تحلیل جامع تحولات منطقه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ | انهدام شریانهای حیاتی رژیم صهیونیستی از بنگوریون تا یگان ۸۲۰۰
گزارشی که در ادامه میآید، روایتی جامع از تحولات منطقه مورخ 20 اسفند 1404 است نمایانگر فروپاشی هژمونی نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در پی حملات ترکیبی، دقیق و بیامان جبهه مقاومت است؛ نبردی همهجانبه که از انهدام پایگاههای راهبردی و مختلسازی شبکههای پدافندی تا انسداد شریانهای اقتصادی و تسخیر فضای سایبری را در بر گرفته و پایانی قطعی بر دههها یکهتازی محور استکبار در منطقه کشیده است.
فهرست مطالب
Toggleحضور در میدان نبرد همچنان با بالستیکهای سنگین
موج سی و ششم و سی و هفتم عملیات وعده صادق ۴ با ورود مستقیم نیروی هوافضای سپاه پاسداران به معرکه و به دست گرفتن ابتکار عمل در هدف قرار دادن پایگاههای تروریستهای آمریکایی، معادلات میدانی را دستخوش تغییرات کرده است.
تا پیش از این مقطع، بار اصلی حملات پهپادی و موشکی بر عهده نیروی دریایی سپاه و نیروهای ارتش قرار داشت، اما استفاده از موشکهای بالستیک سنگین با سر جنگی بالای یک تن، سطح برخورد را به بالاترین حد ممکن ارتقا داده است.
این موشکها با انرژی جنبشی عظیم و حجم مواد منفجره بالا، هر نقطهای را که هدف قرار دهند، با خاک یکسان میکنند. پایگاههای مستحکم و حفاظتشده آمریکایی در خلیج فارس، از جمله پایگاه پنجم دریایی آمریکا در بحرین (دیلمون)، پایگاههای العدید در قطر، العدیری در کویت و الحریر در اقلیم کردستان عراق، زیر آتش پرحجم این تسلیحات مخرب قرار گرفته و تاسیسات عملیاتی آنها آسیبهای جدی دیده است.
شلیک موشکهای کلاس «قدر»، «خیبرشکن» و «عماد»، نشاندهندۀ اراده قطعی برای محو حضور نظامی ایالات متحده در منطقه است. دستاوردهای هفتاد ساله تروریستهای آمریکایی در ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی در خاورمیانه، در کمتر از یازده روز دود شده و به هوا رفته است.
هیچ نقطه امنی برای نظامیان اشغالگر باقی نمانده و مقامات واشنگتن، به جای لفاظیهای رسانهای، باید با چشمان خود نابودی پایگاههایشان را نظاره کنند.
اختلال در شریانهای لجستیکی و هوایی آمریکا در کشورهای عربی
گسترش دایره اهداف به پایگاههای شاهزاده سلطان در عربستان سعودی و پایگاههای موفق السلطی و الازرق در اردن، یک تاکتیک نظامی برای قطع شریانهای پشتیبانی و لجستیکی دشمن است.
پایگاه شاهزاده سلطان به عنوان مرکز اصلی استقرار هواپیماهای شناسایی، رادارهای پرنده (آواکس) و سوخترسانهای نیروی هوایی تروریستی آمریکا عمل میکند.
انهدام این پایگاه با موشکهای سنگین زمین به زمین، به معنای کور شدن چشمان اطلاعاتی دشمن و قطع توانایی سوختگیری هوایی جنگندههای آنهاست.
ادعاهای مقامات سعودی مبنی بر رهگیری برخی از این موشکها، یک بلوف رسانهای و فاقد هرگونه ارزش نظامی است، زیرا شدت انفجارها و حجم آتش در این پایگاهها به حدی است که تمام سامانههای پدافندی موجود را دچار اختلال کرده است.
در اردن نیز، پایگاههای موفق السلطی و الازرق که محل تجمع پرندههای متجاوز هستند زیر آتش مداوم قرار گرفتهاند. هیچگونه تساهلی در نابودی این پایگاهها پذیرفته نیست و این مراکز باید همانند پایگاههای العدید، الظفره و شیخ علی سالم در کویت، به صورت مستمر شخم زده شوند.
دولتهای میزبان این پایگاهها، از جمله دولت خائن اردن، تاوان سنگینی برای پناه دادن به تروریستهای آمریکایی پرداخت خواهند کرد. کوبیده شدن این مراکز با موشکهای سنگین، توان عملیاتی ناوگان هوایی آمریکا را کاهش داده و پرواز هرگونه جنگنده یا پهپاد شناسایی از این مبادی را غیرممکن ساخته است.
ناکارآمدی پدافند چندلایه صهیونیستی و آمریکایی
یکی از مهمترین ابعاد علمی و تخصصی این حملات، اثبات ناتوانی و شکست قطعی پیشرفتهترین سامانههای پدافندی غربی است. در فیلمهای معدودی که از زیر تیغ سانسور شدید رژیم صهیونیستی به بیرون درز کرده، لحظه اصابت موشک خیبرشکن به مرکز تلآویو (یافای اشغالی) به وضوح نشان میدهد که موشک پیش از اصابت، مسیر خود را تصحیح کرده و با مانورهای پیچیده، سامانههای رهگیر را فریب میدهد.
شلیک دو تیر موشک از سامانه «فلاخن داوود» که ادعا میشد پیشرفتهترین سپر دفاعی در برابر موشکهای بالستیک تاکتیکی است، از روی استیصال کامل انجام شده و این رهگیرها هیچ شانسی برای نزدیک شدن به کلاهک گداخته و رادارگریز موشک ایرانی نداشتهاند.
سرعت خیرهکننده موشک در فاز نهایی (ترمینال) به حدی است که زمان واکنش سیستمهای پردازشگر پدافندی را سلب میکند. موج انفجار این موشکها به قدری عظیم است که در فاصله سه کیلومتری نیز ارتعاشات سنگین آن با تمام وجود حس میشود.
در بحرین نیز، شلیک حداقل پنج تیر موشک سنگین به پایگاه ناوگان پنجم دریایی آمریکا، بخشهای فعال این پایگاه را برای همیشه از مدار خارج کرد.
عدم وجود هیچگونه واکنش موفق پدافندی در این پایگاهها ثابت میکند که هژمونی دفاع موشکی آمریکا یک توهم تبلیغاتی بیش نبوده و موشکها و پهپادهای تهاجمی با نهایت قدرت، اهداف تعیینشده را پودر میکنند.
پیش از این چقدر سالها در رسانهها شاهد این گندهگوییهای بیخود بودیم، تازگی هم که میگفتند سامانۀ پدافندی لیزری فعال کردهاند که با کمترین قیمت میتواند موشکها را رهگیری کند، اما حال واقعیت ماجرا چیز دیگری را بیان میکند.
تاکتیک کلاهکهای چندگانه و خوشهای در اشباع پدافند دشمن
استفاده از سر جنگی چند کلاهکه ( با نام تخصصی MIRV) و موشکهای مجهز به ریزمهمات خوشهای در موشکهای خرمشهر و خیبر، یک شاهکار مهندسی نظامی است که سیستمهای دفاعی دشمن را دچار اختلال پردازشی کرده است.
شبکههای خبری خارجی مانند سیانان ترک، به دلیل عدم شناخت تخصصی از این تکنولوژی، جدا شدن کلاهکها و پخش شدن ریزمهمات را به اشتباه به عنوان رهگیری و تبدیل موشک به ترکشهای بزرگ تفسیر کردهاند.
این در حالی است که این عملکرد دقیق سیستم رهاسازی کلاهکهای بارانی است که پیش از رسیدن به هدف، دهها یا صدها بمبلت مخرب را روی محوطه وسیعی از پایگاههای نظامی پخش میکند.
این تاکتیک برای نابودی باندهای پروازی، آشیانههای جنگندهها، مخازن سوخت و سایتهای راداری طراحی شده است. وقتی یک موشک خرمشهر با سر جنگی چند کلاهکه بر فراز پایگاهی مانند بئیر یعکوف در قلب تلآویو یا فرودگاههای نظامی در اربیل میرسد، بارانی از آتش را ایجاد میکند که هیچ سامانه پدافندی در جهان قادر به رهگیری همزمان تمامی این پرتابهها نیست.
این تکنولوژی پیشرفته، به زودی باید در فرودگاههای کشورهایی که به آمریکا پایگاه دادهاند، مانند دبی و ابوظبی نیز مورد استفاده قرار گیرد تا طعم واقعی آتش کلاهکهای بارانی را بچشند.
انهدام پایگاه هوایی بنگوریون و زمینگیر شدن نیروی هوایی رژیم
تمرکز آتش بر قدس غربی و به صورت ویژه، پایگاه هوایی بنگوریون بر اساس یک دکترین نظامی هوشمندانه صورت گرفته است. هدف اصلی از این حملات، از بین بردن توانایی سوخترسانی، تسلیح و پشتیبانی لجستیکی جنگندههای رژیم صهیونیستی است.
یک جنگنده بدون سوخت و باند پروازی سالم، قطعهای آهنپاره بیش نیست. اصابت موشکهای سنگین به مخازن سوخت هوایی (با نام تخصصی Jet A-1) باندهای اصلی و تقاطعهای پروازی در پایگاه بنگوریون، این شریان حیاتی را قطع کرده است.
این حملات باید تا جایی ادامه یابد که دشمن توان عملیاتی خود را به صورت مطلق از دست بدهد و هیچ هواگردی قادر به برخاستن از این پایگاهها نباشد.
زمینگیر کردن ناوگان هوایی رژیم صهیونیستی، مهمترین گام برای پایان دادن به حملات هوایی آنها و کور کردن بازوی تهاجمی این رژیم نامشروع است.
زمانی که پایگاههای هوایی توانایی عملیاتی خود را از دست بدهند، رژیم اشغالگر در محاصره کامل زمینی و موشکی قرار گرفته و هیچ راه فراری نخواهد داشت.
اعترافات درونی مقامات آمریکایی و وضعیت بغرنج روانی دشمن
صحبتهای محرمانه سناتور کریس مورفی، دموکرات آمریکایی، پس از یک جلسه توجیهی پشت درهای بسته، پرده از حقایق هولناکی برای جبهه استکبار برمیدارد.
اعتراف صریح او مبنی بر اینکه جنگ کاملاً آشفته و فاقد انسجام است و آمریکا به هیچیک از اهداف اعلامشدهاش نخواهد رسید، نشاندهنده بنبست استراتژیک واشنگتن در منطقه است.
اعتراف به عدم توانایی در نابودی تأسیسات هستهای زیرزمینی و فاجعهبار بودن هرگونه حمله زمینی، ثابت میکند که ژنرالهای متوهم آمریکایی به خوبی از ناتوانی نظامی خود آگاه هستند.
تفاوت فاحش میان پروپاگاندای رسانههای مزدور و حقایق میدانی در اینجا مشخص میشود. در حالی که رسانههای جیرهخوار با اخبار دیکتهشده از سوی موساد سعی در وارونه جلوه دادن حقایق دارند، در اتاقهای فکر و جلسات محرمانه پنتاگون و کنگره، وحشت و ناامیدی موج میزند.
تلفات سنگین، خسارات غیرقابل جبران به پایگاهها و انهدام پیشرفتهترین رادارهای آمریکایی، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که به دنبال راهی برای پایان دادن به این باتلاق است اما شدت ضربات وارد شده اجازۀ هیچگونه عقبنشینی آبرومندانهای را به آنها نخواهد داد.
جنگ روانی، ارسال پیامکهای هشدار و تنگ کردن عرصه برای جامعۀ صهیونیستی
ارسال پیامکهای هشدار به دهها هزار شهرکنشین چندملیتی در اراضی اشغالی، یک عملیات روانی سایبری در کنار عملیات سخت نظامی است که پایههای اجتماعی رژیم را متزلزل کرده است.
متن این پیامها مبنی بر اینکه «آخرین سیستمهای رادار آمریکایی در منطقه نابود شدهاند، رهبران دولت شما دروغ میگویند و هیچ پناهگاهی امنیت شما را تضمین نمیکند»، دقیقاً منطبق بر واقعیتهای میدانی است.
دستگاه سانسور نظامی رژیم صهیونیستی با تمام توان تلاش میکند تا ابعاد تخریب را پنهان کند، اما شنیده شدن صدای آژیرهای خطر در ۲۰۰ تا ۳۰۰ نقطه مختلف تنها برای شلیک یک موشک، نشاندهنده وحشت و سراسیمگی سیستم هشدار زودهنگام آنهاست.
صهیونیستها که تا دیروز با تکبر مدعی نابودی توان موشکی و لانچرهای پرتاب بودند و ادعا میکردند با بمبافکنهای B-2 شهرهای موشکی را هدف قرار دادهاند، اکنون مانند موش در پناهگاهها خزیدهاند.
این فروپاشی روانی، مقدمه فروپاشی نهایی رژیم است و شهرکنشینان بیهویت به خوبی درک کردهاند که این سرزمین دیگر جای ماندن نیست.
سانسور نظامی؛ آخرین حربه رژیم برای پنهان کردن شکست
سازمان سانسور رژیم صهیونیستی دستورات اکیدی به تمام کانالهای تلگرامی و رسانههای داخلی برای ممنوعیت مطلق انتشار تصاویر اصابت موشکها و میزان تخریبها صادر کرده است.
پیگرد حقوقی و بازداشت شهروندانی که از لحظه انفجارها فیلمبرداری میکنند، نشاندهندۀ عمق فاجعهای است که در پایگاههای نظامی و مراکز استراتژیک رخ داده است.
دشمن با پنهان کردن محل اصابت، زمان دقیق برخورد و تلفات انسانی، سعی دارد در یک عملیات فریب، ادعا کند که قدرت آتش کاهش یافته است.
اما در ویدیوهای معدود منتشر شده، به وضوح صدای انفجارهای پیاپی در یک محدوده کوچک شنیده میشود که نشاندهنده اصابت دقیق حداقل چهار موشک به یک هدف واحد است.
رژیم تنها یک نقطه اصابت را به عنوان خطای محاسباتی پوشش میدهد و بقیه را سانسور میکند. این سیاست در کشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکایی مانند عربستان و امارات نیز با شدت بیشتری پیگیری میشود تا از شکلگیری موج وحشت در میان نیروهای نظامی و شهروندان جلوگیری شود.
نقش موشکهای سوخت مایع کلاس «قدر» در عملیاتهای دورایستا
شلیک انبوه موشکهای سوخت مایع کلاس «قدر» در این عملیات، حامل پیامهای فنی و تاکتیکی بسیار مهمی است. این موشکها که با برد ۱۷۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر، در دو دهه گذشته به صورت مستمر ارتقا یافتهاند، اکنون به انواع کلاهکهای هوشمند مجهز شدهاند.
استفاده از سوخت مایع در این موشکها، امکان کنترل دقیق رانش و تنظیم دقیق زمان خاموش شدن موتور را فراهم میکند که این امر، دقت اصابت را به شکل خیرهکنندهای افزایش میدهد.
کلاهک این موشکها بر اساس نوع هدف (مراکز بتنی، آشیانهها، رادارها) انتخاب و نصب میشود. حضور پرتعداد موشکهای قدر در کنار موشکهای عماد، یک چتر آتش سهمگین و توقفناپذیر را روی تمام نقاط جغرافیایی اراضی اشغالی و پایگاههای آمریکایی در شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری ایجاد کرده است.
حجم آتش و قدرت تخریب این کلاهکها به گونهای است که جغرافیای مناطق هدف قرار گرفته را به صورت کامل تغییر میدهد و هیچ نیروی مهندسی رزمی قادر به بازسازی سریع این تأسیسات نخواهد بود.
پایان هژمونی هوایی صلیبی-یهودی در آسمان منطقه
این عملیاتهای کوبنده، مقدمهای قطعی برای پایان دادن به حضور آزادانه هواگردهای دشمن در آسمان منطقه است. زمانی که تمام فرودگاههای مبدأ، باندهای پروازی، رادارهای کنترل تقرب و مخازن سوخت در پایگاههای آمریکایی در بحرین، کویت، قطر، امارات و عربستان به همراه پایگاههای هوایی رژیم صهیونیستی زیر آتش موشکهای سنگین نابود شوند، توانایی برخاستن و انجام عملیات برای جنگندههای تروریستهای صلیبی و یهودی به صفر میرسد.
این یک استراتژی علمی و دقیق برای خلع سلاح هوایی دشمن از روی زمین است. فلج کردن نیروی هوایی به عنوان اصلیترین بازوی قدرت نظامی غرب، توازن قوا را به صورت مطلق تغییر داده است.
دشمنی که با بمباران وحشیانه مناطق مسکونی، بیمارستانها و مدارس در غزه و لبنان قدرتنمایی میکرد، اکنون در برابر رگبار موشکهای بالستیک ایرانی کاملاً مفلوک شده است.
این تقاص قطعی خونهای ریخته شده است و ضربات موشکی با چنان شدتی ادامه خواهد یافت که دشمن توان هیچگونه اقدام متقابلی را نداشته باشد و در میان شعلههای آتش پایگاههای نظامی خود مدفون گردد.
شبهای عملیات موشکی، کابوس ابدی برای سیستم نظامی و اطلاعاتی غرب رقم زده است، کابوسی که در آن هیچ سپر دفاعی، هیچ رادار هشدار زودهنگام و هیچ پناهگاه زیرزمینی توان مقاومت در برابر سر جنگی یک تنی و موشکهای مافوق صوت را ندارد.
آتش این انتقام تا زمان پاکسازی کامل منطقه از لوث وجود نظامیان اشغالگر و صهیونیستهای تروریست زبانه خواهد کشید.
فلج شدن شبکههای پدافندی و سیطره مطلق آتشبارها در عمق اراضی اشغالی
عملیاتهای پی در پی و کوبنده در قالب امواج سی و هشتم و سی و نهم وعده صادق 4 در روز 20 اسفند 1404 انجام شد. در این عملیات شاهد شلیک هماهنگ و انبوه موشکهای بالستیک سنگین از جمله موشکهای خرمشهر با سر جنگی 1.5 تا 2 تن، نقاط اتکای دفاعی دشمن را در اراضی اشغالی از کار انداخته است.
گستره جغرافیایی این حملات که از شمال در نتانیا، صفد و اطراف دریاچه طبریه تا مرکز در تلآویو، منطقه گوشدان و قدس غربی را در بر میگیرد، اثبات میکند که هیچ نقطهای از سرزمینهای اشغالی دیگر دارای حریم امن هوایی نیست.
اصابت دقیق این پرتابههای سنگین که پس از برخورد هیچ اثری جز خاکستر به جای نمیگذارند، نشاندهنده دقت بینظیر و قدرت مهلک تسلیحات به کار گرفته شده است.
در یک اقدام کاملا هماهنگ و در یک زمانبندی دقیق، پایگاههای حیاتی و شریانهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفتهاند.
انهدام سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان) و یگان 8200 ضربهای جبرانناپذیر به توانایی جمعآوری سیگنالهای اطلاعاتی، رهگیری ارتباطات دیجیتال و عملیاتهای سایبری تهاجمی دشمن وارد کرده است.
یگان 8200 اسرائیل که به عنوان چشم و گوش الکترونیک رژیم شناخته میشد، اکنون قابلیتهای عملیاتی خود را به طور کامل از دست داده است.
همزمان، هدف قرار گرفتن ساختمان ستاد زیردریاییهای پایگاه دریایی حیفا، توانایی واکنش و بقای نیروی دریایی این رژیم را در دریای مدیترانه به شدت مختل کرده است.
از سوی دیگر، انهدام رادار استراتژیک گرین پاین (Green Pine) یک نقطه عطف تاکتیکی در این نبرد محسوب میشود. این سیستم راداری که پایه اصلی دفاع ضد موشکی رژیم صهیونیستی به شمار میرفت، با دریافت ضربات دقیق از مدار عملیاتی خارج شده است.
نابودی این رادار، آسمان اراضی اشغالی را به طور کامل در برابر بارش مستمر پرتابههای سنگین و پهپادهای تهاجمی بیدفاع کرده است. در کنار این حملات از مبدأ ایران، مقاومت اسلامی لبنان نیز با شلیک دقیق موشکهای تاکتیکی به پایگاه الرمله در جنوب شرق تلآویو، یک حلقه محاصره آتشین و چندوجهی را به دور اراضی اشغالی کشیده است که هیچ سامانه رهگیری توان مقابله با این حجم از آتش متقاطع را ندارد.
انهدام پایگاههای فرماندهی آمریکا و تلفات سنگین نیروهای متجاوز در خلیج فارس
نیروهای متجاوز آمریکایی در سراسر منطقه غرب آسیا در یک بنبست مرگبار گرفتار شدهاند و پایگاههای آنها یکی پس از دیگری در حال سوختن است.
مقاومت اسلامی عراق با ثبت رکوردی بینظیر، تنها در 24ساعت 31عملیات موفق را به انجام رسانده و در طول 12روز نبرد، با اجرای 291عملیات و شلیک بیش از 700پرتابه سنگین و پهپاد، تأسیسات راهبردی و زیربنایی آمریکا در عراق و منطقه را منهدم کرده است.
در یکی از این حملات کوبنده، حداقل 13تن از مزدوران نظامی به هلاکت رسیدهاند که نشاندهندۀ اشراف اطلاعاتی بر محل تجمع و استقرار نیروهای متخاصم است.
تمرکز حملات بر پایگاههای مستقر در کویت، تلفات بیسابقهای را بر ارتش آمریکا تحمیل کرده است. اصابت موشکهای سنگین با کلاهکهای 1800کیلوگرمی به پایگاه بالگردی العدیری، کمپ پاتریوت و پایگاههای دریایی و هوایی محمد الاحمد و علی السالم، منجر به تار و مار شدن سربازان آمریکایی و انتقال بیش از 100 زخمی و موجگرفته به بیمارستانهای الجابر و المبارک کویت شده است.
این حجم از تلفات انسانی و انهدام تجهیزات در سولهها و مراکز اسکان، ثابت میکند که پنهان شدن ارتش آمریکا در پشت مرزهای کشورهای عربی همسایه، دیگر هیچ تضمینی برای حفظ جان نیروهای آنها فراهم نمیکند و راهبرد استفاده از این کشورها به عنوان سپر انسانی کاملا شکست خورده است.
در بحرین نیز ضربات مهلکی بر پیکره نیروهای متجاوز وارد شده است. شریانهای زیرساختی پایگاه آمریکاییها در بندر مینا سلمان که مرکز ناوگان پنجم دریایی محسوب میشود، به همراه سامانه کلیدی لیدز به طور کامل منهدم شدهاند.
اوج تسلط اطلاعاتی نیروهای مسلح ایران در هدف قرار دادن یک خانه امن متعلق به رژیم آل خلیفه در جزیره منامه به اثبات رسید. در این حمله دقیق، جمعی از مقامات ارشد نظامی و جاسوسی آمریکا که در این مکان مخفی شده بودند، به طور کامل به هلاکت رسیدند.
انسداد شریانهای انرژی و اعمال محاصره قطعی دریایی در تنگه هرمز
سیطره کامل نیروهای مسلح ایران بر تنگه هرمز، جریان انتقال انرژی برای کشورهای متخاصم را به طور کامل قطع کرده است. راهبرد جدید و قاطعانه مبتنی بر این اصل است که حتی یک لیتر نفت به نفع آمریکا، رژیم صهیونیستی و شرکای آنها از این آبراه استراتژیک عبور نخواهد کرد.
نیروهای مسلح با در دست داشتن ابتکار عمل مطلق، نیازی به اعلام رسمی بستن تنگه هرمز ندارند، بلکه با اعمال یک محاصره هوشمند و هدفمند، هر شناور یا محموله نفتی متعلق به جبهه متخاصم را به عنوان یک هدف مشروع و قطعی مورد اصابت قرار میدهند.
هدف قرار گرفتن کشتی باری تایلندی Mayuree Naree در تنگه هرمز و ایجاد حفره و آتشسوزی در قسمت عقب آن، به همراه حمله به سه کشتی تجاری دیگر در این منطقه حیاتی، پیام روشنی برای تمام خطوط کشتیرانی بینالمللی ارسال کرده است.
این پیام عبارت است از اینکه هرگونه تلاش برای شکستن این محاصره هوشمند یا خدماترسانی به بلوک متخاصم، با واکنش سریع، خردکننده و بدون اغماض مواجه خواهد شد.
سوختن کشتیها در باریکترین قسمت تنگه، تجلی عملی این واقعیت است که هیچ نیروی دریایی خارجی توان تامین امنیت برای شناورهای متخلف را ندارد.
این اعمال قدرت در عرصه دریا، تبعات اقتصادی سهمگینی برای کشورهای غربی به همراه دارد. هشدار صریح مبنی بر اینکه بازارهای جهانی باید منتظر نفت بشکهای 200دلار باشند، یک واقعیت میدانی است که از ناامنی ایجاد شده توسط خود آمریکا و رژیم صهیونیستی نشات میگیرد.
تلاشهای بلوک غرب برای پایین آوردن قیمت انرژی با تنفس مصنوعی و دستکاری بازارهای مالی، در برابر اراده میدانی و کنترل فیزیکی شریانهای انرژی کاملا بیاثر است.
فروپاشی محیط امنیتی کشورهای میزبان، فرار سرمایهها و تعطیلی خطوط هوایی
استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از خاک کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان پایگاههای نظامی، امنیت این دولتشهرها را نابود کرده و اقتصاد مبتنی بر سرمایهگذاری خارجی آنها را در مسیر فروپاشی قرار داده است.
دبی، به عنوان یکی از شریانهای اقتصادی امارات، شاهد بزرگترین برنامه خروج و تخلیه تاریخ خود است. هشدار صریح حمله، فرودگاه بینالمللی دبی را به صحنه فرار سراسیمه مسافران و استقرار هواپیماهای پهنپیکر برای تخلیه فوری منطقه مبدل ساخته است. همزمان، انفجارهای سنگین در دبی و دوحه، توهم امنیت در این مناطق را به طور کامل از بین برده است.
در شرق عربستان نیز وضعیت به همین منوال است. شنیده شدن صدای انفجارهای سهمگین در بندر دمام و غیرعملیاتی شدن فرودگاه این شهر، نشان از گسترش دامنه آتش به تمامی پایگاههای پشتیبانی دشمن دارد.
پروازهای ورودی به این مناطق در آسمان سرگردان شده و به دنبال یافتن مسیرهای جایگزین برای فرار از منطقه خطر هستند. این فلجسازی زیرساختهای حمل و نقل، ضربۀ مهلکی بر اقتصاد لجستیک و تجارت کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی وارد آورده است.
در بخش مالی و بانکی، خروج سراسیمه مؤسسات مالی بینالمللی آغاز شده است. بانک استاندارد چارتر تمامی کارمندان خود را از دبی خارج کرده و بانک HSBC نیز تمامی دفاتر خود در قطر و سطح منطقه را تعطیل کرده است.
این فرار سرمایه و نیروی انسانی، نتیجۀ مستقیم هشدارهای قاطع مبنی بر هدف قرار گرفتن مؤسسات حامی اقتصاد استعماری است. تهدید قریبالوقوع علیه مقر بانک گلدمن ساکس در منطقه دیپلماتیک دوحه تأیید میکند که هیچ نهاد مالی وابسته به لابیهای صهیونیستی در منطقه از تیررس حملات در امان نخواهد بود و اکوسیستم اقتصادی کشورهای میزبان در حال نابودی کامل است.
تسخیر فضای سایبری و انهدام شبکههای پنهان صهیونیسم جهانی
جبهه نبرد تنها محدود به عرصههای فیزیکی و نظامی نیست، بلکه فضای سایبری نیز به صحنه سیطره نیروهای مقاومت بدل گشته.
عملیات بینظیر و گسترده گروه سایبری حنظله علیه شرکت استرایکر(Stryker Corporation) یک ضربه بنیادین به شبکههای پشتیبانی و لابیهای جهانی صهیونیسم وارد آورده است.
در این عملیات سایبری عظیم، بیش از 200,000 سیستم، سرور و دستگاه موبایل به طور کامل پاکسازی شده و بیش از 50ترابایت داده حیاتی و به شدت محرمانه استخراج شده است.
این شرکت که ریشههای عمیقی در شبکههای صهیونیستی دارد و به عنوان حلقه مرکزی در زنجیره رسواییهای بینالمللی شناخته میشود، اکنون با تعطیلی اجباری دفاتر خود در 79کشور جهان روبرو شده است.
افشای اطلاعات طبقهبندی شده این شبکههای فاسد و قرار دادن آنها در اختیار افکار عمومی جهان، یک سلاح قدرتمند برای نابودی اعتبار و قدرت پنهان این لابیها به شمار میرود. این اقدام نشان میدهد که حصارهای امنیتی دیجیتال بلوک غرب کاملا نفوذپذیر و شکننده هستند.
پیام این عملیات سایبری بسیار روشن است؛ دوران ضربه زدن و گریختن در فضای مجازی به پایان رسیده است. هرگونه تحرک سایبری یا طراحی حمله علیه زیرساختهای جبهه مقاومت با پاسخی در مقیاس جهانی و با قدرت تخریب بالا در پایگاههای داده دشمن مواجه خواهد شد.
این تسلط اطلاعاتی و سایبری، در کنار قدرت آتش در میدان نبرد فیزیکی، محاصرهای را علیه دشمن رقم زده است.
تحمیل معادلات نوین نبرد و پایان دوران انفعال در برابر جبهه متخاصم
تمامی این تحولات میدانی، از شلیک 21فروند پهپاد آرش 1و 2 در زمان 35ثانیه تا شلیک موشکهای بالستیک، نشان از یک اراده پولادین برای تغییر نهایی معادلات منطقه دارد.
ادعاهای مقامات نظامی آمریکا و فرماندهی سنتکام مبنی بر کاهش توان موشکی و پهپادی ایران و نابودی پایگاههای پرتاب، دروغی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای سنگین اطلاعاتی و عملیاتی آنها است.
بارش بیوقفه موشکهای سنگین بر سر پایگاههای آمریکایی در پایگاه پنجم، العدید و شیخ علی سالم، بطلان این ادعاهای مضحک را ثابت میکند.
دشمنی که تا دیروز از انهدام 5500هدف سخن میگفت، اکنون نیروهایش دچار موجگرفتگی شده و در جستجوی پناهگاههای زیرزمینی هستند.
سیاست ضربه متقابل و انفعال منقضی شده و استراتژی جدید، وارد آوردن ضربات پیدرپی، کوبنده و بدون توقف تا زمان پشیمانی کامل و تسلیم بیقید و شرط دشمن است.
خون فرماندهان شهید، پرسنل نظامی ناو دنا و غیرنظامیان بیگناه، عزم نیروهای مسلح را برای ریشهکن کردن حضور نظامی بلوک غرب در منطقه جزم کرده است. ارتش بزدل آمریکا و رژیم صهیونیستی هیچ فرصتی برای ترمیم، بازسازی و تجدید قوا نخواهند یافت.
این نبرد تنها زمانی به پایان خواهد رسید که سایه جنگ و تهدید به طور کامل از سر منطقه برداشته شود و دشمن متجاوز با زانو زدن در برابر این قدرت آتش، به شکست تاریخی خود اعتراف کند.
قرارگاههای عملیاتی مستقر با در اختیار داشتن زرادخانههایی مملو از تجهیزات تهاجمی، هرگونه تحرک ناوها و یگانهای رزمی دشمن را رصد کرده و با کوچکترین پیشروی، آنها را وادار به عقبنشینی خفتبار میکنند.
انهدام شریانهای لجستیک دریایی و پایگاههای پشتیبانی
بندر اقیانوسی صلاله در جنوبیترین نقطه عمان و در مجاورت مرزهای یمن، به عنوان یکی از مهمترین شریانهای تأمین سوخت و پشتیبانی ناوگان دریایی ایالات متحده آمریکا، هدف حملات دقیق و سنگین قرار گرفته است.
مخازن سوخت این بندر که نقش حیاتی در تداوم عملیاتهای دریایی نیروهای آمریکایی ایفا میکردند، به صورت کامل در آتش سوختهاند. این عملیات در فاصلهای بالغ بر ۱۰۵۰ کیلومتر از مرزهای ایران و به همین میزان فاصله از صنعا انجام پذیرفته است.
مستندات ثبت شده توسط کارگران چینی حاضر در منطقه، اصابت دقیق پهپادهای انتحاری شاهد-۱۳۶ به این تأسیسات را تایید میکند.
این اقدام در امتداد یک روند پیوسته برای پاکسازی منطقه از پایگاههای نظامی آمریکا ارزیابی میشود. از آغاز درگیریها تاکنون، دستکم پنج پایگاه نیروهای آمریکایی در خاک عمان به صورت کامل در هم کوبیده و منهدم شده است.
این پایگاهها بهصورت ویژه برای انجام عملیاتهای تهاجمی علیه مناطق جنوب شرقی ایران آماده شده بودند. پس از ناتوانی دولت مسقط در اعمال فشار بر واشنگتن برای تخلیه این مراکز، استفاده از زور و قدرت سخت برای تعطیلی این پایگاهها در دستور کار قرار گرفت و با موفقیت به انجام رسید.
این حملات نشاندهنده یک اراده قاطع برای قطع کامل زنجیره تامین و پشتیبانی نیروهای متخاصم در آبهای جنوبی و دریای عمان است.
مختلسازی هابهای هوایی و قطع مسیرهای انتقال تسلیحات
کشورهای حاشیه خلیج فارس که امکانات و تاسیسات خود را در اختیار نیروهای متخاصم قرار دادهاند، اکنون با تبعات مستقیم این همکاری مواجه هستند.
فرودگاه بینالمللی شیخ زاید در ابوظبی به دلیل نقش فعال امارات در یاری رساندن به نیروهای آمریکایی و صهیونیستی، زیر ضربات دقیق قرار گرفته و روند پروازهای آن به طور کامل مختل شده است؛ تا جایی که تمامی پروازهای این فرودگاه به فرودگاه دبی منتقل شده است.
هدف اصلی از این حملات، جلوگیری از سوءاستفاده از پوشش پروازهای مسافربری مدنی برای جابجایی تجهیزات نظامی و تسلیحات است.
برنامه عملیاتی تعیین شده، تعطیلی کامل و بیوقفه این فرودگاههای منطقهای تا پایان درگیریهاست، حتی اگر این روند شش ماه به طول بینجامد. هیچ امکانی برای فعالیت هابهای هوایی که در خدمت اهداف نظامی دشمن هستند، باقی نخواهد ماند.
در همین راستا، دولت کویت نیز که اراضی خود را به پایگاهی برای انجام عملیات علیه ایران اختصاص داده است، با پاسخ فوری روبرو شد. تنها نیم ساعت پس از تحرکات سیاسی کویت در شورای امنیت علیه ایران، آژیرهای خطر حملات موشکی و پهپادی در پایگاههای نیروهای آمریکایی مستقر در کویت به صدا درآمد.
این واکنش سریع و کوبنده، تضمینکننده تداوم فشارهای نظامی و سلب آرامش از پایگاههای میزبان نیروهای بیگانه در سراسر حاشیه خلیج فارس است.
تسلط مطلق پدافندی و سرنگونی پرندههای جاسوسی
سیستم یکپارچه پدافند هوایی در داخل مرزهای ایران، با هوشیاری کامل هرگونه نفوذ و تحرک پرندههای بدون سرنشین دشمن را خنثی کرده است.
در پهنه جغرافیایی استان کرمان که با وسعتی بالغ بر ۱۸۰ هزار کیلومتر مربع یکی از وسیعترین مناطق کشور محسوب میشود، یک فروند پهپاد جاسوسی و تهاجمی پیشرفته MQ-9 آمریکایی شناسایی و به سرعت سرنگون گردید.
هدف از ارسال این پرنده در چنین گستره وسیعی، جمعآوری اطلاعات و احتمالا هدایت عملیاتهای خرابکارانه بوده است که با انهدام آن، بخش مهمی از توانمندی اطلاعاتی و عملیاتی دشمن در منطقه کور شد.
به موازات این موفقیت در جنوب شرق، در آسمان پایتخت نیز یگانهای پدافند هوایی ارتش، دو فروند پهپاد پیشرفته از نوع هرون TP را شناسایی و پیش از انجام هرگونه ماموریتی در آسمان تهران منهدم کردند.
این رهگیریها و انهدامهای پیاپی، نشان از یک سدی پدافندی دارد که هرگونه تلاش برای تصویربرداری، جاسوسی یا حمله به عمق خاک کشور را با شکست قطعی مواجه میسازد و ضریب آسیبپذیری توان نظامی دشمن را به شدت افزایش میدهد.
حملات متمرکز موشکی به شریانهای حیاتی اراضی اشغالی
عملیاتهای موشکی سهمگین و پیاپی از مبدأ ایران به سمت عمق اراضی اشغالی با موفقیت اهداف تعیین شده را در هم کوبیده است. این حملات با دقت بالا، تأسیسات کلیدی از جمله فرودگاه بنگوریون، قدس غربی، مناطق اشغالی قدس و همچنین زیرساختهای حیاتی و نظامی در بندر اسدود را هدف قرار دادند.
در اقدامی متمرکز و نقطهزن، منطقه بئرالسبع که میزبان دو پایگاه هوایی بسیار مهم و کلیدی نواتیم و هتساریم میباشد، زیر آتش سنگین قرار گرفت.
این عملیات که به منظور از کار انداختن ناوگان هوایی و باندهای پروازی دشمن انجام شد، همافزایی و هماهنگی بالایی را با سایر جبههها به نمایش میگذارد.
هدف غایی این شلیکهای قدرتمند، مختل کردن شبکه فرماندهی و پایگاههای عملیاتی رژیم صهیونیستی است تا هرگونه قدرت مانور و تهاجم از آنها سلب شود.
آغاز نبرد زمینی سرنوشتساز در جبهه شمال
مقاومت اسلامی لبنان با اجرای عملیاتی تحت عنوان «العصف المأکول» مرحله جدید و گستردهای از نبرد زمینی را در جنوب لبنان و شمال اراضی اشغالی آغاز کرده است
این عملیات زمینی پس از یک دوره آمادهسازی دقیق و اجرای آتش بسیار سنگین بر روی مواضع دشمن در ساعات گذشته کلید خورد. پیشنیاز این یورش زمینی، حملات دقیق روزهای پیشین به مراکز استقرار نیروهای صهیونیستی و همچنین عملیاتهای موشکی کوبنده ایران علیه پایگاههای پشتیبانی و خطوط ارتباطی رژیم در شمال فلسطین بود.
با وجود ارائه پیشنهادهای متعدد آتشبس از سوی مقامات رژیم صهیونیستی، مقاومت لبنان تمامی این پیشنهادها را با قاطعیت رد کرده و با هدف آزادسازی پنج نقطه کلیدی و استراتژیک که در اشغال دشمن بوده، پیشروی خود را آغاز کرده است.
در طول تنها دو ساعت، دهها عملیات متنوع و پیچیده علیه مواضع رژیم به اجرا درآمده که توان نظامی آنها را به شدت تحلیل برده است. در پشتیبانی از این نبرد سرنوشتساز و حیاتی، یگانهای موشکی و پهپادی ایران و همچنین یگانهای پهپادی مقاومت اسلامی عراق به صورت یکپارچه و هماهنگ، شلیکهای گسترده و مستمری را علیه مواضع اشغالگران انجام میدهند تا پوشش آتش لازم برای پیشروی رزمندگان لبنانی فراهم گردد.
متغیرهای کلان راهبردی و تحقق ماموریتهای تعیینشده
روندهای میدانی و سیاسی نشان میدهد که تمامی هیاهوی رسانهای پیرامون استفاده احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی از سلاح هستهای علیه ایران، فاقد ارزش عملیاتی بوده و تغییری در محاسبات و اقدامات تهاجمی ایجاد نکرده است.
تاکتیکهای به کار گرفته شده در حوزه پدافند زمینپایه و هواپایه ایران نیز بر اساس یک منطق دقیق عملیاتی و با توجه به وقایع میدانی تنظیم شدهاند تا بالاترین میزان کارایی را در برابر تهدیدات واقعی داشته باشند.
در سطح کلان، مسائل مرتبط با امنیت انرژی و کنترل بر آبراهههای استراتژیک نظیر تنگه هرمز به عنوان اهرمهای قدرت در این تقابل همهجانبه مورد استفاده قرار میگیرند.
این سطح از درگیری و وارد آوردن ضربات سنگین به دشمنان، در راستای تحقق یک مأموریت بزرگ و الهی برای برآورده کردن آرزوی دهها میلیون انسان مظلوم و ستمدیده در سراسر جهان صورت میگیرد.
ضرب شست نیروهای فداکار ایران که با مشت آهنین بر پیکره نیروهای متخاصم فرود میآید، تجلی انتقامی قطعی است که بدون هیچگونه توقفی تا رسیدن به اهداف نهایی ادامه خواهد داشت.
این نبرد سرنوشتساز، تجلی همان وعده تخلفناپذیر الهی است که وراثت زمین را از آنِ مستضعفان و صالحان میداند. خاکسترهای به جا مانده از پایگاههای متجاوزان، خاک بذری خواهد شد که ثمرهاش خاورمیانهای جدید، قدرتمند و متحد است. با برچیده شدن سایه شوم جنگ، ترور و اشغالگری از سر ملتهای منطقه، عصر شکوفایی و سازندگی آغاز خواهد شد. فرزندان این آب و خاک، فرداها را در سایه امنیتی که با صلابت موشکها و خون پاک شهیدان به دست آمده، با امید و افتخار خواهند ساخت و جهان به زودی شاهد طلوع تمدنی خواهد بود که در آن اراده ملتهای آزاده بر ماشین جنگی استکبار پیروز شده است.
دیدگاهتان را بنویسید