تحلیلی بر فیلم جوکر ۲ (Folie à Deux 2024)
فهرست مطالب
Toggleتحلیلی بر فیلم جوکر 2 (Folie à Deux 2024)
فیلم «جوکر: جنون مشترک» دنبالهای بر موفقیت غافلگیرکنندۀ فیلم ۲۰۱۹ نیست. این فیلم دبهدنبال بازنویسی معنای جوکر در حافظۀ جمعی است؛ فیلمی که با تغییر ناگهانی ژانر، شکستن انتظارات مخاطب و عقبنشینی از رمانتیزهکردن خشم فرودستان، اسطورۀ ضدقهرمانِ محبوب را به سوژهای مسئلهدار، مهارشده و حتی خنثی تبدیل میکند. این تحلیل میکوشد نشان دهد چگونه «جوکر ۲» از یک روایت شورشی و الهامبخش، به بازپسگیری معنا و کنترل پیام اجتماعی جوکر در سینمای معاصر میرسد.
فیلم «جوکر: جنون مشترک» (Joker: Folie à Deux)، دومین قسمت از فرنچایز جوکر، به کارگردانی تاد فیلیپس (Todd Phillips) و با بازی واکین فینیکس (Joaquin Phoenix) و لیدی گاگا (Lady Gaga) در سال ۲۰۲۴ تولید شد و یکی از پرحاشیهترین و بحثبرانگیزترین آثار سینمای معاصر محسوب میشود.
این فیلم با بودجهای حدود ۲۰۰ میلیون دلار توسط کمپانی «برادران وارنر» (Warner Bros.) و بخش فیلمسازی «دیسی استودیوز» (DC Studios) تولید شده و در ادامهی موفقیت غیرمنتظرۀ قسمت اول که در سال ۲۰۱۹ اکران شد، ساخته شده است.
قسمت اول فیلم با بودجهای تنها ۵۵ میلیون دلار بیش از یک میلیارد دلار در گیشه فروش داشت و موفق به دریافت جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز و دو جایزه اسکار از جمله بهترین بازیگر مرد برای واکین فینیکس شد. از همین رو، انتظارات از دنبالۀ آن بسیار بالا بود.
جوکر 1 با بودجۀ حدودا 70 میلیون دلاری به بیش از 1 میلیارد و 78 میلیون دلار فروش در سال 2019 دست یافت. این فیلم در ردهبندی R قرار داشت به این معنا که این فیلم مناسب افراد بالای 18 سال است و زمانی که فیلمی در این ردهبندی قرار بگیرد دایرۀ مخاطبان آن در سینماهای آمریکا و اروپا محدود شده و فقط افراد بالای 18 سال امکان تماشای آن را خواهند داشت و البته این موفقیتی است که با وجود این ردهبندی سنی به چنین فروشی برسد. بسیاری از کارگردانان تلاش میکنند تا فیلمهایشان در این ردهبندی قرار نگیرد تا مخاطبان بیشتری از جمله کودکان و نوجوانان بتوانند به تماشای آن بنشینند و از این حیث کارکرد تجاری بهتری برایشان داشته باشد.
تاد فیلیپس که پیشتر با ساخت سهگانه کمدی «خماری»(The Hangover) شناخته میشد، در فیلم «جوکر» چرخشی جدی بهسوی سینمای تاریک و روانشناسانه داشت. او در قسمت دوم علاوه بر کارگردانی، به همراه اسکات سیلور، نویسندگی فیلمنامه را برعهده داشته است.
این قسمت برخلاف بخش اول، در ساختاری موزیکال روایت میشود و همین تغییر ژانر یکی از جنبههای جنجالی و نامتعارف فیلم به شمار میرود. فیلم «جوکر ۲» در ایالات متحده ساخته شده و اگرچه در چارچوب جهان ابرقهرمانی دیسی تعریف میشود، اما عملاً بهجای پایبندی به الگوهای رایج فیلمهای کمیکبوکی، با اتکا بر مسائل روانشناختی، مسیر مستقلی را دنبال میکند.
ژانر فیلم را میتوان تلفیقی از درام، موزیکال و روانشناسانه دانست؛ ترکیبی نادر که در این فیلم خود را نشان داد. حضور لیدی گاگا در نقش «هارلی کوئین» بهجای شخصیت کمیکبوکی مرسوم، بر وجه موسیقایی اثر افزوده است.
از نظر پیشینهی روایی، قسمت اول فیلم جوکر در سال ۲۰۱۹ بهعنوان یک داستان مستقل درباره منشأ شکلگیری شخصیت جوکر ساخته شد. این فیلم با الهام از سینمای اسکورسیزی – بهویژه آثاری چون «راننده تاکسی» و «سلطان کمدی» – تصویری تلخ و واقعگرایانه از زوال روانی فردی در بطن جامعهای نابرابر ترسیم میکرد.
جوایز متعدد و استقبال گستردۀ جهانی از قسمت نخست، مسیر تولید قسمت دوم را هموار ساخت. با این حال، قسمت دوم از سبک و ساختار قسمت قبل فاصله گرفته و با اضافهکردن مؤلفههایی همچون موزیکال بودن و فرم انیمیشنی در آغاز، خود را در معرض نقدهای فراوان قرار داده است.
فیلم جوکر 2 اثری شکستخورده در گیشه است که مدتها در شبکههای اجتماعی اعتراضات بسیاری به آن انجام شد و افرادی بیان میکردند حتی زمان تماشا در سینما، آن را نیمهکاره رها کرده و از سالن خارج شدهاند.
آغاز متفاوت و مسئلهساز قسمت دوم فیلم «جوکر»
فیلم «جوکر: جنون مشترک» (Joker: Folie à Deux) با مقدمهای انیمیشنی آغاز میشود که فضای آن بهشدت یادآور کارتونهای کلاسیکی چون «باگز بانی» و دیگر آثار لونی تونز است. اگرچه این سبک بصری از لحاظ تکنیکی چشمنواز و خلاقانه است، اما به شکل محسوسی از بار درام و جدیت اثر میکاهد.
این تصمیم کارگردانی برای استفاده از سبک انیمیشنی در همان دقایق نخستین، ممکن است برای بسیاری از مخاطبان جدی فیلم که انتظار اثری تلخ و روانکاوانه را دارند، غیرمنتظره و حتی آزاردهنده باشد. در نتیجه، فیلم از همان ابتدا، فاصلهای احساسی میان خود و مخاطب ایجاد میکند.
نخستین دقایق انیمیشنی فیلم، در تقابل با انتظارات شکلگرفته از قسمت اول جوکر قرار میگیرند و با نوعی هجو ناخواسته، لحن جدی داستان را به چالش میکشند. استفاده از این سبک، بهویژه در اثری که به دنبال پرداختن به زوایای تاریک روان انسان و بحرانهای اجتماعی است، میتواند به تضعیف بار معنایی فیلم منجر شود.
موزیکالبودن فیلم؛ چالش بزرگتر
افزون بر بخش انیمیشنی، تصمیم سازندگان برای ارائه این قسمت در قالبی موزیکال، یکی دیگر از عوامل اصلی ضعف فیلم تلقی میشود. سینمای موزیکال، با وجود پیشینهای قابل توجه همواره مخاطبان خاص خود را داشته و در بسیاری موارد نتوانسته با ذائقۀ مخاطب عام هماهنگ شود.
از سوی دیگر، در ترکیب با ژانرهایی چون روانشناختی یا درام، انتخاب فرم موزیکال نیازمند ظرافت، انسجام و مهارت بسیار بالایی در روایت است. متأسفانه در «جوکر: جنون مشترک» این تلفیق بهدرستی صورت نگرفته و منجر به گسست در روایت، برهم خوردن لحن و نوعی ناهماهنگی فرمی و محتوایی شده است.
بسیاری از مخاطبان در مواجهه با تغییر ناگهانی لحن فیلم – از فضای جدی و تاریک به صحنههای آواز و رقص – دچار نوعی سردرگمی یا حتی دلزدگی میشوند. درواقع، ایجاد حس خوشایند در یک فیلم موزیکال، بهویژه وقتی ژانر اصلی آن درام یا روانشناسانه است، بهمراتب دشوارتر از ژانرهای کمدی یا رمانتیک است. نمونههایی از این تلفیق در سینمای هند رایجترند، اما در هالیوود، نیازمند دقت فرمی بیشتری هستند که در اینجا رعایت نشده است.
بازگشت جوکر: شورش، رسانه و نمادهای قدرت
در بخشی از انیمیشن ابتدایی، تابلویی در دست یک دلقک دیده میشود که روی آن نوشته شده: «Everything Must Go»؛ عبارتی که همزمان به معنای فروش حراجی و نیز تخریب و انهدام کامل است. این جمله، اگرچه ممکن است در نگاه اول گذرا به نظر برسد، اما میتواند کلید درک رویکرد فیلم نسبت به الگوی قشر ضعیف جامعه علیه ساختارهای قدرت باشد.
جوکر هم در قسمت نخست و هم در این دنباله، نمایندۀ شورشی طرد شده است که در برابر نظامهای حکومتی، رسانههای مسلط و ساختارهای طبقاتی ایستادگی میکند. حضور این شعار، یادآور پیامهای انقلابی قسمت نخست فیلم است که الهامبخش تظاهرات خیابانی و گریمکردن چهرهها به سبک جوکر در سراسر جهان شد.
جوکر، در مقام یک ضدقهرمان مدرن، شخصیتی است که از اعماق فقر، طرد اجتماعی و اختلالات روانی برخاسته است. خندههای هیستریک او که با اشک و زجر روانی همراهاند، نوعی واکنش عصبی به جهان اطراف اوست؛ جهانی که او را نمیبیند و نمیفهمد.
در واقع، خندههای او نشانهای از شادمانی نبوده و تجلیِ بیدفاعیِ انسان در برابر دنیای بیرحم مدرن است. شخصیت جوکر سعی میکند خود را نمایندۀ کسانی نشان دهد که در سایۀ نابرابریها و سرکوبها زندگی میکنند و هنگامی که لب به اعتراض میگشایند، به عنوان «دیوانه» یا «آشفتهحال» معرفی میشوند.
قسمت دوم جوکر، اگرچه در قیاس با قسمت نخست از حیث روایت، فرم و انسجام ضعیفتر عمل کرده اما همچنان اثری مهم در فضای سینمای هالیوود محسوب میشود. اهمیت این فیلم در نشانهها و پیامهایی است که از طریق فرم و محتوا به مخاطب انتقال میدهد.
در انیمیشن ابتدایی بخشی از جوکر که سایۀ اوست با زندانی کردن او در کمد و پوشیدن لباسهای او له خانمی در راهرو تعرض جنسی میکند و سه نفر دیگر را میکشد و بعد میکروفون را دستش میگیرد و از عشق میخواند.
در واقع این سایه بخش منفی و تاریک وجود جوکر است که دوپاره شده و در نهایت به خود او میپیوندد زمانی که سه پلیس برای دستگیری او میآیند و با باتوم او را میزنند.
خنده مردم هم برای جوکر در واقع به جوکهای او نیست و در واقع او شخصی است که دارد از طرف مردم تمسخر میشود و پلیس آنقدر او را میزند که خونش جاری میشود و روی صفحه میریزد.
تونالیته رنگ تصویر به رنگهای سرد و سبز آبی تمایل دارد که نشان از فضای تاریک و سرد احساسی موجود در فیلم است.
همچنین نورپردازی صحنه بیشتر تاریکی را نمایش میدهد و کاراکتری را نداریم که نور بهخوبی او را روشن کرده باشد، این موضوع را از ابتدای فیلم و در صحنه زندان میبینیم، همچینن در صحنهها از نورهای طیف رنگی سبز و آبی استفاده شده است.
شخصیت واکین فینیکس برای این فیلم وزن کم کرده تا جسمی بسیار تکیده و لاغر پیدا کند بهنحوی که استخوانهای ستون فقراتش و شانه و کتفش بیرون زده باشد.
معمولا بازیگران حرفهای تلاش میکنند در نقش خود فرو بروند و پیش از این هیث لجر بازیگر مشهور استرالیایی که در فیلم بتمن کریستوفر نولان بازی کرده بود، ماجرایش مشهور است که یک ماه خود را در اتاقی حبس کرده بود تا حالاتی شبیه شخصیت جوکر بگیرد و البته در نهایت با مصرف بیش از حد مواد مخدر اوردوز و خودکشی کرد.
واکین فینیکس نیز بهعنوان بازیگری زبردست بسیار تلاش میکند تا هویت جوکر را بهخود بگیرد هویتی که بازیگرش را بیمار روانی میکند و قرار است برای مخاطبان جهانی ساخته شود. چهبسا این اثر آثار منفی روانی روی مخاطبان خود داشته باشد که با کاراکتر آن همذاتپنداری میکنند.
این همذاتپنداری میتواند در افرادی که طرحواره طرد اجتماعی و رهاشدگی بیثباتی و محرومیت عاطفی دارند اتفاق بیفتد چرا که کاراکتر جوکر نیز کسی است که حاوی این طرحوارهها است.
نکتهای از فرامتن و کتاب مقدس دربارۀ شمارۀ سلول جوکر
سلولی که شخصیت جوکر در آن قرار دارد، F258 است. این عدد در کتاب مقدس یهودیان به فعل «אָחַד»(‘āḥaḏ) که «او-خاد» تلفظ میشود، اختصاص دادهاند. این فعل به معنای «یکپارچه کردن» یا «جمع آوری» است و در عهد عتیق، به ویژه در حزقیال 21:16 آمده است.
در این فراز از کتاب مقدس حرکت قاطعانه با شمشیر در یک جهت یا جهت دیگر برای اجرای عدالت بیان شده است. حزقیال ۲۱:۱۶ یکی از آیات عهد عتیق است که در آن، پیامبر حزقیال هشدار الهی درباره مجازات قریبالوقوع اورشلیم را ابلاغ میکند. در این آیه، از تصویر شمشیر برای نشان دادن قضاوت خداوند استفاده شده است.
در ترجمه نسخه پادشاه جیمز آمده است: «هر جا که چهرهات متوجه است، به راست یا چپ حرکت کن.»
در این بخش، شمشیری توصیف شده که آماده است از هر جهت فرود آید که نمایانگر اجتنابناپذیری و گستردگی عدالت الهی است. فرمانی که برای حرکت شمشیر در جهت راست یا چپ داده میشود، بیانگر این است که هیچکس از این قضاوت در امان نخواهد بود.
این تصویر نشان میدهد که مجازات به شکلی قطعی و همهجانبه اجرا خواهد شد که این موضوع بیارتباط با فیلم جوکر نیست، داستانی که قرار است افرادی فرودست انتقام خود را از جامعه و حکومت فاسد فرادست بگیرند و عدالت را اجرا کنند.(https://www.videobible.com/meaning/ezekiel-21-16)
فصل ۲۱ کتاب حزقیال به حتمی بودن داوری خداوند بر اورشلیم و ساکنان آن به سبب سرکشی و بتپرستیشان اشاره دارد. در این بخش، شمشیری تیز و درخشان توصیف شده که نماد شدت مجازاتی است که در پیش است. این شمشیر بدون در نظر گرفتن هیچگونه تمایزی، آماده اجرای عدالت الهی است.(https://enduringword.com/bible-commentary/Ezekiel-21/)
شمشیر مطرحشده در این آیه نمایانگر ارتش بابلیان است که خداوند از آن بهعنوان وسیلهای برای تحقق داوری خود استفاده میکند. حرکت بدون محدودیت این شمشیر نشاندهنده این واقعیت است که این ویرانی همه را در بر خواهد گرفت، چه نیکوکار و چه بدکار و بدین ترتیب، بر جامعیت و قطعیت این موضوع تأکید دارد.
همچنین این لغت به معنای اولین و تنها است و چهبسا با این ارجاع به کتاب مقدس منظور از جوکر شخصی تنها باشد که اتفاقا در زندان، تنهایی او به تصویر کشیده میشود.(https://biblehub.com/hebrew/258.htm)
در امتداد این خوانش فرامتنی، میتوان گفت جوکرِ قسمت دوم تنها قربانیِ سیستم نیست، بلکه تجسم همان نیروی داوریِ بیچهرهای است که وقتی رها میشود، مرز میان عامل و ابزار را از میان برمیدارد.
او مانند شمشیری است که دیگر در دست هیچ ارادۀ اخلاقی روشنی نیست؛ نه عدالت را اصلاح میکند و نه حقیقتی متعالی را نمایندگی، بلکه صرفاً انباشت خشونت سرکوبشده را آزاد میسازد.
همین وضعیت، تراژدی شخصیت را عمیقتر میکند: جوکر همزمان «تنها» و «جمعی» است، هم فردی محبوس در یک سلول و هم ایدهای که در جامعه تکثیر میشود. فیلم با این منطق نشان میدهد که وقتی نظم سیاسی و اجتماعی، داوری را به تعویق میاندازد، داوری در شکلی کور و غیرقابلکنترل بازمیگردد؛ نه از مسیر قانون، بلکه از دل فروپاشی.
در این معنا، جوکر لحظهای است که خشونتِ انباشتهشده جهت پیدا میکند، درست مانند نیرویی که وقتی به حرکت درمیآید، دیگر قابل مهار یا هدایت اخلاقی نیست.
تأثیرات همذاتپنداری با یک مجنون و عقب کشیدن از ایدۀ اولیۀ فیلم
در قسمت اول و دوم فیلم جوکر ساختۀ تاد فیلیپس، جوکر در نقش پروتاگونیست حضور دارد و همین تغییر جایگاه موجب میشود که دوربین در کنار شخصیتی ضد اجتماع، مجنون و قاتل قرار بگیرد و داستان از زاویه دید او روایت شود که همین امر موجب مُحِق جلوه دادن او و سبب همذاتپنداری مخاطبان شود.
به لحاظ تکنیکی، زمانی که دوربین با شخصیتی همراه شود، مخاطب امکان همذاتپنداری بیشتری با او پیدا کرده و در غالب اوقات حق را احتمالا به او بدهد. این امر اتفاقی بود که در فیلم «شبی که ماه کامل شد» افتاد و به علت اینکه در این فیلم دوربین دائم همراه عبدالحمید برادر جانی و تروریست عبدالمالک ریگی قرار داشت، مخاطب امکان داشت با عبدالحمیدِ قاتل همذاتپنداری کند و در داستان با او همراه شود، در واقع باید دقت شود حرکت دوربین با شخصیتی خاص و همراه بودن آن، معنایی را به ذهن متبادر میکند.
در قسمت اول این سری که چندین جایزه اسکار نیز برد و در هالیوود توجه ویژهای به آن شد، با فضایی واقعگرایانه سر و کار داریم که در آن شخصیت جوکر مردی از طبقه فرودست است که با فقر و بیماری روانی سر و کله میزند. شخصی که در زمان هیجانات، ناخودآگاه در عین اینکه میخندد میگرید. بازی خواکین فنیکس در این سری بسیار برجسته و منحصر به فرد بود که همین موضوع جدای از مسائل سیاسی اسکار، موجب برنده شدن جایزه اسکار برای او شد.
از این حیث این جوکر میتواند تأثیر بسزایی روی مخاطبان ایرانی بگذارد آن هم با جو حاضر که با وضعیت ناگوار اقتصادی کشورمان، مردم خود را آسیبدیده، تنها و فقیر میبینند و ایران را جای ماندن نمیدانند. در این میان چنین آثاری میتواند افزایش هیجانات برای اعتراض و آشوب شود کما اینکه در همان سالی که قسمت اول این فیلم منتشر شد نتیجۀ آن را دیدیم.
در آن سال شخصیت جوکر به عنوان شخصیتی ضد طبقه فرادست الگوی آشوب و اغتشاشات در جهان شد. در همان حوالی بود که اغتشاشگران عراقی و لبنانی با گریم شخصیت جوکر در خیابان دیده شدند و اتفاقات ناگواری از جمله شهادت برخی شیعیان حشدالشعبی در عراق را شاهد بودیم.
در همان سالی هم که قسمت اول جوکر جایزه گرفت تم کلی و موضوعی که در میان جوایز جریان داشت به اعتقاد برخی اسایتد، تم قیام طبقه فرودست علیه طبقه فرادست بود که به شیوههای متعدد این مضمون در فیلمهایی که آن سال جوایز اسکار گرفت مشاهده شد.
به نظر میرسد قسمت اول جوکر حتی در بستر اجتماعی و سیاسی کشور سازنده نیز به اثری مسئلهساز بدل شد؛ فیلم الگویی از خشونت اعتراضی را نشان داد که میتوانست بهعنوان مشروعیتبخشی به آشوب و طغیان فردی علیه نظم موجود خوانده شود.
همین واکنشها و نگرانیها احتمالاً در شکلگیری رویکرد روایی قسمت دوم نقش داشتهاند و باعث شدند فیلم عامدانه آن بار آرمانی و رمانتیکِ اعتراض علیه سرمایهداری و رسانههای مسلط را تضعیف کند.
در این مسیر، جوکر دیگر رهبر یا الهامبخش یک خیزش اجتماعی تصویر نمیشود، بلکه از بدنه معترضان فاصله میگیرد و آنها بهعنوان جمعی هیجانی، فاقد انسجام فکری و عقلانیت سیاسی نشان میدهد چیزی شبیه گروههای معترض فیلم نبردی پس از نبرد دیگری که در آن واقعا نمیدانیم این قیامها و خیزشها با چه هدفی انجام میشود.
نتیجه این جابهجایی معنایی آن است که فیلم دوم، بهجای همدلی با خشم جمعی آن را به نیرویی کور و خودویرانگر تبدیل کرده و مسئولیت خشونت را از ساختارهای کلان به کنشگران بیچهره منتقل میکند؛ تغییری که میتوان آن را تلاشی آگاهانه برای خنثیسازی خوانشهای رادیکال و مهار پیامدهای اجتماعی قسمت اول دانست.
قسمت دوم فیلم جوکر را میتوان در چارچوب «بازپسگیری معنا از اسطورهسازی قهرمان ضد نظام فرادست» تحلیل کرد؛ فیلم بهجای تداوم روایت قهرمانساز از طغیان فردی، بر فروپاشی روانی و اجتماعی سوژهای تمرکز میکند که به نماد بدل شده است. جوکر از شخصی که دائما تحت ظلم و فشار نظام خبیث سرمایهداری و مایۀ تمسخر رسانههای آن بود تبدیل به شخصی انقلابی و شورشی میشد که علیه این نظام به پا خاست.
اما در قسمت دوم این جوکر فاقد بنیانهای فکری و شخصی صرفا مجنون و سردرگم نشان داده میشود که راهش را از جنبشی که به واسطۀ او راه افتاده بود جدا میکند، در نتیجه درونمایۀ اصلی این قسمت تهی کردن معنای آن انقلاب و اعتراض علیه ظلم و طبقۀ فرادست و خنثی کردن درونمایهای است که در قسمت اول اتفاق افتاده بود.

دیدگاهتان را بنویسید