پاسخ به شایعات | آیا حکومت درجمهوری اسلامی هم موروثی شد؟
نویسنده: محمد خلیلی
باسمه تعالی
فهرست مطالب
Toggleمقدمه
جامعه اسلامی و حکومت شیعی همواره دشمنان قسم خورده ای داشته که با تمام توان، در پی ضربه زدن به پیکره آن بوده اند. باید اعتراف کرد که دشمنان و بدخواهان، به خاطر کم کاری مومنان، نقاط قوت و ضعف آن ها را زودتر از خودشان کشف می کنند و با ترفندهای مختلف جنگ نرم و جنگ شناختی به تضعیف نقاط قوت و بزرگ کردن نقاط ضعف می پردازند و تخم کینه و یأس و ناامیدی در دل آحاد جامعه می کارند تا اراده ها را سست کنند و آنان را از پیمودن مسیر صلاح و فلاح و رستگاری بازدارند. در این بین، شبهه افکنی در باورها، چشم اندازها، انتخاب ها و … یکی از مهم ترین حربه های دشمنان است.
انقلاب اسلامی ایران هم از این دشمنی مستثنی نبوده و به خاطر ماهیت استکبار ستیزی، عدالت خواهی و مقابله با سلطه ابرقدرت های فاسد حاکم بر مقدرات ظاهری دنیا مورد هجوم بیشتر دشمنان حق و حقیقت بوده است. در این برهه حساس از تاریخ انقلاب اسلامی که دشمن با اقدام بزدلانه و ناجوانمردانه، رهبر عظیم الشأن و حکیم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای را به شهادت رساند نمایندگان مجلس خبرگان رهبری طبق قانون و پس از مدت ها بررسی و مشورت، فرزند برومند امام شهیدمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به رهبری انقلاب اسلامی برگزیدند. با این انتخاب، شبهه ای که قبلا هم مطرح شده بود دوباره در ذهن برخی جان گرفت که آیا در انقلاب اسلامی هم حکومت موروثی شده است؟
در پاسخ به این شبهه باید ابتدا ویژگی های حکومت های موروثی را برشمرد سپس خصوصیات حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را شناخت تا تفاوت ها نمایان شوند.
ویژگی های حکومت موروثی
ا. ملاک انتخاب حاکم، وراثت است یعنی حاکم بعدی باید پسر بزرگ حاکم قبلی باشد تا خون پادشاهی در رگ هایش جریان داشته باشد و اصطلاحا ژن خوب و برگزیده باشد
ب. این فرد نه منتخب از جانب خداست و نه مستند به حکم شرع یا دستور خدا و رسول.
ج. علاوه بر اینکه خدا و رسول و شرع، دخالتی در انتخاب این شخص ندارند، به نخبگان و مردم هم نقشی در حاکم شدن این فرد داده نشده است.
د. حکومت های موروثی و پادشاهی از همان کودکی پسر ارشد، او را به عنوان ولیعد انتخاب می کنند و همگان موظف به خدمتگزاری به او هستند و او نیز از وقتی خود را می شناسد به امر و نهی می پردازد و خدمتگزاران نیز اوامر او را اوامر ملوکانه می دانند و کسی را یارای مخالفت با او نیست.
ه. در فرد حاکم که از طریق وراثت به حکومت رسیده ویژگی های برجسته علمی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی هیچ نقشی ندارند و وارث حکومت، اگر چه حتی هوش و زکاوت کافی برای مدیریت یک اداره ساده را هم نداشته باشد آسیبی به این حق حاکمیت او وارد نمی کند.
و. چنانکه گفتیم حاکم بعدی باید پسر ارشد حاکم قبلی باشد و این قانون به طور معمول در همه حکومت ها برقرار بوده و خلاف آن به ندرت اتقاق افتاده است حالا اگر در این بین، پسر دوم یا سوم دارای کمالات باشد و برجستگی های علمی، مدیریتی، اخلاقی و سیاسی داشته باشد اصلا مهم نیست و بهتر است آن ها را در کوزه بگذارد و آبش را بخورد چون حق حاکم بودن مخصوص پسر ارشد است و لاغیر!
ز. در حکومت موروثی و پادشاهی، حاکم، خود را فراتر از قانون می داند و در هر آنچه اراده انجامش را داشته باشد مطلق العنان و مبسوط الید است و معمولا کسی را یارای جلوگیری نیست.
ویژگی های حکومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه
پس از برشمردن ویژگی های حکومت موروثی اینک خصوصیات حکومت ولایت فقیه را مرور می کنیم تا تفاوت ها روشن شود:
ا. در انتخاب ولی فقیه، وراثت و علقه سببی و هم خون بودن با ولی فقیه قبلی هیچ نقشی ندارد همچنان که بعد از رحلت حضرت امام خمینی (ره) مجلس خبرگان، حضرت امام سید علی خامنه ای(ره) را که هیچ نسبت فامیلی و پیوند خونی با امام خمینی نداشت به رهبری انتخاب کرد و اگر غیر از این بود باید فرزند امام خمینی یعنی مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی را انتخاب می کرد.
ب. بر خلاف حکومت موروثی و پادشاهی، حکومت ولایت فقیه بر اساس مبانی دینی و در ادامه راه امامت است و به نص صریح امامان معصوم علیهم السلام، ولایتی که از جانب خداوند، به ائمه داده شده به نائبان عام آنان که فقهای شیعه هستند تفویض شده و ولی فقیه همان فقیه منتخب فقها برای اداره جامعه اسلامی است.
ج. در نظام ولایت فقیه، مردم در انتخاب ولی فقیه نقش دارند اما این نقش با واسطه است زیرا انتخاب ولی فقیه امری تخصصی و فراتر از تشخیص افراد غیرمتخصص است لذا مردم با انتخاب بیش از هشتاد فقیه از بین فقهای شرکت کننده در انتخابات برای مجلس خبرگان، نقش آفرین هستند.
د. برخلاف حکومت موروثی، هیچ ولیعدی در نظام ولایت فقیه وجود ندارد و ولی فقیه بعدی بر اساس انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان و از بین فقهای جامع الشرایط انتخاب می شود.
ه.و در نظام ولایت فقیه، شخصی که برای این سمت برگزیده می شود باید مجتهد جامع الشرایط و عادل، مدیر، مدبر، آگاه به زمانه و دارای ملکه تقوا باشد تا بتواند جامعه اسلامی را به مسیر سعادت رهنمون شود و در کوران حوادث و در مقابله با توطئه های دشمنان، امت را به سلامت از گردنه های پرخطر عبور دهد و حاکمیت دین در اجتماع را تضمین و تسهیل کند. آیا کسی که فاقد توانایی های علمی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی و رفتاری مورد نیاز باشد می تواند کشتی جامعه اسلامی را از طوفان های سهمگین، سالم به ساحل نجات برساند؟
ز. برخلاف حکومت موروثی و پادشاهی که حاکم، مطلق العنان است، در نظام ولایت فقیه، ولی فقیه موظف است بر اساس دستورهای شرع و طبق قوانین اسلامی به انجام وظایفش بپردازد و حق ندارد خارج از این محدوده و بر اساس خواسته های نفسانی کاری انجام دهد که اگر چنین کند از عدالت و ولایت ساقط می شود و دیگر بر افراد جامعه اسلامی ولایت ندارد.
یک نکته مهم
البته ذکر این نکته لازم است که اگر در کنار وراثت، نصب از جانب خدای متعال یا پیامبر و امام معصوم باشد اشکالی ندارد زیرا ملاک اصلی، وجود خصال و شرایط لازم برای آن منصب مد نظر بوده است همانگونه که حضرت اسماعیل جانشین حضرت ابراهیم و حضرت یوسف جانشین حضرت یعقوب و حضرت امام حسن مجتبی جانشین حضرت امیرالمومنین علی علیهم السلام و … شدند.
تطبیق با شرایط فعلی
با ویزگیهایی که برای هر دو نظام حکومتی برشمردیم واضح شد که نظام ولایت فقیه نمیتواند وراثتی باشد و اگر بخواهیم موارد فوق را بر رهبر منتخب مجلس خبرگان یعنی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تطبیق دهیم باید بگوییم اولا ایشان پسر ارشد رهبر و امام شهیدمان نیست بلکه پسر دومِ ایشان است؛ ثانیا اگر قرار بر موروثی شدن حکومت بود ایشان باید سال ها قبل از این به عنوان ولیعد معرفی می شد یا اگر قرار بر رهبر شدن ایشان بود، از مدت ها پیش باید در جوامع و اجتماعات و مسائل اجتماعی و سیاسی و رسانه ها بروز و ظهور می داشت و اصطلاحا بیشتر جلوی چشم بود؛ ثالثا اگر حکومت موروثی بود چه نیازی به وجود مجلس خبرگان با هشتاد و اندی فقیه مورد اعتماد مردم و چه احتیاجی به سال ها زیر نظر گرفتن افراد مختلف برای رسیدن به رهبر دارای شرایط قانونی و باز هم چرا این همه تلاش برای برگزاری حضوری جلسه مجلس خبرگان با وجود تهدید دشمن و بمباران سه باره دفاتر و ساختمان های آن مجلس؟
سوال آخر
اگر فردی تمام شرایط رهبری را داشته باشد اما با رهبر قبلی هم خون باشد آیا باید او را به این دلیل کنار گذاشت و انتخاب نکرد یا اینکه مهم، وجود شرایط مندرج در قانون است نه هم خون بودن یا نبودن؟
دیدگاهتان را بنویسید