سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره بوسان | یک هنرمند با شرف
مجید مجیدی در جشنواره بوسان نشان داد که میشود یک هنرمند باشرف بود و واقعاً در سطح جهانی درخشید؛ میشود جایزه گرفت و از کشور خود دفاع کرد، بیآنکه برای جلب رضایت دیگران زیر پرچم دشمن بازی کرد. او هنگام دریافت جایزه (غذای نیمروز)، از مردم ایران و ایستادگی آنان سخن گفت و جایزهاش را به مردم شجاع کشورش تقدیم کرد.[۱] در آن لحظه، نام ایران را با خود نبرده بود که برای اربابان رسانه رقاصی کند. از کشوری حرف میزد که به آن تعلق دارد، نانش را خورده و رنج مردمش را از خود جدا نمیداند. این موفقیت جهانی، تعلق او به وطن را کمرنگ نکرد و تشویق تماشاگران، صدای مردم کشورش را از یادش نبرد.
او در برابر ظلم و تجاوزی که بر کشورش رفته بود ایستاد و حرف حق را زد. از شهادت کودکان میناب گفت؛ از مدرسهای که باید محل درس و زندگی میبود و از کودکانی که قربانی حمله شدند. از فشار تحریمهای اقتصادی و دارویی و رنج بیمارانی سخن گفت که حتی دسترسی آنان به درمان نیز آسیب دیده است.
اینها واقعیات تلخی بودند که بیانشان در یک جشنواره بینالمللی، با چند جمله بیخطر و تشکر رسمی تفاوت داشت. مجیدی همانجا که نامش بهعنوان یک فیلمساز موفق شنیده میشد، نام قربانیان را نیز به میان آورد. نگذاشت شادی جایزه، شهادت کودکان و درد خانوادههای ایرانی را به حاشیه ببرد. برای او، دفاع از حق زندگی مردم کشورش ارزش سخن گفتن داشت؛ حتی اگر چنین سخنانی خوشایند بخشی از رسانههای جهانی نباشد.
شرافت هنری در چنین انتخابی معنا پیدا میکند. حرف حق را نمیتوان هر بار با پسند رسانهها اندازه گرفت و بعد تصمیم گرفت که باید آن را گفت یا پنهان کرد. اگر ترس از هجمه رسانهای قرار باشد زبان هنرمند را ببندد، شهرت جهانی چه ارزشی برای مردم سرزمینش خواهد داشت؟ مجیدی با این سخنان، تسلیم چنین ملاحظهای نشد. ارزش ایستادن او در این بود که دفاع از ایران را به زمانی موکول نکرد که هزینهای نداشته باشد. در برابر مخاطبان بینالمللی از رنج مردمش گفت و اجازه نداد اعتبار هنریاش به شرط سکوت درباره ظلم و تجاوز تعریف شود.
کسی که نان این کشور را خورده، باید بداند که وطن در روزهای سخت هم وطن است. مردم ایران نردبانی نیستند که هنرمند پس از بالا رفتن از آن، وجودشان را فراموش کند. بیگانه هیچوقت قرار نیست جای این مردم را بگیرد و برای عزت و آینده آنان دل بسوزاند. نمیشود برای دیدهشدن، چشم بر تجاوز بست و بعد از انسانیت سخن گفت. وطنفروشی با هیچ جایزهای افتخار نمیشود و بازیکردن زیر پرچم دشمن، نشانه استقلال یک هنرمند نیست. موفقیت مجیدی نمونهای روشن در برابر این تصور میگذارد که برای جهانیشدن باید از کشور خود فاصله گرفت و همان حرفی را زد که دیگران انتظار شنیدنش را دارند.
دقیقا نزدیک به زمانی که لاله مرزبان برای وطن فروشی خود جایزه دریافت کرد مجید مجیدی صریحا گفت که گناه مردم ما این است که میخواهد روی پای خودشان بیاستند! او از کشور خود حمایت کرد و درباره ظلمی که بر آن رفته بود سخن گفت. آرزوی او برای جهانی بدون جنگ، در ادامه دفاعش از زندگی مردم ایران معنا پیدا میکرد. او در بوسان نشان داد که دفاع از وطن و درخشش جهانی میتوانند در کنار هم قرار بگیرند. میشود فیلم ساخت، تحسین شد، جایزه گرفت و همچنان باشرف ماند. برای رسیدن به صحنههای جهانی، هیچ ضرورتی ندارد زیر پرچم دشمن بازی کرد.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleجایزه بزرگ بوسان و دلایل انتخاب داوران
فیلم کامل سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره بوسان.
این لحظه در شامگاه پانزدهم اکتبر ۲۰۲۶، برابر با بیستوسوم مهر ۱۴۰۵، در پایان سیویکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان رقم خورد. غذای نیمروز جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه را به دست آورد. کره تایمز گزارش کرده است که ژانگ ییمو، رئیس هیئت داوران، از اتفاقنظر هر هفت داور درباره انتخاب فیلم سخن گفته است. در رقابت نهایی، سیزده عنوان از سینمای آسیا بررسی شدند و اثر مجیدی بالاترین جایزه این بخش را گرفت. همان گزارش یادآور میشود که این نخستین سفر او به بوسان بوده است. بنابراین، حضور تازه مجیدی در این جشنواره با یکی از مهمترین موفقیتهای بینالمللی کارنامه اخیرش همراه شد؛ موفقیتی که رأی یکپارچه داوران، اهمیت آن را روشنتر میکند.[۴]
جایزهای که به فیلم رسید، در فهرست رسمی جشنواره با عنوان جایزه بوسان برای بهترین فیلم ثبت شده است. این عنوان را باید از جایزه ویژه هیئت داوران، جایزه کارگردانی و جوایز بازیگری همان دوره جدا دانست. در فهرست برگزیدگان، جایزه ویژه داوران به ایبوکو ساخته ادی کاهیونو و جایزه کارگردانی به لی یونچان برای معمولی بودن رسیده است.[۵]
روشنکردن این تفاوت، جایگاه دقیق موفقیت غذای نیمروز را نشان میدهد. مجیدی برنده جایزه اصلی بهترین فیلم بخش مسابقه شده است؛ جایزهای برای مجموعه اثر و دستاورد سینمایی آن. از همین رو، تبریک این موفقیت به همکاران او نیز تعلق دارد؛ به گروهی که نتیجه کار مشترکشان در برابر هیئت داوران قرار گرفته و به نام فیلم به رسمیت شناخته شده است.
توضیح رسمی داوران درباره علت انتخاب، از خود عنوان جایزه گویاتر است. آنان به زبان ساده و خویشتندار فیلم اشاره کردهاند و آن را ادامه نگاه انسانگرای مجیدی و نشانه شناخت و همدلی او با مردم عادی در وضعیتهای دشوار دانستهاند. در بخش دیگری از بیانیه، تأثیر عاطفی گردش سرنوشت در داستان و قدرت تراژیک آن برجسته شده است. بنا بر توضیح جشنواره، جایزه بهترین فیلم به دستاورد برجسته زیباییشناختی در بخش مسابقه اختصاص دارد و مبلغ پنجاه میلیون وون آن بهطور مساوی میان کارگردان و تهیهکننده تقسیم میشود.[۶]
ریاست این هیئت بر عهده فیلمسازی بود که خود سابقهای طولانی در جشنوارههای معتبر جهان دارد. در معرفی رسمی ژانگ ییمو در وبسایت بوسان، از خرس طلای برلین برای (ذرت سرخ)، دو شیر طلای ونیز برای داستان (کیو جو و یکی هم کم نشود) و جایزه بزرگ هیئت داوران کن (برای زندگی یاد شده) است. بی گان، سامال یسلیامووا و کی ایشیکاوا نیز از اعضای معرفیشده هیئت داوران این دورهاند.[۷] حضور صاحبان تجربههای متفاوت در فیلمسازی و بازیگری، زمینه حرفهای این انتخاب را روشن میکند. در چنین ترکیبی، توافق بر سر یک اثر به معنای عبور آن از نگاههای گوناگون است. برای ثبت موفقیت مجیدی، همین اطلاعات مشخص، از هر تعبیر کلی درباره استقبال جهانی روشنگرتر است.
تعداد فیلم هایی که فیلم مجید مجیدی بین آنها انتخاب شده است نیز قابل توجه است. بر اساس گزارش نهایی بوسان، در بخش رسمی دوره سیویکم، ۲۴۶ فیلم از ۵۹ کشور حضور داشتند و شمار آثار، با احتساب برنامههای اجتماعی جشنواره، به ۳۱۵ فیلم میرسید.
نمایشها در ۳۱ پرده و هشت مجموعه سینمایی برگزار شدند. شمار ثبتشده مخاطبان فیلم در مجموع برنامههای جشنواره نیز از دویست هزار نفر فراتر رفت. این آمار به کل رویداد مربوط است و تصویری از محیطی به دست میدهد که غذای نیمروز در آن معرفی و داوری شد. در کنار نمایشها، نشستهای گفتوگو، کلاسهای سینمایی و برنامههای حرفهای بازار فیلم نیز جریان داشتند؛ مجموعهای از فرصتها برای آشنایی مخاطبان و فعالان سینما با آثار تازه و سازندگان آنها. این مسئله نشان میدهد که این موضع گیری عالی مجید مجیدی در یک موقعیت بین اللملی و مهم بوده است.
اطلاعات فیلم و عوامل سازنده
غذای نیمروز فیلمی ایرانی، محصول ۲۰۲۶ و به مدت ۱۳۳ دقیقه است. این اثر از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و نخستین نمایش جهانی خود را در بخش مسابقه سیویکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان تجربه کرده است.[۸]

در شناسنامه رسمی جشنواره، نام مجید مجیدی و هومن بهمنش بهعنوان نویسندگان فیلم آمده است. بهمنش مدیریت فیلمبرداری را نیز بر عهده داشته و مجیدی و امیر بنان تهیهکنندگان اثر معرفی شدهاند. تدوین فیلم کار مهیار بهمنش است، رامین کوشا موسیقی آن را ساخته و محمدرضا دلپاک مسئول طراحی و ترکیب صدا بوده است. محمدرضا میرزامحمدی نیز طراحی صحنه را بر عهده داشته است. در میان بازیگران، نام محمد رحیمی، خیری ذاکری، رحیمبخش پیرا و هیبتمراد دمانی ثبت شده است.[۱۰]
آوردن نام این گروه در کنار کارگردان، بخشی از ادای حق یک موفقیت جمعی است. فیلمی که در نهایت با عنوان واحدی داوری میشود، حاصل انتخابها و کوششهای بسیاری است که بخش عمده آنها دور از صحنه اهدای جوایز اتفاق میافتد.
داستان فیلم و شخصیت اصلی
داستان از وضعیت آسیبپذیر یک معلم قراردادی در روستایی محروم آغاز میشود. او برای حفظ مدرسه به حضور دانشآموزان نیاز دارد و وعده غذای رایگان، در آمدن کودکان به کلاس نقش تعیینکنندهای دارد. مرگ فرد نیکوکاری که هزینه غذا را میپرداخت، این نظم شکننده را به هم میزند. معلم و مادرش پسانداز خود را صرف تهیه غذا میکنند و او سرانجام به قاچاق سوخت روی میآورد. این خط اصلی روایت در معرفی فیلم در پایگاه اینترنتی آیامدیبی نیز آمده است.[۱۱] در گزارش فارسی مسیر تولید هم مسئله تثبیت موقعیت شغلی معلم و وابستگی بقای مدرسه به تأمین ناهار دانشآموزان توضیح داده شده است.
معرفی رسمی بوسان بر آرزوی ساده معلم برای استخدام دائمی و داشتن خانهای مناسب برای زندگی با مادرش تأکید میکند. با متوقفشدن کمک غذایی، او ودیعه خانه را به کار میگیرد، به مدرسه نقل مکان میکند و میان تدریس روزانه و تأمین پول در شب گرفتار میشود.
روند ساخت و فیلمبرداری در چابهار
تمام فیلمبرداری غذای نیمروز در چابهار انجام شده است؛ موضوعی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در معرفی رسمی فیلم اعلام کرده است. انتخاب این جغرافیا، فیلم را به تجربه آغازین مجیدی نیز نزدیک میکند. گزارش منتشرشده درباره مسیر تولید یادآور شده که او برای ساخت تازهترین اثرش به استانی بازگشته که بدوک را در آن ساخته بود. این گزارش از فیلمبرداری با حضور نابازیگران و همراهی هومن بهمنش خبر داده است. در نتیجه، فیلم تازه در ادامه ارتباطی شکل گرفته که میان این فیلمساز و جنوب شرقی ایران سابقه دارد.
نقدهای جهانی و بازتاب فیلم در رسانهها
به دلیل اینکه فیلم در دسترس نیست و برای نقد کامل نمیتوان متن نوشت صرفا در این بخش به مرور چند نقد از معروف ترین منتقدان جهان میپردازیم تا فیلم پخش شود و آن را کامل نقد کنیم! واقعیتش را بخواهید فیلم به نظر اولیه میرسد که واقعا جای نقد دارد چرا که انگار تماما رنج و نشان دادن موقعیت خاص برخی از بلوچیان است! البته باید تا زمان پخش منتظر بود.
پارک سونگهو، نویسنده یادداشت معرفی، از توانایی مجیدی در ثبت احساسات چندلایه شخصیتها نوشته و حرکت دوربین در نزدیکی آنان و سکون آن در لحظات حساس را مورد توجه قرار داده است.[۱۰]
اسکرین اینترنشنال
الیزابت کِر در اسکرین اینترنشنال، غذای نیمروز را اثری گیرا و با پرداخت دقیق توصیف کرده و اجرای محمد رحیمی را از عوامل اصلی قدرت آن دانسته است. توجه او به فیلمبرداری هومن بهمنش و بازنمایی زیبایی سخت و خشک محیط نیز بخش مهمی از نقد است. کِر نوشته که فیلم میتواند پس از حضور جشنوارهای، در اکران سینمای هنری هم مورد توجه قرار گیرد.
او بر کمگویی، بازیهای طبیعی و شخصیتی تمرکز میکند که همدلی تماشاگر را برمیانگیزد و در عین حال از خطا و تردید خالی نیست. در این ارزیابی، اعتراض اجتماعی فیلم از دل جزئیات زندگی و رفتار آدمها آشکار میشود. اهمیت این نقد برای شناخت استقبال اولیه آن است که تحسین را به عناصر قابل تشخیص اثر پیوند میدهد: بازی، تصویر، ریتم و نحوه آشکارشدن بحران اخلاقی معلم.[۱۲]
فیلموردیکت
کلارنس تسویی در فیلموردیکت نیز بازی محمد رحیمی را در مرکز ارزیابی خود قرار داده است. او دگرگونی تدریجی معلم را از انسانی خوشبرخورد و یاریرسان به فردی فرسوده و گرفتار، از نقاط قوت اجرای این بازیگر غیرحرفهای میداند. در نظر تسویی، مجیدی توانسته با وجود مدتزمان بیش از دو ساعت، کشش داستان را حفظ کند و تردیدهای اخلاقی شخصیت را بهآرامی گسترش دهد.
منتقد همچنین به لحظههای شادی، رنگهای روشن لباس کودکان و حضور زندگی در میان دشواریها توجه کرده است. اشاره او به نماهای هوایی مسیرها و تدوین صحنههای آمادهکردن غذا، نشان میدهد که ارزیابی مثبتش تنها به مضمون اجتماعی محدود نیست. این نقد پیش از اعلام جوایز منتشر شده و حتی احتمال موفقیت فیلمساز و بازیگر اصلی در بوسان را مطرح کرده بود؛ پیشبینیای که در مورد جایزه اصلی فیلم تحقق یافت.[۱۳]
ورایتی
در ورایتی نیز کامبوله کمبل، بازی محمد رحیمی و روایت تأثیرگذار تلاش معلم برای تأمین نیاز دانشآموزان را ستوده است.[۱۴] در کنار نقدهای اسکرین و فیلموردیکت، این توجه به بازیگر اصلی قابل تأمل است. نام رحیمی در معرفیهای بینالمللی اثر در پیوند مستقیم با شخصیت محوری فیلم مطرح شده و تقدیر از غذای نیمروز فرصتی برای دیدهشدن کار او فراهم آورده است.
سینه۲۱
چو هیونا در سینه۲۱، از زاویه دیگری به فیلم نزدیک شده است. او به بازگشت مجیدی به منطقهای اشاره میکند که بیش از سه دهه پیش در آن فیلم ساخته بود و همچنان با محرومیت دستوپنجه نرم میکند. این منتقد، استفاده از نابازیگران برای نقش معلم، مادر و دانشآموزان را در پیوند با طبیعیشدن جهان فیلم توضیح میدهد.
در خوانش او، توجه داستان بهتدریج از گرفتاری معلم به کودکانی منتقل میشود که برای زندهماندن ناچارند تحصیل را کنار بگذارند. نقد سینه۲۱ مسئله را در نبود حمایت اجتماعی از نیازهای اولیه و حق آموزش میبیند و این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان انتخابهای غیرقانونی معلم را صرفاً با معیار خطای فردی سنجید. این ارزیابی، نشاندهنده توجه منتقد کرهای به زمینه اجتماعی تصمیمهای شخصیت است؛ تصمیمهایی که در خلأ گرفته نمیشوند و با زندگی دیگران ارتباط دارند.[۱۵]
توجه جشنواره بوسان به کارنامه مجیدی
توجه بوسان به مجیدی پیش از شب اختتامیه نیز قابل مشاهده بود. جونگ هانسوک در معرفی رسمی فیلمهای مسابقه، از غذای نیمروز بهعنوان اثری یاد کرده که تناقضها و پایداری زندگی را با ظرافت ثبت میکند. او در همان متن توضیح داده است که بخش مسابقه، پس از آغاز به کار در سال ۲۰۲۵، دومین دوره خود را میگذراند و سیزده فیلم منتخب، دامنهای از سینمای معاصر آسیا را نمایندگی میکنند.[۱۶] قرارگرفتن اثر مجیدی در این برنامه، از ابتدا آن را در معرض مقایسه با مجموعهای از تولیدات تازه منطقه قرار داده بود. تقدیر نهایی، در ادامه همین حضور رقابتی شکل گرفت و به توجه اولیه برنامهریزان جشنواره، پاسخ روشن هیئت داوران را افزود.
جشنواره همچنین برنامه گفتوگویی با عنوان از بچههای آسمان تا غذای نیمروز: مجید مجیدی در تقویم خود قرار داده بود. این نشست برای نهم اکتبر و با زبانهای فارسی، انگلیسی و کرهای معرفی شده بود. در توضیح رسمی برنامه، بر کرامت انسانی و همبستگی در شرایط فقر و نابرابری در آثار مجیدی تأکید شده و موضوع گفتوگو، مواجهه سینمای او با واقعیت و امکان حفظ امید عنوان شده است.[۱۷] چنین برنامهای نشان میدهد که حضور او در بوسان، زمینهای برای مرور کارنامهاش نیز فراهم کرده بود. مخاطبانی که با بچههای آسمان این فیلمساز را شناخته بودند، اکنون با اثری تازه روبهرو میشدند و امکان داشت مسیر میان این دو فیلم را در گفتوگویی مستقیم دنبال کنند.
موفقیتهای پیشین در اسکار و جشنوارههای جهانی
بچههای آسمان نقطهای روشن در سابقه جهانی مجیدی است. در فهرست رسمی هفتاد و یکمین دوره اسکار، برگزارشده در سال ۱۹۹۹، نام این فیلم از ایران در میان نامزدهای بهترین فیلم خارجیزبان ثبت شده است. ایستگاه مرکزی از برزیل، پدربزرگ از اسپانیا و تانگو از آرژانتین دیگر نامزدها بودند و جایزه به زندگی زیباست از ایتالیا رسید.[۱۸] یادآوری این سابقه در کنار موفقیت بوسان، فاصله زمانی میان دو مرحله از حضور بینالمللی او را آشکار میکند. نام مجیدی برای مخاطب خارجی تنها با خبر تازه پیوند ندارد. اثر تازه وارد کارنامهای میشود که سالها پیش در یکی از شناختهشدهترین رقابتهای سینمایی جهان ثبت شده و همچنان بخشی از معرفی او در رسانههاست.
در این مسیر، موفقیت بازیگران آثار مجیدی نیز جای مهمی دارد. آرشیو رسمی برلین، خرس نقرهای بهترین بازیگر مرد سال ۲۰۰۸ را برای رضا ناجی در آواز گنجشکها ثبت کرده است.[۱۹] دوازده سال بعد، روحالله زمانی برای بازی در خورشید جایزه مارچلو ماسترویانی بهترین بازیگر جوان جشنواره ونیز را دریافت کرد. این جایزه در فهرست رسمی برگزیدگان ونیز ۲۰۲۰ درج شده است.[۲۰] این دو سابقه، در کنار توجه تازه منتقدان به محمد رحیمی، بخشی از کارنامهای را پیش چشم میآورد که در آن، بازیگران نیز بهطور مستقل دیده شدهاند. جشنوارهها در این موارد از اجرای مشخص یک بازیگر تقدیر کردهاند و همین دقت در نامبردن از جوایز، سهم هر فرد را در حافظه سینمایی حفظ میکند.
خورشید از نظر موضوع نیز برای شناخت امتداد دغدغههای مجیدی اهمیت دارد. در معرفی رسمی ونیز، داستان فیلم درباره علی دوازدهساله و دوستانش است که برای تأمین زندگی کار میکنند و برای یافتن گنجی پنهان، وارد مدرسهای ویژه کودکان کار میشوند. مجیدی در یادداشت کارگردان همان صفحه، بر مسئولیت همگانی در برابر این کودکان و حق آنان برای آموزش تأکید کرده و از استعداد بازیگران نوجوانی گفته است که خود تجربه کار کودک داشتهاند. [۲۱] بازگشت مسئله مدرسه در فیلم تازه، با این سابقه قابل فهمتر میشود. در فاصله دو اثر، جای شخصیت محوری تغییر کرده است؛ این بار یک آموزگار در مرکز قرار دارد، اما امکان ادامه آموزش همچنان از مسائل اساسی جهان داستان است.
مسیر معرفی فیلم به اسکار
موفقیت بوسان، پیامد تازهای هم برای مسیر بینالمللی فیلم دارد. آکادمی علوم و هنرهای سینما در اعلام مقررات دوره نودونهم اسکار توضیح داده است که برای معرفی آثار به شاخه فیلم بلند بینالمللی، در کنار انتخاب رسمی کشورها، راه دیگری نیز وجود دارد: دریافت جایزه واجد شرایط از جشنوارههای تعیینشده.[۲۲]
کانون پرورش فکری در خبر دریافت جایزه غذای نیمروز نیز تصریح کرده که این پیروزی، امکان معرفی مستقل فیلم برای بررسی در شاخه بینالمللی اسکار ۲۰۲۷ را فراهم کرده است. همان خبر تأکید دارد که اثر باید دیگر شرایط آکادمی را نیز احراز کند.[۲۳] بنابراین، تعبیر دقیق، بازشدن مسیر معرفی و بررسی است. نتیجه رأیگیریهای اسکار موضوع مرحلهای دیگر خواهد بود و نباید آن را پیشاپیش قطعی دانست. البته فعلا فیلم معرفی شده رسمی ایران فیلم سرزمین فرشته هاست که فیلم خوبی ام است.
پیوست ها
[۱] سخنرانی مجیدی
[۲] گزارش کرههرالد
[۳] یاد کودکان میناب
[۵] برگزیدگان بوسان
[۶] بیانیه داوران
[۷] معرفی داوران
[۸] معرفی فیلم
[۹] روند تولید
[۱۰] شناسنامه فیلم
[۱۱] خلاصه داستان
[۱۲] نقد اسکرین
[۱۳] نقد فیلموردیکت
[۱۴] نقد ورایتی
[۱۵] نقد سینه۲۱
[۱۶] معرفی آثار مسابقه
[۱۷] نشست مجیدی
[۱۸] نامزدی بچههای آسمان
[۱۹] خرس نقرهای ناجی
[۲۰] جایزه روحالله زمانی
[۲۱] معرفی خورشید
[۲۲] مقررات اسکار
[۲۳] مسیر معرفی به اسکار
[۲۴] گزارش نهایی بوسان
دیدگاهتان را بنویسید