکایی نیز در سراسر جهان، وظیفه‌ای جز امن نگه داشتن دنیا و مبارزه با تروریسم ندارند. این تصویرسازی‌ها، بیننده را ناخودآگاه وادار می‌کند تا با مأموران سیا و موساد هم‌ذات‌پنداری کرده و روایت را از دریچه نگاه آنان دنبال کند، چرا که تنها آنان هستند که در این آشوب آخرالزمانی، تکلیف خود را می‌دانند.

بن‌بست دراماتیک و همزمانی‌های معنادار

از منظر ساختاری، به نظر می‌رسد داستان ظرفیت دراماتیک چندانی برای ادامه در فصل‌های متعدد نداشته باشد. قصه «کوتاه» است و کشش لازم را ندارد. پایان‌بندی فصل اول نیز در همان برزخِ پست‌مدرن رها می‌شود؛ مشخص نیست شخصیت‌ها مرده‌اند یا زنده، و آیا منجی، مسیح است یا دجال. این بلاتکلیفی و تعلیق بی‌پاسخ، خاصیت ذاتی چنین آثاری است که هدفشان نه پاسخگویی، بلکه ایجاد تزلزل در باورها و نظام‌های ارزشی مخاطب است.

نکته قابل تامل دیگر، زمان پخش این سریال است. انتشار این اثر در ژانویه ۲۰۲۰، همزمان با حوادث بسیار مهمی همچون ترور سردار سلیمانی و آغاز شیوع جهانی کرونا رخ داد. این همزمانیِ وقایع آخرالزمانی در دنیای واقعی با پخش سریالی که با همین واژگان و مفاهیم بازی می‌کند، بسیار معنادار و قابل بررسی است.

در نهایت، مواجهه با چنین آثار ضعیف اما هدفمندی، بیش از پیش لزوم تولید آثار فاخر و مبنایی توسط جبهه حق در خصوص حقیقتِ منجی، حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) را یادآور می‌شود.

این متن بر اساس گفتگوی زنده‌یاد نادر طالب‌زاده با آقای مجید شاه‌حسینی، مدرس سینما و آقای شهریار بحرانی، کارگردان سینما، تهیه و تنظیم شده است.

قبلی نقد برنامۀ اکنون سروش صحت | کوماری هندی کاتماندو در سینمای خانگی
بعدی پشت پرده سیاست‌های یوبیسافت | از بردگی دیجیتال تا تحریف تاریخ

مطالب مرتبط

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

۱۴۰۴-۱۱-۱۹

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

ادامه مطلب
نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر 1404

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب
نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
آرشیو مطالب
  • بهمن ۱۴۰۴ (۵۱)
  • دی ۱۴۰۴ (۴۶)
  • آذر ۱۴۰۴ (۲۸)
  • آبان ۱۴۰۴ (۲۵)
  • مهر ۱۴۰۴ (۲۴)
  • شهریور ۱۴۰۴ (۵۰)
  • مرداد ۱۴۰۴ (۳۳)
  • تیر ۱۴۰۴ (۲۶)
  • خرداد ۱۴۰۴ (۱۹)
  • اردیبهشت ۱۴۰۴ (۱۱)
  • فروردین ۱۴۰۴ (۱۵)
  • اسفند ۱۴۰۳ (۲۱)
  • بهمن ۱۴۰۳ (۲۳)
  • دی ۱۴۰۳ (۱۹)
  • آذر ۱۴۰۳ (۲۹)
  • آبان ۱۴۰۳ (۲۰)
  • مهر ۱۴۰۳ (۳۱)
  • شهریور ۱۴۰۳ (۱۵)
  • مرداد ۱۴۰۳ (۱۱)
  • تیر ۱۴۰۳ (۱۱)
  • خرداد ۱۴۰۳ (۱۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۳ (۱۳)
  • فروردین ۱۴۰۳ (۱۶)
  • اسفند ۱۴۰۲ (۱۷)
  • بهمن ۱۴۰۲ (۱۸)
  • دی ۱۴۰۲ (۹)
  • آذر ۱۴۰۲ (۵)
  • آبان ۱۴۰۲ (۱۴)
  • مهر ۱۴۰۲ (۳۴)
  • شهریور ۱۴۰۲ (۳)
  • مرداد ۱۴۰۲ (۱۵)
  • تیر ۱۴۰۲ (۱۰)
  • خرداد ۱۴۰۲ (۳۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۲ (۳۵)
  • فروردین ۱۴۰۲ (۱۳)
  • اسفند ۱۴۰۱ (۵۳)
  • بهمن ۱۴۰۱ (۷)
  • دی ۱۴۰۱ (۱)
  • تیر ۱۴۰۱ (۷)
نوشته‌های تازه
  • نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است
  • نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد انیمه گاچیاکوتا | Gachiakuta 2025
  • نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴
آخرین دیدگاه‌ها
  • شاگرد در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • فیلیوس فلیت ویک در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • Hossein Arabnejad در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • ناشناسم در هجو هویت قاجار در انیمیشن «ژولیت و شاه» | نقد انیمیشن ژولیت و شاه
  • نیکولا در نقد فیلم تلماسه Dune قسمت اول ۲۰۲۱ | امام زمان بر پردۀ سینمای هالیوود
محصولات
  • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    تومان 320.000
  • دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
    نمره 5.00 از 5

    تومان 500.000
  • کتاب حکایت سینماتوگراف کتاب حکایت سینماتوگراف
    تومان 270.000
  • کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب دین در سینمای شرق و غرب
    تومان 420.000
  • کتاب سیمرغ در آشیان چهلم کتاب سیمرغ در آشیان چهلم
    تومان 130.000
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 3.000.000 قیمت اصلی: تومان 3.000.000 بود.تومان 1.000.000قیمت فعلی: تومان 1.000.000.
  • کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی
    تومان 300.000 قیمت اصلی: تومان 300.000 بود.تومان 260.000قیمت فعلی: تومان 260.000.
  • دوره رسانه و جنگ شناختی دوره رسانه و جنگ شناختی
    تومان 515.000
  • کتاب سینما دین و سیاست کتاب سینما دین و سیاست
    تماس بگیرید
  • درباره استاد فرج نژاد مجله خردورزی | درباره استاد فرج نژاد
    تومان 110.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • رهگیری خرید
  • ایران پدیا
نماد اعتماد الکترونیک
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

ورود
استفاده از شماره تلفن
آیا هنوز عضو نشده اید؟ ثبت نام کنید
ثبت نام
قبلا عضو شده اید؟ ورود به سیستم