هدف اصلی سینمای غرب چیست؟ سرگرمی یا تغییر عقاید؟
هدف اصلی سینمای غرب چیست؟ سرگرمی یا تغییر عقاید؟
آیا فیلمی که تماشا میکنید، فقط یک داستان ساده است یا ابزاری برای تغییر باورهای شما؟ سینمای غرب مدعی است که هدفش تنها «سرگرمی» است، اما شواهد نشان میدهد که در پس هر سکانس، یک هدف بزرگتر نهفته است: اغواگری ذهن مخاطب. این مطلب به شما نشان میدهد که چگونه هالیوود با ظرافت، سبک زندگی غربی را به عنوان تنها مسیر سعادت معرفی کرده و عقاید دینی را به چالش میکشد. با ما همراه باشید تا بفهمیم در این بازی، ما تماشاچی هستیم یا قربانی؟
شاید بتوان بهطور قطع و یقین ادعا کرد که امروزه سینما یکی از مؤثرترین انواع رسانه در جهان است و رسانههای دنیا با برنامهریزی کنترل شده سعی در اغوای مردم دنیا بهسوی تفکر آخرالزمانی خاص خودشان را دارند.
برنامههای تلویزیونی آمریکایی در بیش از ۱۲۵ بازار بینالمللی پخش میشود و شوهای موسیقی آمریکایی بیشتر در خانههای غیر آمریکایی تماشا میشود تا در خانههای آمریکایی در جامعهای که علم اومانیستی وارد شود، لذتجویی افراد نیز بالا میرود و بنابراین انسانهای تربیت شده این مکتب افرادی بهشدت مصرفگرا و رفاهطلب هستند.
این سیستم در آمریکا بسیار مشهود است که مردم از سویی درگیر سیستم مصرفگرایی شدهاند و از سوی دیگر رسانههای زیرک و باهوش آمریکایی هیچگاه نزدیک دروغ نمیشوند، بلکه حقایق را تکهتکه میکنند؛ دروغهای حقیقی(true lies) در زبان انگلیسی به معنای پخش و انتشار اکاذیب با پنهان کردن پارهای از حقیقت است.(1)
سیستم سینما ترکیبی از هنر، صنعت و رسانه است و سینمای هالیوود با همین ترکیب در جنگ نرم مشغول اغوای مخاطبان خویش است. در این جنگ، افراد به انتخاب و اختیار خود مسیر اغوا یا ارشاد را انتخاب میکنند و راه شقاوت یا رشادت را پی میگیرند در حالی که اراده از آن خود آنها نیست. البته اگر فیلم را یک اثر هنری دانسته و هنر را نیز با معیارهای روز بسنجیم، آنگاه به این نتیجه خواهیم رسید که مخاطب فیلم لزوماً مردم عادی نیستند و چهبسا فیلم برای مخاطبان خاص ساخته میشود.(2)
کانت معتقد است که اساس معرفت عبارت است از نظم بخشیدن به اطلاعاتی که از راه حواس گردآوری میشوند پس منظور از تدریس تنها ارائۀ اطلاعات به شاگرد نیست بلکه مقصود از آن یاری به شاگرد است تا اطلاعات را کلیت بخشیده و بامعنا سازد. معلم باید ذهن شاگرد را برانگیزاند تا تصورات موجود در ذهن وی زنده شود.(3)
در واقع برخی معتقدند غایت سینما سرگرمی است و استدلالشان هم بر این اساس است که در ابتدای فیلمها و انیمیشنها، دربارۀ جمله برای سرگرمی است به مخاطب آگاهی میدهند در حالی که کافی است از ابتدا تا انتهای فیلمهای اسپیلبرگ را دید که تغییرات محتوایی جدی بعد از ۱۹۷۹ میلادی، انقلاب اسلامی پیدا میکند. نوع رابطهای که امروزه سینما با انسان برقرار میکند هرگز در تاریخ نظیر نداشته است. تماشاگر سینما در توهمی از یک واقعیت غرق میشود و در یک بازی شبیه به زندگی شرکت میکند بیآنکه رنجهای آن زندگی، دامن او را بگیرد همانگونه که تماشای ریزش برف از پشت پنجره در یک اتاق گرم بسیار زیبا است اما آیا برای آن که خانمانی ندارد تا بدان پناه ببرد چطور؟
مکلوهان میگوید: برای حصول به درک واضح و شناخت روشن از یک فرهنگ باید به مطالعۀ ابزارهایی پرداخت که در آن فرهنگ برای تبادل افکار و مبادلۀ پیامها به کار گرفته میشود.(4)
امروز دنیای غرب برای این هنری که میگویند فقط برای سرگرمی است از چه ابزاری استفاده میکند؟
نکتۀ دیگری که مغفول مانده است با اصالت دادن به سرگرمی میشود همهچیز را به تمسخر گرفت حتی مقدسات دینی ادیان الهی را؟ صحیح است که به بهانۀ سرگرمی در فیلمی همچون داوینچیکد ماجرای حضرت مسیح تحریف شود و آن را خالی از واقعیت بداند. بدین معنا که ایشان همسر، فرزند و پدر هم داشته است.
معرفی و ارائه تصویر واضح از دین در قاب تصویر نتایج مطلوبی داده است زیرا تصویر در عصر حاضر که عصر اطلاعات نامیده میشود، جذابترین، مؤثرترین، کارآمدترین و ماندگارترین ابزار برای انتقال اطلاعات محسوب میشود. فقط این گونه نیست که تصویر کارآمدترین ابزار انتقال اطلاعات است، بلکه حقیقت آن است که ذهن مخاطبین نیز بیشترین ارتباط را در مقایسه با دیگر ابزارها با آن برقرار کرده و متأثر از آن است.(5)
سینمای کنونی ذاتاً هنری است غربی و ایجاباً نمیتواند صفت دینی به خود بگیرد، بیننده در قامت حضرت نوح(ع) بازیگری را میبیند که در فیلمهای شهوانی بارها دیده است و یا در فیلم یوسف پیامبر(ع) بازیگر نقش ایشان صبغۀ مذهبی و دینی ندارد و با مراجعه به فیلمهایی که بعد از فیلم یوسف پیامبر(ع) بازی کرده و محتوایی که در فیلم بدان پرداخته شده است متوجه این امر خواهید شد.
حال بر اساس پژوهشی در سال ۱۹۳۶ از ۸۵ فعال تولید فیلم، ۵۳ نفر یهودی اند که علاوه بر تعداد از نظر نفوذ هم برتری دارند. مجموع اینها باعث شد فیتزراجلد عیبجویانه هالیوود را جشنواره یهودیان و تراژدی غیر یهودیان بخواند. مدیران یهودی صنعت فیلم سالنهای تئاتر نبش خیابانی اواخر دهه ۱۹۱۰ را به سینماهای دهه ۱۹۲۰ بدل کردند. وقتی فیلمهای ناطق بر صنعت سینما سلطه یافتند، لشکری از نویسندگان یهودی اغلب شرقی به هالیوود هجوم آوردند.(6)
با این توصیف است که میفهمیم چرا هالیوود در مسیر سوق دادن سینمای دینی به سوی سبک زندگی غربی است و قرآن در اینباره بسیار تذکر داده است و میفرماید: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»(حجر/39) همچنین «وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِیًّا وَکَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَرِئْیًا»(مریم/73-74)
گفت: ای پروردگار من حال که به کیفر سجده نکردنم مرا به راه شر و فساد انداختی، من هم یقیناً همۀ کارهای زشت را در زمین برای آنان زیبا جلوه میدهم تا ارتکاب زشتیها برای آنان آسان شود و مسلماً همه را به راه شر و فساد میبرم.
هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان میخوانند، کافران به آنان که ایمان آوردهاند، میگویند: کدام یک از ما دو گروه جایگاهش از جهت مادی بهتر و مجلس انسش از لحاظ اجتماعی و سیاسی نیکوتر است؟ و چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم که لوازم زندگی بهتر و ظاهری خوشنماتر داشتند.
منابع
1.پستمن، نیل، زندگی در عیش مردن در خوشی، ص ۳۵.
2. آوینی، سید مرتضی، آینه جادو، ص ۱۲.
3.نقیبزاده، میرعبدالحسین، فلسفه کانت بیداری از خواب دگماتیسم، ص ۱۴۱.
4.پستمن، نیل، زندگی در عیش مردن در خوشی، ص ۷۳.
5.خندقی، امین، دین و سینما و گزارههای اعتقادی، ص ۶۵.
6.گابلر، نیل، امپراتوری هالیوود، ص 19 و 20.
دیدگاهتان را بنویسید