نقد فیلم سینمایی احمد ۱۴۰۴ | قالبی جدید از شخصیتپردازی در سینمای ایران
آیا تا به حال دیدهاید یک فرمانده نظامی، درست در جایی که مأموریت رسمیاش نیست، وارد میدان شود؟ همه از رنج مردم بم شنیدیم اما این فیلم قرار است جلوه ای متفاوت از این رنج را در یک قالب حرفه ای و شخصیت پردازی شهید احمد کاظمی نشان بدهد، که البته با چالش هایی هم همراه بوده که در ادامه به آنها اشاره میشود.
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم سینمایی احمد 1404 | قالبی جدید از شخصیتپردازی در سینمای ایران
فیلم سینمایی احمد تازهترین ساختهی امیرعباس ربیعی است، فیلمسازی که پیش از این با آثاری چون لباس شخصی و ضد در فضای تاریخ معاصر شناخته شده بود. احمد به تهیهکنندگی حبیب والینژاد و نویسندگی امیرعباس ربیعی و رضا محبینوری ساخته شده و در ژانر حادثهای قرار میگیرد. داستان فیلم به یکی از مقاطع کمتر روایتشدهی تاریخ معاصر ایران میپردازد ۱۸ ساعت ابتدایی زلزله بم و نقش شهید احمد کاظمی در مدیریت بحران پس از این حادثه. خلاصه رسمی فیلم چنین معرفی شده است: ساعتی پس از زلزله، احمد کاظمی وارد فرودگاه بم میشود. [۱]
این فیلم محصول مشترک مؤسسه تصویرشهر و سازمان سینمایی سوره است. نقش احمد کاظمی را تینو صالحی، بازیگر باسابقه تئاتر، ایفا میکند.[۲] در کنار او بازیگرانی چون توماج دانشبهزادی، ساره رشیدی، مهیار شاپوری، عباس جلیلزاده، عماد درویشی، مریم ماهانی، تصنیف حسینی، عرفان سروستانی و مینا شفیعی در فیلم حضور دارند. از عوامل فنی فیلم نیز میتوان به هاشم مرادی بهعنوان مدیر فیلمبرداری، حمید نجفیراد تدوینگر، مرتضی کهزادی طراح گریم، مسعود سخاوتدوست آهنگساز و محمد برادران مسئول جلوههای ویژه بصری اشاره کرد.
احمد نخستینبار در چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر و در بخش سودای سیمرغ به نمایش درآمد.[۲] این فیلم در همان جشنواره موفق به دریافت سه سیمرغ بلورین و یک دیپلم افتخار شد. طبق گزارش فهرست برندگان جشنواره، سیمرغ بهترین جلوههای ویژه بصری به محمد برادران و سیمرغ بهترین چهرهپردازی به مرتضی کهزادی برای فیلم احمد تعلق گرفت. همچنین جایزه گوهرشادِ جشنواره، با محوریت تصویر پزشک زن در فیلم، به حبیب والینژاد اهدا شد.[3]
اکران عمومی احمد پس از یک هفته تأخیر، از چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ در سینماهای سراسر کشور و با پخش بهمنسبز آغاز شد. این اکران در آستانه سالگرد زلزله بم صورت گرفت و پیش از آغاز نمایش عمومی، آنونس رسمی فیلم نیز با ساخت سیدعلی نوروزیان منتشر شد.[۴] در خبرهای مربوط به اکران، فیلم بهعنوان یکی از آثار غیرکمدی پرفروش روزهای ابتدایی نمایش معرفی شد، گزارشی در دی ۱۴۰۴ فروش بیش از ۳.۵ میلیارد تومان و جذب حدود ۵۰ هزار مخاطب را پس از دو هفته اکران اعلام کرده است.[5]
سینمای ایران قالبی جدیدی از شخصیت پردازی را امتحان میکند.
فیلم احمد را میتوان یکی از تجربههای قابل توجه سینمای ایران در ترکیب درام، حادثه، اکشن و شخصیتپردازی دانست. اگر بخواهیم فیلم را با نگاهی کلی بررسی کنیم و چند ضعف جزئی آن را کنار بگذاریم، با اثری روبهرو هستیم که در مقایسه با بسیاری از فیلمهای مشابه، از نظر اجرا، ریتم، فضاسازی و انتخاب موقعیت روایی، قدمی جلوتر برداشته است. احمد تلاش میکند از دل یک حادثه واقعی، یعنی زلزله بم، تصویری سینمایی و پرکشش از یک شخصیت مهم در تاریخ معاصر ایران ارائه دهد، شخصیتی که نام او بیشتر با میدانهای نظامی و دوران دفاع مقدس شناخته میشود، اما فیلم او را در موقعیتی انسانی، بحرانی و مردمی به تصویر میکشد.
ارزش فیلم از آنجا نمایان میشود که با یک روایت زندگینامهای معمولی طرف نیستیم. بسیاری از آثار ساختهشده درباره شخصیتهای تاریخی، انقلابی یا نظامی معمولاً به مسیر زندگی، خاطرات مهم، دستاوردهای رسمی و نقاط برجسته کارنامه آن شخصیت میپردازند. در چنین آثاری، شخصیت اصلی اغلب از ابتدا بهعنوان یک قهرمان معرفی میشود و فیلم تلاش میکند با مرور رویدادهای مختلف، اثرگذاری او را برای مخاطب توضیح دهد. اما احمد مسیر دیگری را انتخاب میکند. فیلم به جای روایت گسترده از زندگی احمد کاظمی، یک مقطع کوتاه و بسیار حساس را برمیگزیند، کمتر از بیستوچهار ساعت پس از زلزله بم. همین انتخاب باعث میشود فیلم از حالت گزارشی و مستندگونه فاصله بگیرد و وارد قلمرو درام سینمایی شود.
در اصل داستان، یک عملیات مهم و نفسگیر قرار دارد، انتقال هزاران زخمی از شهر بم در زمانی بسیار کوتاه. این اتفاق بهتنهایی ظرفیت بالایی برای ساخت یک فیلم حادثهای دارد، اما فیلم فقط به نمایش ابعاد فنی و مدیریتی این عملیات بسنده نمیکند. احمد کاظمی در فیلم بهعنوان فرماندهای دیده میشود که در دل بحران حضور دارد، تصمیم میگیرد، فشار شرایط را تحمل میکند و در کنار مردم میایستد. او در این روایت، انسانی است همراه، مهربان، پیگیر و خستگیناپذیر که تلاش میکند در میان آوار، اضطراب، بینظمی و درد، راهی برای نجات پیدا کند.
از نظر ساختاری نیز فیلم تلاش میکند از قالبهای رایج فاصله بگیرد. بسیاری از فیلمهای شخصیتمحور در سینمای ایران به شیوهای خطی ساخته میشوند، از کودکی یا جوانی شخصیت آغاز میکنند، به نقاط مهم زندگی او میرسند و در پایان تصویری کامل از مسیر او ارائه میدهند. اما احمد بر یک موقعیت متمرکز است. این تمرکز، فیلم را به سمت سینمای موقعیت سوق میدهد، سینمایی که در آن یک بحران مشخص، ظرف اصلی روایت میشود و شخصیتها در دل همان بحران تعریف میشوند. چنین انتخابی برای فیلمی درباره یک چهره شناختهشده، انتخابی جسورانه است، چون فیلم به جای توضیح دادن ساده شخصیت فیلم، او را در یک آزمون سخت قرار میدهد.
سکانسهای درام فیلم نیز نقش مهمی در تأثیرگذاری آن دارند. فضای زلزله، حضور مجروحان، اضطراب خانوادهها، فشار زمان، کمبود امکانات و آشفتگی عمومی، بستری میسازد که فیلم بتواند احساسات مخاطب را درگیر کند. در چنین فضایی، اتفاق به تقویت درام اصلی فیلم کمک میکند. مخاطب با رنج مردم، اضطراب تصمیمگیران و سنگینی مسئولیت انسانی روبهرو میشود. همین مسئله باعث میشود فیلم در برخی لحظات به اثری تأثیرگذار و میخکوبکننده تبدیل شود.
در کنار این ویژگیها، احمد را میتوان نشانهای از تغییر مسیر در ساخت فیلمهای مربوط به شخصیتهای مهم انقلاب، دفاع مقدس و تاریخ معاصر ایران دانست. در سالهای گذشته، بخش زیادی از این آثار بیشتر به معرفی مستقیم شخصیتها توجه داشتند. هدف اصلی این فیلمها معمولاً ثبت زندگی، یادآوری نقش تاریخی و برجسته کردن جایگاه یک چهره بود. به همین دلیل، برخی از آنها به فرمهایی نزدیک به مستند داستانی یا روایتهای مناسبتی شباهت پیدا میکردند. در این الگو، فیلم بیش از آنکه به درام، تعلیق و کشمکش سینمایی توجه کند، وظیفه معرفی و بزرگداشت شخصیت را بر عهده میگرفت.
اما بهتدریج این پرسش در سینمای ایران جدیتر شد که چگونه میتوان درباره شخصیتهای بزرگ فیلم ساخت، بدون آنکه اثر به یک روایت خشک، رسمی و قابل پیشبینی تبدیل شود. پاسخ برخی فیلمسازان، حرکت به سمت موقعیتهای خاص و مقاطع محدود از زندگی این شخصیتها بود. به جای آنکه کل زندگی یک فرد روایت شود، یک لحظه بحرانی، یک تصمیم مهم، یک مأموریت حساس یا یک بزنگاه تاریخی انتخاب شد. این تغییر باعث شد شخصیتها در دل نماد های سینمایی شناخته شوند، یعنی مخاطب آنها را از طریق رفتارشان در موقعیت ببیند، نه از راه توضیحهای مستقیم.
احمد نیز در همین جریان قابل بررسی است. فیلم میکوشد از الگوی زندگینامهای فاصله بگیرد و با انتخاب یک حادثه بزرگ، احمد کاظمی را در مقام یک شخصیت فعال، تصمیمساز و درگیر با مردم نشان دهد. این رویکرد میتواند برای سینمای ایران اهمیت داشته باشد، چون راهی تازه برای ساخت آثار شخصیتمحور پیشنهاد میدهد.
در این مسیر، احمد کاظمی نه بهعنوان یک تصویر ثابت و رسمی، که بهعنوان انسانی مسئول، پرانرژی و درگیر با رنج مردم معرفی میشود. همین نگاه، فیلم را از بسیاری از نمونههای مشابه جدا میکند و به آن جایگاهی قابل بحث در سینمای معاصر ایران میدهد.
فیلم زیر حضور سرداران قالیباف و شهید سلیمانی و شهید کاظمی را بعد از واقعه بم نشان میدهد.
بررسی چند مولفه فرهنگی در مورد فیلم احمد
مولفه های مثبت فرهنگی
شخصیت های واقعی انقلابی
فیلم احمد را میتوان از معدود آثار سینمای ایران دانست که بهصورت جدی به یکی از تلخترین و سنگینترین حوادث معاصر کشور، یعنی زلزله بم، پرداخته است. این حادثه در حافظه جمعی مردم ایران جایگاهی دردناک دارد، فاجعهای که هزاران خانواده را داغدار کرد، شهری تاریخی را به ویرانه تبدیل ساخت و برای سالها زخمی عمیق در ذهن بازماندگان باقی گذاشت. ارزش احمد از همین نقطه مشخص میشود، زیرا فیلم سراغ واقعهای میرود که با وجود گستردگی و تأثیر اجتماعی آن، کمتر در سینمای ایران به شکل جدی و دراماتیک بازنمایی شده است.
یکی از ارزشهای اصلی فیلم این است که تلاش میکند عمق فاجعه را به تصویر بکشد. زلزله بم در فیلم فقط یک پسزمینه تاریخی نیست، به یک موقعیت انسانی، عاطفی و بحرانی تبدیل میشود. مخاطب با شهری روبهرو میشود که ناگهان از زندگی به سوگ رسیده است. آوار، پیکرهای مجروح، خانوادههای سرگردان، اضطراب امدادرسانی و ناتوانی انسان در برابر حجم فاجعه، همگی فضایی میسازند که تماشاگر بتواند سنگینی آن حادثه را حس کند. از این نظر، فیلم در جایگاه نوعی همدردی سینمایی با بازماندگان زلزله بم قرار میگیرد، همدردیای که از مسیر نمایش رنج، اضطراب و تلاش برای نجات شکل میگیرد.
از سوی دیگر، اشاره فیلم به حضور چهرههایی مانند شهید احمد کاظمی و شهید قاسم سلیمانی ( البته مستقیما اشاره به ایشان نشده ) در آن شرایط، وجه دیگری از حادثه بم را برجسته میکند، از حضور شخصیت های ارزشمندی که در تاریخ ایران در هم عرصه های مهم برای مردم حضور داشتند و تمام تلاش خود را برای مردم ایران کرده اند، چه در زلزله چه در جنگ با داعش و چه در جنگ مدرن رمضان با آمریکا و اسرائیل، این سبک نماشگری به مردم نشان میدهد و مردم را متوجه میکند یک انقلابی واقعی تمام تلاش خود را برای کشورش و مردم میکند. مشکل از ساختار های دیگری غیر از نیروهای انقلابی است.
از شما دعوت میشود به سخنان حاج قاسم شهید که در این مورد است توجه کنید.
وهمچنین فیلم های زیر باعث میشود بیشتر با پایه داستان فیلم آشنا بشوید.
ایستادگی مردم بم
یکی دیگر از مؤلفههای مثبت فرهنگی و اعتقادی فیلم احمد، تصویری است که از مردم بم و کرمان ارائه میدهد. فیلم در میان آن حجم از آوار، داغ، اندوه و بیپناهی، صحنهای بسیار معنادار را به نمایش میگذارد، مردمی که پس از وقوع فاجعه، در سختترین وضعیت ممکن، کنار هم میایستند و نماز جماعت میخوانند. این صحنه یک تصویر مذهبی ساده نیست، و نشانهای از عمق ایمان، پیوند اجتماعی و روحیه معنوی مردمی است که حتی در لحظه فروپاشی زندگی، ارتباط خود را با خداوند قطع نمیکنند.
اهمیت این سکانس در این است که مردم بم را فقط در جایگاه قربانیان یک حادثه نشان نمیدهد. آنها انسانهایی داغدیده، رنجکشیده و آسیبدیدهاند، اما در عین حال از درون تهی نشدهاند. نماز جماعت در چنین موقعیتی، نشانهای از ایستادگی روحی است. مردمی که خانه، عزیزان و آرامش خود را از دست دادهاند، باز هم به سوی خداوند میایستند و از ایمان خود نیرو میگیرند. این تصویر نشان میدهد که ایمان در فرهنگ مردم کرمان، تکیهگاهی است که در سختترین لحظات زندگی نیز خود را نشان میدهد.
نکته مهمتر این است که فیلم نماز را جدا از عمل اجتماعی نشان نمیدهد. مردم پس از نماز، متوقف نمیشوند و فقط در اندوه خود باقی نمیمانند، آنها دوباره به میدان کمک بازمیگردند. همین پیوند میان عبادت و خدمت، یکی از زیباترین جلوههای فرهنگی فیلم است. نماز در اینجا یک تلنگر برای بازگشت به مسئولیت است. مردم از دل عبادت، نیرو، آرامش و امید میگیرند و بعد برای کمک به دیگران حرکت میکنند.

این صحنه را نیز میتوان نشانهای از رضایت به خواست الهی دانست، اما نه به معنای بیتفاوتی در برابر درد و حادثه. رضایت در اینجا یعنی انسان در برابر تقدیر الهی فرو نمیپاشد، دچار اعتراض کور و ناامیدی مطلق نمیشود و با وجود سنگینی مصیبت، همچنان به حکمت و رحمت خداوند تکیه میکند. مردم بم در این تصویر، رنج را انکار نمیکنند، اشک، داغ و اندوه وجود دارد، اما ایمان اجازه نمیدهد این رنج به پوچی و توقف تبدیل شود.
از این جهت، فیلم احمد در کنار نمایش بحران و مدیریت امداد، تصویری ارزشمند از فرهنگ دینی مردم کرمان نیز ارائه میدهد. مردمی که در اوج مصیبت نماز میخوانند و پس از آن به کمک دیگران میروند، نمونهای از جامعهای هستند که ایمان را با عمل، عبادت را با مسئولیت و توکل را با تلاش پیوند زده است. این یکی از نقاط مثبت فرهنگی فیلم است، زیرا نشان میدهد در دل یک فاجعه بزرگ، هنوز میتوان نشانههایی از امید، همبستگی، بندگی و انسانیت را دید.
تلنگر برای یک مولفه منفی فرهنگی
مخاطب با ذهنی شلوغ و دلی ناراحت از سالن سینما خارج میشود.
همانطور که پیشتر گفته شد، فیلم احمد از جهات مختلف اثری قابل تقدیر است. این فیلم نشان میدهد که سینمای ایران برای معرفی شخصیتهای ارزشی، تاریخی و انقلابی، میتواند از قالبهای تکراری فاصله بگیرد و به سراغ شیوههایی تازهتر و جذابتر برود. تجربه احمد ثابت میکند که اگر روایت زندگی و نقش یک شخصیت مهم، در دل یک موقعیت بحرانی، پرتنش و انسانی قرار بگیرد، امکان ارتباط مخاطب با آن بسیار بیشتر میشود. در چنین الگویی، مخاطب شخصیت اصلی را در عمل میبیند، تصمیمهایش را دنبال میکند، فشار موقعیت را حس میکند و از خلال رفتار او به اهمیت شخصیت پی میبرد.
از این جهت، به نظر میرسد ساخت چنین آثاری میتواند برای شناساندن بسیاری از چهرههای مهم انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر ایران مسیر مؤثرتری باشد.
با وجود همه این امتیازها، فیلم از یک جهت مهم قابل نقد است. احمد در بخشی از مسیر خود، مخاطب را با ذهنی آرام و روشن از سالن سینما خارج نمیکند. فیلم به دلیل نمایش بسیار عریان و سنگین رنج، گاهی ذهن تماشاگر را درگیر پرسشهایی عمیق و حتی آزاردهنده میکند.
مخاطب وقتی در فضای تاریک و احساسی سینما قرار میگیرد و با حجم گستردهای از درد، آوار، مرگ، مجروحیت، بیپناهی و اضطراب مردم روبهرو میشود، بهراحتی ممکن است از سطح عاطفی ماجرا عبور کند و وارد یک بحران فکری شود. او ممکن است از خود بپرسد چرا چنین فاجعهای رخ داد؟ چرا این مردم باید چنین رنجی را تحمل میکردند؟ مسئول این همه درد کیست؟ و حتی مهمتر از همه، این پرسش ممکن است در ذهنش شکل بگیرد که نسبت خداوند با این رنج عظیم چیست؟
البته روشن است که فیلم قصد دارد شدت فاجعه را پنهان نکند. سازندگان میخواهند مخاطب عمق مصیبت بم را حس کند، با بازماندگان همدرد شود، سنگینی مسئولیت در چنین موقعیتی را بفهمد و در نهایت نقش نجاتبخش احمد کاظمی را در دل این بحران درک کند. از این نظر، نمایش رنج برای فیلم ضروری است. اگر رنج مردم بم کمرنگ نشان داده میشد، بزرگی کار احمد و نیروهای حاضر در میدان نیز بهدرستی دیده نمیشد. مسئله اصلی در اصل نمایش رنج نیست، مشکل از جایی بیشتر میشود که حجم رنج آنقدر زیاد میشود که بر ذهن مخاطب غلبه میکند و فیلم توان کافی برای هدایت فکری و معنایی این رنج را ندارد.
در چنین فیلمی، وقتی فاجعه تا این اندازه پررنگ و دردناک نمایش داده میشود، اثر باید برای پرسشهای ذهنی و اعتقادی مخاطب نیز پاسخی داشته باشد. منظور از پاسخ، یک سخنرانی مستقیم یا توضیح شعاری نیست. فیلم میتواند از راه تصویر، گفتوگو، کنش شخصیتها، آرامشبخشی معنوی یا حتی یک لحظه تأمل انسانی، ذهن مخاطب را از سرگردانی بیرون بیاورد. وقتی فیلم تماشاگر را تا مرز پرسشهای سنگین درباره عدالت، رنج، تقدیر، مسئولیت انسانی و حضور خداوند در دل فاجعه میبرد، باید امکانی برای عبور از این بحران نیز فراهم کند. در غیر این صورت، رنج فقط انباشته میشود و اثر به جای ایجاد فهم، ممکن است اضطراب فکری تولید کند.

این ضعف در سکانسی بیشتر دیده میشود که قرار است شخصیت روحانی داستان درباره فراموش نشدن مردم از سوی خداوند صحبت کند. از نظر موقعیت دراماتیک، این سکانس ظرفیت بسیار مهمی دارد. در همان لحظه، فیلم میتوانست یکی از گرههای اصلی ذهن مخاطب را باز کند. حضور روحانی در میان مردم داغدیده میتوانست فرصتی باشد برای طرح یک نگاه آرامشبخش، انسانی و اعتقادی؛ نگاهی که نه رنج را انکار کند، نه آن را ساده جلوه دهد، و نه از کنار درد مردم بیتفاوت بگذرد. چنین صحنهای میتوانست به مخاطب نشان دهد که ایمان در لحظه فاجعه به معنای بیحسی در برابر درد نیست، بلکه راهی برای ایستادن، همراهی کردن، امید دادن و معنا بخشیدن به رنج است.
اما فیلم در همین نقطه دچار لغزش میشود. روحانی داستان چند جمله زیبا و تأثیرگذار میگوید، اما پس از آن، تحت فشار حجم سنگین رنج، دیالوگی به زبان میآورد که مضمون آن این است، ((من آخوندی نمیکنم.)) این جمله ممکن است در ظاهر نشانه صداقت، همدلی یا فروتنی شخصیت باشد، اما در ساختار معنایی فیلم، اثر دیگری بر ذهن مخاطب میگذارد. مخاطبی که منتظر نوعی روشنشدن فضاست، ناگهان با جملهای روبهرو میشود که انگار خود شخصیت روحانی نیز در برابر این حجم درد، از نقش معنوی و دینی خود عقب مینشیند. این اتفاق به جای آنکه پرسش ذهنی مخاطب را آرام کند، آن را شدیدتر میکند.
در واقع، فیلم در این نقطه میتوانست رنج را به معنا پیوند بزند، اما بیشتر بر شدت رنج میافزاید. مخاطب پیش از آن نیز با ویرانی، مرگ و بیپناهی روبهرو شده بود. او اکنون نیاز داشت که فیلم از دل همین تاریکی، روزنهای از فهم، امید یا تکیهگاه معنوی نشان دهد. با این حال، سکانس مورد نظر چنین کارکردی پیدا نمیکند. حتی میتوان گفت این صحنه ناخواسته مسئله را پیچیدهتر میکند؛ زیرا شخصیت روحانی که میتوانست نماینده آرامش، معنا و امید باشد، خودش در برابر فاجعه دچار نوعی ناتوانی کلامی میشود.
این مسئله برای فیلمی مثل احمد اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم فقط با یک حادثه طبیعی طرف نیست. زلزله بم در این اثر به یک آزمون انسانی، اخلاقی و اعتقادی تبدیل شده است. وقتی فیلم چنین سطحی از درد را به تصویر میکشد، باید مراقب باشد که مخاطب را در رنج رها نکند. اگر قرار است ناجی نشان داده شود، اگر قرار است تلاش احمد کاظمی و دیگر نیروهای حاضر در میدان برجسته شود، باید در کنار آن، معنای این نجات نیز روشن شود. مخاطب باید بفهمد که در برابر فاجعه، انسان مؤمن و مسئول چه نسبتی با درد مردم دارد، چگونه میایستد، چگونه عمل میکند، چگونه امید میدهد و چگونه اجازه نمیدهد رنج به پوچی تبدیل شود.
بنابراین، نقد اصلی به فیلم این نیست که چرا رنج مردم بم را با صراحت نشان داده است. اتفاقاً یکی از نقاط قوت فیلم همین است که فاجعه را کوچک نمیکند و از کنار درد مردم ساده عبور نمیکند. نقد اصلی این است که فیلم در برابر پرسشهایی که خودش در ذهن مخاطب ایجاد میکند، پاسخ کافی نمیدهد. احمد در نمایش بحران موفق است، در ساختن فضای اضطراب و اندوه توانمند عمل میکند، در تصویر کردن تلاشهای میدانی احمد کاظمی اثرگذار است، اما در هدایت فکری مخاطب پس از مواجهه با این حجم رنج، ضعف دارد.
به همین دلیل، میتوان گفت فیلم از نظر احساسی بسیار قدرتمند است، اما از نظر پاسخ معنایی و اعتقادی به همان اندازه کامل نیست. اثری که مخاطب را تا عمق فاجعه میبرد، باید برای بازگرداندن او از آن عمق نیز تدبیری داشته باشد. در غیر این صورت، تماشاگر ممکن است به جای خروج با حس امید، مسئولیت و شناخت بیشتر از شخصیت احمد کاظمی، با ذهنی سنگین، پرسشهایی حلنشده و دغدغهای اعتقادی از سالن خارج شود. این همان نقطهای است که احمد با وجود ارزشهای فراوانش، نیازمند تأمل و نقد جدی است.
چند کلام با مخاطبینی که شاید برایشان دغدغه اعتقادی پیش آمده باشد
تماشای فیلم احمد ممکن است برای بعضی از مخاطبان، پرسشهای جدی و سنگینی ایجاد کند. وقتی انسان با صحنههای دردناک زلزله، آوار، داغ خانوادهها و رنج مردم روبهرو میشود، طبیعی است که دلش بلرزد و ذهنش درگیر شود. اما برای فهم درست این حوادث، باید نگاه انسان از یک صحنه کوتاه و محدود فراتر برود.
میتوان زندگی انسان را شبیه یک سریال صد قسمتی تصور کرد، سریالی که ما در دنیا فقط چند قسمت ابتدایی آن را میبینیم. اگر فرض کنیم تا قبل از دنیای آخرت، فقط ده قسمت از این سریال پخش شده باشد، طبیعی است که بسیاری از اتفاقات برای ما کامل و روشن نباشد. ما هنوز پایان داستان را ندیدهایم، هنوز از نتیجه بسیاری از رنجها خبر نداریم، هنوز نمیدانیم خداوند در ادامه مسیر چه جبرانها، چه رحمتها و چه حقیقتهایی را آشکار خواهد کرد. به همین دلیل، انسان نباید با دیدن چند قسمت محدود، درباره کل داستان قضاوت عجولانه کند.
در نگاه دینی، دنیا همه حقیقت نیست. زندگی انسان با مرگ تمام نمیشود و عدالت الهی فقط در محدوده کوتاه دنیا معنا پیدا نمیکند. بسیاری از دردها، فقدانها و رنجهایی که در این جهان برای ما سنگین و غیرقابل فهم است، در ادامه مسیر انسان و در جهان آخرت معنای کاملتری پیدا میکند. ایمان به آخرت یعنی انسان باور داشته باشد که هیچ اشکی، هیچ رنجی، هیچ مظلومیتی و هیچ صبری نزد خداوند گم نمیشود.
از سوی دیگر، باید این مسئله را هم منطقی دید. زلزله یک پدیده طبیعی است و ممکن است در هر نقطهای از جهان اتفاق بیفتد. هیچ کشوری بهطور کامل از حوادث طبیعی در امان نیست. بنابراین، مواجهه درست با چنین حوادثی، باید عقلانی، علمی و مسئولانه هم باشد. انسان باید به دنبال راهحلهای ابتدایی و ضروری برود، مثل مقاومسازی ساختمانها، جایگزینی خانههای فرسوده، آموزش عمومی، آمادگی امدادی، مدیریت بحران و ساخت شهرهایی ایمنتر. اگر بدانیم زلزله ممکن است هر جایی رخ دهد، مسئولیت ما این است که تا حد توان، خسارت و رنج آن را کمتر کنیم.
در حقیقت، ایمان درست انسان را از مسئولیت فراری نمیدهد. انسان مؤمن فقط نمیگوید این حادثه تقدیر بود و دیگر کاری نمیشود کرد. او میپرسد چه باید کرد تا جان انسانها حفظ شود؟ چگونه میتوان خانههای ناایمن را اصلاح کرد؟ چگونه میتوان در لحظه بحران سریعتر به مردم کمک رساند؟ چگونه میتوان داغ خانوادهها را کمتر کرد؟ این نگاه، ایمان را با عقلانیت و عمل پیوند میزند.
فیلم احمد از همین جهت میتواند معنای مهمی داشته باشد. این فیلم نشان میدهد که در دل یک فاجعه، انسانهایی وارد میدان میشوند و تلاش میکنند از حجم درد مردم کم کنند. شاید یکی از جلوههای رحمت الهی همین باشد که خداوند در لحظات سخت، دلهایی را بیدار میکند، انسانهایی را به حرکت درمیآورد و دستهایی را برای کمک به سوی مردم میفرستد. امدادگری که آوار را کنار میزند، پزشکی که مجروح را درمان میکند، فرماندهای که برای نجات مردم تصمیم میگیرد، مردمی که به کمک هم میآیند و انسانهایی که در اوج خستگی دست از خدمت نمیکشند، همه میتوانند نشانههایی از رحمت خداوند در دل بحران باشند.
پس مخاطب فیلم نباید در برابر رنج فقط متوقف شود. رنج را باید دید، باید با بازماندگان همدردی کرد، باید از حادثه درس گرفت و باید به مسئولیت انسانی و اجتماعی خود فکر کرد. اگر زلزله بم یک زخم بزرگ در حافظه مردم ایران است، یادآوری آن باید ما را بیدارتر، مهربانتر، آمادهتر و مسئولتر کند. ایمان یعنی انسان در برابر تاریکی، چراغی روشن کند، در برابر درد، بیتفاوت نماند، و در برابر حادثه، هم به حکمت خداوند اعتماد داشته باشد و هم وظیفه انسانی خود را انجام دهد.
جایگاه طلبه فیلم
در پرداخت به شخصیتهای طلبه و روحانی، فیلم میتوانست با دقت و ظرافت بیشتری عمل کند. از یک سو، حضور طلاب در صحنههای کمکرسانی و همراهی آنان با مردم آسیبدیده، تصویری مثبت و قابل احترام از این قشر نشان میدهد. این بخشها یادآور این نکته است که روحانیت در موقعیتهای بحرانی، میتواند کنار مردم باشد و در میدان خدمت حضور پیدا کند.
اما در کنار این تصویر مثبت، برخی سکانسها ممکن است اثر معکوس بگذارند. برای نمونه، صحنه افتادن عمامه طلبه بر اثر باد موتور هواپیما، با توجه به حساسیتهای اجتماعی درباره نماد عمامه، میتوانست با احتیاط بیشتری طراحی شود. همچنین دیالوگ پزشک درباره طلبهای که پرستاری را رها کرده، ممکن است در ذهن مخاطب این برداشت را ایجاد کند که طلبه شخصیتی کمتجربه، ساده، ناتوان و بیاثر است.
بهتر بود فیلمساز مراقب این تعارض تصویری میبود، زیرا چنین نمایشهایی میتواند ناخواسته به تقویت یک نگاه منفی رایج کمک کند؛ نگاهی که طلبهها را افرادی ساده، بیبخار، منفعل و ناتوان در مواجهه با موقعیتهای جدی نشان میدهد. این در حالی است که خود فیلم در بخشهایی دیگر، تلاش دارد حضور طلاب را در کنار مردم و در مسیر کمکرسانی نشان دهد.
بنابراین، بهتر بود فیلم میان نمایش لحظات انسانی، طنز موقعیت و حفظ شأن شخصیتهای روحانی تعادل دقیقتری برقرار میکرد. اگر قرار بود ضعف یا ناتوانی فردی از میان طلاب نشان داده شود، لازم بود در کنار آن تصویری قویتر، فعالتر و مؤثرتر از روحانیت نیز ارائه شود تا مخاطب دچار برداشت یکطرفه نشود. این دقت میتوانست باعث شود حضور روحانیون در فیلم منسجمتر، محترمانهتر و از نظر فرهنگی اثرگذارتر دیده شود.
جمع بندی
در مجموع، فیلم احمد اثری قابل تقدیر در سینمای ایران است؛ اثری که با انتخاب یک مقطع حساس از زلزله بم، توانسته تصویری متفاوت از شهید احمد کاظمی و نقش انسانهای مسئول در لحظه بحران ارائه دهد. فیلم از نظر نمایش رنج مردم، بازسازی فضای فاجعه، توجه به ایمان و ایستادگی مردم بم و حرکت به سمت قالبهای جدید شخصیتپردازی، ارزشمند و اثرگذار است.
با این حال، بهتر بود در برخی بخشها، مخصوصاً در پاسخدادن به پرسشهای اعتقادی مخاطب و همچنین نحوه نمایش شخصیتهای طلبه و روحانی، با دقت بیشتری عمل میشد. با همه این نکات، احمد تجربهای مهم است که نشان میدهد سینمای ایران میتواند برای معرفی شخصیتهای ارزشمند انقلاب، از روایتهای خشک فاصله بگیرد و به سراغ آثاری انسانیتر، دراماتیکتر و مخاطبپسندتر برود.
لینک خام منابع
[۱] https://www.mehrnews.com/news/6692579/احمد-به-سینماها-می-آید-روایتی-از-ساعات-آغازین-زلزله-بم
[۴] https://www.mehrnews.com/news/6698246/آنونس-رسمی-احمد-رونمایی-شد
[۵] https://vista.ir/n/yjc/6nr3v
دیدگاهتان را بنویسید