چطور لایکها زندگیمان را به رقابت بیمارگونه تبدیل کردند؟ | اثر مقایسه اجتماعی در فضای مجازی
چطور لایکها زندگیمان را به رقابت بیمارگونه تبدیل کردند؟ | اثر مقایسه اجتماعی در فضای مجازی
نویسنده: میلادپورعسگری
امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که اینترنت و شبکههای اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی ما شدهاند. به شکلی که امکان ادامه زندگی روزانه غیر ممکن جلوه میکند. دنیای امروز عصر سلطه شبکههای اجتماعی است. چرا که نه تنها روابط انسانی و فرهنگی ما را دچار دگردیسی نموده بلکه حتی عرصههای مهمِ اقتصادی، سیاسی و حتی آموزش را هم تحت تاثیر خود قرار داده است.
در این مطلب قصد داریم به یکی از تأثیرات نامطلوب شبکههای اجتماعی بر روابط فردی و میان فردی اشارهای داشته باشیم. یکی از تاثیرات مخرب شبکههای اجتماعی با ساختار و ویژگیهایی که در حال حاضر دارند؛ نابودی «عزت نفس» و «اعتماد به نفس» و «حس رضایت» با استفاده از تأثیرگذاری بر یک نیاز طبیعی و مفید انسانی یعنی «مقایسه کردن» است.
در واقع نظریه «مقایسه اجتماعی-Social comparison» متعلق به روانشناسی به نام «لئون فستینگر» در سال 1954م است. این نظریه میگوید که مردم برای ارزیابی خودشان اغلب به مقایسه با دیگران روی میآورند.
مقایسه خود با دیگران یک گرایش طبیعی است که به ما کمک میکند تا نسبت به جایگاه و موقعیت خود در جامعه درک درستی داشته باشیم. خودمان را اصلاح و تکامل ببخشیم. به درک بهتری از خود برسیم و در واقع به خودشناسی برسیم. یا اگر در وضعیت نامطلوبی از جهت فکری، اقتصادی و یا اجتماعی قرار داریم، از طریق مقایسه آگاه شویم و یا به عنوان انگیزه استفاده کنیم و خود را تغییر دهیم.
فهرست مطالب
Toggleمشکلات مقایسه اجتماعی در فضای مجازی
اما مشکلاتی که این شبکههای اجتماعی برای ما ایجاد میکنند این است که زمینه ارتباط ما با یک جامعه مخاطب نامحدود را فراهم میآورند. جامعه مخاطبی که در فضای مجازی در تلاشند تا تصویر خوبی از خود به نمایش بگذارند. به طور مثال کاری که بلاگرها در اینستاگرام انجام میدهند؛ ویترینی است که در آن خبری از مشکلات، شکستها، ناراحتی و روزمرگیها نیست. یعنی یک زندگی بینقص و دور از واقعیت.
ساختار این شبکهها هم به گونهای طراحی شده که افراد برای بهتر دیده شدن باید با هم رقابت کنند آن هم با ملاکهایی چون لایک، کامنت، بازدید و فالور. در واقع موارد یاد شده ملاکهایی هستند برای این که به افراد حس ارزشمندی و موفقیت دهند.
مشکل دیگری که این فضا برای مخاطبان خود ایجاد میکند مسأله بحران هویت است که این امر خود به مقایسه اجتماعی بیشتر در فضای شبکههای اجتماعی دامن میزند. به زعم « آنتونی گیدنز» جامعه شناس و روانشناس انگلیسی؛ «فضای مجازی با ایجاد ظرفیتی بالا برای کنش متقابل با افراد دیگر و دریافت اطلاعات به کاربران اجازه میدهد تا بیواسطه و بدون هیچ محدودیتی از اطلاعات مختلف استفاده و با دانش و میراث فرهنگی کشورهای دیگر آشنا شوند. با استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی که ارتباط بیواسطه و با هزینه پایین را فراهم میکند، به طور حتم، این فناوریهای نوین اطلاعتی و ارتباطی به عنوان یک منبع هویتی با اهمیت محسوب میشوند که در هویت افراد تأثیر دارند.
در چنین جامعهای، بحران انسان مدرن، بحران هویت است. این بحران زمینه را برای ظهور و بروز انواع هویتهایی که افراد موقتاً برای خود اختراع میکنند تا پایگاه نسبتا محکمی برای مواجه با جهان داشته باشند، فراهم میکند.»
همچنین تئوری در روانشاسی وجود دارد تحت عنوان «تئوری طرحواره خود»؛ این تئوری سازههای شخصی از شکل بدنی را توضیح میدهد که باعث میشود تا فردی از فرد دیگر متمایز شود. این طرح وارهها و مدلها از سه جا ساخته میشوند. «خود شناختی فرد از بدن خود»، «واکنش دیگران به بدن فرد» و «تأثیر جامعه و رسانهها». با توجه به این نظریه شما حتماً متوجه شدهاید که در دنیای امروز شبکههای اجتماعی و فضای مجازی این طرح وارهها و مدلها را تعیین میکنند. اگر بخواهیم دقیقتر بیان کنیم مالکان این شبکههای اجتماعی هستند که انسان ایدهآل و تعریف درست ما از خودمان را تعریف میکنند.
این مقایسه دائمی در فضای مجازی با زندگی بهظاهر بینقص دیگران بهتدریج باعث میشود در افراد احساساتی مثل: خودکمبینی، بیکفایتی و احساس شکست در زندگی را رقم بزند. توقعات غیر واقعی در ما ایجاد کنند و باعث شوند که قدر داشتههای خود را ندانیم. این احساسات هم مقدمهای برای افسردگی، اضطراب، کمالگرایی افراطی و نارضایتی از همسر و زندگی مشترک خواهند بود. افراد متأهل در این فضا به طور مداوم شاهد زوجهای بینقص و عاشقپیشه هستند که این امر بهمرور منجر خواهد شد که ایرادات و کمبودهای شریک زندگی بزرگ جلوه کند و در نتیجه صمیمیت میان آنها کاهش پیدا کند.
راهکار چیست؟
اولین نکتهای که افراد حاضر در این فضا باید در نظر داشته باشند این است که بسیاری از فیلمها و داستانهای روایت شده در فضای مجازی ساختگی، دستکاری شده و غیر واقعی هستند.
نکته بعدی محدود کردن زمان استفاده از شبکههای اجتماعی است.
نکته سوم تمرکز بر نقاط قوت شخصیتی خود و یا ویژگیهای مثبت شریک زندگی است.
نکته چهارم جایگزین کردن فعالیتهای سالم مثل ورزش کردن به جای استفاده از فضای مجازی است.
نکته پنجم این است که ما به دنیا نیامدهایم تا زندگی دیگران را زندگی کنیم.
نکته ششم: ما همیشه باید در نظر داشته باشیم که در زندگی اجتماعی مفاهیمی مثل نظم، موفقیت، زیبایی، با هوش بودن، تلاش و… نسبی هستند و در پاسخ دادن به سوال از آنها نمیتوان جواب دقیق و درستی داد. چرا که افراد ملاک و سلایقهای گوناگونی دارند.
منابع
1 . شبکههای اجتماعی مجازی و شکلگیری تصویر ذهنی زنان از بدنشان، مهران سهراب زاده، محسن نیازی، اعظم نژادی، هادی افرا، فصلنامه علمی-پژوهشی، زن و جامعه، سال دهم، شماره دوم، تابستان1398.
2 . پیش بینی عزت نفس نوجوانان نسل Z بر اساس درگیری با هوش مصنوعی و مقایسه اجتماعی در فضای مجازی، شکوهی، فاطمه، چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی و مدیریت سلامت، 31 تیر 1404، سوئد، استکهلم.
3 . https://paper.resalat-news.com/np/92080
4 . https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/compare8-social-media.html
دیدگاهتان را بنویسید