تقویت جریان توحیدی راهبرد رهبر شهید برای مقابله با هژمونی نئولیبرالیسم
نویسنده: محمد میرزائی
فهرست مطالب
Toggleگفتمان توحیدی در مقابل گفتمان مادی
در تحلیل تحولات سه دهه اخیر ایران، اگر صرفاً به منازعات سیاسی سطحی بسنده کنیم، تصویری ناقص از واقعیت به دست خواهیم آورد. آنچه در عمق این سالها جریان داشته، نبردی تمامعیار میان دو گفتمان رقیب با مبانی فکری و جهانبینیهای متضاد بوده است: از یک سو «جریان توحیدی-انقلابی» با محوریت عدالت، معنویت و مقاومت، و از سوی دیگر «جریان نئولیبرالیسم» به مثابه نسخه نهایی تمدن مادی و سرمایهداری غرب.
در این میان، آنچه کمتر مورد واکاوی قرار گرفته، نقش راهبردی رهبر شهید انقلاب در تقویت جبهه توحیدی و تبدیل آن از یک جریان حاشیهای با امکانات اندک، به نیرویی تأثیرگذار و صاحب دانش و ادبیات است. این یادداشت میکوشد با نگاهی تحلیلی، ابعاد این راهبرد و ثمرات آن را بررسی کند.
جریان توحیدی که رهبر شهید انقلاب پرچمدار آن بود، صرفاً به معنای التزام به شعائر دینی یا دینداری فردی نیست. این جریان، یک «گفتمان تمدنی» تمامعیار است که بر محوریت خدامحوری در برابر خودبنیادی انسان، عدالتطلبی در برابر انباشت سرمایه، و مقاومت در برابر سلطه استوار است. شاخصههای این گفتمان را میتوان در مفاهیمی چون «مردمسالاری دینی»، «اقتصاد مقاومتی»، «استقلال فرهنگی» و «پیوند اخلاق و سیاست» جستجو کرد.
نئولیبرالیسم، آنگونه که رهبر شهید انقلاب بارها بر آن تأکید داشت، صرفاً یک مکتب اقتصادی با محوریت بازار آزاد نیست. این جریان، یک «سبک زندگی» و «نظام ارزشی» فراگیر است که با ترویج فردگرایی افراطی، مصرفگرایی بیحد و حصر و تقلیل انسان به موجودی صرفاً اقتصادی، در تقابل بنیادین با ارزشهای توحیدی همچون ایثار، همبستگی، قناعت و مسئولیت جمعی قرار دارد. نئولیبرالیسم، نسخه نهایی تمدنی است که خدا را از عرصه حیات اجتماعی انسان حذف کرده است.
آنچه در سه دهه گذشته میان این دو جریان رخ داده، یک منازعه عادلانه و برابر نبوده است. جریان مادی و سکولار، از پشتوانهای عظیم و چندلایه برخوردار بود که آن را به نیرویی قدرتمند در عرصه فرهنگ و اندیشه تبدیل میکرد:
۱. سلطه رسانهای: شبکههای ماهوارهای، سینمای هالیوود، سریالهای شبکههای نمایش خانگی و بعدها فضای مجازی، همگی در خدمت زیبا جلوه دادن سبک زندگی لیبرالی و به حاشیه راندن ارزشهای دینی بودند. این رسانهها با تزریق تدریجی مفاهیمی چون لذتطلبی بیمرز و فردگرایی افراطی، ذائقه فرهنگی جامعه را هدف گرفته بودند.
۲. پشتوانه علمی: دانشگاهها و مراکز علمی کشور، دههها تحت سیطره علوم انسانی سکولار بودند. کتب مدیریت، روانشناسی، جامعهشناسی و اقتصاد با رویکردی کاملاً غربی ترجمه و تدریس میشد و دانشآموختگان، ناخودآگاه با این جهانبینی تربیت مییافتند.
۳. پشتیبانی لجستیک و مالی: شرکتهای چندملیتی، برندهای تجاری و نهادهای بینالمللی، با ایجاد وابستگی اقتصادی و ترویج فرهنگ مصرف، جریان مادی را تقویت میکردند. نفوذ اقتصادی، راهی برای نفوذ فرهنگی بود.
در مقابل، جریان توحیدی در ابتدای این مسیر، مراحل ابتدایی رشد خود را طی میکرد. با کمبود نظریهپردازان دینی در عرصه علوم انسانی مواجه بود، از ادبیات غنی برای پاسخ به شبهات جدید بیبهره بود، و شمار نیروهای متخصص و متعهدی که بتوانند در تراز انقلاب اسلامی وارد میدان شوند، محدود بود.
اقدامات راهبردی رهبر شهید
در چنین شرایط نابرابری، رهبر شهید انقلاب با درکی عمیق از ماهیت جنگ نرم، راهبردی جامع برای تقویت جریان توحیدی طراحی و اجرا کرد. این راهبرد را میتوان در سه محور اصلی تحلیل کرد:
۱. راهبرد تولید دانش و ادبیات
امام شهید به خوبی میدانست که ماندگاری یک جریان فکری، بدون تولید دانش و ادبیات غنی ممکن نیست. از این رو:
از تأسیس مراکز تحقیقاتی و پژوهشی با رویکرد اسلامی حمایت کرد.
بر ضرورت تولید علوم انسانی اسلامی و بومیسازی علوم تأکید ورزید.
از اندیشمندانی که در این مسیر قلم میزدند و نظریهپردازی میکردند، پشتیبانی فکری و معنوی به عمل آورد.
تولید ادبیات دینی متناسب با نیازهای روز را یکی از اولویتهای جریان توحیدی قرار داد.
۲ . راهبرد تربیت نیروی انسانی
رهبر شهید، نیروی انسانی متعهد و متخصص را مهمترین سرمایه جریان توحیدی میدانست. از این رو:
نسل جوان و به ویژه دانشجویان را به عنوان «افسران جنگ نرم» مورد توجه ویژه قرار داد.
زمینه تشکیل شبکههای نخبگانی توحیدی در دانشگاهها و حوزههای علمیه را فراهم آورد.
بر پرورش مدیرانی تأکید کرد که هم «متعهد» به آرمانهای انقلاب باشند و هم «متخصص» در حوزه مسئولیت خود.
ایجاد پیوند میان حوزه و دانشگاه را برای تربیت نیروهای چندبعدی دنبال کرد.
۳. راهبرد گفتمانسازی و مرزبندی
رهبر فقید با بهرهگیری از سخنرانیهای روشنگرانه و پیامهای راهبردی خود:
مرزبندی شفافی میان دو گفتمان توحیدی و لیبرالی ایجاد کرد تا بدفهمیها کاهش یابد.
با حمایت از رسانههای انقلابی، بستری برای انعکاس صدای جریان توحیدی فراهم ساخت.
با افشای ماهیت واقعی نئولیبرالیسم، جامعه را نسبت به این جریان هوشیار کرد.
توانست با گفتمانسازی مؤثر، جریان توحیدی را از حالت تدافعی به حالت تهاجمی فرهنگی تبدیل کند.
ثمرات اقدامات راهبردی
هنر رهبر شهید انقلاب در آن بود که با وجود محدودیتها و در شرایط نابرابر، توانست جریان توحیدی را به مرحلهای از بلوغ برساند که ثمرات آن امروز قابل مشاهده است:
در عرصه علمی: پیشرفتهای خیرهکننده در حوزههای هستهای، نانو، سلولهای بنیادی و هوافضا توسط دانشمندان متعهدی رقم خورد که با اتکا به توان داخلی و با الهام از ارزشهای توحیدی، مرزهای دانش را جابجا کردند. همچنین ادبیات غنیتری در حوزه علوم انسانی اسلامی تولید میشود.
در عرصه فرهنگی: موج بیداری اسلامی در منطقه، که رهبر شهید انقلاب آن را «بهار اسلامی» نامید، نشان داد گفتمان انقلاب اسلامی فراتر از مرزها نفوذ کرده و الهامبخش ملتهای مسلمان شده است.
در عرصه اجتماعی: حضور میلیونی مردم در راهپیماییها، مراسم مذهبی و صحنههای انقلابی، نشانه حیات و پویایی جریان توحیدی در متن جامعه است.
آنچه رهبر شهید انقلاب در سه دهه رهبری خود به یادگار گذاشت، صرفاً مجموعهای از اقدامات مدیریتی نبود، بلکه یک «الگوی راهبردی» برای تداوم مسیر انقلاب اسلامی بود. الگویی که نشان میدهد در جنگ نابرابر تمدنها، میتوان با اتکا به ایمان، عقلانیت و تربیت نیروی انسانی، جریان حق را به پیش برد.
امروز، جریان توحیدی اگرچه همچنان در نبردی نابرابر با امپراتوری رسانهای و مالی لیبرالیسم قرار دارد، اما نسبت به سه دهه پیش، از دانش، ادبیات، نیروی انسانی و تجربه بیشتری برخوردار است. این، دستاورد کوچکی نیست.
رهبر شهید انقلاب، میراثدار تفکری بود که عدالت و معنویت را درآمیخته بود و میدانست که حیات طیبه بشری در گرو غلبه گفتمان توحید بر خودبنیادی انسان مدرن است. اکنون، ادامه این راه و تکمیل این جهاد علمی و فرهنگی، بر دوش جوانان و نخبگان جریان توحیدی است.
دیدگاهتان را بنویسید