نقد فیلم استخر ۱۴۰۵ | استخر پر از آب، خالی از طنز
بسیاری از مخاطبان سینمای ایران، سروش صحت را فیلمسازی نمادساز و علاقهمند به روایتهای مفهومی میدانند. اینبار هم صحت تلاش کرده بسیار ظریف و تا حدی مرموزانه، مفهوم در لحظه زندگی کردن و قدر دانستن رابطه اصلی زندگی را در قالب یک داستان طنز وارد ذهن مخاطب کند. اما چه میشود گفت وقتی فیلم از یک طرف قرار است فرهنگسازی کند و از چند طرف دیگر خودش از همان مسیر خارج میشود؟
حتی جهانسازی مخصوص سروش صحت هم که در آثار قبلی یکی از نقاط قوت او بود، اینبار به اندازه گذشته منسجم و اثرگذار از آب درنیامده است. با این حال، تلاش او برای پیوند دادن چنین مفهومی با یک روایت طنز همچنان قابل تقدیر است، هرچند نتیجه نهایی به اندازه ایده اولیه پخته و موفق نیست.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleنقد فیلم استخر 1405 | اطلاعات اولیه و مقدمه
فیلم سینمایی استخر تازهترین و سومین فیلم بلند سروش صحت در مقام کارگردان است. این فیلم پس از جهان با من برقص و صبحانه با زرافهها ساخته شده و محصول سال ۱۴۰۴ سینمای ایران است. تهیهکنندگی استخر را محمد شایسته بر عهده دارد و فیلم از تولیدات مجموعه شایستهفیلم است. در اطلاعات نهایی ، سروش صحت و ایمان صفایی بهعنوان نویسندگان فیلمنامه معرفی شدهاند.
فیلمبرداری استخر در سال ۱۴۰۴ انجام شد. در مرداد ۱۴۰۴ اعلام شد فیلم مدتی است در تهران جلوی دوربین رفته و امین حیایی نخستین بازیگری است که حضورش در این پروژه بهصورت رسمی اعلام شده است. این فیلم نخستین همکاری سروش صحت با محمد شایسته در مقام تهیهکننده و همچنین نخستین همکاری امین حیایی با سروش صحت در مقام کارگردان معرفی شد.
فیلمبرداری استخر در ۱۸ مهر ۱۴۰۴ به پایان رسید. همزمان با پایان فیلمبرداری، سورنا صحت، فرزند سروش صحت، بهعنوان آخرین بازیگر فیلم معرفی شد. استخر نخستین همکاری سینمایی سروش صحت و پسرش سورنا صحت محسوب میشود. در همان مقطع، سازندگان فیلم اعلام کردند این اثر برای حضور در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر آماده میشود.[۲][۱]
استخر برای حضور در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر آماده شد و در نهایت در این دوره جشنواره به نمایش درآمد.
زمان ثبتشده برای فیلم ۹۰ دقیقه و ژانر ثبتشده آن کمدی است.
بازیگران فیلم استخر
ترکیب نهایی بازیگران استخر شامل امین حیایی، سحر دولتشاهی، مهران مدیری، کاظم سیاحی، علیرضا خمسه، پانتهآ پناهیها، بیژن بنفشهخواه، مجید یوسفی و سورنا صحت است. امین حیایی و سحر دولتشاهی دو بازیگر اصلی فیلم معرفی شدهاند. حضور سورنا صحت در استخر نخستین همکاری او با پدرش در یک پروژه سینمایی است. همچنین مهران مدیری که سابقه طولانی همکاری با سروش صحت در حوزه بازیگری و نویسندگی دارد، در این فیلم برای نخستین بار بهعنوان بازیگر مقابل دوربین فیلمی به کارگردانی سروش صحت قرار گرفته است.[۳]

خلاصه داستان فیلم استخر
داستان استخر درباره یک زوج میانسال و پسر جوان آنهاست. زندگی مشترک این زوج پس از سالها وارد مرحلهای بحرانی میشود و این بحران بر زندگی پسر خانواده نیز اثر میگذارد. زوج اصلی داستان بیش از ۲۵ سال از زندگی مشترکشان را پشت سر گذاشتهاند. آنها همراه پسر جوانشان زندگی ظاهراً آرامی دارند، اما زن خانواده تصمیم میگیرد از همسرش جدا شود و اعلام میکند دیگر تمایلی به ادامه زندگی مشترک ندارد. تصمیم او باعث میشود مرد خانواده به گذشته و اتفاقات زندگی مشترکشان بازگردد و در جستوجوی علت این جدایی باشد. و پرسش اصلی داستان خلاصه در بازگشت زن به رابطه است.
اکران عمومی فیلم استخر
برای اکران عمومی استخر ابتدا تاریخ دیگری در نظر گرفته شده بود، که طبق مصوبه اولیه شورای صنفی نمایش قرار بود فیلم از ۱۰ تیر اکران شود، اما برنامه فعالیت سینماها به دلیل شرایط جنگی و تشییع رهبری شهید تغییر کرد و محمد شایسته اعلام کرد نمایش استخر به ۲۳ یا ۲۴ تیر منتقل خواهد شد. تاریخ نهایی آغاز اکران، ۲۴ تیر ۱۴۰۵ بود.
تا زمان بررسی آمار در ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، صفحه آرشیو فروش سینماتیکت برای استخر مدت اکران شش هفته، نمایش در ۱۸۸ سینما و فروش ۹۲ میلیارد و ۱۰۸ میلیون و ۳۶۸ هزار و ۴۴۷ تومان را ثبت کرده است. این رقم آمار جاری گیشه است و با ادامه اکران تغییر میکند. [۸]
جهان آشنای سروش صحت، اینبار خستهتر از همیشه
در ابتدا با نکات ساختاری شروع میکنیم چرا که فیلم های سروش صحت از نمادین ترین فیلم های ساختاری طنز ایران هستند.
وقتی فیلم شروع میشود کاملا روشن است که قرار است دوباره وارد جهان آشنای سروش صحت شویم، جهانی پر از آدمهای کمی عجیب، شوخیهای خشک و نامتعارف، بحرانهای روزمره و لحظههایی که میان تلخی و طنز معلق میمانند. فیلمساز حق دارد جهان شخصی خودش را داشته باشد و بارها به آن برگردد. اما یک مسئله در استخر به چشم میآید اینکه استخر در مقایسه با جهان با من برقص و حتی صبحانه با زرافهها، کمتر میتواند از همین عناصر آشنا یک تجربه تازه بسازد. چیزی که قبلاً امضای سروش صحت بود، اینجا گاهی بیش از حد قابل پیشبینی و تکراری به نظر میرسد. [۱۰][۱۱]
در فیلمهای قبلی صحت، حتی زمانی که قصه به شکل کلاسیک پرحادثه نبود، معمولاً میشد با شخصیتها و مسیر داستانی آنها ارتباط گرفت و در پایان به یک حس، نتیجه یا دستکم تجربه مشخص رسید. استخر در این زمینه ضعیفتر عمل میکند. فیلم شروع قابلقبولی دارد، شخصیتها را معرفی میکند و زمینه یک بحران خانوادگی را میسازد، اما هرچه جلوتر میرود انرژی اولیهاش کمتر میشود. گویی ایدههایی برای ساختن چند موقعیت خوب وجود داشته، اما این موقعیتها نتوانستهاند در تمام مدت فیلم یکدیگر را پشتیبانی کنند و یک کلیت منسجم بسازند. همین ضعف در پیشبرد روایت، در بعضی نقدهای منتشرشده نیز یکی از مشکلات اصلی فیلم دانسته شده است، و با نوشته ما موافق است.[۱۰][۱۲]
طنز خوب شروع میشود اما دوام نمیآورد
یکی از نقاطی که در ابتدای فیلم واقعاً حس خوب میدهد، همان جنس خاص طنز سروش صحت است. سکانسهای ابتدایی مربوط به سیگار و پسر خانواده شروع خوبی برای فیلم میسازند. شوخیها نه شکل کمدیهای رایج سینمای ایران را دارند و نه برای خنداندن مخاطب بیش از اندازه تقلا میکنند. موقعیت عجیب است و همین جدیت شخصیتها در دل یک اتفاق نامتعارف، طنز را میسازد.
سکانس های مربوط به دلایل افسردگی هم از همین جنس هستند. از سازگار نبودن دوستان پسر شخصیت اصلی با پدر گرفته تا ماجرای شکستن چنگال، همه چیز در ظاهر کوچک و حتی بیاهمیت است، اما دقیقاً همین جزئیات پیشپاافتاده آن طنز آشنای صحت را ایجاد میکنند،
این بخشهای فیلم واقعاً دوستداشتنیاند. اما مشکلی که به نظر میرسد این است که این کیفیت حفظ نمیشود. از نیمه دوم به بعد هم تعداد موقعیتهای کمیک مؤثر کمتر میشود و هم فیلم آرامآرام بخشی از انرژی اولیه خود را از دست میدهد. این احساس با برخی نقد های دیگر مشترک است، نقدهایی که با وجود پذیرفتن جنس متفاوت طنز صحت، استخر را از نظر موقعیتهای کمیک ضعیفتر از فیلم قبلی او ارزیابی کردهاند. [۱۳][۱۴]
کاش فیلم همان تعادلی را که در نیمه اول میان افسردگی، موقعیتهای عجیب و طنز پیدا کرده بود، تا پایان حفظ میکرد.
از نکات قوت، سبک تصویر برداری
از نظر بصری، استخر هنوز ویژگیهایی دارد که بهراحتی میتوان آنها را دوست داشت. قابها اغلب حسابشدهاند و تصویر تقریباً همیشه تمیز و لذتبخش است. سروش صحت علاقه مشخصی به نماهایی دارد که فقط برای انتقال اطلاعات داستانی ساخته نشدهاند و قرار است چیزی از وضعیت روحی شخصیتها یا فضای کلی فیلم را منتقل کنند.

تم آبی فیلم هم به این هویت بصری کمک کرده است. آبی را در لباسها، محیط و بخشهایی از طراحی بصری میبینیم و این انتخاب باعث شده فیلم از نظر رنگی یکدستی قابلتوجهی داشته باشد. حتی زمانی که داستان جذابیتش را از دست میدهد، خود تصویر هنوز میتواند تماشایی باشد.
البته تصویر زیبا بهتنهایی نمیتواند مشکل ریتم را حل کند. ممکن است یک قاب جذاب باشد، اما وقتی زمان ماندن روی آن بیش از اندازه طولانی شود یا بعد از آن اتفاق مهمی در روایت رخ ندهد، همان قاب زیبا هم میتواند بخشی از کندی فیلم شود.
نمادهای های معنا دار فیلم
استخر مثل دو فیلم قبلی صحت، چند بار سراغ تصویرها و موقعیتهایی میرود که قرار نیست کاملاً واقعگرایانه خوانده شوند. حضور حیوانات، بعضی تصاویر ناگهانی و اتفاقهایی که منطق روزمره ندارند، بیشتر به وضعیت ذهنی شخصیتها نزدیکاند تا واقعیت بیرونی.
برای مثال، گاو را میتوان تصویری از سنگینی، سکون یا چیزی دانست که بیدعوت وارد زندگی شخصیت میشود و نمیتوان بهسادگی از کنارش گذشت. میمون هم در همین جهان میتواند یادآور بیثباتی، غرایز و بههمخوردن نظم عادی باشد. این معناها قطعی نیستند و خود فیلم هم توضیح مستقیمی برایشان نمیدهد.
و به نظر میرسد گاهی این نماد ها مبهم میشوند و تقریبا عناصر سورئال پیوند خود را با پیرنگ از دست میدهند این مسئله در چند نقد دیر هم مورد انتقاد قرار گرفته است.
است. [۱۲][۱۶]
ریتم خوب اما در نیمه دوم خسته کننده است
ریتم کند اساساً بخشی از سینمای سروش صحت است و نمیتوان هر کندیای را خودبهخود ایراد دانست. فیلمهای او قرار نیست با تدوین سریع و حادثههای متوالی جلو بروند. شخصیتها معمولا خیلی به نقطهای خیره میشوند و گاهی یک موقعیت ساده بسیار بیشتر از چیزی که در سینمای جریان اصلی انتظار داریم ادامه پیدا میکند.
اگر با این انتظار وارد سالن شوید که قرار است فیلمی آرام ببینید، جزئیات را دنبال کنید و بیشتر از قصه، با حالوهوای اثر همراه شوید، شاید بخش زیادی از این ریتم قابلقبول باشد. اما اگر انتظار یک روایت درگیرکننده و سرگرمی مستقیم وجود داشته باشد، احتمال زیادی دارد که بهخصوص در نیمه دوم فیلم خستهکننده شود.
حتی برای مخاطبی که با ریتم آثار قبلی سروش صحت مشکلی ندارد، بعضی قسمتهای استخر بیش از آنکه آرام باشند، کشدار به نظر میرسند. مرز بین ریتم آرام و ریتم خستهکننده بسیار باریک است و استخر چند بار از این مرز عبور میکند. همین مسئله در چند نقد مستقل نیز مطرح شده و افت ریتم، بهخصوص در نیمه دوم، از انتقادهای پرتکرار به فیلم بوده است.[۱۰][۱۲][۱۵]
سورنا صحت گاهی مصنوعی و گاهی خوب
یکی از بخشهایی که گاهی حس نامطلوبی هنگام تماشای فیلم ایجاد میکند، بازی سورنا صحت است. بازی او کاملاً یکدست نیست. لحظاتی وجود دارد که حضورش طبیعی است و اتفاقاً با جنس کمحرف و کمی نامعمول جهان فیلم هماهنگ میشود. در چنین سکانسهایی حضور او آزاردهنده نیست و حتی بعضی واکنشها و سکوتهایش خوب از کار درآمده است.

اما در مقابل، لحظههایی هم وجود دارد که بازی بیش از حد قابل مشاهده میشود؛ یعنی بهجای دیدن شخصیت، متوجه اجرای بازیگر میشویم. بعضی دیالوگها و واکنشها هنوز آن روانی لازم را ندارند و کنار بازیگران باتجربهتر فیلم، این تفاوت بیشتر دیده میشود.
جالب اینکه همین موضوع در میان نقدهای منتشرشده نیز محل اختلاف بوده است. بعضی نقدها بازی سورنا صحت را یکی از ضعفهای فیلم ارزیابی کردهاند و بعضی دیگر اجرای او را مناسب دانستهاند.[۱۲][۱۶] نتیجه را شاید بتوان جایی میان این دو دیدگاه دید: بازی او کاملاً ناموفق نیست، اما نوسانش در طول فیلم بهوضوح احساس میشود.
فیلمی که میخواهد حال خوب بسازد، اما همیشه موفق نیست
استخر ظاهراً میخواهد با وجود تمام حرفهایی که درباره افسردگی و فرسودگی روابط میزند، در نهایت فیلمی باشد که مخاطب با حال نسبتاً خوبی از آن بیرون بیاید. این همان تضادی است که در آثار قبلی صحت هم وجود داشت مانند فیلم جهان با من برقص که خوب هم عملکرد
ایده جذابی است، اما برای رسیدن به آن تنها داشتن چند قاب زیبا، موسیقی دلنشین و شخصیتهای عجیب کافی نیست. اگر قرار است مخاطب بعد از یک ساعت و نیم احساس کند با این آدمها زندگی کرده، باید مسیر احساسی آنها را هم لمس کند.
استخر در بعضی لحظات این کار را انجام میدهد و ناگهان همان حس خوبی را ایجاد میکند که از سینمای صحت انتظار میرود، چند دقیقه بعد دوباره در موقعیتهایی فرو میرود که معلوم نیست قرار است به کجا برسند.
به همین دلیل تجربه تماشای فیلم تا حد زیادی وابسته به نوع مواجهه مخاطب است. اگر کسی برای دیدن دوباره جهان سروش صحت، قابهای آرام، شوخیهای عجیب و آدمهای غمگین اما دوستداشتنی به سینما برود، چیزهایی برای لذت بردن وجود دارد. اگر انتظار داشته باشد سومین فیلم او همان جهش یا تازگی دو فیلم قبلی را ادامه دهد، استخر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
از حال خوب تا عادیسازی، اشاره به چند نکته فرهنگی
استخر را واقعا نباید به دید یک فیلم فقط و فقط طنز دید، فیلم درباره جوانی، اعتیاد، افسردگی، رابطه، مرگ و معنای زندگی تصویر میسازد. از این زاویه، مسئله اصلی نوع تصویرسازی این مفاهیم و اثری است که میتوانند بر ذهن مخاطب باقی بگذارند.
شوخی همیشگی سروش صحت با اعتیاد
سروش صحت ظاهراً علاقه خاصی به استفاده از دخانیات و اعتیاد بهعنوان بخشی از موقعیتهای کمیک دارد، چیزی که پیشتر در صبحانه با زرافهها هم دیده میشد و در استخر دوباره به شکل دیگری بازمیگردد. احتمالاً هدف این نمایش را میتوان در نگرانی والدین درباره نسل جوان، تفاوت نسلها یا حتی نمایش بخشی از آسیبهای زندگی جوانان جستوجو کرد. مشکل آنجاست که فیلم در بعضی لحظهها آنقدر در جذابیت شوخی غرق میشود که خود آسیب به حاشیه میرود.

سکانسهای مربوط به مصرف مواد اتفاقاً از نظر کمدی خوب طراحی شدهاند. همان حرکتهای نمادین، بیرون آوردن چیزی از پشت گوش یا دست خالیای که حالت سیگار کشیدن پیدا میکند، از نظر بصری خلاقانهاند و دقیقاً با جهان عجیب سروش صحت هماهنگ هستند. این خلاقیت را نمیتوان نادیده گرفت. اما یک پرسش بهوجود میآید که مخاطب جوان در نهایت از چنین صحنهای چه چیزی با خود میبرد؟ خطر و تبعات مصرف، یا یک حرکت بامزه و قابل تقلید برای جمع دوستان؟
این نگرانی را نباید در حساسیت فرهنگی خلاصه کرد. مطالعات طولی درباره نمایش مصرف دخانیات و الکل در آثار سرگرمی نشان دادهاند که مواجهه بیشتر نوجوانان با چنین تصاویر رسانهای با افزایش احتمال شروع مصرف ارتباط دارد. پژوهشها همچنین نشان میدهند بخشی از این اثر میتواند از مسیر تغییر انتظارهای ذهنی، هنجارهای ادراکشده و تصویری که نوجوان از مصرفکننده میسازد شکل بگیرد. این یافتهها به این معنا نیست که یک سکانس از استخر مستقیماً نوجوانی را به سمت مصرف مواد میبرد، چنین نتیجهای قابل دفاع نیست. نکته مهمتر این است که رسانه در کنار خانواده، دوستان و محیط اجتماعی میتواند در عادی یا جذاب دیدهشدن یک رفتار سهم داشته باشد.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]

مشکل استخر هم بیشتر در همین قاب های نمایشی است. مصرف یا نشانههای مرتبط با آن در فضایی بامزه، خلاقانه و قابل تقلید قرار میگیرند، در حالی که هزینه و تلخی رفتار تقریباً به همان اندازه فرصت دیدهشدن پیدا نمیکند. بنابراین خطری وجود دارد که آنچه قرار بوده نشانهای از آسیب نسل جوان باشد، برای بخشی از همان نسل به یک فانتزی کمیک و سوژه خنده در جمع دوستان تبدیل شود.
لازم نبود فیلم لحن آموزشی پیدا کند یا شخصیتها ناگهان درباره اعتیاد سخنرانی کنند. حتی یک یا دو نشانه نمایشی از نتیجه این رفتار میتوانست تعادل ایجاد کند، به شکلی که خلاقیت طنز باقی بماند، اما مخاطب آسیب را فقط در قالب یک شوخی خوشساخت دریافت نکند.
زندگی در لحظه، توصیهای مفید که البته تمام معنای زندگی نیست
یکی از مهمترین مفاهیمی که سروش صحت در جهان سینمایی خود مرتب به آن بازمیگردد، ارزش لحظه اکنون است، اینکه زندگی کوتاه است، مرگ همیشه نزدیک است و نباید تمام عمر را در حسرت گذشته یا اضطراب آینده از دست داد. استخر هم در نهایت تلاش میکند از دل افسردگی و مواجهه با مرگ به چنین نتیجهای برسد، تا زمانی که فرصت وجود دارد، باید زندگی کرد.
این پیام در سطح روانشناختی میتواند وجه مثبتی داشته باشد. توجه آگاهانه به زمان حال یکی از مؤلفههای مهم مداخلات بالینی جدید است و مرور پژوهشهای کنترلشده نشان داده چنین مداخلات ساختاریافتهای میتوانند در برخی گروهها به کاهش نشانههای افسردگی، اضطراب و استرس کمک کنند. البته نباید یک پیام سینمایی را جایگزین درمان افسردگی دانست.[۲۱]
بنابراین اصل حرف فیلم را نمیتوان بیارزش دانست. انسانی که تمام زندگیاش را در حسرت و اضطراب میگذراند، ممکن است بخش بزرگی از تجربه زیستن را از دست بدهد. اما بهتر است در یک مورد بیشتر صحبت کنیم و آن اینکه این مفهوم از یک توصیه برای بهتر زندگی کردن به پاسخی برای چرایی زندگی نزدیک میشود.
از منظر نظام معنایی اسلامی، میان این دو فاصله مهمی وجود دارد. لذت بردن از زندگی و تجربه لحظههای خوب نفی نمیشوند، اما هیچکدام مقصد نهایی انسان تعریف نشدهاند. قرآن در سوره ملک، مرگ و زندگی را زمینه آزمون انسان و سنجش عمل او معرفی میکند و در سوره عنکبوت، حیات آخرت را حیات حقیقی و ماندگار میداند.[۲۲][۲۳]
به همین دلیل، وقتی فیلم بارها از مرگ حرف میزند اما پاسخ نهاییاش عمدتاً به همین لحظه را زندگی کن محدود میشود، جای یک لایه معنایی مهم خالی میماند. اگر مرگ فقط پایان فرصت لذت بردن باشد، طبیعی است که همه چیز به استفاده بیشتر از اکنون تقلیل پیدا کند. اما در نگاه دینی، مرگ پایان معنا نیست، خودش بخشی از یک مسیر بزرگتر است.
منظورمان این نیست که استخر را به سخنرانی مذهبی تبدیل کنید و قرار هم نیست شخصیتها میان داستان ناگهان درباره آخرت خطابه بخوانند. نقد دقیقتر این است که فیلم وقتی خودش مرگ و معنای زندگی را به مرکز روایت میآورد، میتوانست جهان معنایی گستردهتری بسازد، جهانی که در آن زندگی کردن فقط مترادف با لذت بردن از فرصتهای مادی و عاطفی باقی نماند.
آیا داشتن یک رابطه خوب، تمام معنای زندگی است؟
همین دیدگاه در پایان فیلم به زندگی زناشویی نیز جهت داده میشود. در یکی از دیالوگهای پایانی، زن درباره پدرش به این مضمون صحبت میکند که او تنها چند روز دیگر زندگی کرد و همین چند روز را تو به او داده ای(خطاب به امین حیایی)، چند روزی که با ازدواج و تجربه دوباره یک رابطه عاطفی همراه شده بود.
در سطح اول، این نگاه قابل فهم و حتی قابل دفاع است. تنهایی برای بسیاری از انسانها مسئلهای جدی است و داشتن یک همراه، رابطه سالم و احساس دوستداشتهشدن میتواند کیفیت زندگی را عمیقاً تغییر دهد. خود استخر نیز در بهترین لحظاتش یادآوری میکند که رابطه زناشویی چیزی نیست که بدون مراقبت ادامه پیدا کند. محبت، توجه و نوعی سواد رابطه لازم است تا دو نفر بعد از سالها فقط کنار هم زندگی نکنند و همچنان یکدیگر را ببینند.

اما وقتی فیلم این مضمون را به پاسخ نهایی خود درباره زندگی نزدیک میکند، دوباره همان محدودیت قبلی دیده میشود. آیا انسانی که شریک عاطفی ندارد، زندگی کممعناتری دارد؟ آیا چند روز پایانی زندگی فقط وقتی ارزش پیدا میکند که با ازدواج یا یک تجربه عاشقانه همراه شود؟ اگر رابطه عاطفی از دست رفت، چه منابع دیگری برای معنا باقی میماند؟
حتی در ادبیات روانشناسی نیز معنای زندگی مفهومی تکمنبعی نیست. پژوهشها از مؤلفههایی مانند هدف، روابط انسانی، هویت، انسجام، معنویت و احساس ارزشمندی بهعنوان ابعاد مختلف معنا نام میبرند. رابطه عاطفی یکی از منابع مهم معناست، اما تمام آن نیست.[۲۴]
از دیدگاه اسلامی این دایره باز هم گستردهتر میشود، رابطه همسران ارزشمند است، اما در کنار بندگی، خدمت به دیگران، خانواده، عمل صالح و هدفی فراتر از رضایت لحظهای قرار میگیرد. بنابراین ایراد به توصیه فیلم برای حفظ رابطه نیست، اتفاقاً تأکید بر مراقبت از رابطه خانوادگی یکی از بخشهای قابل دفاع آن است. نکته ای که به نظر میرسد این است که رابطه عاطفی و لذت از لحظه تقریباً تنها پاسخهای جهان فیلم برای مقابله با پوچی و مرگ باشند.
فیلم میتوانست همین پایان امیدوارکننده را حفظ کند و همزمان اجازه دهد معنا چیزی بزرگتر از چند روز بیشتر خوش بودن باشد.
جوان امروزی یا فقط یک تصویر خاص از جوان امروزی؟
در بخش قابلتوجهی از سینما و نمایش خانگی، جوان امروزی با مجموعهای تکرارشونده از رفتارها شناخته میشود، مهمانیهای مداوم، روابط بیثبات، مصرف مواد، گفتار خاص و نوعی سبک زندگی که بیشتر با آزادی بیقید، هیجان و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تعریف میشود. وقتی همین تصویر بارها و بارها تکرار شود، کمکم تبدیل میشود به تصویری که نوجوان از جوان بودن در ذهنش میسازد.
نوجوان همیشه با فاصله و تحلیل انتقادی به این تصاویر نگاه نمیکند. وقتی مرتب میبیند شخصیتهای جوان، جذاب و دوستداشتنی در همین فضا زندگی میکنند، طبیعی است که بخشی از این رفتارها برایش عادیتر شود. ممکن است حتی در خانوادهای بزرگ شده باشد که نگاه کاملاً متفاوتی به روابط بین دختر و پسر، مهمانی، مصرف دخانیات یا سبک زندگی دارد، اما تکرار رسانهای میتواند بهمرور آن مرزهای ذهنی را جابهجا کند. پژوهشهای حوزه رسانه هم نشان دادهاند که نمایش مداوم یک رفتار میتواند بر تصور مخاطب از طبیعی بودن و فراگیری آن اثر بگذارد و برای نوجوانان، رسانه گاهی شبیه یک مرجع اجتماعی عمل میکند. [۲۵][۲۶]
خطر اصلی همین عادیشدن تدریجی است. نوجوان ممکن است در ابتدا با یک رفتار موافق نباشد، اما وقتی همان رفتار بارها در فضایی جذاب، خندهدار و بدون پیامد جدی دیده میشود، حساسیتش نسبت به آن کمتر میشود. بعد از مدتی دیگر با خودش نمیگوید آیا این سبک زندگی برای من درست است؟ بیشتر سعی میکند بفهمد چطور باید خودش را با تصویری که از جوان امروزی دیده هماهنگ کند.
نمایش چنین جوانانی ممنوع یا نادرست نیست. جامعه واقعاً این سبکهای زندگی را هم دارد. اما وقتی سینما و نمایش خانگی بیشتر از هر چیز همین مدل را جذاب، مدرن و طبیعی نشان میدهند و از طرف دیگر نمونههای سالمتر، متنوعتر و کمآسیبتر جوانی کمتر دیده میشوند، نتیجه فقط بازتاب جامعه نیست، بخشی از هنجارسازی فرهنگی هم اتفاق میافتد.
استخر هم در همین مسیر قرار میگیرد. جوانی در این فیلم دوباره در فضایی دیده میشود که بعضی رفتارهای پرخطر را با شوخی، جذابیت و سبکی همراه میکند. وقتی این تصویر کنار دهها نمونه مشابه در آثار دیگر قرار بگیرد، اثرش دیگر محدود به همان چند سکانس نیست. چیزی که مدام تکرار میشود، بهمرور برای مخاطب آشناتر، طبیعیتر و در نهایت پذیرفتنیتر میشود.
در این میان، نیاز است به مسئله دیگری هم اشاره کنیم، بیایید تیتراژ اولیه فیلم را مشاهده کنیم.
این نکته به نظر شما هم آمده که در اکثر فیلمهای طنز، روانپزشکان و روانشناسان آدمهایی دخترباز و اهل دوستدختر داشتن نشان داده میشوند؟ به نظرتان جالب است قشری که گاهی پناه فکری و روانی جامعه است، همیشه با چنین تصویری جلوی مخاطب قرار بگیرد؟ مخصوصاً برای مخاطب زن، این نوع تصویرسازی تکراری نمیتواند به مرور باعث ترس یا بیاعتمادی نسبت به این تیپ شود؟
البته توصیه مهران مدیری به دوستدختر داشتن در این فیلم از یک جهت نکته مثبتی هم دارد، چرا که امین حیایی در نهایت رابطه عمیق خود با همسری را که شاید از دست داده، به چنین روابطی ترجیح میدهد. فیلم اینجا سعی دارد این سبک روابط را از یک رابطه اصیل و واقعی جدا کند و به نظر میرسد در رساندن این تفاوت هم تا حد زیادی موفق است.
جمعبندی نهایی
استخر از نظر فرم، قاببندی، موسیقی و بعضی موقعیتهای طنز هنوز نشانههای آشنای سینمای سروش صحت را دارد و در لحظاتی میتواند همان حس و حال دوستداشتنی آثار قبلی او را زنده کند. اما هرچه از ظاهر فیلم فاصله میگیریم و به لایه محتوایی آن نزدیک میشویم، ضعفها جدیتر میشوند. فیلم درباره موضوعات بزرگی مثل افسردگی، اعتیاد، مرگ، تنهایی، رابطه و معنای زندگی حرف میزند، اما پاسخهایی که برای این مسائل میسازد همیشه به اندازه خود پرسشها عمیق نیستند.
در بخش فرهنگی، مشکل پررنگتر است. فیلم در بعضی صحنهها مصرف مواد را آنقدر در دل شوخی و خلاقیت بصری جذاب میکند که خودِ آسیب عقب میرود و چیزی که باقی میماند یک تصویر بامزه و قابل تقلید است. از طرف دیگر، بازنمایی جوانان نیز به شکل محدودی در یک سبک زندگی شهری، مهمانی، روابط خاص و فاصله از الگوهای سنتی خلاصه میشود. مشکل نمایش این سبک زندگی نیست؛ مشکل این است که فیلم تقریباً هیچ تصویر جدی و جذابی از شکلهای دیگر جوان بودن ارائه نمیدهد و همین میتواند یک الگوی خاص را بیش از اندازه «طبیعی» و «امروزی» جلوه دهد.
در بحث معنای زندگی هم فیلم به همان ایده آشنای (در لحظه زندگی کن) میرسد؛ مفهومی که میتواند مفید و حتی امیدبخش باشد، اما وقتی بحث مرگ و زندگی پس از آن مطرح میشود، دیگر بهتنهایی کافی نیست. «استخر» زندگی را تا حد زیادی در رابطه عاطفی، تجربه لحظه و فرار از حسرت خلاصه میکند، در حالی که این پرسشها ظرفیت معنایی بسیار گستردهتری دارند. قرار نبود فیلم تبدیل به سخنرانی مذهبی شود، اما وقتی خودش چنین موضوعاتی را به مرکز داستان میآورد، انتظار میرود جهان معنایی عمیقتری هم بسازد.
در نهایت، استخر فیلمی خوشقاب، گاهی بامزه و از نظر ظاهری دلنشین است، اما در لایه محتوایی بیش از اندازه به پاسخهای ساده تکیه میکند. جهان سروش صحت هنوز جذابیتهایی دارد، اما اینبار هم از نظر روایت و هم از نظر فرهنگی، بیشتر از آنکه پرسشهایش را عمیق کند، آنها را در فضایی خوشرنگ، فانتزی و قابلمصرف نگه میدارد.
پیوست ها
[۱] ایسنا ـ خبر صدور پروانه ساخت استخر
[۲] قدس آنلاین ـ آغاز فیلمبرداری و معرفی امین حیایی
[۳] ایسنا ـ پایان فیلمبرداری و معرفی سورنا صحت
[۴] خبرگزاری مهر ـ نمایش استخر در جشنواره فیلم فجر
[۵] خبرگزاری مهر ـ اکران عمومی، بازیگران و فهرست کامل عوامل
[۶] خبرآنلاین ـ اطلاعات داستان و بازیگران اصلی
[۷] سینماتیکت ـ صفحه فیلم استخر
[۸] سینماتیکت ـ آرشیو و آمار فروش فیلمها
[۹] تابناک ـ همکاری مهران مدیری و سروش صحت در استخر
[۱۰] فرارو ـ وقتی جهان آشنای سروش صحت دیگر غافلگیر نمیکند
[۱۱] جامجم ـ امضای سروش صحت در استخر دیگر غافلگیر نمیکند
[۱۲] ایرنا ـ نقد استخر و مشکلات فیلمنامه، نمادپردازی و بازیها
[۱۳] آفتابنیوز ـ شنای سروش صحت در استخری با عمق کم
[۱۴] باشگاه خبرنگاران جوان ـ سومین گام سروش صحت که از انتظارها فراتر نرفت
[۱۵] میدان آزادی ـ نقد و بررسی فیلم استخر
[۱۶] صبا ـ سروش صحت و غرق شدن در استخر خالی
[۱۷] Morgenstern et al. ـ مواجهه با نمایش سیگار در فیلم و شروع مصرف در نوجوانان
[۱۸] Dalton et al. ـ مطالعه طولی درباره مواجهه نوجوانان با سیگار در فیلمها
[۱۹] Dal Cin et al. ـ نقش انتظارها و هنجارهای اجتماعی در ارتباط میان رسانه و مصرف الکل نوجوانان
[۲۰] Corcoran et al. ـ مواجهه نوجوانان با مصرف مواد در فیلم و ارتباط آن با شروع مصرف کانابیس
[۲۱] فراتحلیل مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی و افسردگی، اضطراب و استرس
[۲۲] قرآن کریم، سوره ملک، آیه ۲
[۲۳] قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه ۶۴
[۲۴] مرور پژوهشها درباره منابع مختلف معنای زندگی در سلامت روان
[۲۵] پژوهش درباره نظریه پرورش و تأثیر تماشای تلویزیون بر باورهای نوجوانان
[۲۶] پژوهش رسانه بهعنوان همتای اجتماعی و هنجارهای ادراکشده نوجوانان
[۲۷] پژوهش درباره تغییر نگرش جوانان پس از تماشای فیلم
دیدگاهتان را بنویسید