بانکهای مهم یهودی و صاحبان آنها را بشناسیم
بانکهای مهم یهودی و صاحبان آنها را بشناسیم
جیپی مورگانچیس، شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکایی با ریشههایی در سال 1799، از ادغام بانکها و شرکتهای مالی شکل گرفته و به یک قدرت جهانی در بانکداری تبدیل شده است. این شرکت، در کنار بنیادهای قدرتمندی مانند راکفلر، در شکلدهی به سیاستها و رویدادهای بینالمللی نقش قابل توجهی داشته است. نفوذ این خانواده و بنیادها در تاریخ معاصر، از حمایت از شاه ایران تا تسلط بر بازارهای جهانی، قابل توجه است.
جیہی مورگانچیس شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکایی و چند ملیتی است که ریشههای تأسیس آن به سال ۱۷۹۹ باز میگردد.
این مؤسسه در نتیجۀ ادغام بانک و شرکت خدماتی مالی تشکیل شده است ولی فرم کنونی آن حاصل ادغام «کمیکال بانک» و «چیسمنهتن بانک» است که خریداری هر دو بانک توسط شرکت «جیپی مورگاناندکو»(jpmorgan chase & co) انجام شد و در نهایت ادغام هر سه مؤسسه در سال ۲۰۰۰ صورت گرفت. شعبۀ مرکزی این بانک در منهتن نیویورک قرار دارد.
جیپی مورگان بههمراه چیس به یک کمپانی واحد دست یافتند که در حال حاضر مشغول مدیریت سه کمپانی اصلی بانکداری یعنی بانک «وان بیر استیرنز» و «واشنگتن میچوال» هستند.(JPMORGAN CHASE)
در میان نخستین بنیادهایی که در ایالات متحده تشکیل شده، موقوفۀ کارنگی بود که در سال ۱۹۱۱م با سودهای حاصل از کمپانی فولاد کارنگی تشکیل شد و بنیاد راکفلر که «ج.د.راکفلر» بنیانگذار شرکت استاندارد اویل آن را در ۱۹۱۴ م تأسیس کرد.
خاندان راکفلر در عصر کنونی یکی از معدود گروههایی هستند که قادر بهنفوذ در هر مسئله و برنامهای هستند تا آنجا که در هیچ خرابکاری اساسی بینالمللی نیست که بهنام راکفلرها نرسید؛ پروژۀ تراریخته، بانکداری بینالمللی و بانکهای چندملیتی، نفوذ در صنعت سینما، فعالیت سیاسی مانند حمایت از پهلویها و کمکهای بسیار زیادشان به پهلوی دوم و…
در سال ۱۹۷۰، برژینسکی کتاب ما بین دو دوره نقش آمریکا در دوره تکنترونیک را به نگارش درآورد. وی در این کتاب مدعی شد که لازم است کشورهای توسعه یافته، سیاست هماهنگی را در پیش گرفته تا بتوانند با رشد بیثباتی جهانی که ناشی از نابرابری اقتصادی است مقابله کنند.
بر اساس ادعای این کتاب، برژینسکی یک کمیسیون سهجانبه را به کمک دیوید راکفلر، بنیاد نهاد و از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ سرپرستی آن را بر عهده گرفت. کمیسیونِ سه جانبۀ سالانه، گروهی از سیاستمداران، تجار برجسته و اساتید دانشگاهی را از آمریکا، اروپای شرقی و ژاپن گرد هم میآورد. هدف ظاهری این کمیسیون، تقویت روابط میان سه منطقۀ دنیای کاپیتالیسم بود که به لحاظ پیشرفت صنعتی در اوج قرار داشتند. برژینسکی همچنین جیمی کارتر، فرماندار ایالت جرجیا را به عنوان عضوی دیگر به این گروه دعوت کرد.(1)
برای شناخت بخشی از زندگی سیاسی راکفلرها بایستی به این اتفاق اشاره داشت که در ۲۳ مارس ۱۹۷۹ اواخر یک عصر جمعه، دیوید راکفلر رئیس بانک «چیس منهاتان» و دستیار قدیمیاش «جوزف وارنر رید» وارد خانهای در محلۀ گرانقیمت بیکمن در بخش نیویورک شرقی شدند و در آنجا با زنی ریزجثه، پرحرارت و عمیقاً مضطرب ملاقات کردند… بر اساس خاطرات راکفلر، درخواست اشرف پهلوی برای تجدید نظر، وی را در موقعیتی قرار داد که با اغماض آن را دشوار توصیف میکند، هیچ چیز در روابط پیشین من با شاه وجود نداشت که در من تعهدی عمیق نسبت به وی پدید آورد.(2)
سرسلسلۀ این خانواده، راکفلر جان دیویسیون راکفلر(۱۸۳۹-۱۹۳۷) است. او که متولد نیویورک بود از ۱۵سالگی بهعنوان یک نیروی خدماتی و سپس دفتردار یک شرکت تجاری کار خود را آغاز کرد. دیوید راکفلر و کسینجر بر حمایت کاخ سفید از شاه که آواره شده و تعلیقی خوفناک را تجربه میکرد تأکید داشتند. سفارت آمریکا در ایران به کاخ سفید اعلام کرد که شاه را نپذیرد با این حال رایزنیهای راکفلر و کسینجر باعث شد تا سرانجام با آمدن شاه به آمریکا موافقت شود.(3)
در نامهای از سفارت لندن به وزارت امور خارجه واشنگتن در ۹ ژانویه ۱۹۷۹ آمده است: «یکی از مقامات چیس منهاتان به سفارتخانه تلفن نمود و از دکتر رستم پیراسته که گزارش شده وزیر جدید امور اقتصاد و دارایی ایران است بسیار تعریف نمود. بر اساس اظهارات، منبع پیراسته یکی از معاونین ارشد چیس منهاتان در نیویورک و همچنین عضو ستاد ارشد برنامهریزی آن بوده است. او مدارک تحصیلی بالایی از دانشگاههای آمریکا دارد و چیس را ترک نمود تا رئیس بانک بینالمللی ایران شود که ۵۳ درصد آن متعلق به چیس است.» (4)
نفوذ راکفلرها فقط در بانکداری ایران مطرح نبوده است، بلکه از رهبران مؤثر «شورای بیلدربرگ» بودهاند. سایت بیلدربرگ در بخش کمیتۀ رهبری، پس از برشمردن نام کمیتۀ رهبران بیلدربرگ، جایگاه خاص ویژه و جداگانهای برای دیوید راکفلر در نظر میگیرد و او را مانند تافتهای جدابافته در بخش مجزا از رهبران میآورد.
نقش دیوید راکفلر در تشکیل و هدایت بیلدربرگ طی شش دهۀ گذشته، بر کسی پوشیده نیست. گلوبال ریسرچ در تحقیقی در این زمینه نوشت: دیوید راکفلر جشن تولد ۹۶ سالگی خود را در اجلاس بیلدربرگ برگزار کرد، او اگر تنها فرد نباشد، یکی از بنیانگذاران اصلی گروه در سال ۱۹۵۴ است.(5)
آن گونه که مجلۀ فوربس بر اساس ارزیابی مالی و مطابقت آن با نرخ تورم روز در سال ۲۰۰۷ مدعی شده، جان راکفلر با ۳۳۶ میلیارد دلار ثروتمندترین فرد تاریخ است؛ مؤسس استاندارد لویل در سال ۱۹۱۳ «بنیاد راکفلر» را با کارکردهای اقتصادی رسانهای اجتماعی و فرهنگی تأسیس کرد و در سپتامبر ۱۹۱۶ با رساندن ثروت خود به یک میلیون دلار، نخستین میلیاردر تاریخ ایالات متحده آمریکا شناخته شد. پس از مرگ او پسرش جان دیوسیون راکفلر(جونیور) وارث کسب و کار پر سود خاندان راکفلر شد. راکفلر جونیور(۱۸۷۴-۱۹۶۰) هم ۵ پسر داشت که همگی از سرمایهداران و فعالان اقتصادی آمریکا بودند که در این میان، دیوید و نلسون راکفلر علاوه بر تداوم فعالیتهای اقتصادی در حوزۀ سیاست هم نقشآفرینی کردهاند.(6)
در سال ۱۹۵۲، رابرت کالکینز به عنوان رئیس مؤسسه بروکینگز جانشین مولتون شد. او کمکهای مالی از بنیاد راکفلر و فورد دریافت کرد که باعث تقویت بنیۀ مالی مؤسسه شد. او سازمان را حول مطالعات اقتصادی مطالعات مدیریت دولتی و برنامههای سیاست خارجی سازماندهی کرد.
بنیاد راکفلر، نفوذ چشمگیری در سیاستگذاریهای داخلی و بینالمللی کاخ سفید دارد. هر چند این بنیاد در ظاهر در خصوص امور مربوط به بهداشت و آموزش در سطح جهانی فعالیت میکند اما در واقع یک شرکت تجاری محسوب میشود که بههمراه شبکههای گستردۀ مالی و اقتصادی خود مدیریت بازارهای بینالمللی را در دست دارد.
راکفلرها نیز برای خودشان یک دستگاه امنیتی و اطلاعاتی داشتند تا به وسیلۀ آن نسبت به هر اتفاقی که در آینده رخ میدهد آگاه شوند. علت این کار نیز بقای خاندان راکفلر است تا خللی در روند فعالیتهای اقتصادی و مالیشان ایجاد نشود. مهرههای اصلی که از طرف غرب برای گفتگو با ایران انتخاب میشدند از طریق بنیادهای سوروس و راکفلر حمایت مالی میشدند و با مجموعهای از دستگاههای مخفی و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای غربی در ارتباط بودند.(8)
در آغاز قرن گذشته نگرانیها در مورد حقوق انحصاری که اساس بسیاری از ثروتاندوزیهای آن زمان مانند دارایی خانوادۀ راکفلر بود به قدری زیاد شد که در زمان «تئودور روزولت» رئیس جمهور انحصارستیز آمریکا، انبوهی از قوانین وضع شد تا انحصارها از بین بروند و تداوم برخی از آنها نیز متوقف شد.(9)
چندین سال بعد از کشته شدن مشکوک روزولت به دست یهودیان، به بهانههای مختلف به ادغام شرکتها پرداختند؛ شرکتهایی که ارتباط مستقیم و مؤثر با راکفلرها را پنهان نمیکنند، واکنش اساسی و راهبردی شرکتهای خارجی در قبال شرایط مذکور، اقدام به کاهش هزینهها، مشارکت در قراردادهای بیع متقابل و ادغام شرکتهای بزرگ بود از جمله «اکسون» با «موبیل»، «بیپی» با «آماکو»، «شورون» با «تکزاکو» و «کوناکو» با «فیلیپ پترولیوم» که در یکدیگر ادغام گردیدند.(10)
منابع
- www.mashreghnews.ir٫news٫752565
- پری، رابرت، مرگ راکفلر، بانکداری که شاه را به آمریکا برد، ترجمۀ سامان صفرزائی، سایت تاریخ ایرانی، اخبار کد: ۵۸۱۴.
- www.ir-psri.com٫show.php?page=viewnews&newsid=5519&cat=7
- www.magiran.com٫npview.asp?jp=1942750.
- www.mashreghnews.ir٫news٫752565.
- بیل، جیمز، شیر و عقاب، ص ۲۵۸.
- برمن، ادوارد، کنترل فرهنگ نقش بنیادهای کارنگی فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا، ص ۱۴۳.
- kayhan.ir٫fa٫news٫93924
- استگلیز، جوزف، بهای نابرابری، ص ۸۱.
- راتلج، یان، اعتیاد به نفت تلاش بیپایان آمریکا برای امنیت انرژی، ص ۳۱.
دیدگاهتان را بنویسید