نقد انیمه جوجوتسو کایسن | Jujutsu Kaisen 2020-2025
نقد انیمه جوجوتسو کایسن | مقدمه
بیایید با خودمان روراست باشیم؛ ما داریم انیمهای را تماشا میکنیم که قهرمانش، داستان را با جویدنِ انگشتِ گندیدۀ یک جنازه شروع میکند و ما همزمان که چیپس میخوریم، برایش هورا میکشیم. همه چیز از یک نفرین شروع میشود؛ اما نه آن نفرینهای کلاسیکِ جادوگرهای پیر. در جوجوتسو کایسن، نفرین خودِ ما هستیم.
در نگاه اول، جوجوتسو کایسن شبیه بقیۀ انیمههایی است که این روزها مد شده؛ پر از فریاد، قدرتهای عجیب و شخصیتهایی که انگار از روی جلد مجلات مد بیرون آمدهاند. اما کافیست چند قسمت طاقت بیاورید تا بویِ تندِ مرگ و ناامیدی را حس کنید. دیگر خبری از آن وعدههای شیرینِ روابط دوستانه و مدرسهای انیمهها نیست در اثر حاضر ما با دنیایی طرفیم که سوختِ اصلیاش نفرت است و آدمهایش یا هیولا میشوند، یا آنقدر میجنگند تا به پوچی برسند. انگار آکوتامی(نویسنده) دستش را گذاشته روی گلوی مخاطب و میپرسد وقتی هیچ راه نجاتی نیست، باز هم جرأت داری زندگی کنی؟
جوجوتسو کایسن(Jujutsu Kaisen)، مجموعۀ مانگایی ژاپنی است که نویسندگی و تصویرگری آن را گگه آکوتامی(Gege Akutami) بر عهده داشته است. این اثر از مارس ۲۰۱۸ تا سپتامبر ۲۰۲۴ در مجلۀ مانگای شونن انتشارات شوئیشا(Shueisha) با نام مجلۀ هفتگی شونن جامپ(Weekly Shōnen Jump) به صورت دنبالهدار منتشر میشد و فصلهای آن در ۳۰ جلد تاکوبون(tankōbon) گردآوری شدهاند. جوجوتسو کایسن دنبالۀ اثر دیگر آکوتامی با عنوان مدرسه فنی نفرین متروپولیتن توکیو(Tokyo Metropolitan Curse Technical Schoo) است که از آوریل تا ژوئیه ۲۰۱۷ در مجلۀ جامپ گیگا(Jump Giga) از انتشارات شوئیشا منتشر شد و بعدها در دسامبر ۲۰۱۸ در قالب جلد تاکوبون واحد، با عنوان عطفبماسبقشدۀ جوجوتسو کایسن(Jujutsu Kaisen 0) گردآوری گردید.
امتیاز انتشار نسخۀ انگلیسیزبان جوجوتسو کایسن در آمریکای شمالی در اختیار انتشارات ویز مدیا(Viz Media) است که از دسامبر ۲۰۱۹ این مانگا را به صورت چاپی منتشر کرده است. شوئیشا نیز این مجموعه را به صورت دیجیتالی و به زبان انگلیسی در پلتفرم مانگ پلاس(Manga Plus) خود منتشر نموده است. دو رمان به قلم بالاد کیتاگونی(Ballad Kitaguni) به ترتیب در مه ۲۰۱۹ و ژانویه ۲۰۲۰ به چاپ رسیدند.
اقتباس تلویزیونی انیمه که توسط استودیوی ماپا(MAPPA) تولید شده است، فصل نخست خود را از اکتبر ۲۰۲۰ تا مارس ۲۰۲۱ در شبکۀ MBS روی آنتن برد؛ فصل دوم نیز از ژوئیه تا دسامبر ۲۰۲۳ پخش شد. فصل سوم که آرک بازی مرگ(Culling Game) را پوشش میدهد، هماکنون درحال پخش است و 5 اپیزود از آن اکران شده است.
تا دسامبر ۲۰۲۵، مانگای جوجوتسو کایسن با احتساب رمانهای مرتبط، نسخههای دیجیتال و جوجوتسو کایسن ۰، بیش از ۱۵۰ میلیون نسخه در گردش داشته است که آن را در زمرۀ پرفروشترین مجموعههای مانگای تاریخ قرار میدهد. در سپتامبر ۲۰۲۵، آکوتامی و هنرمند مانگا، یوجی ایواساکی(Yūji Iwasaki)، مجموعۀ مانگای کوتاهمدت جوجوتسو کایسن مودولو(Jujutsu Kaisen Modulo) را آغاز کردند. داستان این اثر ۶۸ سال پس از وقایع بازی مرگ در سری اصلی رخ میدهد که در آن اکثر کارکترهای اصلی مردهاند و یوجی قویترین جوجوتسوکار آن عصر است.
فهرست مطالب
Toggleتولید و توسعه
آکوتامی نویسندۀ مانگا اظهار داشته که انیمۀ نئون جنسیس اونگلیون(Neon Genesis Evangelion) بر جنبههای اساطیری این مجموعه تأثیر گذاشته است[1] و همچنین تحت تأثیر ژانر وحشت و فیلمهای ویدیوهای پیداشده(found footage) بوده است.[2] آکوتامی بهطور ویژه از طرفداران یوشیهیرو توگاشی(Yoshihiro Togashi)، نویسندۀ انیمههای یویوهاکوشو(YuYu Hakusho) و هانتر ایکس هانتر(Hunter × Hunter) ست.[3][4] همچنین وی ابراز داشته که قصد دارد سبک هنریاش تا حد امکان به سبک او نزدیک باشد.[5] همین اتفاق نیز افتاد چون سیستم بهکارگیری و استفاده از جادو در انیمۀ جوجوتسو کایسن تا حد زیادی از انیمۀ هانترایکس هانترالهام گرفته شده است؛ اثری که به گفتۀ آکوتامی مبارزاتش عاری از استدلالهای احساسی است.[6]
این نویسنده همچنین از طرفداران تایت کوبو(Tite Kubo)، نویسندۀ انیمۀ بلیچ(Bleach) است و در مصاحبهای با او دربارۀ شباهتهای میان آثارشان گفتوگو کرده است.[7][8] از دیگر هنرمندان مانگا که بر آکوتامی تأثیر گذاشتهاند میتوان به ماساشی کیشیموتو خالق ناروتو(Naruto) و یوسوکه موراتا تصویرگر انیمۀ مرد تک مشتی(One-Punch Man) اشاره کرد.[9]
خصوصیات زمانۀ اثر و جهان داستان
در دنیای جوجوتسو کایسن، تمام موجودات زنده منبع نیرویی به نام انرژی نفرینشده(Juryoku-呪力) از خود ساطع میکنند که از احساسات منفیِ جاری در بدن نشأت میگیرد. اکثر افراد توانایی کنترل این انرژی را ندارند و در نتیجه، پیوسته آن را آزاد میکنند. انباشت انرژی نفرینشدۀ کنترل نشده منجر به پدید آمدن نفرینها(呪い- Noroi) میشود؛ نفرینها موجودات روحانی بدخواهی هستند که هدفشان آسیب رساندن به بشریت و تغذیۀ از آنها است. این نفرینها اغلب به شکل هیولاهای گروتسک ظاهر میشوند و از فولکلورهای سنتی مردم ژاپن همچون ارواح کینهتوز(onryō) اشباح(yūrei) و موجودات فراطبیعیای چون دیو(yōkai) الهام گرفتهاند. در لغت هر چیز تحریفشده، زشت، غیرعادی، خیالی یا باورنکردنی را گروتسک میگویند.
جادوگران جوجوتسو را جوجوتسوشی میگویند(呪術師- Jujutsushi)؛ که به معنای استادان تکنیک نفرینشده یا شمنها است. اینها افرادی هستند که توانایی کنترل جریان انرژی نفرینشده را در درون خود دارند؛ امری که به آنها اجازه میدهد از این انرژی بهرهبرداری کنند و بدین ترتیب، قابلیتهای غیرانسانی به دست آورند و انتشار غیرفعال آن را به حداقل برسانند. جادوگران عالیرتبه و نفرینهای قدرتمند میتوانند این انرژی را برای اجرای تکنیکهای نفرینشده تصفیه کنند که به آن جوجوتسوشینکی(呪術式- Jujutsushiki) میگویند.
جوجوتسوشینکی شامل قابلیتهای ویژهای است که اغلب منحصربهفرد هستند یا از طریق خطوط خونی خانوادگی به ارث میرسند. فرم پیشرفتهای از این قابلیتها تحت عنوان گسترش قلمرو(領域展開- Ryōiki Tenkai)شناخته میشود که در آن کاربر یک بُعد جیبی ایجاد میکند و هدف خود را در آن به دام میاندازد. در درون این قلمرو، تکنیکهای کاربر به شکل قابلتوجهی تقویت شده و اصابت آنها تضمین میشود.
جادوگران تحت نظارت جامعۀ جوجوتسو اداره میشوند؛ سازمانی مخفی و سلسلهمراتبی که وظیفۀ محافظت از غیرجادوگران در برابر نفرینها و مدیریت نبردها علیه آنها در ژاپن را بر عهده دارد. نهاد حاکم مرکزی آن، مقر فرماندهی جوجوتسو، توسط فرماندۀ جوجوتسوکاران رهبری میشود که با معرفی سه خاندان بزرگ جادوگری، خاندانهای گوجو، زنین و کامو و حکم نخستوزیر منصوب میگردد.
این سازمان مؤسسات آموزشی همچون دبیرستانهای جوجوتسو توکیو و کیوتو را اداره میکند که نسلهای جدید جادوگران را آموزش میدهند. این مدارس مستقیماً توسط مقر فرماندهی جوجوتسو کنترل میشوند و مدیران آنها بر اساس توصیههای خاندانهای بزرگ منصوب میگردند. جامعۀ جوجوتسو با وجود مأموریت خود، به دلیل پایبندی سختگیرانه به سنت و نفوذ نامتناسب خاندانهای نخبۀ جادوگری مورد انتقاد قرار دارد؛ امری که منجر به درگیریهای داخلی متعدد و تصمیمات بحثبرانگیز شده است.
خلاصۀ داستان
ایتادوری یوجی دانشآموز دبیرستانی با قدرت بدنی و توانایی ورزشی بالا شخصیت اصلی داستان است. روزی در مدرسه، دوستان او با باز کردن مُهر یک طلسمِ انگشتِ پوسیده، نفرینها را به سوی خود جذب میکنند. یوجی برای محافظت از دانشآموزان جادوگری جوجوتسو، مگومی فوشیگورو(Megumi Fushiguro)، که وظیفۀ بازیابی انگشت را بر عهده داشت، آن را میبلعد و ناخواسته میزبان جادوگر باستانی قدرتمندی به نام ریومن سوکونا، میشود.
رهبران جامعۀ جوجوتسو قصد دارند سوکونا و بهتبع آن یوجی را جنگیری(نابود) کنند. با این حال، گوجو ساتورو(Satoru Gojo) معلم مگومی و قویترین جادوگر در دنیای حال جوجوتسو با مشاهدۀ قابلیت یوجی در حفظ کنترل بر بدن خود که بی اختیار توسط سوکونا تسخیرنمیشود، او را برای آموزش به دبیرستان فنی جوجوتسو استان توکیو میبرد. گوجو اجرای حکم اعدام یوجی را تا زمان مصرف تمام بیست انگشت سوکونا به تعویق میاندازد تا بدینوسیله نابودی کامل سوکونا از طریق مرگ او امکانپذیر شود.
در همین حین، گروهی از ارواح نفرینشدۀ هوشمند حملهای پیچیده را برای اصلاح دنیای جوجوتسو بر اساس آرمانهای خود طرحریزی میکنند؛ این طرح با مهر و موم کردن گوجو آغاز میشود که قدرت و نفوذش نظم دنیای جوجوتسو را حفظ کرده است. رهبری این گروه را سوگورو گتو(Suguru Geto) بر عهده دارد؛ جادوگری مرموز و کاربرِ نفرین که تصور میشد یک سال پیش توسط گوجو کشته شده است. همراهان او شامل نفرین سادیست ماهیتو(Mahito)، نفرین آتش جوگو(Jogo) و نفرین طبیعت هانامی(Hanami) هستند.
در همین حین کلاس سالاولیهای گوجو یعنی یوجی، مگومی و نوبارا کوگیساکی(Nobara Kugisaki) با انجام مأموریتهایی برای جنگیری نفرینهای سطح پایین آموزش میبینند؛ در طی این مأموریتها، سوکونا به تکنیک نفرینشدۀ مگومی و پتانسیل او علاقهمند میشود.
یوجی پس از اینکه ماهیتو دوستش جونپی یوشینو(Junpei Yoshino) را میکشد، ویران میشود و با واقعیت خشن دنیای جوجوتسو که به آن وارد شده، روبهرو میگردد. در جریان رقابت بین مدارس شعبههای توکیو و کیوتو، ماهیتو به دبیرستان جوجوتسو توکیو نفوذ میکند و سه نقاشی مرگ نیمهانسانِ نیمۀ نفرینهای خفته را میدزدد و سپس آنها را به فرم کامل خود احضار میکند. یوجی و نوبارا دو تن از آنها را طی مأموریتی جنگیری میکنند و چوسو(Choso) بهعنوان تنها نقاشی مرگ بازمانده باقی میماند.
در شب هالووین در شیبویا(Shibuya)، گروه گتو طرح خود را اجرا میکند. گوجو هانامی را نابود میکند اما در نهایت توسط گتو مهر و موم میشود؛ گتویی که مشخص میشود جادوگر باستانی، کنجاکو(Kenjaku)، است که جسد گتو را تصاحب کرده. با حذف گوجو، هرجومرج فوران میکند. چوسو یوجی را شکست میدهد اما پس از دیدن رؤیایی که آشکار میکند آنها برادر هستند، از جان او میگذرد.
سپس جوگو بهزور ده انگشت سوکونا را به یوجی میخوراند و به سوکونا اجازه میدهد برای مدت کوتاهی کنترل را در دست بگیرد. سوکونا جوگو را میکشد و با شیکیگامی(shikigami)غیرقابلکنترل مگومی، ماهوراگا(Mahoraga)، مبارزه میکند و در این فرآیند تقریباً تمام شیبویا را نابود میسازد. یوجی شاهد قتل مرشد خود و همکار گوجو، کنتو نانامی(Kento Nanami)، توسط ماهیتو و زخمی شدن شدید نوبارا است که او را از نظر عاطفی در هم میشکند. با کمک دانشآموز کیوتو، آئویی تودو(Aoi Todo)، یوجی ماهیتو را شکست میدهد، اما کنجاکو نفرین آن را جذب میکند و جادوگران بیشماری را بیدار میسازد تا طرح چندهزارسالۀ خود را برای عصر جدید ارواح نفرینشده پیش ببرد.
در پی این وقایع، مقامات بالاردۀ جوجوتسو حکم اعدام فوری یوجی را مجدداً برقرار میکنند و دانشآموز سال دوم، یوتا اوکوتسو(Yuta Okkotsu)، را بهعنوان جلاد او منصوب میکنند. یوتا که به گوجو وفادار است، به یوجی کمک میکند تا مرگ خود را جعل کند و همراه او به جستوجوی استاد تنگن(Tengen) جادوگر جاودانِ نیمهنفرین شدۀ نیمهانسان میپردازد. تنگن نقشۀ کنجاکو را برای ادغام آگاهیِ تنگن با کل جمعیت ژاپن از طریق بازیهای مرگ(Culling Games) نبردی همگانی(بتل رویال) میان جادوگران بیدارشده که برای انباشت مقادیر عظیم انرژی نفرینشده طراحی شده است آشکار میکند.
در این بازی یوجی و متحدانش به جستوجوی زنی مرموز معروف به نام فرشته (Angel) میپردازند که میتواند مهرو موم گوجو را آزاد کند و به نجات خواهر ناتنی مگومی، تسومیکی(Tsumiki)، که مجبور به شرکت در بازیهای مرگ شده، کمک نماید. کنجاکو تنگن را اسیر میکند و پس از یافتن فرشته، یوجی و مگومی درمییابند که بدن تسومیکی توسط جادوگر باستانی یوروزو(Yorozu) تسخیر شده است. سوکونا کنترل را به دست میگیرد، یکی از انگشتان خود را جدا کرده و مگومی را مجبور به بلعیدن آن میکند و بدینترتیب خود را به بدن مگومی منتقل میسازد. سوکونا یوروزو را میکشد که منجر به مرگ تسومیکی میشود و ارادۀ مگومی برای مقاومت در برابر تسخیر را در هم میشکند.
گروه موفق به فک مُهر گوجو میشود. روزها بعد، گوجو با سوکونا مبارزه میکند. گوجو تا آستانۀ پیروزی پیش میرود اما برای آنکه مگومی را نکشد گارد خود را پایین میآورد که باعث میشود سوکونای تضعیفشده او را به شکلی مرگبار دو نیم کند. کنجاکو با فومیهیکو تاکابا(Fumihiko Takaba) روبهرو میشود؛ جادوگری که حواسپرتی مؤثری ایجاد میکند تا یوتا بتواند او را غافلگیر کرده و گردن بزند.
کنجاکو پیش از مرگ، سوکونا را ارباب بازیهای مرگ قرار میدهد. جادوگران جوجوتسو باقیمانده تلاش میکنند بهجای گوجو با سوکونا بجنگند اما مغلوب میشوند، چرا که سوکونا فرم حقیقی خود را بازمییابد. در یک فلاشبک مشخص میشود که سوکونا برادر دوقلوی خود را هزار سال پیش در رحم مادر خورده است. روح دوقلو در تبار یوجی تناسخ یافته و تسخیر مادر یوجی توسط کنجاکو در هنگام لقاح، ترکیب شده تا فیزیک منحصربهفرد یوجی و ظرفیت او برای میزبانی سوکونا شکل گیرد.
با کمک متحدانش، یوجی موفق میشود بر سوکونا غلبه کند، هرچند چوسو در این راه خود را فدا میکند. سوکونا با ظاهر شدن مجدد گوجو شوکه میشود، اما مشخص میگردد که این یوتا است که با استفاده از تکنیک نفرینشدۀ کپیبرداریشدۀ کنجاکو، بدنها را جابهجا کرده است. یوجی گسترش قلمرو خود را فعال میکند و سوکونا را در تلاشی بیهوده برای تغییر نظرش، به میان رؤیایی از زادگاهش میکشاند.
در حین این کار، او به روح مگومی دست مییابد و او را تشویق میکند تا در برابر کنترل سوکونا مقاومت کند. سوکونا درمییابد که یوجی فاقد یک انگشت است. انگشتی که یوتا برای فعالسازی تکنیک نفرینشده از آن استفاده کرده است. نوبارا سپس آخرین انگشت سوکونا را که توسط گوجو مخفی شده بود پیدا میکند و با استفاده از تکنیک نفرینشدۀ خود به آن ضربه میزند که همزمان به روح سوکونا آسیب میرساند و به یوجی اجازه میدهد ضربۀ نهایی را وارد کند. مگومی موفق میشود خود را از سوکونا آزاد کند و سوکونا پس از رد کردن آخرین فرصت از سوی یوجی، متلاشی و ناپدید میشود.
پس از نبرد، یوتا به بدن اصلی خود بازمیگردد. یوجی، مگومی و نوبارا مأموریت دیگری را بر عهده میگیرند و یوجی به امیدها و اعتماد گوجو به خود میاندیشد. اگرچه در چپترهای آخر مانگا آخرین انگشت سوکونا نمایش داده میشود ولی انگار که شکست او بازگشتش را بعید میسازد.
مبانی تئوریک و معرفتی اثر
دلیلِ واکاویِ دقیق و مفصلِ ریشههای الهامگیری آکوتامی، برای آشکار ساختنِ گذارِ این اثر از ایدئالیسمِ رایج در ژانر شونن به نوعی پراگماتیسم معرفتی بوده است. هدف این است که نشان دهیم جهانِ این داستان بر پایۀ یک هستیشناسیِ و جهانبینی متفاوت از آنچه در اذهان عموم مردم بنا شده است در روایت داستان جریان پیدا میکند؛ درکِ این زیربنای تئوریکِ سنگین، بدونِ شناختِ دقیقِ خاستگاههای فکری و منابعِ الهامِ مؤلف امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، شرحِ جزئیاتِ جهانِ داستانی و قوسِ روایی شخصیتها برای رمزگشایی از دلالتهای اسطورهای و انسانشناختیِ نهفته در اثر ضروری است. این نوع روایت را ما از قصد بهکار گرفتیم تا بگوییم عناصری همچون همنوعخواری، تسخیر کالبد و احضارِ موجوداتِ عجیب و غریب، تنها ابزارهای هیجانانگیزِ داستانی نبوده و بازخوانیِ مدرنی از کهنالگوهای فولکلوریک و ترسهای ازلی بشر در نگاه مردم ژاپن محسوب میشوند؛ بنابراین، تمامِ توصیفاتِ پیشین حکمِ نقشۀ راهی را دارند تا نشان دهند اثر حاضر درحال نشر چه ایدئولوژی، مبانی معرفتی و نگاهی به مفهوم شر است.
بودیسم و شینتوئیسم | نقد انیمه جوجوتسو کایسن
در بررسی جهانبینی جوجوتسو کایسن، نخستین مبنای معرفتی و ایدئولوژیک آن ریشه در مکتب بودیسم دارد که هستیشناسی اثر را بر پایۀ مفهوم دوکها یا رنج(Dukkha) بنا نهاده و انرژی نفرینشده را به عنوان نمادی از احساسات منفی انسان تفسیر میکند، به گونهای که وقایع داستان مانند تولد نفرینها را نتیجه چرخۀ سامسارا(تولد دوبارۀ رنج انسانی) نشان میدهد و شخصیتهایی مانند گوجو را در جایگاه بودیساتوا کسی که برای رهایی دیگران از رنج تلش میکند قرار میدهد.
سیستمِ نفرین بازتابی از قانونِ کارما است؛ هر کنشی(احساس منفی) واکنشی(تولدِ نفرین) در پی دارد. تلاشِ جادوگران برای پاکسازیِ نفرینها، تلاشی بیپایان و سیزیفوار برای شکستنِ این چرخۀ رنج است که در نهایت به بنبست میرسد، چرا که منشأ نفرین یعنی وجود انسان همچنان پابرجاست.
سیزیف یا سیسیفوس قهرمانی در اساطیر یونان است که به علت خودبزرگبینی و حیلهگری به مجازاتی بیحاصل و بیپایان محکوم شد که در آن میبایست سنگ بزرگی را تا نزدیک قلهای ببرد و قبل از رسیدن به پایان مسیر، شاهد بازغلتیدن آن به اول مسیر باشد و این چرخه تا ابد برای او ادامه داشت. به همین دلیل و از طریق تأثیر آثار کلاسیک یونانی بر فرهنگ مدرن امروزه انجام وظایفی که در عین دشواری، بیمعنی و تمام نشدنی نیز هستند را گاهی سیزیفوار خطاب میکنند.
در بودیسم، حقیقتِ نخستین این است که زندگی سراسر رنج است. آکوتامی این اصلِ متافیزیکی را به قانونی فیزیکی در جهانِ داستان تبدیل کرده است. در این جهان، انرژیِ حیاتی و پیشرانِ وقایع(انرژی نفرینشده)، حاصلِ مستقیمِ احساساتِ منفیِ انسان(خشم، ترس، نفرت) است. برخلافِ بسیاری از آثار که انرژیِ مثبت یا چی(Qi) را منشأ قدرت میدانند، در اینجا هستی بر پایۀ نیستی بنا شده است. انسانها بهصورتِ پیشفرض مولدِ شر هستند و این شر(نفرینها) تجسدِ عینیِ ناخودآگاهِ جمعیِ بشر است.
انسانشناسی اثر اما انگار ارتباط با باورهای شینتوئیسم دارد که زندگی را در جهان داستان اثر در باب مفهوم کگاره(آلودگی روحی) و روانشناسی یونگی استوار کرده و موجوداتی مانند نفرینها را به عنوان یوکای(موجودات فراطبیعی مانند دیو) و اونریو(ارواح کینهتوز) تفسیر میکند، به طوری که وقایع پاکسازی نفرینها را که نوعی جنگیری است مراسم تعادل میان جهان مادی و روحی نشان میدهد و خاندانهای جادوگران را شبیه به کاهنان شینتو قرار میدهد.
پس میتوان گفت این مکتب یعنی شینتوئیسم زیربنای آیینی و ساختار جادوگری اثر را شکل میدهد و جهان را بر اساس دوگانۀ پاکی و آلودگی تفسیر میکند. در این نوع نگاه انسان مستعد جذب و تولید کِگاره(Kegare) یا آلودگی روحی است. همانطور که گفته شد انسانهای عادی به دلیل ناتوانی در مدیریت احساسات، ظرفهای نشتداری هستند که محیط را با انرژی منفی آلوده میکنند و جادوگران در مقام کاهنان شینتو(Kannushi) ظاهر میشوند که وظیفۀ آنها انجام تطهیر(Harae) و بازگرداندن تعادل به جهان است.
خدا در اینجا واحد نیست؛ کامی(Kami) یا ارواح در تمام اجزای طبیعت حضور دارند. در جهان جوجوتسو کایسن، خدایان و شیاطین دو روی یک سکهاند؛ یک روح طبیعت اگر احترام ببیند کامی است و اگر از خشم و کینه پر شود به اونریو(Onryō) یا روح کینهتوز(نفرین) تبدیل میشود. در جهانبینی حاضر شناخت جهان از طریق آیین و قراردادهای شیطانی ممکن میشود. استفاده از شیکیگامی(Shikigami) دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است.
شیکیگامیها در اصلِ آیینهای اونمیودو(Onmyōdō) شاخهای مرتبط با شینتو، ارواح خدمتگزاری هستند که توسط جادوگر احضار میشوند. در انیمه(مانند تکنیک مگومی فوشیگورو)، شیکیگامیها واسطههایی میان جهان مادی و روحیاند که از طریق یک مدیوم مثل سایه یا طلسم کاغذی احضار میشوند. احضار آنها نماد همزیستی مسالمتآمیز و کنترلشده با طبیعت و ارواح است، برخلاف نفرینها که نماد آشوباند. پذیرش این نگاه منجر به این میشود که وقایع داستان که به شکل مبارزه است به عنوان مراسم تطهیر تلقی شود. کشتن یک نفرین، در واقع آزاد کردن آن انرژی محبوس و بازگرداندن آن به چرخۀ طبیعت است. پس قتل هم همیشه اشتباه نیست! اما چه قتلی؟ جان انسان که حرمت دارد در این جهانبینی با انرژیهای نفرین شده پیوند خورده.
اگر بخواهیم از نظر یونگ به خاطر احساسات سرکوب شدۀ بشریت که از روانشناسان روانتحلیلگری است نیز نیمچه نگاهی به جهان داستان این اثر بنگریم میتوانیم بگوییم انسان که مجموعهای از پرسوناها یا نقابهای اجتماعی است نفرینهای برخاسته از آن تجسمِ سایۀ جمعی بشریتاند. نوع نگاه اثر به انسان و سبک زندگیاش در این جهان داستانی بهصورت غیرمستقیم حکم میکند که انسانِ کامل، انسانی است که سایۀ خویش و دیگران را بپذیرد و به زندگی ادامه دهد. پذیرش این مبانی ملزومات دیگری نیز دارد؛ مثلا یکی از آن ملزومات این است که خدا یا نیروی برتر همان ناخودآگاه جمعی است. منبع انرژی نفرینشده، یک استخر عظیم از احساسات سرکوبشدۀ بشری است که همچون یک خدایِ خفته، واقعیت را شکل میدهد.
انسان چیست؟ جسم یا روح؟ این سوال محور اصلی مناظرۀ ماهیتو و کنجاکو است. ماهیتو معتقد است روح مقدم بر جسم است و شکلِ روح، فرمِ بدن را تعیین میکند. (تغییر شکل انسانها توسط او). کنجاکو اما به عنوان جادوگری که بدنها را تسخیر میکند، باور دارد جسم و روح یگانهاند و اطلاعاتِ بیولوژیک بدن بر روح تأثیر میگذارد(مانند زمانی که بدنِ گتو در برابر کنجاکو مقاومت میکند).
در جوجوتسو کایسن قرار انگار که قرار است شخصیتها در کنار گذار روایت بحث فلسفی کنند؛ گگه مبانی فلسفی انتزاعی مختلفی را به قوانین فیزیکی و جادویی جهانش تبدیل کرده و انگار که یک کلاس درس فلسفه به راه انداخته است. او به جای دیالوگهای خشک، به هر تفکر یک موضع و قدرتِ ویژه بخشیده تا مخاطب سولاتی را از خود بپرسد.
به این نمونه دقت کنید: چگونه ماهیتو که خودش روح است و از جنس نفرین است میتواند بر جسم دیگران اثر بگذارد؟ پاسخ را مستقیماً در میدان نبرد ببیند. گگه فلسفۀ تقدم روح بر ماده را در تکنیک ماهیتو تغییر شکل نهادینه کرده است. وقتی ماهیتو روحِ حریف را لمس و تغییر میدهد، جسمِ فرد بلافاصله دفرمه میشود؛ این یعنی در فیزیکِ این انیمه، بدن تنها تابعی از روح است و اصالتی ندارد.
در طرف مقابل، کنجاکو با تسخیرِ فیزیکیِ مغز، به حافظه و روحِ میزبان دست مییابد. لحظهای که دستِ گتو(بدن تسخیر شده) به صورت غیرارادی گلوی کنجاکو را میفشارد، مانگاکا بی آنکه کلمهای بگوید، نظریۀ حافظۀ سلولی و یگانگی جسم و روح را به میان میکشد؛ اینکه حتی پس از مرگ روح، بدن همچنان اطلاعات و اراده را در خود نگه میدارد. بنابراین، جنگ میان این دو علاوه بر اینکه در خود مشت و لگد جای داده، برخورد دو مکتب هستیشناسی است که تعریف انسان در این جهان را لغزنده و پیچیده میکند.
شخصیتهایی مثل کنجاکو به دنبال نوعی تکامل اجباری هستند تا انسان را از طریق ادغام با انرژی نفرینشده به موجودی برتر یعنی ابرانسان تبدیل کنند. انگار که در اینجا خدا، مرحلۀ بعدی تکامل موجودات است! با توضیحات فوق آشکار شد که در این انیمه انگار که حقیقت، امری لغزنده و قابل دستکاری است. مرزهای میان من و دیگری قطعی نیستند و هر لحظه ممکن است قوانین جهان داستان در ذهن مخاطب با اتفاقی جدید عوض شود.
پذیرش این دیدگاه به ما میفهماند که در دنیای جوجوتسو، هویت ثابت نیست. مرگ سیال است و بدن صرفاً ابزار بیولوژیک است که میتواند میزبانِ ارواح مختلف مانند سوکونا در بدن یوجی یا مگومی باشد.
نیهیلیسم و اگزیستانسیالیسم
سومین لایۀ ایدئولوژیک به نیهیلیسم بازمیگردد که خداشناسی اثر را بر پایۀ انکار ارزشهای مطلق بنا نهاده و خوب و بد را نسبی تفسیر میکند، به گونهای که شخصیتهایی مانند ماهیتو را نماد بیمعنایی وجود داشتن نشان میدهد تا جایی که شما گر انیمیشن را دیده باشید شاید به سختی متوجه انگیزۀ معنایابی وهدف داشتن ماهیتو از حیاتش شوید. این مکتب ویژگیهایی مانند جستجوی معنا در پوچی را در نگاه به مرگ و رستگاری برجسته میسازد. پذیرشِ این قرائت در قالب نیهیلیسم، پیامدهای ویرانگری(تالی فاسد) برای مخاطب و سیستم اخلاقی او دارد.
وقتی ارزشی اخلاقی به عنوان وجدان در اثر وجود نداشته باشد، جنایت صرفاً پیروی از غریزه است. انسانها را میکشیم چون طبیعتِ ماست، همانطور که شما غذا میخورید. این نگاه، شرارت را به یک ضرورتِ بیولوژیک تبدیل کرده و قبحِ ظلم را میشکند. این مسئله شاید برای برخی ساده به نظر بیاید اما قلب انسان را خشک و سرد خواهد کرد؛ مگر میشود آدمی مرتکب چنین کاری شود.
خطرناکترین تالی فاسدِ این نگاه پوچگرا، آن است که وقتی سازندگی بیمعنا شود، فرد برای اثباتِ وجودِ خود به ویرانگری روی میآورد. این مکتب به مخاطب القا میکند که در غیابِ خدا و معنایِ متعالی، تنها راهِ لذت بردن از زندگی، غرق شدن در امیالِ آنی و قدرتطلبیِ بیرحمانه است.
چهارمین و شاید انسانیترین لایۀ فکری اثر، وامدارِ اگزیستانسیالیسم است که معرفتشناسی را بر پایۀ مسئولیتِ رادیکالِ فردی بنا میکند. شعار معروف سارتر، وجود مقدم بر ماهیت است در این انیمه به شکلی خونین و دردناک تفسیر میشود.
در دنیای جوجوتسو، ماهیت، هویت و ارزش افراد اغلب توسط خاندان زنین، گوجو و کامو و تکنیکهای ارثی تعیین میشود. اما قهرمانان واقعی کسانی هستند که علیه این ماهیتِ تحمیلی طغیان میکنند. ماکی زنین بهترین مثالِ این مکتب است؛ او که توسط خاندانش طرد شده و فاقد انرژی نفرینشده است، با تکیه بر ارادۀ فردی و تلاش فیزیکی هویت جدیدی برای خود میسازد و ثابت میکند که جادوگر بودن به ژنتیک نیست، به عمل است.
در جوجوتسو کایسن، شخصیتها مدام دچار اضطراب وجودی هستند، زیرا هیچ خدایی به آنها تضمین پیروزی نداده است. ایتادوری میتوانست فرار کند، اما انتخاب کرد که انگشت را بخورد و وارد این جهان شود. این انتخاب، بارِ سنگینی از مسئولیت یعنی مرگ هزاران نفر در شیبویا را بر دوش او میگذارد. جهانبینی اثر اینجا تأکید دارد که هویت انسان دقیقاً در لحظۀ انتخاب باتوجه به رفتار شما در بحران و پذیرش عواقب آن شکل میگیرد.
یکی از دغدغههای اصلی اگزیستانسیالیسم، زیستن رو به مرگ است. در انیمه، شخصیتها مدام به دنبال یک مرگ درست هستند. اصلیترین موتور محرکۀ داستان که از اپیزود اول شروع میشود، وصیت پدربزرگ یوجی است: «در محاصرۀ دیگران بمیر.» تمام شخصیتهای این انیمه درگیر این هستند که چگونه بمیرند. در دنیای جوجوتسو، مرگِ عادی وجود ندارد. این یعنی زندگی به خودیِ خود معنایی ندارد، مگر اینکه فرد با انتخابِ چگونه مردنِ خود، به آن معنا ببخشد. این نگاه، جهانِ اثر را به میدانی تبدیل میکند که در آن رستگاری باید با رنج و عمل ساخته شود اما رنج و عملی که در بستر سه لایۀ فمکری قبلی تجلی پیدا میکند.
فرجام سخن | نقدی بر جهانبینی جوجوتسوکایسن
در سنگبنای جهان جوجوتسو کایسن، یک اصلِ پذیرفته شده وجود دارد و آن اینکه احساسات منفی، منشأ خلقِ قدرت و حیات هستند. آکوتامی به ما میگوید که ترس، خشم و نفرتِ انسانها انباشته شده و تبدیل به انرژی نفرینشده میشود و از آن عجیبتر، این انرژیِ منفی قادر است موجوداتی هوشمند، دارای اراده و ساختارِ بیولوژیک را خلق کند. اما بیایید لحظهای تامل کنیم و از خود بپرسیم که آیا ذاتِ آشوب میتواند نظم بیافریند؟
در منطق، هر معلولی باید با علتِ خود سنخیت داشته باشد. احساساتی مانند خشم یا ترس، ماهیتی آنتروپیک یا تخریبگر دارند. کارِ خشم، گسستن و ویران کردن است؛ کارِ ترس، فلج کردن و انجماد است. حال چگونه ممکن است نیروهایی که ذاتشان با فروپاشی گره خورده است، ناگهان تغییر ماهیت داده و موجودی مثل ماهیتو یا جوگو را بسازند که دارای فلسفه، استراتژی، تکلم و ساختارِ منظم است؟
انیمه با تمام آن جهانبینیای که در بخشهای پیشین برایش متصور شدیم میگوید شر هم میتواند خالق باشد. اما عقل سلیم میپرسد اگر منشأ این موجودات، آشفتگیِ ذهنِ انسان است، چرا آنها از خودِ انسانها منسجمتر و هدفمندتر هستند؟ اگر دقت کرده بشید انسانهی عادی خودشان منفعلترین موجودات داستان هستند. این جهانبینی، قانونِ علت و معلول را نقض میکند؛ زیرا ادعا دارد که از دلِ بینظمی(احساسات منفی)، نظم(موجود زنده) بیرون میجهد، بدون آنکه ناظمی در کار باشد.
مانگاکا جایگاه وجود و عدم را عوض میکند. در درکِ فطری ما شر امری عدمی است؛ تاریکی وجود ندارد، تاریکی صرفاً نبودنِ نور است. جهل وجود ندارد، جهل نبودنِ علم است. اما در جوجوتسو کایسن، شر(نفرین) دارای اصالتِ وجود است. یعنی بدی، خودش یک ماده است که جرم دارد، انرژی دارد و میتواند شما را بکشد. چرا پذیرشِ این موضوع خطرناک است؟ وقتی مخاطب بپذیرد که شر وجودِ مستقل دارد، ناخودآگاه به دامِ ثنویت یا دوگانهپرستی میافتد.
در این جهان، برای خلق کردن نیازی به خیر خدا نیست؛ بلکه با شر هم میتوان جهان ساخت. این نگاه، ریشۀ توحید را میزند. در جهانبینی اسلامی و عقلی، هستی مساوی با خیر است(الوجودُ خَیرٌ کُلُّه) و هر جا که خلقتی صورت میگیرد، پایِ علم و قدرت که خیراند در میان است، نه ضعف و ترس. آکوتامی جهانی ساخته که در آن، شیطان برای خلق کردن نیازی به خدا ندارد؛ او خودکفاست و خالق است.
اگر سوختِ موتورِ این جهان انرژی منفی است، پس بقای این سیستم جادویی به چه چیزی وابسته است؟ به رنجِ انسان. این جهانبینی یک چرخۀ باطل و شیطانی را تئوریزه میکند و آن اینکه برای اینکه جادوگران قدرت داشته باشند تا با نفرینها بجنگند، انسانها باید بترسند و رنج بکشند تا انرژی تولید شود. اگر روزی صلحِ جهانی برقرار شود و هیچکس نترسد، انرژی نفرینشده صفر میشود و عملاً جادویی وجود نخواهد داشت. آیا این سیستم، مخاطب را به این نتیجه نمیرساند که رنج کشیدن یک ضرورتِ مقدس است؟
در حالی که در نگاهِ درست رنج یک عارضه یا نهایتاً یک آزمون است، نه منبعِ تغذیۀ هستی. انیمه جهانی را ترسیم میکند که در آن، شادی و آرامش، دشمنِ قدرت هستند. بنابراین، پیش از اینکه وارد داستان شویم، باید بدانیم که خشتِ اولِ این جهان کج نهاده شده است. جوجوتسو کایسن جهانی است که در آن نیستی لباسِ هستی پوشیده و آشوب بر تختِ خالقیت و ربوبیت نشسته است. این تضاد، همان حسی است که باعث میشود مخاطب، حتی اگر مسلمان هم نباشد، در عمقِ ناخودآگاهش احساس کند که این جهان تاریک و ناامن است؛ زیرا جهانی که خداوند متعال منشأ آن نباشد و موجوداتش از انرژی منفی تغذیه کنند زندان است.
در جوجوتسو کایسن انسان موجودی است که نمیتواند جلوی نشتِ انرژی منفی خود را بگیرد و دائماً جهان را آلوده(Kegare) میکند. بر اساس این تعریف، انسانهای عادی غیر جادوگر حکمِ کارخانههای تولیدِ زبالۀ متافیزیکی را دارند. آنها بیآنکه بخواهند، منشأ خلق هیولاها هستند. در مقابل، جادوگران کسانی هستند که این شیرِ فلکه را بستهاند و زبالهها را در درون خود مدیریت میکنند.
آیا ذات انسان آلوده است یا پاک؟ انیمه به ما میگوید که خروجیِ طبیعیِ روح انسان، نفرین است. یعنی اگر انسان را به حال خود رها کنی، خودبهخود شر تولید میکند. این نگاه، انسان را به سطحِ یک ویروس یا انگلِ کیهانی تنزل میدهد که بودنش مساوی با آسیب رساندن به طبیعت است. مگر انسان عقل و وجدان ندارد؟ مگر فطرتش پاک نیست و میل به درستی ندارد؟
اگر ذات انسان اینقدر تاریک است، پس مفاهیمی مثل عشق، ایثار، هنر و عدالت از کجا میآیند؟ چرا در سیستم انرژیِ این انیمه، عشق هم تبدیل به نفرین میشود مثل داستان یوتا و ریکا؟ عقل و دین به ما میگویند که انسان با فطرت پاک متولد میشود و بدی، یک لکۀ عارضی(اکتسابی) است، نه جوهرۀ وجود. اما آکوتامی میگوید: «خیر، تو ذاتاً نشتداری!» این نگاه بدبینانه، همان دلیلی است که شخصیتهایی مثل گتو سوگورو به این نتیجه میرسند که باید تمام غیرجادوگران را کشت تا زمین پاک شود. وقتی تعریف تو از انسان منبع آلودگی باشد، منطقیترین راه برای نجات زمین، نسلکشی انسانها است. ببینید چگونه یک خطای معرفتی، راه را برای فاشیسم هموار میکند!
ملاک برتری انسانها چیست؟ قدرتِ کنترل یا فضیلتِ اخلاقی؟ در دنیای جوجوتسو، انسان برتر کسی است که تکنیک جادویی دارد و میتواند انرژی منفیاش را کنترل کند. یک جادوگر میتواند قاتل و روانی باشد مثل بسیاری از خاندان زنین یا حتی سوکونا، اما چون انرژیاش نشت نمیکند، در سلسلهمراتبِ هستی بالاتر از یک انسانِ عادیِ مهربان قرار میگیرد.
این سیستم، رستگاری را تکنیکال میکند. در نگاه توحیدی و عقلانی، برتری انسان به تقوا و تزکیۀ نفس است(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ). یعنی کسی برتر است که روحش را از آلودگی پاک کند، نه کسی که آلودگی را در درونش حبس کند و با آن بجنگد. انیمه به جای اینکه راهِ درمان و پاک شدن از کینه را نشان دهد، راهِ مدیریتِ بیماری یعنی استفاده از کینه برای جنگیدن را آموزش میدهد. این یعنی انسانِ آکوتامی، هیچگاه واقعاً پاک نمیشود، فقط یاد میگیرد چگونه با کثافتِ درونیاش شعبدهبازی کند.
آیا من همان بدنِ من است؟ در ماجرای ماهیتو و کنجاکو، دیدیم که بدن صرفاً یک گوشتِ قابل تغییر یا یک ظرفِ حاوی اطلاعات است. کنجاکو مغز را عوض میکند و بدن را میدزدد؛ سوکونا انگشت را میخوراند و صاحبخانه میشود. این نگاه، قداستِ بدن و تجردِ روح را نابود میکند. در این جهانبینی، انسان ترکیبی از یک سختافزار(بدن) و یک نرمافزار(روح و اطلاعات) است که قابل هک شدن هستند.
در نگاه اسلامی، روح نفخۀ الهی است(وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی) و بدن، حریمِ محترمِ این روح است مُثله کردن بدن حتی برای کافر حرام است. وقتی هویت انسان تا حد یک داده پایین بیاید، دیگر مسخ شدن(تغییر شکل توسط ماهیتو) یا تسخیر شدن(توسط سوکونا) فاجعه نبوده و صرفاً یک تغییر کاربری است.
انسانشناسیِ جوجوتسو کایسن، تلاشی است برای مشروعیت بخشیدن به نفرت از خویشتن. این اثر به مخاطب القا میکند که تو ذاتاً موجودی خطرناک و آلودهای هستی؛ یا باید مثل گتو از انسانیت متنفر باشی، یا مثل گوجو یاد بگیری که چگونه این آلودگی را به سلاح تبدیل کنی. در این میان، جای خالیِ انسانِ متعالی(خلیفهالله) که نه آلوده است و نه جادوگر است، بهشدت احساس میشود اما باید گفت این انسان منفعلترین موجود این انیمیشن است.
آیا رنج کشیدن، انسان را رشد میدهد یا فقط فرسوده میکند؟ در این انیمه، رنج یک مکانیزمِ فیزیکی است. رنجِ یوجی(خوردن انگشت، مرگ پدربزرگ، دیدن مرگ دوستان) او را به آدمِ بهتری تبدیل نمیکند، فقط او را سرسختتر و بیحستر میکند. رنج در اینجا مثل اصطکاک در فیزیک است؛ فقط گرما و انرژی تولید میکند(انرژی نفرینشده) اما هدفی ندارد. عقل سلیم نمیپذیرد که این حجم از درد در جهان، بیهوده و عبث باشد. اگر رنج هدف نداشته باشد، زندگی یک شکنجهگاه است.
چرا شخصیتها اینقدر درگیرِ چگونه مردن هستند؟ یوجی، مگومی، نوبارا… همگی دغدغۀ یک مرگِ درست را دارند. چرا؟ چون در ناخودآگاهِ این اثر، ابدیت و حیات پس از مرگ انکار شده یا مبهم است. وقتی قیامتی نباشد که در آن پاداش بگیرید، تنها چیزی که برایتان میماند، موقعیت پایانی شماست. آنها میخواهند لااقل سکانسِ آخرِ زندگیشان قشنگ باشد، چون به بعدش امیدی ندارند.
دیدن تمام هدفِ زندگی به خوب مردن، یک فریبِ بزرگ است. مگر من برای مردن آمدهام؟ اسلام میگوید ما برای حیات طیبه(زندگی پاک) و بقای ابدی آمدهایم. مرگ پایان نیست، بلکه یک پل(القنطره) است. مومن نگرانِ فرمِ مردن نیست چه در بستر بمیرد چه در میدان، نگرانِ توِشهای است که با خود میبرد. وسواسِ شخصیتهای انیمه روی مرگ، فریادِ بلندِ ترس از نیستی است. آنها میخواهند با قهرمانانه مردن، بر پوچیِ مرگ غلبه کنند، اما این فقط یک نمایش است.
غایتشناسیِ جوجوتسو کایسن، یک بنبستِ فلسفی است. جهانی که در آن رنج هدف ندارد، مبارزه پایانی ندارد و مرگ تنها لحظۀ معنادار زندگی است. این اثر به مخاطب میگوید امیدی به آینده نداشته باش، فقط سعی کن در لحظۀ آخر، بازنده نباشی.
برای مطالعۀ بیشتر بخوانید: نقد انیمه Dandadan 2024- 2025
پانویسها:
[1] Martigan, Val (October 7, 2020). “Gege Akutami: “Pour le héros de mon manga, je me suis inspiré de mon frère””. Le Figaro Magazine (in French). Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
[2] Okishima, Kei (July 8, 2020). “Jujutsu Kaisen: Im Interview mit Mangaka Akutami Gege”. Japan Digest (in German). Doitsu News Digest. Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
[3] Okishima, Kei (July 8, 2020). “Jujutsu Kaisen: Im Interview mit Mangaka Akutami Gege”. Japan Digest (in German). Doitsu News Digest. Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
[4] “Jujutsu Kaisen vient faire Jump’er notre catalogue !” (in French). Ki-oon. June 28, 2019. Archived from the original on December 4, 2019. Retrieved October 22, 2020.
[5] Martigan, Val (October 7, 2020). “Gege Akutami: “Pour le héros de mon manga, je me suis inspiré de mon frère””. Le Figaro Magazine (in French). Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
[6] Okishima, Kei (July 8, 2020). “Jujutsu Kaisen: Im Interview mit Mangaka Akutami Gege”. Japan Digest (in German). Doitsu News Digest. Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
[7] Morrissy, Kim (February 2, 2021). “Bleach, Jujutsu Kaisen Creators Draw Each Other’s Characters in Upcoming Fan Book”. Anime News Network. Archived from the original on February 2, 2021. Retrieved February 2, 2021.
[8] 呪術廻戦:“ほぼ新情報”の公式ファンブック 芥見下々全力回答のQ&A 「BLEACH」久保帯人の対談も. Mantan Web (in Japanese). March 2, 2021. Archived from the original on March 4, 2021. Retrieved March 4, 2021.
[9] Martigan, Val (October 7, 2020). “Gege Akutami: “Pour le héros de mon manga, je me suis inspiré de mon frère””. Le Figaro Magazine (in French). Archived from the original on October 22, 2020. Retrieved October 22, 2020.
دیدگاهتان را بنویسید