جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد برنامه بفرمایید جام و نقد برنامه جیمی جام در جام جهانی ۲۰۲۶ | خنثی باش تا دیدی شوی

نقد برنامه بفرمایید جام و نقد برنامه جیمی جام در جام جهانی ۲۰۲۶ | خنثی باش تا دیدی شوی

۱۴۰۵-۰۴-۲۷
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد برنامه بفرمایید جام و نقد برنامه جیمی جام در جام جهانی 2026
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

جدیدا خیلی راحت برنامه هایی ساخته می‌شود که انگار در جهان موازی هستند، جریان های حاکم بر جامعه را نادیدگرفته و اصلا وارد محتویات ارزشی، مذهبی و دینی نمی‌شود تا خدایی نکرده مخاطبان خود را از دست ندهند! به قدری ظریف از یک نماد دینی یا مذهبی جا خالی می‌دهند که نمی‌توان تشخیص داد تاریخ پخش برنامه دقیقا کی بوده است ! در جریان بزرگترین خاکسپاری جهان هیچ اشاره ای حتی زیرنویس گونه هم به آن نمی‌شود ! حتی شبکه های ماهواره ای این مناسبات را نقد می‌کنند اما برنامه های داخلی به طرز عمیقی نادیده می‌گیرند. با ما همراه باشید تا از عوارض این مورد بیشتر صحبت کنیم.

پدیدآورنده: علیرضا مرادی

فهرست مطالب

Toggle
  • نقد برنامه بفرمایید جام و نقد برنامه جیمی جام در جام جهانی 2026 | خنثی باش تا دیدی شوی
    • برنامه بفرمایید جام
    • امیرحسین قیاسی، مجری بفرمایید جام
    • برنامه جیمی جام
    • ابوطالب حسینی؛ مجری و کارگردان جیمی جام
    • ساختار مشترک برنامه‌های بفرمایید جام و جیمی جام
  • خنثی بمان تا دیده شوی
    • وقتی خنثی‌بودن به بی‌هویتی عادت می‌دهد
  • به حاشیه رفتن هویت مذهبی و ملی
  • تضعیف غیرت ملی در نسل جوان
  • قربانی هست، اما عامل حادثه ناپدید شده است
  • جمع بندی نهایی

نقد برنامه بفرمایید جام و نقد برنامه جیمی جام در جام جهانی 2026 | خنثی باش تا دیدی شوی

معرفی اولیه دو برنامه 

هم‌زمان با برگزاری رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۶، تعدادی از پلتفرم‌های نمایش آنلاین ایران به تولید و انتشار ویژه‌برنامه‌هایی با محوریت فوتبال، طنز و سرگرمی پرداخته‌اند. در میان این آثار، دو برنامه بفرمایید جام با اجرای امیرحسین قیاسی و جیمی جام با اجرای ابوطالب حسینی، بیش از دیگر برنامه‌ها بر ترکیب فضای فوتبالی با قالب‌های کمدی و گفت‌وگومحور تمرکز دارند.

این دو برنامه برخلاف برنامه‌های سنتی ورزشی که عمدتاً به تحلیل فنی مسابقات، بررسی ترکیب تیم‌ها و عملکرد بازیکنان می‌پردازند، تلاش می‌کنند اتفاقات جام جهانی را در فضایی غیررسمی‌تر دنبال کنند. گفت‌وگو با مهمانان، پرداختن به حواشی مسابقات، شوخی با رویدادهای فوتبالی و توجه به بازتاب اجتماعی و فرهنگی فوتبال، از بخش‌های اصلی این نوع برنامه‌ها به شمار می‌رود.

برنامه بفرمایید جام

بفرمایید جام ویژه‌برنامه‌ای در حوزه طنز، سرگرمی و فوتبال است که با اجرای امیرحسین قیاسی تولید شده و از پلتفرم فیلیمو در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. این برنامه هم‌زمان با مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ ساخته شده و هدف آن ارائه روایتی سرگرم‌کننده از فضای این رقابت‌ها است.[۱]

براساس اطلاعات منتشرشده، بفرمایید جام به‌جای تمرکز کامل بر تحلیل تخصصی و فنی مسابقات، بیشتر به حواشی جام جهانی، اتفاقات خبرساز، موضوعات اجتماعی مرتبط با فوتبال و گفت‌وگوهای طنزآمیز با مهمانان می‌پردازد. حضور امیرحسین قیاسی نیز باعث شده است که شوخی‌های کلامی و گفت‌وگوی صمیمانه با مهمانان، جایگاه مهمی در ساختار برنامه داشته باشد.[۱]

این برنامه در سال ۱۴۰۵ تولید و منتشر شده و زمان اعلام‌شده برای انتشار آن هر روز ساعت ۱۹ بوده است. بفرمایید جام در رده برنامه‌های طنز، سرگرمی و ورزشی قرار می‌گیرد و برای مخاطبان بالای ۱۵ سال معرفی شده است.[۱]

امیرحسین قیاسی، مجری بفرمایید جام

امیرحسین قیاسی از کمدین‌ها، نویسندگان و مجریان نسل جدید برنامه‌های طنز ایران است. او با حضور در مسابقه خنداننده‌شو در برنامه خندوانه به شهرت بیشتری دست یافت و پس از آن فعالیت خود را در حوزه استندآپ کمدی، نویسندگی و اجرای برنامه‌های گفت‌وگومحور ادامه داد.[۲]

ازجمله تجربه‌های اجرایی او می‌توان به برنامه‌هایی مانند نیمه‌شب و پامپ اشاره کرد. شیوه اجرای قیاسی معمولاً بر شوخی‌های کلامی، طنز اجتماعی، واکنش سریع به صحبت‌های مهمانان و ایجاد فضایی صمیمانه و غیررسمی استوار است. همین ویژگی‌ها در شکل‌گیری ساختار بفرمایید جام نیز نقش مهمی دارند.[۲]

در این برنامه، بیشتر تلاش برای شوخی و پرداختن به موضوعات روز است. به همین دلیل، مخاطبان برنامه الزاماً محدود به علاقه‌مندان حرفه‌ای فوتبال نیستند و دوستداران برنامه‌های طنز و سرگرمی نیز می‌توانند بخشی از مخاطبان آن باشند.

برنامه جیمی جام

جیمی جام یکی دیگر از ویژه‌برنامه‌های ساخته‌شده برای جام جهانی ۲۰۲۶ است که با اجرا و کارگردانی ابوطالب حسینی تولید شده و از پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود. این برنامه محصول استودیو پامپ است و مسعود باقری تهیه‌کنندگی آن را بر عهده دارد.[۳]

جیمی جام در قالب یک برنامه گفت‌وگومحور، کمدی و ورزشی ساخته شده است و تلاش می‌کند فضای مسابقات جام جهانی را از طریق ترکیب فوتبال، طنز، گفت‌وگو و مرور حواشی دنبال کند. براساس اطلاع‌رسانی انجام‌شده، این برنامه هر شب ساعت ۲۱ در فیلم‌نت منتشر می‌شود.[۳]

در بخش‌های مختلف برنامه، موضوعات مرتبط با مسابقات، اتفاقات پیرامون تیم‌ها و بازیکنان و حواشی جام جهانی، با زبان طنز مطرح می‌شوند. ساختار جیمی جام به‌گونه‌ای طراحی شده است که فوتبال را از فضای کاملاً تخصصی خارج کند و آن را به موضوعی برای گفت‌وگو و سرگرمی عمومی تبدیل سازد.

ابوطالب حسینی؛ مجری و کارگردان جیمی جام

ابوطالب حسینی از کمدین‌ها و مجریان فعال در حوزه برنامه‌های طنز، اینترنتی و نمایش آنلاین است. سبک اجرای او بر شوخی‌های مستقیم، گفت‌وگوی غیررسمی، واکنش به سوژه‌های روز و ایجاد ارتباط صمیمانه با مخاطب یا مهمان برنامه استوار است.

او در جیمی جام علاوه بر اجرا، مسئولیت کارگردانی برنامه را نیز بر عهده دارد. حضور هم‌زمان حسینی در جایگاه مجری و کارگردان باعث شده است که سبک طنز و شیوه اجرای او در بخش‌های مختلف برنامه دیده شود.[۳]

ابوطالب حسینی پیش از این نیز در تولید و اجرای محتواهای کمدی حضور داشته و با مجموعه‌ها و برنامه‌های مرتبط با استودیو پامپ همکاری کرده است. جیمی جام نیز در ادامه همین فعالیت‌ها و با تمرکز بر یکی از مهم‌ترین رویدادهای ورزشی جهان تولید شده است.

ساختار مشترک برنامه‌های بفرمایید جام و جیمی جام

بفرمایید جام و جیمی جام هر دو در گروه ویژه‌برنامه‌های فوتبالی ـ سرگرمی قرار می‌گیرند.

گفت‌وگو با مهمانان، مرور اتفاقات مسابقات، شوخی با حواشی فوتبال، پرداختن به موضوعات روز و پیوند دادن فوتبال با فضای اجتماعی و فرهنگی، از ویژگی‌های مشترک چنین برنامه‌هایی است. استفاده از کمدین‌ها به‌عنوان مجری نیز نشان می‌دهد که هدف اصلی این آثار، جذب مخاطبانی فراتر از طرفداران تخصصی فوتبال است.

با این حال، این دو برنامه از پلتفرم‌های متفاوتی منتشر می‌شوند. بفرمایید جام از فیلیمو و جیمی جام از فیلم‌نت در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد. همچنین امیرحسین قیاسی اجرای بفرمایید جام را بر عهده دارد، درحالی‌که ابوطالب حسینی علاوه بر اجرای جیمی جام، کارگردان این برنامه نیز محسوب می‌شود.

خنثی بمان تا دیده شوی

بفرمایید جام و جیمی جام در یک موقعیت عادی روی آنتن پلتفرم‌ها نرفتند. قسمت نخست بفرمایید جام در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شد و جیمی جام نیز در همان بازه زمانی پخش خود را آغاز کرد. ادامه انتشار این دو برنامه با ماه محرم، عزاداری‌های شهادت حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام و روزهای برگزاری مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید ایران هم‌زمان شد.[۵][۶][۷][۸]

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/bandicam-2026-07-17-02-10-13-383.mp4

کشور هنوز از فضای جنگ، کشته‌شدن غیرنظامیان، فاجعه مدرسه میناب، شهادت نیروهای ناو دنا و مجموعه‌ای از سوگ‌های سنگین اجتماعی و ملی خارج نشده بود. در چنین فضایی، بازگشت پررنگ امیرحسین قیاسی و ابوطالب حسینی به برنامه های خانگی با یک برنامه طنز و سرگرمی انجام شد، برنامه‌هایی پرنور، شاد و مبتنی بر شوخی که جام جهانی را به فرصتی برای بازگشت دوباره این دو چهره به مرکز توجه تبدیل کردند.

درباره امیرحسین قیاسی، خود او پیش از آغاز بفرمایید جام پذیرفته بود که سکوتش در دوران جنگ اشتباه بوده است.[۹] اما موضع گیری رسمی او بدون جهت و خنثی بود.

البته نمی‌توان گفت هیچ اشاره‌ای به اتفاقات گذشته وجود نداشت. در قسمت نخست بفرمایید جام، رامبد جوان از جان‌باختگان دی‌ماه و کودکان میناب یاد کرد و برای آینده ایران آرزوی آرامش و آبادانی داشت.[۱۰] در بخش‌هایی از جیمی جام نیز نام حوادث ۱۸ و ۱۹ دی مطرح شد. مشکل اصلی، در شیوه نام‌بردن از آن‌هاست. سوگ‌ها پشت سر هم فهرست می‌شوند، اما عاملان، مسئولیت‌ها و تفاوت میان اتفاقات عملاً از متن کنار گذاشته می‌شوند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/798c7c4a-34c7-43f6-9897-d9d5dddea1c8_bandicam_2026-07-17_02-15-12-441_compressed.mp4

وقتی از کودکان میناب حرف می‌زنیم، چرا گفته نمی‌شود چه نیرویی مدرسه را هدف قرار داد؟ گزارش‌های تحقیقی و شواهد تصویری منتشرشده، مسئولیت نیروهای آمریکایی در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب را قطعی دانسته اند.[۱۱] اگر قرار است از بچه‌های میناب یاد شود، حذف عامل حمله چه معنایی دارد؟ آیا نام‌بردن از قربانی، بدون اشاره به کسی که او را قربانی کرده، نوعی همدردی کامل است یا روشی کم‌هزینه برای عبور از یک موضوع حساس؟

همین پرسش درباره شهدای ناو دنا نیز مطرح است. براساس گزارش منابع رسمی ، ناو دنا هنگام بازگشت از یک مأموریت غیررزمی هدف حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفت و شمار زیادی از نیروهای آن شهید شدند.[۱۲] چرا در میان یادکردهای پراکنده، جایی برای نام این شهدا و توضیح سرنوشت آن‌ها وجود ندارد؟ چرا شهادت رهبر کشور در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل و مراسم گسترده تشییع او، حتی به اندازه یک جمله روشن در این برنامه‌ها بازتاب پیدا نمی‌کند؟[۱۳]

از سوی دیگر، حوادث ۱۸ و ۱۹ دی نیز موضوعی نیست که بتوان آن را در قالب یک عبارت کلی مانند رفتگان دی‌ماه خلاصه کرد. اگر مجری تصمیم دارد از این قربانیان نام ببرد، آیا نباید روشن کند از چه چیزی انتقاد می‌کند و مسئولیت را متوجه چه ساختار یا افرادی می‌داند؟

به نظر می‌رسد راهبرد اصلی این دو برنامه، حفظ نوعی خنثی‌بودن حساب‌شده است، موضعی که هیچ گروهی را کاملاً راضی نمی‌کند، اما تلاش دارد هیچ بخش بزرگی از مخاطبان، پلتفرم‌ها و اسپانسرها را نیز از دست ندهد. از دی‌ماه نام برده می‌شود تا بخشی از جامعه احساس نکند نادیده گرفته شده است. از میناب گفته می‌شود تا برنامه نسبت به قربانیان جنگ بی‌تفاوت به نظر نرسد. با این حال، نام عاملان و مسئولان حذف می‌شود تا هزینه یک موضع‌گیری صریح پرداخت نشود.

پیش از این نیز رسانه‌هایی به سکوت قیاسی در روزهای جنگ و واکنش دیرهنگام او درباره میناب و ناو دنا انتقاد کرده بودند.[۱۵] پاسخ او این بود که سکوتش اشتباه بوده و تحت هر شرایطی در طرف ایران قرار دارد. چنین پاسخی زمانی معنا پیدا می‌کند که در نخستین حضور جدی پس از جنگ، به یک رفتار رسانه‌ای روشن تبدیل شود. اگر نتیجه دوباره چند تسلیت کلی، چند نام پراکنده و سکوت درباره عاملان باشد، تفاوت عملی آن با همان سکوت قبلی چیست؟

خنثی ماندن در چنین موقعیتی به معنای بی‌طرفی نیست. گاهی خنثی‌بودن خودش یک انتخاب کاملاً آگاهانه است، انتخابی برای دیده‌شدن بدون پرداخت هزینه، حفظ ارتباط با همه گروه‌ها و ادامه فعالیت در هر شرایط سیاسی و اجتماعی. این راهبرد ممکن است در کوتاه‌مدت به حفظ مخاطب و قراردادهای تجاری کمک کند، اما عوارض دیگری هم دارد، کاهش اعتماد مخاطب، کم‌ارزش‌شدن همدردی‌های عمومی و تبدیل‌شدن رنج‌های واقعی جامعه به چند عبارت تزئینی در ابتدای یک برنامه سرگرم‌کننده. عوارض این نوع خنثی‌بودن را در ادامه می‌توان دقیق‌تر بررسی کرد.

وقتی خنثی‌بودن به بی‌هویتی عادت می‌دهد

خنثی‌بودن رسانه‌ای به این معنا نیست که مجری درباره یک اتفاق موضع صریحی نگیرد. رسانه با موضوعاتی که برجسته می‌کند، چیزهایی که از کنارشان می‌گذرد و حتی با سکوت‌هایش به مخاطب نشان می‌دهد چه چیزی مهم است و چه چیزی می‌تواند نادیده گرفته شود. پژوهش‌های حوزه برجسته‌سازی رسانه‌ای نیز نشان داده‌اند میزان توجه رسانه به یک موضوع، می‌تواند بر اهمیتی که مخاطب برای آن موضوع قائل می‌شود اثر بگذارد.[۱۶]

این تأثیر درباره نوجوانان و جوانان اهمیت بیشتری دارد. دوران نوجوانی و ابتدای جوانی از دوره‌های اصلی شکل‌گیری هویت است؛ دوره‌ای که فرد در حال پاسخ‌دادن به این پرسش است که چه کسی است، به چه گروهی تعلق دارد و چه ارزش‌هایی برای او اهمیت دارند.[۱۷] مرور پژوهش‌های مربوط به رسانه‌های اجتماعی و هویت نوجوانان نیز نشان می‌دهد نوع محتوایی که جوان با آن درگیر می‌شود، در کنار خانواده، دوستان و محیط اجتماعی، می‌تواند با فرایند کشف و تثبیت هویت او ارتباط داشته باشد.[۱۸]

به همین دلیل، نمی‌توان برنامه‌ای پربیننده با مجریان محبوب جوانان را صرفاً یک سرگرمی بی‌اثر دانست. هیچ برنامه‌ای به‌تنهایی هویت یک نسل را حذف نمی‌کند، اما تکرار یک الگوی خاص می‌تواند به جوان یاد بدهد که کدام بخش‌های هویت خود را جدی بگیرد، کدام بخش‌ها را پنهان کند و در برابر چه اتفاقاتی واکنش نشان ندهد.

به حاشیه رفتن هویت مذهبی و ملی

هویت مذهبی و ملی فقط با سخنرانی رسمی، کتاب درسی یا مراسم حکومتی منتقل نمی‌شود. این هویت از طریق نمادها و واکنش جامعه به روزهای بحران ساخته و بازتولید می‌شود. پژوهش‌های مربوط به حافظه جمعی نیز نشان می‌دهند تصور مردم از هویت ملی، با روایت‌هایی که یک جامعه از گذشته و تجربه‌های مشترک خود حفظ می‌کند پیوند دارد.[۱۹]

وقتی یک برنامه محبوب درست در میانه روزهای عزاداری مذهبی، و زمانی که ملیون ها آدم در حال برگزاری بزرگترین تشییع تاریخ جهان هستند، منتشر می‌شود، اما در ظاهر، پوشش، دکور، موسیقی، شوخی‌ها و محتوای آن تقریباً هیچ نشانی از این وضعیت دیده نمی‌شود، یک پیام غیرمستقیم به مخاطب منتقل می‌کند، این اتفاقات آن‌قدر مهم نیستند که حتی شکل برنامه را برای مدتی تغییر دهند.

ممکن است مجری در چند جمله از قربانیان نام ببرد، اما اگر بلافاصله همه‌چیز به مسیر عادی شوخی و تبلیغ بازگردد، آن یادکرد بیشتر به انجام یک تکلیف رسانه‌ای شباهت پیدا می‌کند تا مشارکت واقعی در سوگ جامعه. جوانی که بارها با چنین الگویی روبه‌رو می‌شود، ممکن است به‌تدریج یاد بگیرد که هویت مذهبی و ملی موضوعی شخصی و حاشیه‌ای است؛ چیزی که در زندگی عمومی، سرگرمی مدرن و فضای افراد مشهور جایی ندارد.

آیا انتظار می‌رود یک برنامه سرگرمی از ابتدا تا انتها عزادار باشد؟ نه. هیچ نقد منصفانه‌ای چنین درخواستی ندارد. صحبت بر سر تناسب است. همان‌طور که رسانه‌ها در زمان پیروزی‌های ورزشی، جشن‌های ملی یا اتفاقات محبوب جامعه، دکور و محتوای خود را تغییر می‌دهند، در روزهای سوگ نیز می‌توانند دست‌کم نشانه‌ای از همراهی، احترام و درک موقعیت داشته باشند. اگر شادی ملی شایسته بازتاب است، چرا سوگ مذهبی و ملی باید از قاب سرگرمی حذف شود؟

خطر این رفتار در آن است که هویت مذهبی و ملی کم‌کم به چیزی ناسازگار با زندگی روزمره جوانان تبدیل می‌شود. جوان احساس می‌کند برای مدرن، محبوب یا سرگرم‌کننده‌بودن باید این بخش از هویتش را کنار بگذارد. عزاداری، احترام به شهدا و حساسیت نسبت به سرنوشت کشور، به جای آنکه بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی باشند، به اموری رسمی، قدیمی یا متعلق به گروهی خاص تقلیل پیدا می‌کنند.

این حذف معمولاً یک‌باره و آشکار اتفاق نمی‌افتد. هیچ‌کس مستقیماً به جوان نمی‌گوید هویت مذهبی یا ملی خود را کنار بگذار. این هویت از راه بی‌توجهی فرسوده می‌شود؛ از راه ندیدن، نام‌نبردن، شوخی‌کردن در لحظه نامناسب و ساختن فضایی که در آن همه چیز حضور دارد جز نشانه‌های هویتی جامعه‌ای که برنامه برای آن ساخته شده است.

تضعیف غیرت ملی در نسل جوان

غیرت ملی یعنی فرد نسبت به کرامت و آینده کشور خود بی‌تفاوت نباشد. کسی می‌تواند ناراضی از شرایط و مخالف بسیاری از سیاست‌ها باشد، اما همچنان در برابر کشته‌شدن هم‌وطنان، حمله خارجی یا تحقیر کشورش احساس مسئولیت کند.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که رسانه هیچ واکنش خاصی چه گذرا چه مستقیم به برخی مسائل با اهمیت ندارد. وقتی قربانیان نام برده می‌شوند، اما عامل حمله حذف می‌شود، وقتی از کودکان شهید سخن گفته می‌شود، اما گفته نمی‌شود چه کسی آن‌ها را هدف قرار داده است؛ یا وقتی درباره همه طرف‌ها با عباراتی یکسان و مبهم صحبت می‌شود، تفاوت میان قربانی و عامل خشونت نیز در ذهن مخاطب کم‌رنگ می‌شود.

چنین روایتی ظاهراً بی‌طرف است، اما نتیجه آن می‌تواند بی‌حسی اخلاقی باشد. جوان دیگر با یک روایت روشن روبه‌رو نیست که در آن جان هم‌وطنش ارزش دارد و حمله به کشورش قابل محکوم‌کردن است. او فقط مجموعه‌ای از اتفاقات تلخ می‌بیند که مجری چند ثانیه برای آن‌ها ابراز تأسف می‌کند و سپس برنامه، مسابقه و تبلیغات ادامه پیدا می‌کند.

مجریان و چهره‌های محبوب برای بخشی از جوانان الگوی رفتار اجتماعی هستند. جوان از نوع واکنش این افراد می‌آموزد در موقعیت‌های حساس چگونه حرف بزند، چه چیزی را جدی بگیرد و از چه موضوعی فاصله بگیرد. وقتی چهره محبوب او همیشه امن‌ترین جمله را انتخاب می‌کند، عاملان را نام نمی‌برد و مراقب است هیچ موضعی برایش هزینه نسازد، خنثی‌ماندن به‌عنوان رفتار هوشمندانه و حرفه‌ای معرفی می‌شود.

وقتی این منطق در ذهن نسل جوان تثبیت شود، غیرت ملی جای خود را به نوعی تماشاگرشدن می‌دهد. جنگ، شهادت، حمله به کشور و مرگ هم‌وطنان نیز مانند کلیپ‌های دیگر دیده می‌شوند، چند لحظه ناراحتی، چند جمله در شبکه‌های اجتماعی و سپس بازگشت به سرگرمی روزمره. رنج ملی از یک تجربه مشترک به محتوایی مصرفی تبدیل می‌شود.

آیا جوانی که چنین واکنشی نشان می‌دهد ذاتاً بی‌هویت یا بی‌غیرت است؟ نه. بخش مهمی از این وضعیت نتیجه فضایی است که در برابر او ساخته شده است. وقتی چهره‌های مرجع فرهنگی، رسانه‌ها و پلتفرم‌های بزرگ در لحظه‌های حساس سکوت حساب‌شده را انتخاب می‌کنند، نمی‌توان از جوان انتظار داشت خودبه‌خود به حساسیت ملی برسد. غیرت ملی نیز مانند هر ارزش اجتماعی دیگری باید در رفتارهای واقعی دیده شود، نه اینکه فقط در روزهای رسمی و شعارهای مناسبتی از آن سخن گفته شود.

این تحلیل به معنای اثبات یک رابطه قطعی میان تماشای این دو برنامه و حذف هویت جوانان نیست. برای چنین نتیجه‌ای به پژوهش میدانی درباره مخاطبان برنامه نیاز است. بااین‌حال، بر پایه یافته‌های مربوط به شکل‌گیری هویت در نوجوانی، تأثیر برجسته‌سازی رسانه‌ای و نقش حافظه جمعی در هویت ملی، می‌توان گفت تکرار چنین الگوهایی زمینه به‌حاشیه‌رفتن هویت مذهبی و ملی و عادی‌شدن بی‌تفاوتی را فراهم می‌کند.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]

ترویج فردگرایی و بی‌مسئولیتی اجتماعی

یکی دیگر از پیامدهای این نوع خنثی‌بودن، تقویت نگاهی است که انسان را از جامعه جدا می‌کند. در این نگاه، هرکس فقط مسئول زندگی، موفقیت، شهرت و منافع شخصی خودش است و اتفاقاتی که برای دیگران می‌افتد، تا زمانی اهمیت دارد که برنامه عادی زندگی او را مختل نکند. جنگ و سوگ عمومی نیز به حوادثی بیرونی تبدیل می‌شوند، اتفاقاتی که می‌توان چند لحظه درباره‌شان ابراز تأسف کرد و بعد دوباره به تبلیغ، شوخی و سرگرمی برگشت.

اصل ادامه‌دادن زندگی ایرادی ندارد. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند برای همیشه در وضعیت سوگ باقی بماند و هیچ‌کس نیز از یک برنامه سرگرمی انتظار ندارد تمام زمان خود را به عزاداری اختصاص دهد. بحث بر سر این است که آیا ادامه زندگی باید با قطع کامل ارتباط با رنج جامعه همراه باشد؟ آیا شادبودن فقط زمانی ممکن است که آنچه بر سر دیگران آمده فراموش شود؟

وقتی چهره‌های محبوب در روزهای حساس اجتماعی، کم‌هزینه‌ترین واکنش را انتخاب می‌کنند، الگویی مشخص در برابر مخاطب جوان قرار می‌گیرد، نخست مراقب موقعیت خودت باش، سپس اگر لازم شد چند جمله کلی برای دیگران بگو. مهم نیست جامعه در چه وضعیتی قرار دارد، تا زمانی که قرارداد، مخاطب، اسپانسر و برند شخصی حفظ شده است، می‌توان برنامه را بدون هیچ تغییر معناداری ادامه داد.

در چنین الگویی، جامعه دیگر مجموعه‌ای از انسان‌ها با سرنوشت مشترک نیست. مخاطب به عدد بازدید تبدیل می‌شود، قربانی به موضوع یک گفت‌وگوی کوتاه و حادثه ملی به مقدمه‌ای برای ورود به بخش سرگرمی. مسئولیت اجتماعی هم تا جایی پذیرفته می‌شود که به شهرت، محبوبیت یا درآمد فرد آسیبی نزند.

این رفتار برای جوانی که در حال ساختن تصویر خود از موفقیت است، پیام مهمی دارد. او می‌بیند کسانی که بیشترین توجه عمومی را دریافت کرده‌اند، هنگام تبلیغ کالا، افزایش مخاطب و معرفی برنامه از نفوذ خود استفاده می‌کنند، اما هنگام بحران ناگهان نقش اجتماعی خود را انکار می‌کنند. اگر شهرت به فرد اجازه می‌دهد از اعتماد مردم درآمد به دست آورد، چرا همان شهرت نباید در برابر مردم مسئولیتی ایجاد کند؟

چهره مشهور نمی‌تواند مخاطب را هنگام تبلیغ یک بازار بزرگ بداند، اما هنگام وقوع یک فاجعه او را به مسئله‌ای خارج از وظایف خود تبدیل کند. نمی‌توان از احساسات، توجه و اعتماد مردم برای ساختن برند شخصی استفاده کرد و بعد در لحظه‌ای که همان مردم انتظار همدلی و روشنگری دارند، گفت وظیفه هنرمند فقط سرگرم‌کردن است.

ادامه این روند می‌تواند فردگرایی را از یک حق طبیعی به نوعی بی‌مسئولیتی اجتماعی تبدیل کند. جوان یاد می‌گیرد موفقیت یعنی حفظ خود در هر شرایطی، حتی اگر برای این حفظ‌کردن مجبور باشد نسبت به سرنوشت دیگران بی‌تفاوت بماند. همدردی نیز از یک رفتار اخلاقی به ابزاری برای مدیریت تصویر عمومی تبدیل می‌شود، چند جمله بگو تا متهم به سکوت نشوی، اما آن‌قدر روشن سخن نگو که هزینه‌ای برایت ایجاد شود.

مسئولیت اجتماعی به این معنا نیست که همه یک موضع سیاسی واحد داشته باشند. افراد می‌توانند درباره علت حوادث، عملکرد حکومت و راه‌حل مشکلات اختلاف داشته باشند. حداقل مسئولیت این است که رنج مردم را به حاشیه‌ای تزئینی تبدیل نکنند، از نفوذ خود فقط برای منافع اقتصادی استفاده نکنند و در لحظه‌های دشوار، مخاطب را صرفاً عدد بازدید نبینند.

قربانی هست، اما عامل حادثه ناپدید شده است

یکی از خطرناک‌ترین نتایج خنثی‌گویی، از بین رفتن مرز میان قربانی و دشمن واقعی ایران است. در این شیوه، از کشته‌شدگان نام برده می‌شود، اما درباره اینکه هر گروه چگونه، به دست چه کسی و در چه شرایطی کشته شده است توضیحی داده نمی‌شود. همه افراد در یک عنوان کلی قرار می‌گیرند و مخاطب با تصویری مبهم از حادثه تنها می‌ماند.

این مسئله درباره کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه اهمیت بیشتری دارد. همان‌طور که می‌دانیم، دروغ‌های شبکه‌های خارجی به دلیل تناقض‌گویی در این مورد زیاد است و حرف‌وحدیث بسیاری وجود دارد. همچنین می‌دانیم که بخشی از خشونت‌ها و کشته‌شدن مردم و نیروهای امنیتی را افراد مسلح، آشوبگران و گروه‌های مورد حمایت خارجی انجام داده‌اند. وقتی فضا تا این اندازه مه‌آلود است، جمله‌های مبهم معمولاً باعث می‌شود مخاطب جوان بیشتر احساس سردرگمی کند و به نتیجه‌ای ناگوارتر برسد.[۲۰][۲۱][۲۲]

در چنین وضعیتی، استفاده از عبارت کلی کشته‌شدگان دی‌ماه بدون هیچ توضیحی، یک روایت کامل و بی‌طرف نمی‌سازد. وقتی عامل مرگ حذف می‌شود، مخاطب اغلب همه کشته‌شدگان را در یک گروه قرار می‌دهد و مسئولیت تمام حوادث را به صورت یک‌طرفه متوجه حکومت می‌بیند. خشونت افراد مسلح، حمله به مراکز عمومی و کشته‌شدن نیروهای امنیتی نیز از قاب روایت بیرون می‌رود. به این ترتیب، حتی بدون بیان یک اتهام مستقیم، ساختار جمله می‌تواند بیشتر در خدمت انتقاد از حکومت قرار گیرد تا نقد آشوبگران و عاملان خشونت.

همان‌طور که نمی‌توان تمام معترضان را اغتشاشگر نامید، نمی‌توان وجود افراد مسلح، تخریبگران و کسانی را که در جریان آشوب‌ها دست به خشونت زده‌اند نادیده گرفت.

خطر اصلی از جایی می‌آید که برنامه از کشته‌شدگان نام می‌برد، اما این تفاوت‌ها را توضیح نمی‌دهد. اگر هدف فقط احترام به جان‌باختگان است، چرا از نیروهای امنیتی کشته‌شده نامی برده نمی‌شود؟ اگر هدف نقد خشونت است، چرا خشونت افراد مسلح و آشوبگران از روایت حذف می‌شود؟ و اگر برنامه قصد ورود به این پیچیدگی‌ها را ندارد، چرا موضوعی به این سنگینی را در حد یک جمله مبهم وارد گفت‌وگو می‌کند؟

این نوع نام‌بردن ظاهراً کم‌خطر است، چون مجری مستقیماً هیچ‌کس را متهم نمی‌کند. بااین‌حال، حذف عامل هر حادثه خود می‌تواند جهت‌گیری ایجاد کند. مخاطب واژه کشته‌شدگان اعتراضات را می‌شنود و به طور طبیعی حکومت را تنها طرف دارای سلاح و قدرت تصور می‌کند، درحالی‌که گزارش‌ها از کشته‌شدن نیروهای امنیتی و وقوع درگیری‌های مسلحانه نیز حکایت دارند.[۲۰][۲۱] اگر این بخش از واقعیت حذف شود، روایت از حالت همدردی خارج شده و به اتهامی غیرمستقیم و یک‌طرفه تبدیل می‌شود.

مسئولیت رسانه این نیست که پیش از تحقیق حکم قطعی صادر کند. وظیفه‌اش این است که تفاوت‌ها را پاک نکند.

وقتی نام قربانی گفته می‌شود اما عامل حادثه عمداً در ابهام باقی می‌ماند، حافظه تاریخی نسل جوان نیز ناقص شکل می‌گیرد. چند سال بعد، جوان فقط به یاد دارد که در دی‌ماه عده‌ای کشته شدند، اما نمی‌داند چه گروه‌هایی در خیابان حضور داشتند، چه کسانی دست به خشونت زدند، مسئولیت نیروهای حکومتی چه بود و کدام ادعاها هنوز اثبات نشده‌اند. این دیگر ثبت تاریخ نیست، ساختن خاطره‌ای مبهم است که هر جریان سیاسی می‌تواند آن را به سود خود تفسیر کند.

جمع بندی نهایی

در مجموع، نقد اصلی به برنامه‌های «بفرمایید جام» و «جیمی جام»، شادبودن یا سرگرم‌کننده‌بودن آن‌ها نیست، موضوع اصلی، شیوه مواجهه این برنامه‌ها با حوادث حساس ملی و اجتماعی است. رسانه می‌تواند سرگرم‌کننده باشد و هم‌زمان نسبت به رنج مردم، شهدای کشور و واقعیت‌های جامعه بی‌تفاوت نماند. نام‌بردن از قربانیان بدون توضیح عاملان و مسئولیت‌ها، روایت کاملی ارائه نمی‌دهد و ممکن است مرز میان قربانی و عامل خشونت را نیز در ذهن مخاطب کمرنگ کند.

خنثی‌ماندن شاید در کوتاه‌مدت راهی امن برای حفظ مخاطب، اسپانسر و موقعیت حرفه‌ای باشد، اما تکرار این الگو به‌تدریج همدردی را به عباراتی تشریفاتی تبدیل می‌کند و بی‌تفاوتی، فردگرایی و دورشدن از هویت مذهبی و ملی را عادی جلوه می‌دهد. مسئولیت رسانه این نیست که همه مخاطبان را به یک موضع سیاسی دعوت کند. حداقل مسئولیت آن این است که واقعیت‌ها را مبهم نکند، تفاوت میان قربانی و عامل حادثه را از بین نبرد و رنج‌های جامعه را به مقدمه‌ای کوتاه برای بازگشت به شوخی، تبلیغ و سرگرمی تبدیل نکند.

پیوست ها 

[۱]
https://poyamag.ir/41875/بفرمایید-جام-برنامه-امیرحسین-قیاسی/

[۲]
https://amirhosseinghiasi.info/

[۳]
https://t.me/filmnetofficial/10315

[۴]
https://t.me/s/filmnetofficial/9219

[۵]
https://www.filimo.com/m/176777

[۶]
https://filmnet.ir/contents/scJ1DkY/Jimy-Jaam-S01E01-1405

[۷]
https://www.isna.ir/news/1405032616017/ویژه-برنامه-های-محرم-تلویزیون-را-بشناسید

[۸]
https://fararu.com/fa/news/979309/جزئیات-تاریخ-دقیق-مراسم-تشییع-تدفین-رهبر-شهید

[۹]
https://www.entekhab.ir/fa/news/924621/امیرحسین-قیاسی-قبول-دارم-که-سکوت-در-دوره-ی-جنگ-اشتباه-بود

[۱۰]
https://www.instagram.com/reel/DZhdrJhO1o4/

[۱۱] گزارش آسوشیتدپرس و رویترز درباره شواهد مربوط به حمله مدرسه میناب:
https://apnews.com/article/iran-war-strike-school-minab-us-3f55b6ca193a3295bef5735a45a06368

https://www.reuters.com/world/trump-says-it-may-never-be-known-who-was-fault-strike-girls-school-iran-2026-06-24/

[۱۲]
https://www.irna.ir/news/86147080/روایتی-از-زندگی-۲-کشتی-گیر-شهید-ناوچه-دنا-در-جنگ-رمضان

https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سایت-خوان-62/4259313-اسامی-شهدا-مجروحان-ناو-دنا-اعلام-شد

[۱۳]
https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-bury-slain-supreme-leader-culmination-mass-funeral-2026-07-09/

[۱۴]
https://www.reuters.com/world/iran-deaths-went-beyond-protesters-hitting-bystanders-too-witnesses-say-2026-01-21/

https://www.reuters.com/business/media-telecom/iranian-official-says-verified-deaths-iran-protests-reaches-least-5000-2026-01-18/

https://www.reuters.com/world/middle-east/about-2000-killed-iran-protests-official-says-2026-01-13/

[۱۵]
https://ana.ir/fa/news/1049473/آقای-قیاسی-اعتراض-به-قطعی-اینترنت-شهدای-میناب-یا-ناو-دنا-را-نمی-بینی

[۱۶]
https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/21582440221091259

[۱۷]
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC9298910/

[۱۸]
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC12084248/

[۱۹]
https://www.frontiersin.org/journals/political-science/articles/10.3389/fpos.2024.1233210/full

[۲۰]
https://www.reuters.com/business/media-telecom/iranian-official-says-verified-deaths-iran-protests-reaches-least-5000-2026-01-18/

[۲۱]
https://www.reuters.com/business/media-telecom/confronting-protests-iran-vows-strike-back-if-us-attacks-2026-01-11/

 

قبلی تحلیل علمی اولین آمار منتشر شده از تشییع آسمانی رهبر شهید | برآورد جمعیت 43 میلیونی
بعدی سیاستهای غاصبانه رژیم جعلی | سرزمین مادری!

پست های مرتبط

مسیحیت انجیلی

۱۴۰۵-۰۶-۱۳

مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال اکسیر

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی

alireza.mor110
ادامه مطلب
نقد فیلم روح در سلول 2026 Ghost in the Cell

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟

احمدرضا
ادامه مطلب
سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

۱۴۰۵-۰۶-۱۰

سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد شاه گل

۱۴۰۵-۰۶-۰۹

نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن
  • نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی
  • نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟
  • سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین
  • نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده
آخرین دیدگاه‌ها
  • حامد رهبر فرزو در ۱۲ مترجم ۱۰ ناشر ۱۰ ترجمه برای تبلیغ مظلومیت یهود | انسان در جستجوی معنا
  • ... در نقد اتک آن تایتان Attack on titan
  • زینب در نقد و تحلیل کامل فیلم نورنبرگ ۲۰۲۵ Nuremberg
  • علیرضا در نقد فیلم زن‌ و بچه ۱۴۰۴ | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!
  • علیرضا در نقد سریال کلاغ ۱۴۰۵ | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان
محصولات
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • کتاب حکایت سینماتوگراف کتاب حکایت سینماتوگراف
    تومان 350.000
  • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم کتاب اقتصاد صهیونیسم
    تومان 350.000
  • درباره استاد فرج نژاد مجله خردورزی | درباره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 1.000.000
  • دوره درسگفتار غرب شناسی دوره درس گفتار غرب شناسی
    تومان 700.000
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره به روایت سینما دوره به روایت سینما | نگرشی راهبردی و جریان‌شناسانه به سینمای غرب
    تومان 1.500.000
  • دوره جامع مستندسازی دوره جامع مستندسازی
    تومان 1.400.000
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;