جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
ورود
[suncode_otp_login_form]

گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)

عضویت
[suncode_otp_registration_form]

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)
سایت استاد فرج نژاد
شروع کنید
0
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
شروع کنید

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد برنامۀ اکنون سروش صحت | کوماری هندی کاتماندو در سینمای خانگی

نقد برنامۀ اکنون سروش صحت | کوماری هندی کاتماندو در سینمای خانگی

۱۴۰۴-۱۰-۱۶
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد برنامۀ اکنون

نقد برنامۀ اکنون | احسان عبدی پور و روایت نپال

فهرست مطالب

Toggle
  • آقای عبدی‌پور بالاخره روزه بگیریم یا حرف شما را باور کنیم؟
  • جشنوارۀ تیجه
  • توحید لایزال مقابل برساختۀ فولکلوریک بشر | نقد برنامۀ اکنون سروش صحت
  • نسبی‌گرایی پست مدرن
  • مسلخِ کرامتِ کودک در مسلخِ نسبی‌گرایی
  • فرجام سخن

آقای عبدی‌پور بالاخره روزه بگیریم یا حرف شما را باور کنیم؟

احسان عبدی‌پور در قسمت اول برنامۀ اکنون با اجرای سروش صحت، از سفر سوم خود به کاتماندو، پایتخت نپال، سخن می‌گوید. این روایت با فرود میان ابرها در فصل بارانی آغاز می‌شود. او فضا را با ترسیمِ اتمسفرِ عجیبِ نپال آغاز می‌کند؛ سرزمینی که در آن، مدرنیته و سنت به شکلی پارادوکسیکال در هم تنیده‌اند؛ عبدی‌پور با اشاره به وضعیتِ زیرساخت آن‌جا، از کاتماندویی می‌گوید که ۱۱ ساعت در شبانه‌روز برق ندارد و در خاموشی فرو می‌رود، اما این تاریکیِ فیزیکی مانع از درخششِ عجیبِ معابد نیست.

او مقایسه‌ای معنادار و کنایه‌آمیز انجام می‌دهد: «همان‌قدر که ما در ایران بانک داریم، آن‌ها در کاتماندو معبد دارند.» این جمله، کلیدواژه‌ی ورود به دنیایی است که در آن «امرِ قدسی» بر «امرِ مادی» سایه انداخته است.

او قصد دارد به اورست برود، سپس به لومبینی، زادگاه بودا، اما نخستین اولویتش دیدار با کوماری، الهه زندۀ هندوهای نپال است. این انتخاب، ریشه در جهان‌بینی عبدی‌پور دارد که پرستش غریبه‌ها را عادتی انسانی می‌داند و آنچه دیرهنگام رخ می‌دهد را به دور از حقیقت نمی‌شمارد؛ دیدگاهی که باورهای محلی مردم نپال را که هیچ نظام عقیدتی و ایدئولوژیکی مستدلی ندارند را بدون چالش ایدئولوژیک می‌پذیرد و آن را بخشی از تجربۀ بشری قلمداد می‌کند. او اشاره می‌کند که برخلافِ بلاگرها که تنها لایه‌ی رویی و رنگارنگِ ماجرا را می‌بینند، به دنبالِ فهمِ عمیق‌ترِ این درامِ انسانی بوده است.

در میانه این روایت پرجزئیات از سفر به نپال، احسان عبدی‌پور به لحظه‌ای می‌رسد که مرزهای فرهنگی را در هم می‌شکند و به دیدگاهی فلسفی اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند آدم‌ها جهان را از فیلتر تجربۀ خودشان می‌بینند و نمی‌توان گفت کسی غلط می‌گوید. این گزاره، که در بستر بحث دربارۀ گزارش‌های متفاوت بلاگرها از مکان‌ها بیان می‌شود، به سرعت توسط سروش صحت تأیید می‌گردد؛ مجری با پاسخی موافق، این ایده را می‌پذیرد و گفتگو را ادامه می‌دهد، بدون آنکه لایه‌ای انتقادی به آن بیفزاید. این تأیید، گویی این دیدگاه را پذیرفتنی و حتی جذاب جلوه می‌دهد، در حالی چنین دیدگاهی ریشه در جهان‌بینی پست‌مدرن دارد که حقیقت را وابسته به تجربۀ فردی می‌بیند.

آقای عبدی‌پور! آقای صحت! این رسانه عمومی به شمار می‌رود؛ خانواده‌ها و نوجوانان ایرانی پای گیرنده نشسته‌اند. این چه خوراک فکری به شمار می‌رود که بدون پیوست انتقادی ارائه می‌دهید؟ این جمله، که جهان را از فیلتر تجربیات شخصی می‌بیند و هیچ‌کس را غلط نمی‌شمارد، بذر نسبی‌گرایی معرفتی را می‌پاشد؛ دیدگاهی که حقیقت را وابسته به فرد می‌داند و مرزهای حق و باطل را محو می‌سازد. در برنامه‌ای که قرار است اکنون فرهنگی ایران را بازتاب دهد، چنین تأییدی، هشداری جدی به همراه دارد. این رویکرد، بدون بررسی مبانی ایدئولوژیک، مخاطبان را به سوی پذیرش بی‌قید باورهای متنوع سوق می‌دهد، گویی هر فیلتری معتبر است.

در همین راستا عبدی‌پور مخاطب را به بی‌واسطه دیدن و کنار نهادنِ عینکِ روایت دیگران دعوت می‌کند تا به زعمِ خود، واقعیت را عریان و خالص تجربه کند. این گزاره، اگرچه ظاهری پدیدارشناسانه دارد و بر تمایز میان واقعیت خارجی و برداشت ذهنی انگشت می‌گذارد، اما در همان رویکردِ پدیدارشناسی نیز، ادراکِ جهان بدون فیلتر و فارغ از پیش‌فرض‌های ذهنی، امری محال است؛ چرا که ذهنِ انسان لوحی سفید نیست، بلکه همواره داده‌های حسی را از مجرایِ ساختارهایِ ذهنیِ خود عبور می‌دهد و بحث هم تنها فقط تجربه نیست!

در مورد طرحواره‌ها یا پیش‌فرض‌های ذهنی بیشتر بخوانید: مبانی روان شناختی و رفتار شناختی رسانه

دعوتِ او به کنار گذاشتنِ روایت‌های دیگران، در عمل ناممکن است و او با این ترفند، تنها فیلترهایِ آزموده شده و سنت‌هایِ فکریِ پیشین را حذف می‌کند تا فیلترِ شخصی و شاید خامِ خود را جایگزین سازد، بی‌آنکه بپذیرد که دیدنِ خالص، خود توهمی بیش نیست(این مسئله به معنای قطع ارتباط با عالم واقع و اشکالاتی از این قبیل نیست).

از سوی دیگر، تقلیلِ تمامِ نظام‌هایِ فکری به عینک‌های سلیقه‌ای که می‌توان آن‌ها را به سادگی کنار نهاد، نادیده گرفتنِ اعتبارِ عقل و وحی است. در منظومۀ هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسیِ اسلامی، نگاهِ ما به جهان متکی بر استدلالِ برهانی و قواعدِ متقنِ عقلی است، نه صرفاً حدسیاتِ لرزان یا برداشت‌هایِ شاعرانه. نمی‌توان با ژستی روادارانه‌ و نسبی‌گرا، مواجهه با پدیده‌ای همچون کوماری را تنها جالب یا نوعی دیگر از بودن خواند و بر حقانیتِ آن صحه گذاشت.

ما برای سنجشِ حقیقت معیار داریم؛ لذا توصیفِ هیجان‌زدۀ عبدی‌پور و تلاش برای معقول جلوه دادنِ این انحراف، در کنار سروش صحتی که فقط سکوت کرده در تضاد با مبانیِ مستدلِ ماست و نمی‌توان به این سادگی، مرزهایِ حق و باطل را در پایِ تجربه‌گراییِ خام ذبح کرد.

جشنوارۀ تیجه

در جشنوارۀ تیجه، که عبدی‌پور آن را توصیف می‌کند، زنان تمام روز روزه می‌گیرند و برای طول عمر شوهرانشان در افطار دعا می‌کنند. اصطلاح روزه و افطار که در فرهنگ اسلامی ما با عبادت و تقوا پیوند خورده را عبدی‌پور بدون کمی دقت ادبی یا عقیدتی این‌جا به هندوها نسبت می‌دهد و سروش صحت نیز سکوت می‌کند. آن‌ها از سر تا پا قرمز می‌پوشند و تا جایی که توان دارند با زبان روزه می‌رقصند؛ جشنواره‌ای بر پایۀ رقص که چیز کمی برای نشان دادن باقی می‌گذارد.

این رویداد با دیدن کوماری به پایان می‌رسد: او پنجرۀ اتاقی در طبقه دوم ساختمانی قدیمی را باز می‌کند و برای چهل ثانیه نیم‌تنه‌اش پیداست؛ مردم با اشک به او نگاه می‌کنند، سپس می‌رود و ندیمه پنجره را می‌بندد. این صحنه، نمادی از جهان‌بینی هندویی است که الوهیت را در جسم انسانی متجلی می‌سازد و عبدی‌پور آن را با زبانی جذاب روایت می‌کند، گویی این باورها را بخشی طبیعی از تنوع فرهنگی می‌بیند، بدون آنکه به مبانی ایدئولوژیک آن در روایتش، مانند تجسم خدا در انسان دقتی داشته باشد.

عبدی‌پور ادامه می‌دهد که کوماری کیست: الهه‌ای که توسط اعضای معبد هندو از میان دختران هشت تا ده ساله کشف می‌شود، شبیه یافتن بودا در خلسه! فرآیند انتخاب شامل آزمون‌هایی است که دختربچه باید بدون ترس از آن‌ها بگذرد، مانند دیدن صحنه‌های وحشتناک یا سر بریده حیوانات، تا ثابت شود که روحی الهی در او حلول کرده. پس از انتخاب، او قرنطینه می‌شود؛ در معبد ساکن می‌ماند، نباید با زائران حرف بزند، نخندد و چهره‌اش باید تا حد ممکن بدون احساس باشد. نگاه کردن کوماری به مردم و دیگر هیچ کاری نکردن را عبدی‌پور نمادی از جدایی انسان از جهان مادی می‌داند.

مردم برای بازدید می‌روند، به پاهایش نگاه می‌کنند و او را واسطۀ فیض آسمان به زمین می‌شمارند تا از کگاره و کارمای شر پاک شوند. این قرنطینه و آزمون‌ها، ریشه در جهان‌بینی هندویی دارند که الوهیت را وابسته به پاکی جسمانی می‌داند؛ کوماری تا نخستین خون از بدنش بیرون بیاید که می‌تواند زخم، خون‌دماغ یا قاعدگی باشد الهه باقی می‌ماند، اما با بلوغ، به زندگی عادی بازمی‌گردد. عبدی‌پور این را عجیب اما عادی می‌خواند و با این توصیف، ایدئولوژی پشت آن را  که الوهیت را موقت و وابسته به جسم می‌بیند بدون نقد ایدئولوژیک می‌پذیرد، گویی بخشی از فیلتر تفسیر تجارب بشر است.

او از دیدار با شیخ مدرسه بودایی سخن می‌گوید که قراری برای دیدن کوماری سابق ترتیب می‌دهد؛ مدرسه‌ای به نام ایکوشان. سپس به پاتان می‌روند که عبدی‌پور فاصلۀ بین آن و نپال را شبیه کرج به تهران می‌داند. کوماری پاتان در کلاس است: روی تخت نشسته و معلم جدول ضرب یا تفاوت جامدات، مایعات و گازها را به او آموزش می‌دهد. در این فاصله، به دیدار کوماری قدیمی می‌روند؛ کسی که سال‌ها بدون خونریزی مانده و حالا حدود هفتاد سال سن دارد اما هنوز احترام خاصی در میان مردم داشته و نباید حرف بزند یا احساسی از خود نشان دهد.

عبدی‌پور از کوماری‌هایی یاد می‌کند که به زندگی عادی بازگشته‌اند؛ یکی در بانک کار می‌کند، دیگری معلم است، اما دوران الهه‌بودنشان با بلوغ پایان یافته. اما نکته این است که کوماری‌ها هنوز هم در برقراریِ ارتباطِ عادی با جهانِ بیرون مشکل دارند؛ کسی که سال‌ها به عنوانِ خدا پرستیده شده و عادت کرده بود که دیگران در برابرش سجده کنند و او سکوت کند، حالا نمی‌داند چگونه باید به عنوانِ یک شهروندِ معمولی در جامعه‌ای شلوغ زندگی کند. تنهایی و انزوایِ پس از خدایی بر زندگی کومری‌ها سایه انداخته و آن‌ها را آزار می‌دهد آخر خرافه و تایید آن خرافه تا کجا آقای سروش صحت؟

در لابه‌لای این سفرنامه، عبدی‌پور تصاویری را پیشِ چشم می‌گذارد که برای مخاطبِ ایرانی و مسلمان، تداعی‌گرِ نوعی هم‌ذات‌پنداریِ فریبنده است. او از زنانی سخن می‌گوید که در ایامِ جشنواره، روزه می‌گیرند؛ تصویری که در نگاهِ نخست، یادآورِ مناسکِ مقدسِ اسلامی است، اما در این‌جا، در بستری از رقص و پایکوبیِ آیینیِ هندو معنا می‌یابد. راوی با زبانی چنان شیرین و گیرا این صحنه‌ها را ترسیم می‌کند که گویی مخاطب را به قدم زدن در خیابان‌های باران‌خورده و مه‌آلودِ کاتماندو دعوت کرده است. اما دقیقاً در همین «شیرینیِ روایت» است که زهرِ ماجرا پنهان می‌ماند.

این جذابیتِ بصری و کلامی، نباید مانع از دیدنِ حفره‌ی عمیقِ ایدئولوژیکِ نهفته در پسِ آن شود. آنچه عبدی‌پور روایت می‌کند، بازتابی از جهان‌بینیِ خاصِ نپالی و ریشه‌های هندوئیسم است؛ تفکری که مفهومِ متعالیِ الوهیت و تقدس را به پاکیِ فیزیکی(Purity) و نابالغ بودن گره می‌زند. در این دستگاهِ فکری، دختربچه‌ای صرفاً به دلیلِ نرسیدن به بلوغِ جسمانی، شایستۀ مقامِ خدایی می‌شود و درست در لحظه‌ای که طبیعتِ بدنش مسیرِ تکامل(بلوغ) را طی می‌کند، از اوجِ عزت به حضیضِ ذلت پرتاب می‌گردد.

عبدی‌پور این پارادوکسِ دردناک را می‌بیند؛ او نگاهِ خالیِ کوماری را می‌بیند، وحشتِ اتاقِ سرهای بریده را توصیف می‌کند و سرنوشتِ تلخِ بازنشستگیِ این خدایانِ کوچک را روایت می‌کند، اما بدونِ هیچ چالشِ معرفتی از کنارِ آن می‌گذرد. او صرفاً راویِ زیبایی‌شناسِ این درد است، نه منتقدِ آن. روایتِ او، خواسته یا ناخواسته بر این مبنایِ باطل صحه می‌گذارد که گویی الوهیت، کالایی است که با بیولوژیِ بدن معامله می‌شود.

فقدانِ نگاهِ انتقادی در کلامِ او، باعث می‌شود که این خرافه‌ در لفافه‌ای از اگزوتیسم و جذابیتِ توریستی بسته‌بندی شده و به خوردِ مخاطب داده شود؛ مخاطبی که مسحورِ قصه‌گوییِ راوی شده و از طرحِ این پرسشِ بنیادین باز می‌ماند که آیا شایسته است که کرامتِ انسانیِ یک کودک، قربانیِ چنین نمایشِ بی‌رحمانه‌ای از تقدس‌نمایی شود؟

توحید لایزال مقابل برساختۀ فولکلوریک بشر | نقد برنامۀ اکنون سروش صحت

این روایت عبدی‌پور، که کوماری را به عنوان الهۀ زنده توصیف می‌کند، فرصتی فراهم می‌آورد تا به بررسی هستی‌شناختی ماجرا بپردازیم. حال وقت آن رسیده که عیارِ حقیقت با محکِ مبانی سنجیده شود. در منظومۀ هستی‌شناسیِ اسلامی، محورِ عالم بر پایۀ توحید خالق آن استوار است؛ حقیقتی مطلق که در آن، خالقِ هستی، یگانه، لایزال و بی‌نیاز از مکان و زمان است. ندایِ ملکوتیِ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»، فریادِ رسا بر سرِ تمامِ بت‌هایِ ذهنی و عینی است که بر یگانگی و صمدیتِ ذاتِ حق دلالت دارد. این الوهیت، ذاتیِ وجود است، نه یک قراردادِ اجتماعیِ سیال یا عنوانی وابسته به خلوصِ فیزیکی(Purity) که با تغییراتِ بیولوژیکِ بدن دستخوشِ زوال شود.

در مقابل، پدیدۀ کوماری، تجسمِ عریانِ یک هستی‌شناسیِ هندویی و اسطوره‌ای است؛ خدایی که برساختۀ دستِ بشر است و نه خالقِ او. دختری خردسال که در آزمونی هولناک میانِ سرهایِ بریده انتخاب می‌شود، در قرنطینه‌ای سخت‌گیرانه تقدیس می‌گردد، اما الوهیتش چنان شکننده و پوشالی است که با نخستین قطرۀ خون و آغازِ بلوغ، فرو می‌ریزد. این چه خدایی است که زمان بر او حکم می‌راند و فیزیولوژیِ بدن، او را عزل می‌کند؟

در تفکرِ اسلامی، الله، حقیقتی ثابت و ابدی است؛ چنان‌که قرآن کریم در سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۷۰ می‌فرماید: «وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»؛ اوست خدایی که جز او معبودی نیست. اگر آن‌گونه که عبدی‌پور با رویکردی نسبی‌گرا پیشنهاد می‌دهد، حقیقت را وابسته به فیلترِ تجربیاتِ فردی و نگاهِ ناظر بدانیم، با تناقضی آشکار روبرو می‌شویم: اگر این الوهیت حقیقت دارد، چرا با بلوغِ جسمانی باطل می‌شود و تا این مقدار محدود است؟ مگر علت العلل نباید نامحدود باشد؟ این نسبیتِ معرفتی، دقیقاً در تضاد با توحیدِ اسلامی است؛ چرا که در اسلام، حقیقت مستقل از ذهنِ انسان و تغییراتِ مادی است.

خطرِ اصلیِ روایتِ عبدی‌پور در این است که با وام‌گیریِ مفاهیمِ مقدسِ دینی و اطلاقِ آن به مناسکِ هندو و با امتناع از هرگونه چالشِ ایدئولوژیک، به نوعی تقدس‌بخشیِ کاذب دست می‌زند. او مرزهایِ دقیقِ هستی‌شناختی میانِ خالق و مخلوق را محو می‌کند و الوهیت را تا سطحِ یک قراردادِ اجتماعی و فولکلوریک تنزل می‌دهد. این رویکرد، خواسته یا ناخواسته، مروجِ نوعی شرکِ پنهان است؛ زیرا با اعتبار بخشیدن به خدایانِ دست‌ساز و فانی، حقیقتِ مطلقِ توحید را به چالش می‌کشد و هر آنچه را که محصولِ اوهامِ بشری است، در جایگاهِ امرِ قدسی می‌نشاند.

نسبی‌گرایی پست مدرن

احسان عبدی‌پور با طرحِ این گزاره که آدم‌ها جهان را از فیلترِ تجربۀ خودشان می‌بینند و نمی‌توان گفت کسی غلط می‌گوید، بذرِ مسمومِ نسبی‌گراییِ معرفتی(Epistemological Relativism) را در ذهنِ مخاطب می‌پاشد. این رویکرد، دقیقاً ترجمانِ فلسفۀ پست‌مدرن غربی است؛ ایدئولوژی‌ای که وجودِ کلان‌روایت‌ها و حقیقتِ مطلق را انکار می‌کند و حقیقت را به خرده‌روایت‌هایِ شخصی و برساخته‌هایِ زبانی تقلیل می‌دهد. در این دستگاهِ فکری، هیچ معیاری برای سنجشِ سره از ناسره وجود ندارد و هر کس حقیقتِ خودش را دارد؛ گزاره‌ای فریبنده که در نهایت به انحلالِ حقیقت می‌انجامد.

این نگرش، در تضادِ آشتی‌ناپذیر با معرفت‌شناسیِ اسلامی است. قرآنِ کریم با صراحتی قاطع در سورۀ یونس، آیۀ ۳۲ می‌فرماید: «فَذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ فَمَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ» این است خدا، پروردگارِ حقِ شما؛ پس بعد از حق، جز گمراهی چیست؟ این آیۀ شریفه، جهان را به دو قلمرویِ شفافِ حق و ضلالت تقسیم می‌کند و هیچ منطقۀ خاکستری یا نسبی‌ای را که در آن هر دو طرفِ نقیض، محق باشند، به رسمیت نمی‌شناسد.

اگر قرار باشد هر کس با تکیه بر فیلترِ شخصیِ ادراک خود، ملاکِ حقیقت باشد، فلسفۀ بعثتِ انبیا و نزولِ وحی چه معنایی خواهد داشت؟ مگر نه این است که پیامبران آمدند تا غبارِ همین فیلترهایِ موهومِ شخصی و قبیله‌ای را بزدایند و انسان را به سرچشمۀ زلالِ حقیقتِ واحد رهنمون سازند؟

تأییدِ ضمنی و بدونِ پیوستِ انتقادیِ این نسبی‌گرایی توسطِ سروش صحت، خطرِ ترویجِ سفسطۀ مدرن(Sophism) و شک‌گراییِ افراطی را به همراه دارد که در آن، مرزهایِ بنیادینِ میانِ خیر و شر، و حق و باطل محو می‌گردد.

در فلسفۀ اسلامی، حصولِ معرفت بر پایۀ اضلاعِ هماهنگِ عقل، وحی و تجربه بنا شده است و نمی‌توان آن را به احساساتِ لغزانِ فردی فروکاست. ترویجِ این تفکر که تو با عینکِ خودت درست می‌گویی، بدونِ بررسیِ مبانیِ ایدئولوژیک، جوانان و نوجوانان را به ورطۀ بی‌معیاری و نهیلیسم می‌کشاند و بنیان‌هایِ مستحکمِ معرفتی را در ذهنِ آنان سست می‌کند. جامعه‌ای که توانِ تشخیصِ حق از باطل را از دست بدهد و به همه‌ی قرائت‌ها حتی قرائت‌هایِ خرافی و ضدِ انسانی همچون ماجرایِ کوماری برچسبِ جالب بودن بزند، در برابرِ انحرافاتِ بزرگ‌تر خلعِ سلاح خواهد شد.

مسلخِ کرامتِ کودک در مسلخِ نسبی‌گرایی

در نظامِ انسان‌شناسیِ اسلامی، انسان ابزار ارضایِ اوهامِ جمعی نبوده و اشرفِ مخلوقات و محورِ دایرۀ هستی است. قرآن کریم در آیۀ ۷۰ سورۀ اسراء، با عبارتِ شکوهمندِ «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»، مهرِ تأیید بر کرامتِ ذاتی انسان می‌زند؛ کرامتی که موهبتِ الهی است و هیچ سنت، آیین یا قراردادِ اجتماعی حقِ سلب یا خدشه‌دار کردنِ آن را ندارد. این اصلِ بنیادین، شالودۀ حقوقِ بشر در اسلام را تشکیل می‌دهد و به طریقِ اولی، شاملِ حالِ کودکان نیز می‌شود که در لسانِ روایات، مظهرِ پاکی و لطافت‌اند و نیازمندِ حمایت، محبت، آموزش و تربیت(حضانت) است، نه بهره‌کشیِ آیینی.

در نقطۀ مقابلِ این نگاهِ متعالی، پدیدۀ کوماری قرار دارد؛ آیینی که در آن، سسلمت روان انسان به نفعِ خرافه‌ای چون بت‌ها مصادره می‌شود. روایتی که عبدی‌پور ارائه می‌دهد، خواسته یا ناخواسته، تصویری از شیء‌وارگیِ(Reification) کودک است. دختربچه‌ای که باید در آغوشِ پرمهرِ خانواده ببالد و کودکی کند، در سنینِ خردسالی از مادر جدا می‌شود، در قرنطینه‌ای سخت‌گیرانه محبوس می‌گردد و در آزمونی وحشتناک میانِ سرهایِ بریدۀ حیوانات و رقصِ مردانِ نقاب‌دار رها می‌شود تا نترسیدن او، دلیلی بر حلولِ روحِ الهه باشد.

این فرآیند، چیزی جز کودک‌آزاریِ سیستماتیک نیست که زیرِ نقابِ ضخیمِ سنت پنهان شده است. آن نگاهِ خالی و بدونِ احساسِ کوماری که عبدی‌پور توصیف می‌کند، نشانۀ تقدس نیست. آقای صحتن نگاه فریادِ خاموشِ روانی است که زیرِ بارِ فشارهایِ غیرانسانی لِه شده است. چقدر راحت است برای رژیم صهیونیستی و نظام فاسد ایدئولوژی‌های هالیوودی که بر چنین افرادی حکومت کنند!

چالشِ اصلیِ متنِ عبدی‌پور و تأییدِ سروش صحت، در مواجهۀ توریستی و زیباشناختی با این ظلمِ آشکار است. وقتی راوی با تکیه بر نسبی‌گرایی می‌گوید آدم‌ها جهان را از فیلترِ خود می‌بینند، در واقع مجوزی صادر می‌کند که بر اساسِ آن، هر جنایتی اگر در قالبِ فرهنگ و باورِ بومی عرضه شود، قابلِ احترام و غیرقابلِ نقد است. این رویکرد، خیانت به مفهومِ حقوقِ فطری است. در منطقِ اسلام، ظلم، ظلم است؛ چه در کاتماندو باشد و چه در هر نقطۀ دیگرِ گیتی.

نسبی‌گراییِ مستتر در این گفتگو، رنجِ کودک را تئوریزه می‌کند و آن را به سطحِ یک «فاوتِ فرهنگیِ جذاب تقلیل می‌دهد. اما انسان‌شناسیِ اسلامی با صدایِ رسا اعلام می‌کند که کرامتِ انسانی غیرقابلِ معامله است. هیچ مصلحتِ قومی یا باورِ اسطوره‌ای نمی‌تواند مجوزِ حبسِ کودک، محرومیتِ او از لمسِ زمین و تحمیلِ فشارهایِ روانیِ سنگین بر او بدون آنکه خودش آگاهی‌ای نسبت به آن داشته باشد، باشد. سکوتِ تحلیلی در برابرِ این پدیده و بسنده کردن به توصیفِ هیجان‌انگیزِ آن، در حکمِ همدستی با ساختاری است که انسانِ زنده را قربانیِ خدایانِ مرده می‌کند.

فرجام سخن

واکاویِ روایتِ احسان عبدی‌پور در برنامۀ اکنون، ما را به ورایِ لایۀ سطحیِ یک گفتگویِ صمیمانه می‌برد و از یک شکافِ عمیقِ معرفتی در محصولاتِ شبکۀ نمایشِ خانگی پرده برمی‌دارد. امروز، این پلتفرم‌ها به مثابۀ دانشگاهِ موازی و تأثیرگذارترین نهادِ تربیتیِ غیررسمی برایِ نسلِ جدید عمل می‌کنند. خطرِ اصلی در این زیست‌بومِ نوینِ رسانه‌ای در استحالۀ نرمِ آن نهفته است که مفاهیمِ بنیادینِ اعتقادی با پنبۀ قصه‌گوییِ جذاب سر بریده می‌شوند.

آنچه در این برنامه مشاهده شد، امسحور کردنِ مخاطب با جادویِ روایت و سپس تزریقِ زیرپوستیِ ویروسِ شکاکیت است. وقتی یک ایدئولوژیِ پست‌مدرن(نسبی‌گراییِ معرفتی) در لفافه‌ای از سفرنامه‌خوانیِ شیرین و نوستالژیک پیچیده می‌شود، سیستمِ ایمنیِ ذهنیِ مخاطب خصوصاً در نوجوانان غیرفعال می‌گردد. او دیگر به محتوا به دیدۀ نقد نمی‌نگرد و مبهوتِ فرم و لحن می‌شود. در این خلسۀ رسانه‌ای، گزاره‌هایی که مبانیِ توحید و کرامتِ انسان را هدف گرفته‌اند همچون مشروعیت‌بخشی به بت‌هایِ زنده یا پذیرشِ ظلم به کودک به بهانۀ آیین‌های فرهنگ، به راحتی به عنوانِ تنوعِ زیبایِ بشری پذیرفته می‌شوند.

هشدارِ فرهنگیِ ما دقیقاً متوجهِ همین نقطه است. بی‌طرفیِ ظاهری در برابرِ باطل، عینِ جانبداری است. برنامه‌سازان و مدیرانِ پلتفرم‌هایِ نمایشِ خانگی باید بدانند که تریبون دادن به اندیشه‌هایی که مرزهایِ حق و باطل را مخدوش می‌کنند، بدونِ ارائۀ هیچ‌گونه پیوستِ انتقادی یا چالشِ فکری، نوعی خیانتِ فرهنگی محسوب می‌شود. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که ستون‌فقراتِ هویتیِ آن، باور دین اسلام است؛ بنابراین، هر محصولی که خواسته یا ناخواسته، ذائقۀ نسلِ نو را به سمتِ سیالیتِ حقیقت و بی‌قید و بندی کسب معرفت سوق دهد، در حالِ تخریبِ زیرساخت‌هایِ تمدنیِ ماست.

نقدِ ما بر عبدی‌پور و صحت، نقدِ بر شخص نیست؛ نقدِ بر یک جریان است که می‌خواهد با تکیه بر فیلترهایِ شخصی، قطب‌نمایِ فطریِ انسان را از کار بیندازد. راهِ برون‌رفت از این وضعیت، بازگشت به مسئولیتِ محتوایی است که پخش می‌کنیم. رسانه نباید تنها آینه‌ای باشد که هر تصویری را ولو مخدوش و انحرافی بازتاب دهد؛ باید همچون دیده‌بانی هوشیار، سره را از ناسره جدا کند. اگر قرار است فرهنگ‌هایِ دیگر روایت شوند، باید با عینکِ نقادانۀ اسلامی نیز سنجیده شوند تا مخاطب بداند که هر تفاوتِ فرهنگی‌ای لزوماً ارزشمند نیست و هر تجربۀ بشری‌ی لزوماً حقیقت ندارد. این بازنگریِ اساسی، شرطِ لازم برایِ صیانت از سلامتِ روانی و عقیدتیِ جامعه در برابرِ هجومِ خاموشِ پوچ‌گرایی است.

قبلی 41 میلیون کاربر آنلاین در استیم | کشوری از شهروندان غیر واقعی
بعدی نقد و تحلیل سریال مسیح 2020

مطالب مرتبط

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

۱۴۰۴-۱۱-۱۹

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

ادامه مطلب
نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر 1404

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب
نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
آرشیو مطالب
  • بهمن ۱۴۰۴ (۵۱)
  • دی ۱۴۰۴ (۴۶)
  • آذر ۱۴۰۴ (۲۸)
  • آبان ۱۴۰۴ (۲۵)
  • مهر ۱۴۰۴ (۲۴)
  • شهریور ۱۴۰۴ (۵۰)
  • مرداد ۱۴۰۴ (۳۳)
  • تیر ۱۴۰۴ (۲۶)
  • خرداد ۱۴۰۴ (۱۹)
  • اردیبهشت ۱۴۰۴ (۱۱)
  • فروردین ۱۴۰۴ (۱۵)
  • اسفند ۱۴۰۳ (۲۱)
  • بهمن ۱۴۰۳ (۲۳)
  • دی ۱۴۰۳ (۱۹)
  • آذر ۱۴۰۳ (۲۹)
  • آبان ۱۴۰۳ (۲۰)
  • مهر ۱۴۰۳ (۳۱)
  • شهریور ۱۴۰۳ (۱۵)
  • مرداد ۱۴۰۳ (۱۱)
  • تیر ۱۴۰۳ (۱۱)
  • خرداد ۱۴۰۳ (۱۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۳ (۱۳)
  • فروردین ۱۴۰۳ (۱۶)
  • اسفند ۱۴۰۲ (۱۷)
  • بهمن ۱۴۰۲ (۱۸)
  • دی ۱۴۰۲ (۹)
  • آذر ۱۴۰۲ (۵)
  • آبان ۱۴۰۲ (۱۴)
  • مهر ۱۴۰۲ (۳۴)
  • شهریور ۱۴۰۲ (۳)
  • مرداد ۱۴۰۲ (۱۵)
  • تیر ۱۴۰۲ (۱۰)
  • خرداد ۱۴۰۲ (۳۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۲ (۳۵)
  • فروردین ۱۴۰۲ (۱۳)
  • اسفند ۱۴۰۱ (۵۳)
  • بهمن ۱۴۰۱ (۷)
  • دی ۱۴۰۱ (۱)
  • تیر ۱۴۰۱ (۷)
نوشته‌های تازه
  • نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است
  • نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد انیمه گاچیاکوتا | Gachiakuta 2025
  • نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴
آخرین دیدگاه‌ها
  • شاگرد در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • فیلیوس فلیت ویک در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • Hossein Arabnejad در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • ناشناسم در هجو هویت قاجار در انیمیشن «ژولیت و شاه» | نقد انیمیشن ژولیت و شاه
  • نیکولا در نقد فیلم تلماسه Dune قسمت اول ۲۰۲۱ | امام زمان بر پردۀ سینمای هالیوود
محصولات
  • دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز دوره جامع تربیت مربی هویت‌ساز
    تومان 3.000.000 قیمت اصلی: تومان 3.000.000 بود.تومان 1.000.000قیمت فعلی: تومان 1.000.000.
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد مجله دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد طلبه طراز
    تومان 110.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 340.000
  • دوره 0 تا 100 پریمیر دوره 0 تا 100 پریمیر(آموزش تدوین)
    تومان 500.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 110.000
  • کتاب دست پنهان کتاب دست پنهان
    تومان 150.000
  • کتاب سینما دین و سیاست کتاب سینما دین و سیاست
    تماس بگیرید
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 250.000
  • دوره مستندسازی با موبایل دوره مستندسازی با موبایل
    تومان 315.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • رهگیری خرید
  • ایران پدیا
نماد اعتماد الکترونیک
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

ورود
استفاده از شماره تلفن
آیا هنوز عضو نشده اید؟ ثبت نام کنید
ثبت نام
قبلا عضو شده اید؟ ورود به سیستم