شهرزاد شریعتزاده همسر جان سینا | کاوشی در تصویر او از زن ایرانی
در وضعیت پرآشوب و بلبشوی رسانههای اجتماعی ایران، در اوضاعی که چهرههایی چون دنیا جهانبخت با میلیونها دنبالکننده، تصویری مبتذل و سخیف از زن ایرانی ارائه میدهند، ظهور یک «نماینده» متفاوت در سطح جهانی توجهبرانگیز است: شهرزاد شریعتزاده، همسر جان سینا. او برخلاف اینفلوئنسرهای ساکن ترکیه و دبی، درگیر «اشاعه فحشا» به معنای رایج آن نیست، اما چالش بزرگتری را نمایندگی میکند: «هویتزدایی». در حالی که او شهرت جهانی برای مخاطبان جهانی به عنوان زن ایرانی یافته با سبک زندگی کاملاً غربی خود، چیزی از هویت ایرانی او نمییابیم. این تحلیل به این موضوع میپردازد که چگونه در میان الگوهای نامناسب داخلی، یک الگوی بینالمللی ظهور کرده که او هم خطرناک و آسیبزا است، زیرا این پیام را ترویج میکند که زن ایرانی برای موفقیت، باید گذشته و هویت خود را به کلی پاک کند!
شای یا شی یا شهرزاد شریعتزاده، خانمی که مدتهاست در فضای مجازی بهعنوان همسر ایرانی جان سینا، کشتیگیر و بازیگر مشهور هالیوودی مطرح شده است.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که به واسطه شهرت جهانی جان سینا، همسر او نیز به عنوان نماینده یا «تصویری از زن ایرانی» در سطح بینالمللی معرفی میشود.
هرچند صفحه اینستاگرام خانم شریعتزاده با حدود ۱۴ هزار دنبالکننده، در مقایسه با غولهای اینستاگرامی ایرانی مخاطب چندانی ندارد، اما اهمیت او نه در تعداد دنبالکنندگان، بلکه در بازتاب رسانهای جهانی او نهفته است.
او بارها در مصاحبههای جان سینا مورد اشاره قرار گرفته و از این طریق، تصویری از یک زن ایرانی موفق و حتی جنبههایی از فرهنگ ایرانی (مانند غذاهای ایرانی که میپزد) به مخاطبان جهانی معرفی شده است.
کسی که کلیپهای آن از رسانههای داخلی عاشق و فدایی هالیوود پخش میشود و بهعنوان تصویری از زن ایرانی وایرال شده است.
البته قابل توجه است که شاید آنچنان این شخص در رسانههای ایرانی آن چنان بازتابی نداشته باشد مادامی که افرادی مانند خانم جهانبخت با 15 میلیون فالور متأسفانه پردنبالکنندهترین صفحه ایرانی باشند و نمایانگر و گاهی الگوی قشری از زنان ایرانی باشند، شخصیتی که مشخص نشد بچهاش با فلان خوانندۀ داخلی حلالزاده بود یا حرامزاده.
یا افرادی مانند خانم فلاحی که آنچنان محتواهایی در ترکیه میسازد و بعد برمیگردد در ایران و به راحتی به زندگیاش ادامه میدهد نوبت به خانم شریعتزاده نمیرسد اما به هر حال با توجه به اینکه این شخصیت اهمیتی در رسانههای دنیا و نگاههای بینالمللی داشته در این مطلب نگاهی به این شخصیت خواهیم انداخت.
پدیده بغرنج فرهنگی فعلی، فعالیت بلاگرهایی است که در کشورهایی مانند ترکیه و امارات، محتوایی تولید میکنند که حتی با هنجارهای فعلی فرهنگی و اجتماعی قشر غیرمذهبی ایرانی هم ناسازگار است و قطعا مصداق اشاعۀ فحشاء است.
این افراد پس از تولید چنین محتواهایی، آزادانه به کشور بازگشته و به فعالیت خود ادامه میدهند که این موضوع نیز بحثهای زیادی را به دنبال داشته است.
فهرست مطالب
Toggleشهرزاد شریعتزاده کیست؟
شی یا شهرزاد شریعتزاده مهندس ایرانی-کانادایی، همسر جان سینا، قهرمان کشتی کج و بازیگر سرشناس است. او فارغ از یک تصویر عاشقانه هالیوودی، هویتش به عنوان یک «زن ایرانی» به سرعت به یکی از برچسبهای اصلیاش در رسانههای غربی و به تبع آن، موضوعی برای بحث در میان جوامع ایرانی شده است.
او با جان سینا که برای فیلمبرداری فیلم کمدی «Playing with Fire» در ونکوور به سر میبرد آشنا شد. طبق گزارشها، سینا و همکارانش در رستورانی در ونکوور حضور داشتند که او متوجه شریعتزاده میشود. این آشنایی اولیه به سرعت باعث رابطه این دو شده و پاپاراتزیها برای اولین بار در مارس ۲۰۱۹ تصاویری از این دو نفر را در ونکوور ثبت کردند.
اولین حضور رسمی آنها روی فرش قرمز، در اکتبر ۲۰۱۹ و برای اکران همان فیلم «Playing with Fire» بود که در آن جا توجهات به سمت همراه جدید جان سینا جلب شد.
این زوج در اکتبر ۲۰۲۰ در یک مراسم خصوصی در تامپا، فلوریدا ازدواج کردند و این خبر، نام شریعتزاده را بیش از پیش در سرخط خبرهای جهانی قرار داد.
با افزایش شهرت شریعتزاده، رسانههای غربی برای معرفی او به مخاطبان خود، به سادهترین و در دسترسترین برچسب متوسل شدند: «همسر ایرانی جان سینا». این برچسب، اگرچه از نظر واقعیت جغرافیایی و تباری درست است، اما بار معنایی و انتظاراتی را به همراه دارد که به نظر میرسد با سبک زندگی و تصویر عمومی او در تضاد است.
فقدان نمودهای فرهنگی ایرانی در ظاهر عمومی
اولین و بارزترین نکته در تصویر عمومی شی شریعتزاده، فاصله عمیق آن با هرگونه نماد یا المان فرهنگی ایرانی است. در تمام حضورهای او بر روی فرش قرمز، از مراسم اسکار گرفته تا اکرانهای مختلف فیلم، سبک پوشش او کاملاً منطبق بر مد غربی و هالیوودی است.
لباسهای طراحیشده توسط برندهای لوکس، آرایشها و استایلینگش، او را در کنار دیگر سلبریتیها قرار میدهد. در ظاهر او هیچ نشانی از ادای احترام به هنر، طراحی، یا سنتهای ایرانی دیده نمیشود. او در عمل، تصویری از یک زن غربیشده را به نمایش میگذارد که پیشینه ایرانیاش تنها یک پاورقی در بیوگرافی اوست.
سکوت در مورد مسائل و فرهنگ ایران
تا به امروز، شی شریعتزاده تقریباً هیچگاه به صورت عمومی در مورد ایران، فرهنگ ایرانی، زبان فارسی، خاطراتش از ایران یا حتی مسائل اجتماعی مرتبط با زنان ایرانی صحبت نکرده است.
در مصاحبههای انگشتشماری که جان سینا به رابطه خود اشاره کرده، تمرکز بر ویژگیهای شخصیتی شریعتزاده مانند هوش و مهربانی او بوده و کمتر به جنبه فرهنگی هویت او پرداخته شده است که تنها در حد برخی غذاهای ایرانی بوده است.
این سکوت، بهویژه در دنیایی که بسیاری از سلبریتیها از پلتفرم خود برای صحبت در مورد ریشهها و فرهنگشان استفاده میکنند، بسیار معنادار است.
از یک منظر، داستان شی شریعتزاده داستان موفقیت یک مهاجر ایرانی است. زنی که به یک کشور جدید رفته، در یکی از دانشگاههای خارج کشور تحصیل کرده، در یک صنعت رقابتی به موفقیت شغلی دست یافته و در نهایت با یکی از مشهورترین چهرههای جهان ازدواج کرده است. این از منظر برخی افراد در ایران که کشته و مردۀ سلبریتیهای هالیوودی و جهان غرب هستند، یک موفقیت فردی ویژه است که باعث میشود تا میتوانند در حالی که آب از دهانشان راه افتاده دربارۀ آن صحبت کنند و کلیپها و تصاویرش را به اشتراک بگذارند.
شی شریعتزاده به واسطه ازدواجش، به صورت خواسته یا ناخواسته به نمایندهای بهعنوان زن ایرانی در چشم میلیونها نفر در سراسر جهان شده. با این حال، شواهد و اطلاعات موجود نشان میدهد که تصویری که او از خود و سبک زندگیاش به نمایش میگذارد، ارتباط بسیار کمی با هویت و فرهنگ ایرانی دارد.
او فردی که میتواند زندگی خود را هر طور که میخواهد مدیریت کند. اما زمانی که رسانهها با اصرار برچسب «زن ایرانی» را به نام او الصاق میکنند، این پرسش به طور طبیعی برای مخاطب ایرانی شکل میگیرد که کدام بخش از این تصویر عمومی، واقعاً «ایرانی» است؟
پاسخی که تا به امروز از سوی او و سبک زندگیاش دریافت شده، سکوتی بلند و فاصلهای عمیق با ریشههایی است که او را تعریف میکنند. این تصویر فرهنگسازی مثبتی را نه برای مردم جهان و نه مردم ایران به همراه ندارد، بلکه این ایده را تقویت میکند که برای موفقیت در دنیای غرب، شاید بهترین راه، فراموش کردن گذشته و هویت خود باشد و همان هویت غربی را گرفت و بهترین راه موفقیت مهاجرت، رفتن به دانشگاهی در خارج و ازدواج کردن با یک سلبریتی مشهور هالیوودی باشد!
دیدگاهتان را بنویسید