نقد سریال کوری ۱۴۰۵ | پرونده واقعی با پرداخت عالی
سریال کوری الهام گرفته از یک پروند واقعی از چند پزشک معروف است، ساختار و پرداخت سینمایی عالی دارد که میتواند مخاطب را واقعا درگیر کند و با سریال های دیگری متفاوت است معلوم است روی آن وقت گذاشته شده و برای آن زحمت بسیار کشیده شده، اما جای دارد به چند نکته اشاره کنیم و چند محور را بررسی کنیم تا پرداخت سریال را در هدفش موفق تر بشود. تکرار میکنیم که سریال بسیار قوی و عالی ساخته شده و اگر متن بیشتر اشکال مطرح میکند برای کامل تر شدن هدف سریال و آگاهی مخاطب است.
پدیدآورنده: علیرضا مرادی
فهرست مطالب
Toggleنقد سریال کوری 1405 | پرونده واقعی با پرداخت عالی
سریال کوری با عنوان انگلیسی (Blindness) یکی از مجموعههای ایرانی شبکه نمایش خانگی در سال ۱۴۰۵ است. این مجموعه به کارگردانی سجاد پهلوانزاده، تهیهکنندگی کاظم دانشی و نویسندگی امیر ابیلی ساخته شده و در دسته آثار جنایی و معمایی قرار میگیرد. تولید سریال در سال ۱۴۰۴ انجام شده و انتشار آن از تیرماه ۱۴۰۵ در پلتفرم فیلمنت آغاز شده است.[۱][۲]
در صفحه رسمی سریال، کوری برای افراد بالاتر از ۱۵ سال معرفی شده است. نسخه منتشرشده در فیلمنت زیرنویس فارسی ویژه ناشنوایان نیز دارد. فصل نخست این مجموعه شامل ۱۲ قسمت است و قسمتهای آن بهصورت هفتگی منتشر میشوند.[۱][۳]
داستان سریال کوری
داستان سریال کوری با ورود مشروبات الکلی تقلبی به بازار آغاز میشود. مصرف این نوشیدنیها باعث مسمومیت گروهی از افراد میشود و تعدادی از قربانیان بینایی خود را از دست میدهند یا جانشان را از دست میدهند. بخشی از حادثه در ارتباط با یک مراسم عروسی شکل میگیرد؛ مراسمی که پس از مصرف نوشیدنیهای آلوده، به صحنه یک فاجعه جمعی تبدیل میشود.[۱]
پرونده زمانی ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند که مشخص میشود یکی از قربانیان، فرزند فردی بانفوذ است. تحقیقات قضایی و انتظامی برای شناسایی تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و افرادی که در انتقال مشروبات تقلبی نقش داشتهاند آغاز میشود. در ادامه، ارتباط میان قربانیان، متهمان، مقامهای قضایی، خانوادههای آسیبدیده و برخی افراد صاحب قدرت در مرکز داستان قرار میگیرد.[۱]
جملهای که در نخستین معرفی رسمی سریال بهعنوان خلاصه داستان منتشر شد، عبارت و عدالت برای همه…! بود. این عبارت همزمان با آغاز تولید و معرفی بازیگران در خبرهای رسمی فیلمنت و خبرگزاریها منتشر شد.[۶][۷][۸]
چکیده رسمی فیلمنت توضیح میدهد که پرونده فقط به شناسایی عاملان تولید مشروبات تقلبی محدود نمیماند و با ورود گذشته شخصیتها، روابط پنهان، قدرت و رازهای آشکارنشده، ابعاد گستردهتری پیدا میکند.[۱]
بازیگران اصلی سریال کوری
مریلا زارعی، امیر جعفری، سارا بهرامی، محسن قصابیان و امیر نوروزی بهعنوان بازیگران اصلی سریال معرفی شدهاند. عباس جمشیدیفر، شهرام قائدی، سید علی صالحی، عرفان ناصری، یسنا میرطهماسب، مریم کاویانی و پرویز فلاحیپور نیز از بازیگران شناختهشده حاضر در این مجموعه هستند.[۲][۳]
امیر جعفری در این مجموعه نقش یک بازپرس کهنهکار را بازی میکند. این بازپرس مسئول پیگیری پرونده مسمومیت و شناسایی عوامل تولید و توزیع مشروبات تقلبی است. امیر نوروزی در نقش سرگرد ضرابی ظاهر شده است. سرگرد ضرابی مأمور آگاهی و یکی از نیروهای درگیر در تحقیقات پرونده است. عباس جمشیدیفر در سریال کوری نقش یک دادستان را ایفا میکند.
کارگردان سریال کوری
سجاد پهلوانزاده کارگردانی کوری را بر عهده دارد. او پیش از این مجموعههای سقوط و حیثیت گمشده را برای شبکه نمایش خانگی ساخته بود. کوری سومین تجربه سریالسازی او در شبکه نمایش خانگی محسوب میشود.[۹]
کاظم دانشی تهیهکننده سریال کوری است. این مجموعه بهعنوان نخستین تجربه رسمی او در حوزه تهیهکنندگی معرفی شده است. دانشی پیش از این نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی علفزار و نگارش فیلمنامه فیلم بیبدن را در کارنامه داشت.[۹]
فیلمنامه سریال کوری را امیر ابیلی نوشته است. فیلم سینمایی آبی روشن و اثر مسیح؛ پسر مریم از جمله آثار قبلی مرتبط با نام او هستند. فیلم مسیح؛ پسر مریم بعداً در قالب مینیسریال دختران کوچه غم منتشر شد.[۹]
زمان پخش سریال کوری
برنامه اولیه این بود که قسمت نخست سریال کوری روز جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲ ظهر منتشر شود. با این حال، سریال در تاریخ اعلامشده در دسترس کاربران قرار نگرفت.[۵]
پس از برطرفشدن مسائل مربوط به انتشار، قسمت نخست روز شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰ از فیلمنت منتشر شد. از قسمت دوم به بعد، زمان انتشار هفتگی مجموعه جمعهها ساعت ۱۲ ظهر تعیین شد.[۲][۴]
علت تأخیر در انتشار سریال کوری
پس از منتشرنشدن قسمت نخست در تاریخ ۲۹ خرداد، معاون کاربران و تنظیمگری اجتماعی ساترا اعلام کرد که سریال کوری توقیف نشده است. براساس توضیحات منتشرشده، دو نهاد بیرونی ملاحظاتی درباره مجموعه مطرح کرده بودند و این موارد به ساترا انتقال یافته بود.[۵]
در همان اظهارات عنوان شد که مجموعه در زمان تولید مجوز تولید دریافت نکرده بود و قرار بود با همکاری ساترا مراحل مربوط به دریافت مجوز و اعمال ملاحظات طی شود. پس از انجام این مراحل، زمان جدید انتشار برای ۲۰ تیر ۱۴۰۵ اعلام شد.[۴][۵]
قابل توجه بود که در قسمت اول و دوم کاملا مشخص است برخی کلامات برای گرفتن مجوز دوباره ضبط شده مخصوصا در سکانس زیر و به ظاهر این کلمات و این عبارت از موانع پخش بوده اند.
کوری، هشدار درباره یک فاجعه یا نمایش جذاب یک سبک زندگی؟
یک سوژه قدرتمند برای یک درام جنایی
موضوعی که سریال کوری انتخاب کرده، از ظرفیت بالایی برای شکلدادن به یک درام جنایی و اجتماعی برخوردار است. ماجرا هم درباره مصرف مشروبات الکلی است و هم پای تولیدکنندگان نوشیدنی تقلبی و توزیعکنندگان نیز به داستان باز میشود. همین زنجیره میتواند در مورد برخی پیامدهای یک سبک زندگی چند نکته را گوشزد کند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم هسته اولیه داستان از یک حادثه واقعی الهام گرفته شده است. براساس گزارشی که در زمان معرفی سریال منتشر شد، نویسنده از ماجرای مسمومیت گروهی از پزشکان با مشروبات دستساز استفاده کرده است. در نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز خبرگزاری فارس گزارش داد ۲۹ پزشک در یک مهمانی در حوالی شیراز پس از مصرف نوشیدنی آلوده مسموم شدند؛ یک پزشک زن جان خود را از دست داد، یکی از مسمومان به کما رفت و تعدادی نیز با آسیبهای جدی جسمی، از جمله نارسایی کلیوی، روبهرو شدند.[۱۰][۱۱]
پرداختن به چنین حادثهای میتواند بازتاب فرهنگی جدی داشته باشد. بخشی از جامعه ممکن است درباره خطر نوشیدنیهای تقلبی، مسمومیت با متانول و شدت عوارض آن شناخت دقیقی نداشته باشد. یک سریال پرمخاطب میتواند این خطر را از قالب عدد و خبر خارج کند و آن را در قالب فروپاشی یک خانواده نشان دهد. مخاطب وقتی نتیجه یک انتخاب را در زندگی شخصیتها میبیند، احتمال بیشتری دارد که خطر را ملموس و نزدیک احساس کند.
مسمومیت با متانول تنها به حالت تهوع یا یک ناخوشی موقت محدود نمیشود. این ماده میتواند موجب اسیدوز شدید، آسیب عصب بینایی، نابینایی، اختلال مغزی و مرگ شود. در یک مطالعه بالینی روی ۲۵ بیمار مسمومشده با متانول در بیمارستان لقمان حکیم، ۴۸ درصد بیماران جان باختند و در میان بازماندگان نیز موارد نابینایی گزارش شد. البته این آمار مربوط به یک نمونه محدود بیمارستانی است و نباید آن را میزان عمومی مرگومیر همه مسمومیتها دانست، اما شدت خطر را بهروشنی نشان میدهد.[۱۲] سازمان جهانی بهداشت نیز الکل را مادهای روانگردان، سمی و وابستگیآور معرفی میکند و مرگ سالانه میلیونها نفر را به مصرف الکل و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن نسبت میدهد.[۱۳]
از این زاویه، کوری میتواند کارکردی هشداردهنده داشته باشد. سریال قادر است نشان دهد نوشیدنیای که در یک مهمانی بهعنوان وسیله تفریح مصرف میشود، ممکن است در چند ساعت به نابینایی، مرگ و فروپاشی خانواده منجر شود. این همان بخشی است که سینما و سریال گاهی بهتر از یک گزارش رسمی انجام میدهند، تبدیل یک خطر پنهان به تجربهای قابل لمس.
چرا روایت داستانی میتواند اثرگذار باشد؟
آمارها معمولاً خطر را توضیح میدهند، اما داستان به آن خطر چهره میدهد. شنیدن اینکه متانول ممکن است باعث نابینایی شود با دیدن شخصیتی که پس از یک مهمانی بینایی خود را از دست میدهد، یکسان نیست. در روایت داستانی، مخاطب فقط اطلاعات دریافت نمیکند؛ او اضطراب خانواده، درد قربانی و پیامدهای انتخاب شخصیتها را نیز دنبال میکند.
با این حال، نباید تصور کرد که نمایش یک فاجعه بهصورت خودکار رفتار مخاطب را تغییر میدهد. در پژوهشی با حضور ۲۹۶ نوجوان، روایت داستانی درباره الکل توانست در کوتاهمدت بر دانش و نگرش آنان اثر بگذارد، اما این اثر در سنجشهای بعدی پایدار نماند و تغییر روشنی در قصد آنان برای مصرفنکردن الکل ایجاد نکرد.[۱۴] این نتیجه یادآوری میکند که تنها نشاندادن مرگ، بیماری یا پشیمانی کافی نیست. پیام باید در ساختار داستان تثبیت شود و رابطه میان انتخاب شخصیت و پیامد آن برای مخاطب روشن باقی بماند.
پژوهش دیگری درباره داستانهای تلویزیونی مرتبط با مصرف الکل نشان داد اضافهکردن یک بخش اصلاحی و هشداردهنده پس از روایتی که مصرف الکل را مثبت نشان میداد، میتواند نگرش مخاطب را منفیتر و تمایل او به نوشیدن را کمتر کند.[۱۵] بنابراین، نوع قاببندی ماجرا اهمیت زیادی دارد. یک سریال ممکن است درباره عوارض مصرف الکل ساخته شده باشد، اما اگر لذت، هیجان و ظاهر جذاب این رفتار را با جزئیات نشان دهد و پیامدها را دور، مبهم یا کمرنگ نگه دارد، قصد اولیه سازندگان الزاماً همان برداشتی نخواهد بود که در ذهن مخاطب شکل میگیرد.
چالش نمایش واقعیت و افتادن در دام ترویج
برای نشاندادن این سبک زندگی، طبیعتاً نمیتوان یک خانواده مذهبی داشته باشیم و این الگو را در آن خانواده بررسی کنیم طبیعی است که باید سراغ سبک زندگی های دیگر برویم. اگر قصه درباره مصرف مشروبات الکلی و روابط گروهی خاصی است، سازنده باید همان محیط، همان آدمها و همان الگوی زندگی را به تصویر بکشد. حذف کامل این عناصر، داستان را غیرواقعی و بیمعنا میکند.
اما یک اثر نمایشی فقط واقعیت را ثبت نمیکند، گاهی آن را برجسته و زیباسازی میکند. موسیقی، لباس، چهره بازیگران، نوع تصویربرداری، شوخیها و مدت زمانی که به هر رفتار اختصاص داده میشود، مشخص میکند مخاطب آن رفتار را چگونه ببیند. آیا مصرف مشروب بهعنوان رفتاری خطرناک، بیثباتکننده و ویرانگر نمایش داده میشود یا بخشی از یک مهمانی جذاب با آدمهای خوشپوش و روابط هیجانانگیز است؟ آیا مخاطب رنج قربانی را بیشتر به خاطر میسپارد یا جذابیت محیطی را که حادثه در آن اتفاق افتاده است؟
اینجا نمیتوان تنها به نیت سازندگان تکیه کرد. ممکن است هدف نویسنده هشدار درباره یک رفتار باشد، اما شکل نمایش همان رفتار پیام دیگری تولید کند. اگر بخش عمده زمان سریال صرف نمایش مهمانیها، ارتباطهای آزاد، ظاهر شخصیتها و فضای پرهیجان زندگی آنان شود و عوارض تنها در چند صحنه تلخ خلاصه شود، اثر همزمان دو پیام متضاد میفرستد، در دیالوگها هشدار میدهد و در تصویر، سبک زندگی را جذاب و دیدنی میسازد.
شواهد پژوهشی نیز نشان میدهد مواجهه مکرر با مصرف الکل در آثار سرگرمی کاملاً بیاثر نیست. در یک مطالعه طولی روی ۲۷۰۸ نوجوان آلمانی که در آغاز پژوهش سابقه مصرف الکل نداشتند، نوجوانانی که بیشتر در معرض صحنههای مصرف الکل در فیلمها قرار گرفته بودند، در پیگیری یکساله بیشتر از گروه کممواجهه مصرف الکل و نوشیدن افراطی را تجربه کردند. حتی پس از کنترل تعدادی از عوامل خانوادگی و فردی، این ارتباط همچنان باقی ماند.[۱۶] این نوع مطالعه بهتنهایی رابطه قطعی علت و معلولی را ثابت نمیکند، اما نشان میدهد نمیتوان نمایش مکرر رفتار را کاملاً خنثی و بیتأثیر دانست.
البته این پژوهش و اشکال در مورد مصرف الکل در این سریال وارد نیست چرا که این محور یعنی استفاده از مشروبات الکلی به درستی و کامل در این سریال محدود و کنترل شده است، و این اشکال و این پژوهش را میتوان در مورد سریال و یا فیلم های دیگر ایرانی که اخیرا داستان های قبل از انقلابی میسازند و مشروب خواری را راحت نمایش میدهد، بیشتر مرتبط دانست. و محور اصلی این اشکال در این سریال در سبک پوشش و سبک تعاملی بین دختر و پسر است.
این مسئله درباره شیوه ارتباط زن و مرد، نوع پوشش و الگوهای ظاهری نیز قابل طرح است. پژوهشهای طولی درباره محتوای جنسی تلویزیون نشان دادهاند نوجوانانی که بیشتر در معرض چنین محتواهایی قرار میگیرند، احتمال بیشتری دارد که آن رفتارها را زودتر تجربه کنند. یک مطالعه ملی روی ۱۷۹۲ نوجوان گزارش کرد احتمال آغاز روابط جنسی در میان نوجوانان با بالاترین میزان مواجهه با محتوای روابط آزاد تلویزیون، حدود دو برابر نوجوانانی بود که کمترین مواجهه را داشتند.[۱۷] پژوهشهای مربوط به تصاویر آرمانی بدن نیز نشان دادهاند نمایش مکرر ظاهرهای ایدهآل میتواند بر مقایسه اجتماعی، نارضایتی از بدن و انتظار مخاطب از ظاهر خود و دیگران اثر بگذارد.[۱۸]
قطعا برای قطعی سخن گفتن نیاز به پژوهش بیشتر داریم، با این حال، سازوکار کلی قابل چشمپوشی نیست، تصویر تکرارشونده میتواند بهمرور یک رفتار یا ظاهر را عادی، رایج و پذیرفتهشده نشان دهد. پس همانقدر که ادعای اثر قطعی و فوری اغراقآمیز است، ادعای بیاثر بودن کامل تصویر نیز قابل دفاع نیست.
نمایش یک زن یا مرد با پوشش متفاوت، بهتنهایی تبلیغ آن سبک زندگی محسوب نمیشود. اهمیت اصلی در مجموعه نشانههایی است که کنار آن قرار میگیرند. آیا این شخصیت ها همیشه محبوب، قدرتمند و جذاب نشان داده میشوند؟ آیا شخصیتهای دارای سبک زندگی متفاوت، ضعیف، عقبمانده یا مضحک تصویر میشوند؟ آیا دوربین با شیفتگی به ظاهر یک گروه نگاه میکند و گروه دیگر را صرفاً مانع آزادی نشان میدهد؟ پاسخ این پرسشها مشخص میکند اثر در حال نمایش تنوع اجتماعی است یا آرامآرام یک الگوی مطلوب میسازد.
تکرار همین اشکال در سریال بریکینگ بد
سریال بریکینگ بد نمونه قابلتوجهی برای بررسی این دوگانگی است. داستان والتر وایت در ظاهر روایت سقوط اخلاقی مردی است که وارد تولید مواد مخدر میشود و در نهایت خانواده و هویت انسانی خود را نابود میکند. مرگ و تباهی در سراسر سریال حضور دارد و نمیتوان پیام کلی آن را دعوت مستقیم به مصرف یا تولید مواد دانست.
با این حال، والتر وایت برای بخشی از مخاطبان به شخصیتی کاریزماتیک، قدرتمند و حتی دوستداشتنی تبدیل شد. دیالوگها، چهره و نام مستعار او وارد فرهنگ عمومی شد و بسیاری از مخاطبان بیشتر از قربانیان، مجذوب هوش، جسارت و قدرت او شدند. این همان خطری است که در روایت ضدقهرمان وجود دارد، شخصیت قرار است نمونه سقوط باشد، اما جذابیت روایی و تصویری او میتواند پیام اخلاقی داستان را تحتالشعاع قرار دهد.
یک مجموعه آزمایش روانشناختی با عنوان اثر بریکینگ بد نشان داد مواجهه با یک ضدقهرمان میتواند میل به هیجانجویی را در برخی مخاطبان افزایش دهد.[۱۹] این تحقیق ثابت نمیکند تماشای سریال موجب مصرف مواد مخدر میشود، اما نشان میدهد ضدقهرمان جذاب ممکن است حالات روانی مرتبط با خطرپذیری و هیجانطلبی را تقویت کند.
جالب اینجاست که پخش بریکینگ بد باعث افزایش عمومی مصرف متآمفتامین شد. گزارش ملی مصرف مواد آمریکا نشان میدهد در سال ۲۰۱۳، همزمان با پایان پخش سریال، میزان مصرف جاری متآمفتامین حدود ۰٫۲ درصد جمعیت دوازدهساله و بالاتر بود، رقمی که تفاوت افزایشی در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ بود.[۲۰]
مثال بریکینگ بد زمانی قابل دفاع است که از آن برای توضیح خطر محبوبشدن مجرم و جذابشدن ضدقهرمان استفاده کنیم، ممکن است اثری با نیت محکومکردن یک رفتار ساخته شود، اما شخصیت خلافکار آن چنان جذاب، باهوش و قدرتمند طراحی شود که بخشی از مخاطبان بهجای دیدن تباهی او، آرزوی شبیهشدن به او را پیدا کنند.
چند نکته در مورد نسل زد و مسئولان مقوایی
چرا نسل زد همیشه هنجار شکن نشان داده میشود و چرا جوان مذهبی از قاب سینما ناپدید شده است؟
یکی از عجیبترین الگوهای تکرارشونده در آثار سالهای اخیر، تصویری است که از جوانان و نوجوانان نسل زد ارائه میشود. در بسیاری از این آثار، جوان امروزی کسی است که ظاهر متفاوت و غربی دارد، از سبک زندگی خانواده خود فاصله گرفته، روابط پرتنشی را تجربه میکند و معمولاً میان مهمانی، مصرف مشروبات الکلی، ارتباطهای بیقاعده و بحرانهای شخصی سرگردان است. حتی هنگامی که داستان وارد خانوادههای مذهبی یا خانواده مسئولان میشود، باز هم فرزند آن خانواده با همین مشخصات ظاهر میشود.
پذیرفتن اینکه بخشی از جوانان جامعه چنین سبک زندگی، پوشش یا روابطی دارند دشوار نیست. این گروه بخشی از واقعیت اجتماعی امروز ایران است و حذف آن نیز تصویری غیرواقعی میسازد. چالشی اینجا شکل میگیرد که این تصویر، آرامآرام جای تمام واقعیت را میگیرد. چرا جوان مذهبی، جوان متعادل یا نوجوانی که هنوز به پوشش ایرانی ـ اسلامی و سبک زندگی خانواده خود علاقه دارد، در این آثار تا این اندازه کمرنگ است؟ آیا نسل زد فقط از جوانانی تشکیل شده که با خانواده، سنت، دین و هویت ایرانی خود درگیرند؟
واقعیت جامعه بهمراتب متنوعتر از چنین تصویر سادهای است. گزارش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات درباره ارزشها و نگرشهای نسل زد ایران، که با استفاده از نتایج سه پیمایش ملی انجام شده، صراحتاً تأکید میکند که جوانان این نسل لزوماً سنتشکن نیستند و نگرش آنان را باید آمیزهای از سنت و مدرنیسم دانست.[۲۱] این نتیجه با تصویری که بسیاری از سریالها ارائه میکنند فاصله دارد، تصویری که در آن گویا هر جوان امروزی ناگزیر باید از سنت فاصله گرفته باشد تا بتوان او را نماینده نسل جدید دانست.
در همان پیمایشهای ملی، موضوعاتی مانند هویت دینی و رفتارهای فرهنگی بهصورت جداگانه بررسی شدهاند. جامعه آماری موج چهارم پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان نیز ۱۵ هزار نفر از ساکنان شهری و روستایی کشور بوده است.[۲۲] چنین دامنه گستردهای از موضوعات و پاسخها یادآوری میکند که نمیتوان میلیونها جوان ایرانی را در یک تیپ ظاهری و رفتاری خلاصه کرد. جامعه جوان ایران یک گروه همشکل نیست که همه اعضای آن پوشش، رابطه، عقیده و سبک زندگی یکسانی داشته باشند.
در میان همین نسل، جوانانی وجود دارند که پوشش مذهبی دارند، نماز میخوانند، به خانواده خود وابستهاند، هیئت میروند، در فعالیتهای اجتماعی حضور دارند، تحصیل میکنند، عاشق میشوند، شکست میخورند و برای آینده خود تلاش میکنند.
آیا ساختن جوان مذهبیِ پیچیده دشوارتر از قرار دادن چند نشانه ظاهری کنار یکدیگر است؟ آیا برای معرفی یک شخصیت بهعنوان عضو نسل زد حتماً باید پوشش او تغییر کند، با خانواده مذهبی خود درگیر باشد و به سمت رفتارهای پرخطر برود؟ چنین تصویری نهتنها جوان مذهبی را حذف میکند، خود جوان غیرمذهبی را نیز به یک کلیشه سطحی فرو میکاهد.
البته شاید قضاوت زودهنگام باشد و هدف اصلی این نمایش، نمایش عاقبت امر این سبک زندگی به جوانان است که به آنها گوشزد کنند که به زندگی نرمال خود برگردند باید ادامه سریال را دید.
الگوی تکراری خانواده مذهبی و فرزند متفاوت
در این سریال دو خانواده حدودا مذهبی داریم، یک خانواده بازپرس که امیرجعفری نقش آن را بازی میکند که دختر او با پوشش خاص و بسیار متفاوت است و سبک تعاملی متفاوتی دارد و از خانواده خود پنهان میکند، البته تعارض بین پدر و دختر فعلا دیده نشده و دومین خانواده اصل داستان در مورد پدری مذهبی که فرزند او در حال ازدواج است و پسر جوانش سوژه اصلی مصرف الکل است.
تکرار این الگو در خانوادههای مذهبی آزاردهندهتر است. در تعداد قابلتوجهی از آثار، هر زمان پدر یا مادر مذهبیاند یا یکی از اعضای خانواده مسئولیتی سیاسی و اداری دارد، فرزند خانواده باید به نقطه مقابل آنان تبدیل شود. پدر خشک و مقید است، فرزند پوشش و روابط متفاوتی دارد و خانه به میدان جنگ میان سنت و زندگی مدرن تبدیل میشود.
وجود چنین اختلافهایی قابل انکار نیست. تفاوت نسلی در برخی خانوادهها جدی است و گاهی فرزندان مسیری کاملاً متفاوت از والدین خود انتخاب میکنند. نکته مد نظر ما اصل نمایش این تعارض نیست. نکته این است که نویسنده تقریباً برای هر خانواده مذهبی یک نسخه ثابت مینویسد، پدر یا مادر متعصب، فرزند معترض، خانهای بدون گفتوگو و بحرانی که ظاهراً ریشه آن فقط در مذهب خانواده است.
چرا کمتر خانواده مذهبیای را میبینیم که فرزند آن همچنان به اصول اعتقادی خود پایبند است، اما درباره تحصیل، ازدواج یا آینده با والدین اختلاف دارد؟ چرا اختلاف میان دو انسان مذهبی با برداشتها و انتخابهای متفاوت کمتر به داستان تبدیل میشود؟ چرا نویسنده تصور میکند تنها راه ایجاد کشمکش در یک خانواده مذهبی، تبدیل فرزند آن خانواده به ضد کامل والدین است؟
چنین روایتی در ظاهر میخواهد شکاف نسلی را نشان دهد، اما در عمل به یک فرمول راحت تبدیل میشود. مذهب برابر با سختگیری، نسل جدید برابر با سرکشی و زندگی مدرن برابر با رهایی معرفی میشود.
این نگاه حتی عدالت را درباره نسل زد رعایت نمیکند. جوان مذهبی حذف میشود و جوان متفاوت نیز فقط با پوشش، مهمانی و درگیری خانوادگی تعریف میشود. انگار نسل جدید نه اندیشه دارد، نه دغدغه اخلاقی، نه مسئله هویتی و نه توانایی انتخاب آگاهانه. او فقط باید علیه چیزی شورش کند تا نویسنده حضورش را بپذیرد.
نمایش واقعیت یا ساختن یک تصور عمومی
ممکن است گفته شود سینما وظیفه ندارد همه گروههای جامعه را به یک اندازه نمایش دهد. این حرف در یک اثر منفرد قابلقبول است. هیچ سریالی موظف نیست تمام انواع جوانان، خانوادهها یا مسئولان را در خود جای دهد. بحث زمانی جدی میشود که یک الگوی محدود در چندین اثر تکرار شود و گروههای دیگر تقریباً از قاب کنار بروند.
وقتی مخاطب بارها جوان نسل زد را با یک ظاهر و رفتار مشخص میبیند، ممکن است بهتدریج همان تیپ را نماینده طبیعی این نسل بداند. پژوهشهای حوزه اثرگذاری رسانه نشان دادهاند مواجهه تکرارشونده با محتوای کلیشهای میتواند تداعیهای ذهنی و کلیشههای ضمنی مخاطب را تقویت کند، حتی زمانی که مخاطب آگاهانه آن محتوا را کاملاً معتبر نمیداند.[۲۳] پس تکرار یک شخصیت ثابت میتواند در شکلگیری تصویری که جامعه از یک گروه دارد سهم داشته باشد.
نقدهای علمی حوزه بازنمایی رسانهای نیز هشدار میدهند که رسانه برای بسیاری از مخاطبان یکی از منابع اصلی شناخت گروههای اجتماعی است. هنگامی که یک گروه دائماً با چند ویژگی محدود نمایش داده میشود، همان تصویر میتواند منجر به تلاش برای همشکل شده و همراهی با این ویژگی ها در نسل جوان پدید بیاید.[۲۴]
در نتیجه، مسئله این است که غیبت مستمر جوان مذهبی چه الگویی برای نوجوان در حال تشکیل هویت میسازد. مخاطب ممکن است به این نتیجه برسد که جوان مذهبی دیگر وجود خارجی ندارد، جوانان امروز همگی از سنت عبور کردهاند و هر خانواده مذهبی ناگزیر فرزندی کاملاً متفاوت و معترض دارد. چنین نتیجهای بیشتر محصول انتخاب گزینشی سینماست تا بازتاب کامل جامعه.
مسئولان بلندپایه، همان ریش، همان تسبیح، همان یقه سفید
در کنار تصویر یکبعدی نسل زد، عادت دیگری نیز در سینما و سریالسازی ایران دیده میشود، نمایش مسئولان بلندپایه با یک بسته ظاهری و رفتاری ثابت. مسئول معمولاً مردی خشک و نچسب است که پیراهن یقهدیپلمات سفید پوشیده، ریش مشخصی دارد و گاهی تسبیحی نیز در دست گرفته است. اگر قرار باشد این شخصیت منفی، بانفوذ یا پنهانکار باشد، همین نشانهها پررنگتر میشوند.
چرا یک مدیر یا مسئول مذهبی نمیتواند خوشبرخورد، صمیمی یا دارای ظاهری معمولی باشد؟ چرا برای فهماندن اینکه یک شخصیت به ساختار قدرت وابسته است، حتماً باید همان پیراهن سفید، ریش و صورت عبوس را به او بدهند؟ آیا مدیران و مسئولان کشور همه یک لباس میپوشند، یک شیوه سخنگفتن دارند و در روابط خانوادگی نیز به یک شکل رفتار میکنند؟
این نشانهها زمانی میتوانستند راهی سریع برای معرفی موقعیت اجتماعی یک شخصیت باشند، اما تکرار بیش از اندازه آنها معنای دیگری ساخته است. پیراهن یقهدیپلمات، ریش و تسبیح بهجای آنکه تنها عناصر ظاهری یک فرد باشند، در برخی آثار به نشانه خشکی، دورویی، قدرتطلبی یا فاصله از مردم تبدیل شدهاند. پس از تکرار چنین تصاویری، عجیب نیست که بخشی از جامعه با دیدن همین پوششها پیش از شناخت فرد، شخصیت او را حدس بزند.
البته نمیتوان با یک آمار دقیق ادعا کرد که نگاه منفی مردم به این نوع پوشش فقط نتیجه سینماست. عوامل سیاسی، اجتماعی و تجربه مستقیم مردم نقش بسیار مهمتری دارند. با این حال، سینما میتواند این تداعی منفی را تقویت، تثبیت یا تولید دوباره کند. وقتی شخصیتهای دارای یک ظاهر مشخص بارها عبوس یا فاقد عاطفه نمایش داده میشوند، لباس و نشانههای ظاهری آنان نیز در ذهن مخاطب به همان ویژگیها پیوند میخورد.
پژوهش تجربی درباره اثر محتوای کلیشهای نشان داده است که افزایش میزان مواجهه میتواند تداعیهای ضمنی را تقویت کند.[۲۳] بنابراین، حتی اگر سازنده مدعی باشد تنها یک شخصیت منفی با این ظاهر ساخته است، باید این شخصیت را در کنار دهها نمونه مشابه دیگر دید. هر اثر بهتنهایی مسئول شکلگیری یک کلیشه نیست، اما هر اثر میتواند حلقه دیگری به زنجیره تکرار آن اضافه کند.
مشکل از تنبلی در شخصیتپردازی است
نقد این نوع بازنمایی به معنای ممنوعکردن نمایش جوانان دارای سبک زندگی غربی یا مسئولان مذهبی و ریشدار نیست. هر دو گروه در جامعه حضور دارند و سینما حق دارد آنان را نمایش دهد. اعتراض به جایی برمیگردد که ظاهر شخصیت جای شخصیتپردازی را میگیرد.
نویسنده برای معرفی جوان نسل زد چند نشانه آماده کنار هم قرار میدهد، پوشش متفاوت، مخالفت با خانواده، مهمانی و روابط پرتنش. برای معرفی مسئول بانفوذ نیز از پیراهن سفید، ریش و تسبیح استفاده میکند. در این شرایط، دیگر با شخصیت پردازی مواجه نیستیم، با علامتهایی روبهرو هستیم که قرار است بدون زحمت اطلاعات لازم را به مخاطب منتقل کنند.
شخصیت زمانی واقعی میشود که بتواند برخلاف انتظار اولیه مخاطب رفتار کند. یک جوان مذهبی میتواند منتقد پدر مسئول خود باشد. یک دختر دارای پوشش اسلامی میتواند مستقل، شجاع و متعلق به نسل جدید باشد. یک مسئول ریشدار میتواند پدری مهربان، مدیری کارآمد یا انسانی شوخطبع باشد. در طرف مقابل، یک جوان با ظاهر مدرن نیز میتواند مسئولیتپذیر، اخلاقمدار و خانوادهدوست باشد. تنوع شخصیتها هم به واقعیت نزدیکتر است و هم داستان را جذابتر میکند.
سینمایی که مدعی روایت واقعیت اجتماعی است، باید این پیچیدگی را ببیند. انتخاب چند نمونه بحرانزده و تبدیلکردن آنها به نماینده یک نسل یا یک قشر، شناخت جامعه نیست. این کار تنها کلیشهای را تکرار میکند که نویسنده از قبل در ذهن داشته است.
جمع بندی نهایی
سریال کوری با انتخاب موضوعی تلخ و برگرفته از واقعیت، ظرفیت آن را دارد که خطر مصرف مشروبات تقلبی و پیامدهای ویرانگر آن را به شکلی ملموس در برابر مخاطب قرار دهد. با این حال، اهمیت یک اثر اجتماعی تنها به سوژه آن وابسته نیست و شیوه نمایش شخصیتها، روابط و سبکهای زندگی نیز در برداشتی که مخاطب با خود همراه میکند نقش اساسی دارد. اثری که قصد هشدار دادن دارد، باید مراقب باشد جذابیتهای بصری و روایی رفتارهای پرخطر، پیام اصلی داستان را کمرنگ نکند.
انتقاد اصلی به «کوری» و تعدادی از آثار مشابه، از جایی آغاز میشود که شخصیتهای متنوع جامعه در قالب الگوهای تکراری خلاصه میشوند، جوان نسل زد با ظاهری هنجارشکن، خانواده مذهبی با فرزندی کاملاً متفاوت و مسئول بلندپایه با چهرهای خشک و نشانههای ظاهری آشنا. سینمای اجتماعی زمانی به واقعیت نزدیکتر میشود که از این میانبرهای ساده فاصله بگیرد و انسانهایی چندوجهی، متناقض و باورپذیر بسازد. جامعه ایران متنوعتر از چند تیپ ثابت است و بازنمایی صادقانه آن نیز به نگاهی گستردهتر، شخصیتپردازی دقیقتر و پرهیز از کلیشههای فرسوده نیاز دارد.
پیوست ها
[۱]
https://filmnet.ir/contents/sceD49Z/Blindness-1404
[۲]
https://filmnet.ir/news/2090205-2/
[۳]
https://filmnet.ir/news/نظر-مردم-درباره-سریال-کوری-ویدیو/
[۴]
https://mehrnews.com/x3cxdk
[۵]
https://mehrnews.com/x3cngQ
[۶]
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1637625
[۷]
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1711404
[۸]
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1686685
[۹]
https://filmnet.ir/news/مریلا-زارعی-به-فیلمنت-آمد-اولین-جزئی/
منابع
[۱۰]
https://filmnet.ir/news/درباره-قسمت-اول-کوری-مرگ-در-میزند/
[۱۱]
https://farsnews.ir/provincefars/1714330654918355042
[۱۲]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/17884962/
[۱۳]
https://www.who.int/news-room/fact-sheets/detail/alcohol
[۱۴]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/26499061/
[۱۵]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/28749745/
[۱۷]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/15342887/
[۱۸]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/18089166/
[۱۹]
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/32144806/
[۲۰]
https://www.samhsa.gov/data/sites/default/files/NSDUHresultsPDFWHTML2013/Web/NSDUHresults2013.htm
[۲۱]
https://www.ricac.ac.ir/fa/news/5689/درجستجوی-زندگی-و-آزادی
[۲۲]
https://www.ricac.ac.ir/pages/1563
[۲۳]
https://academic.oup.com/joc/article/63/5/830/4085979
[۲۴]
https://academic.oup.com/joc/article/73/5/463/7190600

دیدگاهتان را بنویسید