نبرد بلاکچین و مقاومت دیجیتال
نویسنده: زهرا بیگلری | نبرد بلاکچین و مقاومت دیجیتال
مقدمه
موضوع «بلاکچین و چالشهای خاورمیانه» در چند دهه اخیر به یکی از چالشهای اساسی در حیطه تکنولوژی سیاسی و اقتصاد مقاومتی تبدیل شده است. افزایش ناامنی اقتصادی، تشدید جنگهای ترکیبی و گسترش تحریمهای بینالمللی، زمینه را برای ظهور ابزارهای فناورانه بدیل چون بلاکچین فراهم کرده است. اگرچه فناوری بلاکچین از ابتدا با هدف تمرکززدایی از قدرت مالی و اطلاعاتی طراحی شد، اما نسبت آن با فضاهای ژئوپلیتیکی پُرتنش، بهویژه در خاورمیانه، هنوز محل بحث و ابهام است.
در پژوهشهای نظری و سیاسی سالهای اخیر، فضاهای دیجیتال به عنوان زمینههای جدیدی برای تجلی سلطه و مقاومت مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از مهمترین آثار در این حوزه، کتاب «امپراتوری» اثر مایکل هاردت و آنتونیو نگری است که در آن به طور عمیق به مفهوم «امپراتوری» به عنوان یک نظام جهانی قدرت غیرمرزی و شبکهای میپردازند. این اثر، ظهور فناوریهای دیجیتال و ارتباطاتی را به عنوان ابزاری کلیدی در تثبیت ساختارهای جدید قدرت فراملی و همچنین امکانسازی حرکات مقاومتی علیه آن، تحلیل میکند.
همچنین، ساسکیا ساسن در مطالعات خود درباره زیرساختهای جهانی قدرت ، تأثیر فناوریهای ارتباطی و دیجیتال بر حکومتداری ملی و فراملی را بررسی کرده است. او مشاهده میکند که دولتهای ملی در مقابل شبکههای دیجیتالی و سرمایههای فراملی، دست به دست خود کوتاهی میکنند و نمیتوانند کنترل کاملی بر روی جریان اطلاعات، سرمایه و حتی جمعیتها داشته باشند. این تحول، منجر به ظهور فراملیگرایی عمومی شده است؛ از جمله آن، گسترش مهاجرتهای جمعی، افزایش دسترسی به فضای عمومی دیجیتال و ظهور حرکات مردمی فراتر از مرزهای سیاسی است.
این دو مکتب فکری – هاردت و نگری از یک سو، و ساسن از سوی دیگر – به شیوههای مختلفی به سلبیتهای جدید قدرت و راهبردهای مقابلهای مردمی در فضای دیجیتال پرداختهاند. آنها نشان میدهند که فناوریهای دیجیتال تنها ابزاری خنثی نیستند، بلکه در دل خود امکانهای مقاومت را نیز جای دادهاند.
با این حال، در میان این مطالعات گسترده، یک خلاء پژوهشی مشهود وجود دارد: ارتباط فناوری بلاکچین با مقاومتهای مردمی در خاورمیانه ، بهویژه در بعد اقتصادی و رسانهای ، هنوز بهطور کامل مطالعه نشده است. در حالی که سایر مناطق دنیا شروع به استفاده از بلاکچین برای مقابله با انحصارهای مالی و سانسور رسانهای کردهاند، در خاورمیانه این موضوع هنوز در حد یک پتانسیل نوظهور باقی مانده است.
این یادداشت اشاره ایست به این شکاف مطالعاتی، یعنی، نه تنها می توان به بلاکچین به عنوان یک فناوری دیجیتال نگاه کرد، بلکه می توان آن را در بستر جنگهای هیبریدی و تحریمهای سیستماتیک منطقه، به عنوان ابزاری برای مقاومت اقتصادی، روایتسازی صادقانه و بازسازی انسجام اجتماعی مطالعه کرد. پرسش محوری این نوشتار آن است که: چگونه میتوان از فناوری بلاکچین بهعنوان ابزار مقاومت اقتصادی و همدلی رسانهای در برابر دشمنی که از ابزارهای جنگ هیبریدی استفاده میکند، بهره گرفت؟ فرضیه اصلی بر این است که بلاکچین، به شرط بومیسازی و فهم ساختاری، میتواند به یکی از ابزارهای مؤثر در برونرفت از وابستگیهای تحمیلی و شکلدهی به نظمهای مشارکتی در خاورمیانه تبدیل شود.
بلاکچین: از فناوری مالی تا زیرساخت مقاومت
بلاکچین به عنوان یک دفترکل توزیعشده (Distributed Ledger Technology) که امکان ثبت، نگهداری و انتقال اطلاعات بدون نیاز به واسطههای متمرکز را فراهم میکند، در ابتدا بهواسطه رمزارزهایی چون بیتکوین شناخته شد. هدف اولیه، مقاومت در برابر انحصار بانکهای مرکزی و بازگرداندن مالکیت پول به مردم بود. اما این فناوری بهسرعت در حوزههای فراتر از مالی گسترش یافت: از رأیگیری الکترونیکی تا زنجیره تامین، قراردادهای هوشمند و پلتفرمهای رسانهای.
در بسترهای جنگ هیبریدی، ویژگیهای بلاکچین – شفافیت، تغییرناپذیری، مقاوم بودن در برابر سانسور و تمرکززدایی – آن را به بستری برای مقاومت سیستمی بدل میکند.
جنگ هیبریدی و نسبت آن با اقتصاد غیرمتمرکز
جنگ هیبریدی که ترکیبی از ابزارهای نظامی، اقتصادی، سایبری و روانی است، از سوی دشمنان منطقهای چون رژیم صهیونیستی، بهمثابه استراتژی غالب برای تضعیف ساختارهای حاکمیتی و مردمی در منطقه بهکار گرفته میشود. انسداد مالی، تحریمهای بانکی، تخریب زیرساختهای انرژی و ترویج جنگ روایتها، ابزارهای اصلی این نبرد چندلایهاند. این ابزار می تواند به عنوان شمشیر دو لبه استفاده شود چرا که همزمان با توصیه به مقاومت مردمی در خاورمیانه برای بهره برداری از تکنولوژی در تقابل با ساختارهای قابل کنترل، دشمن صهیونیستی نیز با طراحی شبکه های انحرافی در صدد به دست گرفتن بازار کریپتو در میان بدنه فعال مقاومت بوده است.
دکتر شلومیت واگمن در مقاله ای که در مارس2024 تحت عنوان « چارچوب مالی پیشنهادی برای پسا غزه: استفاده از فینتک برای ساختن آیندهای عاری از تروریسم» منتشر شد، می گوید: « اقتصاد غزه به شدت وابسته به پول نقد است که ردیابی آن دشوار و ابزاری کلیدی برای تأمین مالی تروریسم است. پیشنهاد میشود از کیفپولهای دیجیتال (مانند Apple Pay یا Google Pay) استفاده شود که با تلفنهای هوشمند قابل دسترسی هستند. هر کاربر باید فرآیند احراز هویت (KYC) و نظارت مستمر را طی کند تا اطمینان حاصل شود که کمکها به دست افراد مناسب میرسد.» و این در حالی است که از نظر فنی این استراتژی ایجاد رمز ارز برای کنترل تحرکات و تراکنش های مالی در جغرافیای مقاومت طراحی شده و امکان طراحی سناریوی مطلوب و کارآمد برای مقاومت فلسطین در چارچوب شبکه سازی غیر متمرکز بدون نظارت غرب متصور است و موضوع مهم این است که ابتکار عمل در دست چه کسی، IDF یا مقاومت اسلامی، قرار بگیرد.
تناقض ماجرا اینجاست که مردم غزه که خاک می خورند و آرد را با خون خمیر می کنند، و پیش از 7 اکتبر دسترسی های آنان به دنیای وب به شدت کنترل شده بود و حتی از لحاظ سرعت نت به شبکه 3G دسترسی نداشتند اکنون از سوی بنیاد مصور- رحمانی مورد مطالعات مالی قرار گرفته است.
با توجه به این مقاله دقیقا نبرد فناورانه در میدان بلاکچین جایگاه خود را بیش از پیش گسترش می دهد. نکته مهم اینکه پس از این توصیه رمز ارز GazaCoin در 4 جولای 2024 رو نمایی می شود. و توسعه دهندگان غزه کوین را اینگونه معرفی می کنند که: « (Gaza Coin) یک ارز دیجیتال طراحیشده برای تأمین مالی پروژههای بشردوستانه و بازسازی در غزه است. چشمانداز «غزه کوین» ایجاد یک کانال نوآورانه، شفاف و غیرمتمرکز برای حمایت از پروژههای اجتماعی تأثیرگذار است که کیفیت زندگی را بهبود بخشیده و تابآوری مردم غزه را تقویت میکند.» بنابراین اطلاعات با هوشیاری و در دست گرفتن ابتکار عمل در طراحی شبکه غیر متمرکز مالی برای جبهه مقاومت می توان نسبت به آسیب شناسی پروژه های ضدمقاومت در کریپتوکارنسی ابتکار عمل را به دست گرفت.
روایتسازی و رسانههای غیرمتمرکز
یکی از مهمترین ابعاد جنگ هیبریدی، جنگ روایتهاست. رژیمهای سلطهگر از پلتفرمهای رسانهای جهانی برای تحریف واقعیت، تولید فیکنیوز و حذف صدای مقاومت بهره میگیرند. سانسور سازمانیافته پستهای کاربران فلسطینی در اینستاگرام و توییتر در جریان جنگ غزه (۲۰۲۱) شاهدی است بر این ادعا.
در این فضا، شبکههای اجتماعی مبتنی بر بلاکچین چون Lens و Minds، که فاقد الگوریتمهای سانسورکنندهاند، میتوانند به بستری برای روایتسازی صادقانه و بومی تبدیل شوند. همچنین ثبت محتوای رسانهای (عکس، ویدیو، صوت) در پروتکلهایی چون Arweave یا IPFS، باعث ایجاد حافظه تاریخی تغییرناپذیر از آوردگاه های مقاومت و قهرمانان محلی میشود.
بلاکچین و بازسازی همبستگی اجتماعی
یکی از اهداف جنگ هیبریدی، ایجاد شکاف میان اقوام، ادیان، و طبقات اجتماعی است. بلاکچین میتواند با تولید سامانههای توزیع منابع شفاف، توکنهای همبستگی، و مشارکت مستقیم مردم در تصمیمگیریها، به بازسازی انسجام اجتماعی کمک کند. مثلاً در لبنان، پروژه “CedarCoin” با هدف تولید ارز محلی دیجیتال برای تقویت بازارهای داخلی و کاهش وابستگی به دلار آمریکا آغاز شده است.
توکنهای اجتماعی (Social Tokens) همچنین میتوانند برای پاداشدهی به فعالان رسانهای، معلمان مناطق محروم یا نیروهای داوطلب انسانی در جنگ استفاده شوند. این مدلها بر پایه مفهوم “اقتصاد اعتبار” (Reputation Economy) توسعه یافته و به مشارکت سیاسی-اجتماعی معنا میبخشند.
ایده اصلی یادداشت این است که بلاکچین، بهعنوان فناوری تغییر پارادایم، میتواند بستری برای مقاومت اقتصادی، روایتسازی غیرمتمرکز و بازسازی همبستگی اجتماعی در مناطق جنگزده خاورمیانه باشد. با توجه به شدت یافتن جنگهای هیبریدی و انسدادهای سیستماتیک، بهرهگیری از این فناوری دیگر یک گزینه تجملی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است.
در پایان باید یادآور شد که فناوری، بهخودیخود بیطرف نیست؛ بلکه بستری است که معنا، جهت و کاربرد آن را سوژه سیاسی-فرهنگیِ بهرهبرداران تعیین میکند. اگر ملتهای خاورمیانه بتوانند بلاکچین را از کالبد سرد کُد به کالبد زنده مقاومت بدل سازند، آرمانهایی چون استقلال، عدالت و کرامت انسانی از رؤیا به واقعیت نزدیکتر میشوند.
نتیجهگیری
در نتیجه، فناوری بلاکچین بهعنوان ابزار نوین و قدرتمند در میدان جنگهای هیبریدی میتواند نقش کلیدی در تقویت مقاومت و اتحاد در کنار توسعه اقتصادی و فرهنگی ملتهای خاورمیانه ایفا کند. اما که ماهیت و تاثیرات این فناوری بستگی به سوژههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد که از آن بهره میبرند. اگر ملتهای منطقه بتوانند بلاکچین را از حالت صرف کالبد فنی و خنثی، به ابزاری زنده و پویا در مسیر مقاومت و استقلال تبدیل کنند، میتوانند آرمانهایی همچون عدالت، آزادی و کرامت انسانی را به مرحله تحقق نزدیکتر سازند. بنابراین، بهرهگیری هوشمندانه و بومیسازی این فناوری، تنها راه عبور از وابستگیهای تحمیلی و ساختن آیندهای مستقل و مقاوم برای خاورمیانه است.
مطالب مرتبط
۱۴۰۴-۰۹-۰۴
دیدگاهتان را بنویسید