نقد و بررسی انیمه دختر آب و هوا ۲۰۱۹ | ترکیب آیین شینتو با روایتی مدرن
انیمۀ«دختر آب و هوا» محصول ۲۰۱۹، اثر بلند ماکوتو شینکای پس از موفقیت تجاری فیلم «نام تو» (۲۰۱۶) محسوب میشود. این فیلم که در گیشۀ جهانی به فروش ۱۹۳ میلیون دلاری دست یافت، داستان آشنایی یک پسر نوجوان فراری با دختری دارای قدرتهای فراطبیعی برای کنترل آب و هوا در شهر توکیو را به تصویر میکشد و مضامین فرهنگی ژاپنی مانند آیین شینتو را با روایتی مدرن ترکیب میکند و از حیث اسطورههای ژاپنی قابل توجه است.
نویسنده: حمیدرضا ندیری
فهرست مطالب
Toggleمعرفی کلی
انیمه دختر آب و هوا، انیمیشن سینمایی ژاپنی محصول سال 2019 و اثری از ماکوتو شینکای کارگردان معروف این کشور است.
این اثر در ژانر درام، فانتزی، عاشقانه و ماجراجویی از جمله آثار موفق و پرفروش کارگردان انیمهساز و مطرح ژاپنی است.
نویسندگی اثر را نیز همچون آثار قبلی و بعدی، خود کارگردان آن بر عهده داشته است. این اثر دومین اثر بلند شینکای بعد از موفقیت جهانی انیمه بلند قبلیاش یعنی نام تو 2016(Your Name) است.
بعد از این اثر نیز اثر دیگری با نام سوزومه 2022(Suzume) از او منتشر شده است که مجموع آثارش، او را جهانی میسازند.
هزینه ساخت و فروش
انیمه دختر آب و هوا سال 2019 در ژاپن اکران و به یکی از پرفروشترین فیلمهای سال ژاپن بدل گشت و در گیشه جهانی به فروش چشمگیر 193 میلیون دلاری دست یافت.
از بودجه و هزینه ساخت فیلم اطلاعات دقیقی در دست نیست. با توجه به کیفیت بالای انیمیشن و جلوههای بصری، میتوان گفت که بودجه قابل توجهی برای آن در نظر گرفته شده است.
هرچند که آثار شینکای و محصولات استودیوی کومیکس ویو فیلمز (CoMix Wave Films) جزو پرهزینهترین انیمههای ژاپن محسوب میشوند اما با توجه به فروش جهانی آن، میتوان آن را یک موفقیت تجاری برای سازندگانش خواند.
عناوین و جوایز کسب شده
جوایز و عناوین نامزدی که این اثر برنده آنها شده شامل نامزد بهترین موسیقی متن(برنده شده)، نامزد بهترین انیمیشن سال، نامزد بهترین کارگردانی هنری و نامزد بهترین صداگذاری جوایز آکادمی ژاپن (43rd Japan Academy Film Prize)، نامزد بهترین فیلم انیمیشن در جوایز فیلم ماینیچی (Mainichi Film Awards)، نامزد بهترین انیمیشن در جوایز فیلم آسیایی(Asian Film Awards)، نامزد بهترین فیلم انیمیشن در جوایز فیلم هوچی(Hochi Film Awards)، حضور در بخش رقابتی(Official Competition) در جشنواره بینالمللی فیلم انیمیشن انسی (Annecy International Animation Film Festival)، نامزدی برای بهترین فیلم بینالمللی در جوایز اسکار (Academy Awards) این انیمه به عنوان نماینده ژاپن برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی (اسکار بهترین فیلم خارجیزبان) انتخاب شد، اما جزو نامزدهای نهایی قرار نگرفت. و نامزد بهترین فیلم انیمیشن در جوایز فیلم مستقل اسپیریت (Independent Spirit Awards) میباشد.
تاریخچۀ اثر و پیشینۀ آن
ایده اولیه این اثر از تجربیات شخصی کارگردان نشئت میگیرد. تجربیات او در مورد اتفاقات جوی شدید در ژاپن مانند طوفانهای متعدد و بارندگیهای طولانی بود. او در صدد ساخت انیمهای بود تا رابطه بین انسان و طبیعت (آب و هوا) و تقدیر را به نحوی روایت کند.
این اثر را میتوان ادامهای بر اثر قبلی شینکای یعنی نام تو (Your Name) در نظر گرفت. اول آن که داستانهای این دو اثر شباهت بسیاری به هم دارند (الگوی تکراری کارهای شینکای که به آن خواهیم پرداخت) که دربارۀ عشق، جوانی و ماوراءالطبیعه است و دوم آن که، شخصیتهای اثر قبلی شینکای، در این اثر حضور کوتاهی دارند که نشان میدهد آثار او در یک جهان داستانی واحد روایت میشوند. اما برای شناخت بهتر اثر ابتدا باید مؤلف آن را شناخت.
ماکوتو شینکای کیست!؟
ماکوتو شینکای متولد 1973 شهر سای استان ناگانو ژاپن، کارگردان معروف و بهنام ژاپنی این روزهای دنیای انیمه است.
او در دانشگاه چوئو در رشته ادبیات ژاپنی تحصیل کرده و در سال 1994 فارغالتحصیل شد. فعالیت حرفهای شینکای در دنیای انیمه با علاقه شخصی و پروژههای مستقل آغاز شد.
او پس از فارغ التحصیلی در شرکت بازیسازی FALCOM به عنوان طراح گرافیک و کارگردان انیمیشن مشغول به کار شد. او سپس شروع به ساخت انیمیشنهای کوتاه کاملا مستقل در دوران فراغت خود کرد.
اولین اثر مشهور او، انیمیشن کوتاه صدای ستاره (Hoshi no koe – Voices of a Distant Star) در سال 2002 ساخته شد.
این اثر که به تنهایی توسط خود او ساخته شده بود (فیلمنامه، کارگردانی، انیمیشن، صداپیشگی شخصیتها و حتی موسیقی) توانست توجهات بسیاری را به سوی خود جلب کند و به عنوان نقطه عطفی در شروع رسمی حرفه خود ظاهر شود.
موفقیت انیمیشن کوتاه او باعث توجه استودیوهای بزرگ به او شد. او به استودیوی کومیکس ویو فیلمز (CoMix Wave Films) پیوست که هماکنون همکاری مداومی باهم دارند و اولین فیلم انیمهای بلند خود را با نام دورتر از آسمان (Mukou, Yakusoku no Basho – Beyond the Clouds, the Promised Place) در سال 2004 منتشر کرد.
در طی این سالها و کار کردن با این استودیوی بزرگ، او توانست تیم خود را با همکاری هنرمندان و صداپیشگان گسترش دهد و آثاری خلق کند که هر کدام بهتنهایی اثر هنری قابل توجهی محسوب میشوند.
این استودیو تأثیر زیادی بر حرفه شینکای داشت و به طور مداوم ساخت آثار او را با کیفیت هنری بالا بر عهده گرفته است.
ساخت آثار شینکای را میتوان به سه دوره تقسیم کرد که نشاندهنده روند رشد هنری اوست.
دوره اول که دوره آثار مستقل و کوتاه است. این دوره شامل دو اثر کوتاه به نامهای «صدای ستاره» (Voices of a Distant Star – 2002) و «او و گربهاش» (Kanojo to Kanojo no Neko – 2003) میشود.
دوره دوم یا میانی که شامل فیلمهای بلند اول اوست. این دوره شامل سه فیلم بلند انیمهای است شامل دورتر از آسمان، مکان موعود (Beyond the Clouds, the Promised Place – 2004)، پنج سانتیمتر در ثانیه ( 5 Centimeters Per Second – 2007) و باغ کلمات (The Garden of Words – 2013) میشود.
دوره سوم، دوره موفقیت جهانی است. این دوره با ساخت و انتشار اثر نام تو (Your Name – Kimi no Na wa. – 2016) آغاز میشود که او را به شهرت جهانی میرساند. او دو انیمه دیگر میسازد. دختر آب و هوا (Weathering with You – Tenki no Ko – 2019) و سوزومه (Suzume no Tojimari – 2022) که به موفقیت تجاری دست پیدا میکنند اما به پای موفقیت نام تو نمیرسند.
ماکوتو شینکای در قبال این موفقیتها، لقب میازاکی دوم یا میازاکی جدید را به دست آورد. او در حال حاضر یکی از محبوبترین و شناختهشدهترین کاگردانان انیمه در جهان است.
جهانبینی شینکای ریشه در تجربیات شخصی و مشاهدات عینی او از طبیعت و جامعه ژاپن و علاقه او به داستان سرایی دارد. شینکای ذاتا آدمی مذهبی است و این در آثار او به وضوح قابل مشاهده است.
همواره در آثار او نشانههای از معنویت و ارتباط با عالم دیگر مشاهده میشود. از مفاهیمی که در آثار او نقش جدی دارند میتوان به رابطه انسان با طبیعت، عشق اول و احساسات زودگذر، تنهایی و انزوا، فاصله و ارتباط، فقدان و پذیرش، فانتزی و واقعگرایی و نور و رنگ اشاره کرد.
درک آثار شینکای وابسته توجه به جزئیات بصری، تأمل در دیالوگها و درک عمق احساسات شخصیتهاست.
فرهنگ زمینهای و خصوصیات اثر
زمانی و اجتماعی
در سالی که این اثر منتشر شد یعنی 2019 ژاپن با پدیدههای همچون تغییرات اقلیمی و بحرانهای زیست محیطی، بحران جمعیت و اقتصاد متزلزل در میان نسل جوان و احساس تنهایی و بیثباتی در جامعۀ شهری مدرن رو به رو بود.
در چنین فضایی، دختری که قدرت کنترل آب و هوا را دارد و پسری که در جست و جوی یافتن معنا و استقلال به وسیله فرار از خانه است، نمادی میشود از تلاش نسل جوان برای یافتن پناه در جهان بیثبات مدرن.
زمینه فرهنگی (درونمایههای ژاپنی)
چند لایه مهم فرهنگی در فیلم وجود دارند:
الف) شینتو (دین بومی ژاپن)؛ طبیعت و ارواح (کامیها یا خدایان) مقدس هستند. هر پدیده طبیعی موجود در جهان روح خود را دارد. توان دختر در تغییر آب و هوا که ارتباطی است با کامیِ آسمان و باران.
ب) قربانی و توازن طبیعی: در اسطورهها، قربانی شدن انسان برای بازگرداندن توان طبیعی امری تکرارشونده است. هینا شخصیت اصلی، در برابر تغییر طبیعت، ناپدید میشود.
ج) زیبایی در ناپایداری: آگاهی از گذرایی زندگی و زیبایی موقتی لحظهها. ضمن ارتباط آن با مفهوم وابی سابی که زیبایی را در سادگی و دست نخوردگی اشیاء و قدیمی بودن آنها میبینند. عشق گذرا بین دو نوجوان بازتاب همین مفهوم است.
زمینه هنری و شخصی (مولف)
شینکای در آثارش همواره از تمهای ثابتی استفاده میکند. فاصله و جدایی (مکانی و عاطفی)، پیوند میان طبیعت و احساس انسان و گذر زمان به عنوان نیرویی گریزناپذیر از جمله مفاهیمی هستند که او همیشه از آنها وام میگیرد.
او در مصاحبههایش این اثر خود را واکنشی به جهان پس از زلزله و سونامی 2011 توهوکو، جهانی که در آن مرز بین نظم طبیعی و تداخل انسانی از هم گسسته است خواند. او در این فیلم به جای ایدهآلگرایی، انتخاب اخلاقی را به میان میآورد: نجات یک نفر در قبال فاجعهی جهانی.
بازتاب جهانی آن
در سطح جهانی، مخاطبان این اثر به شدت با موضوع فیلم و اقلیم آن، هویت فردی و احساس از خودبیگانگی شهری همذاتپنداری میکنند.
اگرچه این اثر، اثری ژاپنی است اما دغدغه جهانی جوانان را بازتاب میدهد که همین را میتوان یکی از علل محبوبیت و مشهوریت این اثر دانست.
خلاصه و نقد داستان اثر
انیمه سینمایی دختر آب و هوا، داستان دختری است که بعد از فوت مادرش، قدرت کنترل آب و هوا را پیدا میکند.
قدرتی که بدون عواقب و هزینه نیست. او با وارد شدن از یک دروازۀ الهی که متعلق به یک معبد خاص است، این قدرت را به دست میآورد.
چندی میگذرد تا با شخصیت اصلی دیگر داستان یعنی هوداکو آشنا میشود. هوداکو طی یکسری اتفاقات او را مجاب میکند که از قدرتش استفاده کند اما در قبال این قدرت و تغییرات، اتفاقات ناگواری برای شخصیتهای داستان رخ میدهد.
هوداکو یک پسر روستایی، برای فرار از جبر محیط(روستا) و خانواده، به شهر فرار کرده و پناه میآورد. الگویی که در کار قبلی شینکای نیز مشاهده کردیم.
در اثر «نام تو» نیز، شخصیت دختر داستان یعنی میتسوها، در روستا زندگی میکرد و آرزوی زندگی در شهر را که شخصیت پسر در آن میزیست داشت.
مطابقاً در این اثر، هوداکا شخصیت پسر داستان از روستا به شهر فرار میکند جایی که شخصیت دختر یعنی هینا در آن زندگی میکند.
هوداکو که به شهر میآید، با سختیهای زندگی در آن مواجه میشود اما آن سختیها را به جبر محیط و خانوادهای که قبلا داشت ترجیح میدهد.
به سختی کار و غذا پیدا میکند و به زندگی ادامه میدهد. در همین حین با هینا آشنا میشود و برخورد میکند.
ابتدا در غذافروشی که هینا به او کمک میکند و سپس در زمانی که هینا برای پول در آوردن مجبور به تنفروشی شده بود و با کمک هوداکو از این مسیر نجات پیدا میکند.
هوداکو بعد از کشف قدرتهای دختر آب و هوا، به او پیشنهاد میدهد که از این طریق پول در بیاورند. کار و کاسبی خوبی هم راه میاندازد اما بعد از آن مشکلات جدیدی شروع به نمایان شدن میکنند.
آنها مجبور به فرار از دست قانون و سرنوشت میشوند اما نمیتوان سرنوشت را تغییر داد. بالاخره دختر آب و هوا طبق افسانههای محلی ناپدید میشود و هوداکو سعی میکند تا او را برگرداند.
شینکای در این اثر ایده مرکزی قوی و جذابی دارد. دختری که میتواند آب و هوا را کنترل کند قدرت بالایی برای گره خوردن به مفاهیمی همچون محیط زیست و انسان دارد. او در آثارش استادانه بین عناصر فانتزی و واقعگرایانه تعادل برقرار میکند و همین باعث میشود که اثرگذاری داستان بیشتر شود. او با قرار دادن انتخاب فردی در مقابل سرنوشت جمعی، همواره در حال بیان پیامی اخلاقی و فسلفی عمیق است.
شینکای همیشه از یک الگوی مشابه برای روایتهایش استفاده میکند. او ابتدا دو شخصیت را با هم آشنا میکند، سپس در آنها علاقهای ایجاد میکند. بین آنها فاصله میاندازد و حالا آنها باید این فاصله را از بین ببرند و در آخر نیز اگر پایان خوش باشد، آن دو به هم میرسند.
به زبان ساده میتوانیم بگوییم که شینکای برای ما درام میسازد و نه یک درام معمولی، بلکه یک درام عاشقانه، احساسی، ماجراجویی که مخاطبپسند است و خیل جوانان را به سمت خود میکشد.
ما این الگو و درام را در اکثر کارهای او مشاهده میکنیم. او یک درامساز ماهر است و با ساختار کلاسیک کار خود را آغاز میکند و در نهایت به زیبایی به یک جمع بندی میرسد، اما اخیراً به یک دور باطل افتاده و داستانهایش دیگر تکراری و قابل پیشبینی شدهاند.
او همیشه پایانبندیهایش را اخلاقی میسازد. به این نحو که یک نفر را در مقابل یک جامعه قرار میدهد. شخصیتهای شینکای همیشه در آخر کار، در یک دو راهی قرار میگیرند که کل جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند.
در این اثر، انتخاب شخصیت اصلی یعنی هوداکو، بحثبرانگیز بود و برخی مخاطبان آن را عاشقانه و برخی دیگر خودخواهانه خواندند زیرا بابت این انتخاب، کل شهر توکیو به زیر آب رفت.
او در داستانش هر دو جنبه درگیریهای بیرونی و درونی را به کار میگیرد. تمرکز او بیشتر بر جنبههای بیرونی و احساسات درونی است بنابراین، داستان جذابی ارائه میدهد.
دیالوگها نیز متناسب با سن مخاطبین که بیشتر نوجوان هستند انتخاب شدهاند تا نزدیکی بیشتری را به مخاطب القاء کنند که در این کار موفق نیز بوده است.
بنابراین در یک جمعبندی کلی میتوان گفت او مضامینی همچون عشق و فداکاری، طبیعت و انسان، تنهایی و ارتباط، انتخاب فردی در مقابل سرنوشت جمعی و مفاهیم فرهنگی و سنتی ژاپنی همچون «کامی» و «مونو نو آواره» را در اثرش به کار میگیرد.
شخصیتپردازی
هوداکو شخصیتی است که از فرار به خاطر احساس تنهایی و جبر محیط و سردرگمی، به کسی تبدیل میشود که حاضر است برای به دست آوردن عشق، دست به انتخابهای بزرگی بزند. او نماینده نسلی است که در دنیای مدرن به دنبال معنا و ارتباط میگردند.
هینا شخصیت قوی و انعطافپذیری دارد. او دختری است که برای نجات زندگی برادرش و خود، مسئولیت خانواده را به گردن بگیرد و خودش را حتی در مسیر اشتباه فدا کند.
روند رشد او از دختری با قدرتهای ماورایی به کسی که حاضر است با عواقب آن و با آن سن کم رو به رو شود، بسیار دراماتیک است.
شخصیتهای فرعی داستان همچون سوگو و ناگتسوگی به داستان عمق میبخشند و در عین حال جنبههای مختلفی از جامعه و روابط انسانی را به خوبی بازنمایی میکنند.
نقد و تحلیل فرم بهطور کلی
سبک بصری زیبا
آثار استودیوی کومیکس ویو فیلمز (CoMix Wave Films) و آثاری که به کارگردانی و نویسندگی ماکوتو شینکای ساخته میشوند، همیشه به خاطر انیمیشنهای خیرهکننده، جزئیات دقیق محیطی و نمایش زیبای نور و آب شناخته شدهاند.
دختر آب و هوا نیز از این قاعده مستثنی نیست و مناظر توکیو چه بارانی و چه آفتابی به شکلی هنرمندانه و جذاب به تصویر کشیده شدهاند.
فانتزی در عین واقعگرایی
ماکوتو شینکای، طراحی آثارش را بسیار رئالیستی و در عین حال فانتزی انجام میدهد. رئالیستی از این جهت که مخاطب احساس دوری بابت انیمیشنی بودن کار نمیکند، همه چیز شبیه به واقعیت و دنیای واقعی است.
فانتزی بودن از این جهت که او همیشه از رنگهای فراوان استفاده میکند و طراحیهای چشمگیر و خیالانگیز دارد (حتی از یک ساختمان خرابه). همین میشود که مخاطب انیمه را زیباتر از واقعیت میپندارد، چون به نوعی واقعیت بازتعریف شده است با اصلاحات خاص کارگردان اثر.
بنابراین، مخاطب با وجود این که اثر، فانتزی و خیالی است، باز پای کار مینشیند و از آن لذت میبرد. به علت شباهت سبک طراحی و جذابیت آثار او با آثار میازاکی، به او لقب میازاکی دوم را دادهاند.
میزانسنهای شلوغ
آثار شینکای میزانسنهای به شدت پر جزئیات، شلوغ و چشمگیری دارد. این جزئیات در محیطهای بسته بیشتر هم میشوند. همین شلوغیها و جزئیات نیز از دیگر علل جذابیت کارهای شینکای است.
در یک اتاق شلوغ در واقعیت، جذابیت چندانی نمیتوان یافت الا سردرد برای صاحب یا بازدیده کننده از اتاق! اما در اتاقهای شلوغ و ریخت و پاش جهان داستانی شینکای، مخاطب حتی از شلوغی آن نیز لذت میبرد زیرا با رنگ و چینش تک به تک اشیاء به تصویر کشیده شدهاند.
موسیقیِ خاص
شینکای در ساخت موسیقی متن آثار اخیرش، فقط از گروه (Radwimps) استفاده کرده است. این گروه با وجود پستمدرن بودن، چه با موسیقی باکلام و چه با موسیقی بیکلام خود، به خوبی حس و حال لازم را به مخاطب انتقال میدهند.
حتی در برخی آثار برجستۀ سینمایی، استفاده از موسیقی باکلام در ذوق مخاطب میزند اما موسیقی این گروه در آثار شینکای معمولا از این قاعده مستثناء هستند زیرا که هیچگاه دچار پرش حواس مخاطب نمیشوند.
نقد تدوین
دختر آب و هوا ریتم تندی دارد و این ریتم را میتوان نمادی از موارد مختلف دانست. تندی ریتم را میتوان آن را نمادی از عجول بودن نوجوانان و سرعتی که آنان از زندگی میخواهند دانست.
از سوی دیگر، ریتم مخصوصا در سکانس ورود شخصیت به شهر برای اولین بار، به شدت تند میشود. در کل ریتم تندی داریم مگر در صحنههای احساسی و عاشقانه که برای کشش و ایجاد تعلیق باید آنها را بلندتر و آرامتر ساخت.
قاببندی و زاویه دوربین
انتخاب قابها و زوایای دید بزرگ در اثر بیشتر برای تأکید بر کوچکی انسان در محیط مدرن شهری یا طبیعت است. گاه حتی این زوایا در راستای نشان دادن جزئیات محیط و شلوغی آن، کوچک انتخاب میشوند و در راستای انتقال مفهوم هستند.
نقد محتوا
آثار شینکای چند ویژگی دارند که به آنها میپردازیم.
فاصله بین نسلها و عدم حضور نهاد خانواده
از موارد ثابتی که شینکای به آنها عمیقاً پرداخته، فاصلهای است که بین نوجوانان و والدین آنها افتاده. در اثر «نام تو» میتسوها با مادربزرگش زندگی میکند و تاکی شخصیت پسر بدون حضور مادر با پدرش زندگی میکند که با او نیز برخورد سردی دارد.
در این اثر، شخصیت پسر یعنی هوداکو، از خانه و خانواده و محیط زندگی فرار کرده. یعنی ما هیچ نشانهای از والدین او جز در گزارش گم شدن او به پلیس نمیبینیم. هینا نیز مادر خود را در ابتدای داستان از دست میدهد و نشانهای از پدر او نداریم.
معمولا این عدم حضور والدین در کنار شخصیتهای آثار او را میتوان به طلاق، مرگ و میر و مستحکم نبودن بنیان خانواده نسبت داد.
این که چرا شینکای شخصیتهای خود را اغلب تنها و نهایتاً با پدربزرگ و مادربزرگ به تصویر میکشد، میتواند علتهای زیادی داشته باشد اما بزرگترین علل را میتوان به زندگی مدرن امروزی و سبک زندگی غربی نسبت داد که ژاپن را در هم بلعیده است.
شینکای در حال تبلیغ چیزی نیس بلکه به خوبی شرایط جوامع و زندگی امروزی و واقعیت آن را به تصویر میکشد.
به کارگیری سنت و اندیشه ژاپنی
شینکای را میتوان مذهبی دانست. چرا که همواره مفاهیمی از مذهب و سنت ژاپنی در آثارش هست. از ویژگیهای مشترک آثار او، میتوان به استفاده از مفاهیم سنتی و عرفانی ژاپنی در آثارش اشاره کرد.
او در نام تو، دختر آب و هوا و سوزومه، همیشه به یک مفهوم غیرزمینی اشاره دارد و ناگزیر پیوندی دارد به عالم بالا (هرچه که میخواهد باشد) این آسمانی بودن را که میراث شرقیهاست از دوران باستان، میتوان از ویژگیهای آثار او دانست.
در این اثر با دو مفهوم سر و کار داریم. اول مفهوم «کامی» که در آیین شینتو و دین بومی ژاپن به ارواح، خدایان و نیروهای طبیعی یا هر پدیده آسمانی قابل ستایش اطلاق میشود.
کامی میتواند در تمامی عناصر طبیعت وجود داشته باشد. شینتو تأکید زیادی بر هماهنگی و احترام انسان به طبیعت دارد. طبیعت در آن مقدس شمرده شده و هر جزء آن میتواند محل حضور کامی باشد.
در این اثر ما اسامی خدایان مختلفی را میشنویم. اما یکی از مهمترین مضامین آنها ایزد قربانی شونده است. در فرهنگ باستانی ژاپن سابقه دارد وقتی باران کم یا زیاد میشود، مردم تصور میکردند که باید واسطهای با خدایان برقرار شود و ما شاهد ارائه این مفهوم در قالب مدرن امروزی هستیم.
دوم نیز با مفهوم مونو نو آواره (Mono no Aware) سر و کار داریم. این یک مفهوم زیباییشناختی و فلسفی ژاپنی است که به درک عمیق و همزمانِ غمانگیز و زیبای گذرا بودن زندگی، زیباییها و پدیدههای آن اشاره دارد.
تلفیق هنرمندانه سنت و مدرنتیه
او در آثارش، به طرزی استادانه سنت و مدرنیته را در کنار یکدگیر نشان میدهد. شهر مدرن توکیو در کنار برگزاری آیینهای دینی! تقابل روستا و شهر، نوجوانان و بزرگسالان یا سالمندان و… که نشاندهندۀ لایههای عمیق فرهنگی ژاپن است.
البته که در آثار او همیشه نمایی از لایههای تاریک فرهنگی شهر توکیو و ژاپن وجود دارد که به وضوح در این اثر قابل مشاهده است.
او همیشه گوشه چشمی به سالمندان دارد و از طریق آنان مفاهیم آیینی و سنتی را در برابر عدم پذیرش شخصیتها بیان میکند.
البته که به خوبی مدرنیته و تکنولوژی و میزان دخالت آن در زندگی نوجوانان را هم به خوبی میشناسد. او توانسته به خوبی قشر نوجوان و جوان را روانشناسی و در آثارش بازنمایی کند. به همین دلیل است که مخاطبانش نیز او و آثارش را تحسین میکنند.
ارزیابی نهایی
در مجموع دختر آب و هوا و اشارههای آن به مفاهیم سنتی و آیینی باستانی ژاپن، مجموعه از عناصر برگرفته از شینتو را گرد هم جمعآوری کرده و آن را به شکلی مدرن و شاعرانه بازآفرینی میکند.
این مفاهیم اسطورههای صرف نبوده و بلکه به عنوانی نمادی از رابطه پرتنش انسان و طبیعت عمل میکنند. جایی که هر نیروی طبیعی نوعی اراده و شخصیت دارد و هر دخالت انسانی بهایی میطلبد.
در نتیجه، ما در این اثر شاهد یک درام عاشقانه، فانتزی و در عین حال واقعگرایانه هستیم که همراه با اسطوره که به فیلم عمق فرهنگی میدهد و پیام آن را در مورد تعادل، فداکاری و استقلال فردی تأثیرگذارتر میسازد.
دیدگاهتان را بنویسید