نقد فیلم آمین Amen. 2002 | کلیسا متهم ردیف اول هولوکاست
فیلم «آمین» (۲۰۰۲) با استفاده از بستر تاریخی جنگ جهانی دوم، به ظاهر روایتی از هولوکاست را به تصویر میکشد، اما در حقیقت کیفرخواستی علیه کلیسای کاتولیک است که واتیکان را به سکوت، همدستی و حتی فراری دادن افسران نازی در برابر یک واقعه جعلی متهم میکند.
نویسنده: محمدعلی چوپانیان
باسمه تعالی
فهرست مطالب
Toggleشناسنامه فیلم | نقد فیلم آمین Amen. 2002
تولید: سال 2002 فرانسه
گارگردان: کوستا گاوراس
نویسندگان: کوستا گاوراس – ژان کلود گرومبرگ
بازیگران: اولریش توکور، ماتیو کاسوویتس، اولریش موهه، میشل دیشوسوی، مارسل یورش
ژانر: تاریخی – هولوکاست
تهیهکنندگان: کلود بری – آندری بونچا – پیر گرونشتاین
شناخت فرهنگ زمینهای و خصوصیات زمانه اثر
بعد از واقعه ساختگی یازده سپتامبر سال 2001 در آمریکا، بازوی تزویر استعمار یعنی هالیوود خیز بزرگی برداشت برای تهاجم به مذهب مسیحیت، همانگونه که بازوی نظامی استکبار یعنی پنتاگون شروع کرد به تهاجم و حمله به سرزمینهای اسلامی یعنی عراق و افغانستان.
در این شرایط بود که جریان ضد مسیحیت که از دههها قبل در سینما بهصورت خفیف و پیوسته در حرکت بود، حالا بهصورت علنی و تقویتشده تلاش خود را تا نابودی کامل این دین الهی انجام میداد.
در آغاز قرن بیست و یکم دین یهودی به طور کامل مسخ شده و تبدیل به صهیونیسم جهانی شده بود و این صهیونیسم زرپرست میخواست اسلام و مسیحیت را با تزویر و زور از میدان بیرون کند.
سینمای هالیوود که زیر نظر مستقیم صهیونیسم در حال فعالیت است تلاش میکند آثاری تولید بشود که در آن مسیحیان متهم به جنایت شوند و اگر زورش نرسد آنان را افرادی خرافاتی و عقبافتاده نشان میدهد، روندی که در مورد مسلمانان نیز فراوان به کار بسته است.
فیلم آمین یک مورد عجیب و جالبتوجه است چون ترکیبی از دو ژانر هولوکاست و ضدمسیحیت است، یعنی سینمای صهیونیستی اینبار با یک تیر دو نشان زده است.
استعمار صهیونیستی در فیلم آمین هم موضوع دروغین هولوکاست را به نمایش میگذارد و هم تیشه به ریشه واتیکان میزند، واتیکانی که در جهان مسیحیت حکم حوزه علمیه نجف اشرف ما شیعیان را دارد.
فیلم آمین در حقیقت تلاش دارد کلیسا و در رأس آن واتیکان را حامی اصلی هیتلر، نازیسم و واقعه جعلی هولوکاست معرفی کند.
البته ما دو دهه بعد از این نیز در فیلم هولوکاستی نورنبرگ شاهد اتهامزنی به کلیسا و شخص اسقف در ماجرای حمایت از هیتلر هستیم، ولی حتی اگر این اتهامات واقعیت داشته باشد باید پرسید مگر یهودیان اروپا در دهه سی و چهل قرن بیستم چقدر منفور بودهاند و چقدر رذالت داشتهاند که کلیسا به هیتلر اجازه اخراج آنان را از اروپا داده است؟
خلاصه داستان
فیلم آمین دربارۀ یک دانشمند شیمی است که داروی ضدعفونیکننده اردوگاههای طاعونزده اسرای جنگی را تولید میکند ولی متوجه میشود که ماده تولیدی او برای مثلاً قتلعام دستهجمعی یهودیان استفاده میشود.
این دانشمند نازی تلاش میکند که بهوسیلۀ ارتباط با کلیسا مانع این بهاصطلاح هولوکاست شود، ولی کلیسا از دخالت در این موضوع طفره رفته و تنها حامی وی که یک کشیش جوان است بر اثر ناامیدی ناشی از عقبنشینی سران کلیسا، خود را یهودی معرفی میکند تا در اردوگاههای ارتش نازی بهعنوان یک یهودی کشته شود.
نقدوتحلیل فرم
فیلم آمین یک فیلم کاملاً سفارشی است، یعنی طرح اصلی داستان به کارگردان سفارش شده است، لذا ما شاهد یک ساختار سینمایی منسجم نیستیم.
کوستا گاوراس کارگردان که در جوانی آثار سینمایی قدرتمندی همچون حکومتنظامی 1972 (State of Siege)، زد 1969 (Z) و گمشده 1982 (Missing) را در کارنامه ضد استعماری سینمایی خود دارد، حالا در دوره پیری مزدور همانهایی شده است که دههها قبل بر علیه استبدادشان فیلم میساخته است.
کوستا گاوراس قبلاً یک ژنرال فرهنگی مارکسیست دوآتشه بوده و اکنون سرباز پیادهنظام سرمایهداری شده است.
بر اثر همین تغییر جبهه است که فیلم آمین از لحاظ فرمی تکرار سینمای پرتبوتاب دهه هفتاد کارگردانش است، ولی داستان فیلم این تبوتاب و سیستم پرتحرک را نمیپذیرد.
حتی کوستا گاوراس تلاش میکند همان نتهای موسیقی فیلمهای جوانیاش را تکرار کند.
ما در فیلم شاهد نماهای بسته و پرتحرک با تعدد مکانهای فیزیکی در جغرافیایی به پهنای اروپا هستیم ولی داستان، عریان و برهنه از حضور پارتیزانهای مردمی و تحرکات انقلابی است و موسیقی هیجانی فیلم آمین یک عنصر نچسب است بر این تضاد بین فرم و محتوا.
به عبارتی آن ساختار سوسیالیستی سینمای کوستا گاوراس بر این داستان سرد و بیروح هولوکاستی قابل تطبیق نیست.
کمی بیشتر درباره کارگردان فرتوت فیلم آمین
کوستا گاوراس این کارگردان یونانیالاصل فرانسوی قبلا در فیلم جذاب جعبه موسیقی(MusicBox 1989) دربارۀ جنایات جنگی افسران نازی نسبت به یهودیان مجارستان افسانهسرایی میکند و بهنظر میرسد تغییر جبهه او از همین فیلم شروع میشود.
او چنان قدرتمند این قصه را پروبال میدهد که در پایان داستان همانگونه که زن قهرمان اصلی فیلم از پدرش متنفر میشود، مخاطب هم اشکهایش برای قربانیان یهودی جنگ جهانی دوم سرازیر میگردد.
اگرچه در سالهای اخیر فیلمهای هولوکاستی بهشدت ضعیف و اصطلاحاً آبکی شدهاند، همچون بروتالیست2024 و منطقهی موردعلاقه2023 ولی در قرن قبلی میلادی این ژانر دروغپرداز با تمام قوا در حال تولید آثار باورپذیر، خوشساخت و البته بسیار خوشفرم بود.
کوستا گاوراس یکی از همان کارگردانهای در حال اوج آخر قرن بیستم در دنیای حقیر سینمای صهیونیستی هالیوود بود، البته این کارگردان سمج در قرن بعد نتوانست کارهای سینمایی منسجمی از خود ارائه بدهد.
این عدم انسجام و افول، ویروسی بود که در کل بدنۀ سینمای صهیونیستی از تهیهکننده تا کارگردان و بازیگر منتشر شده بود.
در حقیقت ویروسی که به جان آنان افتاده بود، محصول بیداری مخاطب جهانی نسبت به مظلومیت مردم فلسطین در زیر چکمههای سلاخان اسرائیلی بود.
بیداری جهانی، لشکر هالیوود را دچار عدم اعتمادبهنفس شدید کرد و کاستا گاوراس یکی از همان سلاطین سینمای در حال مرگ است و رعشههای احتضار این کارگردان فرتوت در فیلمی همچون آمین قابلمشاهده است.
در فیلم آمین 2002 حرکت بازیگران و حرکت دوربین همه با بیاعتمادی ضبط شدهاند و اثر نهایی یک ماکت مندرس است که میخواهد روزگار کوتاه درخشان فیلمهای هولوکاستی کارگردانش را همچون جعبه موسیقی1989 به رخ بکشد ولی نمیتواند.
ژانر هولوکاست با بیداری جهانی باید صحنه را فراموش کرده و آرامش در گودال قبر را به دست و پا زدنهای بیهوده در بستر احتضار ترجیح دهد.
ژانر هولوکاست روزهای مرگ خود را در پیش دارد، دیگر هیچ بازیگری حتی بهخاطر دستمزدهای بالا نمیتواند نقش یهودیان مثلاً مظلوم را به درستی بازی کند، چون با قلب و جان خود دریافته است که هیچ صهیونیست مظلومی وجود ندارد و اینها همه افسانه است.
اکنون هیچ کارگردانی ولو با کارمزد سنگین نمیتواند فیلمهای قوی هولوکاستی بسازد چون دستوپایش میلرزد که مبادا جهان او را محکوم بهدروغپردازی میکند.
امروز هیچ تهیهکنندهای نمیتواند پولش را صرف بزرگترین دروغ دوران کند که مخاطبش دیگر آن را باور نمیکند، مخاطبی که حالا میبیند صهیونیستهای یهودی چگونه به بهانه هولوکاست تقلبی حکومتی تشکیل دادهاند که با خون زنان، کودکان و نوزادان فلسطینی ارتزاق میشود.
نقد پیرنگ داستان فیلم
پیرنگ اصلی داستان فیلم تلاش یک دانشمند شیمی در جلوگیری از کشتار یهودیان در اردوگاههای موسوم به مرگ ارتش نازی آلمان است، تلاشی که پرالتهاب و پرتبوتاب روایت می شود ولی به دلیل عدم همکاری کلیسا به سرانجام نمیرسد.
شالوده این پیرنگ داستانی بر اساس یک شخصیت مثلاً واقعی به نام کورت گرشتاین پیریزی میشود، حالآنکه در صفحه ویکیپدیای این شخص فقط یک تصویر نقاشی شده از وی وجود دارد و توگویی در زمان جنگ جهانی دوم دوربینی وجود نداشته است تا از وی عکسی بگیرد
از طرفی، عنوان شده که اعترافات وی مکتوب بوده و او قبل از حضور در هر دادگاهی اقدام به خودکشی کرده است.
جالبتر اینکه طبق متن اختتامیه فیلم «آمین»، ماجرای کورت گرشتاین، خالق گاز زیکلون، بیست سال بعد از مرگش بازنویسی و بازسازی شده است؛ حالآنکه تمام دنیای دروغین هولوکاست بر مبنای همین گاز زیکلون ساختهوپرداخته و پیریزی شده است.
زیکلون گازی است که طبق اسناد حقیقی، در هر اردوگاه اسرای جنگی ارتش نازی فقط تعداد بسیار کمی از قوطیهای آن یافت شد، ولی در این فیلم عنوان میشود که هزاران قوطی از این محصول در زندانها آنهم برای قتلعام یهودیان، مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
اساساً هالیوود صهیونیستی هیچ ابایی ندارد که همهچیز را بر هیچ بنا کند؛ به عبارتی از کاه کوه بسازد. کم نیستند داستانهای تخیلی که واقعینمایی میشوند و فیلمهای مستند که در حقیقت دروغی بیش نیستند.
فیلم «آمین» نیز از همان دسته است که با نام یک دانشمند شیمی شاغل در بخش بهداری ارتش آلمان و چند قوطی خالی آفتکش زیکلون، یک واقعه ساختگی بزرگ را روایت میکند.
واقعیت این است که اگر یهود بخواهد راست بگوید، باید شک کرد و هالیوود، این هامان زمانه، با فریب و نیرنگ جای جلاد و شهید را عوض میکند.
یهود صهیونیست، اکنون در فیلم «آمین» پنجه بر صورت کلیسا و مشخصاً واتیکان میکشد. در بخش بعدی با دقت بیشتر و ریشهیابی دقیق به این موضوع میپردازیم.
نقد محتوا: زیرمتن دوگانه کلیسا و هولوکاست
آنچنانکه در قرآن بیان شده است، کینهتوزترین دشمن مسلمانان، یهودیان بودهاند و بهترین دوست مسلمانان، مسیحیان هستند.
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ
مسلّماً سرسختترین مردم را در دشمنى با کسانى که ایمان آوردهاند، یهود و مشرکان خواهى یافت و نزدیکترین آنها را در دوستى با مؤمنان کسانى مىیابى که گفتند: ما نصاراییم. این بدان سبب است که گروهى از آنان کشیشان و راهباناند و آنها تکبر و بزرگمنشى نمىورزند. (سوره مائده، آیه ۸۲)
حال با توجه به این الفت بین اسلام و مسیحیت، شکی نیست که یهود در دشمنی با مسیحیت نیز سنگ تمام بگذارد. هالیوود صهیونیستی در فیلم «آمین»، تخریب بنیاد اصلی مسیحیت یعنی واتیکان را مقصود اصلی خود قرار داده است و به عبارتی شمشیر را از رو میکشد.
البته این نهاد فریبکار از همان آغاز کارش در قرن بیستم تلاش میکرده مسیحیت و نمادهای کلیسا و مسیحیان را پیوسته مورد تهاجم قرار دهد.
مثلاً در فیلم «طلای مککنا» (۱۹۶۹) (که قبلاً در همین سایت مورد بررسی دقیق قرار گرفته است) بر گردن یکی از شرورترین آدمهای فیلم، صلیب بزرگی قرار میدهد یا در فیلم «داستان راهبه» (۱۹۵۹) با بازی آدری هپبورن و پیتر فینچ، ناتوانی آموزههای مسیحی را با صدای بلند فریاد میکشد.
هالیوود صهیونیستی در همین چند سال اخیر نیز در فیلم «چیزهای کوچک اینچنینی» (۲۰۲۴) با بازی هنرپیشه مشهور، کیلین مورفی، صومعههای وابسته به کلیسا را که به زنان بیسرپرست خدمات میدهند، مورد تخریب و سیاهنمایی قرار میدهد.
وقیحترین حمله مغولان صهیونیستی هالیوود به ساحت مقدس مسیحیت و کلیسا در فیلم «بندتا» (۲۰۲۱) اتفاق میافتد؛ آنجا که ماجرای یک زن شیاد منحرف همجنسباز را از دل تاریخ درآورده و او را به دروغ، یک قدیسه مورد تأیید کلیسا معرفی میکنند، حال آنکه مطابق اسناد حقیقی، این زن کلاهبردار که ادعای ارتباط با حضرت عیسی (علیهالسلام) را نیز داشته، توسط کلیسا مرتد معرفی میشود و به جزای عملش میرسد.
استعمار جهانی صهیونیستی در قرن بیست و یک، همچنانکه بازوی جنگ سخت خویش را گرفتار پنجه شیربچههای مسلمان در غرب خاورمیانه، در عراق و افغانستان و اکنون در خلیج فارس کرده است، هالیوود را بهعنوان بازوی جنگ نرم، پنجه در پنجه مسیحیت میاندازد.
اینجا بد نیست که به فرزند نامشروع هالیوود و پنتاگون یعنی داعش اشاره کنیم؛ همان پسر جهنمی که در سوریه و عراق، هم مساجد را ویران میکرد و هم کلیساها را، هم مسلمانان را سر میبرید و هم مسیحیان را قتلعام میکرد.
مفهوم اصلی و پیام فیلم
اگر در فیلم «آمین» زیرساخت داستان یا همان پلتفرم روایت را هولوکاست در نظر بگیریم، متوجه میشویم که زیرروایتها و زیرمتنهای دیگری بر این پلتفرم سوار شده است.
همچنانکه قبلاً مطرح شد، یکی از اصلیترین زیرمتنهای این فیلم، تخریب کلیسا و اتهام به واتیکان در همراهی با هیتلر و فرماندهان نازی است و کار را تا آنجا پیش میبرد که سران واتیکان را فراریدهنده افسران جانی ارتش نازی آلمان به تصویر میکشد.
فیلم «آمین» همچنین نقش دیپلماتهای آمریکایی و اروپایی را در ایجاد صلح و پایان جنگ پررنگ میکند؛ بهقدریکه مخاطب چنین برداشت میکند اساساً در جنگ جهانی دوم همه تلاش میکردند جنگ تمام شود جز آلمان.
کوستا گاوراس سعی میکند با شبیهسازی کشیش جوان در این فیلم با کشیش جوان در فیلم «اسب کهر را بنگر» (۱۹۶۴) (با بازی عمر شریف)، یک ارجاع سینمایی خلق کند.
حافظه سینمایی مخاطب با تلاقی دادن نقشهای کشیش دو فیلم «آمین» و «اسب کهر را بنگر»، افسر آلمانی یعنی کورت گرشتاین را با کاراکتر مانوئل آرتیگز انقلابی مقایسه میکند. این ارجاع بهنوعی القاکننده عمل انقلابی افسر نازی در برملا کردن نقش آلمان در استفاده از گاز زیکلون برای کشتار یهودیان است.
ناخودآگاه مخاطب فیلمباز در این مقایسه، به هر کسی که در مخالفت با افشاگری افسر آلمانی قرار میگیرد، بدبین میشود؛ از جمله واتیکان، اسقف بزرگ و همه آنان که با او و کشیش جوان مخالفت میکنند.
ارزیابی نهایی فیلم آمین
فیلم «آمین» در حقیقت یکی از رسواترین فیلمهای هالیوود در دروغ ساختگی هولوکاست است.
تلاش نافرجام یک کارگردانِ قبلاً سوسیالیست، تبدیل به یک فیلم ناهمگون شده که نه داستان هولوکاست را بهخوبی روایت میکند و نه مطلبی قابلپذیرش در تهمت جنگطلبی به واتیکان دارد.
البته فیلمی که بیش از دو دهه قبل به نفع یهودیان صهیونیست ساخته شده، امروز باعث اطمینان مخاطب هوشیار سینما بر این مسئله میشود که در صورت صحت ماجرا، کلیسا و هیتلر در تقابل با یهودیان سازمانیافته اروپا راه خطایی طی نکردهاند.
هوالعلیم
دیدگاهتان را بنویسید