نقد برنامۀ پامپ امیرحسین قیاسی
نقد برنامۀ پامپ | قیاسی چه میکند؟
برنامه که اخیراً توسط امیرحسین قیاسی، کمدین و چهرۀ شناختهشدۀ شبکههای اجتماعی،تبلیغ و معرفی شده به سرعت در میان کاربران جوان محبوبیت یافته است. بررسی سازوکار این برنامه نگرانیهای جدیای را دربارۀ ماهیت، اهداف و پیامدهای آن برانگیخته است.
تحلیل پلتفرم برنامۀ پامپ و مصاحبههای امیرحسین قیاسی با نگاهی سطحی و محدود به کارکردهای ظاهری آن به درکی ناقص و گمراهکننده میانجامد. بنابراین ضرورت اتخاذ رویکردی استراتژیک و پازلی از این حقیقت نشأت میگیرد که پامپ ابزاری حسابشده برای فاز اول عملیاتی چندمرحلهای است. این برنامه به مثابۀ پوستهای فریبنده عمل میکند که هستۀ اصلی عملیات یعنی کشاندن کاربر به اکوسیستم معاملاتی پرخطر بازارهای مالی لوریجدار را در خود پنهان میسازد.
فهرست مطالب
Toggleشناسنامۀ طرح | نگاه جریانشناسانه
صرافی رمزارزی والکس که با قابلیتهای ربات معاملهگر و سکو فعالیت میکند تحت نام رسمی شرکت خلق ثروت سرزمین پارسه و به صورت سهامی خاص به ثبت رسیده است. این مجموعه فعالیت خود را از سال ۱۳۹۷ آغاز کرده و دارای ۳۵۰ نفر پرسنل است. والکس به عنوان شرکتی دانشبنیان شناخته میشود و امین امینی مدیرعامل آن است.
دفتر مرکزی این صرافی در تهران، شیخ فضلالله، خیابان لالۀ سرخ، پلاک ۱۸۶ قرار دارد. این مجموعه از وبلاگ فنی برخوردار است و پشتیبانی ۲۴ ساعته و پشتیبانی از طریق چت را به کاربران خود ارائه میدهد، اما برنامۀ باگ بانتی ندارد. اطلاعاتی در مورد واریز و برداشت آنی، تعداد کاربران، پلتفرمهای پشتیبانی شده و فعالیت در شبکههای اجتماعی مشخص در گذشتۀ او در دسترس نبود اما این کار هم بهدست امیرحسین قیاسی انجام شد.
در حال حاضر بروکر والکس در پلتفرمهای لینکدین(LinkdIn)، یوتیوب، تلگرام، اینستاگرام و توییتر در حال فعالیت است. دنبال کنندهها و تعداد بازدیدهای هر کدام از این پلتفرمهابهشرح زیر است:
کانال یوتیوب این بروکر دارای ۱۸۳ هزار دنبالکننده است و تا این لحظه، با بارگذاری ۳۴۰ ویدئو، مجموعاً ۷۳٬۰۴۶٬۹۲۶ بازدید کسب کرده است. فعالیت این کانال از تاریخ ۱۰ آگوست ۲۰۱۸ (۱۹ مرداد ۱۳۹۷) آغاز شده است. بر اساس این دادهها، تحلیل عملکرد زمانی کانال بدین شرح است که از زمان تأسیس کانال تا امروز (۲۹ مهر ۱۴۰۴)، تقریباً ۲۲۶۳ روز گذشته است. با توجه به بارگذاری ۳۴۰ ویدئو، این کانال به طور میانگین هر ۶.۶ روز یک ویدئوی جدید منتشر کرده است. در طول این دوره، کانال به صورت میانگین روزانه حدود ۸۱ دنبالکنندۀ جدید جذب کرده است و در همین بازۀ زمانی، ویدئوهای کانال به طور میانگین روزانه تقریباً ۳۲٬۲۷۹ بازدید جدید به دست آوردهاند.
کانال تلگرام این مجموعه 198.562 دنبال کننده دارد و در آن لینک کانال خبری دیگری نیز با تعداد اعضای 2894 هزار نفر باعنوان اخبارکیریپتو در والکس به ثبت رسیده است. در بخش کانالهای همسان دیگر کانال تلگرامش کانالهایی نظیر آکادمی بیتپین، توامپیفینکس صرافی ارز دیحیتال، بیتپین، صرافی تبدیل، میهن بلکچین و صرافینوبیتکس در حال تبلیغ است. تمامی کانالهای فوق کارکردی مشابه با خود والکس دارند که در ادامه به توضیح و جریانشناسی آن خوهیم پرداخت.
در توییتر بیش از 21.500 نفر دنبال کننده برای این بروکر ثبت شده. این کانال از زمان شروع فعالیت خود از سال 2023 تعداد 681 پست را با مخاطبین خود به اشتراک گذاشته است. صفحۀاینستاگرام این مجموعه بالای400 هزار دنبال کننده داشته وتا کنون 759 پست را به اشتراک گذاشته است. متاسفانه اطلاعاتی از تیم سازندۀ برنامۀ پامپ درفضای مجازی و خبری ثبت نشده اما پیشبینی میشود که به احتمال بسیار بالا تمامی اسپانسرهای مالی و تهیهکنندگانش با توجه به درگاههای پرداخت مستقیم ریالی و تبلیغات دیگر برنامهها نظیر تپسی و… که در ادامه ذکر شدهاند محدود به خود بروکر والکس نباشد.
خوشۀ اول: دروازۀ ورود | قمار و بازی
این خوشه پوستۀ بیرونی و فریبندهترین قطعۀ پازل است که وظیفۀ جذب انبوه مخاطب و آمادهسازی روانی او را بر عهده دارد. استراتژی در این مرحله پنهانکردن ماهیت اصلی سیستم در پوشش سرگرمیای رایگان، جذاب و بیخطر است. قطعات این خوشه مخاطب را به صورت نامحسوس وارد چرخۀ اعتیادآور پیشبینی قیمت اتریوم میکنند و زمینۀ لازم برای مراحل بعدی عملیات را فراهم میسازند.
استقرار امیرحسین قیاسی به عنوان چهرۀ پروژه! قیاسی با اعتبار حاصل از محبوبیت خود در نقش کمدین، اولین و قدرتمندترین دیوارۀ دفاعی و شکاکیت مخاطب را فرو میریزد. او در مصاحبههای کانال یوتیوب برنامۀ پامپ با لحن غیرجدی و با استفاده از طنز مفاهیمی مانند ریسک، شرطبندی و نوسانات بازار و از راه معاملهگری و پیشبینی قیمت در راستای پولدار شدن را به اموری پیشپاافتاده و هیجانانگیز برای مخاطبی که هیچ آشناییای با این سبک از معاملات و پیشبینیها در فرهنگ بومی خودش ندارد میکند که با این کار، پلی از اعتماد میان کاربر عادی و هستۀ شکارگر سیستم که همان معملات لوریجدار یا اهرمدار است ایجاد میکند.
پس از آنکه دیوارۀ اعتماد مخاطب توسط چهرۀ پروژه شکسته شد، سیستم مکانیزم اصلی خود را فعال میکند. پامپ با حذف هوشمندانۀ هرگونه پرداخت مالی اولیه و جایگزین کردن آن با تیکتهای رایگان ماهیت ذاتی عمل پیشبینی قیمت را که شکل سادهشدۀ قمار مبتنی بر باینری آپشن است به طور کامل استتار میکند. این فرآیند که بازیوارسازی یا Gamification نامیده میشود با جدا کردن عمل از پیامدهای مالی آن قبح اخلاقی و روانی شرطبندی را از بین میبرد.
اما چرا میگوییم شرطبندی وقمار؟ چون عملاً پیشبینی قیمت، آن هم در چارت ثانیهای رمز ارز اتریوم که هیچ دادۀ به هم پیوستهای از گذشتۀ چارتش در دسترس مخاطب نیست غیرممکن است و از هیچ قاعدۀ تحلیلیای پیروی نمیکند. در نتیجه کاربر بدون آنکه خود را درگیر فعالیتی پرخطر بداند با مکانیزمهای اساسی قمار شانس، پیشبینی دوتایی و پاداش مبتنی بر حدس انس میگیرد. هدف این قطعه تربیت تدریجی کاربری است که نسبت به عمل قمار شرطی شده و آن را به عنوان سرگرمیای روزمره پذیرفته است تا بعداً هم در سبک زندگیاش رفتار و سطح استرس و اضطرابی که یک معاملهگر قرار است تجربه کند را بپذیرد.
پس از عادیسازی اصطلاحاً قمارگونه، سیستم باید بقای خود را با درگیر نگهداشتن کاربر تضمین کند. این کار از طریق مهندسی یک چرخۀ عادت(Habit Loop) قدرتمند انجام میشود که ساختاری مشابه ماشینهای اسلات کازینو دارد. تزریق روزانۀ ۵ تیکت رایگان نشانۀ بازگشت به برنامه را ایجاد میکند؛ با کارکرد حاضر خودِ بازی عملاً شکل روتین و عمل تکرارشونده به خود گرفته است و وعدۀ پاداش بزرگ ۱۰۰,۰۰۰ دلاری در کنار بردهای کوچک مقطعی امید پوچ دستیابی به پاداش متغیر را تشکیل میدهد که قدرتمندترین عامل شکلدهی به اعتیاد رفتار پیشبینی قیمت اتریوم در این برنامه است.
این ساختار با فعال کردن سیستم دوپامین مغز کاربر را در یک حلقۀ بیپایان از تلاش و شکست نگه میدارد. هر شکست در رسیدن به رکوردهای بالا ترس از دست دادن فرصت یا اضطراب فومو(FOMO) را تقویت کرده و میل به شروع مجدد و جبران را تشدید میکند. بدین ترتیب کاربر از نظر ذهنی و زمانی کاملاً تسخیر شده و برای پذیرش مراحل بعدی عملیات آماده میشود.
اضطراب فومو(Fear of Missing Out) پدیدهای روانشناختی است که در آن، فرد به دلیل نگرانی از دست دادن فرصتها یا رویدادهای ارزشمندی که دیگران در حال بهرهمندی از آن هستند، دچار تشویش و بیقراری مداوم میشود. این حس ریشه در نیاز ذاتی انسان به تعلق اجتماعی و آگاهی از وضعیت خود در مقایسه با دیگران دارد.
در عصر دیجیتال شبکههای اجتماعی با نمایش بیپایان لحظات موفقیتآمیز، جذاب و هیجانانگیز دیگران این اضطراب را تشدید میکنند. دقیقاً همانکاری که قیاسی در مصاحبهها نیز انجام میدهد. فرد مبتلا به فومو، احساس میکند که زندگی دیگران به مراتب بهتر و پربارتر از زندگی اوست و این تصور او را به سمت بررسی وسواسگونۀ فیدهای اجتماعی، مشارکت بیرویه در فعالیتها و تصمیمگیریهای شتابزده سوق میدهد تا از قافله عقب نماند.
این حالت منجر به کاهش رضایت از زندگی، افزایش استرس و تصمیمگیریهای غیرمنطقی بر پایۀ فشارهای بیرونی، به جای ارزشها و نیازهای درونی میشود. اینجا فومو به عنوان اهرمی برای ایجاد عادت روزانۀ بازگشت به برنامه عمل میکند؛ کاربر از ترس از دست دادن تیکت برندۀ فردا به صورت وسواسگونه درگیر میشود. لایۀ دوم و خطرناکتر در مرحلۀ معاملات واقعی در بروکر والکس شکل میگیرد که فومو با سودهای احتمالی و حرکتهای ناگهانی بازار تقویت میشود. کاربر از ترس جا ماندن از موج صعودی بعدی بدون تحلیل کافی و تحت فشار روانی وارد معاملات اهرمدار میشود. این اضطراب فرایند تصمیمگیری منطقی را مختل کرده و فرد را به واکنشی تکانشی و هیجانی وادار میکند.
خوشۀ دوم: پل گذار | عادیسازی سبک زندگی تریدری
ترویج سبک زندگی تریدری
پس از آنکه کاربر در چرخۀ اعتیادآور بازی گرفتار شد عملیات وارد فاز دوم میشود. تغییر تمرکز از بازی به سبک زندگی! این قطعه با استفاده از ظرفیت رسانهای شخصیت قیاسی و مصاحبههایش با سلبریتیها تصویری جذاب و تحریفشده از دنیای معاملهگری ترید ارائه میدهد. در این تصویرسازی، استرس شدید، اضطراب ناشی از نوسانات بازار و خطر از دست دادن تمام سرمایه(لیکویید شدن) انگار که بخشهای هیجانانگیز یک ماجراجویی به تصویر کشیده میشوند.
نمایش موفقیتهای آنی شخصیتهای دعوت شده، پز دادن و شوآف کردن مسیر زندگیشان، تأکید بر استقلال مالی در همین مسیر و استفاده از شوخی برای کماهمیت جلوه دادن زیانها و شکستها که روایتی میسازد که هدف آن کاشتن این آرزو در ذهن مخاطب است که من هم میتوانم یک تریدر موفق یا شخصی پولدار باشم اما فقط کافیست به راهی که برنامه و سلبریتیهای آن به من معرفی میکند بپیوندم.
این قطعه مقصد نهایی کاربر یعنی اکوسیستم معاملاتی را از یک فضای مالی خشک و پرخطر به یک عرصۀ جذاب و پر از فرصت تبدیل میکند که اشخاص با غوطهور شدن در آن عادتهای خلقی و رفتاری جدید درسبک زندگی خود پیدا خواهند کرد و چهبسا از کار و شغل خود نیز دست بکشند.
لیست برخی چهرههای مهم که قیاسی در کانال برنامۀ پامپ یوتیوبش با آنها مصاحبه کرده است به شرح زیر است.
- امیرحسین فتحی(بازیگر)
- عباس جمشیدیفر(بازیگر)
- کاظم سیاحی(صداپپیشه و عروسک گردان)
- ماکان بند(گروه موسیقی دو نفرۀ رهام هادیان و امیر مقاره)
- اشوان(خواننده)
- هادی کاظمی(بازیگر)
- هادی حجازیفر(بازیگر و فیلمساز)
- فرزاد فرزین(خواننده و بازیگر)
- بیژن بنفشهخواه(بازیگر)
- مهردادصدیقیان(بازیگر)
- حسین غضنفری(مشاور و سرمایهگذار در بازار کریپتو)
- بشرا التجاء(مشاور تجارت الکترونیک و کسب و کارهای رسانهای)
- میثم رضایی(کارشناس توسعه کسبوکار بر بستر بلاکچین)
- جناب خان(چهار قسمت متوالی)
- سینا ساعی(موسیقی دان)
- امین آرامش(نویسنده، بلاگر، معلم)
- علی اوجی(بازیگر)
- امیر مهدی ژوله(کمدین و بازیگر)
- سیاوش صفاریانپور(مجری و تهیهکننده)
- زینب کیشانی(کارشناس بازار کریپتو و بلاکچین)
- سهیل نیکزاد(کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف و مدیرعامل و همبنیانگذار اوپکس.)
- ساره رشیدی(بازیگر)
- پدرام بیراک(محقق تکنولوژی هوش مصنوعی)
- مهیار حسین(بلاگر)
- سامر درخشانی(بازیگر)
- هنیه غلامی(بازیگر)
- سهیل علوی(بنیانگذار و مدیرعامل سرویس سفارش آنلاین غذا ریحون- مهاجرت کرده)
- مرتضی شجاعی(برنامهنویس-مهاجرت کرده)
- کامران تفتی(بازیگر)
- کیا داوود اسفندیاری(کارشناس توسعه کسب و کار)
مأموریتهای درونبرنامهای(Task-based System)
این قطعه پل عملیاتیای است که آرزوی کاشتهشده در ذهن کاربر را به اقدام مشخصی متصل میکند. سیستم برای تأمین تیکت بیشتر و تداوم بازی اعتیادآور، کاربر را ملزم به انجام مأموریتهای خاصی در برنامۀ پامپ میکند. این مأموریتها در ظاهر تبلیغاتی ساده به نظر میرسند اما در واقع ابزارهای دقیقی برای هدایت ترافیک هستند. یکی از مأموریتها این است که کاربر با جستجوی عباراتی مانند خرید تتر از والکس در گوگل ناآگاهانه به سربازی در جنگ سئوی این صرافی تبدیل میشود و رتبۀ آن را به صورت مصنوعی بالا میبرد.
مهمتر از آن مأموریتهایی که مستقیماً کاربر را به نصب اپلیکیشن والکس و ثبتنام، واریز و معاملۀ اهرمدار در ان سوق میدهند بازی پامپ را به قیف ورودی صرافی تبدیل میکنند. در این نقطه کاربر که ذهنش با تصویر جذاب تریدری و پیشبینی قیمتها آماده شده است و فکر میکند ترید در بازار ارزهای دیجیتال نیز تا همین اندازه راحت و بی خطر است به صورت داوطلبانه و با انگیزۀ دریافت پاداش تیکت وارد اکوسیستمی میشود که برای مراحل بعدی شکار سرمایه و سبک زندگی او طراحی شده است.
عادیسازی معاملات اهرمی(Leveraged Trading)
کاربر که اکنون از طریق دو خوشۀ قبلی شرطیشده، اغوا شده و به درون پلتفرم والکس کشانده شده است وارد مرحلۀ نهایی عملیات میشود. در این مرحله سیستم با استفاده از همان منطق بازیوارسازی خطرناکترین محصول خود یعنی معاملات اهرمی(Futures) را به عنوان گام طبیعی بعدی معرفی میکند که اکثر معاملهگران واقعی بازار فارکس و کریپتو نیز درک درستی از ماهیت و شیوۀ عملکرد لیکوییدیتی و از بین رفتن تمام پول در آن ندارند! این معاملات که به کاربر اجازه میدهند با چندین برابر سرمایۀ واقعی خود معامله کند در واقع نسخۀ بسیار پرخطرتر و پیچیدهتر همان بازی پیشبینی بالا و پایین رفتن قیمت در پامپ هستند.
با این تفاوت که اینجا دیگر تیکت رایگان در کار نیست و پول واقعی کاربر با سیستم پرداخت مستقیم تمامی بانکهایی که به بانک مرکزی متصل هستند در معرض ریسک نابودی کامل لیکویید شدن قرار دارد. عجیب است که بانکها نیز تا این اندازه با پروژههای اینچنینی همکاری میکنند. تبلیغات درونبرنامهای، پاداشهای ثبتنام و رابط کاربری جذاب این ابزار مالی بسیار خطرناک را به صورت بازیای هیجانانگیز با پتانسیل سودهای کلان نمایش میدهند و کاربر را برای اولین تجربۀ معاملاتی با پول واقعی وسوسه میکنند.
چرا باید وارد جایی شوید که هیچ خبری از دریای پول درحال سوختن پشت آن ندارید؟ گمان میکنید به همین سادگی قرار است پول در جیب شما بریزند؟ حتی اگر موفق به چندین معاملۀ سودآور شوید نظم پشت پردۀ بازار کریپتو برای این طراحی شده تا جیب معاملهگران را خالی کند.
مکانیزم برداشت و تکمیل چرخۀ شکار
در این نقطه تمام قطعات پازل در جای خود قرار گرفته و هدف نهایی سیستم آشکار میشود. کاربر که سفر خود را از یک بازی رایگان آغاز کرده اکنون در میدانی قرار دارد که احتمال زیان او به صورت سیستماتیک بسیار بالاتر از احتمال سود است. در معاملات اهرمی صرافی نه از کارمزد که عمدتاً از لیکویید شدن یا صفر شدن سرمایۀ کاربران سود میبرد؛ یعنی زیان کاربر، سود مستقیم پلتفرم است. هیجان، طمع و عادتهای رفتاری که در خوشههای اول و دوم در کاربر نهادینه شده بود مانند تلاش برای جبران شکست و رؤیای پاداش بزرگ اینجا او را به سمت تصمیمات معاملاتی پرریسکتر، استفاده از اهرمهای بالاتر و در نهایت از دست دادن سرمایه سوق میدهد.
بدین ترتیب پامپ به عنوان دروازۀ ورود، مسیری را مهندسی کرده است که کاربر را قدم به قدم از یک سرگرمی بیخطر به ماشین تولید زیان برای خود و تولید سود برای صرافی تبدیل میکند و چرخۀ شکار تکمیل میشود. این چرخۀ سودسازی که با زیان کاربر تکمیل میشود تأثیرات ویرانگری بر ساختار روانی و سبک زندگی او تحمیل میکند. فردی که با وعدۀ سرگرمی وارد این مسیر شده اکنون خود را در یک میدان نبرد دائمی با بازار میبیند؛ میدانی که در آن هر لحظه اضطراب و استرس ناشی از نوسانات قیمت را تجربه میکند.
مفهوم کار برای او از یک فعالیت سازنده به نظارۀ وسواسگونۀ نمودارها تغییر ماهیت میدهد و مرز میان زندگی شخصی و فعالیت اقتصادی محو میشود. هیجان کاذبی که در ابتدا جذاب به نظر میرسید، جای خود را به چرخۀ معیوبی از طمع در هنگام سودهای کوچک و وحشت در هنگام زیان میدهد. وضعیت حاضر او را از نظر اجتماعی منزوی کرده و روابط انسانی او را تحتالشعاع قرار میدهد، زیرا تمام تمرکز ذهنیاش معطوف به صفحۀ نمایشگر است و از نان و آب نیز افتاده است.
در نهایت سبک زندگی که در مصاحبههای قیاسی به او فروخته شده بود(موفقیت، استقلال، هیجان) در عمل به بردگی دیجیتال، اضطراب مزمن و بیثباتی مالی مداوم تبدیل میشود. این دقیقاً همان بلایی است که بر سر عرق خوران و افرادی میآید که با مستی به کازینو میروند و خودشان را پیش خانواده و زن و بچۀشان شرمسار میکنند اما هیچ زمان به دلیل امید به موفقیت دست از این مسیر بر نمیدارند.
هدفگیری نسل گمشده در بحران معنایابی
اولین و مهمترین جامعۀ هدف برنامۀ پامپ بروکر والکس گروهی است که میتوان آن را نسل گمشده زد و آلفا نامید؛ عمدتاً جوانان و نوجوانانی که در خلاء هویتی و اقتصادی به سر میبرند. این نسل با ساختارهای قدیمی موفقیت(تحصیلات دانشگاهی و شغل کارمندی) ارتباط برقرار نمیکند و در عین حال به دلیل شرایط اقتصادی، مسیر کارآفرینی را نیز پرریسک و دور از دسترس میبیند. آنها به دنبال راه سومی هستند؛ مسیری که هم هیجان و معنای فردی داشته باشد و هم وعدۀ استقلال مالی سریع را بدهد.
استراتژی پامپ والکس در این ساختار هدفگیری مستقیم این خلاء است. سیستم خودش را به عنوان جنبشی هویتی برای این نسل معرفی میکند. تریدری در این روایت، شغل نیست؛ سبک زندگی و طغیانی علیه ساختارهای کسلکنندۀ قدیمی و راهی برای اثبات خود در دنیای دیجیتال است. بنابراین، سیستم تنها در حال فروش محصول مالی نیست؛ بلکه در حال فروش رؤیا و هویتی جایگزین به نسلی است که به شدت تشنۀ آن است. هدف، جذب کسانی است که بیش از پول، به دنبال معنا و هیجان میگردند و سیستم با تبدیل کردن قمار به ماجراجوییای هویتی دقیقاً همین نیاز را شکار میکند.
دومین جامعۀ هدف افرادی هستند که در چرخۀ فرسایش اقتصادی به دام افتادهاند. برای این گروه منطق ارزیابی ریسک به طور بنیادین معکوس شده است. حفظ وضع موجود معادل زیان قطعی و تدریجی از طریق تورم است، بنابراین یک قمار پرخطر با شانس پایین به عنوان تنها کنش عقلانی برای خروج از این چرخه بازتعریف میشود. سیستم این انحراف شناختی را شناسایی کرده و آن را هدف قرار میدهد.
استراتژی کلیدی در اینجا عادیسازی ریسک از طریق حذف هزینه است. برنامۀ پامپ با ارائۀ تیکتهای رایگان، عمل شرطبندی را از پیامد مالی آن به طور کامل جدا میکند. این شبیهساز آموزشی است که کاربر را شرطی میکند تا کنش پیشبینی را بدون در نظر گرفتن بهای شکست، بارها تکرار کند. این فرآیند عدم تقارنی ادراکی ایجاد میکند که جایزۀ بزرگ واقعیتی ملموس و قابل دستیابی به نظر میرسد، اما ریسک از دست دادن سرمایه که در این فاز وجود ندارد کاملاً از معادلۀ تصمیمگیری حذف میشود.
مغز یاد میگیرد هیجانِ شانسِ برد را بدون تجربۀ دردِ باخت پردازش کند. زمانی که این کاربرِ آموزشدیده به والکس هدایت میشود، واریز اندک سرمایهاش یک تصمیم تکانشی نیست و نتیجۀ منطقیِ برنامهریزی ذهنی است که در آن، ریسک بالا به عنوان تنها راه نجات کدگذاری شده است. بنابراین سیستم اینگونه با تسلیح ناامیدی، رضایت کاربر برای نابودی مالی خود را تدارک میبیند.
سومین گروه هدف، طبقۀ کنجکاو مردم هستند که از دور پیچیدگی و نوسانات دنیای رمزارزها را مشاهده میکنند اما هیچ دانش و تخصصی هم در این زمینه ندارند. این گروه، نه از سر استیصال اقتصادی بلکه از هراسِ جاماندن و میل به تعلق به باشگاه برندگان انگیزه میگیرد. آنها سرمایۀ محدودی برای ریسک کردن دارند، اما بزرگترین مانعشان وحشت از دانش فنی مورد نیاز و ترس از اشتباهات پرهزینه است. بازار کریپتو برای آنها یک قلعۀ تسخیرناپذیر به نظر میرسد.
استراتژی سیستم برای این مخاطب رام کردن همین پیچیدگی است. پامپ با ارائۀ رابط کاربری شبیه به بازی این پیام را مخابره میکند که ورود به این دنیا نیاز به دانش تخصصی ندارد؛ تنها نیازمند شهود و شجاعت ریسک کردن است. حضور چهرۀ کمدین و مهمانان مشهور این فرآیند را از فعالیت مالی پرخطر به سرگرمی اجتماعی مشروع تبدیل میکند. سیستم با ایجاد توهم مهارت در محیطی بدون ریسک کاربر را برای ورود به میدان واقعی مسلح به اعتمادبهنفس کاذب میکند. او تصور میکند بازار را حس میکند در حالی که تنها برای فشردن دکمۀ بالا/پایین شرطی شده است.
آخرین و شاید نگرانکنندهترین گروه هدف، کسانی نیستند که از بیرون به سیستم وارد میشوند؛ بلکه محصول نهایی خود سیستم هستند. این گروه شامل کاربرانی میشود که پس از طی کردن تمام مراحل قبلی، سرمایۀ خود را در معاملات اهرمی از دست دادهاند. آنها اکنون نه پول دارند، نه هویت موفق تریدری که به دنبالش بودند و نه قایق نجاتی برای فرار از مشکلات اقتصادی. تنها چیزی که برایشان باقی مانده عادت است؛ عادت روزانۀ باز کردن برنامه، پیشبینی کردن و تزریق دوز کوچک هیجان.
استراتژی نهایی سیستم، بردهسازی دیجیتال این گروه شکستخورده است. این کاربران دیگر به دنبال سود مالی نیستند؛ آنها به دنبال جبران روانی شکست و تجربۀ مجدد آن هیجان اولیه هستند. پامپ با اضافه کردن بازی گروهی و سیستم پاداش مبتنی بر تیکت نه پول، دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. کاربر برای به دست آوردن تیکتهای بیشتر، وارد رقابتهای بیحاصلی میشود که تنها خروجی آن، افزایش (Engagement-درگیری محیطی) و حفظ ترافیک پلتفرم است.
او اکنون به کارگری دیجیتال و رایگان تبدیل شده است که با فعالیت روزانهاش، ارزش و اعتبار سیستم را بالا میبرد و به جذب قربانیان جدید کمک میکند، بدون آنکه خودش کوچکترین منفعتی ببرد. این چرخۀ نهایی، کاربر شکستخورده را در اکوسیستم محبوس میکند و او را به ابزاری برای پایداری خود سیستم شکارگر تبدیل میسازد.
قیاسی کیست؟ | نقد برنامۀ پامپ
امیرحسین قیاسی (زادهٔ ۲۸ آبان ۱۳۷۱) کمدین، نویسنده و مجری ایرانی است که نامش در دهۀ ۱۳۹۰ و با حضور در مسابقۀ خنداننده شو بر سر زبانها افتاد. او پس از این تجربه، مسیر کاری خود را به سمت تولید تاکشوها و برنامههای طنز در بستر اینترنت گسترش داد و بههمراه ابوطالب حسینی بهعنوان یکی از شاخصترین چهرههای موج تازهٔ طنز آنلاین در یوتیوب ایران شناخته شد.
فعالیت هنری قیاسی از اوایل دهۀ ۱۳۹۰ و با انتشار ویدئوهای طنز در فضای مجازی آغاز شد اما نقطۀ جهش او حضور در بخش خنداننده شو برنامهٔ خندوانه بود که شهرتی ملی برایش به ارمغان آورد. پس از آن، قیاسی با ورود جدی به تولید محتوای دیجیتال، برنامههایی در قالب تاکشو و استندآپ بههمراه ابوطالب حسینی ساخت که در میان کاربران شبکههای اجتماعی با استقبال روبهرو شد.
در سال ۱۴۰۴، او اجرای فصل پنجم برنامۀ اینترنتی نیمه شب را برعهده گرفت؛ تاکشویی که با ترکیب گفتوگو با مهمانان و بخشهای روست طنز تولید میشود. طنز قیاسی بر روایت مشاهدات اجتماعی و موقعیتهای روزمره استوار است و بسیاری از منتقدان او را نمایندۀ نسلی میدانند که طنز را از قالب سنتی تلویزیون به فضای دیجیتال منتقل کردهاست. از آثار شاخص او میتوان به حضور در خنداننده شو(۱۳۹۶)، ایدی اچدی(۱۴۰۱)، پروژهٔ استندآپ در رینگ(۱۴۰۳) و اجرا در نیمه شب(۱۴۰۴) اشاره کرد.
پس از موفقیت در خندوانه، قیاسی مسیر شناختهشدن بیشتر را با حضور در برنامههای رادیویی و تلویزیونی متنوع دنبال کرد. او با اجرای استندآپهای اجتماعی و پرداختن به موضوعات روزمره، جامعه و فرهنگ عامه، جایگاهش را بهعنوان یکی از بلاگرها و کمدینهای نسل جدید تثبیت کرد. فضای شبکههای اجتماعی نیز بستری شد که قیاسی در آن با انتشار ویدئوها و محتوای طنز، دامنهٔ شهرتش را گسترش داد و توانست دنبالکنندگان زیادی جذب کند.
در سالهای اخیر، قیاسی علاوه بر فعالیت در حوزهٔ طنز، وارد عرصۀ تبلیغات و همکاری با برندها و پلتفرمهای اینترنتی شد. این مرحله از فعالیت او با نقدها و جنجالهایی نیز همراه بوده است؛ خصوصاً زمانی که تبلیغ پلتفرمهایی چون پامپ را مستقیما در پیج رسمی یوتیوب صرافی والکس پذیرفت که کارشناسان بازارهای مالی آنها را در دستهٔ سازوکارهای مالی پرریسک و مشابه قمار قرار دادهاند. این تغییر مسیر باعث شد نقش او در افکار عمومی از یک هنرمند صرف طنز، به یک چهرۀ تأثیرگذار در فضای تبلیغات و بازاریابی دیجیتال تبدیل شود.
پلتفرم پامپ از کاربران میخواهد تا جهت حرکت قیمت ارز دیجیتال اتریوم (ETH) را در بازههای زمانی کوتاه پیشبینی کنند. کاربر باید مشخص کند که قیمت پامپ(صعودی) یا دامپ(نزولی) خواهد شد. در صورت ۳۶ پیشبینی درست و متوالی، کاربر برندۀ جایزهای به نرخ تتر(USDT) میشود و با هر حدس صحیح، مبلغ جایزۀ بالقوۀ او افزایش مییابد.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد سازوکار طراحیشده در پامپ هیچ ارتباطی با تحلیل تکنیکال، دانش بنیادی بازار یا استراتژیهای سرمایهگذاری ندارد. پیشبینی نوسانات کوتاهمدت و لحظهای یک دارایی پرنوسان مانند اتریوم آن هم در تایم فریم ثانیهای و برای ۳۶ مرتبۀ متوالی بدون دسترسی به گذشتۀ چارت عملاً غیر ممکن است و بیش از آنکه متکی بر دانش باشد وابسته به شانس و تصادف است.
این ساختار دقیقاً مشابه مکانیزم شرطبندی باینری(Binary Options) یا بازیهای شرطبندی «بالا/پایین» است که در بسیاری از وبسایتهای قمار آنلاین یافت میشود. در این مدل، کاربر روی یک نتیجۀ دوتایی شرط میبندد و در صورت برد، مبلغی دریافت میکند و در صورت باخت، سرمایۀ خود را از دست میدهد. هرچند در مدل فعلی پامپ ظاهراً ورودی رایگان است اما ماهیت برد و باخت مبتنی بر شانس محض، همان است.
اساس بازی باینری آپشن است. پیشبینی صحیح ۳۶ بار متوالی حرکت یک دارایی پرنوسان امری مبتنی بر شانس محض است. احتمال ریاضی این اتفاق با فرض شانس ۵۰/۵۰ برای هر حدس برابر با (1/2)36 است؛ یعنی یک در بیش از ۶۸ میلیارد! این احتمال تقریباً صفر، نشان میدهد که مهارت یا تحلیل در این بازی هیچ جایگاهی ندارد و همهچیز به تصادف وابسته است.
با هر شکست بازیکن برای شروع مجدد به تیکت نیاز دارد. این سیستم به شکلی هوشمندانه برای درگیر نگهداشتن کاربر طراحی شده است:
- ایجاد عادت روزانه: اهدای ۵ تیکت رایگان روزانه، کاربر را تشویق به بازگشت مداوم به برنامه میکند و یک عادت رفتاری میسازد.
- مدل رشد ویروسی (هرمی): مهمترین راه کسب تیکت، دعوت از دوستان است. با دعوت از هر دوست، کاربر ۲۵ تیکت دریافت میکند. این مکانیزم، هر بازیکن را به یک بازاریاب رایگان برای پلتفرم تبدیل میکند و باعث رشد انفجاری و هرمی آن میشود، بدون آنکه پلتفرم هزینهای برای تبلیغات بپردازد. البته در بهروزرسانی جدید برنامه، بخشی تحت عنوان بازی گروهی برای جمع آوری تیکت افزوده شده است. در این بخش، کاربران میتوانند در رقابت با یکدیگر، از طریق حدس درست قیمت اتریوم در بازههای زمانی چهار ثانیهای، تیکتهای بیشتری کسب کنند و هر بار با حدس درست امتیاز آنان به صورت تصاعدی دو برابر خواهد شد.این مسابقات در قالب گروههای چهار و هشت نفره برگزار میشود و به نفرات اول تا سوم، تیکت به عنوان جایزه تعلق میگیرد. به طور کلی، سه نوع مسابقه در این بخش تعریف شده که به ترتیب نیازمند ۲، ۱۰ و ۵۰ تیکت برای ورود هستند. در صورتی که کاربر جزو سه نفر برتر نباشد، تیکتهای ورودی خود را از دست میدهد. در مقابل، کسب مقام اول در هر مسابقه به ترتیب ۸، ۸۰ و ۴۰۰ تیکت جایزه به همراه خواهد داشت.
- مأموریتهای درونبرنامهای: انجام مأموریتها، راه دیگر کسب تیکت است. این مأموریتها کاربر را عمیقتر در اکوسیستم برنامه غرق کرده و زمان و توجه او را به عنوان یک دارایی از او میگیرند.
روانشناسی اثر لاتاری
وعدۀ جایزۀ ۱۰۰,۰۰۰ دلاری در برابر جایزۀ اولیۀ ۰.۰۰۵ تتری، تضاد روانشناختی قدرتمندی ایجاد میکند. مغز انسان تمایل دارد بر روی جایزۀ نهایی و عظیم تمرکز کند و احتمال ناچیز دستیابی به آن را نادیده بگیرد(اثر لاتاری). هرچه بازیکن در مراحل جلوتر میرود، ترس از دست دادن پیشرفت خود، او را برای ادامۀ بازی مصممتر میکند و با هر شکست، عطش او برای جبران و شروع دوباره بیشتر میشود.
بررسی دقیق مأموریتهای طراحیشده برای کسب تیکت نشان میدهد که این برنامه فراتر از یک سرگرمی ساده عمل میکند. این مأموریتها علاوه بر تبلیغ برنامههایی چون تپسی، باسلام، خانومی، اتو ابزار، دکترتو، وال گلد و فروشگاههای زنجیرهای اکالا در حقیقت یک استراتژی بازاریابی تهاجمی و هدفمند برای پلتفرم معاملاتی والکس(Wallex) هستند که کاربران را قدم به قدم به سمت اکوسیستم این صرافی هدایت کرده و آنان را به انجام فعالیتهای مالی پرخطر ترغیب میکنند.
مأموریتهایی مانند ثبتنام در والکس و نصب برنامۀ آن مستقیماً در خدمت اهداف جذب مشتری این صرافی است. پامپ به عنوان ابزار بازیوارسازیشده هزینۀ جذب کاربر جدید برای والکس را به شدت کاهش میدهد و کاربران را در پوشش یک بازی، به مشتریان بالقوۀ صرافی تبدیل میکندو دقیقا برای همین هم ارزش داشته تا به قیاسی به عنوانی مجری پول بدهد.
مأموریتهایی که کاربر را به جستجوی عبارات کلیدی مانند خرید تتر، قیمت بیت کوین و خرید ارز دیجیتال وادار میکنند، یک استراتژی سئوی کلاه سیاه(Black-hat SEO) برای دستکاری الگوریتمهای گوگل است. این کار باعث ایجاد ترند مصنوعی برای این عبارات شده و رتبۀ وبسایت والکس را در نتایج جستجو به صورت غیرطبیعی بهبود میبخشد. به همین ترتیب، وادار کردن کاربران به دنبال کردن صفحات اجتماعی و تماشای ویدئوها، صرفاً برای افزایش ساختگی معیارهای تعامل(Engagement Metrics) و معتبر نشان دادن آن پلتفرم است.

خطرناکترین بخش مأموریتها، تشویق کاربران تازهکار و ناآگاه به انجام معاملۀ لوریجدار یا تعهدی است. این نوع معاملات یکی از پرریسکترین ابزارهای مالی است که حتی معاملهگران حرفهای را با چالش مواجه میکند. اینجا است که درک تفاوت میان کارگزاریهای A-Book و B-Book اهمیت حیاتی پیدا میکند.
در بازارهای مالی، کارگزاریها(بروکرها) عمدتاً در دو مدل فعالیت میکنند:
مدل A-Book (ایبوک): در این مدل، کارگزاری صرفاً یک واسطه است. سفارش معاملاتی شما را مستقیماً به بازار واقعی بلاکچین یا تأمینکنندگان نقدینگی(Liquidity Providers) ارسال میکند. سود کارگزاری از محل دریافت کمیسیون(کارمزد) یا بخشی از اختلاف قیمت خرید و فروش(Spread) تأمین میشود. در این مدل، سود یا زیان معاملهگر تأثیری بر سود کارگزاری ندارد؛ بنابراین، تضاد منافعی وجود ندارد. قیمت خریدار و فروشنده در این مدل دستکاری نشده و عدد مارجین لول و اکوییتی شما برای لیکویید شدن یا از دست دادن تمام پولتان دستکاری نمیشود(دقیقا برعکس مدل بعدی).
مدل B-Book (بیبوک): در این مدل، کارگزاری طرف مقابل معاملۀ شما قرار میگیرد. یعنی شما در حال معامله علیه خود کارگزاری هستید. سفارش شما به بازار واقعی ارسال نمیشود، لیست سفارشها ساختگی هستند و در یک بازار داخلی که خود کارگزاری ایجاد کرده، پردازش میشود. در این حالت یک تضاد منافع مستقیم به وجود میآید: سود کارگزاری دقیقاً از محل زیان مشتری تأمین میشود. به عبارت دیگر، هر دلاری که شما از دست بدهید، به سود کارگزاری تمام میشود. آنها قیمت خریدار و فروشنده و عدد مارجین لول و اکوییتی شما را برای گرفتن تمام پولتان دستکاری میکنند.
با توجه به اینکه تقریباً تمام پلتفرمهای معاملاتی ایرانی که به کاربران داخلی خدمات میدهند آن هم با محدودیتای بسیار در تحریمها در دستۀ B-Book قرار میگیرند، میتوان به یک نتیجۀ نگرانکننده رسید:
پلتفرم پامپ در حال جذب انبوهی از کاربران جوان و فاقد دانش مالی است و آنها را از طریق مأموریتهای جهتدار، به سمت یک کارگزاری B-Book سوق میدهد. سپس، همان کاربران را تشویق به انجام معاملات لوریجدار میکند؛ معاملاتی که به دلیل ریسک بسیار بالا، بالاترین احتمال زیان را برای مشتری دارند. این طراحی، یک سیستم شکارگونۀ مالی را تداعی میکند که در آن، یک بازی سرگرمکننده به عنوان طعمه عمل کرده تا کاربران را به محیطی بکشاند که در آن، زیان آنها، منبع درآمد مستقیم برگزارکننده است. این موضوع، زنگ خطری جدی دربارۀ اهداف پنهان این اکوسیستم به شمار میرود.
تأثیر بر سبک زندگی
پیامدهای این پلتفرم از فضای مجازی فراتر رفته و به طور مستقیم سبک زندگی، سلامت روان و کنشهای اجتماعی کاربران را تحت تأثیر قرار میدهد:
همانطور که اشاره شد برنامۀ پامپ با حذف پول واقعی از ورودی اولیه، قبح قمار را از بین میبرد. کاربری که در این محیط به شرطبندی عادت میکند، آمادگی روانی بسیار بیشتری برای ورود به سایتهای قمار واقعی و شرطبندیهای سنگین مالی پیدا خواهد کرد.
چرخۀ تلاش-شکست-تلاش مجدد که با سیستم تیکت تقویت میشود دقیقاً مشابه مکانیزم ماشینهای اسلات، اعتیادآور است. در مکانیز حاضر کاربران دچار استرس، اضطراب، سرخوردگی ناشی از شکستهای مکرر و نوسانات خلقی شدید میشوند دقیقاً همان سطح از رنجش و آشفتگی روانیای که معاملهگران بازار فارکس و سایتهای شرطبندی در معاملات و قمارهای واقعیشان تجربه میکنند.

خدماتی که والکس ارائه میدهد
معاملات اسپات(Spot Trading): این پایهایترین خدمت والکس است که در آن کاربران میتوانند ارزهای دیجیتال مختلف را با ریال(تومان) یا تتر(USDT) خرید و فروش کنند. در این نوع معامله، کاربر بهظاهر مالک دارایی خریداریشده میشود و ریسک آن محدود به نوسانات قیمت است.
معاملات تعهدی(Leveraged/Futures Trading): این بخش، پرریسکترین و در عین حال سودآورترین بخش برای صرافی است. در معاملات تعهدی، کاربران با استفاده از اهرم(Leverage)، میتوانند با سرمایهای چندین برابر موجودی خود وارد معامله شوند. این ابزار به کاربران اجازه میدهد روی صعودی بودن(پوزیشن Long) یا نزولی بودن(پوزیشن Short) قیمت یک ارز شرطبندی کنند. ریسک اصلی در این نوع معامله، لیکویید شدن(Liquidation) است؛ یعنی اگر بازار برخلاف پیشبینی کاربر حرکت کند، کل سرمایۀ او در آن معامله از بین میرود. برنامۀ «پامپ» به طور مشخص کاربران را برای ورود به همین بخش آمادهسازی میکند.
باتهای معاملهگر(Trading Bots): والکس ابزارهایی برای معاملۀ خودکار ارائه میدهد. این باتها با جذابیت کسب سود در خواب، کاربران کمتجربه را وسوسه میکنند تا سرمایۀ خود را به یک الگوریتم بسپارند؛ غافل از اینکه این ابزارها نیز در بازارهای پرنوسان میتوانند منجر به زیانهای سنگین شوند.
زیرساخت پرداخت: حذف موانع برای واریزهای آنی و بدون محدودیت
یکی از نگرانکنندهترین ویژگیهای والکس، زیرساخت پرداخت آن است که به شکل خطرناکی، مسیر واریز پول به این پلتفرم پرریسک را هموار میکند:
درگاه پرداخت ریالی استاندارد: مانند اکثر پلتفرمهای شرط بندی داخلی، والکس نیز از درگاههای پرداخت متصل به شبکۀ شاپرک استفاده میکند که دارای محدودیتهای روزانه و نیازمند فرآیندهای تأییدی معمول است.
درگاه پرداخت مستقیم(Direct Debit): متأسفانه این صرافی یک گام فراتر رفته و قابلیت واریز آنی یا پرداخت مستقیم را فراهم کرده است. این سیستم به والکس اجازه میدهد پس از یک بار کسب مجوز از کاربر، مستقیماً از حساب بانکی او پول برداشت کند. این ویژگی که به بانکهای بزرگی مانند تجارت، ملی، ملت، پاسارگاد، آینده و هر بانک دیگری که این سرویس را ارائه دهد متصل است، پیامدهای خطرناکی دارد:
حذف اصطکاک روانی: کاربر دیگر نیازی به وارد کردن اطلاعات کارت و دریافت رمز پویا برای هر بار واریز ندارد. این حذف اصطکاک باعث میشود واریز پول به صرافی به سادگی یک کلیک شود و تصمیمگیریهای هیجانی و تکانشی(Impulsive Decisions) را به شدت افزایش میدهد.
تسهیل چرخۀ باخت و جبران: کاربری که در یک معاملۀ اهرمدار در آستانۀ لیکویید شدن قرار دارد، به جای مواجهه با محدودیتهای درگاه عادی، میتواند در چند ثانیه و بدون فکر، مبالغ بیشتری را برای نجات معاملۀ خود واریز کند که اغلب به زیانهای بزرگتر منجر میشود.
وام برای معاملات اسپات
علاوه بر موارد فوق، والکس مکانیزمی برای خرید اعتباری یا وامدهی جهت معاملات اسپات نیز فراهم کرده است. این یعنی این بروکر به شما پول قرض میدهد تا حتی در بازار اسپات که ذاتاً امنتر است، فراتر از توان مالی خود معامله کنید.
سازوکار: کاربر میتواند با وثیقه گذاشتن داراییهای موجود خود، از والکس اعتبار (معمولاً تتر یا تومان) دریافت کرده و با آن به خرید ارزهای دیگر بپردازد.
ریسک پنهان: این وام شامل کارمزد یا بهره است. اگر ارزش داراییهای کاربر (چه آنهایی که وثیقه گذاشته و چه آنهایی که با وام خریده) کاهش یابد، اعتبار او به سطح خطرناکی میرسد و ممکن است با «مارجین کال» (Margin Call) مواجه شود.
در این حالت، کاربر یا باید پول بیشتری واریز کند یا صرافی به صورت خودکار بخشی از داراییهای او را برای تسویۀ وام به فروش میرساند. علاوه بر این او باید پس از از دست دادن پولش همان وام را نیز با سودش بعد از مدت اتمام قرارداد پرداخت کند. نکته اینجاست که این قیمت از 3 میلیون تومان با 300 هزارتومان وثیقه 10 روزه تا پنج ملیارد تومان 30 روزه با 500 میلیون وثیقه قابل بهرهبرداری است.
امیرحسین قیاسی با تبلیغ برنامۀ «پامپ» عملاً همان الگوی شناختهشدۀ سلبریتیها و خوانندههایی را تکرار میکند که پیشتر سایتهای قمار، شرطبندی، بروکرهای B-Book یا توکنهای بیارزش را تبلیغ کردهاند؛ او با استفاده از محبوبیت و اعتماد مخاطبانش در نقش یک عامل فرهنگی عمل میکند تا کاربران جوان و ناآگاه را به سمت سازوکارهای مالی شکارگر بکشاند درست مشابه نمونههایی چون ساسی مانکن در معرفی سایتهای شرطبندی یا دیگر چهرهها که در پوشش سرگرمی و سرمایهگذاری مخاطب را وارد چرخهای میکنند که نهایتاً منجر به انتقال مستقیم پول از جیب مردم به گردانندگان این اکوسیستم پرریسک و سودجویانه میشود.




دیدگاهتان را بنویسید