جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > گزارش‌ > دکتر همتیان: اعتراضات اقتصادی و صنفی به‌حق بود، اما بستر سوءاستفاده سرویس‌های امنیتی بیگانه شد

دکتر همتیان: اعتراضات اقتصادی و صنفی به‌حق بود، اما بستر سوءاستفاده سرویس‌های امنیتی بیگانه شد

۱۴۰۴-۱۱-۰۳
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سیاست و دشمن‌شناسی، گزارش‌، مطالب سایت
دکتر همتیان: اعتراضات اقتصادی و صنفی به‌حق بود، اما بستر سوءاستفاده سرویس‌های امنیتی بیگانه شد

دکتر همتیان: اعتراضات اقتصادی و صنفی به‌حق بود، اما بستر سوءاستفاده سرویس‌های امنیتی بیگانه شد

در راستای بصیرت‌افزایی و شناخت عمیق‌تر فضای مجازی، حلقه فکری-معرفتی بیّنات با همکاری مؤسسه استاد فرج‌نژاد، نشست آنلاینی را با حضور دکتر نواب همتیان در صبحگاه ۲ بهمن‌ماه برگزار کرد. محور اصلی این گفتگو، بررسی «جنگ شناختی» اعمال شده توسط شبکه‌های تروریستی و تبیین نقش فعالان جبهه انقلاب بر مدار منظومه فکری امام خامنه‌ای بود. استاد همتیان در این جلسه ضمن تشریح پیچیدگی‌های این نبرد، به تبیین راهبردهای عملیاتی برای خنثی‌سازی تحرکات شناختی دشمن پرداختند.

در ادامه متن کامل این نشست خدمت شما مخاطبان سایت استاد فرج‌نژاد تقدیم می‌شود.

دکتر نواب همتیان در این نشست تبیین کرد: مطالب ارائه‌شده در این نشست، عمدتاً ناظر به چگونگی «غلبه دادن روایت‌ها» است؛ به‌ویژه در رخدادهای اخیر و همچنین جنگ‌های دوازده‌روزه اول و دوم، ما با پدیده‌ای مواجه بودیم که می‌توان از آن تحت عنوان غلبه روایت‌ها یاد کرد.

برای تبیین دقیق‌تر و شفاف‌تر این موضوع، باید به هشدارهای رهبر معظم انقلاب مبنی بر تلاش دشمن برای «عوض کردن جای جلاد و شهید» رجوع کرد. تحقق این جابه‌جایی و تغییر جایگاه‌ها، دقیقاً از طریق مکانیزم غلبه دادن روایت‌ها صورت می‌پذیرد.

مسئله اصلی امروز دقیقاً همین تقابل روایت‌هاست. اخیراً رسانه‌های رسمی کشور اعم از صداوسیما، پایگاه‌های خبری و خبرگزاری‌ها، آماری را منتشر کردند که نشان می‌دهد در مجموعِ حوادث دوازده‌روزه اخیر (از آغاز اعتراضات تا تبدیل‌شدن به اغتشاشات و پایان آن)، حدود ۳۵۰۰ تا ۳۷۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند. البته این آمار به دلیل مجهول‌الهویه بودن برخی اجساد، نوسان اندکی دارد. در این آمار رسمی، تعداد زیادی از جان‌باختگان تحت عنوان «شهید» و بخشی دیگر به عنوان «جان‌باخته» معرفی شده‌اند که گروه دوم، عمدتاً شامل اعضای حلقه‌های تروریستی هستند.

در حال حاضر ما با دو روایت متفاوت روبرو هستیم. روایت دشمن با فشار سنگین و فرکانس بسیار بالا، از روزهای نوزدهم تا بیست‌ویکم (اوج درگیری‌های خونین) و پس از پایان اغتشاشات، از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای نظیر اینترنشنال، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و رادیو فردا در حال پمپاژ است.

از آنجا که دسترسی مستقیم به اینترنت برای مخاطبان محدود شده، آن‌ها تمرکز خود را بر این شبکه‌ها گذاشته‌اند. روایتی که آن‌ها پیگیری می‌کنند، ادعای «۱۲ هزار کشته» است. آن‌ها فارغ از اینکه هیچ تفکیکی بین تروریست‌ها و سایرین قائل شوند، با توسل به کشته‌سازی‌ها و تصاویر دلخراش، این انگاره را در ذهن مخاطب تثبیت می‌کنند که تمام این افراد توسط جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

فهرست مطالب

Toggle
  • دسته‌بندی پنج‌گانه جان‌باختگان و وضعیت افکار عمومی
  • نقش روایت غالب در جهت‌دهی به کنش‌های اجتماعی
  • غافلگیری امنیتی و خشونت سازمان‌یافته
  • چالش‌های رسانه‌ای و گسست میان گفتمان رسمی و واقعیت اجتماعی
  • ابهام سیاسی و دوران تثبیت روایت در ذهنیت عمومی
  • سکوت نخبگان در برابر هتک حرمت مقدسات
  • پیامدهای انفعال خواص و جسارت دشمن
  • جنگ روایت‌ها و شبیخون روانی
  • مرز میان هیجانات عمومی و اقدامات تروریستی
  • قربانیان خردسال و ضرورت جنگ روایت‌ها
  • تحلیل میدانی و بسترهای اجتماعی ناآرامی‌ها

دسته‌بندی پنج‌گانه جان‌باختگان و وضعیت افکار عمومی

در مقابل، روایتی که در داخل کشور و توسط رسانه‌های داخلی مطرح می‌شود، عدد تقریبی ۴۰۰۰ نفر را نشان می‌دهد. بر اساس بیانیۀ شورای امنیت، می‌توان جان‌باختگان را در یک دسته‌بندی پنج‌گانه تحلیل کرد. سه دسته نخست شامل کسانی هستند که «شهید» محسوب می‌شوند: اول، معترضینی که در حال عبور از محدوده درگیری‌ها توسط تروریست‌ها کشته شدند؛ دوم، رهگذرانی که صرفاً برای تماشا آمده بودند و در جریان درگیری‌ها یا توسط تروریست‌ها جان باختند و سوم، نیروهای نظامی و امنیتی شامل پلیس، بسیج، سپاه و یگان ویژه.

دو دستۀ دیگر، کسانی هستند که عنوان شهید به آن‌ها اطلاق نمی‌شود و این تفکیک دلایل موجهی دارد. دسته چهارم شامل معترضینی است که توسط لیدرهای اغتشاشگر، تهییج شده و به مراکز حساس مانند حوزه‌های علمیه، مساجد، پایگاه‌های نظامی یا صداوسیما حمله کردند و در جریان این درگیری‌ها کشته شدند. دستۀ پنجم نیز مستقیماً شامل تروریست‌های مسلحی است که به صورت آشکار در میان جمعیت حضور داشتند.

اکنون با وجود محدودیت دسترسی به اینترنت بین‌الملل، شاهد یک آرامش ظاهری در سطح شهرها و افکار عمومی هستیم. اما نباید پنداشت که این سکوت به معنای آرامش حقیقی و دائمی است. اگر در جامعه صدایی شنیده نمی‌شود، به معنای عدم وجود صدا نیست؛ بلکه این سکوت ناشی از فرآیند محاسبه و سنجش در ذهن مخاطب است. افکار عمومی در حال ارزیابی است تا تصمیم بگیرد کدام‌یک از این دو روایت متضاد را در ذهن خود تثبیت و نهایی کند.

امروز ما در میانه یک «جنگ روایت‌ها» قرار داریم؛ تقابلی میان دو قرائت متفاوت از یک واقعه. یک روایت بیان می‌کند که از میان حدود ۴۰۰۰ جان‌باخته، چیزی نزدیک به ۳۰۰۰ نفر در زمره شهدا قرار می‌گیرند و حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر دیگر شامل لیدرها، تروریست‌ها و معترضین تهییج‌شده هستند که طبیعتاً جزو آمار شهدا محسوب نمی‌شوند. در مقابل، روایت دیگری وجود دارد که در درجه اول سعی در تثبیت عدد ۱۲ هزار کشته دارد و در درجه دوم تلاش می‌کند تا تمامی این آمار را به عنوان کشته‌شدگان توسط جمهوری اسلامی معرفی کند.

این دو روایت متضاد، چه در شرایط کنونی و چه در زمانی که اینترنت بین‌الملل مجدداً برقرار شود، توسط مخاطب مورد سنجش و محاسبه قرار می‌گیرند تا او تصمیم بگیرد کدام روایت را بپذیرد، تثبیت کند و بر مبنای آن پیش برود. در این تقابل، نکتۀ حائز اهمیت این است که جامعه ما دوران اخیر را که می‌توان آن را «جنگ ۱۲ روزه دوم» نامید، در فضایی پر از ابهام پشت سر گذاشته است. آغاز این ماجرا با اعتراضات به حقی همراه بود که ریشه در وضعیت نامناسب اقتصادی داشت و اصناف و بازاریان مطالبات درستی را مطرح کردند؛ اما متأسفانه با توجه به شرایط کشور، تجمعات اعتراضی همواره آبستن تحولات امنیتی و انحراف از مسیر اصلی می‌شود.

نکتۀ دوم این است که مخاطبان، آن ۱۲ روز را با ابهام و سردرگمی گذرانده‌اند. حتی افرادی که در حوزه‌های پژوهشی و رسانه‌ای (تولید فیلم، مستند و…) فعالیت دارند نیز این بازه زمانی را با ابهام طی کردند؛ چرا که تنها سطح تماس ما حضور فیزیکی در خیابان نبوده است و در آن سه شب اصلی (نوزدهم، بیستم و بیست‌ویکم دی‌ماه) مشاهدات میدانی مستقیمی نداشتیم. لذا فقدان یک روایت تثبیت‌شده در ذهن نخبگان و عموم مردم، این پرسش بنیادین را ایجاد می‌کند که: «واقعاً چه گذشته است؟»

نقش روایت غالب در جهت‌دهی به کنش‌های اجتماعی

پاسخ به این سوال که «چه گذشته است» دغدغۀ ذهنی تمام اقشار جامعه است؛ از مذهبی و غیرمذهبی، اصولگرا و اصلاح‌طلب گرفته تا حوزوی و دانشگاهی. در ذهن تمامی این طیف‌های گوناگون سوالاتی وجود دارد که پاسخ آن‌ها بستگی به روایتی دارد که بر افکار عمومی غالب می‌شود. این پاسخ و روایت پذیرفته‌شده، کنش‌های آینده هر مخاطبی را که در جغرافیای ایران یا در جغرافیای ذهنی متصل به ایران زندگی می‌کند، تنظیم و جهت‌دهی خواهد کرد.

در حال حاضر به دلیل قطع بودن دسترسی به اینترنت بین‌الملل، بخش زیادی از این ابهامات در نوعی «سکوت رادیویی» باقی مانده است، اما این سکوت با حجم عظیمی از «بمب‌های ساعتی» در تلفن‌های همراه مردم همراه است. منظور از بمب ساعتی، مستنداتی است که در آن شب‌های خاص (۱۸ تا ۲۱ دی) ضبط شده است.

در آن شب‌ها، بخش قابل توجهی از لایه‌های معترض جامعه – و نه کل جمعیت کشور – با انگیزه‌های اعتراضی و حتی شعارهای ساختارشکنانه به خیابان آمدند، در حالی که از حضور هسته‌های تروریستی سازمان‌یافته در میان جمعیت و سناریوهای طراحی‌شده بی‌خبر بودند. بخش عمده‌ای از آمار جان‌باختگان مربوط به همان شب اول و شامل معترضین و رهگذرانی است که ناآگاهانه در میان این هسته‌های تروریستی قرار گرفتند.

تجمعات حدود ساعت ۸ تا ۸:۳۰ شب، ابتدا در شهرهای تهران، اصفهان و مشهد و سپس در شیراز و استان‌های فارس، خراسان، آذربایجان شرقی و خوزستان شکل گرفت. این موج به ترتیب به استان‌های قم، قزوین و سپس استان‌های کردنشین و لرنشین (کردستان، ایلام، کرمانشاه، لرستان، چهارمحال و کهگیلویه) نیز رسید. مردم بی‌خبر از همه‌جا تجمعات را شکل دادند در حالی که تروریست‌ها در میان آن‌ها حضور داشتند و این مسئله باعث شد حتی نیروهای پلیس نیز به تعبیر خودشان غافلگیر شوند.

غافلگیری امنیتی و خشونت سازمان‌یافته

در اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود که چرا نیروهای امنیتی باید غافلگیر می‌شدند؟ علت اصلی این بود که تصور نمی‌شد هسته‌های تروریستی با چنین حجم و سازماندهی دقیقی در میان جمعیت معترض نفوذ کرده باشند. این غافلگیری منجر به درگیری‌های خونین و بسیار سنگینی شد که در بسیاری از شهرها تا ساعت ۳ یا ۴ بامداد به طول انجامید.

بسیاری از وقایع وحشتناک و خشونت‌باری که اکنون اخبار آن به گوش می‌رسد – نظیر آتش زدن، مثله کردن، سوزاندن، آویزان کردن و کشاندن اجساد در کف خیابان – مربوط به همان شب اول و تا حدودی شب دوم است. این خشونت عریان ناشی از عملکرد همان هسته‌های تروریستی بود که از پوشش تجمعات مردمی برای اجرای سناریوهای جنایت‌کارانه خود بهره بردند.

در تحلیل وقایع اخیر، ابتدا باید به واکاوی واقعیت‌های میدانی پرداخت و سپس فرآیند روایت‌سازی‌ها را بررسی کرد. مشاهدات نشان می‌دهد که از شب دوم اعتراضات، ماهیت صحنه دچار تغییر بنیادین شد. مخاطبی که با انگیزه‌های اقتصادی یا سیاسی به میدان آمده بود، متوجه حضور هسته‌های تروریستی و مسلح در میان جمعیت شد. همین آگاهی سبب گردید که از شب دوم به بعد، حضور بدنه اجتماعی معترض و حتی رهگذران به شدت کاهش یابد و صحنه عملاً در اختیار هسته‌های سازمان‌یافته‌ای قرار گیرد که مجهز به ابزار جنگ شهری بودند و وقایع خشونت‌بار شب‌های دوم و سوم را رقم زدند.

این واقعیت میدانی، اکنون با چالشی بزرگ‌تر به نام «نبرد روایت‌ها» مواجه است. جامعه امروز در برابر دو روایت متناقض قرار دارد: روایتی که بر حضور تروریست‌ها، پروژه کشته‌سازی و شهادت نیروهای امنیتی تأکید دارد، و در مقابل، روایتی که مدعی کشته شدن هزاران نفر از مردم عادی توسط حاکمیت است. نکته حائز اهمیت این است که کنش‌های آینده جامعه ایران و جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی آن، کاملاً وابسته به این است که کدام‌یک از این دو روایت در ذهن افکار عمومی تثبیت و نهادینه شود.

متأسفانه در این نبرد شناختی، دسترسی ما به بدنۀ اصلی جامعه مخاطب دچار اختلال جدی است. شکاف‌های ارتباطی میان اقشار مذهبی، دانشگاهی و سنتی که به گفتمان رسمی نزدیک‌ترند با اقشار خاکستری و لایه‌های دورتر از گفتمان حاکمیت، باعث شده است که محتوای تبیینی اساساً به دست این گروه نرسد. این گسست اجتماعی موجب شده تا بدنۀ غیرمذهبی یا منتقد، هیچ‌گونه دسترسی به استدلال‌ها و مستندات ارائه‌شده در محافل نخبگانی نداشته باشد و عملاً در جزیره‌ای جداگانه زیست کند.

چالش‌های رسانه‌ای و گسست میان گفتمان رسمی و واقعیت اجتماعی

یکی از آسیب‌های جدی در مدیریت افکار عمومی، ناکارآمدی شیوه‌های فعلی در بازنمایی واقعیت‌هاست. روایت‌هایی که رسانه‌های رسمی از شهدای امنیت و قربانیان حوادث تروریستی در شهرهای مختلف تولید می‌کنند، اگرچه برای مخاطب وفادار ارزشمند است، اما بر اساس برآوردها، شاید کمتر از پنج درصد از مخاطبان شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های معاند، این تولیدات را مشاهده کنند.

در واقع، آن بخش از جامعه که مخاطب هدف جنگ شناختی دشمن است، اساساً تلویزیون رسمی و اخبار آن را به گونه‌ای که ما می‌بینیم، رصد نمی‌کند و در نتیجه روایات رسمی ضریب نفوذی در میان آن‌ها ندارد.

این وضعیت نشان‌دهندۀ یک گسل عمیق میان محتوای تولیدی در رسانه‌های رسمی و فضای زیستی قشر خاکستری است. این قشر به‌دلیل عدم ارتباط با منابع داخلی، تماماً در معرض بمباران خبری رسانه‌های معارض قرار دارد؛ رسانه‌هایی که با ارائه آمارهای اغراق‌آمیز از کشته‌شدگان و معرفی همه آن‌ها به عنوان مردم عادی، اجازۀ هیچ‌گونه تفکیکی میان تروریست و شهروند را به مخاطب نمی‌دهند. این انحصار رسانه‌ای در ذهن مخاطب، زمینه را برای پذیرش روایت‌های ساختگی فراهم کرده است.

علاوه بر این، فقدان دسترسی رسانه‌ای مؤثر به این بخش از جامعه چه در شرایط محدودیت اینترنت و چه در زمان اتصال آن  باعث شده است که ذهن مخاطب به میدان اصلی محاسبه و سنجش تبدیل شود. مخاطبی که یک دورۀ پرابهام و پرتنش را پشت سر گذاشته، اکنون در حال ارزیابی است که کدام روایت را بپذیرد.

سکوت ظاهری و آرامش نسبی مشاهده شده در شهرها نباید به معنای پایان ماجرا تلقی شود؛ بلکه این سکوت ناشی از یک فرآیند ذهنی عمیق در میان مردم است که در حال پردازش داده‌ها برای انتخاب روایت نهایی و تنظیم کنش‌های آینده خود هستند.

ابهام سیاسی و دوران تثبیت روایت در ذهنیت عمومی

دسترسی محدود به اینترنت بین‌الملل در مقطع فعلی، باعث شده است تا بخش زیادی از ابهامات در یک «سکوت رادیویی» در ذهن مخاطب انباشته شود. سؤال اصلی در ذهن اقشار مختلف جامعه، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، این است که «واقعاً چه گذشت؟» پاسخ به این سوال، تعیین‌کننده رفتارهای آتی آنان خواهد بود. اگر در این زمان طلایی، روایت صحیح و مستند نتواند جایگزین روایت‌های جعلی شود، پتانسیل اعتراضات و تحولات آینده بر اساس همان انگاره‌های غلط شکل خواهد گرفت.

از سوی دیگر، این ابهام و پیچیدگی صحنه، حتی در سطوح مدیریتی و سیاسی کشور نیز بازتاب داشته است. تاخیر در موضع‌گیری، صدور بیانیه‌های دیرهنگام یا سکوت برخی از چهره‌های شاخص سیاسی که انتظار کنشگری فعال از آن‌ها می‌رفت، نشان‌دهندۀ عمق غبارآلود بودن فضا و نگرانی از تبعات موضع‌گیری‌هاست. این انفعال در خواص و نخبگان سیاسی، خود به عاملی برای تشدید سردرگمی در بدنه اجتماعی تبدیل شده است.

در نهایت، باید توجه داشت که ما در میانۀ یک جنگ تمام‌عیار شناختی قرار داریم. آرامش کنونی، آرامشی شکننده و حاصلِ مرحله‌ی «محاسبه» است، نه مرحله‌ی «پذیرش». چه اکنون و چه زمانی که ارتباطات به حالت عادی بازگردد، افکار عمومی در حال سنجش اعتبار روایت‌هاست.

پیروز نهایی این میدان، جریانی است که بتواند با پر کردن شکاف‌های ارتباطی و رسانه‌ای، روایتی صادقانه، مستند و باورپذیر را در ذهنیت جمعی جامعه تثبیت کند و اجازه ندهد روایت دشمن به مرجع تحلیل وقایع تبدیل شود.

بسیاری از اعضای نهادهای نظارتی و حاکمیتی هنوز واکنش درخوری به حوادث اخیر نشان نداده‌اند. اگرچه برخی بیانیه‌های رسمی از سوی مجامع عالی صادر شده، اما اعضای حقیقی و مؤثر این شوراها عمدتاً با تأخیر و اغلب پس از اعلام موضع نهادهای امنیتی وارد صحنه شدند. در بدنه حوزوی نیز به جز تک‌صداهایی که در همان روزهای نخست برخاست، سایر مراجع و بدنه اصلی حوزه یا سکوت کردند و یا با تأخیر و صرفاً در محکومیت برخی جنبه‌های خاص ماجرا موضع‌گیری نمودند. این وضعیت انفعالی در بدنه دانشگاهی نیز به وضوح مشهود است؛ هرچند برخی چهره‌ها از ابتدا برای روشنگری و تبیین وارد میدان شدند، اما بخش قابل‌توجهی از جامعه دانشگاهی کشور در دانشگاه‌های مختلف، علی‌رغم برخورداری از تریبون و جایگاه اجتماعی، متأسفانه تاکنون سکوت اختیار کرده‌اند.

اهمیت این نقد از آنجاست که نخبگان و خبرگان هر جامعه‌ای، اعم از حوزوی، دانشگاهی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، به عنوان پیشران‌های آن جامعه شناخته می‌شوند و وظیفه تحرک بخشیدن به اجتماع را بر عهده دارند. با این حال، شاهد آن هستیم که توده عظیم مردم در بزنگاه‌های حساس، بسیار جلوتر از خواص حرکت می‌کنند. تجربه تاریخی نشان داده است که مردم با بصیرت خود به سرعت و درستی تشخیص می‌دهند که چه زمانی باید برای حمایت از تمامیت کشور و جایگاه رهبری به میدان بیایند؛ این در حالی است که برخی از نخبگان و مدعیان علم و دانش، که انتظار می‌رود پیشرو باشند، در تشخیص شرایط و اقدام به موقع، از عامه مردم عقب‌تر هستند.

متأسفانه با بدنه‌ای سنگین، لخت و کند در میان خواص مواجهیم که موجب نگرانی جدی است. در شرایطی که جبهه مقابل و معاندان برای اهداف خود فراخوان‌های گسترده صادر کرده و ایام خاصی را به عنوان سوگ اعلام می‌کنند، در داخل کشور علی‌رغم اعلام عزای عمومی توسط نهادهای عالی امنیتی برای احترام به شهدا و جان‌باختگان، هنوز شاهد اعلام مواضع رسمی، تحصن یا واکنش‌های منسجم از سوی نخبگان نیستیم. این سکوت و بی‌عملی در حالی رخ می‌دهد که صدها مسجد در سراسر کشور مورد حمله و آتش‌سوزی قرار گرفته و در بسیاری از آن‌ها هتک حرمت مستقیم به قرآن کریم صورت گرفته است.

سکوت نخبگان در برابر هتک حرمت مقدسات

پرسش اساسی از بدنه حوزوی و مذهبی کشور این است که چرا بر خلاف سوابق تاریخی درخشان خود که همواره پیشران قیام‌های مردمی و دینی بوده‌اند، اکنون واکنشی متناسب نشان نمی‌دهند؟ از این بدنه شریف و تأثیرگذار، نه بیانیه‌ای فراگیر صادر شده و نه اعلام موضعی جدی و میدانی صورت گرفته است. این نقد به بدنه دانشگاهی نیز وارد است که در برابر حوادثی همچون به آتش کشیده شدن صدها مسجد سکوت پیشه کرده‌اند؛ گویی صیانت از این اماکن مقدس صرفاً وظیفه مردم عادی است و نخبگان مسئولیتی در قبال مدیریت افکار عمومی و محکومیت این فجایع ندارند.

جای تعجب و تأسف است که علمای سایر کشورها و حتی برادران اهل سنت در کشورهای همسایه به واسطه اهمیت و قداست قرآن کریم واکنش نشان داده‌اند، اما در داخل کشور هنوز حرکت منسجمی شکل نگرفته است. سکوت موجود ناشی از کدامین مصلحت‌اندیشی است؟ اگرچه برخی مسئولین رسمی نهادهای حوزوی یا دولتی واکنش‌های رسانه‌ای داشته‌اند، اما این اقدامات عمدتاً جنبه شکلی، اداری و دیپلماتیک دارد و جزو وظایف ذاتی مسئولیت آن‌هاست. آنچه در شرایط بحران مورد انتظار است، خروش و موضع‌گیریِ خودجوشِ بدنه حوزه و دانشگاه است، نه صرفاً بیانیه‌های رسمی؛ اما می‌بینیم که در بسیاری از موارد روال عادی کلاس‌ها و امور جاری بدون توجه به عمق فاجعه ادامه دارد.

علت طرح صریح این دغدغه‌ها و گلایه‌ها این است که سکوت خواص و نخبگان، به طرف مقابل اعتماد به نفس کاذب می‌دهد. دشمن با مشاهده این انفعال، گمان می‌کند که اگر توانسته است به نوامیس مردم تعرض کند، نیروهای امنیتی و حافظان نظم را برهنه کرده، به فجیع‌ترین شکل به شهادت برساند و اجسادشان را به آتش بکشد، در گام‌های بعدی نیز قادر به تکرار و تشدید این جنایات خواهد بود. این سکوت، چراغ سبزی برای جسارت بیشتر دشمن در تکرار سناریوهای خشونت‌آمیز است.

پیامدهای انفعال خواص و جسارت دشمن

محدودیت‌های اینترنتی اعمال شده نیز بخشی از تبعات اجتناب‌ناپذیر همین جنگ روانی و رسانه‌ای است. دشمن تلاش دارد با انتشار تصاویر خشونت‌آمیز و سازماندهی شده، فضای رعب و وحشت را مدیریت کند. بسیاری از محتویات ضبط شده توسط مشاهده‌گران میدانی یا لیدرهای عملیاتی دشمن، حتی به صورت فیزیکی و از طریق ابزارهای ذخیره‌سازی از مرزها خارج شده و سر از شبکه‌های ماهواره‌ای درمی‌آورند. کانال‌های مجازی نیز با بازنشر این محتوا فعال شده‌اند تا روایتی تحریف شده یا اغراق‌آمیز از میدان ارائه دهند. استناد به برخی کلیپ‌های واقعی که در آن به شهروندان یا نوامیس مردم تعرض شده و سپس در انظار عمومی رها می‌شوند، نشان‌دهنده برنامه دقیق دشمن برای شکستن قبح خشونت و ناامن‌سازی روانی جامعه است که سکوت نخبگان تنها به تسریع این روند کمک می‌کند.

الگوهای مشاهده شده در وقایع اخیر، نشان‌دهنده پیاده‌سازی مدل‌های جنگ شهری و چریکی با ماهیت اطلاعاتی و امنیتی (شبیه به مدل‌های موساد) است. با این حال، بافت فرهنگی جامعه ما به گونه‌ای است که حتی سرسخت‌ترین مخالفان و برخی از معترضین نیز قائل به هنجارشکنی‌های افراطی نظیر برهنگی در انظار عمومی یا تعرض وحشیانه به پلیس و شهادت آن‌ها نیستند. در این میان، مسئله اصلی انتشار هدفمند ویدیوها و تصاویر است؛ برخی از این محتواها به دست رسانه‌های بیگانه رسیده و آن‌ها فرآیند «روایت‌سازی» خود را آغاز کرده‌اند. نکته کلیدی در جنگ شناختی این است که «روایت اول» ناظر به یک رویداد، تعیین‌کننده است، نه روایت دوم، ولو با کیفیت‌تر باشد. اگر روایت نخست، هرچند بی‌کیفیت، زودتر به ذهن مخاطب برسد، چارچوب ذهنی جامعه شکل می‌گیرد و تلاش‌های بعدی، مانند ساخت مستندهای باکیفیت و پخش آن پس از چند ماه، تأثیر چندانی نخواهد داشت، زیرا ذهنیت جامعه پیش‌تر تثبیت شده است.

در آینده و پس از رفع محدودیت‌های اینترنتی، با حجم انبوهی از صحنه‌سازی‌ها (میزان‌سن‌ها) و کلیپ‌هایی مواجه خواهیم شد که با قاب‌بندی‌های خاص تهیه شده‌اند. بر اساس مشاهدات، انتشار تنها چند نمونه از این کلیپ‌ها کافی است تا شالوده ذهنی حتی نیروهای مدافع انقلاب را دچار ریزش و تردید کند، چه رسد به افرادی که دلبستگی کمتری دارند. دلیل این آسیب‌پذیری چیست؟ گاهی اوقات جایگاه علمی و اجتماعی افراد تبدیل به حجابی در برابر دیدگان می‌شود. امروزه شاهدیم که شبکه‌هایی مانند BBC با تغییر تاکتیک، اقدام به پخش سخنان برخی از چهره‌های حوزوی یا دانشگاهی داخلی می‌کنند. این بدان معناست که دشمن دریافته است می‌تواند در دل قشر مذهبی و مؤمن، با استفاده از کج‌فهمی‌های برخی خواص و شخصیت‌های موجه داخلی، ایجاد تردید کند.

رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود به نکته‌ای عمیق اشاره فرمودند مبنی بر اینکه «ایمان جامعه را ایمانی ابوذری نمی‌بینم.» برای درک این سخن باید ویژگی بارز جناب ابوذر را شناخت. ابوذر تنها به صرفِ بودن در صحنه شناخته نمی‌شد، بلکه ویژگی اصلی او «سکوت نکردن» بود. او با مشاهده مظلومیت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، بی‌تفاوت نمی‌ماند و هر صبح در برابر دارالاماره فریاد تظلم‌خواهی سر می‌داد. با وجود اینکه مورد ضرب و شتم شدید قرار می‌گرفت و مجروح می‌شد، پس از التیام زخم‌ها دوباره روز بعد با همان وضعیت به میدان می‌آمد و فریاد دفاع از حق سر می‌داد. این، تعریفِ ایمان ابوذری است؛ ایمانی که در مقابل ظلم و انحراف ساکت نمی‌ماند. رهبری با اشاره به این موضوع، تلویحاً بیان کردند که اگرچه در گوشه و کنار، تک‌تک افراد دارای چنین روحیه‌ای هستند، اما این ویژگی هنوز به ایمان عمومی جامعه تبدیل نشده است.

جنگ روایت‌ها و شبیخون روانی

ریشه بسیاری از مشکلات در «سکوت» نهفته است و این سکوت تنها محدود به قشر خاصی نیست، بلکه بدنه‌های مختلف جامعه را در بر می‌گیرد. ما نیازمند آن بودیم که اعتراضات، به ویژه در حوزه اقتصادی، از مجاری صحیح و قابل مدیریت آغاز می‌شد؛ همان‌گونه که در نمونه‌هایی مانند بازار تبریز، زنجان و اصفهان مشاهده شد. در این موارد، بازاریان با تدوین طومار و برگزاری تجمعات کنترل‌شده، ضمن اعلام وفاداری به نظام و رهبری، اعتراض خود را نسبت به وضعیت موجود بیان کردند. اما متأسفانه در مقاطع حساس، سکوت بر فضای نخبگانی و خواص سایه افکند.

با مرور وقایع سال‌های اخیر، الگوی سکوت خواص کاملاً مشهود است. در حوادث سال ۹۸ که ماهیت اعتراضات اقتصادی و معیشتی (بنزین) داشت، خواص ساکت بودند. در سال ۱۴۰۱ که ماهیت اعتراضات فرهنگی-اجتماعی (با محوریت زنان و آزادی) بود، باز هم سکوت کردند. اما بحران اخیر جنسی پیچیده‌تر داشت و ترکیبی از لایه‌های امنیتی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی بود؛ یعنی چهار لایه اصلی جامعه درگیر شد، اما باز هم شاهد سکوت این جریانات بودیم. جای تعجب است که حتی هتک حرمت قرآن کریم و آتش زدن مساجد نیز نتوانست سکوت برخی را بشکند. مشخص نیست چه فاجعه‌ای باید رخ دهد تا این افراد احساس خطر کرده و وارد میدان تبیین شوند.

راهکار برون‌رفت از این وضعیت و مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، تمرکز بر سه اصل اساسی است: نخست «همدلی و اتحاد»؛ دوم «تبیین» که باید از جنس هنرمندانه و با درگیر کردن عاطفه و احساس مخاطب باشد؛ و سوم «روایت‌گری». منظور از روایت، ارائه تصویری حقیقی از راویان و قهرمانان اصلی صحنه، یعنی شهدای مظلوم امنیت به افکار عمومی و جهانیان است تا جای جلاد و شهید عوض نشود و واقعیت میدان همان‌گونه که هست، ثبت و منتقل گردد.

شهدای حوادث و اغتشاشات اخیر (جنگ ۱۲ روزه دوم) به مراتب مظلوم‌تر از شهدای نبرد با رژیم صهیونیستی هستند. گروه دوم در جنگی آشکار و عیان با دشمن خارجی به شهادت می‌رسیدند و به عنوان قهرمان ملی شناخته می‌شدند؛ مردم آنان را تکریم می‌کردند و خونشان عامل اتحاد بود. اما شهدای اخیر، آن بسیجی که در آتش سوخت، پلیس یگان ویژه‌ای که قطعه‌قطعه شد، نیروی امنیتی که سر بریده شد و یا شهیدی که در مسجد سوزانده شد، مظلومیت مضاعفی دارند؛ زیرا برچسب «سرکوب‌گر» بر پیشانی آنان زده شده است. این برچسب‌زنی باعث شده حتی خانواده‌هایشان از سوی برخی اطرافیان و همسایگان تحت فشار قرار گیرند و با شماتت‌هایی نظیر اینکه «مگر همسر یا برادرت چکاره بود؟» مواجه شوند که اوج مظلومیت این عزیزان را نشان می‌دهد.

بسیاری از این روایت‌ها تکان‌دهنده و دردناک است؛ برای نمونه ماجرای شهید همتی در اصفهان که متاسفانه مشابه آن در سطح کشور کم نیست. در شب شهادت ایشان، همسرش به دلیل فرارسیدن زمان زایمان و درد شدید به بیمارستان منتقل می‌شود. خانواده از شهادت این بزرگوار که توسط تروریست‌ها قطعه‌قطعه و سوزانده شده بود، بی‌خبر بودند. زمانی که با تلفن همراه شهید تماس می‌گیرند، همکارانش پاسخ می‌دهند و با اطلاع از شرایط همسرش، خبر شهادت را پنهان کرده و می‌گویند او درگیر ماموریت است. حوالی صبح، خانواده متوجه وقوع حادثه می‌شوند و پدر همسرش پس از مراجعه به همکاران شهید از واقعیت مطلع می‌گردد. متاسفانه زمانی که خبر به همسر ایشان داده شد، فشار عصبی وارده در آن شرایط حساس چنان سنگین بود که ایشان دچار لکنت زبان شدند.

روایت تلخ دیگر مربوط به شهید خشویی در شاهین‌شهر اصفهان است. در همان لحظات درگیری، زمانی که همسر ایشان با تلفن همراه شهید تماس می‌گیرد، تروریست‌ها پاسخ می‌دهند و با قساوت تمام به او می‌گویند که همسرش در فلان خیابان کشته و سوزانده شده و باید برای بردن پیکرش بیایند. این شوک باعث بیهوشی همسر شهید می‌شود و خانواده پس از حضور در صحنه با وضعیتی بسیار اسفناک مواجه می‌شوند. مشابه این قساوت برای دو مامور پلیس در مرودشت رخ داد که آنان را در داخل کانکس حبس کرده و به آتش کشیدند.

مرز میان هیجانات عمومی و اقدامات تروریستی

باید توجه داشت که این اقدامات وحشیانه، ماهیت تروریستی دارد و از مردم عادی برنمی‌آید. اگرچه ممکن است در فضای هیجان عمومی، بخشی از بدنه حاضر در صحنه نیز تحت تاثیر جو قرار گیرند و رفتارهایی از آن‌ها سر بزند که امری طبیعی در آشوب‌هاست، اما جنایات فجیعی که ذکر شد عمومیت ندارد و نمی‌توان گفت همه مردم چنین اقداماتی انجام داده‌اند. این‌ها تاکتیک‌های مشخص جریان ترور است که با هدف ایجاد رعب و وحشت انجام می‌شود.

در کنار این تلخی‌ها، روایت‌های مثبتی نیز از گوشه و کنار کشور وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. به عنوان مثال، در یکی از شهرها نیروی بسیجی در یک بن‌بست توسط آشوبگران محاصره می‌شود؛ در این هنگام خانواده‌ای در خانه خود را به روی او می‌گشایند و پناهش می‌دهند. صاحب‌خانه برای جلوگیری از ورود تروریست‌ها، خودروی خود را پشت در حائل می‌کند و با دنده عقب فشار می‌آورد تا در باز نشود و جان آن جوان نجات یابد. یا داروخانه‌ای در یکی از شهرهای جنوبی (کرمان یا بوشهر) که نیروهای امنیتی مجروح را که مورد اصابت گلوله، ساچمه یا سلاح سرد قرار گرفته بودند، به داخل پناه داد و پس از مداوا و پانسمان، آنان را به موقعیت خود بازگرداند.

با این حال، روایت قربانیان بی‌گناه، به‌ویژه کودکان، قلب انسان را به درد می‌آورد. «آنیلا ابوطالبیان»، دختر ۸ ساله‌ای در اصفهان بود که به بهانه خرید بستنی همراه پدربزرگ، مادربزرگ و مادرش به خیابان آمده بود. تروریست‌ها با تاکتیک بستن کوچه‌های فرعی، خودروها را به خیابان‌های اصلی هدایت می‌کردند. زمانی که پدربزرگ قصد دور زدن و بازگشت داشت، تروریست‌ها به گمان اینکه خودرویی در حال فرار است، آن را به رگبار می‌بندند. گلوله‌ای پس از سایش با گردن مادربزرگ، مستقیماً به سر آنیلا اصابت می‌کند و این کودک در آغوش پدربزرگش به شهادت می‌رسد.

قربانیان خردسال و ضرورت جنگ روایت‌ها

نمونه دردناک دیگر، «ملینا»ی سه ساله در کرمانشاه است. او همراه پدرش برای خرید دارو جهت برادر سرماخورده‌اش به داروخانه مراجعه کرده بود. درست در لحظه‌ای که دست در دست پدر وارد داروخانه می‌شد، ناگهان پدر احساس می‌کند فرزندش بی‌حال شده و در حال افتادن است. وقتی دست دخترش را می‌گیرد و او را بلند می‌کند، متوجه می‌شود که پشت سرِ فرزندش غرق در خون است؛ ملینا از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و این دختر کوچک بی‌گناه همان‌جا به شهادت می‌رسد.

این‌ها تنها گوشه‌ای از اتفاقات زیادی است که در سراسر کشور رخ داده اما متاسفانه بسیاری از آن‌ها روایت نشده‌اند. ما وظیفه داریم هرچقدر می‌توانیم این وقایع را بازگو و تبیین کنیم. روایتِ درست و مکرر این حقایق، به غلبه روایت واقعی در ذهن مخاطب کمک می‌کند و اجازه نمی‌دهد دشمنان جای شهید و جلاد را عوض کنند یا چهره تروریست‌ها را سفیدشویی کرده و تطهیر نمایند.

یکی از مسائل مهمی که در تحلیل رخدادهای اخیر باید به آن پرداخت، نحوه مواجهه نخبگان و گروه‌های مرجع با تحولات اجتماعی است. اگرچه تجمعات محدودی از سوی برخی بدنه‌های حوزوی و دانشگاهی شکل گرفت، اما متاسفانه بخش عمده‌ای از «پیشران‌های اجتماعی» سکوت اختیار کردند. طبق قاعده «الناس علی دین ملوکهم»، سکوت خواص و نخبگان جامعه که به مثابه ملوک و رهبران فکری محسوب می‌شوند، دردناک و تأثیرگذار است. هرچند برخی مسئولین در رده‌های مختلف حاکمیتی و نمایندگان مجلس موضع‌گیری کردند، اما چالش اصلی مربوط به گروه‌هایی است که لزوماً پست حاکمیتی ندارند اما محل رجوع مردم هستند. مخاطب عام با این استدلال که موضع‌گیری مسئولین رسمی امری طبیعی و وظیفه آن‌هاست، منتظر شنیدن صدای کسانی بود که به عنوان زبان گویا و تبیین‌گر جامعه شناخته می‌شوند، اما این گروه‌ها در بزنگاه‌ها حضور موثری نداشتند.

در بررسی ابزارهای فنی مورد استفاده در اغتشاشات، موضوع اینترنت ماهواره‌ای (مانند استارلینک) مطرح می‌شود. برخلاف تصور رایج، این فناوری در آن بازه زمانی به صورت فراگیر و در تمام نقاط کشور فعال نبود. به دلیل هزینه‌های بالا، مدل پردازش داده‌ها و همچنین اقدامات تقابلی و اختلالی صورت گرفته توسط متخصصان داخلی، دسترسی به این شبکه محدودیت‌های جدی داشت. با این حال، در نقاط خاصی که این دسترسی برقرار شد، انتقال تصاویر و کلیپ‌ها به رسانه‌های خارج از کشور صورت گرفت و خوراک خبری آن‌سوی مرزها تأمین گردید. بنابراین، نمی‌توان گفت قطع اینترنت داخلی بی‌تأثیر بوده، اما منافذ محدودی نیز وجود داشته است.

نکته حائز اهمیت دیگر، تحلیل رفتار مردم در مناطق مختلف جغرافیایی، به ویژه مناطق ترک‌زبان مانند تبریز است. عدم همراهی گسترده مردم این مناطق با برخی جریانات، لزوماً به معنای رضایت کامل از وضعیت اقتصادی نبود، بلکه ریشه در حافظه تاریخی آن‌ها داشت. خیانت‌های رژیم پهلوی به مردم آذربایجان و نوع نگاه آن خاندان به این خطه، سبب شد تا شعارها و تحرکات همسو با سلطنت‌طلبان در این مناطق پا نگیرد. مردم این مناطق زمانی که احساس کردند جریان مقابل به دنبال احیای آن تفکر است، از همراهی اجتناب کردند. هرچند در روزهای پایانی ناآرامی‌ها، نوع شعارها تغییر کرد و تحرکاتی در برخی شهرها دیده شد، اما وسعت و شدت آن نسبت به سایر نقاط کشور کمتر بود و به سرعت فروکش کرد.

تحلیل میدانی و بسترهای اجتماعی ناآرامی‌ها

ریشه‌یابی سکوت یا انحراف برخی خواص، ما را به مفهوم «حجاب علم» می‌رساند. این آسیب تنها مختص به یک قشر خاص نیست؛ چه در میان روحانیون و چه در میان دانشگاهیان، گاهی دانش و جایگاه علمی فرد باعث ایجاد نوعی غرور می‌شود که مانع از دیدن حقایق صحنه می‌گردد. این همان پدیده‌ای است که باعث می‌شود فرد تصور کند بیشتر از دیگران می‌فهمد و همین تصور، حجابی در برابر بصیرت او می‌شود. وجود جریاناتی که با عناوین مختلف مذهبی یا روشنفکری در تقابل با نظام حرکت می‌کنند، ناشی از همین کج‌فهمی‌ها و خودبرتربینی‌هاست که در نهایت مصائب زیادی را برای جامعه به بار می‌آورد.

برای تبیین بهتر این وضعیت، می‌توان به مصداق تاریخی سلیمان بن صرد خزاعی اشاره کرد. رهبر معظم انقلاب در تحلیل‌های خود به این شخصیت اشاره داشته‌اند که اگرچه فردی فقیه، باسابقه و دارای جایگاه اجتماعی بود، اما در تشخیص لحظه حساس دچار خطا شد. او متوجه حقانیت امام حسین (ع) بود، اما زمانی به میدان آمد که واقعه عاشورا تمام شده بود. بصیرت و اقدامِ دیرهنگام، حتی اگر منجر به شهادت شود (مانند قیام توابین)، اثرگذاریِ اقدامِ بهنگام را ندارد. نکته دردناک تاریخ اینجاست که برخی افراد که از نظر جایگاه علمی و اجتماعی در مرتبه‌ای پایین‌تر از خواص نامدار بودند، توانستند تکلیف را در لحظه تشخیص دهند و با حضور به موقع در کربلا، به سعادت ابدی برسند، در حالی که برخی فقها و بزرگان زمان از قافله جا ماندند.

امروز نیز دشمن دقیقاً روی همین شکاف‌ها و تردیدهای خواص سرمایه‌گذاری کرده است. مشاهده می‌شود که رسانه‌های بیگانه مانند BBC با هوشمندی، سخنان برخی از همین چهره‌های موجه مذهبی یا دانشگاهی را که دچار تحلیل غلط شده‌اند، بازنشر می‌کنند. آن‌ها دریافته‌اند که برای ایجاد تردید در بدنه مذهبی و مومن جامعه، بهترین راه استفاده از زبان خودِ این افراد است. وقتی وصیت‌نامه شهدا که سراسر دعوت به بصیرت و ولایت‌مداری است نادیده گرفته می‌شود و «حجاب علم» مانع دیدن حقیقت می‌گردد، دشمن از این غفلت برای اعتبارزدایی از نظام در ذهن اقشار متدین سوءاستفاده می‌کند.

در نهایت باید گفت که شرایط فعلی نیازمند هوشیاری مضاعف و تبیین‌گری فعالانه است. همان‌طور که در تاریخ دیدیم، کسانی که در زمان لازم سکوت کردند یا دیر به میدان آمدند، نتوانستند جریان تاریخ را اصلاح کنند. امروز نیز وظیفه نخبگان، تسلط بر ابزارهای رسانه‌ای و حضور موثر در فضای مجازی و حقیقی برای روشنگری است تا اجازه ندهند روایت‌های مخدوش دشمن، جایگزین حقیقت شود.

قبلی وقتی نوستالژی جای طراحی را می‌گیرد؛ پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴
بعدی نقش خانواده یا خاندان روچیلدها در بانکداری | آشنایی با بانکداران صهیونیستی

پست های مرتبط

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

۱۴۰۵-۰۵-۰۶

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران | بایسته‌های محتوایی در مدیریت اجتماعات

احمدرضا
ادامه مطلب
موفقیت های جمهوری اسلامی

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری

احمدرضا
ادامه مطلب
حمله زمینی به ایران

۱۴۰۵-۰۵-۰۴

حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟

احمدرضا
ادامه مطلب
نبرد مقدس

۱۴۰۵-۰۵-۰۴

نبرد مقدس | دوره جامع تربیت مدرس نبرد مقدس

احمدرضا
ادامه مطلب
تهدید پل در مقابل کشتی ترامپ

۱۴۰۵-۰۴-۳۱

تهدید پل در مقابل کشتی ترامپ | اعتراف به شکست از نیروی دریایی ایران

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران | بایسته‌های محتوایی در مدیریت اجتماعات
  • موفقیت های جمهوری اسلامی | دست‌آوردهای رهبری
  • حمله زمینی به ایران | چرا پیروزی ما ۱۰۰% است؟
  • نبرد مقدس | دوره جامع تربیت مدرس نبرد مقدس
  • تهدید پل در مقابل کشتی ترامپ | اعتراف به شکست از نیروی دریایی ایران
آخرین دیدگاه‌ها
  • حاتمی در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • S در نقد سریال Unorthodox-2020 | دین بستری برای عقده‌گشایی فراهم می‌کند
  • .... در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • بنده مظلوم خدا در کاملترین زندگینامه محمدمهدی طهرانچی | دانشمند هسته‌ای و رئیس دانشگاه آزاد
  • رسول در تاویستاک نام دیگر شیطان
محصولات
  • دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم دوره آموزشی مبانی و روش‌های نقد و تحلیل فیلم
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
  • کتاب دین در سینمای شرق و غرب کتاب دین در سینمای شرق و غرب
    تومان 550.000
  • دوره جامع مستندسازی دوره جامع مستندسازی
    تومان 1.400.000
  • درباره استاد فرج نژاد مجله خردورزی | درباره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • کتاب دست پنهان کتاب دست پنهان نقد قمه‌زنی
    تومان 300.000
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • دوره درسگفتار غرب شناسی دوره درس گفتار غرب شناسی
    تومان 700.000
  • کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن در سینمای ایران
    تومان 260.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
  • کتاب چهههل و یک سیمرررغ کتاب چهههل و یک سیمرررغ
    تومان 270.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • ایران پدیا
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد