مهندسی معکوس حملات دشمن به حوزه علمیه
مسئله این نیست که چند نفر در توییتر به روحانیت فحش میدهند؛ مسئله این است که در میان سکوت و لبخند جوانان، نقش حوزه در ذهن نسل جدید چگونه دوباره تعریف خواهد شد. تا چند سال پیش، اگر کسی میخواست به دین حمله کند، ناچار بود رو در رو با یک روحانی بحث کند یا کتاب و مقاله منتشر کند.
امروز کافی است چند هزار کلیپ کوتاه، چند سریال جذاب و چند شوخی بهظاهر بیضرر، بارها و بارها تکرار شود تا تصویر روحانیت در ذهن یک نوجوان، از پناه فکری و معنوی به یک قشر زائد، پرخرج و مزاحم خوشیهایش تبدیل شود؛ بیآنکه خودش متوجه باشد چهطور به این قضاوت رسیده است. جنگ عوض شده؛ تیر و تفنگشی درکار نیست؛ آرامآرام سلیقه، حساسیت و مرزهای فکری ما را جابهجا میکنند.
در این میانه، حوزۀ علمیه فقط موضوع حمله نیست؛ مانع اصلی پروژه است. کسی که میخواهد دین را تحریف کند، ناچار است اول مرجعیت دینی را بیاعتبار کند؛ همان کاری که سالها پیش با ادیان دیگر انجام شد و امروز با ابزارهای نرم و پیشرفتهتری برای اسلام دنبال میشود. شبکههای اجتماعی و هالیوود برای ایران و برای زدن حوزه ساخته نشدهاند، اما ساختارشان اینکه میتوانند میلیمتری ذوق و خشم و ترس مخاطب را رصد و هدایت کنند، آنها را به سلاح ایدهآل برای هر جریانی تبدیل کرده که میخواهد بدون اعلان جنگ آرامآرام ایمان را از دل جوانان نسل جدید تهی کند.
پدیدآورنده: محمدسجاد سلیمی
مقدمه | مهندسی معکوس حملات دشمن به حوزه علمیه
بعثت انبیاء الهی از جانب خدای متعال و تلاش ایشان برای هدایت مردم، همواره با آزار و اذیّت عدهای از مستکبرین همراه بوده و در بعضی موارد، آسیبهای وارده از ناحیۀ دشمنان دین موجب شهادت پیامبران خدا شده است. ترور شخصیتی و شبهه پراکنی درمورد فرستادگان خدا، از شایعترین روشهای یهود برای اذیت پیامبران الهی متزلزل کردن جایگاه ایشان در جامعه بهشمار میرود. روشی که همچنان توسط یهود برای هتک حرمت علمای شیعه به کار رفته و بیانگر ترس یهود از اتحاد میان مردم و روحانیت است؛ زیرا تخریب شخصیت علما هنگامی رخ میدهد که ایشان از محبوبیّت قابل توجهی برخوردار بوده و این محبوبیّت موجب هراس یهود است.
طلاب و روحانیون که وارثان انبیاء و ائمه علیهمالسلام هستند، هیچگاه از شبهات دشمن ابایی نداشته و مانند حضرت رسول صل الله علیه و آله، از تمسخر نااهلان و دشمنان دین خدا نمیهراسند؛ اما بررسی شبهات دشمن برای فهم گسلهای موجود میان مردم و روحانیت، سبب میشود تا طلاب در پی رفع این اختلافات برآمده و تهدید وجودی را به فرصتی طلایی تبدیل کنند. در ادامه به توضیح سوء استفادۀ دشمن از ابزارهای رسانه برای فریب مردم پرداخته شده و سپس بخشی از شبهات مشهور یهود برای تخریب وجهۀ روحانیت میپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleرسانه؛ ابزاری در دستان یهود
قوم عصیانگر یهود که سابقۀ تاریکی را در انحراف ادیان الهی و گمراه ساختن مردم از خود نشان دادهاند، امروزه نیز تلاش میکند با استفاده از ابزارهای رسانهای، مردم را نسبت به باورهای دینی دچار تردید کرده و ایمان متدیّنین را به تاراج ببرد. یهود برای پیشبرد این هدف، از ظرفیت سکوهای مجازی، صنعت سینما و دیگر ابزارهای رسانهای بهره گرفته و جنگی شناختی در حوزۀ باورها و احساسات علیه دین به راه انداخته است. حربۀ یهود برای گمراه ساختن متدیّنین درصورتی بینتیجه میماند که مردم با شیوۀ کار دشمن در رسانه آشنا شده و بتوانند عملیاتهای یهود را بهدرستی شناسایی کنند. در ادامه به ذکر دو مورد از کنشهای یهود در رسانه پرداخته میشود:
کنش یهود در فضای مجازی
اینستاگرام، تلگرام، توییتر و دیگر شبکههای مجازی پرمخاطب، که در اختیار جریانهای قدرتمند رسانهای جهان قرار دارند در ابتدا بهصورت بیطرفانه و جذاب برای مردم ظاهر شده و سپس با اعمال نظر یهودیان حاکم بر فضای مجازی، سیاست رفتار خود در برابر مخاطبین را به نمایش گذاشتند. عادت کردن مردم به کار با فضای مجازی، جذابیّت تولیدات رسانهای و کمبود سرانۀ مطالعۀ مردم در کشور، سبب شد تا بخش قابل توجهی از زندگی مردم به فضای مجازی اختصاص یافته و یهود را در رسیدن به اهدافش یاری کنند. گویی عدهای از مردم مسخ صحبتهای مطرح در شبکههای مجازی شده و بهراحتی از دشمن تبعیّت کنند.
اینستاگرام، تلگرام، توییتر و دیگر شبکههای مجازی پرمخاطب، در اصل برای ایرانیها و برای جنگ با دین طراحی نشدند؛ هدف اول طراحی آنها تسهیل ارتباط، گسترش بازار، جمعآوری داده و کسب سود در مقیاس جهانی بود. در نقطۀ شروع، سازندگان این پلتفرمها بهدنبال ابزارهایی کارآمد برای جهان بههمپیوستۀ جدید بودند، نه ابزار اختصاصی نفوذ در باورهای یک ملت یا یک جامعۀ دینی. همین ظاهر بیطرف و عمومی بود که اعتماد گستردۀ مردم در سراسر دنیا را جلب کرد و این شبکهها را به بخش ثابتی از زندگی روزمره تبدیل کرد.
اما ویژگی ذاتی این پلتفرمها یعنی توانایی بیسابقه در رصد رفتار کاربران، تحلیل الگوهای ذهنی و عادتهای آنها و هدایت نگاهشان از طریق پیشنهاد محتوا خیلی زود آنها را به ابزار مورد علاقه قدرتهای سیاسی و بلوکهای رسانهای جهان تبدیل کرد. در این مرحله، لزوماً شبکه جدیدی ساخته نشد؛ بلکه بر روی همین سکوهای موجود، سیاستگذاری پنهان اعمال شد.
الگوریتمها طوری تنظیم شدند که برخی موضوعات، روایتها و سبکهای زندگی بیشتر دیده شوند و برخی دیگر در حاشیه یا زیر تیغ سانسور قرار گیرند. برای اینکه شخصی را زندانی کنید بهترین راه این است که کاری کنید او متوجه نشود در زندان است؛ این سبک از مدیریت فضای بهظاهر آزاد را در عمل به میدانی جهتدار برای شکلدهی افکار عمومی تبدیل کرد.
در چنین فضایی، جریانهای رسانهای همسو با منافع صهیونیسم و سلطۀ جهانی متحدانشان هدف مشخصی را تحت عنوان طراحی دوبارۀ آرام نظام ارزشها و الگوهای رفتار جوامع، خصوصاً جوامع دینی و مستقل را دنبال میکنند. این هدف در عمل به این معناست که سبک زندگی فردگرایانه، مصرفگرا و سکولار بهعنوان زندگی عادی و جذاب نمایش داده شود و در مقابل، دینداری، پایبندی به احکام و اعتماد به نهادهای دینی یا مسخره، افراطی و عقبمانده جلوه کند. برای مخاطب ایرانی یا هر مخاطب مسلمان دیگر، نتیجه یکسان است و آن احساس شرم یا تردید نسبت به باورهای خود و نوعی احساس عقبافتادگی است.
حال چرا مردم باید تبعیت کنند؟ مکانیزم تبعیت در این میان چگونه است؟ الگوریتمها بر اساس واکنش کاربر، سیلی از محتوای همجهت را به او نشان میدهند؛ چند ویدئو که به روحانیت حمله میکند یا ایمان مردم را بهصورت غیرمستقیم به سخره میگیرد، کافی است تا صفحۀ کاربر پر از نمونه میمهای مشابه شود. تکرار این محتوا، آن هم در قالبهای جذابی که با حب و بغش آدمی بازی میکنند، توهم نظر اکثریت را میسازد و مخاطب را بیآنکه وارد استدلال شود، به داوری جدیدی میرساند و آن اینکه دینداری، جدی، سخت و غیرطبیعی است، فاصله گرفتن از دین راه رهایی و زندگی با آسایش و آرامش است.
بنابراین، سخن از تبعیت از دشمن به معنای اطاعت از یک فرمان صریح نیست، به معنای این است که ما کمکم چه چیزی را در جایگاه مرجعیت در ذهن و قلب مینشانیم؟ پیامهای شبکهای که سیاستهایش در بیرون از مرزهای ما و بر اساس منافع قدرتهای صهیونیستی متحدانشان تنظیم میشود.
این شبکهها برای ایران ساخته نشدند، اما امروز، دقیقاً بهدلیل ساختار درونی و مدیریت بیرونیشان، میتوانند علیه هویت دینی و استقلال فکری جامعۀ ما بهکار گرفته شوند. وقتی بخش قابل توجهی از زمان، هیجان، خشم، شادی و قضاوت جوان مسلمان در این فضا شکل میگیرد، اگر او آگاهانه برای حفظ معیارهای دینی و عقلی خود تلاش نکند، عملاً در مسیری حرکت خواهد کرد که دیگران برایش طراحی کردهاند؛ بیآنکه نام اطاعت روی آن گذاشته باشد.
سردمداران این پلتفرمها برای ساماندهی این شبکهها، قواعدی را مبتنی بر تخریب دین و ترویج فحشاء ایجاد کرده و آنها را بهصورت اجباری در سبد مصرفی مخاطبین خود قرار داده است. ازاینرو بازدید مطالب مذهبی و مفید کمتر از مسائل غیر اخلاقی بوده و هیچگاه شبکۀ انتشار مسائلی که مورد پسند یهود است با مطالبی که در مقابله با یهود قرار داده شده، قابل مقایسه نیست. حذف عکس امام شهید و حاج قاسم در شبکۀ اینستاگرام، مصداق بارزی از اعمال نفوذ یهودیان در فضای مجازی است. همچنین پخش فیلم طلبۀ جوان در درمانگاه قرآن و عترت، نشانۀ دیگری بر انتشار سریع مطالب مورد پسند یهود است.
کنش یهود در فضای سینما و انیمیشن
صنعت سینما که بهعنوان هنر هفتم شناخته میشود، ابزار دیگری است در دستان یهود تا چهرۀ اسلام را در میان مردم جهان تخریب کرده و دیدگاه مردم را نسبت به مقدّسات خویش متزلزل کند. ازاینرو یهود با پایهگذاری سینمای هالیوود، پیامبران الهی را بیشتر بهصورت غیر مستقیم مورد تمسخر و ضمیر ناخودآگاه مردم را تحتتأثیر پیام خود قرار میدهد. بسیاری از مردم متدیّن که با اشتیاق به تماشای اینگونه فیلمها مینشینند، هیچگاه در پی تخریب انبیاء الهی نیستند؛ اما پیام موردنظر دشمن در زیربنای ذهن آنها قرار گرفته است. بدین صورت، تردید به آرامی در ذهن مردم نفوذ کرده و آنها را کمکم به انحراف میکشاند.
همانطور که ذکر شد، حربههای یهود برای ایجاد تردید در ایمان متدیّنین ثابت بوده و تنها ظاهر دستخوش تغییرات قرار گرفته است. درگذشته، یهودیان برای تمسخر انبیاء علیهمالسلام از کلمات استفاده میکردند؛ اما امروز با ساخت انیمیشن و جایگذاری سبکزندگی و منش انبیاء، افکار مردم را بهصورت ناخودآگاه به سوی مقدّسات سوق داده و با تطبیق شخصیت انیمیشن با فرستادۀ خدا، تمسخر پیامبران الهی را در ذهن مخاطب نهادینه میکند. دشمنشناسی و موشکافی تولیدات رسانهای یهود برای منحرف کردن جامعه، سبب میشود تا مردم تحتتأثیر عملیاتهای دشمن قرار نگرفته و تلاش یهود برای گمراهی مخاطبان به نتیجه نرسد.
مروری بر شبهات دشمن علیه روحانیت
مفتخوران جامعه
«تنها کاری که آخوندها انجام میدهند، درس خواندن است؛ اما بابت همین کار، حقوق دریافت میکند! چه فرقی بین دانشجوها و آخوندها هست؟ مگه دانشجوها درس نمیخوانند؟ بهعلاوه درس اونا نسبت به درسهای آخوندا سختتره. ما باید از صبح تا شب کار کنیم؛ درحالیکه آنها بدون هیچ سختی پول میگیرند. ما باید در گرمای تابستان و سوز سرمای زمستان زحمت بکشیم؛ درحالیکه آخوندها وسایل سرمایش و گرمایششان فراهم است و خودشان را خیلی اذیّت نمیکنند. خدا میداند ماهانه چه درآمد هنگفتی دریافت میکنند. من راضی نیستم خمسی که ما به مراجع پرداخت میکنیم، خرج شکم یه عده مفتخور بشه.»
دشمن در شبهۀ مذکور تلاش کرده است تا سه پیام را به مخاطب منتقل کند: الف)تنپروری طلاب . ب)نادرست بودن پرداخت خمس. ج)بیفایده و سهل بودن دروس طلاب. برای مقابله با اهداف شبهۀ مذکور، ابتدا باید نقشی که پرداخت خمس و زکات در طول تاریخ برای قدرتمند شدن شیعه داشته است، روشن شده و سپس سختی دروس حوزه برای مردم روشن گردد. در ادامه به توضیح امر خُمس و تاریخچۀ این فرع دینی پرداخته شده و لزوم استفاده از آن توسط روحانیت مورد بحث قرار میگیرد.
کسب روزی حلال بر تمامی مسلمانان به حکم عقل و اوامر اهلبیت علیهمالسلام واجب است. به عبارت دیگر، هر مردی که خود را در زمرۀ پیروان ائمه علیهمالسلام میداند، برای رفع حوائج خود و خانوادهاش، باید به کسب روزی از راه حلال مشغول بوده و در این راه تلاش کند. نظر به آنکه نیروی انسان برای کار کردن از جانب خدای متعال است و هم اوست که روزی را برای انسان فراهم میکند، انسان مکلف است خُمس مازاد حقوق خود را بهطور سالیانه به امام معصوم علیهالسلام پرداخت کند.
سرآغاز پرداخت خمس و وجوب آن را میتوان از اولین غنائم بهدست آمده از لشکر اسلام و جدال مسلمانان در نحوۀ تقسیمبندی آن دانست. پیروزی معجزهآسا و غیرمنتظرۀ مسلمانان بر مشرکین مکه که با نصرت الهی محقّق شد، سبب نزول آیۀ شریفۀ انفال[1] و اعلام مالکیّت رسول خدا بر تمامی غنائم گشت. سپس خداوند متعال در تکمیل بحث غنائم، خُمس را در آیۀ 41 سورۀ مبارکۀ انفال[2] بهعنوان راهکاری برای تصرّف مؤمنین در غنائم بیان کرد. البته فقهای شیعه معتقدند ذکر حکم خُمس در کنار آیات جهاد، بهمعنای اختصاص آن به غنائم جنگی نبوده و عمومیت معنای خُمس، این حکم شرعی را در سایر درآمدها نیز جاری میکند.[3]
اهمیّت پرداخت خمس بهقدری است که نزدیک به 110 روایت در کتب شریفۀ وسایل الشّیعه و مستدرک الوسائل ذکر شده است.[4] ائمه علیهمالسلام در ضمن این روایات شریفۀ، به ذکر چندین اثر مثبت در نتیجۀ پرداخت خمس بیان شده که در ادامه به شش مورد از اثرات مذکور اشاره میشود:
- نسل پاک[5]
- تقویت دین[6]
- یاری اهلبیت علیهمالسلام[7]
- پاکی مال[8]
- حفظ آبرو در برابر تهدید مخالفان[9]
- فقرزدائی از فرزندان اهلبیت علیهمالسلام[10]
قرآن کریم علاوهبر خداوند متعال و حضرت رسول صل الله علیه و آله، چهارگروه را در ضمن آیۀ خُمس، بهعنوان صاحبان آن ذکر میکند که تنها یکی از این چهار گروه به بحث حاضر ارتباط دارد. ذیالقربی که در لغت بهمعنای خویشاوندان و نزدیکان است، بهعنوان سومین صاحب خُمس در آیۀ 41 سورۀ مبارکۀ انفال ذکر شده و طبق نظر علمای شیعه، مراد از آن ائمه علیهمالسلام هستند.[11] سهم امام که بخش قابل توجهی از وجوهات را به خود اختصاص میدهد، توسط امام معصوم علیهالسلام برای گسترش دین الهی استفاده میشود که یکی از موارد مصرف آن، تبلیغ دین الهی است که مصداق آن، طلاب و روحانیون هستند.
روشن نبودن اهمیّت رسالت طلاب و عملکرد ایشان، زمینۀ رواج شبهۀ مفتخوری آخوندها را در جامعه فراهم کرده است. این درحالی است که طلاب حوزۀ علمیه که پاسداران دین الهی بهشمار میروند، همواره با جهاد تبیین و مبارزه با دسیسههای دشمن، تلاش کردهاند تا از انحراف در جامعۀ اسلامی جلوگیری کنند. به عبارت دیگر، اگر حوزۀ علمیه نبود، عقاید بسیاری از مردم تحتتأثیر عملیات روانی دشمن قرار گرفته و بدعتهای مختلفی در دین الهی وارد میشد؛ زیرا یهود در گذشتۀ خویش اثبات کرده بود که با کنار زدن روحانیت، میتواند ادیان را به انحراف بکشاند.[12] باتوجه به اینکه، اهمیّت کار طلاب و لزوم حمایت از ایشان روشن میشود.
نشر خرافات
«دیدی چقدر آخوندها حرفهای بیسند میزنند؟ اصلا معلوم نیست این حرفها کجای دین اومده! مردم هم که حرفهای اینها رو قبول دارند و فکر میکنند هرچی اینها میگویند راست است! آنقدر تاریخ را به نفع خودشان تفسیر کردند که انسان نمیداند کدام حرفشان درست است و کدام غلط! بسیاری از امامزادهها سند تاریخی ندارند! آخوندها به دورغ این امامزادهها را ایجاد کرده تا اموال مردم را دزدیده و برای خودشان استفاده کنند؛ والا چه کسی باور میکند که امامزادهها بالای کوه شهید شده باشند؟! خرافاتی که آخوندها رواج میدهند، همه برای این است که مردم را سرگرم کرده و دروغگو بودن خودشان را از مردم پنهان کنند!»
متاسفانه برخی از مردم نیز توسط شبهۀ مذکور، مسموم و نسبت به باورهای مذهبی خود دچار سستی و تردید شدهاند. برای پاسخ اجمالی به شبهۀ مذکور، به چند نکته اشاره میشود: الف)هدایا و نذوراتی که مردم به آستان مقدّس امامزادگان پرداخت میکنند، در پی نتایج و تجربههایی است که از توسل به ایشان گرفته شده است. ب)سوال پرسیدن و در پی کسب علم بودن صحیح است؛ اما افتادن در ورطۀ شکگرایی و عدم یقین به هیچچیز، انسان را به قهقرا میبرد. ج) همانطور که در تاریخ ذکر شده است، شهادت امامزادگان در نقاط مختلف، برای گریز از مأموران حکومتی بوده و هیچ جای تعجبی را باقی نمیگذارد.
هدف موردنظر دشمن از طرح چنین شبههای، سست کردن باورهای مذهبی و ایمان مردم به شریعت اسلام است. بهعلاوه، یهود با بیان این قبیل شبهات، در پی آن است که مردم را نسبت به صدق مدعای روحانیت دچار تردید کرده و پشتوانۀ اجتماعی روحانیت را از بین ببرد. اسلام منهای روحانیت، نقطۀ مطلوب دشمن است؛ زیرا با خدشهدار شدن اعتماد مردم به روحانیت، یهود میتواند اسلام را مانند مسیحیت تحریف کرده و کفریات خود را وارد دین الهی کند. ازاینرو طلاب باید با تبیین دقیق مقدّسات و روشن کردن استنادات آنها، مانع از ایجاد شک در این مقولات شده و با تولید محتوا رسانهای، ایمان مردم را تقویت کنند.
عقب ماندگی از دنیا
«دنیا هر روز تکنولوژیهای بیشتری را به خود دیده و مردم جهان در حال پیشرفت از نظرات مختلف هستند؛ آنوقت آخوندها هنوز به حجاب و برهنگی مردم اشکال میگیرند! همین تفکرات قدیمی و پوسیده است که باعث شده است ما از دنیا عقب مانده و تکنولوژیها روز دنیا را به سرعت دریافت نکنیم. مردم دنیا درپی رفتن به کرۀ ماه هستند؛ درحالیکه آخوندها هنوز درمورد اینکه با پای چپ وارد دستشویی شوند یا پای راست، بحث میکنند! آخوندها نهتنها خودشان از دنیا عقب هستند که مانع از پیشرفت ما نیز بوده و نمیگذارند مردم ایران نیز پیشرفت کنیم.»
سومین شبههای که به آن پرداخته میشود، یکی از مشهورترین حرفهایی است که در میان بخش قابل توجهی از مردم رواج داشته و مردم را به رهبری روحانیت بدبین میکند. در جواب به این شبهه میتوان گفت: الف)قیاس احکام دین با پیشرفت تکنولوژی، قیاس باطلی است؛ زیرا جایگاه این دو بحث باهم متفاوت بوده و بیان این حرف بهمثابه آن است که «ماشین بهتر است یا راستگویی!». ب) اینکه روحانیت و اسلام، عامل عقبافتادگی ایران از سایر کشورهای جهان است، مغالطهای است برای گمراهسازی مخاطب. مطالعۀ تاریخ نشان میدهد که دست نشاندههای غرب، باعث شدهاند تا ایرانیها اجازۀ کشف و تحقیق نداشته و از دروازههای علم عقب بمانند.
یهود، بار دیگر با طرح این شبهه بهدنبال تخریب مفاهیم دینی و متزلزل کردن مقولههای عبادی است. اسلام از آن نظر که روش زندگی را به انسان میآموزد، برای جزئیترین بخشهای حیات انسان نظریه دارد. این مسئله موجب میشود تا مسلمانان در راه رسیدن به کمال، بهصورت کامل با خطکش شریعت الهی هماهنگ بوده و رضایت الهی را جلب کنند. بهعلاوه دشمن، با نشان دادن روحانیت بهعنوان عامل عقب ماندگی اسلام، اعتماد مردم را به درایت علما نشانه رفته و رهبری آنها را زیر سوال میبرد. با تبیین حکمت احکام الهی و رشد ایران در سطح جهانی، میتوان خط بطلانی بر ادعای غرب کشیده و ایمان مردم را تقویت کرد.
تبدیل تهدید به فرصت؛ کیاست روحانیت در مواجهه با شبهات | مهندسی معکوس حملات دشمن به حوزه علمیه
جهاد تبیین و مردمی بودن طلاب، فرصتی طلایی است برای آنکه شبهات موجود در افکار عمومی را بررسی کرده و با استفاده از خوش رفتاری، مردم را نسبت به حربههای یهود مصون داشت. تلاش یهود برای استفاده از ابزارهای رسانهای، هیچگاه نمیتواند در برابر تبلیغ حضوری طلاب دوام آورده و تهدید دشمن در برابر جامعۀ حوزوی، تبدیل به فرصتی میشود که مردم را بیش از قبل به اسلام و روحانیت نزدیک میکند؛ زیرا با شناسایی گسلهای موردنظر دشمن و اصلاح آنها، راه نفوذ یهود در میان مردم بسته شده و صفوف مسلمین در برابر دشمن رسوخ ناپذیر میشود.
هماهنگی علم و عمل روحانیت در راه تبلیغ دین اسلام، تأثیر کلام طلاب را افزایش داده و ایمان مردم به گفتار روحانیت را قوام میبخشد؛ زیرا مردم بیش از آنکه به کلام طلاب گوش فرا دهند، به مطابقت گفتار و رفتار ایشان دقت میکنند. هنگامی که روحانیون، دشمن را به خوبی شناخته و از حربههایی که بهکار میبرد، آگاهی کامل دارند، قوّت بیشتری در مبارزه با یهود پیدا کرده و با پاسخدهی به شبهات مردم، صفوف مسلمین را در راه مبارزه با یهود یکپارچه میکنند.
منابع:
- طائب، مهدی، تبار انحراف: 1392، قم، ولاء منتظر، چاپ هشتم
پانویسها:
[1] سورۀ انفال، آیه 1: « یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ ۖ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ؛ درمورد انفال از تو سوال میپرسند، بگو انفال از آن خدا و رسولش است.»
[2] ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ؛ و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راهماندگان است﴾
[3] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۱۸۱.
[4] https://fa.wikishia.net/view/%D8%AE%D9%85%D8%B3سایت ویکی شیعه
[5] کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۴۷.
[6] حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۵۳۸.
[7] همان
[8] حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۴۸۴.
[9] حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۵۳۸.
[10] حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۵۱۴.
[11] حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، جلد ۹ بحث خمس.
[12] تبار انحراف، ج1




دیدگاهتان را بنویسید