جشنوارهای که نکوست از پوسترش پیداست | نقدی بر پوستر جشنوارۀ فجر ۴۴
نویسنده: جواد انبارداران
هنگامی که به سایت رسمی جشنوارۀ فیلم فجر سر میزنیم. در بخش اخبار به چند خبر دربارۀ طراحی پوستر چهل و چهارمین فیلم فجر برمیخوریم.
در ابتدای متن یکی از خبرها آمده است: «طراح پوستر و نامواره چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، این کار را حاصل تلفیق حافظه تاریخی سینمای ایران، نگاه ملی و بهرهگیری از امکانات امروز گرافیک دانست که روایتی تصویری از ایران، هویت و عِرق ملی است»
سپس یک تصویر بلند و هنری از طراح آن آقای دوایی میبینیم که به پایین مینگرد و چهبسا این عکس از خود پوستر هنریتر باشد.

این شبهپوستر، ترکیبی از ابتداییترین شیوههای ترکیب چند لایه در فتوشاپ یا ایلاستریتور است که فقط کمی اطراف لایههای آن محو شده است.
تصویری از علی نصیری در فیلم شیر سنگی اثر جوزانی را داریم که برش خورده است و اطراف آن مقداری محو(fade) شده است. سپس یک عدد 44 داریم که با فونتی شبیه فونت کامپیوتری و یادآور اعدادی که روی مثلا دیویدی پلیرها یا ضبط ماشین میخورد نوشته شده است که این حس خطوط مربعی آن و گوشههای تیزش با اشکال گرد و محو دیگر بخشهای شبهپوستر ارتباطی ایجاد نمیکند.
تصویری از یک دشت سرسبز در پسزمینه دیده میشود که در میانۀ تصویر 9 عدد اسب داریم که آنها هم باز اطراف لایهشان محو شده است و اصلا ارتباطی با دشت سرسبز پیدا نمیکنند و مشخص است برداشتهاند از جای دیگر به آن چسباندهاند، اصلا این 9 اسب نماد چه هستند؟ نجابت؟ طبیعت وحشی؟ این اسبها برای کیست و برای چیست؟
در بالای شبهپوستر نیز احتمالا با ابزار براش(Brush) مقداری رنگ آبی محو داریم و تمام. این بود پوستر جشنوارۀ فیلم فجر که نماد و هویت ملی ایرانی به قول وزیر فرهنگ و ارشاد است که در خبر دیگری در همین سایت آمده است:«وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر اینکه هر زمان ایران بیشتر در خطر باشد باید بیشتر برای کشورمان کار کنیم، گفت: جشنواره فیلم فجر نماد ملی و هویتی برای ایران است»
سوال اول این است که این آقای طراح و این پوستری که ایشان طراحی کرده چرا انتخاب شده است؟ آیا رانتی در کار بوده است که در میان هزاران هنرمند زبردست کشور که میتوانند شاهکارهایی طراحی کنند، این شبهپوستر ابتدایی که کودکی میتواند بعد از آغاز کار در فتوشاپ و یادگیری پنل لایهها آن را بزند، انتخاب شود و اینکه چقدر هزینه از بودجۀ بیتالمال برای این شبهپوستر پرداخت شده است؟
سؤال بعدی این است اگر به گفتۀ وزیر محترم این جشنواره نماد ملی و هویتی برای ایران است، در میان هنر سربلند ایرانی در معماری و نقاشی و خطاطی، این چه نماد ضعیفی است که نهتنها هر انسان هوشمند ایرانی با دیدن آن متعجب میشود، بلکه آبروی ما را در سطح بینالمللی هم خواهد برد.
جالب آنکه در طراحی این پوستر یک ردیف اسم از افراد زحمتکش هنرمند هم داریم که در سایت رسمی جشنوارۀ فیلم فجر از آنها سخن به میان آمده است: «به گفته دوایی، فیلم «شیر سنگی» بهعنوان یکی از نمادهای فرهنگی سینمای ایران، بهصورت مشخص بهعنوان محور طراحی انتخاب شد. او در توضیح چالشهای فنی این انتخاب گفت: «فیلم متعلق به دهه ۶۰ و بهصورت آنالوگ ساخته شده است. با وجود اینکه تصاویر مستقیماً از روی نگاتیو اسکن شد و خانم طاهری در این مسیر زحمت فراوانی کشیدند، اما کیفیت فریمها نیاز به پالایش و بازسازی مجدد داشت.»
با تشکر از آقای دوایی و خانم طاهری برای شاهکاری که زحمت کشیدند که واقعا هم زحمت کشیدند اما حاصل کار با عرض شرمندگی مضحک است، از آقای جمشیدی هم در ادامه تشکر میکنیم که در سایت بیان شده:«در کنار فریم اصلی فیلم، از تصاویری از طبیعت ایران شامل دشتها، کوهها و دریا نیز استفاده شده است. دوایی در اینباره گفت: «این تصاویر بهصورت یک پهنه منسجم، ایران را به نمایش میگذارد و با لطف و گشادهدستی از آرشیو آقای جمشید بایرامی در اختیار ما قرار گرفت»
در ادامه هندوانههایی که این افراد برای یکدیگر قاچ میکنند، آقای جوزانی نیز که دو سال پیش با فیلم ضعیف خود(بهشت تبهکاران) در فرم که در راستای تطهیر مظفر بقایی و اسطورهسازی از یک شخص مبهم در تاریخ با سرنوشت نامعلوم، آخرین هندوانه را قاچ میکند. در ادامه این خبر آمده است:« به گفته این طراح، واکنش عوامل فیلم «شیر سنگی» نیز دلگرمکننده بوده است.دوایی افزود: «آقای جوزانی اشاره کردند که پوستر اصلی فیلم در دهه ۶۰ نیز با همین فریم طراحی شده بود. این همانندی در انتخاب فریم از میان هزاران فریم دیگر فیلم که به صورت اتفاقی انجام شد، برای من بسیار جذاب و ارزشمند بود»
جالب است بدانید که این پایان هندوانه نبوده و در خبر دیگری نیز از خانم شمسی فضلاللهی که در فیلم شیر سنگی بازی کرده است به این پوستر واکنش نشان میدهد.
البته انتخاب این فریم و تصویر از فیلم شیر سنگی که مظهر مبارزه با وجوه استعماری انگلیس است بسیار انتخاب خوبی است اما آیا در جشنوارهای که به قول وزیر نماد فرهنگ و ملیت ایرانی است، نباید اقلا پوستر آن که اینقدر بادمجان دور قاب چین دارد، در حد متوسط هم شده هنری باشد؟
برای مخاطبان ما که با جشنوارۀ فجر آشنا هستند و مشی مدیران فرهنگی را میشناسند که در تهیۀ آمارهای کیلویی دادن زبردست هستند، نادیده و ناگفته پیداست که پیشبینی میشود ما همچون سالهای پیش، در این جشنواره هم با مجموعهای فیلمهای کسالتبار و غیرهنری و حتی مخالف با هدف اصلی جشنواره روبرو شویم؛ آثاری که جایی در جشنواره فیلم فجر ندارند و نسبتی هم با انقلاب اسلامی ایران و اهداف آن ندارند و علاوه بر آن تنها بودجههای مظلوم بیتالمال را در این وضعیت بغرنج اقتصادی کشور هدر دادهاند و اگر این سخن برای مخاطبان منصف ما قابل قبول نیست، کافی است به انتظار بنشینند و آثار امسال را تماشا کنند. بههرحال جشنوارهای که نکوست از پوسترش پیداست!
در یکی از خبرهای سایت جشنوارۀ فیلم فجر در تأیید شیوۀ جشنوارۀ کن آمده است:« در جشنوارههای سینمایی، پوستر از اهمیت فوق العادهای برخوردار بوده و بخشی از هویت آن به حساب میآید. یکی از ایدههای امتحان پس داده و موفق که در پوستر جشنوارههایی همچون: جشنواره کن به عنصری همیشگی تبدیل شده، بهرهگیری از تصویر بازیگران سرشناس است؛ به ویژه بازیگران مشهور فرانسوی که به بخشی از فرهنگ این کشور تبدیل شدهاند.»
بد نیست که اگر دستاندرکاران دوست دارند از شیوۀ پوستر زدن جشنوارۀ فیلم کن تقلید کنند، جشنوارهای که همیشه در خط مقدم جایزه دادن و برجسته کردن آثار ضد ایرانی-اسلامی مانند عنکبوت مقدس و دانۀ انجیر معابد سابقه داشته است، در انتخاب فیلم و جای دادن آثار در جشنواره هم تقلیدی بکنند و هر اثری را وارد آن نکنند و از آمارهای کیلویی پرهیز کنند و جای آنکه تلاش کنند مثلا سی چهل تا فیلم ضعیف را در جشنواره جمع کنند از کمیت فیلمها بکاهند و آثاری که واقعا با هویت و اهداف جشنوارۀ فیلم فجر ارتباط دارد را در آن بگذارند اما معالاسف این گونه نبوده و برای جذب حداکثری هم لابد قرار است به فیلمی مانند تمساح خونی که دو سال قبل بهش جایزۀ بهترین کارگردانی دادند شاهد چنین جایزههایی باشیم.
روزنامۀ ایران نیز در نقد این پوستر نوشته است:«یکی از مهمترین نقدها به پوستر امسال، سرسری بودن طراحی و فقدان ظرافت لازم است. هرچند نمادهای ملی و تصویری در آن قابل تشخیصاند، اما پرداخت گرافیکی در حد شأن یک جشنواره ملی با قدمت بیش از چهار دهه نیست. مهمتر از آن، حاشیهای است که بهواسطه عدم کسب اجازه از علی نصیریان، صاحب تصویر پوستر، ایجاد شده و به دلخوری این هنرمند پیشکسوت انجامیده است؛ اتفاقی که نهتنها از منظر حرفهای قابل دفاع نیست، بلکه با روح احترامگزار این سیاست جدید نیز در تضاد قرار دارد.»
دیدگاهتان را بنویسید