تحلیل جامع تحولات منطقه ۲ فروردین ۱۴۰۵ | راهبرد «همه یا هیچ» ایران در برابر اولتیماتوم آمریکا
با شکست میدانی محور آمریکایی-صهیونیستی، جنگ وارد فاز تقابل مستقیم زیرساختها شد. اولتیماتوم ۴۸ ساعته آمریکا برای بازگشایی کامل تنگه هرمز و تهدید به حمله به نیروگاههای برق ایران، با پاسخ قاطع و بیسابقه تهران مواجه شد. ایران با تعریف معادله «نیروگاه در برابر نیروگاه» و تهدید به نابودی کامل زیرساختهای انرژی، آب و فناوری در سراسر منطقه از جمله در خاک اسرائیل و کشورهای میزبان آمریکا، اعلام کرد که هرگونه تعرض، سبب ریشهکن شدن منافع اقتصادی دشمن خواهد شد.
فهرست مطالب
Toggleعملیات «وعده صادق ۴»: فروپاشی پدافند و هدفگیری عمق استراتژیک دشمن
در دوم فروردین 1404 مرحله جدیدی از درگیریهای منطقهای در ادامۀ عملیات «وعده صادق ۴» توسط نیروهای مسلح ایران آغاز شد. روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأیید کرد که در موج «هفتاد و سه» این عملیات، تأسیسات نظامی و مراکز امنیتی در مناطق وسیعی از جمله «عراد»، «دیمونا»، «ایلات»، «بئرالسبع» و «کریات گت» در جنوب سرزمینهای اشغالی فلسطین هدف قرار گرفتند.
این حملات پس از فروپاشی کامل سیستم پدافندی چندلایه ارتش صهیونیستی صورت گرفت. موشکهای هایپرسونیک فتاح و همچنین سامانههای قدر و عماد به همراه پهپادهای انهدامی با دقت بالا به اهداف خود اصابت کردند.
این عملیات اثبات کرد که پس از نابودی زیرساختهای دفاع هوایی دشمن، ایران کنترل قابل توجهی بر آسمان منطقه را به دست آورده است.
رئیس مجلس نیز با اشاره به این تحولات تأکید کرد که وقتی پدافند چندلایه دیمونا قادر به مقابله با موشکهای ایرانی نیست، این به معنای عدم وجود هرگونه پدافند مؤثر در آسمان اراضی اشغالی است و راه برای درهم کوبیدن اهداف بسیار مهمتر باز شده است.
اطلاعاتی که چند روز پیش از این عملیات به ایران رسیده بود، حاکی از آن بود که تنها چند تیر موشک پیکان 3 برای رژیم باقی مانده بود که آنها نیز در مقابله با حمله به یک موقعیت راهبردی شلیک شده و عملاً توان پدافندی راهبردی دشمن به پایان رسیده است.
ضربه به «عراد»: نماد شکست سانسور و گستردگی تلفات رژیم صهیونیستی
اصابت مستقیم یکی از سرهای جنگی به منطقهای در شهر عراد نقطه عطفی در جنگ رسانهای و روانی شد. حجم خسارت و تلفات در این منطقه به قدری گسترده بود که سازمان سانسور رژیم صهیونیستی نتوانست آن را مهار کند.
تصاویر و ویدیوهای منتشر شده توسط خود شهرکنشینان که از حجم ویرانی شوکه شده بودند، اولین شکافها را در دیوار سانسور دشمن ایجاد کرد.
بر اساس گزارشهای اولیه، دستکم 100 صهیونیست در عراد زخمی شدند و تیمهای نجات ارتش برای خارج کردن اجساد درخواست کمک کردند.
با گذشت زمان، ابعاد فاجعه برای رژیم صهیونیستی آشکارتر شد. لحن رسانهها و مقامات صهیونیست و سطح تخریب که شامل انهدام چندین ساختمان بود، نشان میداد که تعداد تلفات باید به دهها کشته و صدها زخمی برسد.
نشریه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت حمله به عراد را بزرگترین و پرتلفاتترین حمله موشکی ایران از ابتدای جنگ ارزیابی کرد و گزارش داد که بر اثر اصابت یک تیر موشک، 20 ساختمان یا یک محله به صورت کامل منهدم شده است.
این در حالی بود که به ادعای خود صهیونیستها، این موشک دارای سر جنگی 450کیلوگرمی بوده است. این واقعیت این سؤال را مطرح میکند که موشکهایی با سرهای جنگی یک و دو تنی که در طول 2 روز گذشته مراکز مختلف را هدف قرار دادهاند، چه حجمی از ویرانی را به بار آوردهاند که همگی تحت سانسور شدید قرار گرفتهاند.
حادثه عراد ثابت کرد که دهها و شاید صدها اصابت مشابه در مناطقی مانند قدس غربی، تلآویو و حیفا رخ داده که با تخریب گسترده و بیسابقه همراه بوده اما دشمن موفق به پنهانکاری آنها شده بود.
این ضربه آنچنان سنگین بود که بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم که در طول سه هفته گذشته در مخفیگاه به سر میبرد، مجبور شد با دهها محافظ خود را به عراد برساند تا از نزدیک شاهد قدرتنمایی موشک ایرانی باشد.
از نطنز تا دیمونا
حمله دقیق به عراد که محل سکونت کارکنان تأسیسات هستهای دیمونا است، حامل پیامی استراتژیک و روشن بود. این حمله، معادله «چشم در برابر چشم» را در سطح هستهای برقرار کرد و توازن وحشت جدیدی را به دشمن تحمیل نمود.
پس از حملات رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران، این اقدام نشان داد که ایران توانایی پاسخ متقابل را دارد و علاوه بر آن میتواند این پاسخ را با دقت و شدت ویرانگری به حساسترین نقاط دشمن وارد کند.
استفاده از سامانههای موشکی هایپرسونیک فتاح در این عملیات که با سرعت فوقالعاده بالا امکان رهگیری را از دشمن سلب میکند، برای هدف قرار دادن دقیق محلهای خاص طراحی شده بود.
این اقدام ایران، سازمان انرژی اتمی رژیم اشغالگر را وادار به واکنش کرد و آنها از ایران خواستند تا «خویشتنداری» کند؛ درخواستی که نشان از درک عمق تهدید و آسیبپذیری استراتژیک آنها داشت.
این معادله به تروریستهای صهیونیست پیام داد که هرگونه ماجراجویی علیه مراکز هستهای ایران، با پاسخی مستقیم و ویرانگر علیه مراکز نظامی و امنیتی رژیم در مجاورت تأسیسات هستهای دیمونا همراه خواهد بود.
این راهبرد، سیاست مجازات متجاوز را به سطح جدیدی ارتقا داد و نشان داد که ایران قصد دارد درسی تاریخی به تجاوز مشترک آمریکایی-صهیونیستی بدهد.
شرایط اسفناک ساکنان اراضی اشغالی که امنیت آنان به دلیل ساخت مراکز هستهای و نظامی در نزدیکی مناطق مسکونی به خطر افتاده است، بیش از پیش نمایان شد.
پایگاههای آمریکایی زیر رگبار موشکهای ایرانی
در روز دوم فروردین 1404 عملیاتهای ایران تنها به مرزهای فلسطین اشغالی محدود نمانده و جبهۀ نبرد را به پایگاههای نظامی تروریستهای آمریکایی در سراسر منطقه گسترش داده است.
انفجارهای سنگین مواضع آمریکا در جزیره منامه در بحرین را لرزاند. منابع منطقهای از وقوع انفجارهای گسترده در پی اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی به مناطق مختلف این منطقه در بحرین خبر دادند.
این حمله پیامی قاطع به رژیم آل خلیفه و دیگر دولتهای سازشکار بود که میزبانی از نیروهای آمریکایی و مشارکت در جنایتها علیه ایران، یک تسویهحساب اساسی و بنیادین را به دنبال خواهد داشت که به زمان دیگری موکول نخواهد شد.
در بیانیه رسمی سپاه پاسداران نیز به صراحت اعلام شد که پایگاههای علی السالم (در کویت)، الظفره و منهاد (در امارات متحده عربی) که متعلق به ارتش تروریست آمریکا هستند، توسط سامانههای موشکی ایران مورد اصابت دقیق قرار گرفتهاند.
این اقدام نشان داد که ایران تمامی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را به عنوان اهداف مشروع تلقی کرده و در راستای سیاست اخراج آمریکا از منطقه، ارادهای جدی برای نابودی این زیرساختهای نظامی دارد.
همزمانی این حملات با ضربات وارد شده به رژیم صهیونیستی، نشاندهنده راهبردی هماهنگ برای منقطع کردن ظالمان محور شرارت آمریکایی-صهیونیستی در منطقه بود و ثابت کرد که قدرت بازدارندگی ایران از یک جبهه خاص بیشتر عمل میکند.
واکنشهای منطقهای و جنگ روانی: حمایت متحدان و نبرد سایبری
حملات قدرتمند ایران با استقبال و حمایت گسترده نیروهای مقاومت در منطقه مواجه شد. در کانال فلسطینی ابوعبیده، پیامی منتشر شده که در آن با نهایت افتخار از حملات موشکی سپاه پاسداران که عمق سرزمینهای اشغالی را با تاکتیکهای جدید هدف قرار داد، تمجید شده است.
در این پیام این اقدامات پاسخی طبیعی به تجاوز صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران و به نسلکشی علیه مردم فلسطین در غزه دانسته شده است.
در این پیام از کانال ابوعبیده تأکید شده که دشمن صهیونیستی جز زبان زور را نمیفهمد و تحمیل هزینههای سنگین تنها راه وادار کردن آن به توقف تجاوزاتش است و جمهوری اسلامی ایران «خط مقدم دفاع از سراسر امت اسلامی» دانسته شده و از همه ملتهای مسلمان خواسته شده تا در برابر دشمن واقعی خود متحد شوند.
همزمان با نبرد نظامی، جنگ در عرصه سایبری نیز شدت گرفت. گروه هکری «حنظله»، که چند روز پیش حساب کاربری آن توسط پلیس فدرال آمریکا مصادره شده بود، بازگشت خود را با پیامی تهدیدآمیز اعلام کرد: «امشب بیدار بمانید! رمزگشایی با موفقیت انجام شد، آتش در راه است. آنها دقیقاً میدانند منظور ما چیست.» این پیام نشان از آغاز فاز جدیدی از افشاگریها و حملات سایبری علیه تروریستهای یهودی و صلیبی داشت و به عنوان بُعد دیگری از فشار همهجانبه بر دشمن عمل کرد. در مقابل، اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که مدعی بود «ایالات متحده ایران را از نقشه جهان محو کرده است»، به عنوان بخشی از جنگ روانی ناکام و مضحک ارزیابی شد. این ادعا در حالی مطرح میشد که پایگاههای آمریکایی زیر آتش بودند و ایران شرایط خود را برای پایان جنگ دیکته میکرد، که این تناقض، عمق استیصال و سردرگمی در جبهه دشمن را به نمایش گذاشت.
شرایط ایران برای پایان جنگ و تحمیل نظم نوین منطقهای
در اوج برتری میدانی و نظامی، ایران شرایط خود را برای هرگونه آتشبس یا پایان جنگ به واسطههای منطقهای و بینالمللی اعلام کرده است.
یک مقام عالیرتبه امنیتی و سیاسی در گفتگو با شبکه المیادین تأکید کرد که ایران طرحی از پیش آماده شده را مرحله به مرحله و با صبر استراتژیک اجرا میکند و با توجه به کنترل نظامی بر آسمان منطقه، افقی برای توقف قریبالوقوع آتشبس نمیبیند.
این مقام آگاه به المیادین شش شرط اساسی ایران را در قالب یک «معادله قانونی استراتژیک جدید» برای پایان جنگ اعلام کرد که نشان از تغییر بنیادین در موازنۀ قدرت و ارادۀ ایران برای تحمیل یک نظم نوین منطقهای داشت.
این شش شرط عبارتند از:
1. تضمین عدم تکرار جنگ: این شرط بهدنبال ایجاد یک بازدارندگی پایدار و تغییر ساختاری در رفتار دشمن است تا از هرگونه تجاوز در آینده جلوگیری شود.
2. بستن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه: این درخواست، هدف راهبردی ایران برای پایان دادن به حضور نظامی آمریکا که ریشه بسیاری از بحرانها در منطقه است را دنبال میکند.
3. پرداخت غرامت تجاوز به ایران: متجاوز باید هزینه مادی جنایات و تخریبهای خود را بپردازد.
4. پایان دادن به جنگها در تمام جبهههای منطقه: این شرط نشاندهنده نگاه جامع ایران به امنیت منطقهای است و به دنبال حل ریشهای بحرانها از یمن تا سوریه و فلسطین است.
5. تحمیل نظام حقوقی جدید برای تنگه هرمز: ایران به دنبال تثبیت حاکمیت و کنترل خود بر این آبراه استراتژیک و تغییر معادلات حقوقی آن به نفع امنیت منطقه است.
6. محاکمه عوامل رسانههای ضد ایران و تحویل آنها به ایران: این شرط، بُعد جنگ نرم و رسانهای را هدف قرار داده و به دنبال پاسخگو کردن عواملی است که در تحریک و دروغپراکنی علیه ایران نقش داشتهاند.
اعلام این شرایط، پاسخی قاطع به گزارش نشریه آکسیوس بود که از آمادگی دولت ترامپ برای مذاکره تحت شرایط پیش از جنگ خبر داده بود.
پیام ایران روشن بود: هیچ آتشبسی در کار نخواهد بود و اگر مذاکرهای صورت بگیرد، «در زیر آتش» خواهد بود چرا که ایران پس از ربع قرن فرصت دادن به دیپلماسی و تحمل فشار حداکثری، دیگر حجت را بر همگان تمام شده میداند.
گنبد آهنینی که سوراخ سوراخ بود
اختلال جدی در پدافند دشمن در مقابل موشکهای بالستیک و هایپرسونیک، دروغ بودن ادعای رهگیری موفقیتآمیز موشکها در طول سه هفته گذشته را آشکار ساخت.
ارتش صهیونیستی که مدعی بود میخواهد تحقیق کند چرا دو موشک به عراد اصابت کرده، در واقع تلاش میکرد تا این حقیقت را پنهان کند که هیچ سامانه دفاعی مؤثری برای مقابله با زرادخانه موشکی ایران در اختیار ندارد.
این سؤال که «چگونه سامانه فلاخن داوود میخواهد موشک بالستیک رهگیری کند؟» ماهیت تبلیغاتی و دروغین ادعاهای دشمن را برملا کرد.
تشدید تقابل و اولتیماتومهای متقابل
با شکست کامل تدابیر ایالات متحده برای مدیریت و کنترل بازار نفت، تهدیدات مستقیم علیه زیرساختهای حیاتی ایران وارد مرحله جدیدی شده است.
دولت آمریکا با صدور یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته، خواستار بازگشایی کامل تنگه هرمز شده و در غیر این صورت، تهدید به حمله به تمام نیروگاههای برق ایران، با شروع از بزرگترین آنها، کرده است.
این تهدید نشاندهنده استیصال راهبردی واشنگتن در مواجهه با واقعیتهای جدید میدان است؛ واقعیتی که در آن اهرمهای فشار اقتصادی و نظامی سنتی کارایی خود را از دست دادهاند.
پاسخ ایران به این تهدیدات، قاطع و مبتنی بر دکترین بازدارندگی نامتقارن است. منطق ایران روشن است: هرگونه حمله به زیرساختهای کشور با پاسخی مواجه خواهد شد که کل منطقه را در بر میگیرد. در چنین شرایطی، باز بودن یا نبودن تنگه هرمز بیمعنا خواهد بود، چرا که نه نفتی برای صادرات و نه گازی برای انتقال باقی خواهد ماند.
این دکترین پیش از این نیز در موارد مشابه به طرف مقابل تفهیم شده بود. این بار، دایرۀ اهداف بسیار گستردهتر تعریف شده است؛ تأسیسات برق متحدان منطقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و تمام چاهها و میادین نفتی منطقه در تیررس قرار خواهند گرفت.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء نیز با صدور بیانیهای رسمی، بر این راهبرد تأکید کرده است. سخنگوی این قرارگاه اعلام کرده که پس از هشدارهای پیشین، هرگونه تجاوز به زیرساختهای سوخت و انرژی در ایران، منجر به هدف قرار گرفتن تمام زیرساختهای انرژی، فناوری اطلاعات و تأسیسات آبشیرینکن متعلق به ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در سراسر منطقه خواهد شد.
این اعلام موضع، هرگونه تردید در مورد جدیت ایران برای اجرای تهدیدات متقابل را از بین میبرد و معادله را به شکل «همه یا هیچ» برای طرف متخاصم تعریف میکند.
تواناییهای موشکی و پهپادی ایران که قادر به پرواز هزاران کیلومتری هستند و تسلط اطلاعاتی بر آسمان منطقه، پشتوانه اصلی این راهبرد بازدارنده است.
در امواج بعدی عملیات وعده صادق 4 پایگاههای آمریکا در کویت برای دقایق متمادی زیر آتش سنگین قرار گرفته و صدای دهها انفجار از این مراکز نظامی به گوش رسیده است.
این اقدامات نظامی در حالی صورت میگیرد که رئیسجمهور آمریکا پیش از این مدعی شده بود که دیگر به زیرساختهای ایران حمله نخواهد شد. فراموشی سریع این موضعگیری و بازگشت به زبان تهدید، نشان از عمق بحران و سردرگمی در هیئت حاکمه آمریکاست.
این نافهمی راهبردی که هم در سطح سیاسی و هم در سطوح نظامی و امنیتی مشهود است، دشمن را به سمت اتخاذ تصمیمات اشتباه و ورود به جهنمی سوق میدهد که خروج از آن غیرممکن خواهد بود.
حملات مجدد به دیمونا
یکی از مهمترین اهداف، مرکز تحقیقاتی رژیم صهیونیستی در دیمونا بود. حمله به این مرکز با استفاده از موشکهای «عماد» مجهز به سر جنگی سنگرشکن صورت گرفت. این سر جنگی که از دستاوردهای بزرگ نیروهای مسلح ایران است، توانایی نفوذ به عمیقترین استحکامات را داراست.
در نتیجه این حمله، مرکز تحقیق و پژوهش «شیمون پرز» که یک مؤسسه تحقیقاتی همتراز با مؤسسه وایزمن بود و چند سال پیش با تبلیغات فراوان افتتاح شد به صورت کامل منهدم و با خاک یکسان گردید.
تصاویر منتشر شده از محل اصابت، هرچند توسط سانسور شدید نظامی دشمن به بخش کوچکی محدود شده اما عمق تخریب را به خوبی نشان میدهد.
حمله موفق دیگری که با همین نوع موشک سنگرشکن انجام شده بود، در روزهای ابتدایی جنگ مرکز متعلق به موساد در «بیت شمش» بود. این عملیات منجر به هلاکت ۶۵ تروریست موساد و زخمی شدن ۱۶۰ مزدور دیگر شد که ضربهای سنگین بر پیکره امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی محسوب میشود.
موجهای پیاپی حملات به سمت بندر اشغالی امالرشراش (ایلات) در جنوب اراضی اشغالی نیز ادامه یافته و انفجارهای شدید، این منطقه استراتژیک را لرزانده است.
سانسور شدید دشمن مانع از انتشار تصاویر و ابعاد دقیق خسارات میشود، اما تداوم حملات نشان از مختل شدن سیستمهای دفاعی و اطلاعاتی دشمن دارد.
هنرنمایی سیستم پدافندی ایران
همزمان با حملات موشکی، سامانههای پدافندی ایران نیز هنرنمایی خود را به نمایش گذاشتهاند. یک فروند جنگنده اف-۱۵ متجاوز آمریکایی در نزدیکی جزیره هرمز و در آسمان سواحل جنوبی کشور رهگیری و با شلیک موشک سامانه زمین به هوا مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد.
این موفقیت، شمار جنگندههای ساقط شده دشمن در روزهای اخیر را به ۴ فروند و در مجموع درگیریها به ۱۷ فروند رسانده است. نکته قابل توجه در این شکار، غافلگیری کامل جنگنده متجاوز بود.
سیستمهای جنگ الکترونیک آن به طور کامل از کار افتاده و قفل راداری سامانه پدافندی به قدری مستحکم بود که خلبان حتی فرصت استفاده از فلر (شرارههای گمراهکننده) یا خروج از هواپیما را نیز پیدا نکرد.
ایران با ترکیب کردن موشکهای بارانی (احتمالاً با کلاهکهای خوشهای) و موشکهایی با کلاهکهای سنگین، عملاً دشمن را در تصمیمگیری برای رهگیری دچار بحران کرده است
ادعاهای دشمن مبنی بر رهگیری موفق موشکهای بالستیک، دروغی بیش نیست. رهگیری این نوع موشکها باید در فضا و خارج از جو صورت گیرد در حالی که شلیک موشکهای پدافندی مانند «تامیر» یا «فلاخن داوود» در فاز نهایی و ثانیههایی پیش از اصابت، یک نمایش تبلیغاتی برای شهرکنشینان است و هیچ توانایی برای مقابله با کلاهکهای ایرانی که با سرعت بالای ۱۰ تا ۱۴ ماخ به هدف نزدیک میشوند، ندارد.
در جبهۀ شمالی نیز، آسمان فلسطین اشغالی بیدفاع شده و سامانۀ «گنبد حلبی» کارایی خود را به طور کامل از دست داده است.
حزبالله لبنان با قدرت هر نقطهای را که اراده کند، هدف قرار میدهد و موشکها و پهپادهای انهدامی مقاومت، زیرساختهای نظامی و شهرکهای غیرقانونی اشغالگران را نیز در هم میکوبند.
موج هفتاد و چهارم عملیات «وعده صادق ۴»
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای رسمی، جزئیات موج هفتاد و چهارم عملیاتها را تشریح کرد. این موج از عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یا امیرالمومنین (ع)» و به یاد شهدای عملیات فتحالمبین اجرا شد.
در این عملیات، پایگاه «شاهزاده سلطان» مقر ناوگان پنجم آمریکا و لانه تروریستهای کومله با استفاده از موشکهای عماد، فاتح، قیام و پهپادهای تهاجمی هدف قرار گرفتند.
همزمان، پایگاههای نظامی و مراکز امنیتی در تلآویو، پتاح تکفا، حولون و رامات گان نیز با اصابت مستقیم موشکهای سنگین قدر، خیبرشکن و خرمشهر ۴ مورد آسیب قرار گرفتند.
بر اساس این بیانیه، سردرگمی راهبردی در فرماندهی سنتکام، فروپاشی شبکه پدافندی دشمن و اختلال در سامانه پشتیبانی تسلیحاتی آمریکا در پی تدابیر هوشمندانه نیروهای مسلح ایران، معادلات جنگ را به نفع ایران تغییر داده است.
این بیانیه بار دیگر هشدار میدهد که در صورت تکرار جنایت دشمن علیه مراکز انسانی و انرژی ایران، پاسخ متقابل از انتظار آنها بیشتر و متفاوت از روند جاری خواهد بود.
امروز، پهپادها و موشکهای ایرانی همچون سجیلهای آسمانی بر سر دشمنان فرود میآیند و درهای جهنم را بر روی آنان گشودهاند.
پیامدهای جهانی و آسیبپذیری زیرساختهای منطقهای
این جنگ که توسط محور یهودی-صلیبی (ترامپ و نتانیاهو) به جهان تحمیل شده، اقتصاد جهانی را با بحرانی بیسابقه مواجه کرده است. به اذعان رسانههای غربی مانند واشنگتنپست، حتی با پایان یافتن جنگ نیز اقتصاد جهانی هرگز به وضعیت پیش از آن باز نخواهد گشت.
افزایش سرسامآور قیمت سوخت در کشورهای غربی، مانند استرالیا که هزینه یک باک بنزین معمولی به ۱۳۰ دلار رسیده تنها گوشهای از این بحران است. این هزینهای است که ملتهای غربی باید برای سیاستهای جنگطلبانه رهبران خود بپردازند.
در این میان، تهدید به حمله به زیرساختهای برق ایران، بیش از آنکه یک تهدید عملیاتی باشد، سخنی برای باجگیری ترامپ از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است.
او با ایجاد هراس از پاسخ ایران، این کشورها را مجبور به پرداخت تریلیونها دلار پول برای تأمین هزینههای جنگ یا توقف آن میکند. این در حالی است که همین کشورها اگر بخشی از این مبالغ را برای تأمین امنیت واقعی خود هزینه میکردند، نیازی به باج دادن به آمریکا نداشتند.
آسیبپذیری این کشورها در برابر یک جنگ زیرساختی بسیار بالاست. تصور قطع برق در شهرهای مدرن حاشیه خلیج فارس، با آن آسمانخراشهای بلند، کابوسی تمامعیار است.
تمام زیرساختهای هوشمند، نظامی و اقتصادی آنها به سرورهایی وابسته است که با قطع برق از کار میافتند.
اگر قرار بر بازی زیرساختها باشد، تعداد موشکها و پهپادهای ایرانی هزاران برابر بیشتر از تعداد اهداف زیرساختی دشمن در منطقه است.
تنها راه باز شدن تنگه هرمز، خروج کامل آمریکا از منطقه و پذیرش شروط ششگانه و قانونی ایران است. در غیر این صورت، هیچ قدرتی نخواهد توانست این شاهراه راهبردی را بدون پرداخت هزینهای هنگفت باز کند.
جنگ روایتها و لزوم مقابله با ستون پنجم داخلی
در کنار نبرد نظامی، جنگ روایتها نیز با شدت ادامه دارد. برخی خبرنگاران خارجی مستقر در ایران، متأسفانه در حال ایفای نقش ستون پنجم و دادن گرای اهداف زیرساختی به دشمن هستند. عدم کنترل و نظارت بر فعالیتهای این افراد یک تهدید جدی امنیتی است و اخراج فوری آنها از کشور یک ضرورت انکارناپذیر است.
همچنین، برخی جریانهای رسانهای داخلی که ادعای انقلابیگری دارند، در عمل به بازتابدهندۀ محتوای رسانههای ضدایرانی مانند بیبیسی، العربیه و صدای آمریکا تبدیل شدهاند.
این رسانهها که توان تولید محتوای دقیق در حوزۀ جنگ را ندارند، در زمین دشمن بازی کرده و به تضعیف روحیۀ ملی دامن میزنند. شناسایی و برخورد با این جریانها که در روزهای سخت، چهرۀ واقعی خود را نشان میدهند، برای حفظ انسجام داخلی و پیروزی در این نبرد سرنوشتساز حیاتی است.
این منافقان و زباندرازان که پیش از این، قدرت و ارادۀ ایران برای بستن تنگه هرمز و حمله به حیفا و تلآویو را به سخره میگرفتند، امروز باید در پیشگاه ملت محاکمه شوند.
تشدید تنشها در پی تهدیدات آمریکا علیه تأسیسات ایران
در پی تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاههای ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز، قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیا(ص) با صدور بیانیهای به این تهدیدات پاسخ داد.
در این بیانیه تأکید شده است که تنگه هرمز هرگز به طور کامل بسته نشده و تنها روی ترددهای مضر و دشمن بسته است و عبور و مرور بیضرر تحت کنترل هوشمند و ضوابط خاصی که متضمن امنیت و منافع ایران باشد، انجام میشود.
با این حال، در صورت هرگونه اقدام عملی علیه نیروگاههای ایران، اقدامات تنبیهی قاطعی به اجرا گذاشته خواهد شد. این اقدامات شامل بستن کامل تنگه هرمز تا زمان بازسازی کامل نیروگاههای تخریب شده، حملات گسترده به کلیه نیروگاههای برق، زیرساختهای انرژی و فناوری اطلاعات (ICT) اسرائیل، تخریب کامل شرکتهای مشابه در منطقه با سهامداران آمریکایی و هدف قرار دادن نیروگاههای برق کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا به عنوان اهداف مشروع است.
این بیانیه اعلام میکند که همه چیز برای یک «جهاد بزرگ» با هدف نابودی کامل منافع اقتصادی آمریکا در غرب آسیا آماده است و در صورت حمله دشمن، روند بدون توقف نابودسازی زیرساختهای انرژی، نفت و صنعت آمریکا و همپیمانانش در منطقه آغاز خواهد شد و هیچ عاملی نمیتواند آن را متوقف کند.
این رویکرد تهاجمی آمریکا، ریشه در تصمیمگیریهای فاقد منطق رئیسجمهور این کشور دارد که در گذشته نیز سابقه داشته است.
اقدامات او، از جمله اعمال تعرفههای تجاری،اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد داخلی آمریکا را نیز با بحرانهای جدی مواجه کرد. سیاستهای او مبتنی بر آزمون و خطا بوده و غالباً پس از مشاهده نتایج فاجعهبار، مجبور به عقبنشینی شده است.
حمله به تأسیسات پارس جنوبی نیز نمونهای از این تصمیمات شتابزده بود که تحت تأثیر القائات نخستوزیر اسرائیل صورت گرفت و به پاسخی بیسابقه از سوی ایران علیه تأسیسات نفت و گاز کشورهای عربی منطقه منجر شد؛ تأسیساتی که بازگشت آنها به مدار تولید سالها به طول خواهد انجامید.
اکنون نیز تهدید علیه تأسیسات انرژی ایران، دقایقی پس از ادعای نابودی کامل زیرساختهای نظامی ایران مطرح شده و آمریکا باید تبعات کامل این اقدام را بپذیرد.
این بار مسئولیت مستقیم بر عهده دولت آمریکا و شخص رئیسجمهور است و دیگر نمیتوان آن را به گردن دیگران انداخت. شیوخ عرب منطقه که از عواقب این تنشها هراسان هستند، به التماس از دولت آمریکا روی آوردهاند تا از این اقدام صرفنظر کند، زیرا میدانند که این بار واکنش ایران بسیار پیچیدهتر و ویرانگرتر از گذشته خواهد بود.
معادله تقابل انرژی: نیروگاه در برابر نیروگاه
در برابر تهدید حمله به بزرگترین نیروگاه برق ایران، که تنها ۲.۵ درصد از کل برق کشور را تأمین میکند، یک معادله تقابلی روشن تعریف شده است.
این معادله شامل هدف قرار دادن مجموعهای از بزرگترین و حیاتیترین نیروگاههای برق در منطقه است. در صدر این فهرست، بزرگترین نیروگاه برق اسرائیل قرار دارد که به تنهایی ۲۰ درصد از برق مورد نیاز شهرکنشینان را تأمین میکند.
علاوه بر این، اصلیترین نیروگاه برق کویت (که از پیش با کمبود شدید برق مواجه است)، بزرگترین نیروگاه برق عربستان سعودی (با تمرکز ویژه بر نیروگاهی که برق تأسیسات نفتی را تأمین میکند) بزرگترین نیروگاه برق قطر و بحرین (که ۵۰ درصد برق آنها را تأمین میکند) و همچنین چندین نیروگاه کلیدی در امارات و اردن به عنوان اهداف قطعی مشخص شدهاند.
این اهداف استراتژیک در بانک اهداف نیروهای هوافضای ایران ثبت و موشکها و پهپادها بر روی آنها قفل شدهاند تا به محض اولین اقدام خصمانه، پاسخ ویرانگری داده شود.
منطق این معادله بر این اصل استوار است که هرگونه آسیب به زیرساختهای ایران، هزینهای بسیار سنگینتر برای دشمنان و متحدان منطقهای آمریکا در پی خواهد داشت.
وخامت وضعیت اقتصادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به طور مستقیم بر اقتصاد آمریکا نیز تأثیر بحرانی خواهد گذاشت. هر اقدام نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل، کلاف پیچیده جنگ را سردرگمتر کرده و تحلیل آینده آن را غیرممکن میسازد.
این چرخه اقدام و واکنش متقابل، به صورت فزایندهای ادامه خواهد یافت. نشریه آمریکایی وال استریت ژورنال نیز گزارش داده است که شیوخ خلیج فارس به طور مکرر از آمریکا خواستهاند تا از حمله به تأسیسات انرژی ایران خودداری کند، زیرا آنها تجربه انتقام هفته گذشته ایران را به خوبی به یاد دارند و میدانند که میزبانی از نیروهای تروریست آمریکایی، آنها را در معرض حملات آتی ایران قرار میدهد.
پاسخ ایران به یک انتقام محدود نخواهد شد و هدف آن فرو بردن تمام حاشیه خلیج فارس، اراضی اشغالی و اردن در خاموشی مطلق است.
سردرگمی پدافندهای دشمن
بسیاری از تصاویر منتشر شده از اصابتهای دقیق، لحظهای را ثبت کردهاند که کلاهک پس از عبور از درگیری با رهگیرها در جو، به سمت هدف خود در زمین سرازیر شده است.
در همین راستا، حملات پهپادی ارتش جمهوری اسلامی ایران به اهداف استراتژیک دشمن با دقت و تأثیرگذاری بالا ادامه دارد. از بامداد روز گذشته، دو مرکز حساس هدف قرار گرفتند: صنایع هوایی اسرائیل (IAI) در مجاورت پایگاه هوایی بنگوریون و محل استقرار هواپیماهای شناسایی آمریکا در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان.
صنایع هوایی IAI نقشی محوری در تولید هواپیماهای نظامی، پهپادها، موشکها و سامانههای پدافندی برای ارتش اسرائیل و صادرات نظامی این رژیم دارد.
پایگاه شاهزاده سلطان نیز از سه دهه قبل میزبان مرکز عملیات پیشرفته و سامانه فرماندهی و کنترل آمریکا بوده و جنگندههای F-15 ، F-16، F-35 و هواپیماهای آواکس و شناسایی در آن مستقر هستند.
پیش از این نیز ۵ فروند هواپیمای سوخترسان آمریکایی در همین پایگاه هدف قرار گرفته بودند. علاوه بر این، حملات موشکی دقیقی به منطقه دیمونا و پایگاههای هوایی نواتیم و هتسریم در صحرای نقب صورت گرفته است.
مختصات دقیق تمامی آشیانهها، نقاط حساس در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا در بانک اهداف نیروهای مسلح ایران ثبت شده و برای تداوم حملات کوبنده در اختیار یگانهای عملیاتی قرار دارد.
از جبهه لبنان چه خبر؟
مقاومت اسلامی لبنان با افزایش کمّی و کیفی عملیات خود، رکوردهای جدیدی را در نبرد با ارتش اسرائیل به ثبت رسانده است. تنها در یک روز، مقاومت ۵۷ اطلاعیه مبنی بر شلیک موشک، پهپاد و درگیری مستقیم با دشمن صادر کرده است که نشاندهنده تشدید بیسابقه فشار بر نیروهای اسرائیلی است.
با گذشت زمان و فرسایشی شدن جنگ، نظامیان اسرائیلی خستهتر شده و فقدان برنامۀ مشخص، آنها اهداف آسانتری برای رزمندگان مقاومت شدهاند.
در یکی از عملیاتهای تهاجمی اخیر، رزمندگان مقاومت با نفوذ موفق به یکی از پایگاههای دشمن در خطوط مقدم، ضمن درگیری مستقیم، دستکم ۵ نظامی اسرائیلی را به هلاکت رساندند.
ناتوانی ارتش اسرائیل در میدان نبرد زمینی کاملاً مشهود است. این ارتش که زمانی قصد عبور از رود لیتانی و ایجاد یک منطقه حائل تا زهرانی را داشت، اکنون در اقدامی از روی استیصال، به بمباران پلهای روی رود لیتانی روی آورده تا به زعم خود مانع رسیدن نیرو و تجهیزات به رزمندگان در جنوب این رود شود.
این در حالی است که مقاومت اسلامی برای یک نبرد چند ساله در این منطقه آماده شده و در تونلها و زیرساختهای گسترده خود، حجم عظیمی از سلاح، مهمات، غذا و حتی درمانگاههای صحرایی ذخیره کرده است.
بیش از ۷ هزار پهپاد انهدامی و دهها هزار راکت و خمپاره تنها در منطقۀ جنوب لیتانی انبار شده است. پس از عملیات نفوذ موفق رزمندگان به تأسیسات و پناهگاههای دشمن، ارتش اسرائیل وحشتزده به بمباران دیوانهوار مناطق مسکونی و زیرساختهای غیرنظامی جنوب لبنان متوسل شده است. با این حال، ماهیت نبرد در هفتههای آینده چهره واقعی خود را به آنها نشان خواهد داد.
بهکارگیری تسلیحات پیشرفته توسط مقاومت لبنان
مقاومت اسلامی لبنان در اقدامی مهم، تصاویری از شلیک موشکهای کوتاهبرد و نقطهزن «فتح-۳۶۰» به سمت ستاد یگان ویژه نخبه نیروی دریایی اسرائیل، «شایتت-۱۳» در منطقه حیفا منتشر شد.
این دومین بار است که مقاومت به صورت رسمی استفاده از این موشکها را به نمایش میگذارد. موشک تاکتیکی فتح-۳۶۰ با سر جنگی قدرتمند، سرعت خیرهکننده، دقت بالا و برد مؤثری که تا مرکز اراضی اشغالی امتداد دارد، ابزاری کلیدی در دست مقاومت است.
در حوزه پدافند هوایی نیز، مقاومت توانمندیهای خود را به اثبات رسانده است. ویدئویی از لحظه رهگیری و انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته هرمس ۴۵۰ ارتش اسرائیل منتشر شده که با استفاده از سامانه دوشپرتاب «میثاق-۱» هدف قرار گرفته و سرنگون میشود.
این عملیات موفق، آسمان جنوب لبنان و مناطق درگیری را برای پرندههای بدون سرنشین اسرائیلی ناامن کرده و پیچیدگیهای عملیاتی جدی برای آنها ایجاد کرده است.
این توانمندیها نشان میدهد که مقاومت هم در حوزه تهاجمی و هم در حوزه پدافندی نیز به قابلیتهای بازدارنده و مؤثری دست یافته است.
تحولات دیگر جبهههای مقاومت و واکنشهای منطقهای
در جبهه عراق، تجاوزات علیه نیروهای الحشد الشعبی ادامه دارد. در ساعت ۲۰:۳۰ مرکز پزشکی فرماندهی عملیات الجزیره وابسته به این سازمان در ناحیه جرف النصر در استان بابل، هدف چهار حمله هوایی مشترک صهیونیستی-آمریکایی قرار گرفت.
این حمله منجر به زخمی شدن یکی از اعضای کادر پزشکی و وارد آمدن خسارات مادی به این مرکز شد. سازمان الحشد الشعبی با تأکید بر ادامۀ نقش خود در حفاظت از امنیت و حاکمیت عراق، این تجاوزات را محکوم کرد.
در عرصه سیاسی منطقه، مواضع متناقضی از سوی برخی کشورها مشاهده میشود. نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف در حالی که در تماس با مقامات ایرانی ابراز ارادت میکند، در تماسی دیگر با حاکم بحرین، پاسخهای ایران به حملات تروریستی را محکوم کرده و بر همبستگی پاکستان با منامه تأکید میکند.
این رویکرد دوگانه، ناشی از وابستگی اقتصادی پاکستان به دلارهای کشورهای حاشیه خلیج فارس و حضور میلیونها کارگر پاکستانی در این کشورهاست. این مواضع در حافظه تاریخی ایران ثبت خواهد شد.
از سوی دیگر، وزیر خارجه امارات، عبدالله بن زاید آل نهیان در اظهارنظری گستاخانه ایران را «تروریست» خطاب کرده است. این اظهارات نیازمند پاسخی قاطع و عملی است.
خاندان آل نهیان، به ویژه محمد بن زاید به عنوان یکی از خبیثترین حاکمان منطقه شناخته میشوند و مماشات بیش از حد با آنها به گستاخی بیشتر منجر شده است.
لازم است با یک اقدام تنبیهی سخت، مانند هدف قرار دادن فرودگاه ابوظبی، این شیوخ ادب شوند تا جایگاه خود را در برابر ایران بشناسند. در همین حال، در حادثهای دیگر، یک بالگرد قطری که احتمالاً با همکاری مستشاران شرکت ترکیهای «آسلسان» در حال آزمایش یک سامانه ضدپهپادی بوده، سقوط کرده و تمام سرنشینان آن از جمله سه نظامی-مستشار ترک به هلاکت رسیدند.
ناو هواپیمابر جرالد فورد لقمۀ آماده
ناو هواپیمابر جرالد فورد، جدیدترین و به ظاهر قدرتمندترین ناو هواپیمابر آمریکا، پس از یک آتشسوزی ۳۰ ساعته دچار آسیبهای جدی شده و از چرخه عملیاتی خارج گردیده است.
این ناو که قرار بود برای مشارکت در جنگ علیه ایران به اقیانوس هند اعزام شود، پس از توقفی کوتاه در جده و مواجهه با تهدیدات ایران، به سمت جزیره کرت یونان حرکت کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که این ناو برای یک دوره تعمیراتی ۱۲ تا ۱۵ ماهه باید در این جزیره باقی بماند یا به آمریکا بازگردد. در حال حاضر، جرالد فورد در بندری در جزیره کرت لنگر انداخته و به یک سیبل ثابت و بسیار آسیبپذیر تبدیل شده است.
فاصله این جزیره تا لبنان حدود یک هزار کیلومتر است که کاملاً در برد پهپادهای دوربرد مقاومت اسلامی لبنان قرار دارد. همچنین، این ناو در برد موشکهای قدرتمندی مانند خرمشهر-۴ با برد ۲۲۰۰ کیلومتر، خیبرشکن-۴ و سجیل قرار دارد.
هدف قرار دادن این ناو که حامل هزاران نظامی آمریکایی است، میتواند به عنوان یک ضربه استراتژیک، معادله جنگ را به کلی تغییر دهد.
لزوم وارد کردن تلفات سنگین به دشمن
تجربیات جنگهای گذشته در منطقه، از جمله در عراق، افغانستان و ویتنام، نشان داده است که تنها معادلهای که طرف مقابل قادر به توجیه و تحمل آن نیست، معادله «جان در برابر جان» است.
تمرکز صرف بر زیرساختهای انرژی و اقتصادی، هرچند مؤثر است، اما تأثیر روانی و سیاسی لازم برای وادار کردن دشمن به عقبنشینی را ندارد.
واکنشهای داخلی در اسرائیل پس از یک حمله پر تلفات، بسیار گستردهتر از واکنش به حملات زیرساختی است و حتی سران این رژیم را مجبور به خروج از پناهگاهها میکند. بنابراین، راهبرد باید به سمت گرفتن تلفات سنگین انسانی از دشمن تغییر کند.
هدف قرار دادن نظامیان تروریست آمریکایی به قصد کشتار بالا و حمله پرحجم به ناوهای هواپیمابر مانند لینکلن یا جرالد فورد و انهدام گسترده محلهای استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه با حملات سنگین پهپادی و موشکی، میتواند این هدف را محقق کند.
ایران با تعریف دکترین بازدارندگی نامتقارن و گسترش دایره اهداف به کل زیرساختهای حیاتی دشمن و متحدانش، ابتکار عمل را در دست گرفته است. پیام تهران این است: هزینه هرگونه حمله به زیرساختهای ایران، بسیار سنگینتر از دستاورد آن خواهد بود و به خاموشی مطلق و فلج شدن اقتصاد دشمنان در سطح منطقه منجر میشود. این استراتژی، آمریکا و متحدانش را در بنبستی راهبردی قرار داده و نشان میدهد که تنها راه بازگشت ثبات، پذیرش شروط ایران و پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه است.
دیدگاهتان را بنویسید