نقد فیلم لاکپشت ۱۴۰۴ | سایکودرام تماما غربی
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم لاکپشت 1404 | سایکودرام تماما غربی
فیلم سینمایی لاکپشت، به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی بهمن کامیار، از آثار تازهنمایشدادهشده سینمای ایران است که در گونهی درام روانشناسانه، سایکودرام قرار میگیرد. این فیلم محصول سال ۱۴۰۲ معرفی شده و پس از مدتی تأخیر و حاشیه در مسیر نمایش، از ۲ مهر ۱۴۰۴ با پخش مهرگان فیلم روی پرده سینماهای ایران رفت .[1][2] برخی منابع آن را سومین فیلم بلند کامیار پس از مرداد و در وجه حامل دانستهاند، در حالی که همشهری با احتساب نیم، از آن بهعنوان چهارمین ساخته او یاد کرده است.[3][4]
در ترکیب بازیگران لاکپشت، فرهاد اصلانی نقش محوری را بر عهده دارد و در کنار او صابر ابر، نازنین بیاتی، نازنین کریمی، آزیتا حاجیان، هومن برقنورد، علیرضا آقاخانی و جمشید گرگین حضور دارند. عوامل اصلی فیلم نیز شامل وحید ابراهیمی بهعنوان مدیر فیلمبرداری، حامد ثابت در مقام آهنگساز، پویان شعلهور در تدوین، حسین ابوالصدق در طراحی و ترکیب صدا، امیر نوبخت در صدابرداری، محسن دارسنج در طراحی گریم، سعید مربی در طراحی صحنه و آرام موسوی در طراحی لباس هستند.[5]
لاکپشت ابتدا در مسیر حضور در جشنواره فجر با مانع روبهرو شد و طبق گزارشها، پس از آنکه برای جشنواره چهلودوم فجر به نتیجه نرسید، در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر در بخش ویژه و در نمایشی محدود برای اهالی رسانه به نمایش درآمد.[4][6] بهمن کامیار در گفتوگو با مهر، مشکل نمایش فیلم در دوره قبل را برداشت سلیقه ای دانست.[7]
خلاصه داستان فیلم حول محور دکتر پیروز ارجمند، روانپزشکی با بازی فرهاد اصلانی، شکل میگیرد، شخصیتی که خود با بحرانی روانی و ذهنی درگیر است. در روایت رسمی فیلم، پیروز برای یک شب میزبان معشوقه سابق همسرش میشود، مردی که در گذشته رابطهای پرشور با همسر او داشته است. ترس از زندهشدن آن عشق قدیمی و فروپاشی زندگی زناشویی، پیروز را وارد وضعیتی اضطرابی و پرتنش میکند؛ وضعیتی که مرز میان واقعیت، سوءظن، خیال و فروپاشی ذهنی را مخدوش میسازد.[8][9]
لاکپشت بر ذهن و واکنشهای درونی شخصیت اصلی بنا شده است. کامیار گفته است فیلم از ابتدا بر ایدهی قرار دادن یک روانپزشک در برابر اختلال روانی خودش بنا شده و فضای بصری، رنگ، قاببندی و طراحی اتمسفر نیز در خدمت نزدیک کردن مخاطب به ذهن متلاطم شخصیت اصلی طراحی شده است.[10]
فیلم پس از اکران عمومی در پاییز ۱۴۰۴، در ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ نیز در بخش سینما آنلاین پلتفرم فیلمنت عرضه شد و برای گروه سنی بالای ۱۸ سال در دسترس قرار گرفت.[8] بر اساس گزارشی از ایران آنلاین به نقل از آمار سمفا تا پایان سال ۱۴۰۴، لاکپشت حدود ۱۲۷ هزار تماشاگر و بیش از ۱۱ میلیارد و ۵۲۳ میلیون تومان فروش داشته است [11].
در مجموع، لاکپشت برای بررسی فرهنگی، فیلمی قابل توجه است، زیرا هم در سطح داستان با بحران روانی یک مرد، اضطراب مالکیت و فروپاشی اعتماد سروکار دارد، و هم در سطح بیرونی، مسیر تولید و نمایش آن به مسئله ممیزی، سلیقه فرهنگی، وضعیت سینمای غیرکمدی و دشواری بازنمایی روابط پیچیده در سینمای ایران گره خورده است.
نقد مؤلفههای فرهنگی اثر
مقدمه
لاکپشت را میشود یکی از محدود ساخته های سینمای ایران در ژانر روانشناختی و سایکودرام دانست، ژانری که در سینمای جهان سابقه زیادی دارد و در دورههای مختلف مخاطبان جدی خودش را داشته است. نمونههای معروفی مثل (فایت کلاب) نشان میدهند که این نوع فیلمها معمولاً بر بحران هویت، فروپاشی روانی، دوگانگی شخصیت، توهم، ترسهای سرکوبشده و ذهن آشفته شخصیت اصلی تکیه میکنند. در این مدل آثار، بخش مهمی از روایت در ذهن شخصیت اتفاق میافتد و مخاطب مدام باید تشخیص بدهد چه چیزی واقعی است و چه چیزی حاصل اختلال، اضطراب یا سوءظن اوست.
اما نکته مهم در سینمای ایران این است که وقتی فیلمساز سراغ چنین ژانری میرود، نمیتواند فقط قالب آماده سینمای غرب را بردارد و همان را با بازیگر ایرانی و زبان فارسی اجرا کند. مسئله اصلی در چنین آثاری، بومیسازی فرهنگی است. یعنی فیلم باید بتواند این فرم جهانی را وارد تجربه زیسته جامعه ایرانی کند. اگر قرار است سراغ بحران روانی، یا مسائل از این قبیل برویم باید مواظب باشیم این غالب را در فرهنگ و تمدن خودمان اجرا کنیم.
مشکل اصلی لاکپشت همینجاست. فیلم از نظر فرم، فضا و نوع روایت، کاملاً تحت تأثیر نمونههای غربی این ژانر است. انگار فیلمساز الگوی یک سایکودرام غربی را گرفته، داستان متفاوتی برای آن چیده، بازیگران ایرانی را واردش کرده و در نهایت فقط زبان شخصیتها فارسی شده است. در حالی که جهان فیلم کمتر نشانهای از زیست ایرانی دارد. روابط آدمها، نوع مواجهه با بحران، فضای خانه، جنس گفتوگوها و حتی شکل اضطراب شخصیت اصلی، آنقدر عمومی و بیمکان طراحی شده که انگار فیلم میتوانست در هر کشور فارسیزبان بی دین دیگری هم ساخته شود و تغییر چندانی نکند.
این مسئله برای فیلمی که قرار است درباره رابطه، ازدواج، گذشته عاطفی حرف بزند ضعف مهمی است. در جامعه ایرانی، این مسائل بسیار بسیار متفاوت از جامعه غربی هستند وساختار خاص خودشان را دارند.
به همین دلیل، لاکپشت در بومیسازی ژانر چندان موفق عمل نمیکند. بومیسازی یعنی فیلم فقط ایرانی حرف نزند، ایرانی فکر کند. یعنی شخصیتها از دل مناسبات واقعی جامعه ایران بیرون آمده باشند. یعنی وقتی مردی از گذشته همسرش میترسد، این ترس فقط یک بیماری روانی شخصی نباشد، ریشه آن در نوع نگاه فرهنگی ایرانی به زن، رابطه، تعهد، وفاداری و آبرو هم دیده شود. اگر این ریشهها حذف شوند، فیلم به اثری تبدیل میشود که از نظر ظاهری شبیه سینمای ایران است، اما از نظر فرهنگی در خلأ اتفاق میافتد.
نکته مهم اینجاست که تأثیر گرفتن از سینمای جهان ایراد نیست. سینمای ایران همیشه میتواند از ژانرها، تکنیکها و الگوهای روایی جهانی استفاده کند. ایراد زمانی به وجود میآید که این تأثیرپذیری به تقلید نزدیک شود و فیلم نتواند جهان خودش را بسازد. لاکپشت بهجای اینکه ژانر روانشناختی را از دل فرهنگ ایرانی بازتولید کند، بیشتر همان منطق آشنا در سینمای غرب را در فضایی فارسیزبان اجرا میکند. برای همین، با وجود ایده اولیه قابل توجه، فیلم از نظر فرهنگی کمجان میماند.
مولفه های فرهنگی مثبت
با این توضیحات، میشود به چند نمونه از آثار مثبت و منفی فرهنگی فیلم پرداخت، آثاری که ممکن است در مواجهه مخاطب با این نوع فیلمها شکل بگیرد و بهتدریج نوعی نگاه فرهنگی خاص را در ذهن او ایجاد کند.
نقد پنهان سبک زندگی غربی
اینگونه آثار را میتوان تا حدی در زمره فیلمهایی دانست که با ادعای نقد آسیبهای سبک زندگی غربی وارد سینمای ایران میشوند. یعنی فیلم، خانوادهای را نشان میدهد که در ظاهر هیچ پیوند جدی با دین، مذهب، سنت و اخلاق دینی ندارد. سبک زندگی شخصیتها بیشتر بر پایه روابط فردی، آزادیهای شخصی، مصرف مشروب، بیقیدی نسبت به چارچوبهای اخلاقی و حذف کامل امر دینی از زندگی روزمره شکل گرفته است.
از این جهت، فیلم میتواند برای بخشی از مخاطبان چنین برداشتی ایجاد کند که وقتی خانواده از پشتوانه دینی و اخلاقی جدا میشود، بهتدریج دچار بحران میشود. در این نگاه، فروپاشی روانی شخصیت اصلی، بیاعتمادی میان زن و شوهر، ناامنی عاطفی، ترس از خیانت، حسادت و نبود گفتوگوی سالم، نتیجه همان سبک زندگیای است که در آن دین و مذهب هیچ نقش فعالی ندارند.
به عبارت دیگر، فیلم در ظاهر میتواند این پیام را منتقل کند که خانوادهای که از سنت، تعهد دینی و اخلاق مذهبی فاصله گرفته، در برابر بحرانهای عاطفی و روانی بسیار آسیبپذیر میشود. در چنین جهانی، روابط انسانی بیشتر بر میل، گذشتههای عاطفی، ترس، رقابت و سوءظن بنا شده است و کمتر نشانی از آرامش، گذشت، مسئولیتپذیری و معنویت دیده میشود.
این بخش از فیلم را میتوان بهعنوان یک اثر مثبت فرهنگی در نظر گرفت، چون مخاطب ممکن است از دل آن به این نتیجه برسد که سبک زندگی غربی، مخصوصاً وقتی بدون توجه به خانواده، دین، حیا، وفاداری و مرزهای اخلاقی وارد جامعه ایرانی شود، میتواند بنیان خانواده را سست کند. فیلم از این زاویه، ناخواسته یا آگاهانه، تصویری بحرانی از خانوادهای ارائه میدهد که از ریشههای فرهنگی و دینی جدا شده است.
اما نکته مهم اینجاست که همین ویژگی، دو وجه دارد. از یک طرف فیلم میتواند نقدی بر این سبک زندگی تلقی شود، از طرف دیگر، همین نمایش مداوم و عادیسازیشدهی زندگی بدون دین و مذهب، خودش میتواند نوعی الگوسازی فرهنگی باشد. یعنی فیلم در حالی که شاید قصد دارد آسیب را نشان دهد، در عمل جهانی را تصویر میکند که در آن حذف دین از زندگی کاملاً طبیعی و عادی است. اینجاست که اثر وارد یک تناقض جدی میشود، فیلم میخواهد بحران سبک زندگی غربی را نشان دهد، اما برای نشان دادن آن، همان سبک زندگی را با جزئیات وارد تصویر میکند و گاهی مرز میان نقد و بازتولید آن مشخص نیست.
بنابراین، اثر مثبت فیلم در این بخش این است که میتواند مخاطب را نسبت به پیامدهای خانواده بدون معنویت، بدون تعهد اخلاقی و بدون تکیهگاه دینی حساس کند. اما همین نکته در ادامه میتواند به یکی از آسیبهای فرهنگی فیلم هم تبدیل شود، چون اگر مخاطب نگاه انتقادی نداشته باشد، ممکن است بهجای دیدن فروپاشی این سبک زندگی، خود آن سبک زندگی را بهعنوان یک مدل عادی و پذیرفتهشده ببیند.
آگاهیبخشی به دختران جوان درباره روابط سودجویانه
دومین اثر مثبتی که میتوان برای این فیلم در نظر گرفت، نوعی آگاهیبخشی به دختران جوان درباره نیتهای پنهان برخی افراد در روابط عاطفی است. در بخشی از فیلم، معشوق گذشته وقتی در عمق گفتوگوی خود با روانشناس قرار میگیرد، به مسئلهای اشاره میکند که از نظر فرهنگی قابل توجه است. او میگوید در گذشته دختران زیادی را عاشق خود میکرده، اما نه برای ساختن یک رابطه واقعی و متعهدانه، و در واقع برای ارضای خواستهها و علائق شخصی خودش.
این نکته میتواند برای مخاطب، مخصوصاً دختران جوان، یک هشدار مهم داشته باشد. فیلم در این بخش نشان میدهد که هر رابطهای که با ادعای عشق شروع میشود، الزاماً به معنای صداقت، تعهد و نیت پاک نیست. گاهی ممکن است فردی با ظاهر عاشقانه، حرفهای احساسی و رفتارهای جذاب وارد زندگی دیگری شود، اما هدف اصلی او سوءاستفاده عاطفی، جنسی یا شخصی باشد. این مسئله در فضای فرهنگی امروز اهمیت زیادی دارد، چون بسیاری از روابط بیرون از چارچوب تعهد، بدون شناخت کافی، بدون حضور خانواده و بدون مسئولیتپذیری جدی شکل میگیرند.
از این جهت، فیلم میتواند به بخشی از مخاطبان این هشدار را بدهد که در رابطه عاطفی نباید فقط به کلمات، احساسات لحظهای و ظاهر رفتارها اعتماد کرد. انسان سودجو معمولاً از نیاز عاطفی طرف مقابل استفاده میکند. ممکن است فردی دختر جوانی را به این باور برساند که دوستش دارد، آیندهای با او میسازد و رابطهشان جدی است، اما در واقع فقط به دنبال خواستههای شخصی خودش باشد. این نوع رابطه، مخصوصاً وقتی خارج از چارچوبهای روشن و متعهدانه شکل بگیرد، آسیب بیشتری برای طرفی دارد که با صداقت و احساس وارد آن شده است.
فیلم در این بخش، حتی اگر خیلی مستقیم و پررنگ به موضوع نپردازد، میتواند یک پیام فرهنگی مثبت داشته باشد، رابطهای که قرار است واقعی، سالم و آیندهدار باشد، باید از مسیرهای مطمئن، شفاف و مسئولانه عبور کند. اگر کسی واقعاً قصد ساختن زندگی و رابطه جدی داشته باشد، از تعهد فرار نمیکند، مسئولیت رابطه را میپذیرد، خانواده را حذف نمیکند و طرف مقابل را در فضای پنهانی، مبهم و بیسرانجام نگه نمیدارد.
در نگاه فرهنگی، این موضوع اهمیت دارد که دختران جوان بدانند هر علاقهای ارزش اعتماد کامل ندارد و هر رابطهای نباید با احساسات خام پذیرفته شود. جامعه امروز پر از موقعیتهایی است که در آن رابطه عاطفی با شعار آزادی، عشق و انتخاب شخصی آغاز میشود، اما در عمل میتواند به آسیب روحی، از دست رفتن اعتماد، احساس فریبخوردگی و حتی بهرهکشی از طرف مقابل منجر شود.
بنابراین یکی از نقاط مثبت فیلم این است که چهره چنین فردی را تا حدی آشکار میکند. مردی که در گذشته برای لذت، تجربه شخصی یا خواستههای خودش دختران را درگیر رابطه میکرده، میتواند نماینده همان تیپ فرهنگی خطرناکی باشد که در جامعه واقعی هم وجود دارد، فردی که زبان عشق را بلد است، اما اخلاق رابطه را نه. این بخش از فیلم میتواند به مخاطب یادآوری کند که رابطه سالم فقط با هیجان و علاقه شکل نمیگیرد، نیاز به صداقت، تعهد، مسئولیت، شناخت و مسیر درست دارد.

مولفه های فرهنگی منفی
تخریب جایگاه روانشناس و مشاور
اولین و مهمترین اثر منفی فیلم، و شاید اصلیترین دلیلی که این نقد از همینجا شروع میشود، تخریب جایگاه روانشناس و مشاور در ذهن مخاطب است. این مسئله در جامعهای مثل ایران اهمیت بیشتری دارد، چون هنوز مراجعه به روانشناس برای بسیاری از مردم بهطور کامل جا نیفتاده است. هنوز بخشی از جامعه روانشناسی را جدی نمیگیرد، بخشی دیگر آن را با نصیحت، درد دل یا حرفهای انگیزشی اشتباه میگیرد، و گروهی هم اساساً از مراجعه به مشاور احساس ترس، خجالت یا بیاعتمادی دارند. در چنین فضایی، نمایش یک روانشناس بهعنوان فردی بیمار، خطرناک و غیرقابل اعتماد میتواند آسیب فرهنگی بیشتری ایجاد کند.
در آثار مشابه خارجی، حتی وقتی یک روانشناس یا درمانگر دچار خطا، بحران یا ضعف شخصی نشان داده میشود، معمولاً فیلم یا سریال یک تعادل هم ایجاد میکند. مثلاً در نمونههایی مثل سریال وایرال شده رواندرمانی (Shrinking)، ممکن است روانشناس اصلی رفتارهای غیرحرفهای داشته باشد، اما در کنار او شخصیتهای دیگری هم هستند که تصویر علمیتر، سالمتر و مسئولانهتری از روانشناسی ارائه میدهند. یعنی مخاطب با یک چهره کاملاً مخدوش از کل این حرفه روبهرو نمیشود. او میفهمد که مشکل از یک فرد است، نه از اصل روانشناسی و مشاوره.
اما در لاکپشت چنین تعادلی دیده نمیشود. فیلم تقریباً تمام تصور مخاطب از مشاور و روانشناس را به سمت بیاعتمادی میبرد. شخصیت اصلی، که باید نماد فهم، کنترل روان، تشخیص درست و حفظ مرزهای اخلاقی باشد، خودش درگیر آشفتگی شدید ذهنی است. این آشفتگی بهتنهایی ایراد ندارد، چون روانشناس هم انسان است و میتواند بحران شخصی داشته باشد. مشکل زمانی جدی میشود که فیلم این بحران را طوری روایت میکند که جایگاه حرفهای روانشناس بهکلی فرو میریزد و مخاطب بهجای دیدن یک فرد خطاکار، ممکن است کل نهاد روانشناسی را مشکوک و ناامن ببیند.
نقطه منفی اصلی فیلم در همین رابطه روانشناس با مراجع خودش است. وقتی روانشناس داستان با مراجع وارد رابطه میشود، فیلم وارد یکی از حساسترین و خطرناکترین خطوط قرمز حرفه مشاوره میشود. رابطه درمانگر و مراجع یک رابطه برابر و معمولی نیست. مراجع در موقعیت آسیبپذیر قرار دارد، رازهای خود را میگوید، از ترسها، ضعفها، زخمها و نیازهای عاطفیاش حرف میزند. روانشناس در چنین موقعیتی قدرت زیادی دارد، چون به لایههایی از ذهن و زندگی فرد دسترسی پیدا میکند که حتی نزدیکان او هم شاید ندانند. به همین دلیل، هر نوع رابطه عاطفی یا جنسی میان روانشناس و مراجع، فقط یک خطای شخصی نیست، نوعی سوءاستفاده از قدرت، اعتماد و آسیبپذیری طرف مقابل است.
این مسئله اگر درست تحلیل نشود، میتواند برای مخاطب خطرناک باشد. مخاطبی که خودش در آستانه مراجعه به مشاور است، ممکن است بعد از دیدن چنین تصویری دچار ترس شود. ممکن است فکر کند مراجعه به روانشناس یعنی در اختیار گذاشتن زندگی خصوصی خود به کسی که شاید از آن سوءاستفاده کند. ممکن است همسران نسبت به مراجعه طرف مقابل به روانشناس بدبین شوند و آن را زمینه خیانت یا رابطه پنهانی بدانند. این دقیقاً همان آسیبی است که فیلم میتواند در فرهنگ عمومی ایجاد کند؛ یعنی خارج کردن مشاوره از جایگاه تخصصی و تبدیل آن به یک فضای مشکوک، ناامن و حتی تهدیدکننده برای خانواده.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم جامعه ایران هنوز به فرهنگ درمان روانی نیاز جدی دارد. بسیاری از خانوادهها با بحرانهای عاطفی، زناشویی، تربیتی و روانی روبهرو هستند، اما بهجای مراجعه به متخصص، مشکل را پنهان میکنند یا به نصیحتهای اطرافیان میسپارند. در چنین شرایطی، سینما اگر قرار است روانشناس را نقد کند، باید دقت بیشتری داشته باشد. نقد روانشناس خطاکار لازم است، اما نباید طوری انجام شود که اصل مراجعه به متخصص در ذهن مردم مخدوش شود.
فیلم میتوانست نشان دهد که این شخصیت از اصول حرفهای خود عدول کرده و دقیقاً به همین دلیل محکوم است. میتوانست مرز میان روانشناسی علمی و رفتار غیراخلاقی یک فرد را روشن کند. میتوانست در کنار این شخصیت، تصویر یک مشاور سالم و حرفهای را هم قرار دهد تا مخاطب بداند مشکل از روانشناسی نیست، مشکل از انسانی است که جایگاه حرفهای خود را آلوده کرده است. اما وقتی چنین تفکیکی وجود ندارد، اثر ناخواسته به این سمت میرود که مشاور و روانشناس را موجودی خطرناک، فرصتطلب و غیرقابل اعتماد نشان دهد.
به همین دلیل، این بخش را میتوان یکی از جدیترین آثار منفی فرهنگی لاکپشت دانست. فیلم در جامعهای نمایش داده میشود که اعتماد عمومی به روانشناسی هنوز کامل ساخته نشده است. در چنین بستری، تصویر کردن روانشناس بهعنوان فردی که با مراجع وارد رابطه میشود، فقط یک انتخاب داستانی نیست؛ میتواند به یک تصور غلط اجتماعی دامن بزند. تصوری که نتیجهاش بیاعتمادی، ترس از درمان، بدبینی خانوادگی و دور شدن افراد از مسیر تخصصی حل مشکلات روانی است.
الگوسازی پوششی با ارجاع مستقیم به الگوی غربی
دومین نکته منفی فیلم، استفاده از یک الگوی پوششی و رفتاری کاملاً شناختهشده در سینمای غرب است، الگویی که با انتشار اولین تصویر از نازنین بیاتی در فیلم لاکپشت بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در این تصویر، او با گریمی شبیه به (کروئلا)، شخصیت زن بدجنس کارتون و فیلم صد و یک سگ خالدار، دیده میشود. شباهت فقط در رنگ مو یا ظاهر کلی نیست. نوع بیرون آوردن سر از ماشین، حالت چهره، سیگار در دست داشتن و فرم کلی تصویر، همگی یادآور همان شخصیت است.

این انتخاب از نظر زیباییشناسی شاید قابل دفاع باشد. یعنی میتوان گفت فیلمساز یا طراح گریم خواستهاند از یک کد تصویری آشنا استفاده کنند تا مخاطب خیلی سریع با نوعی زن اغواگر، عصیانگر، خطرناک و خارج از چارچوب روبهرو شود. در سینما، استفاده از نشانههای تصویری شناختهشده کار رایجی است و میتواند به شخصیتپردازی کمک کند. اما بحث اصلی اینجا ارزش هنری نیست. مسئله مهمتر، آسیبشناسی فرهنگی چنین تصویری در بستر جامعه ایرانی است.
وقتی یک الگوی پوششی و رفتاری از دل سینمای غرب وارد بدنه سینمای ایران میشود، نباید فقط به جذابیت ظاهری آن نگاه کرد. باید دید این تصویر در ذهن مخاطب، مخصوصاً مخاطب نوجوان، چه اثری میگذارد. نوجوانی که پیش از این با شخصیتهایی مثل کروئلا در انیمیشن، سینما، شبکههای اجتماعی و فضای مد آشنا شده، حالا همان الگو را در یک فیلم ایرانی و در فضای شهری ایران میبیند، این تصویر برای او حالت نزدیک، قابل تکرار و قابل تقلید پیدا میکند.
این نوع بازنمایی میتواند به شکلگیری یک مدل رفتاری خطرناک کمک کند. شخصیتی که در اصل، در فرهنگ تصویری غربی، با شرارت، خودنمایی، بیقیدی، مصرف سیگار، اغواگری و ظاهر تهاجمی شناخته میشود، وقتی با جذابیت سینمایی وارد فیلم ایرانی میشود، ممکن است برای نوجوان پرهیجان به یک الگوی پوششی و رفتاری تبدیل شود. مخصوصاً وقتی تصویر با زیبایی، جسارت، تفاوت و اعتمادبهنفس همراه میشود، جنبه منفی شخصیت در ذهن مخاطب کمرنگ میشود و ظاهر او برجستهتر میماند.
آسیب اصلی از همینجا شکل میگیرد. فیلم شاید بخواهد یک شخصیت آسیبزا یا پیچیده را نمایش دهد، اما در عمل ممکن است ظاهر همان شخصیت را جذاب و الگوساز کند. نوجوان معمولاً شخصیت را با تحلیل اخلاقی نمیبیند، او اول تصویر را میبیند، ژست را میبیند، پوشش را میبیند، فرم مو، سیگار، نگاه و حالت بدن را میبیند. اگر این تصویر با قدرت بصری ساخته شده باشد، اثر آن از پیام اخلاقی فیلم بیشتر میشود. یعنی ممکن است فیلم در داستان بگوید این شخصیت مشکلدار است، اما تصویر سینمایی به مخاطب بگوید این شخصیت جذاب، متفاوت و قابل تقلید است.
از نظر فرهنگی، این مسئله بسیار مهم است. جامعه ایرانی برای پوشش، حیا، رفتار اجتماعی زن و مرد، و مرزهای حضور در فضای عمومی، ساختارهای مشخصی دارد. ممکن است درباره این ساختارها بحثهای مختلفی وجود داشته باشد، اما نمیتوان انکار کرد که سینما در تغییر ذائقه عمومی نقش جدی دارد. وقتی سینما یک الگوی تند، غربی، شرور و نمایشی را وارد تصویر زن شهری ایرانی میکند، بهتدریج مرز میان نقد و ترویج از بین میرود. مخاطب نوجوان ممکن است متوجه نشود که این ظاهر قرار است نشانه بحران باشد، او آن را بهعنوان نشانه جسارت و خاصبودن دریافت میکند.
نکته خطرناکتر این است که این الگو از یک شخصیت شرور میآید. در فرهنگ تصویری امروز، شخصیتهای شرور معمولاً جذابتر از شخصیتهای اخلاقی طراحی میشوند. لباس خاصتر دارند، گریم متفاوتتر دارند، رفتارشان آزادتر است و از نظر بصری بیشتر در ذهن میمانند. همین موضوع باعث میشود نوجوانان، مخصوصاً در سنین هیجان، بهجای فاصله گرفتن از آن شخصیت، به سمت ظاهر و ژست او جذب شوند. در نتیجه، فیلم ناخواسته به تبلیغ همان چیزی تبدیل میشود که شاید در سطح داستان قصد نقد آن را داشته است.
بنابراین، استفاده از گریم و الگوی رفتاری شبیه کروئلا در لاکپشت در فضای فرهنگی ایران، حامل پیام است. پیامش این است که الگوی پوششی و رفتاری یک شخصیت شرور غربی میتواند در قالب یک کاراکتر ایرانی بازتولید شود و در مرکز توجه قرار بگیرد. همین بازتولید، مخصوصاً برای مخاطب نوجوان، میتواند ارزشهای پوششی، رفتاری و حتی اخلاقی را دچار جابهجایی کند. یعنی چیزی که باید نشانه انحراف، خطر یا بحران باشد، ممکن است به نشانه جذابیت، استقلال و تمایز تبدیل شود.
از این جهت، فیلم در این بخش نیازمند احتیاط بیشتری بود. اگر قرار بود چنین ارجاعی به کار گرفته شود، باید در روایت آنقدر روشن میشد که مخاطب با یک الگوی آسیبزا روبهرو است، نه یک مدل جذاب برای تقلید. اما وقتی تصویر از نظر بصری قویتر از نقد اخلاقی آن عمل میکند، نتیجه فرهنگی اثر میتواند معکوس شود. اینجا همان نقطهای است که سینما بهجای نقد سبک زندگی، خودش به ابزار الگوسازی برای همان سبک تبدیل میشود.
البته شاید بتوان از نکته به این نحو چشم پوشی کرد که رده سنی این فیلم +18 معرفی شده ولی بازهم در همین سنین احتمال مشکل وجود دارد.
تابوشکنی از حرمت جسد در جامعه مذهبی ایرانی
سومین نکته منفی فیلم، شکستن حرمت جسد است، مسئلهای که در جامعه مذهبی ایرانی اهمیت فرهنگی و دینی جدی دارد. در فرهنگ ایرانی، اسلامی، بدن انسان حتی بعد از مرگ هم دارای احترام است و جسد نباید بهعنوان یک شیء بیارزش یا قابل نابودی نمایش داده شود.
در لاکپشت با صحنهای مواجه هستیم که جسد مقتول توسط قاتل سوزانده میشود. این مسئله شاید در سینمای جهان یا حتی در برخی نمونههای داخلی سابقه داشته باشد، اما نوع نمایش آن در این فیلم، بهخصوص وقتی قاتل یک روانشناس است، بار منفی بیشتری پیدا میکند. چون از یک طرف حرمت جسد شکسته میشود و از طرف دیگر، دوباره همان تصویر مخدوش از روانشناس تقویت میشود، کسی که باید با روان انسان، اخلاق و سلامت ذهنی در ارتباط باشد، حالا به مرحلهای میرسد که حتی حرمت بدن انسان مرده را هم نگه نمیدارد.
این نوع نمایش میتواند برای مخاطب ایرانی نوعی عادیسازی خشونت پس از مرگ ایجاد کند. حتی اگر فیلم قصد داشته باشد شدت بحران روانی شخصیت را نشان دهد، باز هم باید مراقب باشد که مرز میان نمایش جنایت و بیحرمتی تصویری از بین نرود. در فرهنگ ما، جسد متعلق به انسانی است که حتی پس از مرگ هم شأن و حرمت دارد.
از این جهت، فیلم در این بخش از یک خط حساس فرهنگی عبور میکند. سوزاندن جسد، آن هم در قالب تصویری سینمایی، میتواند بهجای ایجاد انزجار اخلاقی، به نوعی تابوشکنی و کمرنگ شدن قبح چنین رفتاری منجر شود. این موضوع یکی از آثار منفی مهم فیلم است، مخصوصاً وقتی در کنار دیگر مؤلفههای ضدخانواده، ضدتعهد و ضداعتماد در اثر قرار میگیرد.
چند نکته مثبت پیرنگی
انتخاب پیرنگ روانشناختی بهجای داستانگویی معمول
فیلم بهجای تکیه کامل بر اتفاقات بیرونی، بحران را از ذهن شخصیت اصلی جلو میبرد. طبق گفته کارگردان، بخش زیادی از کنشها در ذهن شخصیت اتفاق میافتد و مرز واقعیت و خیال بهسادگی قابل تشخیص نیست، این انتخاب برای سینمای ایران تجربه نسبتاً متفاوتی است.
استفاده از تعلیق ذهنی
فیلم مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که مدام باید میان واقعیت، توهم، سوءظن و خاطره قضاوت کند. این مسئله باعث میشود تماشاگر فقط دنبال حادثه بعدی نباشد و درگیر ذهن شخصیت شود.
هماهنگی اتمسفر با وضعیت روانی شخصیت
کامیار گفته فضای بصری و اتمسفر فیلم در خدمت ذهن آشفته شخصیت اصلی طراحی شده است. این نکته از نظر ساختاری مثبت است، چون فرم فیلم فقط تزئینی نیست و به مضمون روانی اثر وصل میشود.
انتخاب بازیگر متناسب با نقش محوری
حضور فرهاد اصلانی بهعنوان شخصیت اصلی یکی از نقاط اتکای فیلم است. خود کارگردان هم تأکید کرده که برای حضور او در این نقش سالها صبر کرده و فیلم را وابسته به توانایی او در اجرای این شخصیت میدانسته است. [12]
عنوان استعاری فیلم
نام لاکپشت از نظر پیرنگی بیارتباط با شخصیت نیست. طبق توضیحی که درباره عنوان فیلم آمده، لاکپشت به شخصیتی اشاره دارد که ترس، عذاب وجدان و احساس گناه را با خود حمل میکند و هنگام بحران در خود فرو میرود. این استعاره با مسیر روانی شخصیت اصلی هماهنگ است.
لینک خام منابع
[1] https://www.mehrnews.com/news/6589446/خداحافظی-با-۲-فیلم-لاک-پشت-از-۲-مهر-اکران-می-شود
[2] https://www.isna.ir/news/1404062313830/زمان-اکران-لاک-پشت-و-مجنون-قطعی-شد
[3] https://www.filimo.com/shot/196285/فیلم-لاک-پشت/
[4] https://www.hamshahrionline.ir/news/978393/لاک-پشت-پس-از-دو-سال-به-اکران-رسید
[5] https://cinemamuseum.ir/content/1428
[6] https://www.irna.ir/news/85738785/اکران-لاک-پشت-در-سانس-ویژه-چهارمین-روز-جشنواره-فیلم-فجر۴۳
[7] https://www.mehrnews.com/news/6605973/لاک-پشت-بدون-فرهاد-اصلانی-ساخته-نمی-شد-نگاه-سلیقه-ای-مانع
[8] https://www.bartarinha.ir/بخش-اخبار-روز-20/1585244-لاک-پشت-به-فیلم-نت-آمد
[9] https://paraj.ir/فیلم-لاک-پشت-۱۴۰۴
[11] https://inn.ir/news/article/148325/زیر-و-بم-گیشه-۱۴۰۴-سینما-زیر-سایه-جنگ
[12] https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1693273-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?utm_source=chatgpt.com
دیدگاهتان را بنویسید