نگاهی به جریان جادوگرایی در رسانههای غربی | تحلیلی بر فیلم سلاحها Weapons 2025
در متن صنعت به ظاهر سرگرمی غرب یک پارادوکس بزرگ نهفته است جهانیبینیای که ظاهراً بر پایه ماتریالیسم بنا شده، به شکل وسواسگونهای مشغول تولید و ترویج محتوایی است که تماماً بر امور ماورایی، غیبی از نوع شیطانی و شرگرایانه استوار است. از استمداد «دکتر استرنج» از موجودات بینبعدی تا پیمان قهرمان «سایه کلوسوس» با یک اهریمن، این آثار به طور مداوم مرزهای جهانبینی مادی را در هم میشکنند.
این مطلب با بررسی این تضاد ایدئولوژیک، این فرضیه را مطرح میکند که این جریان بازتاب نفوذ یک فرهنگ زیرزمینی—احتمالاً با ریشههای کابالیستی—است که به مولفه اصلی خلق روایت تبدیل شده است.
فیلم «سلاحها» 2025 با نمایش صریح و بیپرده مکانیکهای سحر ما را وادار به پرسش میکند: آیا این صنعت، ناآگاهانه در حال نمایش جادوگراان و طلسمات واسحار است یا آگاهانه به دنبال ترویج جهانی است که در آن، قدرت حقیقی در ایمان به خدا و مدد گرفتن از او نبوده و بلکه در تسلط بر نیروهای تاریک نهفته است؟
فهرست مطالب
Toggleنگاهی به جریان جادوگرایی در آثار رسانهای
طلسمات و اسحار به عنوان مفاهیمی کهن و ریشهدار در فرهنگ بشری، عنصری بنیادین و تکرارشونده در درونمایه آثار سینمایی، تلویزیونی و بازیهای ویدیویی هستند. این مفاهیم، چه به صورت مستقیم با عناوینی چون «جادو» و «ورد» و چه به شکل غیرمستقیم در قالب نفرینها، آیینهای باستانی و قدرتهای ماورایی، در تار و پود بسیاری از روایتها تنیده شدهاند.
در ژانر فانتزی، این حضور به اوج خود میرسد. در دنیای سینما، مجموعههایی مانند «ارباب حلقهها» (The Lord of the Rings) با نمایش قدرت جادویی حلقههای قدرت یا سری فیلمهای «هری پاتر» (Harry Potter) که اساساً بر پایه نظامی مدون از وردها، معجونها و طلسمها بنا شدهاند، نمونههای شاخصی هستند.
در دنیای بازیهای ویدیویی، این گستره حتی وسیعتر است؛ از سیستم جادویی پیچیده و متنوع در مجموعه «الدر اسکرولز» (The Elder Scrolls) مانند بازی «اسکایریم» تا «نشانهها» و آیینهای کیمیاگری در سری بازیهای «ویچر» (The Witcher) و جادوی تاریک و معجزات الهی در مجموعه «سولز» (Soulsborne) همگی بر این عنصر کلیدی استوارند.
در ژانر وحشت، طلسمات و اسحار نقشی محوری در ایجاد اتمسفر ترس و ناشناختگی ایفا میکنند. مجموعه فیلمهای«احضار» (The Conjuring) به طور مستقیم به موضوعاتی چون تسخیر شیطانی، نفرین اشیاء و آیینهای جنگیری میپردازد. آثاری که فرقههای خاص و آیینهای شرکآلود را به تصویر میکشند، مانند «میدسامر» (Midsommar) و «موروثی» (Hereditary) نشان میدهند که چگونه طلسمها و اسحار میتوانند سرنوشت افراد را به تباهی بکشانند. فیلم کلاسیک «جنگیر» (The Exorcist) و بازیهایی نظیر «سایلنت هیل» (Silent Hill)** نیز قدرت ویرانگر نفرینها و آیینهای جادویی در مقیاسی شخصی یا حتی شهری به نمایش میگذارند.
جالب آنکه این مفاهیم حتی به آثاری با ظاهر سادهتر نیز نفوذ کردهاند. در بازی محبوب «ماینکرفت» (Minecraft) بازیکن میتواند با استفاده از میز افسون (Enchantment Table)، طلسمهایی را برای تقویت شمشیر، زره و ابزارهای خود به کار گیرد. علاوه بر این، استفاده از مفاهیم جادوگری یهودی، موجوداتی محافظ مانند «گولم» (Golem) و حضور موجوداتی با الهام از حالات مشهور جنهای دوده مانند و قدبلند مانند «اندرمن» (Enderman) نشاندهنده عمق نفوذ این عناصر در طراحی بازی است.
به همین ترتیب، در سری بازیهای «خدای جنگ» (God of War) استفاده از طلسمهای رونی (Runic Talismans) و جادوی الهی، بخش جداییناپذیری از سیستم مبارزات و پیشرفت شخصیت است که ریشه در اساطیر نورس دارد.
خلاصه آنکه با وجود بنیانهای لیبرال و مادیگرایانه در صنعت سینما، تلویزیون و بازیهای ویدیویی غرب، این رسانهها به طور مداوم و فزاینده از مفاهیم مرتبط با اسحار و امور ماورایی بهرهبرداری کرده و میکنند. با یک نگاه جریانشناسانه، میتوان اصرار قابل توجهی را بر نمایش این موضوعات مشاهده کرد. این سوال برای نویسنده مطرح است که چه ضرورتی بر نمایش این حجم از مفاهیم شیطانی، طلسمات و جادوگری وجود دارد که نفوذ آن حتی در بازیهایی با ظاهر آرامبخش و کودکانه مانند «دره استاردیو» (Stardew Valley) نیز مشهود است؛ جایی که یک جادوگر در برج خود ساکن است، ارواح جنگل (Junimos) به بازیکن کمک میکنند و حتی کلبه یک ساحره در بازی وجود دارد تا جایی که در بازی بهجایی میرسید که در فاضلاب زیر شهر با کاراکتری سایه مانند و سیاه بهعنوان یک NPC ارتباط بگیرید و آیتمهای خاص و ویژهای را از آن بخرید.
آیا باید پذیرفت که سازندگان این آثار صرفاً از باب سرگرمی و جذابیت روایی، این عناصر را در درونمایه آثار خود میگنجانند؟ یا آنکه با یک تلاش عامدانه برای عادیسازی و ترویج جادوگرایی و ارتباط با موجودات غیرمادی روبرو هستیم؟
این رویکرد در آثاری مانند فیلم «دکتر استرنج» (Doctor Strange) با نمایش اوراد، سیگیلها و استمداد از موجودات بینبعدی و همچنین استفاده از کتاب طلسمات سیاه یا در بازی «سایه کلوسوس» (Shadow of the Colossus) که قهرمان آن برای رسیدن به هدف خود با موجودی اهریمنی به نام دورمین (Dormin) معامله میکند، به وضوح دیده میشود. این جریان در سری بازیهای «دیابلو» (Diablo) که ذاتاً پیرامون نبرد با شیاطین و استفاده از جادوهای تاریک است و یا در بازی «بلادبورن» (Bloodborne) که در آن بازیکن برای کسب قدرت با موجودات کیهانی و کابوسوار ارتباط برقرار میکند، به اوج خود میرسد.
آثاری که نام برده شد اکثرا پیش از این در سایت استاد فرجنژاد نقد شدهاند و برای مطالعه آنها میتوانید در سایت جستجو بفرمایید.
نقد بازی دیابلو ۴ (Diablo IV) | نجات در سایهٔ پرستش شیطان
نقد بازی سایه کلوسوس Shadow of Colossus 2018
به نظر میرسد بسیاری از این مفاهیم، ریشه در همان فرهنگ کابالیستی دارند که مرحوم فرجنژاد در کتاب «تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما» به تفصیل به آن پرداخته است. چه بسا بسیاری از این سازندگان، خود معتقد به عرفان یهودی یا کابالیست نباشند، اما پرداختن به طلسمات و اسحار به یک کلیشه و مؤلفه فرهنگی جداییناپذیر در مدیوم غربی تبدیل شده است؛ گویی خلق یک رمان فانتزی یا یک اثر حماسی بدون حضور جن، جادو و نیروهای شیطانی ناممکن است. از جهان گسترده مجموعه رمانهای «نغمه یخ و آتش» (A Song of Ice and Fire) و جادوهای آن گرفته تا «نیرو» (The Force) در مجموعه «جنگ ستارگان» (Star Wars) که کارکردی مشابه جادو دارد، این الگو همواره تکرار میشود.
در ادامه این مطلب، قصد داریم به نقد و بررسی جزئیتری از فیلم «سلاحها» (Weapons) بپردازیم؛ اثری در ژانر وحشت که در اسکار ۲۰۲۶ نیز حضور داشت و به این اثر توجه ویژهای شد و در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن جایزه گرفت. در این فیلم، مجدداً با مضامین تسخیر، طلسمات و شیاطین روبرو هستیم، اما این بار نه در لفافه و استعاره، بلکه به شکلی کاملاً صریح و مستقیم.
پرسش این است چطور میشود دائما چنین مفاهیمی را نشان داد ولی به آنها باور نداشت، آیا امکان دارد سازندگان واقعا به واقعیت گولم یا گوبلین باور نداشته باشند به عنوان موجودی خارجی و دائم آنها را در آثار راه بدهند؟ یا اینها فقط مفاهیمی فرهنگ و تخیلی هستند بدون پشتوانه واقعیت سازندگان؟
تحلیلی بر فیلم سلاحها Weapons 2025
در این تحلیل داستان فیلم لو میرود
این فیلم مقداری از کلیشههای رایج فیلمهای ترسناک فاصله میگیرد و تفاوتی با دیگر آثار دارد اما آنچه باعث شد ما سراغ این اثر بیاییم و نگاهی به آن بکنیم اشارۀ مستقیمی است به موضوع طلسمات توسط یک ساحره دارد. ساحرهای که با استفاده از جادویی که میکند باعث میشود هفده کودک شبانه تسخیر شده و اختیار خود را کامل از دست داده و از خانه فرار کنند.
فیلم «سلاحها» نمونهای برجسته و بیپرده از جریانی است که در مقدمه به آن اشاره کردیم. این فیلم، برخلاف بسیاری از آثار همرده خود، جادو و طلسم را به مثابه یک «فناوری» شوم و عملیاتی به تصویر میکشد. در این اثر، ما با مکانیکهای دقیق و قابل فهم سحر و جادو روبرو هستیم؛ نظامی که بر پایه اصول مشخصی عمل میکند و همین امر، آن را به شدت هولناکتر میسازد.
داستان در شهر کوچکی به نام «میبروک» در پنسیلوانیا رخ میدهد. انتخاب یک محیط کاملاً عادی و روزمره، اولین گام هوشمندانه فیلم در ساختار وحشت است. جادو در یک سرزمین فانتزی و دور از دسترس رخ نمیدهد بلکه در مکانی واقعی به تصویر کشیده میشود.
ناپدید شدن هفده کودک از کلاس سوم، آن هم به طور همزمان در ساعت 2:17 بامداد، نظمی را بر هم میزند که قوانین فیزیک و منطق بر آن حاکم است. در ابتدا، جامعه و پلیس به دنبال مقصری انسانی میگردند: معلم کلاس، «جاستین گندی». این واکنش طبیعی، نشاندهنده ناتوانی ذهن مادیگرا در پذیرش یک تبیین ماورایی است. اما فیلم به تدریج پرده از حقیقتی برمیدارد و آن نیرویی است که کودکان را ربوده.
نقطه قوت و مرکز ثقل تحلیل ما از فیلم «سلاحها»، نمایش دقیق و کلاسیک جادو با استفاده از عضوی یا شیئی مرتبط با افراد است.
این مفهوم، یکی از قدیمیترین و بنیادیترین اصول جادوگری در فرهنگهای مختلف بشری است و بر این ایده استوار است که میتوان از طریق شیئی که زمانی با فرد در تماس بوده، بر خود آن فرد تأثیر گذاشت. در فیلم، شخصیت شرور داستان، «خاله گلادیس» دقیقاً از همین اصل بهره میبرد.
او برای اجرای طلسمهای خود، به یک «اثر» از قربانیانش نیاز دارد. این «اثر» میتواند یک وسیله شخصی باشد (که از الکس میخواهد از همکلاسیهایش جمعآوری کند) یا بخشی از وجود فیزیکی فرد.
در یکی از کلیدیترین صحنهها، زمانی که جاستین در ماشین خود به خواب رفته، مادر الکس که تحت کنترل گلادیس است، از خانه خارج شده و دستهای از موی جاستین را میچیند.
این عمل یک اقدام برای به دست آوردن ماده اولیه طلسم است. گلادیس بعداً همین کار را با «تری»، همسر مدیر مدرسه، نیز انجام میدهد تا بتواند مدیر مدرسه، «مارکوس» را به کنترل خود درآورد.
اینکه مسلمانان باید مثلا ناخن خود را خاک کنند تا از گزند جادوگران در امان بمانند موضوعی است که در روایات ما به آن اشاره است و در ادامه به آن هم خواهیم پرداخت.
این شیوه از جادوگری رایج است. عروسکهای وودوو که با استفاده از مو یا تکهای از لباس قربانی ساخته میشوند، نمونه بارز همین اصل هستند.
در بسیاری از بازیهای ویدیویی نیز این مکانیک به کار رفته است. برای مثال، در بازی «ویچر ۳» (The Witcher 3)، گرالت برای پیدا کردن افراد یا شکستن نفرینها، اغلب به دنبال یک شیء شخصی از فرد مورد نظر میگردد تا بتواند رد او را از طریق جادو دنبال کند یا طلسمی را بر او اجرا یا باطل نماید، حتی در بخشی این سریال ویچر رسما شخصیت گرالت از واژۀ جن برای موجودی دوده مانند در کوزه استفاده میکند که باعث جنزدگی دوست همراه گرالت میشود.
فیلم «سلاحها» این مفهوم را از دنیای فانتزی خارج کرده و آن را دستمایۀ داستانی ژانر وحشت در دنیایی شبیه به دنیای ما کرده. پس از به دست آوردن این «اثر»، گلادیس(ساحرۀ داستان) قادر به اجرای مرحله دوم جادوی خود یعنی «تسخیر اراده» است.
او قربانیانش را وادار به انجام اعمالی میکند که کاملاً برخلاف طبیعت و خواست آنهاست. والدین الکس به خودآزاری وادار میشوند، مارکوس همسرش را به قتل میرساند و سپس برای کشتن جاستین فرستاده میشود. این نوع از کنترل ذهن، شباهت زیادی به مفهوم «نفرین ایمپریوس» (Imperius Curse) در دنیای «هری پاتر» دارد که فرد را به یک عروسک خیمهشببازی در دستان جادوگر تبدیل میکند. اما تفاوت در اینجاست که در «سلاحها» این کنترل با آیینی مشخص و مادی (استفاده از موی سر) گره خورده است که آن را ملموستر میکند.
شخصیت «خاله گلادیس» بازنمایی دقیقی از آرکیتایپ (کهنالگوی) «پیرزن جادوگر» یا «Crone» در اساطیر است. موجودی که در حاشیه جامعه زندگی میکند (بیخانمان)، ظاهری فریبنده (خاله دلسوز) به خود میگیرد و از نیروی جوانی و حیات کودکان تغذیه میکند. این کهنالگو را میتوان در داستانهای «هانسل و گرتل» یا شخصیت «بابا یاگا» در فولکلور اسلاوی مشاهده کرد.
اما فیلم این مفهوم را مدرنیزه میکند. گلادیس کودکان را نمیخورد، بلکه آنها را در زیرزمین حبس کرده تا «از انرژیشان تغذیه کند». این ایده «خونآشامی روانی یا انرژی» یک برداشت معاصر از این آرکیتایپ است که در آن، هدف جسم فیزیکی مثل هانسل و گرتل نبوده، بلکه نیروی حیات یا روح قربانی است.
این مفهوم در آثار دیگری نیز دیده میشود؛ برای مثال، در سری بازیهای «سولز» (Souls)، بسیاری از دشمنان و باسها برای کسب قدرت، ارواح دیگران را میبلعند. یا در فیلم «دکتر اسلیپ» (Doctor Sleep)، گروهی از موجودات شبهجاودان به نام «True Knot» از «بخار» یا جوهر حیاتی کودکانی که دارای قدرتهای ذهنی هستند، تغذیه میکنند تا زنده بمانند. گلادیس در فیلم «سلاحها» دقیقاً در همین دسته از موجودات قرار میگیرد.
یکی از قوانین نانوشته در اکثر روایتهای مبتنی بر جادو این است که هر طلسم قدرتمندی، نقطه ضعفی نیز دارد. شکست دادن شر در این داستانها با کشف و بهرهبرداری از این نقطه ضعف ممکن میشود. در «ارباب حلقهها»، قدرت سائورون به حلقه یگانه وابسته است و نابودی حلقه، او را نیز نابود میکند. در «هری پاتر»، ولدمورت با نابود کردن «جانپیچ»هایش (Horcruxes) آسیبپذیر میشود.
در فیلم «سلاحها»، این نقطه ضعف در قالب یک «توتم» (Totem) یا یک شیء فیزیکی که مرکز و مجرای طلسم گلادیس است، نمود پیدا میکند. «الکس» یکی از قربانیان اصلی است که در نهایت با شجاعت خود این توتم را میشکند.
شکستن توتم طلسم را معکوس کرده و به خود جادوگر برمیگرداند. اینجاست که کودکان مسخشده، به جای گلادیس، به سلاحهای او تبدیل شده و او را در خیابانها دنبال کرده و تکهتکه میکنند.
در صحنه نهایی جادوگر توسط همان نیرویی که خود به کار گرفته بود، نابود میشود. این اصل «بازگشت» یا «انعکاس» طلسم نیز یکی از مفاهیم رایج در باورهای جادویی است که به «قانون سهگانه» (Threefold Law) در برخی سنتهای ویکا شباهت دارد که معتقد است هر عملی (چه خوب و چه بد) با شدتی سه برابر به فاعل آن بازمیگردد.
در پایان فیلم اگرچه نیروی شر نابود شده، اما آسیبهای وارده جبرانناپذیرند. والدین الکس به مرکز روانی فرستاده میشوند، قربانیان دیگر طلسم (به جز آرچر) در حالت کاتاتونیک باقی میمانند و کودکانی که نجات یافتهاند، تا دو سال بعد هنوز در سکوت و وحشت به سر میبرند. این پایانبندی تلخ، بر پیام اصلی فیلم تأکید میکند: مواجهه با این سطح از شرارت و جادوی سیاه، زخمی عمیق بر روح و روان انسان باقی میگذارد که به سادگی التیام نمییابد.
آن درونمایۀ خطرناک همچنان وجود دارد و آن شیطانگرایی اثر است. شیطانگرایی نه به این معنا که شیطان یا جادوگران را خوب نشان بدهد بلکه اینقدر قدرت برای آنان قائل میشود که بتوانند به راحتی و بدون هیچ یار و یاوری از فرشتگان گرفته تا حضرت باری تعالی یا ائمه معصومین انسان دستِ تنها و با ارادۀ خودش با دیگران مقاله بکند، دقیقا همان جهانبینی خاصی که در مجموعه فیلمهای هریپاتر حکمفرماست.
فیلم «سلاحها» همانند آثاری که در مقدمه ذکر شد اشارات مستقیمی به موضوع جادوگران و تسخیر و طلسمات دارد و مخاطب را بیش از پیش از این موضوعات میترساند و بهنوعی گویی تعلیمدهنده نوعی جادو و طلسم با استفاده از موی افراد است.
آسیب مهم این فیلم و دیگر آثار مشابه قائل شدن قدرتی بیش از حد برای یک ساحره و جادویش و طلسمات است و آسیب دیگر آن ترویج و تعلیم واضح نوعی از طلسمات است که اگرچه مخاطبان به چشم تفریح به آن نگاه میکنند اما واقعا چنین موضوعی و چنین جادویی وجود داشته و حتی در سنتهای اسلامی تأکید بر دفن مو و ناخن برای پیشگیری از همین موارد شده است.
فیلم سلاحها اثری برای ترویج جادوگرایی
ائمه معصومین دستوراتی برای دفع و رفع جادو دادهاند. خود سازندگان آثار هالیوودی نیز بنابر تحلیل از این موضوعات آگاه بوده که اینطور دقیق به آن میپردازند و دائما در آثار خود آن را تکرار میکنند.
بهنظر میرسد که سازندگان این آثار تلاشی بیوقفه برای ترویج سحر و جادو از آثار کودکان گرفته تا بزرگسالان دارند. سحر و جادو کردن دیگران از گناهان کبیره و بزرگ به شمار میرود و ترویج آن نیز گناه است.
آثاری مانند سلاحها و آثاری که هر سال تعداد بسیار زیادی از آنها ساخته میشود در همین مسیر هستند. آموزش سحر و جادو تنها برای افرادی جایز دانسته شده است که بتوانند آن را برای دیگران دفع کنند. این به این معنی نیست که مخاطب ما سریعا بگوید خب من برای دفع میخواهم اقدام کنم و یاد بگیرم، باید دانست آنطور که بزرگان فرمودهاند هرکسی آدم این راه نیست و ممکن است آسیبهای دائمی و همیشگی برای خودش و اطرافیانش ایجاد کند.
موضوعی که کمتر در رسانههای رسمی به آن پرداخته میشود استفاده از این مسائل در میان ایرانیان است که با مراجعه به جادوگرانی که به غلط اسم آنان را دعانویس گذاشتهاند و در واقع طلسمنویس و ساحر هستند از سر حسادت گناهان بزرگی را مرتکب میشوند.
از نظر اسلام، انجام، تعلیم، تعلم و تکسب به سحر، ممنوع و حرام و از گناهان کبیره است و در بعضی از روایات، تعلیم و تعلم سحر را موجب کفر شمردهاند که برخی از این احادیث در ادامه میآید. سحر در بسیاری از موارد، باعث گمراه ساختن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن پایههای اعتقادات افراد ساده ذهن میشود.
از منظر فقهی مطالعه کردن کتابها و مجلات و یا نگاه کردن به عمل ساحران یا مشاهده عمل ساحران در تلویزیون و سینما، اگر به منظور یادگیری و تعلیم نباشد و صرفا جنبه سرگرمی و تفریح داشته باشد، اشکالی ندارد مگر این که عناوین دیگری بر آن منطبق شود؛ مثلا فیلم یا کتاب به گونهای باشد که در فرد آثار منفی به جای بگذارد و باعث گمراهیاش شود یا عنوان حفظ فیلمها و کتابهای گمراه کننده(حفظ کتب ضلال) بر آن منطبق شود و یا موجب ترویج سحر شود، که از این جهات اشکال دارد و حرام است.
سحر و طلسمات در قرآن و بیان ائمه معصومین
در ادامه سخنان درست و واقعیت را آنطور که خداوند در قرآن و ائمه معصومین دربارۀ سحر و جادو به ما آموختند آورده میشود. در منابع و روایات شیعی نیز تأکید بر دفن کردن و پنهان ساختن مو و ناخن چیده شده وجود دارد. اگرچه در متن صریح بیشتر روایات، دلیل اصلی این کار احترام به اجزای بدن انسان و رعایت بهداشت ذکر شده است، اما علمای اسلام و مفسران همواره یکی از حکمتهای مهم این دستور را جلوگیری از سوءاستفاده ساحران و جادوگران دانستهاند زیرا در فنون سحر و جادو، استفاده از اجزای بدن فرد (مانند تار مو یا ناخن) از رایجترین ابزارها برای طلسم کردن افراد به شمار میرود.
در احادیث متعددی از اهل بیت(ع)، دفن کردن مو و ناخن به عنوان یک سنت مؤکد بیان شده است تا این اجزا در دسترس دیگران قرار نگیرد.
امیرالمؤمنین امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: «أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآله) بِدَفْنِ أَرْبَعَهٍ: الشَّعْرِ، وَ السِّنِّ، وَ الظُّفُرِ، وَ الدَّمِ» رسول خدا(ص) ما را به دفن کردن چهار چیز فرمان داد: مو، دندان، ناخن و خون.
منبع: مکارم الاخلاق (شیخ طبرسی)، ص ۶۵ / وسائل الشیعه (شیخ حر عاملی)، ج ۲، ص ۱۳۳./ این حدیث در حلیه المتقین نیز آمده است.
در منظومهی اعتقادی اسلام، سحر و جادو به عنوان یک واقعیت تأثیرگذار اما مطلقاً ممنوع و گناهی کبیره، همواره مورد توجه بوده است. این پدیده از سوی منابع وحیانی (قرآن کریم) و روایات معصومین (علیهمالسلام) به دقت تبیین شده است.
دیدگاه اسلام بر این استوار است که سحر وجود دارد، اما پرداختن به آن، آموختن و بهکارگیریاش، مصداق بارز کفر و شرک به خداوند متعال است. در مقابل، شریعت اسلامی برای محافظت و رهایی از آثار شوم آن، راهکارهای معنوی و مشروعی چون تلاوت قرآن، دعا، توسل و صدقه را معرفی کرده است.
سحر و جادو در آینه آیات قرآن کریم
قرآن کریم در آیات متعددی به واقعیت داشتن سحر و ماهیت شیطانی آن اشاره میکند. کلیدیترین آیه در این زمینه، داستان هاروت و ماروت در زمان حضرت سلیمان (ع) است.
آیه محوری در باب سحر؛ وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّیَاطِینُ عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیْمَانَ ۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَٰکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ یَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلَا تَکْفُرْ ۖ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ…
ترجمه: و آنچه را که شیطانها در سلطنت سلیمان میخواندند، پیروی کردند و سلیمان کفر نورزید، لیکن شیطانها کفر ورزیدند که به مردم سحر میآموختند و [نیز] آنچه را که در بابل بر دو فرشته هاروت و ماروت نازل شده بود [پیروی کردند]؛ و آن دو به هیچکس [سحر] نمیآموختند مگر اینکه میگفتند: «ما فقط وسیله آزمایشیم، پس کافر مشو.» پس از آن دو چیزهایی میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکندند؛ در حالی که آنان به وسیله آن به هیچکس جز به اذن خدا زیانرسان نبودند. (سوره بقره، آیه ۱۰۲)
آیات مربوط به مقابله حضرت موسی (ع) با ساحران و ابطال سحر؛ قَالُوا یَا مُوسَىٰ إِمَّا أَنْ تُلْقِیَ وَإِمَّا أَنْ نَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ … فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَهً مُوسَىٰ. قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ. وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَىٰ.
ترجمه: گفتند: «ای موسی، یا تو میافکنی یا ما نخستین کسی باشیم که میافکند.» … موسی در خود بیمی احساس کرد. گفتیم: «مترس که تو خود برتری. و آنچه در دست راست داری بیفکن تا آنچه را ساختهاند ببلعد. آنچه ساختهاند فقط مکر ساحر است و ساحر هر جا برود، رستگار نمیشود.» (سوره طه، آیات ۶۵–۶۹)
فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ ۖ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ.
ترجمه: پس چون افکندند، موسی گفت: «آنچه شما آوردهاید سحر است؛ قطعاً خداوند آن را باطل خواهد کرد. همانا خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمیکند.» (سوره یونس، آیه ۸۱)
ماهیت و حکم سحر در روایات معصومین (علیهمالسلام)
احادیث اهلبیت(ع) با صراحت کامل سحر را در ردیف کفر و شرک قرار داده و عاملان آن را مستحق عذاب الهی دانستهاند.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله): «مَنْ تَعَلَّمَ شَیْئاً مِنَ السِّحْرِ قَلِیلًا أَوْ کَثِیراً فَقَدْ کَفَرَ وَ کَانَ آخِرُ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ.» ترجمه: هر کس چیزی از سحر، کم یا زیاد، بیاموزد، کافر شده و آخرین پیمانش با پروردگارش خواهد بود. (بحارالانوار، ج ۵۶، ص ۲۳۴)
«مَنْ أَتَى کَاهِناً أَوْ سَاحِراً فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ (ص).» ترجمه: هر کس نزد کاهن یا ساحری برود و سخن او را تصدیق کند، به آنچه بر محمد(ص) نازل شده کافر گشته است. (نهج الفصاحه، ح ۳۰۴۰)
«مَنْ عَقَدَ عُقْدَهً ثُمَّ نَفَثَ فِیهَا فَقَدْ سَحَرَ، وَمَنْ سَحَرَ فَقَدْ أَشْرَکَ.» ترجمه: هر کس گرهی بزند و سپس در آن بدمد، سحر کرده است و هر که سحر کند، شرک ورزیده است. (بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۶۸)
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام): «مَنْ تَعَلَّمَ شَیْئاً مِنَ السِّحْرِ کَانَ کَافِراً وَ حَدُّهُ الْقَتْلُ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ.» ترجمه: هر کس چیزی از سحر بیاموزد کافر است و حدّ او کشته شدن است، مگر آنکه توبه کند. (وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص ۳۵۸)
امام صادق (علیهالسلام): «السِّحْرُ حَقٌّ وَ مَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ.» ترجمه: سحر حقیقت دارد و ساحر رستگار نمیشود. (الکافی، ج ۶، ص ۴۱۳)
«مَنْ عَمِلَ سِحْراً فَقَدْ أَشْرَکَ بِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ.» ترجمه: هر کس سحر کند، به خدای عزّوجلّ شرک ورزیده است. (وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۱)
راههای شرعی مقابله و ابطال سحر
اسلام در برابر این پدیده شوم، انسان را بیدفاع نگذاشته و سپرهای معنوی قدرتمندی معرفی کرده است.
تلاوت سورههای چهار قُل (کافرون، توحید، فلق، ناس) امام رضا (علیهالسلام): «مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السُّوَرَ الأَرْبَعَ سَبْعَ مَرَّاتٍ عَلَى مَاءٍ ثُمَّ شَرِبَهُ بَطَلَ عَنْهُ کُلُّ سِحْرٍ.» ترجمه: هر کس این چهار سوره را هفت مرتبه بر آبی بخواند و سپس آن را بنوشد، هر سحری از او باطل میشود. (طب الرضا، ص ۴۵)
صدقه دادن: امام باقر (علیهالسلام): «الصَّدَقَهُ تَدْفَعُ السِّحْرَ وَ الْبَلَاءَ.» ترجمه: صدقه، سحر و بلا را دفع میکند. (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۲۱)
تلاوت آیات قرآن: آیتالکرسی (بقره، ۲۵۵) به عنوان حرز و محافظی قدرتمند. آیات ۱۱۷ تا ۱۲۲ سوره اعراف که بیانگر غلبه معجزه الهی بر سحر هستند. مداومت بر تلاوت سورههای فلق و ناس که برای پناه بردن به خدا از شر جادوگران و دمندگان در گرهها نازل شدهاند.
دعای احتجاب؛ این دعا که از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده، حرز و پناهگاهی مستحکم در برابر انواع شرور، از جمله سحر و چشمزخم است: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا مَنِ احْتَجَبَ بِشُعَاعِ نُورِهِ عَنْ نَوَاظِرِ خَلْقِهِ…»
ذکر شریف «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم»: مداومت بر این ذکر، نشانه تسلیم در برابر قدرت مطلق الهی و نفی هر قدرت دیگری است و در ابطال سحر بسیار مؤثر دانسته شده است.
نتیجهگیری
همانطور که در این نوشتار بررسی شد، نمایش سحر و طلسمات از یک مفهوم کلی و مبهم به یک سیستم عملیاتی و مدون با قوانین مشخص تکامل یافته است. این رسانهها، با اصراری قابل تأمل به نمایش دقیق مکانیکهای جادوگری میپردازند؛ از استفاده از «اثر» فیزیکی فرد برای تسلط بر او مانند مفهومی که در فیلم «سلاحها» با ربودن موی قربانیان به اوج خود میرسد و به طرز شگفتآوری با آموزههای اسلامی مبنی بر دفن مو و ناخن برای در امان ماندن از سحر همپوشانی دارد تا کهنالگوهای باستانی ساحران و معامله با موجودات شیطانی برای کسب قدرت.
فیلم «سلاحها» به عنوان یک مطالعه موردی برجسته، نشان میدهد که این جریان چگونه مفاهیم را از لفافه استعاره خارج کرده و به شکلی صریح و آموزشی ارائه میدهد. این اثر، در کنار مجموعههایی چون «هری پاتر»، «دکتر استرنج» و سری بازیهای «دیابلو»، به عادیسازی و ترویج جهانبینیای کمک میکند که در آن، قدرتهای ماورایی از منبع الهی نیستند و همگی در فضایی تاریک تنها از طریق اوراد، آیینها و استمداد از نیروهای غیرمادی و غالباً شرور به دست میآیند.
خطر اصلی این جریان دو وجه دارد: نخست، تقلیل دادن یکی از بزرگترین گناهان کبیره (سحر) به یک مهارت جذاب و قدرتمند؛ و دوم، القای یک اومانیسم سکولار که در آن، انسان در مواجهه با شرور متافیزیکی، تنها و بینیاز از یاری الهی تصویر میشود و تنها با اراده و دانش خود به مقابله برمیخیزد.
با وجود بنیانهای ظاهراً لیبرال و مادیگرایانه صنعت سرگرمی غرب، شاهد یک نفوذ فرهنگی عمیق و سیستماتیک هستیم که به نظر میرسد ریشه در باورهای کابالیستی و غیبی دارد و به یک کلیشه فرهنگی جداییناپذیر تبدیل شده است.
این رویکرد، در تضاد کامل با دیدگاه توحیدی اسلام قرار دارد که ضمن تأیید واقعیت داشتن سحر، آن را مطلقاً حرام، کفرآمیز و از مصادیق شرک به خداوند میداند و تنها راه مقابله و محافظت در برابر آن را در پناه بردن به قدرت لایزال الهی از طریق قرآن، دعا، صدقه و توسل به معصومین(ع) معرفی میکند.
برای نگارش این متن از این منابع استفاده شده است؛
۱. قرآن کریم.
۲. فرجنژاد، محمدحسین. (۱۳۸۷). اسطورههای صهیونیستی در سینما، تهران: انتشارات هلال.
۳. مستغاثی، سعید. (۱۳۹۰). رازهای سینما: بررسی نفوذ جریانهای پنهان در هالیوود، تهران: نشر ساقی.
۴. شاهحسینی، مجید. (۱۳۸۸). ردپای فراماسونری و کابالا در سینمای غرب، مجله نقد سینما.
۵. دستغیب شیرازی، سید عبدالحسین. (۱۳۷۸). گناهان کبیره (بخش مربوط به حرمت سحر و جادو)، قم: دفتر انتشارات اسلامی.
۶. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران. (۱۳۷۴). تفسیر نمونه (جلد ۱، ذیل آیه ۱۰۲ سوره بقره)، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
۷. قمی، شیخ عباس. (۱۳۸۰). مفاتیح الجنان (بخش تعویذات و ادعیه دفع سحر و چشمزخم).
۸. مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳ ق). بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ابواب مربوط به سحر، کهانت و تعویذات)، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
۹. حر عاملی، محمد بن حسن. (۱۴۰۹ ق). وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه (کتاب التجاره، ابواب ما یکتسب به، تحریم سحر)، قم: مؤسسه آل البیت (ع).
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۴۰۷ ق). الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه.
۱۱. طبرسی، حسن بن فضل. (۱۳۷۰). مکارم الأخلاق (بخش آداب دفن مو و ناخن)، قم: انتشارات شریف رضی.
۱۲. کرمی، محمد. (۱۳۹۵). بازتاب سحر و جادو در سینمای فانتزی هالیوود و نقد آن از منظر اسلام، فصلنامه مطالعات رسانه و دین.
دیدگاهتان را بنویسید