جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم زن‌ و بچه ۱۴۰۴ | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!

نقد فیلم زن‌ و بچه ۱۴۰۴ | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!

۱۴۰۵-۰۳-۲۸
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم زن‌ و بچه 1404
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

همه بینندگان این فیلم می‌دانند که هیچ مادر تنها و گرفتار، با گریه‌های مهناز حمایت مالی یا حقوقی دریافت نمی‌کند. هیچ کودک آسیب‌دیده‌ای با نمایش پرخاشگری علیار درمان نمی‌شود. هیچ خانواده محرومی با رفتن فیلم به کن از فقر بیرون نمی‌آید. تنها چیزی که باقی می‌ماند، تصویری تلخ از این افراد است که برای ساخت یک فیلم پرفشار و جشنواره‌پسند استفاده شده است.

نویسنده: علیرضا مرادی

نقد فیلم زن‌ و بچه 1404 | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایز کن نجات بدهد!

زن و بچه با عنوان انگلیسی (Woman and Child) و عنوان لاتین (Zan O Bacheh)، چهارمین فیلم بلند سعید روستایی پس از ابد و یک روز، متری شیش‌ونیم و برادران لیلا است. این اثر در قالب یک درام اجتماعی و خانوادگی ساخته شده و سعید روستایی علاوه بر کارگردانی، نویسندگی فیلمنامه آن را نیز بر عهده داشته است. سید جمال ساداتیان تهیه‌کننده ایرانی فیلم است و در منابع جشنواره کن، زن و بچه به‌عنوان محصول مشترک ایران و فرانسه معرفی شده است.[۱][۲][۴]

فیلم نخستین‌بار در تاریخ ۲۲ مه ۲۰۲۵، برابر با اول خرداد ۱۴۰۴، در بخش مسابقه اصلی هفتادوهشتمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و برای دریافت نخل طلای این دوره رقابت کرد. این حضور، دومین حضور سعید روستایی در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن پس از فیلم برادران لیلا بود. با وجود آنکه زن و بچه در نهایت جایزه‌ای از جشنواره کن دریافت نکرد، حضور آن در بخش رقابتی مهم‌ترین رویداد سینمایی جهان، جایگاه بین‌المللی فیلم را تثبیت کرد.[۱][۳][۴]

اکران عمومی زن و بچه در ایران از اول مرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و تا چهارم آذر همان سال ادامه پیدا کرد. بر اساس آمار منتشرشده، فیلم در دوران اکران سینمایی حدود یک‌میلیون و ۱۶۰ هزار مخاطب داشت و فروش آن به حدود صد میلیارد تومان رسید. به این ترتیب، هرچند تعداد مخاطبان فیلم از ابد و یک روز و متری شیش‌ونیم کمتر بود، از نظر فروش اسمی به پرفروش‌ترین فیلم کارنامه سعید روستایی تبدیل شد.[۴]

پس از پایان اکران سینمایی، نسخه آنلاین فیلم از ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ به‌صورت اختصاصی در پلتفرم فیلیمو در دسترس مخاطبان قرار گرفت. مدت نسخه عرضه‌شده در اکران آنلاین ۱۴۲ دقیقه اعلام شده است، در حالی که نسخه معرفی‌شده در وب‌سایت رسمی جشنواره کن ۱۳۱ دقیقه زمان دارد. بنابراین به نظر می‌رسد نسخه نمایش‌داده‌شده در جشنواره و نسخه عرضه‌شده برای مخاطبان ایرانی، از نظر مدت‌زمان یکسان نبوده‌اند.[۱][۲][۵]

فهرست مطالب

Toggle
    • عوامل فنی
    • بازیگران و شخصیت‌ها
    • خلاصه داستان فیلم زن و بچه
  • جریان‌شناسی فیلم‌های سعید روستایی
  • خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!
    • آیا فیلم فقط قصد نمایش یک رنج اجتماعی را دارد؟
    • وقتی آبروی ایران خرج جایزه کن می‌شود
    •  نمایش رنج این افراد چه کمکی به خود آنان می‌کند؟
    • برداشت مردسالارانه از فیلم، آیا همه مشکلات مهناز نتیجه قانون و مردان است؟
    • نقش سبک زندگی و نبود حضور کافی والدین
    • نمایش قانون ایران به‌عنوان یک ساختار خفه‌کننده و بی‌رحم
  • جمع بندی نهایی 

عوامل فنی

مدیریت فیلم‌برداری زن و بچه را ادیب سبحانی بر عهده داشته و بهرام دهقانی تدوین فیلم را انجام داده است. رامین کوشا آهنگ‌ساز، محسن نصراللهی طراح صحنه و رشید دانشمند مسئول بخش صدا بوده‌اند. حضور بهرام دهقانی در مقام تدوینگر، ادامه همکاری او با سعید روستایی در تعدادی از آثار پیشین این کارگردان محسوب می‌شود.[۱]

بازیگران و شخصیت‌ها

پریناز ایزدیار در نقش مهناز، شخصیت اصلی داستان، مقابل دوربین رفته و پیمان معادی نقش حمید، نامزد او، را بازی کرده است. سها نیاستی در نقش مهری، مازیار سیدی در نقش سمخانیان، فرشته صدرعرفایی در نقش مادر مهناز، حسن پورشیرازی در نقش پدربزرگ، سینان محبی در نقش علیار و آرشیدا درستکار در نقش ندا از دیگر بازیگران فیلم هستند.[۱]

پریناز ایزدیار و پیمان معادی پیش از این نیز در ابد و یک روز با سعید روستایی همکاری کرده بودند. بازگشت این دو بازیگر در زن و بچه، به‌خصوص حضور پررنگ پریناز ایزدیار در مرکز روایت، یکی از نکات مهم ترکیب بازیگران فیلم به شمار می‌آید.

خلاصه داستان فیلم زن و بچه

داستان فیلم درباره مهناز، پرستاری بیوه و مادر دو فرزند است که پس از سال‌ها تحمل فشارهای زندگی، تصمیم گرفته فصل تازه‌ای را آغاز کند. او قصد دارد با حمید، راننده آمبولانسی که مدتی است با او رابطه دارد، ازدواج کند، اما مشکلات رفتاری پسر نوجوانش، علیار، شرایط زندگی او را پیچیده کرده است. علیار به‌دلیل رفتارهای خشونت‌آمیز و بی‌انضباطی از مدرسه تعلیق می‌شود و مهناز ناچار است هم‌زمان با آماده‌شدن برای ازدواج، بحران تازه فرزندش را نیز مدیریت کند.[۱][۲]

تنش‌های خانوادگی در روز مراسم آشنایی و نامزدی مهناز و حمید به اوج می‌رسد. در همان زمان، حادثه‌ای تلخ و ناگهانی مسیر زندگی مهناز و تمام اطرافیانش را تغییر می‌دهد. اتفاقی که در ابتدا یک حادثه خانوادگی به نظر می‌رسد، به‌تدریج مجموعه‌ای از پنهان‌کاری‌ها، خیانت‌ها، قضاوت‌های عجولانه و مسئولیت‌های نادیده‌گرفته‌شده را آشکار می‌کند.[۱]

مهناز پس از این حادثه، خود را در برابر خانواده، مدرسه، ساختارهای قانونی و مردانی می‌بیند که هرکدام بخشی از مسئولیت ماجرا را از خود دور می‌کنند. او که پیش از این می‌کوشید میان نقش مادری، شغل و زندگی عاطفی جدیدش تعادل برقرار کند، اکنون وارد مسیری برای کشف حقیقت و رسیدن به عدالت و تسکین خشم خود می‌شود.[۱][۳]

جریان‌شناسی فیلم‌های سعید روستایی

سعید روستایی از ابد و یک روز تا متری شیش‌ونیم، برادران لیلا و زن و بچه، تقریبا یک مسیر مشخص را دنبال کرده است، روایت خانواده‌ها و انسان‌هایی که در میان فقر، اعتیاد، فشار اقتصادی، خشونت، فروپاشی روابط و ناکارآمدی نهادهای اجتماعی گرفتار شده‌اند. در آثار او معمولا خانه محل آرامش نیست، خانواده در آستانه ازهم‌پاشیدن قرار دارد و شخصیت‌ها زیر فشار محیط، به دعوا، فریاد، تحقیر و تصمیم‌های ویرانگر کشیده می‌شوند.

روستایی در ساختن فضای پرتنش، هدایت بازیگران و نمایش بحران‌های خانوادگی توانایی بالایی دارد، اما گرایش اصلی او به انتخاب تاریک‌ترین بخش‌های جامعه و انباشتن رنج در یک روایت است. هرچه آثار او جلوتر آمده‌اند، این تیرگی از یک خانواده یا یک مسئله محدود فراتر رفته و به تصویری گسترده‌تر از جامعه، قانون، مدرسه، بیمارستان و روابط زن و مرد تبدیل شده است. در نتیجه، سینمای او را می‌توان سینمای بحران، فروپاشی خانواده و نمایش بی‌وقفه رنج اجتماعی دانست، سینمایی که گاهی به‌جای تحلیل عمیق یک آسیب، آن‌قدر مصیبت‌ها را روی هم جمع می‌کند که واقعیت جامعه در زیر فشار سیاهی و ناامیدی کم‌رنگ می‌شود.

خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!

برخی مسائل در این فیلم چنان در حالت اقرار قرار دارند که اگر قصد فیلم‌ساز را خیر بدانیم، در حق همه کارهای خیر اجحاف کرده‌ایم!

آیا فیلم فقط قصد نمایش یک رنج اجتماعی را دارد؟

در نگاه اول شاید بتوان گفت زن و بچه فقط می‌خواهد بخشی از رنج‌های موجود در جامعه را نشان دهد، رنج یک زن، یک خانواده و کودکانی که در شرایط سخت بزرگ شده‌اند. اما وقتی به جزئیات فیلم نگاه می‌کنیم، دیگر با نمایش یک رنج محدود روبه‌رو نیستیم. تقریبا همه‌چیز در فیلم تلخ و بحران‌زده است. هرجا دوربین می‌رود، یک مشکل تازه دیده می‌شود و هیچ محیط سالم یا رابطه آرامی وجود ندارد که در کنار این حجم از سیاهی قرار بگیرد.

خانه شخصیت‌ها با یک تم خاص از فقر و فرسودگی ساخته شده است. مدرسه در بدترین وضعیت ممکن از نظر تربیتی، مدیریتی و ساختاری نشان داده می‌شود. معلم و مدیر توان کنترل شرایط را ندارند، کودک در محیط مدرسه بیشتر آسیب می‌بیند و هیچ نشانه‌ای از یک فضای آموزشی سالم دیده نمی‌شود. مطب پزشک شلوغ و پر از بیمار است، بیمارستان‌ها قدیمی، تیره و شبیه ساختمان‌های باقی‌مانده از چند دهه قبل هستند و حتی در کادر درمان نیز افرادی دیده می‌شوند که برای کسب درآمد حاضرند هر کاری انجام دهند و آمبولانس را در شب اجاره بدهند.

نقد فیلم زن‌ و بچه 1404
فضای خانه را به عنوان محل زندگی خانواده اصلی فیلم ببینید ! سبک رنگ بندی و ساختار را دقت کنید!
سبک نمایش محیط دو مدرسه در کنار هم را با توضیحات فوق در نظر بگیرد
بخشی از محیط آموزشی یک مدرسه فنی حرفه ای در این فیلم !

در کنار این محیط‌های فرسوده، خانواده‌ها نیز تماما درگیر فروپاشی‌اند. پدر یا وجود ندارد، یا مسئولیت‌پذیر نیست، یا خودش بخشی از بحران است. مادر زیر فشار است، کودک پرخاشگر است، روابط خانوادگی از گفت‌وگوی سالم فاصله دارد و همه‌چیز با دعوا، فریاد، تحقیر، پنهان‌کاری و درگیری جلو می‌رود. حتی رابطه مادر و فرزند که می‌توانست بخشی از آرامش و عاطفه فیلم باشد، از ابتدا تا حد زیادی درگیر تنش و ناتوانی در ارتباط است.

وجود چنین خانواده‌ها و چنین مشکلاتی را نمی‌توان انکار کرد. در جامعه ما خانواده‌های گرفتار، کودکان آسیب‌دیده، مدارس ضعیف و مراکز درمانی فرسوده وجود دارند. اما آیا واقعیت جامعه فقط همین است؟ آیا در کنار این مشکلات هیچ خانواده سالم، معلم مسئول، پزشک متعهد، پدر دلسوز، مادر موفق یا محیط منظم و امیدبخشی وجود ندارد؟ وقتی فیلم همه این بخش‌ها را حذف می‌کند و فقط بدترین قسمت‌های جامعه را کنار یکدیگر قرار می‌دهد، دیگر سخت است که این تصویر را صرفا نمایش واقعیت بدانیم.

در زن و بچه تقریبا همه نهادها و همه روابط در یک جهت حرکت می‌کنند، مدرسه خراب است، بیمارستان خراب است، خانواده خراب است، رابطه زن و مرد خراب است، تربیت کودک شکست خورده و قانون نیز نمی‌تواند کمکی بکند. این میزان از انباشت بحران، دیگر یک فیلم‌نامه عادی نیست. فیلم با دقت تمام، هر تصویر منفی‌ای را که می‌تواند جامعه ایران را آشفته، فرسوده و ناامید نشان دهد، در کنار هم قرار داده است.

منتقدان خارجی نیز به این حجم از مصیبت اشاره کرده‌اند. اسکرین‌دیلی نوشته است که فیلم مدام بدبیاری‌ها و افشاگری‌های تازه‌ای را بر سر شخصیت اصلی آوار می‌کند و همین موضوع در نهایت به تاثیر بخشی اجتماعی اثر آسیب می‌زند.[6] هالیوود ریپورتر نیز فیلم را ملودرامی انباشته از مرگ، اندوه، خشم، حسادت و انتقام معرفی کرده است.[7] ورایتی هم به اتفاق‌ها و تصمیم‌هایی اشاره می‌کند که با نظمی تصنعی، وضعیت شخصیت‌ها را لحظه‌به‌لحظه بدتر می‌کنند.[8] پس مسئله فقط حساسیت مخاطب ایرانی نیست، حتی منتقدان خارجی نیز متوجه شده‌اند که فیلم برای تأثیرگذاری، همه نوع مصیبت را در یک روایت جمع کرده است.

این‌همه اصرار بر نمایش خرابی، فقر، خشونت، فساد، خانواده‌های فروپاشیده و نهادهای ناتوان، یک پرسش جدی ایجاد می‌کند؛ آیا فیلم واقعا قصد شناخت یک آسیب اجتماعی را دارد یا می‌خواهد همان تصویری را از ایران بسازد که جشنواره‌های خارجی سال‌هاست به آن علاقه نشان می‌دهند؟

نمایش از میزان فرهنگ دانش آموزان ایرانی و اولیای آنان !ً مگر فیلم ژانر وحشت است ؟
تصویری کوتاه از محیط یک مطب پزشکی در ایران ! ما در مناطق محروم هم اینقدر بیمار نداریم آن هم هروز

وقتی آبروی ایران خرج جایزه کن می‌شود

حضور یک فیلم ایرانی در جشنواره کن به خودی خود چیز بدی نیست. حتی می‌تواند باعث افتخار باشد، اگر فیلم تصویری واقعی، پیچیده و انسانی از جامعه نشان دهد. مشکل واقعی در جایی است که برخی فیلم‌سازان متوجه شده‌اند چه نوع تصویری از ایران برای جشنواره کن جذاب‌تر است و دقیقا همان تصویر را تولید می‌کنند.

سال‌هاست تجربه نشان داده است فیلم‌هایی که ایران را از مسیر فقر، خشونت، زندان، سرکوب، خانواده فروپاشیده، مردان بی‌مسئولیت و نهادهای فاسد نشان می‌دهند، بیشتر مورد توجه جشنواره‌های غربی قرار می‌گیرند. هرچه ایران در یک فیلم تیره‌تر، بی‌رحم‌تر و غیرقابل‌زندگی‌تر نشان داده شود، احتمال تحسین آن در این محافل نیز بیشتر می‌شود. این مسئله به یک مسیر شناخته‌شده تبدیل شده است و برخی فیلم‌سازان نیز این مسیر را به‌خوبی یاد گرفته‌اند.

نمونه روشن آن یک تصادف ساده جعفر پناهی است که در همان دوره جشنواره کن، نخل طلا گرفت.[9] آن فیلم نیز تصویری از ایران بر پایه زندان، شکنجه، انتقام، خشونت سیاسی و بی‌اعتمادی می‌سازد. وقتی چنین آثاری مهم‌ترین جوایز جشنواره را دریافت می‌کنند، طبیعی است که این پیام به برخی فیلم‌سازان منتقل شود که برای دیده‌شدن در کن، باید ایران را هرچه سیاه‌تر و بی‌آبروتر نشان دهند.

زن و بچه نیز بیشتر عناصر مورد پسند همین نگاه را در خود جمع کرده است، زن تحت فشار، مردان بی‌مسئولیت، کودک آسیب‌دیده، مدرسه ناکارآمد، بیمارستان فرسوده، فساد مالی، خانواده متلاشی و جامعه‌ای که هیچ راه نجاتی در آن دیده نمی‌شود. گویی فیلم پیش از آنکه برای مخاطب ایرانی ساخته شده باشد، برای نگاه داوران و منتقدان خارجی طراحی شده است، نگاهی که از ایران تصویر امید، پیشرفت، مقاومت و روابط سالم نمی‌خواهد و بیشتر به دنبال فقر، خشونت و فروپاشی است.

فیلم‌ساز وظیفه ندارد مشکلات جامعه را پنهان کند یا همه‌چیز را زیبا نشان دهد. اما نقد اجتماعی با بی‌آبروکردن یک ملت تفاوت دارد. می‌توان فقر و فساد را نشان داد و در همان حال، واقعیت‌های دیگر جامعه را نیز دید. می‌توان یک خانواده آسیب‌دیده را روایت کرد، بدون اینکه تمام ایران را به یک محیط شکست‌خورده تبدیل کرد. می‌توان از یک زن مظلوم دفاع کرد، بدون اینکه همه مردان را فاسد، خودخواه و بی‌مسئولیت نشان داد.

در این فیلم، تقریبا همه وجوه متعادل جامعه حذف شده‌اند. هیچ شخصیت جدی و سالمی وجود ندارد که در برابر این حجم از خرابی بایستد. هیچ نهاد مسئولی دیده نمی‌شود که بخشی از مشکل را حل کند. هیچ رابطه سالمی نیست که نشان دهد زندگی در این جامعه فقط خشونت و فروپاشی نیست. نتیجه این شده است که فیلم برای جلب نظر جشنواره، آبروی ایران را خرج می‌کند و رنج مردم را به ابزار دیده‌شدن تبدیل می‌کند.

پس دیگر نمی‌توان به‌سادگی گفت فیلم فقط یک واقعیت تلخ را نشان داده است. فیلم از میان هزاران واقعیت، فقط آن بخش‌هایی را انتخاب کرده که ایران را زشت، عقب‌مانده، فرسوده و بی‌امید نشان دهند. این انتخاب تا زمانی که در خدمت یک روایت منصفانه باشد قابل دفاع است، اما وقتی تمام اثر بر همین سیاهی بنا شده، بیشتر شبیه ارائه یک تصویر سفارشی برای جشنواره کن است تا یک نقد دلسوزانه اجتماعی.

 نمایش رنج این افراد چه کمکی به خود آنان می‌کند؟

قبول داریم زنانی شبیه مهناز در جامعه وجود دارند. زنانی که همسر خود را از دست داده‌اند یا از او جدا شده‌اند و مجبورند به‌تنهایی بار اقتصادی، تربیتی و عاطفی خانواده را تحمل کنند. کودکانی نیز وجود دارند که به دلیل فقدان پدر، مشکلات خانوادگی، ضعف مدرسه یا فشارهای اقتصادی دچار پرخاشگری و آسیب‌های رفتاری می‌شوند. این افراد واقعا نیازمند توجه، حمایت و کمک هستند.

اما نمایش رنج این افراد روی پرده چه کمکی به خود آنان می‌کند؟ زنی که در واقعیت با مشکل اقتصادی، تربیت فرزند، نبود حمایت قانونی و فشار اجتماعی روبه‌روست، از حضور این فیلم در جشنواره کن چه چیزی به دست می‌آورد؟ کودک آسیب‌دیده‌ای که نیاز به مشاور، مدرسه مناسب و محیط امن دارد، از دیده‌شدن شخصیت علیار چه کمکی دریافت می‌کند؟ خانواده محرومی که هر روز با مشکلات واقعی زندگی می‌کند، چه سهمی از فروش فیلم، شهرت بازیگران و اعتبار بین‌المللی کارگردان دارد؟

در عمل هیچ‌کدام از این افراد از چنین نمایش‌هایی سودی نمی‌برند. رنج آنان به فیلم منتقل می‌شود، فیلم‌ساز از آن اعتبار می‌گیرد، بازیگران تحسین می‌شوند و جشنواره‌ها نیز یک تصویر تلخ دیگر از ایران دریافت می‌کنند. صاحبان واقعی این رنج همچنان با همان مشکلات قبلی زندگی می‌کنند.

مشکل اینجاست که فیلم درد این افراد را نشان می‌دهد، اما هیچ شناخت دقیقی از راه‌های کمک به آنان ارائه نمی‌کند. فیلم نشان نمی‌دهد که چگونه می‌توان از چنین مادرانی حمایت کرد، چه نهادهایی مسئول‌اند، مدرسه چه وظیفه‌ای دارد، خدمات روان‌شناختی چگونه می‌تواند از آسیب کودک جلوگیری کند یا قانون باید چه حمایتی از این خانواده‌ها داشته باشد. همه‌چیز فقط به سمت فاجعه می‌رود.

علیار در فیلم بیشتر به‌عنوان یک کودک پرخاشگر و مشکل‌ساز دیده می‌شود. اخراج از مدرسه، درگیری، بی‌انضباطی، مهم‌ترین چیزهایی هستند که از او می‌بینیم. در حالی که می‌شد دقیق‌تر بررسی کرد که فقدان پدر، رابطه او با مادر، نقش پدربزرگ، شرایط مدرسه و مسئله ازدواج مجدد مادر چه اثری بر رفتار او گذاشته است. فیلم از این مسائل عبور می‌کند، چون بیشتر به حادثه و شوک نیاز دارد تا شناخت واقعی کودک.

مهناز نیز همین وضعیت را دارد. او می‌توانست نماینده زنی باشد که با وجود همه فشارها، تلاش می‌کند خانواده خود را حفظ کند. اما فیلم بخش بزرگی از شخصیت او را در گریه، خشم، انتقام و فروپاشی خلاصه می‌کند. زندگی عادی، توانایی‌ها، امیدها و تلاش‌های مثبت او کمتر دیده می‌شود، چون هرچه رنج بیشتر باشد، فیلم تأثیرگذارتر و جشنواره‌پسندتر به نظر می‌رسد.

چنین تصویری حتی می‌تواند به این خانواده‌ها آسیب بزند. وقتی خانواده‌های فقیر یا بی‌سرپرست فقط با خشونت، پرخاشگری، بی‌نظمی و فروپاشی نشان داده شوند، یک نگاه منفی درباره آنان ساخته می‌شود. مخاطب ممکن است تصور کند چنین خانواده‌هایی ذاتا بحران‌زده و ناتوان‌اند، در حالی که بسیاری از آنان با وجود مشکلات فراوان، دارای عزت، محبت، اخلاق و روابط سالم هستند.

اگر فیلم واقعا دغدغه این افراد را داشت، لازم نبود به یک اثر آموزشی تبدیل شود، اما دست‌کم می‌توانست ریشه مشکلات را دقیق‌تر نشان دهد یا بخشی از مسیر حمایت و اصلاح را در روایت قرار دهد. در شکل فعلی، رنج این خانواده فقط مصرف می‌شود. مخاطب ناراحت می‌شود، بازیگر تشویق می‌شود، فیلم‌ساز اعتبار می‌گیرد و زندگی واقعی این افراد هیچ تغییری نمی‌کند.

هیچ مادر تنها و گرفتار، با گریه‌های مهناز حمایت مالی یا حقوقی دریافت نمی‌کند. هیچ کودک آسیب‌دیده‌ای با نمایش پرخاشگری علیار درمان نمی‌شود. هیچ خانواده محرومی با رفتن فیلم به کن از فقر بیرون نمی‌آید. تنها چیزی که باقی می‌ماند، تصویری تلخ از این افراد است که برای ساخت یک فیلم پرفشار و جشنواره‌پسند استفاده شده است.

پس نمی‌توان هر فیلم تلخی را صدای محرومان دانست. گاهی یک فیلم صدای محرومان نیست و فقط از صدای آنان برای دیده‌شدن استفاده می‌کند. زن و بچه رنج این افراد را می‌گیرد، آن را شدیدتر می‌کند و روی پرده می‌گذارد، اما در دنیای واقعی هیچ کمکی به آنان نمی‌کند. در پایان فیلم‌ساز دیده می‌شود، بازیگر دیده می‌شود، جشنواره دیده می‌شود، اما صاحبان واقعی این رنج همچنان فراموش‌شده باقی می‌مانند.

بعد از نکاتی که درباره سیاه‌نمایی و انباشت رنج در فیلم مطرح شد، بهتر است به یکی دیگر از برداشت‌های فرهنگی زن و بچه اشاره کنیم.

بررسی مولفه های فرهنگی دیگر

برداشت مردسالارانه از فیلم، آیا همه مشکلات مهناز نتیجه قانون و مردان است؟

بسیاری از منتقدان خارجی، فیلم را اثری در مخالفت با مردسالاری حاکم بر جامعه ایران دانسته‌اند. گاردین فیلم را روایتی درباره برتری و حق‌به‌جانبی مردان در مناسبات ازدواج در ایران معرفی می‌کند و لوموند نیز آن را حمله‌ای تند به نظم مردسالارانه ایران می‌داند.[10][11] ورایتی هم داستان را تقابل یک مادر تنها با ساختار مردسالار جامعه توصیف کرده است، هرچند هم‌زمان تصمیم‌های مهناز را غیرمنطقی و خودویرانگر می‌داند.[12]

این برداشت تا حدی از خود فیلم می‌آید، چون تقریبا هر مردی که در برابر مهناز قرار می‌گیرد، به شکلی خودخواه، بی‌مسئولیت، خشن یا فاقد درک معرفی می‌شود. حمید فرزندان مهناز را مانعی برای ازدواج می‌داند، پدربزرگ در نگهداری از علیار موفق نیست، مسئول مدرسه فقط تنبیه می‌کند و فضای دادگاه نیز خشک و بی‌رحم نشان داده می‌شود. طبیعی است که مخاطب خارجی با دیدن چنین تصویری، همه اتفاقات را نتیجه یک ساختار مردسالار بداند.

با این حال، خود داستان امکان برداشت دیگری نیز دارد. همه مشکلات مهناز را نمی‌توان تنها به مردسالاری، قانون یا رفتار مردان نسبت داد. بخشی از شرایطی که خانواده او در آن قرار گرفته، به شیوه زندگی، تصمیم‌های شخصی و شکل مدیریت خانواده بازمی‌گردد. فیلم این بخش را نشان می‌دهد، ولی منتقدان خارجی کمتر به آن توجه کرده‌اند.

نقش سبک زندگی و نبود حضور کافی والدین

علیار نوجوانی است که پدر خود را از دست داده و مادرش نیز به دلیل دو شیفت کارکردن، حضور چندانی در کنار او ندارد. این غیبت مادر احتمالا از روی بی‌توجهی یا بی‌علاقگی نیست و فشار اقتصادی می‌تواند علت اصلی آن باشد، ولی نتیجه تربیتی این غیبت همچنان باقی می‌ماند. کودک و نوجوان فقط به تأمین مالی نیاز ندارند، حضور، مراقبت، کنترل رفتاری و ارتباط عاطفی والدین نیز برای رشد آنان ضروری است.

(البته این نکته فراموش نشود که فیلم بازهم در این مورد اجحاف کرده ما در زندگی طبیعی خود میبنیم که محصیلن رشته پزشکی یا پرستاری در بسیاری از موارد دارای زندگی متعادلی هستند و آنقدر در بی پولی غرق نیستند که نیاز به دو شغل داشته باشند.)

رفتارهای علیار نشانه‌های قابل‌توجهی دارد. او با زنی بزرگ‌تر از خودش ارتباط برقرار کرده و او را معشوقه یا دوست خود معرفی می‌کند، به قانون‌شکنی علاقه دارد، در برابر کودکان دیگر رفتار سلطه‌گرانه نشان می‌دهد، در مدرسه درگیر می‌شود و به‌راحتی مادر خود را با گفت‌وگو و عذرخواهی ظاهری آرام می‌کند. این رفتارها را نمی‌توان فقط با جمله‌هایی مانند نوجوان سرکش توضیح داد.

البته نبود پدر به‌تنهایی به معنای ایجاد چنین رفتارهایی نیست و نمی‌توان هر کودک بدون پدری را پرخاشگر یا قانون‌شکن دانست. با این حال، ترکیب فقدان پدر، نبود حضور کافی مادر، نبود نظارت مستمر، اختلاف میان اعضای خانواده و فقدان یک الگوی تربیتی ثابت، می‌تواند زمینه شکل‌گیری چنین رفتارهایی را فراهم کند. فیلم تمام این عوامل را در زندگی علیار قرار داده است.

از این جهت، زن و بچه می‌توانست زمینه یک تحلیل روان‌شناختی و تربیتی قابل‌توجه باشد. رفتارهای علیار می‌توانست به مخاطب نشان دهد که یک کودک پیش از رسیدن به مرحله بحران، چه نشانه‌هایی از خود بروز می‌دهد و چه عواملی او را به این نقطه رسانده‌اند. علاقه به قانون‌شکنی، رفتار سلطه‌گرانه، ارتباط نامتناسب عاطفی، پرخاشگری و ناتوانی در پذیرش محدودیت، همگی نشانه‌هایی هستند که خانواده باید پیش از وقوع فاجعه آنها را جدی بگیرد.

مشکل این است که فیلم آن‌قدر درگیر افزایش رنج، حادثه و شوک است که این نشانه‌ها فرصت تحلیل پیدا نمی‌کنند. علیار پیش از آنکه به‌عنوان یک نوجوان نیازمند مراقبت و اصلاح شناخته شود، به وسیله‌ای برای آغاز فاجعه تبدیل می‌شود. مخاطب نیز به‌جای آنکه رفتار او را بررسی کند، خیلی سریع وارد مرگ، سوگ، خشم و انتقام مهناز می‌شود.

رفتار خود مهناز نیز در ایجاد این شرایط بی‌تأثیر نیست. او مشکلات رفتاری پسرش را می‌بیند، ولی کنترل جدی و پیگیری مؤثری انجام نمی‌دهد. در برابر درخواست حمید حاضر می‌شود حضور فرزندانش را از خانواده او پنهان کند و در مهم‌ترین شب زندگی خانوادگی، کودکان را به خانه پدربزرگ می‌فرستد. حتی پیش از حادثه نیز نشانه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد رابطه او با حمید سالم و قابل‌اعتماد نیست.

این تصمیم‌ها را نمی‌توان همگی نتیجه اجبار مردسالارانه دانست. مهناز در بسیاری از موقعیت‌ها حق انتخاب دارد و انتخاب‌های اشتباهی انجام می‌دهد. ممکن است فشار اقتصادی، نیاز عاطفی و ترس از تنهایی بر تصمیم‌های او اثر گذاشته باشند، ولی این عوامل مسئولیت شخصی او را به‌طور کامل از بین نمی‌برند.

ورایتی نیز با وجود آنکه فیلم را روایتی علیه مردسالاری می‌خواند، رفتارهای مهناز را غیرمنطقی و خودویرانگر توصیف می‌کند و معتقد است تصمیم‌های او پیوسته شرایط را برای خودش و اطرافیانش دشوارتر می‌سازد.[12] نقد(AwardsWatch) حتی برداشت متفاوت‌تری دارد و فضای اخلاقی فیلم را محافظه‌کارانه می‌داند، به شکلی که داستان می‌تواند هشداری درباره پیامدهای برخی انتخاب‌های مهناز و فاصله‌گرفتن او از اصول خانوادگی تلقی شود.[13]

پس نمی‌توان گفت تنها برداشت ممکن از فیلم، مبارزه یک زن مظلوم با مردسالاری ایرانی است. بخشی از بحران به رفتار مردان مربوط می‌شود، بخشی به ضعف نهادها و بخشی نیز حاصل تصمیم‌های مهناز، نبود حضور تربیتی کافی و سبک زندگی این خانواده است. نادیده‌گرفتن این عوامل، شخصیت زن را از مسئولیت هر تصمیمی معاف می‌کند و تمام تقصیرها را به جامعه و قانون نسبت می‌دهد.

این نوع تحلیل در نهایت حتی به شناخت درست شخصیت زن نیز کمکی نمی‌کند. دفاع از زنان به این معنا نیست که هر تصمیم اشتباه یک شخصیت زن را نتیجه فشار مردان بدانیم. مهناز هم قربانی برخی رفتارهاست و هم در شکل‌گیری بخشی از بحران‌ها سهم دارد. شخصیت‌پردازی درست باید هر دو بخش را نشان دهد.

نمایش قانون ایران به‌عنوان یک ساختار خفه‌کننده و بی‌رحم

محور دوم به نحوه نمایش قانون و نهادهای رسمی در فیلم مربوط می‌شود. زن و بچه قانون را به شکلی تصویر می‌کند که گویی هیچ وظیفه‌ای جز فشارآوردن، محدودکردن و مجازات زن ندارد. فضای دادگاه سرد و سنگین است، قاضی درکی از شرایط عاطفی و خانوادگی مهناز نشان نمی‌دهد و گفت‌وگوها نیز بیشتر شبیه اعلام دستور هستند تا تلاش برای حل یک اختلاف خانوادگی.

در سکانس حضور مهناز نزد قاضی، قانون نه به‌عنوان یک مسیر برای برقراری عدالت، که مانند دیواری در برابر او نمایش داده می‌شود. قاضی فقط مواد قانونی و محدودیت‌ها را بیان می‌کند و هیچ نشانه‌ای از همدلی، بررسی همه‌جانبه یا تلاش برای یافتن راه‌حل دیده نمی‌شود. مهناز نیز در این محیط کاملا تنها و بی‌پناه است.

قانون ممکن است در واقعیت نیز ضعف، پیچیدگی و نقص داشته باشد. برخی زنان ممکن است در پرونده‌های خانوادگی با دشواری‌های جدی روبه‌رو شوند و نقد این مسائل نیز کاملا لازم است. ولی فیلم از میان همه ابعاد قانون، فقط همان بخش خشک، سنگین و خفه‌کننده را انتخاب کرده است. نه وکیل مناسبی وجود دارد، نه قاضی دیگری با نگاه متفاوت دیده می‌شود، نه یک مشاور خانواده حضور دارد و نه هیچ فردی در ساختار رسمی تلاش می‌کند از کودک یا مادر حمایت کند.

مدرسه نیز همین وضعیت را دارد. مسئول مدرسه به‌جای شناخت مشکل علیار، فقط او را اخراج می‌کند. بیمارستان گرفتار فساد و بی‌نظمی است. دادگاه نیز مهناز را تحت فشار قرار می‌دهد. یعنی تمام نهادهایی که باید از خانواده حمایت کنند، در فیلم یا بی‌فایده‌اند یا خودشان بخشی از بحران هستند.

به همین دلیل برخی منتقدان خارجی به این نتیجه رسیده‌اند که نهادهای قانونی و اجتماعی ایران، زندگی مهناز را به جهنم تبدیل کرده‌اند. لوموند فیلم را روایتی از مجازات زنی می‌داند که می‌خواهد زندگی تازه‌ای برای خود بسازد و معتقد است نهادهای مردسالار، او را به‌خاطر این خواسته تحت فشار قرار می‌دهند.[11] نشنال نیز ورود مهناز به مسیر قضایی را مواجهه با نظام حقوقی پیچیده و گیج‌کننده ایران توصیف کرده است.[14] گاردین هم فضای داستان را از ابتدا علیه مهناز و به سود مردان می‌بیند.[10]

این برداشت‌های خارجی بی‌دلیل شکل نگرفته‌اند. خود فیلم چنین تصویری را ساخته و تمام عناصر لازم برای رسیدن به این نتیجه را در اختیار مخاطب قرار داده است. وقتی قاضی خشک است، مدرسه ناتوان است، بیمارستان فاسد است و هیچ نهاد حمایتی وجود ندارد، مخاطبی که شناخت مستقیمی از جامعه و قانون ایران ندارد، طبیعی است که تصور کند تمام مشکلات مهناز را حکومت، قانون و ساختار مردسالار کشور ایجاد کرده‌اند.

در حالی که بخش بزرگی از فاجعه پیش از ورود قانون شکل گرفته است. مشکلات رفتاری علیار، غیبت پدر، نبود حضور کافی مادر، انتخاب نادرست حمید، پنهان‌کردن فرزندان از خانواده او و سپردن کودکان به پدربزرگ، همگی پیش از دادگاه اتفاق افتاده‌اند. قانون پس از شکل‌گیری بحران وارد داستان می‌شود، ولی نوع روایت فیلم به‌گونه‌ای است که گویی قانون از ابتدا علت اصلی تمام اتفاقات بوده است.

فیلم در اینجا نیز تقصیر کمی ندارد. روستایی می‌توانست قانون را نقد کند، بدون آنکه آن را یک ساختار کاملا بی‌منطق و فاقد انسانیت نشان دهد. می‌توانست ضعف قانونی را در کنار منطق آن، اختلاف دیدگاه قضات، حقوق دیگر اعضای خانواده یا امکان دریافت حمایت حقوقی نمایش دهد. با حذف همه این موارد، قانون ایران فقط به یک دستگاه فشار تبدیل شده است.

این تصویر برای مخاطب داخلی شاید با واقعیت‌های دیگر جامعه تعدیل شود، چون او می‌داند تمام قضات، مدارس، بیمارستان‌ها و نهادهای رسمی یکسان نیستند. مخاطب خارجی چنین شناختی ندارد و فیلم را به‌عنوان تصویری از کل ایران دریافت می‌کند. او مهناز را نماینده زن ایرانی، قاضی را نماینده قانون ایران و حمید را نماینده مرد ایرانی می‌بیند. نتیجه نیز همان برداشتی می‌شود که در بسیاری از نقدهای خارجی دیده‌ایم: زن ایرانی قربانی هم‌زمان مرد، خانواده، قانون و ساختار اجتماعی است.

وجود برخی واقعیت‌های تلخ را نمی‌توان انکار کرد، ولی جمع‌کردن تمام این واقعیت‌ها در یک جهت و حذف هر نمونه متفاوت، یک تصویر غیرمنصفانه می‌سازد. قانون در زن و بچه نه نقص دارد، نه نیازمند اصلاح است، از ابتدا تا انتها ظالم و بی‌فایده نشان داده می‌شود. چنین تصویری دیگر صرفا نقد یک سکانس یا یک پرونده نیست و به قضاوتی کلی درباره فرهنگ و نظام حقوقی ایران تبدیل می‌شود.

در نهایت، برداشت مردسالارانه منتقدان خارجی فقط حاصل نگاه خود آنان نیست. فیلم این برداشت را مرحله‌به‌مرحله برایشان آماده کرده است. با این حال، اگر رفتار شخصیت‌ها را دقیق‌تر بررسی کنیم، روشن می‌شود که همه بحران‌ها از قانون یا مردسالاری آغاز نشده‌اند. تصمیم‌های اشتباه، ضعف تربیتی، نبود حضور والدین و روابط ناسالم نیز نقش جدی دارند؛ عواملی که فیلم آنها را نشان می‌دهد، ولی زیر حجم فراوان خشم و رنج پنهان می‌کند.

جمع بندی نهایی 

زن و بچه با وجود توانایی سعید روستایی در ساخت فضای پرتنش و هدایت بازیگران، تصویری یک‌سویه و انباشته از فقر، خشونت، فروپاشی خانواده و ناکارآمدی نهادهای ایرانی ارائه می‌دهد. فیلم رنج شخصیت‌ها را به‌جای تحلیل دقیق ریشه‌ها و ارائه تصویری متعادل، به ابزاری برای تشدید بحران و جلب توجه جشنواره‌ای تبدیل می‌کند. در این میان، تصمیم‌های اشتباه شخصیت‌ها، ضعف تربیتی و مسئولیت فردی زیر سایه روایت مردسالاری و بی‌رحمی قانون پنهان می‌ماند. نتیجه اثری است که بیش از آنکه صدای واقعی آسیب‌دیدگان باشد، از رنج آنان برای ساخت تصویری تلخ، ناامیدکننده و جشنواره‌پسند از ایران استفاده می‌کند.

پیوست ها

[۱]https://www.festival-cannes.com/en/f/zan-o-bacheh/

[۲] https://www.irna.ir/news/86184481/

[۳]https://www.reuters.com/business/media-telecom/irans-roustaee-concerned-about-return-home-despite-cautious-cannes-film-2025-05-23/

[۴] https://www.filmnews.ir/اخبار-مهم/بررسی-میزان-موفقیت،-فروش-و-تعداد-مخاطب/

[۵] https://www.filimo.com/m/dwu7y

[6] https://www.screendaily.com/reviews/woman-and-child-review-saeed-roustaee-drama-heaps-misfortune-on-an-iranian-widow/5205408.article

[7] هالیوود ریپورتر، توصیف فیلم به‌عنوان ملودرامی انباشته از مرگ، اندوه، خشم و انتقام

https://www.hollywoodreporter.com/movies/movie-reviews/woman-and-child-review-saeed-roustaee-iran-1236228203/

[8] ورایتی، نقد تشدید تصنعی بحران‌ها و ضعف منطق رفتاری

https://variety.com/2025/film/reviews/woman-and-child-review-1236406348/

[9] https://www.festival-cannes.com/en/f/un-simple-accident/

[10] گاردین، تفسیر فیلم بر اساس حق‌به‌جانبی مردان و مردسالاری در مناسبات ازدواج ایران. (The Guardian)

https://www.theguardian.com/film/2025/may/22/woman-and-child-review-rage-and-pain-in-iranian-marriage-market-saeed-roustaee

[11] لوموند، معرفی فیلم به‌عنوان حمله‌ای شدید به نظم مردسالارانه و نهادهای ایران. (Le Monde.fr)

https://www.lemonde.fr/culture/article/2025/05/22/au-festival-de-cannes-2025-woman-and-child-la-violente-charge-de-saeed-roustaee-contre-l-ordre-patriarcal-en-iran_6607815_3246.html

[12] ورایتی، تفسیر ضد مردسالاری فیلم همراه با نقد تصمیم‌های غیرمنطقی و خودویرانگر مهناز. (Variety)

https://variety.com/2025/film/reviews/woman-and-child-review-1236406348/

[13] AwardsWatch، برداشتی متفاوت که اخلاق و سیاست فیلم را محافظه‌کارانه و داستان را نوعی هشدار درباره پیامدهای انتخاب‌های شخصیت می‌داند. (AwardsWatch)

https://awardswatch.com/woman-and-child-review-saeed-roustaees-iranian-mother-melodrama-finds-a-family-torn-part-a-cannes/

[14] نشنال، توصیف مسیر قضایی مهناز به‌عنوان ورود به نظام حقوقی پیچیده ایران. (thenationalnews.com)

https://www.thenationalnews.com/arts-culture/2025/05/27/woman-and-child-review-cannes-iran-palme-dor/

 

قبلی نقد سریال کلاغ 1405 | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان
بعدی نقد فیلم ماریا 1403 | چالش با تعصب اشتباه یا با اصل دین ؟

پست های مرتبط

مسیحیت انجیلی

۱۴۰۵-۰۶-۱۳

مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال اکسیر

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی

alireza.mor110
ادامه مطلب
نقد فیلم روح در سلول 2026 Ghost in the Cell

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟

احمدرضا
ادامه مطلب
سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

۱۴۰۵-۰۶-۱۰

سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد شاه گل

۱۴۰۵-۰۶-۰۹

نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده

alireza.mor110
ادامه مطلب

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • Sazin گفت:
    ۱۴۰۵-۰۵-۳۱ در ۰۱:۲۲

    نقد بسیار عالی بود
    …تصویرسیاه از ایران رو روستایی بخاطر منفعت خودش ،خیلی خوب ب جهان نشون داد متاسفم براش

    پاسخ
    • علیرضا گفت:
      ۱۴۰۵-۰۶-۰۷ در ۱۷:۵۹

      بله متاسفانه ما در گیر موریانه های فرهنگ خور شدیم! که به جای صادر کردن فرهنگ های ارزشمند فقط نقطه سیاه در صفحه سفید را می‌بیند!

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن
  • نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی
  • نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟
  • سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین
  • نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده
آخرین دیدگاه‌ها
  • حامد رهبر فرزو در ۱۲ مترجم ۱۰ ناشر ۱۰ ترجمه برای تبلیغ مظلومیت یهود | انسان در جستجوی معنا
  • ... در نقد اتک آن تایتان Attack on titan
  • زینب در نقد و تحلیل کامل فیلم نورنبرگ ۲۰۲۵ Nuremberg
  • علیرضا در نقد فیلم زن‌ و بچه ۱۴۰۴ | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!
  • علیرضا در نقد سریال کلاغ ۱۴۰۵ | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان
محصولات
  • دوره تخصصی دشمن‌شناسی نبرد مقدس دوره تخصصی اردوی دشمن‌شناسی نبرد مقدس سال 1404
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • دوره جامع طراحی گرافیک دوره جامع طراحی گرافیک | گرافیست‌شو
    تومان 2.000.000
  • کتاب چهههل و یک سیمرررغ کتاب چهههل و یک سیمرررغ
    تومان 270.000
  • دوره زن و رسانه دوره زن و رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.000.000
  • کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن در سینمای ایران
    تومان 260.000
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
    نمره 5.00 از 5

    تومان 700.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;