سایه ثروت بر دیپلماسی واشینگتن | جرد کوشنر و استیو ویتکاف
درک لایههای پنهان قدرت در واشینگتن(Washington) پیش از آغاز سال ۱۴۰۵، ضرورتی حیاتی برای تحلیلگران هوشیار و جبههٔ مقاومت است. جرد کوشنر و استیو ویتکاف به عنوان ستونهای اصلی سیاست خارجی جدید آمریکا، مسیری را باز میکنند که در آن ثروت جایگزین اصول دیپلماتیک میشود.
شناخت دقیق این مهرهها، راهی برای درک شیوهٔ نفوذ جدید استکبار در بافت فرهنگی و اقتصادی منطقه است. این حضور به معنای سیطرهٔ منطق بازار بر سرنوشت ملتها است؛ تحلیل پیشِ رو به بررسی نقش این دو چهره و تأثیرات عمیق حضورشان بر سبک زندگی و هویت جهان اسلام میپردازد تا ابعاد این تهدید نوین به درستی تبیین شود.
نویسنده: مجتبی خلیلی
فهرست مطالب
Toggleظهور طراحان غیررسمی در دفتر بیضی | چرا دوستان قدیمی جایگزین دیپلماتها شدند؟
دولتهای مدرن معمولاً بر پایهٔ تخصص بوروکراتیک و نهادهای ریشهدار بنا میشوند، اما در نگاه دونالد ترامپ(Donald Trump)، وفاداری شخصی و شم اقتصادی بر هر قاعدهای اولویت دارد. جرد کوشنر(Jared Kushner) و استیو ویتکاف(Steve Witkoff) نماد بارز این تغییر رویکرد هستند. دلیل اصلی جایگزینی دیپلماتهای حرفهای با این افراد، نیاز به سرعت در اجرای معاملات کلان سیاسی است که معمولاً در پیچ و خمهای اداری و ملاحظات حقوقی گیر میکنند. ترامپ به دنبال افرادی است که زبان بازار را میفهمند و میتوانند با رهبران جهان نه به عنوان سیاستمدار، که به عنوان شرکای تجاری وارد گفتگو شوند.
این رویکرد، روابط بینالملل را به مجموعهای از قراردادهای خرید و فروش تبدیل میکند که در آن هر امتیازی، قیمتی مشخص دارد. در این میان، نقش نهادهایی مانند شورای امنیت ملی(National Security Council) کمرنگ شده و تصمیمات در محافل خصوصی و میهمانیهای مارالاگو(Mar-a-Lago) گرفته میشود. این فرآیند باعث میشود که سیاست خارجی آمریکا پیشبینیناپذیرتر از همیشه باشد، زیرا به جای اصول ثابت، بر پایهٔ منافع آنی و روابط فردی پیش میرود. دوستان قدیمی ترامپ به دلیل نداشتن وابستگی به بدنهٔ دائمی قدرت در واشینگتن، گزینههای ایدهآلی برای پیشبرد طرحهای جسورانه و گاه خطرناک او هستند.
جرد کوشنر | شبح کاخ سفید و میراثدار پیمان ابراهیم
جرد کوشنر، داماد ترامپ، دیگر آن جوان بیتجربهٔ سال ۲۰۱۶ نیست که فقط به واسطهٔ پیوند خانوادگی در کاخ سفید حضور داشت. او اکنون به عنوان استراتژیست با نفوذی شناخته میشود که شبکهای گسترده از روابط مالی را در کشورهای عربی ایجاد کرده است. کوشنر پس از خروج از دولت اول ترامپ، شرکت سرمایهگذاری افینیتی پارتنرز(Affinity Partners) را راهاندازی کرد که بخش بزرگی از سرمایهاش را صندوقهای دولتی عربستان سعودی تأمین کردهاند. این پیوند مالی، نفوذ او را در معادلات منطقهای دوچندان کرده و او را به پلی میان والاستریت و دربار پادشاهان عرب تبدیل نموده است.
بازگشت او به پشت صحنهٔ قدرت در سال ۱۴۰۵، به معنای احیای پروژههای نیمهتمام او در قالب معامله قرن(Deal of the Century) است. کوشنر معتقد است که صلح در منطقه از راه ادغام اقتصادی و ایجاد وابستگیهای مالی به دست میآید. او میراثدار اصلی پیمان ابراهیم(Abraham Accords) است و قصد دارد این مدل را به تمام کشورهای منطقه تعمیم دهد.
در این مدل، هویتهای دینی و ملی در برابر جاذبههای سرمایهگذاری رنگ میبازند و جای خود را به رفاهی ظاهری و وابسته به غرب میدهند. او با تکیه بر تجربهٔ سالهای گذشته، اکنون میداند چگونه فشار اقتصادی را با وعدههای توسعه ترکیب کند تا مقاومتهای سیاسی را در هم بشکند. نفوذ او به قدری است که حتی بدون داشتن پست رسمی، حرف او در ریاض و ابوظبی به عنوان دستورالعمل قطعی واشینگتن تلقی میشود.
استیو ویتکاف | غول املاک که کلیددار روابط ویژه شد
اگر کوشنر چهرهٔ فکری و استراتژیک این جریان باشد، استیو ویتکاف بازوی اجرایی و پیونددهندهٔ عاطفی و مالی ترامپ با پروندههای خاص است. ویتکاف، غول املاک نیویورک، دههها است که در کنار ترامپ حضور دارد و وفاداری خود را در سختترین شرایط مالی و سیاسی ثابت کرده است. انتصاب او به عنوان فرستادهٔ ویژه در خاورمیانه، پیامی روشن به جهان داشت: دیپلماسی آمریکا در این منطقه از این پس با منطق هتلسازی و توسعهٔ شهری پیش خواهد رفت. ویتکاف کسی است که ترامپ در لحظات بحرانی به او اعتماد کامل دارد و این اعتماد، قدرتی بیش از قانون به او میبخشد.
ویتکاف تخصصی در علوم سیاسی یا تاریخ پرآشوب منطقه ندارد، اما در جوش دادن معاملات بزرگ استاد است. او به دلیل نزدیکی شخصی به ترامپ، از چنان اعتباری برخوردار است که هر پیشنهادی از سوی او، مستقیماً به عنوان خواستهٔ شخص رئیسجمهور تلقی میشود. نقش او در سال ۱۴۰۵، ایجاد پلی میان پروژههای زیرساختی کلان در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اهداف سیاسی ایالات متحده است.
او به دنبال آن است که با استفاده از ابزار ثروت، ائتلافهای جدیدی شکل دهد که در آن امنیت به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل شود. ویتکاف با نگاهی زمینی و مادی، مسائل پیچیدهٔ خاورمیانه را به قطعات زمین و ارزش افزوده تقسیم میکند و به دنبال آن است که با ایجاد وابستگیهای اقتصادی، هزینههای هرگونه تقابل با آمریکا را به شدت بالا ببرد.
منطق کاسبکارانه در سیاست خارجی | وقتی میز مذاکره با میز معامله یکی میشود
در نگاه جرد کوشنر و استیو ویتکاف، سیاست خارجی چیزی جز مدیریت پورتفوی بزرگی از داراییهای جهانی نیست. این منطق، مفاهیمی مانند حق حاکمیت ملی یا عدالت بینالمللی را به حاشیه میبرد. وقتی میز مذاکره به میز معامله تبدیل میشود، تمام خطقرمزها قابل جابهجایی میشوند و هر ارزشی، برچسب قیمت میخورد. برای این دو چهره، هر بحرانی در منطقه، فرصتی اقتصادی و بزرگ است. از بازسازی غزه با نگاهی به پروژههای گردشگری ساحلی گرفته تا پروژههای بلندپروازانهٔ توسعهٔ شهری در بیابانهای حجاز، همگی تکههای پازلی هستند که قرار است سودآوری شرکتهای چندملیتی را تضمین کنند.
این نگاه باعث میشود که سیاستهای بلندمدت آمریکا تحت تأثیر نوسانات بازار و منافع کوتاهمدت شرکای تجاری قرار بگیرد. در این فضا، حقوق بشر یا دموکراسی تنها عباراتی تزیینی هستند که در صورت لزوم برای رسیدن به معاملهای بهتر، قربانی میشوند. وزارت خارجه در چنین ساختاری، عملاً به دفتر بازاریابی کاخ سفید تبدیل شده و دیپلماتها به بازاریابانی تغییر نقش میدهند که وظیفه دارند مسیر را برای ورود سرمایهگذاران آمریکایی هموار کنند. این رویکرد، مسئولیتپذیری دولتها را از بین برده و روابط بینالملل را به سطحی نازل و مادی تقلیل میدهد که در آن فقط طرفی که پول بیشتری دارد، برنده است.
تغییر نقشه فرهنگی منطقه | تأثیر نفوذ این دو چهره بر سبک زندگی جوانان شیعه و جهان اسلام
نفوذ کوشنر و ویتکاف تنها به قراردادهای تسلیحاتی یا نفتی محدود نمیشود. خطر اصلی در لایههای زیرین این توافقات، یعنی تغییر بنیادین سبک زندگی نهفته است. آنها با بستن قراردادهایی که موجب تغییر فرهنگ و ترویج مصرفگرایی افراطی و مدلهای غربی توسعه، به دنبال ایجاد نسلی جدید در جهان اسلام هستند که دغدغههای هویتی و آرمانی خود را با برندهای لوکس، زندگی دیجیتال و سرگرمیهای پوچ جایگزین کند. این تغییر هویت، بزرگترین ضربهای است که میتواند به پیکرهٔ جوامع مسلمان وارد شود، زیرا جامعهای که آرمان نداشته باشد، به راحتی تحت کنترل در میآید.
جوان شیعه و مسلمان در این نقشهٔ جدید، هدف بمباران رسانهای و اقتصادی قرار میگیرد تا از الگوی مقاومت فاصله گرفته و به مهرهای مصرفکننده در مدار سرمایهداری غربی بدل شود که دغدغهای بیش از لذتهای آنی و فردی ندارد. عادیسازی فرهنگی که در پی پیمان ابراهیم با شدت دنبال میشود، هدفش از بین بردن حساسیتهای دینی نسبت به اشغالگری و ظلم است.
وقتی مراکز خرید مجلل و کنسرتهای بزرگ به جای مساجد و مراکز فکری به نماد پیشرفت تبدیل شوند، عملاً سنگرهای فرهنگی فرو میریزند. این مسیر، هویت اصیل جوامع اسلامی را هدف گرفته است تا با ایجاد دینِ خنثی و سازگار با منافع استکبار، هرگونه پتانسیل تحولخواهی را از بین ببرد. آنها میخواهند اسلام را به مجموعهای از مناسک فردی و بیاثر تبدیل کنند که هیچ تعارضی با منافع شرکتهای بزرگ و سیاستهای صهیونیستی نداشته باشد.
استراتژی تضعیف جبهه مقاومت از طریق مهرههای اقتصادی
باید توجه داشت که کوشنر و ویتکاف به دنبال جنگ نظامی مستقیم و پرهزینه نیستند، چرا که جنگ برای تجارت و ثبات بازار مضر است. استراتژی آنها، منزویسازی جبهه مقاومت از طریق ایجاد حلقههای طلایی اقتصادی پیرامون ایران است. آنها میخواهند با جذب همسایگان ایران به پروژههای وسوسهانگیز مالی، هزینههای همکاری با تهران را به قدری افزایش دهند که کشورها مجبور به انتخاب میان رفاه تحمیلی یا انزوای اقتصادی شوند. این جنگ نرم اقتصادی، به دنبال آن است که ایران را به جزیرهای تنها در میان دریایی از متحدان اقتصادی آمریکا تبدیل کند.
تضعیف جبهه مقاومت در این طرح، با تحریم هوشمند و ارائهٔ جایگزینی جذاب از زندگی مادی دنبال میشود. آنها با معرفی الگوهای موفق وابسته در منطقه، سعی در ایجاد شکاف بین ملتها و دولتهای محور مقاومت دارند. این دو طراح سیاسی، قدرت واقعی ایران را در عمق راهبردی و پیوندهای مردمی آن میبینند و به همین دلیل، تمام توان خود را برای خشک کردن ریشههای اقتصادی و فرهنگی این پیوندها به کار گرفتهاند.
آنها به خوبی میدانند که اگر بتوانند معیشت مردم را به پروژههای تحت کنترل غرب گره بزنند، گام بزرگی برای مهار قدرت منطقهای ایران برداشتهاند. فهم دقیق این بازی نشان میدهد که مقابله با این جریان، نیازمند هوشیاری در میدانهای اقتصادی و رسانهای به اندازهٔ میدانهای نظامی است.
پیشبینی تقابلها و ائتلافها در ۱۴۰۵ | جایگاه ایران در شطرنج جدید کوشنر و ویتکاف
با ورود به سال ۱۴۰۵، تقابل میان مدل پیشرفت وابسته که کوشنر مروج آن است و مدل مقاومت عزتمندانه که ایران بر آن تاکید دارد، به اوج خود خواهد رسید. ویتکاف تلاش خواهد کرد تا ائتلافی از سرمایهداران منطقهای و شرکتهای چندملیتی را علیه منافع اقتصادی ایران بسیج کند. در این شطرنج جدید، هر حرکت اقتصادی ایران، مانند گسترش روابط با شرق در قالب پیمان شانگهای(Shanghai Cooperation Organization) یا تقویت پیوندهای تجاری با همسایگان، به عنوان تهدیدی برای پروژههای تجاری واشینگتن تلقی خواهد شد.
ایران در این سناریوی پیچیده، باید با استفاده از دیپلماسی اقتصادی فعال و تکیه بر ظرفیتهای درونی، اجازه ندهد که انزوای مورد نظر کوشنر و ترامپ محقق شود. شناخت دقیق نقاط ضعف پروژههای ویتکاف، که عمدتاً بر پایهٔ حبابهای مالی، بدهیهای کلان و وابستگی به قیمت انرژی بنا شدهاند، میتواند ابزار مناسبی برای خنثیسازی این نقشهها باشد. سال ۱۴۰۵ سال آزمون بزرگ برای تشخیص درست از غلط در روابط بینالملل خاورمیانه خواهد بود. ایران با تقویت اقتصاد مقاومتی و ایجاد شبکههای تجاری مستقل از دلار، و کنترل تنگه هرمز که شاهراه اقتصادی این کشورها است میتواند این فشارها را به فرصتی برای تثبیت جایگاه خود به عنوان قطب مستقل قدرت در منطقه تبدیل کند.
آیا دیپلماسی دلاری میتواند جایگزین ریشههای هویتی شود؟
در نهایت، سوال اساسی و سرنوشتساز این است که آیا قدرت دلار و نفوذ چهرههایی چون جرد کوشنر و استیو ویتکاف میتواند بر پیوندهای عمیق تاریخی، دینی و هویت ملتهای منطقه غلبه کند؟ تاریخ بارها ثابت کرده است که قراردادهای روی کاغذ، هرچند با ارقام نجومی و پشتوانهٔ قدرتهای بزرگ، در برابر ارادهٔ ملتهایی که هویت خود را در مقاومت و عزت میبینند، پایدار نخواهند بود.
تلاش برای تبدیل خاورمیانه به بازار بزرگ مصرفی و بیهویت، شاید در کوتاهمدت موفقیتهایی ظاهری داشته باشد، اما ریشههای اصیل فرهنگی، سدی محکم در برابر این استحاله ایجاد میکنند. شناخت طراحان این جریان و ابزارهای نفوذ آنها، نخستین و مهمترین قدم برای مقابله با فتنهای است که این بار به جای لباس نظامی، با کتوشلوارهای اتوکشیده و وعدههای فریبندهٔ ثروت به میدان آمده است. بیداری ملتها و تکیه بر آرمانهای اصیل، تنها راه عبور از این گردنهٔ دشوار در سال ۱۴۰۵ است.
منابع برای مطالعه بیشتر
۱. جرد کوشنر
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B1%D8%AF_%DA%A9%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%B1
۲. استیو ویتکاف
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88_%D9%88%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81


دیدگاهتان را بنویسید