صنعت تبلیغاتی هلوکاست | بهانهای برای اشغالگری
اگر هولوکاست فقط یک رویداد در تاریخ است، چرا درباره هیچ واقعه دیگری این اندازه فیلم، کتاب، قانون، موزه و حساسیت سیاسی وجود ندارد؟ چرا پرسیدن چند سؤال درباره آن در برخی کشورها جرم محسوب میشود، اما انکار یا نقد بسیاری از فجایع دیگر نه؟ آیا با یک حقیقت تاریخی روبهرو هستیم یا قرار است با افکار مردم دنیا بازی شود؟
پدیدآورنده: محمدحسین رحمانی
مقدمه | صنعت تبلیغاتی هلوکاست
عدهای معتقدند هولوکاست از دهه هشتاد به بعد به پدیدهای صنعتی – تجاری و تبلیغاتی تبدیل شده است. پایگاه و مراکز اصلی این صنعت یا تجارت در آمریکاست و با صفآرایی در برابر جهان میخواهد به بهانه طرح مسئله قربانیان هولوکاست، پول به دست آورد و به اصطلاح کاسبی کند و از طرف دیگر حضور ننگین خود را در خاورمیانه و کشتار فلسطینیان را توجیه نماید.
فهرست مطالب
Toggleفیلم های هولوکاست برای دوره راهنمایی و دبیرستان
بدین سبب فعالیت در خصوص واقعنمایی هولوکاست از آغاز دهه ۹۰ گسترش یافته و بیشتر میشود. تاکنون در مورد هولوکاست صدها کتاب به رشته تحریر درآمده و هزاران فیلم و تئاتر و مجموعه تلویزیونی ساخته شده است این آثار به زبانهای مختلف ترجمه و در کشورهای مختلف دنیا بویژه در جهان غرب ارائه شدهاند. گرچه جنبه هولوکاست در اثر تکرار و تبلیغات گسترده در اغلب کشورها یک رویداد تاریخی و واقعیتی غیر قابل انکار داشته و به افکار عمومی القا گردیده است.
ولی مردم دنیا اطلاعات موثق مستند و معتبری – درباره آن ندارند حتی موضوع هولوکاست در محافل دانشگاهی و دیگر مراکز آموزشی در جهان به صورت یک رویداد تاریخی غیر قابل تشکیک مورد آموزش قرارمیگیرد، اما علی رغم همه این تبلیغات رسانهای توسط آمریکا و اروپا بسیاری از اندیشمندان غربی با تردید به افسانه هولوکاست مینگرند.
یکی از دانشمندان که در نقد هولوکاست نوشتهاند، نورمن فینکلشتاین است. او «صنعت هولوکاست» را تزویر و فریبکاری خواند و گفت صهیونیسمها از هولوکاست بهعنوان توجیهی برای قتل، حبس، شکنجه و مصادرهٔ اموال صدها هزار فلسطینی بیان میکنند. اما تنها فلسطین نیست که اشغال خود را مدیون گرز هولوکاست است، بلکه اشغال بسیاری از جایگاههای کلیدی قدرت در جهان اروپایی – آمریکایی توسط یهودیان نژادپرست نیز مدیون همین گرز است. و کسی حق و جرئت تشکیک و تحقیق درباره این واقعه تاریخی را ندارد.

طرح جرم برای پژوهش درباره جریان تاریخی هلوکاست
در این میان هر گروهی که جسورانه به طرح آراء درباره این واقعه پرداختند، که عموم آنها هم در قلب اروپای به اصطلاح متمدن هست به جرم اینکه پژوهشی درباره تاریخ هولوکاست کردهاند به زندان محکوم شدهاند. مثلا محکوم شدن دیوید ایروینگ مورخ انگلیسی به سه سال حبس به اتهام تجدیدنظر طلبی، نامی دیگری است که به فهرست تمامی روشنفکرانی میافزاید که به جرم اینکه در اروپا علیه واقعیت هولوکاست سخن گفته و یا یادداشتی درباره این موضوع اظهارنظر کردهاند. در ذیل به برخی از این محاکمات اشاره شده است؛
– سپتامبر ۲۰۰۳: «ولفگانگ فروهلیخ» اتریشی، نماینده سابق راست افراطی، در پی انتشار کتابی که «دروغ» نام دارد و دروغهای مربوط به اتاقهای گاز را افشا میکند به یک سال حبس تأدیبی و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم میشود.
– فوریه ۲۰۰۶: ارنشت ،تزوندل یکی از مهمترین ناشران جهانی کتابهای ضد سامی به اتهام ترغیب به نفرتنژادی در دادگاه مانهایم محاکمه میشود، اتهام اصلی او زیر سؤال بردن اتاقهای گاز نازی هاست. اولین محاکمه وی در نوامبر ۲۰۰۵ پس از آنکه دادگاه وکیل او را به ایراد سخنان ضد یهود متهم و اخراج میکند و لغو میشود. تزوندل که در مارس ۲۰۰۵ به کانادا مسترد شده، ممکن است به پنج سال حبس محکوم شود.
– اکتبر ۲۰۰۵: «زیگفرید وربکه» بلژیکی به اتهام ابراز تردید در مورد واقعیت نسل کشی یهودیان در اینترنت در دادگاه مانهایم حاضر میشود. او که از هلند به آلمان فرستاده شده پیش از این نیز در دادگاه تجدید نظر «انورس» (بلژیک) به اتهام تجدیدنظر طلبی و نژاد پرستی به یک سال حبس و پرداخت ۲۵۰۰ یورو جریمه محکوم شده است، محاکمه وی هنوز هم ادامه دارد.
– دسامبر ۱۹۹۹: مانفرد رودر آلمانی به خاطر اینکه نسلکشی یهودیان توسط نازیها را دروغی بزرگ خوانده بود، در دادگاه گروسمز هلن به ۲ سال حبس محکوم میشود.
– ۲۹ اوت ۱۹۹۵: «بلا اوالمه التانز» رهبر راست افراطی آلمان به خاطر نفى هولوکاست در فیلمی با نام «حرفه نئونازی» در دادگاه برلین به ۳/۵ سال حبس محکوم میشود. او قبلاً هم در مونیخ به ۱۸ ماه زندان محکوم شده بود در ۱۳ نوامبر ۱۹۹۲، گوئنتر آنتون دکرت» رهبر حزب «ان. پ. د» نیز به اتهامی مشابه در «مانهایم» به یک سال حبس تعلیقی محکوم میشود.
داستان هولوکاست بهانهای برای تشکیل رژیم اشغالگر اسرائیل
اما اگر بخواهیم درباره انگیزه اهداف مطرح کردن این واقعه تاریخی با این همه آب و تاب و اغراق شده بگوییم؛ و اینکه چرا صهیونیسم ها و یهودیان اینقدر حساسیت دارند بر خدشهدار شدن این واقعه تاریخی با همه جزئیاتش هستند؟ در جواب بخواهیم مطلبی را بیان کنیم باید بگوییم؛ هولوکاست ابزاری در دست صهیونیست ها برای انتقال نفرت شده است که آنها به نام مورد ظلم واقع شدن به مردم فلسطین و به بشریت ظلم میکنند. بهانهای که صهیونیستها با ترساندن یهودیان جهان به مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطینیها دامن بزنند و یک حکومت اشغالگر تشکیل دهند.
و در ادامه سرپوشی باشد بر فطرت و روحیهی انسانی مردم جهان که در مقابل این جنایات رژیم صهیونیستی در مقابل دوربین رسانهها توجیهی داشته باشند. و باید اشاره کرد که اسرائیلِ امروزی نمیتوانست بدون داستان شش میلیون یهودی سوزانده شده تأسیس شود.
– ایجاد دولت یهودی در مرحله اول نیازمند سرازیر شدن یهودیان از همه جای جهان به فلسطین بود.
– غلبه نظامی صهیونیسم بر فلسطین به حمایت اقتصادی، نظامی و سیاسی از سراسر جهان نیاز داشت.
– ایجاد رعب و وحشت در اکثریت فلسطینیها، برای راندن آنها از خانهها و سرزمین خود و انکار حقوق مدنی و سیاسیشان لازم بود.
تنها استمرار داستان هولوکاست میتوانست چنین جنایاتی را در سطح جهان قابل تحمّل سازد. حسّ همدردی عمیق با یهودیان که با زنده کردن یاد هولوکاست، حیاتی دوباره مییافت، تمام جنایات فجیع بر ضد فلسطینیان را هر اندازه که ناعادلانه بود، بیاهمیت مینمود. نواختن مداوم آهنگ هولوکاست، هم اینکه پولها را از طرف یهودیان و غیریهودیان سرازیر نگه میدارد و هم دلیل موجّه و نامحسوسی برای تمام ظلمهایی که بر عربها روا داشته میشود، پدید میآورد.
رسانهها فقط اینجا را ثبت کردهاند….
قدرت واقعی داستان هولوکاست در احساسات بشریِ برانگیخته از آن نهفته است. خاطرات غمبار سالخوردگان یهودیِ برجای مانده، کلمات دلربایِ آن فرانک، عکسها و فیلمهای خبری جنازههای پوست به استخوان چسبیده و تکه تکه شده است که در عمق ادراک و آگاهی ما جای گرفته است.
ثبت تصویری، سند واقعی هولوکاست است. زیرا ما قربانیان آن را در صحنههای دلخراش مرگ مشاهده کردهایم. امّا صحنههای مشابهی را نیز از هر جنگ دیگری میتوان نشان داد. ما میتوانیم میلیونها قربانیِ کمونیسم را در ارتش سرخ تروتسکی یا پاکسازیهای استالین مشاهده کنیم. ما میتوانیم هزاران زن و کودکی را که در اردوگاههای تحت کنترل بریتانیا در جنگ بوئر، جان باختند مشاهده کنیم. ما میتوانیم جنازههای میدانهای اعدام کامبوج یا جنگلهای غرق در خون رواندا را مشاهده کنیم، ولی ما عکسها و فیلمهای این قربانیان را هر روز و هر سال نمیبینیم.
آن قربانیان جنگهای دیگر در میان بناهای ملّی واشنگتن بنای یادبود چند میلیون دلاری ندارند و از لابی سیاسی یا تبلیغکنندگان هالیوودی برخوردار نیستند. چون یاد کردن از آن قربانیان با برنامهی کار کسانی که تصمیم میگیرند مردم چه خبری را ببینند و بشنوند تناسبی ندارد! درحالیکه بزرگترین حادثه زاییدۀ نژادپرستی هولوکاست قتلعام دهها میلیون مسیحی توسط بلشویکهای تحت فرمان یهودیان در اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی بودهاست. ولی متأسّفانه در دوران امروزه ما، حوادث و اهمیت آنها آنگونه است که یهودیان نژادپرست میپسندند، تعریف میشود.
در بدو تشکیل رژیم اشغالگر اسرائیل بخشی از موجودیت شان، از تاوان و غراماتی که روزمره از مستعمره ای به نام “مردم اروپا” گرفته میشد بنا شده بود. و آنها بابت اداره زندگی و ادامه حیات سیاسیشان مدیون این افسانه معروف میان تهی هستند. چون در واقع داستان هولوکاست بود که باعث سرازیر شدن دهها میلیارد دلار، کمک از طرف امریکا و بیش از این مقدار به عنوان غرامت از طرف آلمان شده بود. ناحو گلدمن به طور شگفتآوری در مورد تأثیر غرامت پرداخت شده توسط آلمان بر اسرائیل میگوید:
«آلمانیها کل مبلغ 80 میلیارد را پرداخت خواهند کرد. بدون غرامت آلمان که در ده سال نخست تأسیس اسرائیل بهعنوان یک دولت، پرداخت آن آغاز شد، اسرائیل قادر به ایجاد حتّی نیمی از تأسیسات زیربنایی فعلی خود نبود. تمام قطارهای اسرائیل آلمانی هستند. کشتیها آلمانی هستند. تأسیسات الکترونیکی و حجم وسیعی از صنعت اسرائیل نیز چنین وضعیتی دارند… البته غرامتِ پرداختی به افرادِ بازمانده کاملاً مجزاست. اسرائیل امروزه صدها میلیون دلار بر اساس واحد پول آلمان سالانه دریافت میکند… برخی سالها میزان پول دریافتیِ اسرائیل از آلمان دو یا سه برابر کمکهای جمعآوری شده از جامعهی یهودی بینالمللی است.»
هولوکاست با آن ابعاد و وسعت که صهیونیستها مدعی هستند، اتفاق افتاده است؟
هولوکاست اتفاق افتاده است اما در ابعاد ادعایی آن جای بحث و تردید وجود دارد. طبق تحقیقاتی که حتی بین خود غربیها صورت گرفته، ابعاد هولوکاست این ابعادی نیست که مطرح میشود، یعنی درحال حاضر صهیونیستها و حامیان آنها، آن را در حد کشتار 6 میلیون نفر یهودی عنوان میکنند، درحالیکه طبق برخی از تحقیقات این عدد خیلیخیلی کمتر است.
کل یهودیان که از ابتدا از اروپا به سرزمینهای اشغالی رفتند شاید کمتر از یک میلیون بود و البته به تدریج بیشتر شدند، یعنی اصلاً جمعیت یهودیان در اروپا جمعیت خیلی زیادی نبود و برخی تشکیک میکنند بر اینکه اصلاً 6 میلیون یهودی در اروپا بوده باشد، چه برسد به اینکه 6 میلیون کشته شده باشند. قبل از کشتارها هم جمعیت یهودی در اروپا بسیار کمتر از این میزان بوده است. با این وصف باید حداقل 9-8 میلیون جمعیت یهودی ساکن در اروپا باشد که 6 میلیون کشته شدهاند. یکمیلیون رفته باشند و چندمیلیون هم مانده باشند.
برای مطالعۀ بیشتر: نقد فیلم فلسطین ۳۶ | زندگی زیر سلطۀ اسرائیل
بله. اصلا چنین جمعیتی در اروپا وجود نداشته است. ضمناً کشتن 6 میلیون آدم بالأخره تاسیسات خیلی زیادی میخواهد. با آن تعداد بهاصطلاح کورههای آدمسوزی، وقتی برخی از محققان محاسبه میکنند، شاهدیم این تعداد اصلاً با آن تعداد تجهیزات همخوانی ندارد بنابراین عدد یک میزان کاملاً اغراقشده است که برای بهرهگیریها و سوءاستفادههای سیاسی به صورت کاملاً غیرواقعی بزرگ شده است. چنین عددی وجود ندارد.
اینکه سران یهودی و صهیونیستها مشوقان اصلی هیتلر و دستگاه نازی برای اعمال فشارها به یهودیان بودند درسته!؟
هرچند در اصل ماجرای هولوکاست بهمعنای اینکه دولت هیتلر تعدادی از یهودیان را در اروپا کشت، شکی نیست. این اتفاق افتاده است. در اینکه رژیم نازی آلمان، یهودیها را میگرفت و به شیوههای مختلف از بین میبرد، شکی وجود ندارد و چنین ماجرایی وجود داشته، هرچند در اینکه دلیل این اقدامات هم چه بود بحث زیاد است.
ازجمله بحثهایی که وجود دارد این است که، خود سران یهودی و صهیونیستها ازجمله مشوقان هیتلر و دستگاه نازی برای این اعمال فشارها به یهودیان بودند؛ به دلیل اینکه یهودیان در اروپا به هیچ وجه امنیت جانی و مالی نداشته باشند و طبق نقشهای که اینها برای مهاجرت یهودیان به فلسطین ریخته بودند، آنها برای حفظ جان خود ناچار شوند به فلسطین مهاجرت کنند.
چون یهودیان به این سادگی راضی به مهاجرت نمیشدند. در کنفرانس بازل که در سال 1898 برگزار شد و در آنجا ایده کشور صهیونیستی توسط هرتسل مطرح شد، گذشته از اینکه چندجا را تعیین کردند ازجمله مکانها در آمریکایجنوبی و آرژانتین بود. ظاهراً جایی در آفریقا را هم درنظر گرفتند و یکجای دیگر سرزمین فلسطین بود که بهعنوان سرزمین آبا و اجدادی یهودیان ادعا داشتند و مطرح کردند.
یکی از مشکلاتشان این بود که یهودیانی که در اروپا بودند و آن کشورهای مختلف را وطن خود میدانند و بهعنوان مثال یک فرد لهستانی، یک فرد فرانسوی و یک فرد آلمانی است که آباء و اجدادی در آن کشورهای اروپایی صدها سال ریشه داشتند را چگونه راهی یک سرزمین دیگر کنند که بهکلی با آن کشورهای اروپایی به لحاظ آبوهوایی، جغرافیایی، اقتصادی، صنعتی، امکانات شهری و.. متفاوت است.
یکی از مشکلاتشان این بود که چطور میتوان به این فرد گفت از وطن خود به آن سرزمین بروید که میخواهیم یک کشور صهیونیستی و یهودی تشکیل دهیم آن هم با آن مخاطراتی که وجود دارد یعنی باید به آنجا برود، بجنگد و قتلعام کند و دیگرانی هستند که با او وارد جنگ میشوند. این مسائل موجب میشد سران صهیونیست به این نتیجه برسند که باید به نوعی عامل فشار روی یهودیان بگذاریم و حتماً باید تحتفشار باشند تا از منطقه اروپا به قلب خاورمیانه مهاجرت کنند.
مشکلات یهودیان در اروپا و آسیای شرقی
البته این نکته قابل توجهی است که یهودیان در اروپا قبل از این هم تحتفشار قرار داشتند؛ بهدلیل اختلافات دینی و مذهبی که بین یهودیان و مسیحیان بود. مسیحیان درواقع یهودیان را عامل کشته شدن حضرت عیسی(ع) میدانستند و بههیچوجه نگاه مثبتی به یهودیان نداشتند. یهودیها در واقع افراد و قومی منفور در اروپا بودند. اما با این همه بهلحاظ مسائل اقتصادی و عملکردهایی که داشتند و بهلحاظ اینکه آنجا بههر ترتیب سرزمین آباء و اجدادی آنها بود، در اروپا حضور داشتند.
سران صهیونیست هدفشان این بود که این فشارها را بر یهودیان بیشتر کنند؛ آنقدر بیشتر که یهودیها احساس کنند اگر در اروپا بمانند جانشان بهصورت جدی در خطر است؛ پس درواقع هیتلر به کمک سران صهیونیست آمد؟ حتماً همینطور است. یعنی یک نظریه جدی در این زمینه وجود دارد و آن هم اینکه هیتلر عامل اجرای طرح و نقشه سران صهیونیسم بود.
و در آخر باید به این اشاره کرد که این شگرد تبلیغی صهیونیسمها هست که با مظلوم نمایی میخواهند نفرت و خشم مردم جهان را از عقاید و جنایات خود در جای جای دنیا بکاهند و توجیهی برای مقاصد شوم سیاسی و اعتقادی خود داشته باشند. در تاکید این یادداشت بخشی از بیانات رهبر شهیدمان در این موضوع را آوردهایم.
صهیونیستها از آغاز شروع کار خود، به سمت رسانههاى خبرى و تبلیغى رفتند. یکى از سیاستهاى آنها این بود که رسانههاى تبلیغى دنیا را قبضه کنند. امروز اینگونه است. آنها از اوّلِ کار، یک شگرد تبلیغى را انتخاب کردند که بسیار مهمّ و تعیین کننده بود و تا امروز تأثیرگذار بوده است؛ آن شگرد تبلیغى عبارت است از مظلومنمایى. براى مظلومنمایى، داستانها و افسانههاى فراوانى جعل شد؛ خبرهایى ساخته شد و تلاشهای بىوقفهاى انجام گرفت. امروز هم در نهایت سفّاکى، باز همان تبلیغات ادامه دارد؛ یعنى باز هم مهمترین کار صهیونیستها در دنیاى تبلیغات، مظلومنمایى است.۱۱/۱۱/۱۳۸۰
فرجام سخن | صنعت تبلیغاتی هلوکاست
اگر قرار است تاریخ چراغ راه آینده باشد، آیا میتوان بخشی از آن را از دایره پرسش بیرون گذاشت؟ هر روایتی که بر سرنوشت ملتها، جنگها، مهاجرتها و تصمیمهای سیاسی اثر گذاشته باشد، باید توان ایستادن در برابر نقد و پژوهش را نیز داشته باشد. شاید مسئله اصلی هولوکاست این باشد که روایت آن چگونه توانست بر سیاست، رسانه و وجدان مردم جهان سایه بیفکند و چه کسانی از تداوم این روایت بیشترین سود را بردهاند.




دیدگاهتان را بنویسید