جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم قایق سواری در تهران | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

نقد فیلم قایق سواری در تهران | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۱-۲۳
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم قایق سواری

نویسنده: حفیظه مهدیان[1]

نقد فیلم قایق سواری در تهران | آشتی با ایران؛ سینمای گفتگو به جای سینمای تقابل 

فیلم با عنوان قایق‌سواری در تهران از همان ابتدا با یک تناقض جذاب آغاز می‌کند. همینطور که صدای چاوشی در ذهنم پشت سر هم تکرار می شود: «دریا واسه کشتی های بی سرنشین جا نداره؛ پس من چرا غرق بودم تهران که دریا نداره»، سوار بر قایق فیلم، این بار از زوایۀ دید صدرعاملی تلاش می‌کنم تا تهران را واکاوی کنم. فیلم درست از دل همین ناسازه حرکت می کند و روایتی ارائه می‌دهد از شهری که برخلاف تصور رایج، هنوز برای کشتی‌های تنها جا دارد.

فیلم ما را در دل شلوغی تهران می گرداند؛ در خیابان‌ها، ترافیک، اداره‌ها و روابط انسانی؛ و آرام‌آرام نشان می‌دهد تهرانی که سینمای اجتماعی این سال‌ها مدام بر طبل سیاهی و رسوایی‌اش کوبیده، آن‌قدرها هم سرد و خفه‌کننده نبوده است. البته فیلم نه ساده‌لوح است و نه منکر معضلات جامعه ایرانی است؛ ناکارآمدی، سوءمدیریت، قوانین دست‌وپاگیر و ناشایسته‌سالاری را به‌خوبی می‌بیند، اما با این حال سر جنگ ندارد و راه‌ حل را در قهر، خشونت و یا بریدن از جامعه نمی‌داند. برعکس، قائل است با همۀ این زخم‌ها، باید برگشت: هم به شهر به‌ مثابۀ جامعۀ مدنی ایران و هم به یکدیگر به‌ مثابۀ بازسازی روابط انسان ایرانی.

قایق‌سواری در تهران مسئله را نه خود ایران، بلکه شیوۀ مواجهه با ایران می‌داند و همین جابه‌جایی ظریف، آن را به اثری آشتی‌جویانه بدل کرده است. فیلم نه در پی تطهیر حاکمیت است و نه می‌کوشد آن را صرفاً در جایگاه متهم بنشاند؛ از همین‌رو بر لبه‌ای دشوارتر حرکت می‌کند. لبه‌ای که هم می‌خواهد تأکید کند نسبت به معضلات بی‌تفاوت نیست و هم یادآور شود که ایران تنها مجموعه‌ای از بحران‌ها و مشکلات نیست؛ بلکه جایی است با انگیزه‌ها و ظرفیت های فراوان برای ماندن و ساختن؛ رویکردی که تا امروز کمتر در سینمای اجتماعی عامه‌پسند شاهد آن بوده‌ایم.

فهرست مطالب

Toggle
  • در میانه شرق و غرب؛ سردرگمی اجتماعی
  • خودبسندگی؛ بیرون خبری نیست | نقد فیلم قایق سواری
  • ناکارامدی ساختاری و فرسودگی اجتماعی
  • طنز تلخ ناهمزبانی بین مردم و حاکمیت
  • تا شقایق (هدیه) هست، زندگی باید کرد
  • برای داشتن تهران زیبا، گفتگو کنیم

در میانه شرق و غرب؛ سردرگمی اجتماعی

یکی از بیانیه‌های مهم فیلم، نمایش نوعی بی‌تفاوتی در مردم نسبت به چندقطبی‌های سیاسی است. قایق‌سواری در تهران نشان می‌دهد که مسئلۀ مردم دیگر انتخاب میان دو یا چند سویه‌ی سیاسی شرق یا غرب؛ این نام یا آن نام نیست و کلیت این تقسیم‌بندی‌ها برای مردم نامفهوم‌ شده است. گفتگوهای کنایی‌ای مثل من رسالت به سمت غرب هستم، تو رسالت به سمت شرق، یا سرگردانی هدیه میان بخش شرقی و غربی بیمارستان و حتی این پرسش طعنه‌آمیز که مگر بیمارستان هاشمی رفسنجانی با بیمارستان هاشمی‌نژاد فرق دارد؟ همه نشانه‌های همین وضعیت‌اند.

فیلم با بیانی ساده و صادق نشان می‌دهد سیاست برای بخش بزرگی از مردم به زبانی بیگانه تبدیل شده؛ زبانی که خروجی‌اش نه کنش سیاسی، بلکه سردرگمی و شکاف ارتباطی است. مردمی که نه غرب را می‌فهمند، نه شرق را، ناخواسته وارد بازی‌ای می‌شوند که قواعدش را بلد نیستند. فیلم در این‌جا موضع رادیکالی نمی‌گیرد، اما به‌شدت ریشه‌ای است و بیان می‌کند که وقتی سیاست از زیست روزمره جدا شود و نتواند مفاهمه خوبی با مردم برقرار کند، در نتیجه مردم نه مخالف می‌شوند و نه موافق؛ فقط گیج می‌شوند. این سردرگمی جمعی، همان چیزی است که هدیه و مازیار و آدم‌های اطرافشان را به سمت تصمیم‌های پراکنده، گاه متناقض و اغلب موقتی می‌کشاند.

از منظر فیلم، شاید زمانی که مازیارها در سال 75 در بحبوحۀ چنددستگی‌های سیاسی راهی سرزمینی دیگر شدند، این چندگانه‌ها برایشان معنا داشت، اما امروز آن دغدغه‌ها خودبه‌خود کمرنگ شده‌اند. حالا چیزی که اهمیت دارد، خود ایران است و زندگی در آن. فیلم پیشنهاد می کند همانطور که مردم تصمیم گرفته اند فارغ از چندقطبی های سیاسی وارد ترمیم روابط شوند، مسئولین نیز، اختلاف های بی معنی داخلی را کنار گذاشته و در این بازسازی روابط جلو بیایند.

خودبسندگی؛ بیرون خبری نیست | نقد فیلم قایق سواری

قایق سواری در تهران معتقد است در بافت امروز ایران، خودبسندگی بیش از تکیه بر نسخه‌های بیرونی کارآمد است. فیلم با زبانی طنزآلود و استعاری، در موقعیت‌هایی مانند زایمان زودرس دوست هدیه و اشتباهات مکرر گوگل‌مپ، هم مخاطب را به خنده می‌اندازد و هم نشان می‌دهد که شاید گوگل‌مپ در خیلی مناطق دنیا مسیر درست را نشان بدهد، اما پارادایم ما فرق دارد؛ ما و آن‌ها، حتی وقتی حسن‌نیت داریم، همدیگر را درست نمی‌فهمیم. این توصیۀ فیلم، حاصل تجربه‌ای زیسته است که حتی اگر ۲۵ سال از عمرت را آن‌سوی دنیا گذرانده باشی، هیچ‌وقت برای بازگشت به خود و به خانه دیر نیست.

بازگشت در این‌جا نه اعتراف به خطا، بلکه نتیجۀ بلوغ است. هرچند تأکید مکرر فیلم بر سبز بودن گچ دستی شکسته، تلویحاً به گلایه‌های گذشته اشاره دارد، اما پیام اصلی روشن است: اگر به یکدیگر بازگردیم و رابطه‌ها را ترمیم کنیم، بهتر است و خارج از ایران، هیچ خبری برای ما نیست.

در عین حال، فیلم با نسل جدید نیز وارد گفت‌وگو می‌شود؛ نسلی که هرگز ذهن خود را درگیر پرسش‌های بنیادین فکری نکرده و اکنون از راه رسیده، همه‌چیز را به پول و مهاجرت فروکاسته و گمان می‌کند راه نرفته الزاماً راه نجات است. نسلی که در فانتزی‌های خودقهرمان‌پنداری‌اش، برای خویش نوعی سوپرپاور قائل است و خیال می‌کند بیرون از ایران، فرش قرمز انتظارش را می‌کشد.

فیلم در برابر این تصور می‌ایستد و می‌گوید، ما آن بلیت‌های لاتاری را داشتیم، با استعداد و توان یک دانشجوی برق دانشگاه شهید بهشتی رفتیم، دیدیم و برگشتیم. این‌جا، هشدار فیلم تلخ است؛ هشداری خطاب به نسلی که هنوز نه عمق رابطه را می‌شناسد و نه معنای عشق را، اما پاسخ همه‌چیز را در رفتن جست‌وجو می‌کند.

فیلم در این مواجهه نه دست به تحقیر می‌زند و نه به ورطۀ نصیحت‌های پدرانه می‌افتد، بلکه با روایت تجربه‌ی زیسته‌ی نسل پیشین، صادقانه یادآور می‌شود که خلاصه‌ کردن زندگی در پول و مهاجرت، نوعی ساده‌سازی کودکانۀ جهان و اتلاف جوانی است؛ جوانی‌ای که می‌توانست و هنوز هم می‌تواند، بسیار شیرین‌تر زیسته شود.

ناکارامدی ساختاری و فرسودگی اجتماعی

قایق‌سواری در تهران به‌روشنی نشان می‌دهد خشم اجتماعی امروز بیش از آن‌که ریشه در اقتصاد داشته باشد، محصول ناکارآمدی ساختاری است. ساختاری متشکل از قوانینی که نه عادلانه‌اند، نه کارآمد و نه حتی قابل فهم. از شناسنامه‌ گرفتن تا وضعیت رانندگی تا استخدام های مضحک، ساختاری دیده می‌شود که انسان را ناخواسته به بی‌قانونی هل می‌دهد. در چنین وضعیتی، فحش‌دادن، راه ندادن یا ورود ممنوع رفتن نشانه‌ی فساد اخلاقی نیست؛ بلکه واکنش دفاعی به سیستمی است که فرد را نادیده می‌گیرد.

از منظر فیلم، کندی ساختار دولتی در ایران به ناکارآمدی انجامیده است. هرچند پیشرفت‌ها نادیده گرفته نمی‌شوند نمایش مکانیزه‌ بودن پست تهران اشاره‌ای روشن به این واقعیت است اما قوانین دست‌وپاگیر و قانونمندی‌های غیراصولی می‌توانند ساده‌ترین امور، مثل گرفتن شناسنامه را به فرایندهایی فرساینده و حتی خنده‌دار تبدیل کنند؛ فرایندهایی که بیش از آن‌که نظم ایجاد کنند، آدم را از پا می‌اندازند آن هم در جهانی که زمان حرف اول را می‌زند.

هدیه همیشه عجله دارد، همیشه دیرش شده و همیشه چیزی جا مانده؛ حتی کودک، پیش از موعد، هفت‌ماهه می‌خواهد به دنیا بیاید. بنابراین مسئله فقط پول یا شغل نیست، بلکه کمبود زمان برای زیستن است. در شهری که همه‌چیز کند پیش می‌رود و در مقابل، آدم‌ها مجبورند تند زندگی کنند، فرسودگی به وضعیت عمومی تبدیل می‌شود؛ بحرانی که توضیح می‌دهد چرا آدم‌ها زود عصبانی می‌شوند و بی‌حوصله‌اند.

طنز تلخ ناهمزبانی بین مردم و حاکمیت

فیلم بر این باور است که نه دولت و نه بخش‌هایی از قشر مذهبی، درک دقیقی از زیست روزمرۀ مردم کف خیابان»ندارند. با این حال، بهتر است به‌جای استمرار یک قهر بیست‌وپنج‌ساله، دست‌کم خود مردم، با تکیه بر رابطه‌های انسانی، حال یکدیگر را بهبود ببخشند. هرچند این بیانیۀ فیلم هم اغراق‌آمیز است و هم برای طبقۀ متوسط ایرانی که سال‌هاست نسبت به بسیاری از رخدادهای تعیین‌کننده دچار نوعی بی‌حسی شده می‌تواند خطرناک باشد، اما قایق‌سواری در تهران در نهایت، در وضعیتی که آن را فرساینده می‌داند، پایان ستیز و ازسرگیری رابطه را تنها راه ممکن پیش رو می‌داند.

طنز رادیوی ملی و پرتقال شب عید، یکی از هوشمندانه‌ترین لحظات فیلم برای بازنمایی این ایده است. در این‌جا فیلم از عدم هم زبانی دو جهان حرف می‌زند: جهانی که در آن مردم زیر فشار زمان، استخدام، دغدغه خانواده و فرزند له شده‌اند و جهانی که هنوز فکر می‌کند حال خوب عمومی با اطلاعیه تولید می‌شود: دیگر نگران پرتقال شب عید نباشید!

در امتداد همین ایده، شخصیت حاجی کاسبی نماد طبقه‌ای مذهبی است که نه لزوماً فاسد، بلکه به‌شدت ناتوان از درک زیست معاصر است. او هدیه را نه به عنوان یک زن مهندس می‌فهمد؛ نه به عنوان یک مادر با هزاران گرفتاری و نه حتی معنای احترام متقابل را درک می کند. فیلم از او هیولا نمی‌سازد، بلکه مضحکه اش می‌کند و نشان می دهد که خطر اصلی این آدم‌ها، قدرت‌شان نیست؛ نادانی‌شان است.

حاجی‌کاسبی با آن چهره و لحن خنده دار و البته حرص‌درآور، که چندین برج و پروژه‌ی کلان زیر دستش در حال ساخت است، با نگاهی از بالا به پایین از تعهد و کارآمدی حرف می‌زند، اما حتی نیروهایش توان راه‌اندازی یک بالابر برقی را ندارند. از منظر فیلم، این افراد بیش از آن‌که دغدغه‌ی کار حرفه‌ای و تخصص داشته باشند، با وعظ و سخنرانی در پی تثبیت قدرت خویش‌اند و درست به همین دلیل، نیروهای کاربلد را با این گونه کج‌فهمی‌ها از گردونۀ رقابت بیرون می‌رانند.

این منطق وارونه آن‌قدر ناشیانه است که هدیه‌ی مهربان داستان، بالاخره عصبانی می شود و با فریاد می گوید: «دوست داری بری بالای منبر سخنرانی کنی و همه به‌به و چه‌چه کنن! من وقت برای سخنرانی ندارم، نه سخنرانی می‌خوام، نه کنسرت!…کی گفته کیفیت کار ربطی به احترام گذاشتن به تو داره؟»

با همۀ این‌ها، گلایۀ نهایی فیلم تلخ‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد: مهندس برقی که کارش از همه‌ی نیروهای حاجی‌کاسبی بهتر است، در نهایت باید از انعقاد قراردادی برای پخت روزانه‌ی هفتصد غذا برای همان نیروهای ناکارآمد خوشحال باشد.

تا شقایق (هدیه) هست، زندگی باید کرد

فیلم در نهایت به مهربانی و نوع‌دوستی پناه می‌برد، اما آگاه است که این فضیلت دو لبه دارد؛ از یک‌سو تعارف،  گذشت و انعطاف ایرانیان است که زندگی را قابل تحمل کرده، و از سوی دیگر، همین منطق رابطه‌محور، گاهی به بازتولید بی‌قانونی می‌انجامد. فیلم این تناقض را پنهان نمی‌کند و دقیقاً به همین دلیل باورپذیر است. جملۀ مگه خارج زندگی می‌کنی که اینقدر بی گذشتی؟ در مواجهه با عبور از خیابان ورودممنوع، نمونه‌ی روشنی از همین دوگانگی است.

فیلم نشان می‌دهد با همه‌ی ایرادها، هنوز یک منطق فرهنگی مشترک میان ما وجود دارد؛ منطقی که بیش از آن‌که بر قانون تکیه کند، بر رابطه بنا شده است. شاید این منطق کامل و بی‌نقص نباشد، اما همچنان سرمایه‌ی اجتماعی مهمی است؛ سرمایه‌ای که باعث می‌شود حتی در دل ساختارهای ناکارآمد، کارمندان دولت با دیدن دست شکسته‌ی یک دختربچه دل‌سوزی کنند و برای حل مشکل ارباب‌رجوع قدمی فراتر از وظیفه‌ی اداری خویش بردارند.

از منظر فیلم، دیگر سرمایه مهم ارتباطی ایرانیان شوخ طبعی است. طنز فیلم، طنز موقعیت است و خنده‌ها اغلب عصبی‌اند و از دل تناقض ها و از سر کلافگی حاصل می‌شوند. این طنز نه برای سرگرمی، بلکه برای قابل‌تحمل‌کردن مشکلات زیست روزمره است، که سنتی قدیمی در فرهنگ ایرانیان است.

برای داشتن تهران زیبا، گفتگو کنیم

در پایان باید گفت که قایق سواری در تهران به دنبال ارائه راه حل نیست، بلکه سعی دارد راهی برای شروع گفتگو باز کند. پیشنهاد فیلم این است که به همدیگر برگردیم و با پذیرش نواقص خویش و تلاش برای بهبود شرایط، حال خود و ایران را خوب کنیم. شاید به همین علت است که فیلم قهرمان ندارد و شخصیت ها به موازات هم به پیش‌بُرد داستان کمک می کنند. صدرعاملی در قایق‌سواری در تهران بیانی تصویری ساخته از شعر زیبای محمدعلی سپانلو:

تهران شکوفه باران است

ای مهربان که ساکن در غربتی

آن گل که در دلت به امانت ماند

وقت است بشکفد

پیغام ارتباط میان دو شهر

پیغام شادباش تو با عشق دوردست

(محمّدعلی سپانلو؛ به نقل از کتاب قایق‌سواری در تهران)

در رابطه با فیلم‌های جشنوارۀ فجر سال 1404 بیشتر بخوانید: نقد فیلم پروانه

 

 

پانویس‌ها: 

[1]. دکتری فرهنگ و ارتباطات. hafizemahdiyan@yahoo.com

قبلی نقد و تحلیل فیلم کافه سلطان | روایتی از همدلی در جنگ ۱۲ روزه
بعدی نقد فیلم زنده شور | جشنوارۀ فیلم فجر 1404

پست های مرتبط

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۸

ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!

احمدرضا
ادامه مطلب
صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان

احمدرضا
ادامه مطلب
Seyyed Mojtaba Khamenei Biography

۱۴۰۵-۰۵-۰۷

Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader

احمدرضا
ادامه مطلب
تحلیل جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • ابعاد شخصیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای | با خونم می‌نویسم!
  • صفات و ویژگی های مجتبی خامنه ای سومین رهبر فرزانۀ شیعیان
  • Seyyed Mojtaba Khamenei Biography: The Complete Story of Iran’s new supreme leader
  • جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن | جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
آخرین دیدگاه‌ها
  • S در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
محصولات
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب دین در سینمای شرق و غرب
    تومان 550.000
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم کتاب اقتصاد صهیونیسم
    تومان 350.000
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.500.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 600.000
  • دوره رسانه و جنگ شناختی دوره رسانه و جنگ شناختی
    تومان 900.000
  • نشریه تخصصی تیه نشریه تخصصی تیه شماره 1
    نمره 4.00 از 5

    تومان 145.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد