انتخابات کنگره آمریکا | سایه مقاومت ایران بر نتیجه انتخابات
بهتازگی آماری عجیب منتشر شده است؛ طبق این آمار، ۷۴ درصد مردم آمریکا، جنگ با ایران را یکی از دلایل رأی دادن خود به دموکراتها عنوان کردهاند. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ نکته قابلتأملتر، وضعیت جوانان بیستوچندساله آمریکایی است که برای نخستین بار در انتخابات شرکت کردهاند و حالا زیر فشار سنگین اقتصادی، با دشواریهای جدی در زندگی روزمره خود دستوپنجه نرم میکنند.
اما کنار هم قرار گرفتن این اتفاقات شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ بله! جمله معروف رهبر شهید که فرمودند: (اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد، این مردم ایران هستند که مبعوث میشوند و کار را تمام میکنند.)
حالا کافی است کمی دقیقتر به اتفاقات اخیر نگاه کنیم و اخبار و گزارشهایی را مرور کنیم که حتی رسانههای خارجی نیز درباره وضعیت اقتصادی و اجتماعی آمریکا منتشر کردهاند. آنوقت این پرسش جدیتر مطرح میشود. آیا میتوان این تحولات و فشارهای فزاینده را بدون در نظر گرفتن معادلات منطقهای و مقاومت مردم ایران تحلیل کرد؟
آنچه امروز شاهد آن هستیم، نشان میدهد که مقاومت مردم ایران، در معادلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی طرف مقابل نیز نمود پیدا کند. این همان حقیقتی است که ما را به جمله رهبر شهید بازمیگرداند؛ مردمی که با تکیه بر ایمان، اراده و میراث امام شهید ایستادگی میکنند، میتوانند معادلاتی را رقم بزنند که شاید پیش از این کمتر کسی تصورش را میکرد. این مقاومت، میراثی است که همچنان ادامه دارد.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleایران مقامت کرد؛ ترامپ انتخابات کنگره آمریکا را باخت
۹۴ سال بود که کانزاس یک سناتور دموکرات انتخاب نکرده بود. این سابقه در انتخابات سوم نوامبر شکست. آدام همیلتون کرسی سنا را از جمهوریخواهان گرفت.[۱] تگزاس هم یک کرسی سنا به دموکراتها داد و وقتی نتیجه رقابتها کنار هم قرار گرفت، دونالد ترامپ اکثریت هر دو مجلس کنگره را از دست داده بود.[۲] چند ماه پیش، رقابت جدی در بعضی از همین ایالتها برای دموکراتها بلندپروازی به حساب میآمد. حالا جمهوریخواهان در خانه خودشان شکست خوردند.
مقاومت ایرانیان قطعا بر این شکست تاثیر گذار بود. دولت ترامپ با همراهی اسرائیل جنگی جنایت کارانه را شروع کرد که انتظار داشت ظرف چند هفته نتیجهاش را بگیرد. ایران ایستاد. واشنگتن نتوانست خواستههایش را به تهران تحمیل کند و درگیری تا فصل انتخابات کش آمد. نفت، بنزین و هزینه نظامی بالا رفت. بعد نوبت رأیدهنده آمریکایی رسید که تصمیم بگیرد آیا میخواهد همان حزب را همچنان در کنگره نگه دارد.
ایران پیروزی سریع را از دولت جنایتگر گرفت و دولت ترامپ مجبور شد بهای جنگی را که خودش انتخاب کرده بود، در داخل آمریکا بپردازد. این شکست را با مرور چند خبر مهم از آتشبس بهاری تا قیمت بنزین در هفته انتخابات و از حرفهای مشاوران کاخ سفید تا اعتراف معاون رئیسجمهور موشکافی خواهیم کرد.
شکست در خانه جمهوریخواهان
میزان و مقدار شکست را یک خبر دیگر بهتر نشان میدهد. رویترز و یواسای تودی، در شمارش صبح چهارم نوامبر، حدود ۲۲۰۰ شهرستان را بررسی کردند که بیشتر رأیهایشان شمرده شده بود. جمهوریخواهان در ۹۹ درصد این شهرستانها، نسبت به سهم رأی ترامپ در سال ۲۰۲۴، عقب افتادند. میانگین افت حدود هشت واحد درصد بود.[۳]
جمهوریخواهان عادت نداشتند در ایالتهایی مثل کانزاس و تگزاس برای حفظ چنین کرسیهایی اینطور به دردسر بیفتند. وقتی افت رأی تقریباً در همه شهرستانهای بررسیشده دیده میشود و کرسیهای قدیمی هم از دست میروند، حزب حاکم در مقیاسی وسیع با رأی اعتراض روبهرو شده بود. نتیجه، چند صندلی کمتر در واشنگتن نبود؛ ترامپ هم اکثریت مجلس نمایندگان را باخت، هم سنا را.
گزارش هفتم نوامبر رویترز توضیح میدهد که دموکراتها برای رقابت در مناطق جمهوریخواه برنامه داشتند، روی تشکیلات ایالتی کار کردند و سراغ نامزدهای محلی رفتند. همان گزارش، افزایش هزینههای زندگی، تعرفهها و رشد قیمت سوخت پس از آغاز جنگ ایران را از زمینههای موفقیتشان میداند.[۲] کار انتخاباتی دموکراتها و نارضایتی از جنگ به هم رسیدند. وقتی یک حزب رقیب بتواند در ایالتی که سالها از دسترسش دور بوده نامزد جدی داشته باشد، نشان از آن است که اتفاقی بزرگ افتاده و وضعیت بسیار حاد تر از آن است که رسانه های غربی نشان میدهند. و واقعا امریکایی در زندگی روزمره دچار مشکلات فراوان شده اند.
شکست حزب به پای ترامپ نوشته میشود. جمهوریخواهانی که با نام و برنامه او برای کنگره رقابت کردند، ناچار بودند از کارنامه دولتش هم دفاع کنند. مردم برای انتخابات ریاستجمهوری به میدان نیامده بودند، اما فرصت داشتند از حزبی که اختیار تصمیمگیری را در واشنگتن در دست داشت، حساب بخواهند. اما جنگ، یکی از پرهزینهترین تصمیمهای همان دولت بود.
جنگی که قرار بود شش هفته طول بکشد
آمریکا و اسرائیل جنایت خود را در ۲۸ فوریه آغاز کردند. سقف زمانی که ترامپ در آغاز برای جنگ مطرح کرده بود، شش هفته بود. اواخر مه، رویترز نوشت تقریباً دو برابر آن زمان گذشته، حکومت ایران پابرجاست، تهران امتیازهای هستهای موردنظر واشنگتن را نداده و قدرت اثرگذاریاش بر تنگه هرمز را حفظ کرده است.[۴]
آمریکا بیشتری توان خود را گذاشت تا خسارت سنگینی به بار بیاورد همانطور که در سابقه این کشور جانی بسیار دیدیم که به هر جا حمله کرده است چیزی جز جنایت صرف نداشته است. اما قرار بود به مردم خود نشان بدهد که با آن همه کشتار مردم بی گناه چه نتیجهای میگیرد. قطعا هدف از پا در آوردن ملت ایران بود اما ملت ایران با تمام کشور های دیگر متفاوت بودند این ملت از میراث امام شهید پیروی میکردند و مقاومت را بر تسلیم ترجیح دادند. و همین شد که ترامپ عاقب کار خود را دید و در باتلاقی عمیق فرو رفت.
آتشبس بهاری فرصت بود که امریکا آگاه شود که وارد چه جنگی شده و مقداری به خودش بیاید. اما رویترز در اوت، پس از شش ماه، حاصل کار را یک بنبست پرهزینه توصیف کرد این شبکه خبری نوشت، حکومت ایران سر پاست و آمریکا برای شکستن بنبست به فشار بیشتر بر فروش نفت، بانکها و شرکای تجاری ایران رو آورده بود.[۵] واشنگتن بعد از ماهها استفاده از قدرت نظامی، هنوز دنبال راه دیگری بود تا امتیازی را بگیرد که قرار بود در همان هفتههای اول به دست بیاورد.
بعد از انتخابات هم رویترز از ارزیابی مقامهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داد که حملات تازه بعید است موضع مذاکراتی تهران را بهطور اساسی تغییر دهد یا به تغییر حکومت بینجامد. در همان گزارش آمده بود که ایران پس از آتشبس توانسته بخشی از سلاحهای مدفونش را بازیابی کند.[۶]
امداد الهی بعد از ایستادگی مردم نمایان شد، ملتی که قرار بود زیر فشار قدرتمندترین ارتش جهان سر خم کند، ایستاد و دولت مهاجم را با عواقب تصمیمش روبهرو کرد.
از تنگه هرمز تا تابلوی قیمت بنزین
اولین نشانه قدرت ایران قیمت بنزین بود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا میگوید در نیمه اول ۲۰۲۵، روزانه بهطور متوسط ۲۰٫۹ میلیون بشکه نفت و فرآورده از این تنگه میگذشت؛ حجمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی.[۷]
گزارش همان اداره درباره ماههای اول جنگ میگوید بعد از حملات ۲۸ فوریه، خطر دفاع ایران و برخورد قانونی با کشتیها بیشتر رفتوآمدها در هرمز را متوقف کرد. اختلال در حمل نفت و کاهش تولید در بخشی از خلیج فارس، قیمتها را بالا برد و نفت برنت در ۱۲ مارس از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه گذشت.[۸] به این ترتیب، طرفی که قرار بود زیر فشار جنگ خیلی زود تسلیم شود، توانست هزینه ادامه درگیری را به بازار جهانی منتقل کند.
در خود آمریکا، هم قیمت ها دیدنی است. طبق آمار رسمی اداره اطلاعات انرژی، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در ۲۳ فوریه، آخرین هفته پیش از حمله، حدود ۲٫۹۴ دلار بود. در ۲۳ مارس به ۳٫۹۶ دلار رسید، در ۱۱ مه به ۴٫۵۰ دلار و در دوم نوامبر، یک روز مانده به انتخابات، روی ۴٫۱۵ دلار ایستاد.[۹] یعنی رأیدهنده در هفته انتخابات برای همان مقدار بنزین حدود ۴۱ درصد بیشتر از آخرین هفته پیش از جنگ پول میداد.
عدد ۴٫۱۵ دلار برای رئیسجمهور دردسرسازتر از بسیاری از آمارهای اقتصادی بود. کسی که هر روز برای رفتن سر کار یا رساندن بچهاش به مدرسه ماشین روشن میکند، این هزینه را هر هفته میپردازد. افزایش بهای سوخت در کرایه حمل هم خودش را نشان میدهد و دوباره از مسیر خرید کالا سراغ همان خانوار میآید.
تعرفههای ترامپ هم زندگی مردم را گرانتر کرده بود و دموکراتها روی هزینه درمان و خرید روزانه دست گذاشتند.[۲] جنگ وسط همین فشارها یک هزینه تازه روی دست مردم گذاشت.
صورتحساب پنتاگون
بنزین فقط بخشی از صورتحساب بود. آسوشیتدپرس گزارش داد برآورد پنتاگون از هزینه جنگ برای آمریکا تا ۱۶ اکتبر به ۴۷٫۱ میلیارد دلار رسیده است. جالب اینجاست که هزینه خسارت واردشده به پایگاههای آمریکا در حملات ایران در این حساب نیامده بود. کاخ سفید در همان دوره از کنگره بستهای ۹۵ میلیارد دلاری میخواست که کمک به تأمین هزینه جنگ یکی از هدفهایش بود.[۱۰]
در واشنگتن صحبت از دهها میلیارد دلار هزینه نظامی بود و بیرون از واشنگتن، مردم پول بیشتری برای سوخت و زندگی روزمره میپرداختند.
یک بخشی از مقاومت ایرانیان در این مورد نمایان است. برای واردکردن فشار به آمریکا کافی بود ایران بتواند طرح پیروزی سریع را به هم بزند و هزینه ادامه جنگ را برای واشنگتن بالا ببرد. بعد از آن، تقویم انتخابات، قیمت انرژی و نیاز به بودجه تازه، هر کدام فشار خودشان را بر دولت ترامپ وارد کردند.
کاخ سفید پیش از رأیگیری خطر را دیده بود
در نظرسنجی رویترز و ایپسوس در اوت، حمایت از جنگ به ۳۱ درصد رسیده بود؛ در مارس ۳۷ درصد بود.[۱۲]
دو ماه پیش از رأیگیری، رویترز از قول چهار منبع گزارش داد که مشاوران ارشد ترامپ میخواهند درگیری با ایران تا انتخابات شدت نگیرد تا جلوی شکست سنگین جمهوریخواهان را بگیرند.[۱۳] خود کسانی که به رئیسجمهور برای اداره جنگ مشورت میدادند، ادامه آن را برای کرسیهای حزب خطرناک میدیدند.
ترامپ نهم سپتامبر گفت جنگ بلافاصله بعد از انتخابات میاندورهای تمام میشود و بعد قیمت نفت هم پایین میآید.[۱۴] دقت کنید وعده چگونه تغییر کرده بود! اول صحبت از چند هفته بود؛ حالا پایان جنگ به بعد از رأیگیری موکول میشد. دولت از مردم میخواست اول رأی بدهند و بعد منتظر نتیجهای بمانند که ماهها برایش وعده شنیده بودند.
ترامپ هشتم اکتبر وعده دیگری داد! تا سوم نوامبر به ایران حمله نمیکند.[۱۵] با این حال، دوم نوامبر آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام آمریکایی از حملات محدود آمریکا به هدفهایی در هرمز خبر داد.[۱۶] ترامپ حتی در آخرین روزها هم درگیر همان پروندهای بود که میخواست تا بعد از انتخابات آرام نگهش دارد.
در نظرسنجی اکتبر گالوپ هم ۴۷ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده گفتند وضعیت ایران برای رأیشان به کنگره اهمیت فوقالعادهای دارد. در میان یازده موضوعی که پرسیده شده بود، ایران در کنار اقتصاد و درمان در صدر اولویتها قرار گرفت.[۱۷]
فاکسنیوز نشان داد رأی معترضان به کدام سمت رفت
در نظرسنجی انتخاباتی فاکسنیوز، ۷۴ درصد رأیدهندگان جنگ ایران را در رأی خود برای کنگره عاملی مهم یا تعیینکننده دانستند.[۱۸]

در نتایج همان نظرسنجی که ایبیسی هم منتشر کرد، از میان کسانی که جنگ را مهم یا تعیینکننده میدانستند، ۶۴ درصد به نامزد دموکرات مجلس نمایندگان و ۳۴ درصد به نامزد جمهوریخواه رأی دادند. در گروهی که جنگ برایشان اهمیت کم داشت یا اصلاً عامل رأی نبود، جهت عوض شد: ۶۹ درصد جمهوریخواه و ۲۹ درصد دموکرات. در همان دادهها، ۸۹ درصد هم هزینه زندگی را عامل مهم یا تعیینکننده رأی دانستند.[۱۹]
این اعداد را باید کنار هم گذاشت. جنگ توجه بخش بزرگی از رأیدهندگان را گرفته بود؛ رأی گروهی که آن را مهم میدانست، بهوضوح به سمت دموکراتها رفت؛ و گرانی، مهمترین عرصهای بود که مردم اثر تصمیمهای دولت را در آن حس میکردند. یعنی نود درصد رای دهندگان مشکل اقتصادی داشتند آن هم در امریکایی که در شبکه های اجتماعی داعی زندگی آسوده دارد.
گزارش آسوشیتدپرس از رأی جوانان یک نمونه روشن دارد. اندی سوما، ۲۴ ساله، خود را هوادار هیچکدام از دو حزب نمیدانست و تا آن زمان در انتخابات شرکت نکرده بود. این بار نارضایتی از وضع اقتصاد و جنگ ایران او را به پای صندوق کشاند و به روی کوپر، نامزد دموکرات سنای کارولینای شمالی، رأی داد. همان گزارش میگوید حدود سهچهارم رأیدهندگان زیر ۳۰ سال از نامزد دموکرات حوزه خود حمایت کردند.[۲۰]
کسی که میتوانست مثل گذشته روز انتخابات را از کنار صندوق رد شود، این بار انگیزهای برای شرکت داشت. جنگ ایران و اقتصاد برای او دو بحث دور از هم نبودند. همان دولتی که جنگ را شروع کرده بود، باید درباره وضع زندگی هم جواب میداد.
ونس هم به شکست اعتراف کرد
فردای انتخابات جیدی ونس نوشت! (دلیل شکست ما جنگ است.) معاون ترامپ با استناد به یک نظرسنجی، چهار خواسته را به رأیدهندگانی نسبت داد که از ترامپ به دموکراتها روی آورده بودند. جنگ ایران را تمام کنید، به گرانی و تورم برسید، آمریکا را در اولویت بگذارید و رابطه با اسرائیل را تغییر دهید.[۲۱] دونالد ترامپ جونیور هم پست ونس را بازنشر کرد و موافقتش را با تکتک کلمات او نشان داد.[۲۲]

جایگاه گوینده اهمیت داستان را بیشتر میکند. اگر یک نامزد دموکرات میگفت جنگ جمهوریخواهان را زمین زده، این حرف بخشی از رقابت حزبی بود. این بار معاون رئیسجمهور و پسر ترامپ همان موضوع را از داخل اردوگاه حاکم پیش کشیدند. جنگی که دولت با ادعای اقتدار آغاز کرده بود، حالا به موضوعی تبدیل شده بود که نزدیکترین چهرههایش درباره هزینه آن علنی حرف میزدند.
چهار نکته ونس هم چهار ماجرای بیربط نیست. جنگ با همراهی اسرائیل آغاز شد، فشار بر انرژی را بالا برد و پول و توجه دولتی را گرفت که با شعار (اول آمریکا) رأی جمع کرده بود. اگر اولویت، زندگی مردم آمریکاست، چرا دولت باید جنگی را ادامه دهد که پایان روشن ندارد و هزینهاش را هر هفته به همان مردم منتقل میکند؟ این توئیت از طرف کسی مطرح شده بود که خودش برای پیروزی همان جریان کار میکرد.
ترامپ هم در گفتوگوهای پس از شکست، پذیرفت که ایران در نتیجه سهم داشته، هرچند از اصل تصمیم به جنگ دفاع کرد.[۲۳] وقتی رئیسجمهور، معاونش، خانواده سیاسیاش و دادههای رأیگیری همگی به جنگ برمیگردند، به نظر شما چه معنایی دارد؟ این چه کشوری و چه مردمانی هستند که بر علیه بزرگترین ابر قدرت جهان ایستادند ؟ خداوند وعده پیروزی را بر مومنان داده است حتی اگر شیطان مقابل آنان بزرگترین شیطان تاریخ بشریت باشد.
چه تفاوتی برای ایران دارد؟
اولین تفاوت در واشنگتن، بر سر بودجه و پاسخگویی جنگ است. آسوشیتدپرس هفتم نوامبر گزارش داد دموکراتهای مجلس میخواهند با آغاز کار کنگره تازه در سوم ژانویه، طرح پایان جنگ ایران را در کنار برنامههای مربوط به هزینه درمان و معیشت جلو ببرند.[۲۴] اینکه پایان جنگ در همان برنامه ابتدایی کنار مسائل روزمره مردم قرار گرفته، خودش نشانهای از تغییر جایگاه جنگ در سیاست آمریکاست.
بحث درباره اختیار جنگ از قبل هم به کنگره رسیده بود. آسوشیتدپرس تا این مقطع ۱۴ رأیگیری درباره اختیارات جنگی مرتبط با ایران در سنا و شش رأیگیری در مجلس نمایندگان شمرده است.[۲۴] اما حالا تفاوت در این است که کسانی که پیگیر محدودکردن جنگاند، در هر دو مجلس اکثریت دارند و میتوانند موضوع را در دستور کار نگه دارند. وزارت دفاع باید توضیح بدهد پول تازه برای چه عملیاتی لازم است، آن عملیات قرار است چه نتیجهای بدهد و هزینهاش با چه معیاری سنجیده میشود.
کنگره برای اعمال فشار ابزار دارد. گزارش رویترز به اختیار بودجه، بررسی عملکرد دولت و جلسات پرسش از مقامهای آن اشاره میکند. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، پایان جنگ ایران را از وظایف اکثریت تازه دانسته است. ترامپ همچنان اختیار وسیعی در سیاست خارجی دارد؛ میدان کشمکش جدید جایی است که برای ادامه جنگ باید اعتبار مالی بگیرد و به نمایندگانی پاسخ بدهد که رهبرانشان پایان جنگ را در دستور کار گذاشتهاند.[۲۵]
دومین تفاوت را باید در وزن شروط ایران در مذاکره دید. دولت ترامپ اکنون برای رسیدن به راه خروج، هم فشار بازار را دارد و هم فشار کنگره تازه را. نخستوزیر قطر هفتم نوامبر گفت میانجیگری میان تهران و واشنگتن ادامه دارد و طرف آمریکایی پس از انتخابات هم برای رسیدن به توافق آمادگی نشان داده است. طبق گزارش رویترز، پیشنهاد هفتروزه ایران که از سپتامبر مطرح بوده، رفع محاصره بنادر ایران، آزادسازی داراییها و پذیرش مسیری مورد حمایت ایران برای عبور از هرمز را در بر میگیرد؛ پیشنهادهایی که ترامپ تا آن زمان نپذیرفته بود.[۲۶]
سومین تفاوت را میشود در واکنش بازار دید. چهارم نوامبر، نفت برنت و نفت خام آمریکا بیش از هشت درصد افت کردند. یک روز بعد، با خبر حملههای تازه به نفتکشها، برنت ۳٫۶۷ دلار بالا رفت.[۲۷] نتیجه انتخابات راه سیاسی تازهای پیش چشم معاملهگران گذاشت، اما قیمتها به امنیت واقعی عبور کشتیها واکنش نشان میدهند.
ایران باید ارزش این تغییر را با معیار خودش بسنجد. محدودشدن دست ترامپ در گرفتن بودجه جنگ اهمیت دارد. پیشرفتن گفتوگو درباره محاصره و آزادسازی داراییها هم اهمیت دارد. سهم مردم ایران از این دستاورد وقتی روشن میشود که خطر حمله کمتر شود، راه تجارت بازتر شود و پول کشور قابل دریافت باشد. اینها هدفهای عملیاند که میتوان برایشان زمان، تعهد و ضمانت اجرا خواست.
ایران با مقاومتش کاری کرد که آمریکا نتواند جنگ را در چند هفته با نتیجه دلخواهش تمام کند. کشآمدن درگیری، هزینه نظامی، فشار سوخت و نارضایتی رأیدهندگان را به هم وصل کرد. بعد شکست جمهوریخواهان از کانزاس و تگزاس تا هر دو مجلس کنگره پیش رفت.
ایران ایستاد، دولت ترامپ هزینه ادامه جنگ را به مردم خودش منتقل کرد و مردم آمریکا آن هزینه را به پای حزب ترامپ نوشتند.
البته نباید فراموش کرد که دشمنی ما با آمریکا به دلیل تغییر حزب مجلس آن کمتر نمیشود و همانطور که رهبری شهید فرمودند این دو حزب هر دو برای نابودی ایران قدم بر میدارند و قطعا برای ما روشن است که فقط رنگ لباس شیطان عوض شده است. و تحلیل ما بیشتر وابسته به نتایجی بود که در منطقه و در عمق اقتصاد آمریکا اتفاق افتاده بود.
حالا واقعاً باید چهره کسانی را دید که قبل از شروع جنگ میگفتند ایران نمیتواند تنگه هرمز را ببندد و نمیتواند مقاومت کند؛ ایران دو هفتهای شکست میخورد و ایرانیان چیزی در مقابل آمریکا ندارند! امروز، در برابر آن پیشبینیها، واقعیت دیگری پیش روی همه قرار گرفته است.
البته همچنان هستند کسانی که در ایران برای دشمن خارجی دم تکان میدهند، هر لحظه وایب ناامیدی میدهند و قصد دارند مردم را ناامید کنند. آنها در شرایطی که مردم ایران با فشارهای مختلف روبهرو هستند، بهجای تقویت امید و روحیه مقاومت، مدام بر طبل ناامیدی میکوبند.
واقعیت آن است که ایرانیان واقعاً در فشار اقتصادی قرار دارند و نمیتوان این شرایط را نادیده گرفت؛ اما در کنار این واقعیت، به نظر شما عجیب نیست کشوری که ابرقدرتترین کشور دنیاست و بزرگترین شیطان دنیاست، اینهمه بههمریخته است و پنجاه درصد مردمش توان مدیریت زندگی روزمره را ندارند؟
از همین منظر، باید به این نکته توجه کرد که این همه آشفتگی، پیامد مقاومت مردمی است که با میراث امام شهید توانستهاند با قدرت الهی مقاومت کنند و میدان را به دست بگیرند؛ مردمی که برخلاف تمام پیشبینیها، ایستادگی کردند و اجازه ندادند دشمن به اهدافش برسد.
خداوند پیروزی نهایی را سهم مردم ایران بکند.
پیوست ها
[۱] رویترز؛ پیروزی تاریخی آدام همیلتون در کانزاس
[۲] رویترز؛ دموکراتها چگونه در پایگاههای جمهوریخواه پیروز شدند؟
[۳] رویترز؛ گستردگی افت رأی جمهوریخواهان در شهرستانها
[۴] رویترز؛ چرا حملات آمریکا پس از سه ماه به نتیجه سیاسی نرسید؟
[۵] رویترز؛ بنبست پرهزینه پس از شش ماه جنگ
[۶] رویترز؛ ارزیابی اطلاعاتی آمریکا درباره اثر حملات تازه
[۷] اداره اطلاعات انرژی آمریکا؛ حجم عبور نفت از هرمز پیش از جنگ
[۸] اداره اطلاعات انرژی آمریکا؛ اختلال هرمز و جهش قیمت نفت
[۹] اداره اطلاعات انرژی آمریکا؛ جدول هفتگی قیمت بنزین معمولی
[۱۰] آسوشیتدپرس؛ برآورد ۴۷٫۱ میلیارد دلاری پنتاگون از هزینه جنگ
[۱۱] رویترز؛ رشد برآورد هزینه نظامی آمریکا از ژوئیه تا اکتبر
[۱۲] رویترز و ایپسوس؛ افت حمایت از جنگ در ماه اوت
[۱۳] رویترز؛ نگرانی مشاوران ترامپ از تشدید جنگ پیش از رأیگیری
[۱۴] رویترز؛ وعده ترامپ برای پایان جنگ پس از انتخابات
[۱۵] رویترز؛ وعده ترامپ برای حملهنکردن به ایران تا روز انتخابات
[۱۶] آسوشیتدپرس؛ گزارش حملات محدود در هرمز یک روز قبل از انتخابات
[۱۷] گالوپ؛ اهمیت مسئله ایران در اولویتهای رأیدهندگان
[۱۸] فاکسنیوز؛ جدول اصلی نظرسنجی انتخابات ۲۰۲۶
[۱۹] ایبیسی؛ تفکیک آرای مجلس نمایندگان بر اساس اهمیت جنگ و گرانی
[۲۰] آسوشیتدپرس؛ رأی جوانان و روایت رأیدهنده کارولینای شمالی
[۲۱] انبیسی؛ اظهارات ونس و چهار مطالبه پس از شکست
[۲۲] ایال؛ حمایت پسر ترامپ از اظهارات ونس
[۲۳] رویترز؛ پذیرش سهم جنگ در شکست از سوی ترامپ
[۲۴] آسوشیتدپرس؛ برنامه اکثریت تازه مجلس برای پایان جنگ
[۲۵] رویترز؛ اختیارات کنگره و فشار برای مهار سیاست جنگی ترامپ
[۲۶] رویترز؛ ادامه میانجیگری قطر و شروط پیشنهادی ایران
[۲۷] رویترز؛ افت نفت پس از انتخابات و برگشت قیمت پس از حملات به نفتکشها
دیدگاهتان را بنویسید