تحلیل بازی فارکرای ۵ | شام آخرِ سید؛ منجی یا دجال در هوپ کانتی؟
تحلیل بازی فارکرای ۵ | شام آخرِ سید؛ منجی یا دجال در هوپ کانتی؟
بررسی دقیق فارکرای ۵ و کالبدشکافی پیامهای پنهان آن، پرده از حقیقتی گزنده در قلب صنعت سرگرمی غرب برمیدارد؛ این حقیقت که چطور بازیهای ویدیویی از یک سرگرمی ساده، به ابزاری چند وجهی برای تغییر فرهنگ بدل شدهاند تا با نفوذی نرم و تدریجی، باورهای مخاطبین خود را تغییر داده و قداستها را در ناخودآگاه مخاطب فرو بریزند. پنجمین نسخه از سری محبوب شوتر اولشخص شرکت یوبیسافت(Ubisoft)، فراتر از اثری سرگرمکننده ظاهر شده و مستقیماً باورهای دینی، مفهوم منجی و ساختار خانواده را نشانه رفته است. در این نوشتار، به بررسی دقیق و مستند محتوای این اثر میپردازیم تا مشخص شود چگونه سازندگان با استفاده از نمادهای مذهبی و ادغام آن با خشونت افسارگسیخته، سعی در تخریب چهره دین و القای تفکرات نهیلیستی به ذهن مخاطب نوجوان و جوان دارند.
فهرست مطالب
Toggleظهور فرقه دروازه بهشت | الهام از فاجعه دیوید کورش
در ابتدای بحث تحلیل بازی فارکرای ۵، باید به آنتاگونیست یا همان شخصیت منفی اصلی پرداخت. جوزف سید(Joseph Seed) که خود را ‘پدر’ مینامد، رهبر فرقه دروازه بهشت(Eden’s Gate) است. منتقدان و تحلیلگران بازیهای ویدیویی، شباهت غیرقابل انکاری میان جوزف سید و دیوید کورش(David Koresh)، رهبر فرقه داوودیان(Branch Davidians) شناسایی کردهاند.
دیوید کورش چهرهای جنجالی در تاریخ آمریکاست که در فاجعه سال ۱۹۹۳ در شهر ویکو(Waco) تگزاس، پس از ۵۱ روز محاصره توسط نیروهای امنیتی، باعث مرگ دهها نفر از پیروانش شد. سازندگان بازی با الگوبرداری دقیق از این واقعه تاریخی، شخصیت جوزف سید را خلق کردهاند: ۱ | تفسیر انحرافی از هفت مُهر: همانند کورش که خود را ‘بره خدا’ مینامید و ادعا میکرد تنها کسی است که میتواند هفت مُهر(Seven Seals) کتاب مکاشفه یوحنا را بشکند، جوزف سید نیز دقیقاً از همین ادبیات برای توجیه آخرالزمان خودساختهاش بهره میبرد [1].
۲ | مسلحسازی مذهبی: هر دو رهبر معتقدند که برای رستگاری و آمادگی در برابر ‘فروپاشی’، باید پیروان خود را تا دندان مسلح کنند و انبارهای مهمات بسازند.
۳ | انزواطلبی: کورش پیروانش را در مجتمعی ایزوله جمع کرد تا از فساد دنیای بیرون دور باشند؛ جوزف سید نیز هوپ کانتی(Hope County) را از جهان قطع کرده است.
مثال عینی در بازی در همان سکانس ابتدایی بازی، وقتی کلانتر و مارشال برای دستگیری او وارد کلیسا میشوند، جوزف سید با آرامشی ترسناک میگوید: ‘خداوند به من گفت: جوزف، فرزندانم را نجات بده، حتی اگر نخواهند نجات یابند.’ او جنایت و آدمربایی را مستقیماً دستور خدا معرفی میکند. این گفتگو در ذهن نوجوان این شک را ایجاد میکند که شاید هر کسی که دم از دستور خدا میزند، چنین تفسیری دارد.
تحریف مفهوم منجی و آخرالزمان | شکستن هفت مُهر
از خطرناکترین ابعاد تحلیل بازی فارکرای ۵، بازی با مفهوم مهدویت و منجیگرایی است. جوزف سید مدام از ‘فروپاشی'(The Collapse) صحبت میکند. او معتقد است که خدا او را انتخاب کرده تا مردم را (حتی به زور) نجات دهد. در تفکر شیعی، منجی عدالتگستر است و با ظلم مبارزه میکند، اما در دنیای یوبیسافت، منجی فردی روانپریش است.
مثال عینی در بازی در طول بازی شما بارها با اشاره به هفت مُهر(Seven Seals) که نشانههای آخرالزمان در انجیل است مواجه میشوید. جوزف سید ادعا میکند که حضور شما (پلیس) شکسته شدن اولین مهر است. یعنی بازیساز کاری کرده که ‘اجرای قانون’ توسط شما، شروعکننده فاجعه جهانی معرفی شود. این وارونگی معنایی، مبارزه با ظلم را عامل بدبختی بشر جلوه میدهد.
تزریق فلسفه انفعال | تنها راه نجات، تسلیم است
از زیرکانهترین پیامهای بازی در همان ده دقیقه ابتدایی پنهان شده است. زمانی که شما برای دستگیری جوزف سید وارد کلیسا میشوید، بازی به شما حق انتخاب میدهد. اگر دکمهای را فشار ندهید، کلانتر دستور عقبنشینی میدهد و بازی تمام میشود. منتقدان این ‘پایان مخفی’ را پیامی سمی میدانند.[2]
تحلیل دقیق صحنه در این پایان، هیچ خونی ریخته نمیشود و همه سالم میمانند. پیام ناخودآگاه این است: ‘اگر میخواهی در امنیت باشی، چشمت را روی ظلم ببند و دستبند را به دست ظالم نزن.’ این دقیقاً ترویج بیغیرتی دینی و اجتماعی است.
سلب اختیار از مخاطب | وقتی مهارت رنگ میبازد
یکی از بحثبرانگیزترین و مورد انتقادترین تصمیمات طراحی در فارکرای ۵، استفاده از مکانیسمهای دستگیری اجباری(Forced Capture) است. در اکثر بازیهای جهانباز، بازیکن آزادی عمل دارد تا با استراتژی و مهارت خود از مهلکهها بگریزد، اما در اینجا بازی با پر شدن نوار مقاومت(Resistance Meter)، ناگهان قوانین خود را تغییر میدهد. فارغ از اینکه بازیکن در حال پرواز با هواپیما باشد، در اعماق پناهگاه مخفی شده باشد یا در میانهی یک نبرد سنگین باشد، بازی با تار کردن صفحه و پخش موسیقیهای توهمآور، کنترل شخصیت را از او سلب میکند. این اتفاق به اجبار منجر به بیهوشی و اسارت به دست تیمهای شکار(Capture Parties) میشود. این رویکرد، پیامی فراتر از یک ضعف فنی دارد؛ این یعنی اراده و مهارت شما در برابر تقدیرِ شومی که فرقه برایتان رقم زده، هیچ ارزشی ندارد. بازی به مخاطب القا میکند که هرچند خود را قهرمان داستان بداند، اما در نهایت عروسکی در دست جوزف سید است که هر زمان اراده کند، نخهایش را میکشد. این سلب اختیار مطلق، حس ناتوانی و جبرگرایی را در ناخودآگاه بازیکن نهادینه میکند.[3]
مثال عینی در بازی مهم نیست شما سوار هلیکوپتر هستید یا در پناهگاه بتنی؛ وقتی ‘نوار مقاومت’ پر شود، ناگهان صفحه تار میشود، موسیقی عوض میشود و گروهی به نام ‘شکارچیان'(Hunters) شما را با تیر بیهوشی میزنند. شما نمیتوانید فرار کنید. این یعنی جبر مطلق. بازی به شما میگوید تلاش شما بیهوده است و سیستم (فرقه) هر وقت اراده کند بر شما مسلط است.
مهندسی بصری و نمادهای پنهان | وقتی مواد مخدر مقدس میشود
بازی فارکرای ۵ فقط با داستان حرف نمیزند، و در عین حال با ‘دوربین’ و ‘نورپردازی’ هم ذهن را دستکاری میکند.
۱ | سرقت جلوههای بصری الهی(God Rays): در هنرهای تجسمی و سینما، برای القای حس حضور خداوند یا نزول وحی، از تکنیک نورپردازی حجمی خاصی به نام پرتوهای خدا(God Rays) بهره میبرند. در این تکنیک، نور به صورت ستونهای درخشان و لطیف از میان ابرها یا پنجرهها میتابد و فضایی روحانی خلق میکند. در فارکرای ۵، تیم سازنده دقیقاً همین افکت نوری مقدس را برای لحظاتی به کار گرفته که شخصیتها تحت تأثیر ماده مخدر بلیس(Bliss) هستند. این جابجایی تکنیکی، هدفمند است؛ ذهن ناخودآگاه مخاطب که به دیدن این نور در صحنههای معنوی عادت دارد، حالا آن را همزمان با تجربهی توهم ناشی از مواد مخدر میبیند. نتیجه این شرطیسازی بصری آن است که گیمر، حالت نشئگی و زوال عقل را با تجربه معنوی و قدسی اشتباه میگیرد و ادعای دروغین فرقه مبنی بر اینکه این ماده راهی به سوی خداست، در ناخودآگاه او تثبیت میشود.
۲ | مرحله نابودی مجسمه و کتابسوزی مدرن: در مرحلهای حماسی، شما باید مجسمه غولپیکر جوزف سید را تخریب کنید. برای تخریب کامل مجسمه، شما باید ابتدا به کتابی که در دست مجسمه است شلیک کنید. این صحنه، تمرین تخریب نمادینِ متون دینی است. لذتی که گیمر از شلیک به آن کتاب و دیدن سقوطش میبرد، نوعی قداستزدایی اکشن است.
۳ | مسخ حیوانات به عنوان قاضی: در فرقه دروازه بهشت، گرگهای جهشیافته و درندهای وجود دارند که با مواد مخدر پرورش یافتهاند و نام قاضی(Judge) بر آنها نهاده شده است. این نامگذاری تصادفی نیست؛ قضاوت در تمدن بشری عالیترین نماد عقلانیت و عدالت است. اما وقتی بازی یک حیوان درنده و بیعقل را که تنها زبانش دریدن است قاضی مینامد، در واقع کل مفهوم عدالت و داوری را به سطح «غریزه حیوانی» و «قانون جنگل» تقلیل میدهد. پیام پنهان این است که در دنیای واقعی، قاضی کسی است که دندانهای تیزتری دارد و عدالت همان حقِ زورمندان برای دریدن ضعیفان است.
جنگ نرم صوتی | سمفونی کفر
جدا از بحث شرطیسازی با آهنگهای ترسناک، بازی از تکنیک ‘زیباییشناسی انحراف’ استفاده میکند. موسیقی متن بازی شامل سرودهای مذهبی(Gospel) بسیار باکیفیتی است.
۱ | تحلیل ترانه ‘Keep Your Rifle by Your Side’ (تفنگت را کنارت نگه دار): این ترانه، خشونت مسلحانه را با ‘توکل به خدا’ مخلوط میکند. بازیکن در حین رانندگی و لذت بردن از مناظر زیبای بازی، این آهنگ را میشنود و ناخودآگاه با تروریستها همذاتپنداری میکند.
۲ | تحلیل ترانه ‘Oh John’ (اوه جان): این قطعه فضایی کاملاً رمانتیک و پرستشگونه دارد. خواننده با التماس میگوید: ‘اوه جان، ما را امن نگه دار’. ملودی آنقدر لطیف است که مخاطب فراموش میکند جان همان شکنجهگری است که پوست مردم را میکند. این تضاد، حس سندرم استکهلم را در شنونده بیدار میکند.
۳ | تحلیل ترانه ‘Help Me Faith’ (کمکم کن فیث): کلمه Faith در انگلیسی هم به معنای ‘ایمان’ است و هم نام خواهر جوزف. وقتی گروه کُر فریاد میزند: ‘کمکم کن فیث، مرا از غم محافظت کن’ شنونده مذهبی ممکن است تصور کند این دعایی برای ایمان الهی است. اما در واقعیتِ بازی، این آهنگ دعوت به مصرف مواد مخدر برای فراموشی دردهاست.
شرطیسازی ذهن | جنایت ناخواسته در ‘خانه کشتار’
استفاده دقیق بازی از اصول روانشناسی شرطیسازی کلاسیک(Pavlvoian Conditioning) بسیار خطرناک است. جیکوب سید(Jacob Seed)، با استفاده از تکرار مداوم آهنگ Only You، ذهن و رفلکسهای بازیکن را برنامهریزی میکند.[4]
مثال عینی و تکاندهنده (لحظه فریب) جیکوب شما را وارد شبیهسازی ذهنی(Kill House) میکند. این مرحله بارها تکرار میشود و شما مجبور میشوید سریعتر بدوید و بدون تفکر به هر سایهای شلیک کنید. در آخرین باری که وارد این شبیهسازی میشوید، طبق حافظه عضلانی، بلاصله ماشه را میکشید. اما وقتی نزدیک میشوید، شوکهکننده است: او دشمن نیست، و در واقع ایلای(Eli)، رهبر گروه مقاومت و صمیمیترین دوست شما در بازی است. بازی شما را مجبور کرد که با دست خودتان دوستتان را بکشید تا ثابت کند انسان ارادهای از خود ندارد.
داروینیسم اجتماعی جیکوب | حذف ضعفا به جای کمک به آنها
در منطقه تحت کنترل جیکوب سید، با فلسفهای مواجه میشویم که یادآور نظریات خشن ‘داروینیسم اجتماعی’ است. شعار معروف او، ‘گله را هرس کن'(Cull the Herd)، مانیفستی ایدئولوژیک است. جیکوب معتقد است که برای بقا، باید افراد ناتوان حذف شوند تا تنها ‘قویترینها’ باقی بمانند.
مثال عینی در بازی در کاتسینهایی تکاندهنده، جیکوب داستان دو سرباز (میلر و وایت) را تعریف میکند که برای زنده ماندن، سرباز ضعیفتر را کشته و از گوشت او تغیه کرده است. او این توحش را ‘طبیعت پاک’ مینامد. علاوه بر این، او اسرا را در قفسهای فلزی نگه میدارد تا خوی انسانی آنها از بین برود. بازی گیمر را در موقعیتی قرار میدهد که برای زنده ماندن، باید از همین منطق پیروی کند.
دام عرفانهای کاذب | فیث سید و خطر ‘معنویت بدون خدا’
در تحلیل ساختار قدرت فرقه، شخصیت فیث سید(Faith Seed) نقشی استراتژیک و متفاوت از برادران خشن خود ایفا میکند. او مسئول جنگ نرم و تسخیر قلبهاست. فیث با ظاهری فرشتهگونه، لباسی سفید و صدایی آرام، نماد جریانهای نوظهور معنوی (New Age) است که در آنها شریعت و خدا حذف شده و جای خود را به حس خوب و رهایی داده است.[5]
تحلیل عینی فیث سید هرگز مستقیماً کسی را به مصرف مواد مخدر دعوت نمیکند؛ او با هوشمندی از واژگانی فریبنده مانند پیمودن مسیر(Walking the Path)، رهایی از درد و عشق بیپایان بهره میبرند. او قربانیان خود را که غالباً افرادی افسرده، تنها و شکستخورده هستند، شناسایی کرده و آنها را در فضایی رؤیایی و آکنده از گلهای سفید غرق میکند. پیامِ پنهان این استراتژی این است: وقتی دین از چارچوب عقلانی و الهی خارج شود و به سطح تجربههای هیجانی تقلیل یابد، نتیجهای جز بردگی نخواهد داشت. کسانی که تسلیمِ این معنویتِ کاذب میشوند (که در بازی Angels نامیده میشوند)، به موجوداتی بیاراده و تهیمغز تبدیل میشوند که فکر میکنند در بهشت هستند، اما در واقعیت، بردگانی هستند که در مزارع کار میکنند و بیدلیل میخندند. این یعنی سرانجامِ عرفانهای بدونِ شریعت، مسخِ انسانیت است.
هتک حرمت اسامی مقدس
نکتهای بسیار ظریف که در نامگذاری شخصیتها نهفته است، پروژه تقدسزدایی از اسامی انبیای الهی است:
- جوزف(یوسف): نماد پاکدامنی، اینجا نماد جنون و جنایت است.
- جیکوب(یعقوب): پدر دلسوز، اینجا نماد شکنجهگری است.
- جان(یحیی): نماد تطهیر، اینجا پوستکننده مردم است.
- فیث(ایمان): اینجا نام مادهای مخدر و توهمزا است.
غسل تعمید در خون و جنون
آیینهای مذهبی در این اثر به شنیعترین شکل ممکن نمایش داده میشوند. غسل تعمید که نماد پاکی است، در اینجا ابزاری برای شکنجه است.[6]
نمونه اول: جان سید در پناهگاهش شما را به صندلی میبندد. او از شما میخواهد به گناهتان اعتراف کنید. سپس با ابزار جراحی، کلمه Wrath(خشم) را روی پوست سینه شما میبرد و آن تکه پوست را جدا میکند.
نمونه دوم: در مرحله توبه(Atonement)، جان سید شخصیت نیک رای(Nick Rye) را شکنجه میدهد تا او را مجبور به اعتراف کند. او حتی از همسر باردار نیک برای تحت فشار قرار دادن او بهره میبرد. جان سید با تکرار عبارت قدرت بله گفتن(The Power of Yes)، اعتراف را به تسلیمی اجباری تبدیل میکند.
تخریب چهرهی مؤمن و مکان مقدس | تقدسزدایی از محراب
۱. روحانیتِ مسلح: در بازی شخصیتی به نام پاستور جروم(Pastor Jerome) حضور دارد که نماینده جبهه خیر است. نکته انحرافی اینجاست که بازی نشان میدهد حتی دینِ خوب هم دینی است که اسلحه دست میگیرد. پاستور جروم انجیل را کنار میگذارد و شاتگان برمیدارد. پیام مخرب این تصویرسازی، ترویجِ خشونت به عنوان تنها راهِ حل، حتی برای مؤمنین واقعی است. این یعنی نفیِ قدرتِ نرمِ دین و اثبات اینکه در نهایت، زورِ اسلحه بر کلامِ خدا میچربد.
۲. کاریکاتورِ شهادتطلبی: دشمنانی در بازی وجود دارند که فرشته(Angels) نامیده میشوند. اینها افرادی هستند که آنقدر به پدر ایمان دارند که بدون ترس و بدون سلاح به سمت گلولههای شما میدوند تا کشته شوند. بازی با این کار، مفهوم متعالی شهادت و جانفشانی در راه عقیده را به سطح حماقت و شستشوی مغزی تقلیل میدهد. در اینجا، فردِ جانبرکف، نه یک قهرمان، و در حقیقت موجودی مسخشده و دیوانه تصویر میشود.
۳. تبدیل محراب به زرادخانه: در فارکرای ۵، کلیساها و اماکن عبادت، محلِ آرامش و نیایش نیستند؛ و به انبار مهمات، شکنجهگاه یا سنگر تیراندازی تبدیل شدهاند. این قبحشکنی باعث میشود مخاطب عادت کند که در خانه خدا خون بریزد و آنجا را نه محلِ امن، و در واقع محلِ جنگ ببیند.
مهندسی معکوسِ ارزشها و خلط حق و باطل
۱. وارونگیِ فضیلت و گناه (مقاومت به مثابه گناه کبیره): در فرهنگ شیعی و ادیان الهی، جهاد و ایستادگی در برابر ظلم از بزرگترین فضایل است. اما در فارکرای ۵، سازندگان با زیرکیِ تمام، مقاومتِ گیمر در برابرِ فرقه را دقیقاً معادلِ گناه خشم(Wrath) قرار میدهند. جان سید مدام تکرار میکند که شما گناهکارید چون میجنگید.
- پیام مخرب: بازی در حال آموزشِ این نکته است که هرگونه قیام و ایستادگی ریشه در نفسِ اماره و عصبانیت دارد. این یعنی تبدیلِ ارزشِ جهاد به ضدِ ارزشِ خشونتطلبی.
۲. تکنیک خلط حق و باطل (وقتی شیطان حقیقت را میگوید): در سراسر بازی، صدای جوزف سید از رادیوها و بلندگوها شنیده میشود. او دیوانهای نیست که پرتوپلا بگوید؛ برعکس، او تحلیلگری دقیق است که انگشت روی نقاط ضعف واقعی دنیای مدرن میگذارد. او از شکاف طبقاتی، دروغهای دولتها، بحرانهای اقتصادی و تنهایی انسان مدرن صحبت میکند. اینها دردهایی است که بازیکن (و هر انسان امروزی) آنها را حس میکند.
- پیام مخرب: این استراتژی، مکانیزم دفاعی ذهن مخاطب را از کار میاندازد. وقتی گیمر میبیند که ‘پدر’ حقیقت را درباره فساد سیاستمداران میگوید، ناخودآگاه به او اعتماد میکند و با سخنان او همذات پنداری میکند. سپس جوزف از این اعتبار کسب شده استفاده میکند تا راه حلِ غلط خود را بفروشد: ‘چون دنیا فاسد است، پس ما حق داریم قانون خودمان را داشته باشیم، آدم بکشیم و زور بگوییم.’ بازی با این روش نشان میدهد که چطور میتوان از ‘حقیقت’ به عنوان پلی برای رسیدن به ‘جنایت’ استفاده کرد و مرز بین مصلح اجتماعی و تروریست را محو میکند.
بنبست اخلاقی مقاومت | نبود آلترناتیو سالم
نکتهای که اغلب در سایه نقد فرقه گم میشود، وضعیت اسفبار جبهه مقابل است.[7] بازی دنیایی را تصویر میکند که در آن هیچ پناهگاه اخلاقی وجود ندارد؛ یا باید عضو فرقهای دیوانه بود و یا عضوی از گروه مقاومت که بویی از معنویت و اخلاق نبرده است.
نمونه اول (جشنواره ولنگاری): در مرحلهای اصلی برای گروه مقاومت، شما باید برای برگزاری فستیوالی به نام Testy Festy (جشنواره بیضهخوری گاو!) کمک کنید. در این مرحله شما باید بیضه گاوها را جدا کنید تا مردم در جشن بخورند و مست کنند. دقت کنید: طرفی جوزف سید است که آیات مقدس میخواند اما آدم میکش، طرف دیگر گروه مقاومت است که دغدغهاش برگزاری پارتیهای مستهجن است. بازی عملاً میگوید: ‘انتخاب کن؛ یا مذهبِ داعشی، یا لیبرالیسمِ لجامگسیخته.’
نمونه دوم (شارکی بوشاو): شارکی بوشاو(Sharky Boshaw) همراهی است که اسرا را در حال سوختن تماشا کرده و قهقهه میزند. این نمایش نشان میدهد که جبهه مقاومت از نظر اخلاقی برتری خاصی بر فرقه ندارد.
همسانسازی دین با تروریسم | ویدیوهای اعترافگیری
سازندگان از نمادهای تروریسم تکفیری بهره بردهاند.[8] در بخشهایی، جسد افرادی را میبینید که از پلها آویزان شدهاند و روی سینهشان تابلوهایی با مضامین مذهبی نصب شده است. این تصویرسازی دقیقاً مشابه روشهای تبلیغاتی گروههای تروریستی در مناطق اشغالی است که قربانیان را با برچسبهایی چون ‘کافر’ یا ‘جاسوس’ مجازات میکردند. در اینجا، واژه ‘گناهکار’ جایگزین شده تا همان رعب و وحشت را در فضای مسیحی بازسازی کند.
همچنین استفاده از لباسهای نارنجی برای اسرا در مراحل جان سید، ارجاع مستقیمی به تصاویر بازداشتگاههای مخوف و ویدیوهای اعدام است. فرقه دروازه بهشت از رسانهها و ویدیوهای پروپگاندا برای ارعاب ساکنان بهره میبرد که با تدوین خاص و دوربینهای لرزان، یادآور فیلمهای تبلیغاتی جبهه النصره یا داعش(ISIS) است. هدف از این شباهتسازی بصری، القای این گزاره است که ریشه تروریسم نه در سیاست، و در حقیقت در اصلِ ایمان و پایبندی به شریعت نهفته است.
انحلال خانواده | فرزندکُشی به مثابه آزمون ایمان
در تحلیل عمیقتر ساختار خانواده در فارکرای ۵، باید به ریشهی شکلگیری دروازه بهشت دقت کرد. جوزف سید، رهبر فرقه، قدرت و جایگاه خود را بر روی یک جنایت خانوادگی بنا کرده است. او در یک اعتراف هولناک فاش میکند که نوزاد دختر تازه متولد شدهی خود را در بیمارستان با دستان خودش خفه کرده است، زیرا معتقد بود خدا او را امتحان میکند.
تحلیل: این روایت، پیامی تکاندهنده و ضدخانواده دارد: وابستگی به خانواده، مانع رستگاری است. جوزف سید با کشتن فرزندش، آخرین پیوند انسانی و عاطفی خود را قطع کرد تا به پدر تبدیل شود. در منطق این بازی، شرط ورود به مدارج بالای معنوی، قربانی کردن عزیزترین کسان است. فرقه با مصادره کردن واژگان پدر، برادر و خواهر، سعی دارد جایگزین نهاد خانواده شود، اما نه یک خانوادهی حامی، بلکه ساختاری که در آن همه یتیم هستند و تنها یک ولی مطلق (جوزف) وجود دارد. این یعنی برای رسیدن به خدا، باید از فطریترین غریزه بشری (محبت به فرزند و خانواده) عبور کرد و آن را نابود ساخت.
بقاگرایی افراطی | ترس به مثابه موتور محرکِ مذهب
مفهوم ‘بقاگرایی'(Survivalism) یا Prepper Culture در جایجای بازی دیده میشود. انبارکردن سلاح، آذوقه و ساخت پناهگاههای زیرزمینی، ویژگی مشترک فرقه و مقاومت است.
تحلیل: بازی فارکرای ۵، معنویت را با ‘پارانویایِ بقا’ گره میزند. در این ایالت، کسی که سلاح بیشتری دارد، متدینتر یا برحقتر است. این پیوند باعث میشود مخاطب بپذیرد که آمادگی برای جنگ، بخش جداییناپذیر از ایمان است. فرقه دروازه بهشت با استفاده از ترس از ‘فروپاشی’، مردم را به بردگی میکشاند. پیامِ استراتژیک این است که مذهب تنها زمانی معنا پیدا میکند که جهان در آستانهی نابودی باشد و وظیفهی دیندار نه اصلاحِ جامعه، و در حقیقت انبار کردنِ گلوله برای روزِ واقعه است. این تفکر، مذهب را از یک مکتبِ اخلاقی به یک سیستمِ بقایِ مکانیکی تقلیل میدهد.
استفاده ابزاری از نمادهای ملی | پیوند شومِ پرچم و صلیب
یکی از استراتژیهای بسیار خطرناک در فارکرای ۵، ادغام نمادهای مذهبی با هویتهای ملی و میهنپرستانه است. فرقه دروازه بهشت از پرچمی استفاده میکند که شباهت غیرقابلانکاری به پرچم ایالات متحده آمریکا(Stars and Stripes) دارد، اما به جای ستارهها، از یک صلیب خاص(Eden’s Gate Cross) در آن بهره میبرد.
تحلیل: این نمادپردازی قصد دارد به مخاطب نوجوان القا کند که ‘ایمان دینی’ و ‘غیرت ملی’، اگر با هم ترکیب شوند، لزوماً به تروریسم ختم میشوند. بازی سعی دارد هر نوع پایبندی به هویتهای ریشهدار (دین و وطن) را به عنوان تهدیدی برای صلح جهانی معرفی کند. این رویکرد، در حقیقت تلاشی برای ترویج ‘شهروند جهانیِ بدون هویت’ است که در آن هر نوع تعصبِ مثبت به مذهب یا سرزمین, همتراز با جنایات جوزف سید قرار میگیرد.
تداوم انحراف و توهینهای بصری | وقتی شیطان، پیامبر میشود
۱. تثبیت پیامبریِ شیطان در دنبالهی بازی(Far Cry New Dawn): شاید بتوان گفت تیر خلاصِ ایدئولوژیک، در دنبالهی مستقیم آن یعنی بازی Far Cry New Dawn شلیک میشود.[9] در حالی که پایانبندی فارکرای ۵ با انفجار اتمی، حقانیت جوزف سید را به صورت ضمنی تایید میکرد، بازی بعدی رسماً او را به عنوان یک قدیس و پیر دانا به تصویر میکشد. در دنیای پسا-آخرالزمانی، جوزف زنده مانده و حالا به عنوان راهنما و متحدِ بازیکن (کسی که زمانی برای دستگیری او رفته بود) عمل میکند. این چرخشِ داستانی، پیامِ وحشتناکی دارد: جنایتکارِ دیروز، منجیِ امروز است. سازنده با این کار، قبحِ تمامِ جنایات فرقه را میشوید و به مخاطب میگوید که در نهایت، آن قاتلِ دیوانه واقعاً به خدا وصل بود و تمامِ کسانی که در مقابلش ایستادند (از جمله بازیکن) در گمراهی بودند.
۲. هجو تابلوی شام آخر(The Last Supper): پوستر تبلیغاتی اصلی بازی، یک کپیبرداریِ دقیق اما توهینآمیز از نقاشیِ مقدس شام آخر اثر لئوناردو داوینچی است. این تصویرسازی، صرفاً یک تبلیغ ساده نیست، و در حقیقت یک بیانیه تصویری برای جابجایی جایگاه حق و باطل است.
- نشستن قاتل در جایگاه مسیح: در این تصویر، جوزف سید دقیقاً در مرکز و همان جایی نشسته که عیسی مسیح (ع) در تابلوی اصلی قرار دارد. ژست دعوتکننده او، تقلیدی تمسخرآمیز است که به جای آرامش، خشونت را پیشنهاد میدهد.
- جانیان به جای یاران: شخصیتهای سادیسمی و بیمار بازی (جان، جیکوب و فیث) جایگزین حواریون شدهاند. کسانی که هر کدام نماینده یک جنایت هستند، در اینجا حالتی مقدس به خود گرفتهاند.
- میز کشتار: روی میز خبری از نان و شراب نیست؛ در عوض انواع سلاح و مهمات چیده شده است. این تصویر نشان میدهد که بنیان این گروه بر خونریزی استوار است نه ایثار.
- قربانی کردن انسان: در جلوی میز، فردی با دستان بسته و نشان “گناهکار” روی بدنش دیده میشود که برخلاف تابلوی اصلی، طرد شده و در وضعیت ضعف کامل قرار دارد.
این بازسازی تمسخرآمیز، مستقیماً به ریشههای تصویری مذهب حمله میکند. با قرار دادن چهره یک رهبر دیوانه در قالب مقدسترین نقاشی مسیحیت، سازندگان مرز بین تقدس و جنون را در ذهن بیننده مخدوش میکنند.
پایانبندی | اثباتِ حقانیتِ باطل در سایهی انفجار
بخشِ نهایی و انفجارِ بمبهای اتمی، نقطهی اوجِ ناامیدی در این اثر است.[10] در تمامِ مدتِ گشتوگذار در ایالت مونتانا(Montana)، فرستندههای رادیویی اخبارِ کوتاهی از تنشهای هستهای در مسکو(Moscow) و دیگر نقاط جهان پخش میکنند. اکثرِ بازیکنان به دلیلِ غرق شدن در چرخه خشونت، این هشدارها را نادیده میگیرند. اما در سکانسِ نهایی، با انفجارِ اتمی، جوزف سید با لبخندی پیروزمندانه ادعا میکند که تمامِ جنایاتش برای نجاتِ پیروانش از این لحظه بوده است.
پیامِ این اتفاق، فراتر از یک پایانبندیِ ساده، نوعی پوچگراییِ استراتژیک است. بازی با قرار دادنِ حقانیت در جبههی فرقه، عملاً تمامِ تلاشهای شما برای استقرارِ قانون را بیهوده نشان میدهد. مخاطب با این حقیقتِ تلخ روبرو میشود که منجیِ واقعی نه پلیس، و در حقیقت همان رهبرِ جانی بوده است. این پایان، ارادهی جوان را برای اصلاحِ جامعه فلج میکند؛ چرا که القا میکند در نهایت، کسی که قدرتِ پیشبینیِ فاجعه را داشته، هرچند جنایتکار باشد، پیروزِ میدان است. بازی با این روش، بذرِ ناامیدیِ مطلق را در دلِ مخاطب میکارد.
نتیجهگیری نهایی | استحاله معنا در مسلخ سرگرمی
در نگاه کلی، فارکرای ۵ صرفاً محصولی تجاری نیست و در لایههای عمیقتر خود مروج نهیلیسم مذهبی است. پیامِ غاییِ این بازی، مرگِ معنا و ویرانیِ مفهومِ منجی است؛ جایی که ایمان به خدا، مترادف با جنون تصویر میشود و مبارزه برای عدالت، گناهی نابخشودنی به شمار میرود.
تأثیرات منفی و مخرب این اثر در سه لایه قابل شناسایی است:
۱. تقدسزدایی سیستماتیک: تبدیلِ غسل تعمید، انجیل و کلیسا به ابزارهای شکنجه و جنایت، باعث میشود مخاطب نوجوان نسبت به مظاهرِ دینی حسِ انزجار پیدا کند.
۲. خلط حق و باطل: با دادنِ حقانیت به شخصیتِ جانی در پایان بازی (وقتی پیشبینی او درست از آب درمیآید)، بازیساز بذرِ تردید را نسبت به ارزشهای اخلاقی و انسانی میکارد.
۳. تخریب نهاد خانواده: نشان دادنِ قتل فرزند به عنوانِ آزمونِ ایمان و مصادرهی عناوین خانوادگی برای یک فرقه تروریستی، مستقیماً امنیتِ روانی خانواده را هدف قرار میدهد.
در نهایت، این بازی مخاطب را در بنبستی اخلاقی رها میکند که در آن نه مذهب راهگشاست و نه مقاومتِ مدنی؛ و تنها راهِ بقا، تسلیم در برابرِ سیستمِ جبری و پوچیِ مطلق است. فارکرای ۵ تمرینی است برای پذیرشِ دنیایی که در آن شیطان، منجیِ نهایی است.
منابع و مستندات
[1] . https://www.inverse.com/gaming/far-cry-5-cults-underrated-joseph-seed
[2] . https://videochums.com/article/bad-video-game-endings-far-cry-5
[3] . https://www.vice.com/en/article/far-cry-5-silent-protagonist/
[4] . https://behavioralinquiry.com/2018/10/12/a-behaviorists-take-on-far-cry-5/
[5] . https://thegeekwave.com/2018/08/farcry-5-analysis-of-the-character-faith/
[6] . https://www.theguardian.com/games/2018/mar/26/far-cry-5-review-playstation-4-xbox-one-pc-ubisoft
[7] . https://kotaku.com/far-cry-5-is-a-game-about-resisting-an-american-militia-1795576487
[8] . https://uppercutcrit.com/far-cry-5-and-the-fallacy-of-color-blindness-in-the-multi-ethnic-cult/
[9] . https://comicbook.com/gaming/news/far-cry-new-dawn-ps4-xbox-one-pc-protagonist/
[10] . https://www.avclub.com/far-cry-5-s-nihilistic-ending-tries-to-take-the-rest-of-1825101799
دیدگاهتان را بنویسید