آشنایی با یهودیان مخالف رژیم صهیونیستی | به بهانۀ حملۀ اسرائیل به کنیسۀ رفیعنیا
برخلاف تصور رایج که یهودیت و صهیونیسم را یکسان میپندارد، بخش مهمی از یهودیان ارتدوکس، از جمله گروههای «ناتوری کارتا» و «ساتمار» از مخالفان تشکیل دولت اسرائیل هستند. این مخالفت از دل تفاسیر الهیاتی ریشه میگیرد که بر اساس آن، تأسیس حکومت یهودی پیش از ظهور منجی موعود، شورشی علیه ارادهٔ خداوند تلقی میشود.
شاید خبر حملهٔ رژیم صهیونیستی به کنیسهٔ رفیعنیا در نگاه اول برای بسیاری تعجبآور بود، اما این اتفاق برای مخاطبانی که سایت استاد فرجنژاد را از مدتها پیش دنبال میکنند، موضوع جدیدی نیست؛ چراکه پیش از این نیز در فضای رسانه شاهد حملهٔ یهودیان لیبرالِ حامی رژیم صهیونیستی به یهودیان ارتدوکس مذهبی بودهایم یهودیانی که با تشکیل حکومت و اصل نظام یهودی مخالفاند و آن را از نظر مبانی دینی خود درست نمیدانند.
در سریال آنارتدوکس (Unorthodox) که نقد آن پیشتر در سایت منتشر شده بود، به این موضوع اشاره کرده بودیم. این سریال در واقع ساختهٔ یهودیان لیبرال نتفلیکس علیه یهودیان ارتدوکسِ مخالف تشکیل حکومت اسرائیل است. در این اثر، دین یهودیت، دینی بسیار زننده، دگم و بسته نشان داده میشود؛ بهنحوی که مخاطب با تماشای آن از هر نوع سنت و آیینی بیزار میشود. این رویکرد، برخلاف فیلم بیگانهای در میان ما، اثر سیدنی لومت، نگاهی منفی به یهودیان سنتی و کابالیست دارد.
در مقابل، فیلم بیگانهای در میان ما یا آثاری همچون فیلم پل توماس اندرسون دربارهٔ یک دختر یهودی، بیشتر به دنبال ارائهٔ تصویری انسانی، خودمانی و محبتآمیز از یهودیان هستند تا به همذاتپنداری مخاطب با آنان منجر شوند.
در این مطلب، به بهانهٔ حملهٔ اخیر به کنیسهٔ رفیعنیا، با این گروه از یهودیان که خود مخالف تشکیل حکومت و رژیم صهیونیستی هستند، بیشتر آشنا میشویم، شاخههای مختلف آنان از جمله «ناتوری کارتا» و «ساتمار» را معرفی میکنیم و تاریخچهٔ شکلگیریشان را مرور خواهیم کرد.
فهرست مطالب
Toggleیهودیت علیه صهیونیسم
در گفتمان عمومی و رسانهای معاصر، اغلب دو مفهوم «یهودیت» و «صهیونیسم» به اشتباه به جای یکدیگر به کار میروند و این تصور غالب وجود دارد که تمام یهودیان جهان، حامی و طرفدار ایدئولوژی صهیونیسم و دولت اسرائیل هستند.
این در حالی است که تاریخ و الهیات یهودی، مملو از جریانهای فکری پیچیده و متنوعی است که با صهیونیسم همسو نیستند و در تضاد با آن قرار دارند. در میان این جریانها، گروه «ناتوری کارتا» (Neturei Karta) به دلیل مواضع خود، تظاهرات پر سر و صدا و ارتباطات جنجالی خود، شناختهشدهترین و در عین حال یکی از مهمترین نمونههای یهودیت ضد صهیونیستی به شمار میرود.
با این حال، درک این پدیده مستلزم آن است که بدانیم ناتوری کارتا تنها نوک یک کوه یخ است و ریشههای مخالفت یهودیان با صهیونیسم، عمیقاً در الهیات، تاریخ و تفسیر متون مقدس یهودی نهفته است.
البته باید توجه کرد که این جریان مذهبیتر و پایبندتر به مبانی یهودی است و اگر این افراد مخالف رژیم صهیونیستی هستند به این دلیل نیست که واقعا و قلبا دوستدار فلسطینیها یا ایرانیان باشند، چرا که مطابق همان مبانی اینان در تلمود افراد غیریهودی ابدا جایگاه و ارزشی ندارند و همچنان مطابق مبانی دینی ما از دشمنان ما حساب میشوند که دوستی با آنان امر درستی نیست اما به لحاظ سیاسی میتوان از آنان استفادههایی کرد.
مبانی الهیاتی مخالفت: سه سوگند و مفهوم تبعید (گالوت)
هسته اصلی مخالفت بسیاری از یهودیان حریدی با صهیونیسم، تفسیری مشخص از متون تلمودی است. مهمترین این تفاسیر به مفهومی به نام «سه سوگند» (Shalosh Shvuos) بازمیگردد که در تلمود، در رساله «کتوبوت» (Ketubot) ذکر شده است. بر اساس این متن، خداوند پس از تخریب معبد دوم و آغاز دوران تبعید طولانی قوم یهود، سه سوگند از آنها و همچنین از ملتهای جهان گرفت:
- سوگند اول (برای قوم یهود): که به صورت دستهجمعی و با زور به سرزمین مقدس اسرائیل باز نگردند («دیوارکشی نکنند»). این سوگند به منزله منعی الهی برای هرگونه تلاش انسانی برای پایان دادن به تبعید از طریق اقدامات نظامی یا سیاسی تلقی میشود.
- سوگند دوم (برای قوم یهود): که علیه ملتهایی که در میان آنها زندگی میکنند، شورش نکنند. این سوگند بر لزوم وفاداری و شهروندی صلحآمیز یهودیان در کشورهای میزبان تأکید دارد و هرگونه قیام ملیگرایانه را مردود میشمارد.
- سوگند سوم (برای ملتهای جهان): که قوم یهود را بیش از حد مورد ظلم و ستم قرار ندهند.
از دیدگاه یهودیان ضد صهیونیست، جنبش صهیونیسم هر دو سوگند اول را به طور آشکار نقض کرده است. صهیونیسم با سازماندهی مهاجرت گسترده و تأسیس یک دولت از طریق جنگ و اقدامات سیاسی، مستقیماً در برابر فرمان الهی مبنی بر عدم بازگشت با زور ایستاده است.
علاوه بر این، با ایجاد یک دولت-ملت یهودی و درگیر شدن در جنگ با اعراب و بریتانیا، سوگند دوم مبنی بر عدم شورش علیه ملتها را نیز زیر پا گذاشته است.
مفهوم دیگری که با این سوگندها گره خورده، تفسیر الهیاتی «تبعید» یا «گالوت» (Galut) است. در این دیدگاه، تبعید قوم یهود از سرزمین مقدس، یک حادثه تاریخی صرف نبوده و یک مجازات الهی برای گناهان آنان و بخشی از طرح بزرگ الهی است.
این دوره تبعید، یک آزمون ایمان و صبر است و باید با فروتنی و دعا پذیرفته شود تا زمانی که خداوند خود از طریق فرستادن «ماشیح» (مسیحا یا منجی موعود) به آن پایان دهد. هرگونه تلاش برای «فشار آوردن به پایان» (به عبری: דחיקת הקץ – دخیقت هاکِتز) و تسریع در رستگاری از طریق ابزارهای انسانی، گناهی بزرگ و شورشی علیه مشیت الهی محسوب میشود.
بنابراین، صهیونیسم از این منظر، یک جنبش سیاسی سکولار نبوده بلکه یک بدعت و کفر الهیاتی است که سعی دارد نقش مسیحا را غصب کرده و رستگاری را با ابزارهای زمینی و ناقص انسانی به ارمغان بیاورد.
لازم به ذکر است در این میان نکتۀ بسیار مهمی اشاره شود، اینکه یهودیان با شیوۀ خاص روشهای رازورزانه که تلاش میکنند اطلاعات و مفاهیم خود را دائما مخفی نگه دارند، در این میان نیز کتابهایی که از خود منتشر میکنند مانند همین تلمود به راحتی نسخۀ اصیل و کامل آن پیدا نمیشود و اگر نسخهای در اینترنت یا فضای عمومی یافتید، به احتمال بسیار ناقص بوده و بخشهایی در آن نیست و سانسور شده.
با تفحص و پژوهشی که برخی اساتید انجام دادهاند نسخهای 42 جلدی از تلمود به نام تلمود Koren پیدا شد که بر خلاف دیگر تلمودها، در این نسخه از تلمود این قسمهای سهگانه وجود داشته که این موضوع نشان میدهد یهودیان در تلاش بودهاند تا ناشمروع بودن حکومت خود حتی از نظر تلمود را در دیگر نسخههای عمومی پنهان کنند.
تولد ناتوری کارتا: نگهبانان شهر در برابر بدعت
ناتوری کارتا یک گروه کوچک اما بسیار پرنفوذ در رسانهها است که در سال ۱۹۳۸ در اورشلیم تأسیس شد. نام این گروه که ریشهای آرامی دارد، به معنای «نگهبانان شهر» است. این نام از یک داستان تلمودی گرفته شده که در آن، حکیمان شهر، نگهبانان واقعی را عالمان و زاهدانی میدانند که با مطالعه تورات از شهر محافظت معنوی میکنند. این نامگذاری خود گویای جهانبینی این گروه است: حفاظت واقعی از یهودیت نه با قدرت نظامی و دولتسازی، بلکه با پایبندی کامل به شریعت و سنت صورت میگیرد.
این گروه در واقع انشعابی از جنبش «آگودات اسرائیل» (Agudat Yisrael) بود. آگودات اسرائیل یک سازمان سیاسی جهانی یهودیان حریدی بود که در ابتدا با صهیونیسم مخالفت میکرد، اما با گذشت زمان و به ویژه پس از تأسیس دولت اسرائیل، رویکردی عملگرایانهتر در پیش گرفت و تصمیم به مشارکت محدود در ساختارهای سیاسی اسرائیل (مانند کنست) گرفت.
گروهی از یهودیان حریدی در اورشلیم به رهبری خاخام «عمران بلو» (Amram Blau) این رویکرد را خیانت به اصول بنیادین یهودیت دانستند و معتقد بودند که هرگونه همکاری یا به رسمیت شناختن دولت صهیونیستی، به منزله تأیید گناه بزرگ آن است. بدین ترتیب، آنها از آگودات اسرائیل جدا شده و ناتوری کارتا را با شعار مخالفت مطلق و سازشناپذیر با صهیونیسم و دولت اسرائیل بنیان نهادند.
عقاید و شیوههای عمل ناتوری کارتا
مواضع ناتوری کارتا را میتوان در چند اصل کلیدی خلاصه کرد:
- عدم به رسمیت شناختن کامل دولت اسرائیل: آنها دولت اسرائیل را موجودیتی نامشروع، غیرقانونی و کفرآمیز میدانند. آنها از شرکت در انتخابات، پذیرش هرگونه بودجه دولتی برای مدارس و نهادهای خود، و خدمت در ارتش اسرائیل به شدت امتناع میورزند. امتناع از خدمت سربازی یکی از نقاط اصلی درگیری آنها با دولت اسرائیل است.
- جداییگزینی: اعضای ناتوری کارتا تلاش میکنند تا حد امکان زندگی خود را از نهادهای دولتی اسرائیل جدا کنند. آنها از پرداخت مالیات خودداری میکنند، پرچم اسرائیل را آتش میزنند و حتی در برخی موارد از به کار بردن واحد پول اسرائیل (شکل) یا صحبت کردن به زبان عبری مدرن (که آن را زبانی سکولار شده و تحریف شده از زبان مقدس میدانند) اجتناب کرده و در مکالمات روزمره از زبان ییدیش استفاده میکنند.
- صهیونیسم را علت اصلی یهودستیزی دانستن: برخلاف تصور رایج که دولت اسرائیل را پناهگاهی برای یهودیان میداند، ناتوری کارتا معتقد است که صهیونیسم خود عامل اصلی افزایش یهودستیزی در جهان است. از دیدگاه آنها، صهیونیسم با تبدیل یهودیت از یک دین معنوی به یک هویت ملیگرایانه و سیاسی و با غصب سرزمین فلسطین و سرکوب مردم آن، تصویری خشن و متجاوز از یهودیان به جهان ارائه داده و خشم ملتها را برانگیخته است. آنها استدلال میکنند که با جدا کردن حساب یهودیت از صهیونیسم، میتوان از یهودیان بیگناه در سراسر جهان محافظت کرد.
- همبستگی با مردم فلسطین: یکی از جنجالیترین جنبههای فعالیت ناتوری کارتا، حمایت آشکار آنها از مردم فلسطین و رهبران گروههای ضداسرائیلی است. آنها معتقدند که مردم فلسطین قربانیان اصلی جنایت صهیونیسم هستند و بر اساس آموزههای یهودی، وظیفه دارند در کنار مظلوم بایستند. به همین دلیل، اعضای این گروه در تظاهراتهای طرفدار فلسطین شرکت میکنند، با رهبران فلسطینی مانند یاسر عرفات دیدار کردهاند و حتی نمایندگانی از این گروه در کنفرانسهای ضدصهیونیستی در کشورهای مختلف، از جمله ایران، حضور یافتهاند. این اقدامات، خشم و انزجار شدید جریان اصلی یهودیان و صهیونیستها را برانگیخته و باعث شده است که ناتوری کارتا به «خیانت» متهم شود. با این حال، آنها در دفاع از خود میگویند که این دیدارها به معنای تأیید تمام عقاید آن رهبران نیست و برای اعلام این پیام است که جنگ صهیونیستها با جهان عرب و اسلام، جنگ یهودیان نیست. بله همانطور که بالاتر متذکر شده بودیم در همان تلمودی که بنابر این قسمهای سهگانه تشکیل حکومت اسرائیل درست دانسته نمیشود، بر اساس همان تلمود هم آمده که اگر یک یهودی از کنار چاهی رد شد و در آن یک غیریهودی افتاده بود نیازی به کمک به آن شخص نیست! یا گفته شده اگر از کنار خانهای رد شدی و در آن یک غیریهودی بود دعا کن تا آن خانه بر سرش خراب شود. برای خواندن دیگر موارد این شکل به کتاب یهودستیزی استاد علیرضا سلطانشاهی رجوع کنید.
ساتمار طیف گسترده دیگر یهودیت ضد صهیونیست
اشتباه است اگر مخالفت با صهیونیسم در جهان یهود را به گروه کوچک ناتوری کارتا محدود کنیم. در واقع، بزرگترین و پرجمعیتترین گروه حسیدی (شاخهای عرفانی از یهودیت ارتدوکس) در جهان، یعنی «ساتمار» (Satmar)، نیز به شدت ضد صهیونیست است. حسیدوت ساتمار که توسط خاخام «یوئل تایتلبوم» (Yoel Teitelbaum) پس از جنگ جهانی دوم در نیویورک بنیان نهاده شد، صدها هزار پیرو در سراسر جهان دارد.
خاخام تایتلبوم در کتاب مشهور خود به نام «وایوئل موشه» (Vayoel Moshe) که به انجیل یهودیت ضد صهیونیست مشهور است، به تفصیل استدلالهای الهیاتی علیه صهیونیسم را بر اساس همان مفهوم «سه سوگند» و تقدس تبعید تشریح میکند. او حتی پا را فراتر گذاشته و هولوکاست را مجازاتی الهی برای گناه صهیونیسم و تلاش برای پایان دادن پیش از موعد به تبعید میداند.
تفاوت اصلی میان ساتمار و ناتوری کارتا بیشتر در تاکتیک است تا در ایدئولوژی. در حالی که هر دو گروه صهیونیسم را بدعتی بزرگ میدانند، ساتمار رویکردی عملگرایانهتر در تعامل با واقعیتهای موجود دارد. آنها برخلاف ناتوری کارتا، ممکن است برای مسائل شهری مانند خدمات بهداشتی و آموزشی با شهرداریها (حتی در اسرائیل) تعامل کنند، اما از نظر ایدئولوژیک به همان اندازه مخالف دولت هستند.
ساتمار به جای تظاهرات پر سر و صدا و دیدار با رهبران خارجی، بر ساختن جوامع مستقل و منزوی از نظر فرهنگی و آموزشی تمرکز دارد تا پیروان خود را از نفوذ ایدئولوژی صهیونیسم و فرهنگ سکولار اسرائیل مصون نگه دارد.
علاوه بر این دو گروه، بسیاری دیگر از فرقههای حسیدی مانند «تولدوت اهارون»، «دوشینسکی» و بخشهایی از یهودیان لیتوانیایی (غیر حسیدی) نیز مواضع ضد صهیونیستی دارند. این گروهها اگرچه ممکن است به اندازه ناتوری کارتا در عرصه عمومی فعال نباشند، اما در مدارس و کنیسههای خود به شدت به فرزندانشان میآموزند که دولت اسرائیل یک پدیده نامشروع و مغایر با تعالیم یهود است.
همچنین، مخالفت با صهیونیسم تنها به یهودیان حریدی محدود نمیشود. در طول تاریخ، بسیاری از یهودیان اصلاحطلب (Reform) و سکولار نیز با این ایدئولوژی مخالف بودهاند. برای مثال، در اوایل قرن بیستم، بسیاری از یهودیان آلمانی و آمریکایی، صهیونیسم را تهدیدی برای هویت و جایگاه خود به عنوان شهروندان وفادار در کشورهایشان میدیدند.
امروزه نیز سازمانهایی مانند «صدای یهودی برای صلح» (Jewish Voice for Peace) در آمریکا، اگرچه از منظر الهیاتی حریدیها به مسئله نگاه نمیکنند، اما بر اساس اصول حقوق بشر، عدالت اجتماعی و اخلاق جهانی، از منتقدان سرسخت سیاستهای دولت اسرائیل و ایدئولوژی صهیونیسم به شمار میروند.
یهودیان ضدصهیونیست غالبا در انزوا
ناتوری کارتا و دیگر گروههای مشابه، در جهان یهود در انزوای تقریبا کاملی به سر میبرند. اکثریت قاطع یهودیان جهان، اعم از مذهبی و سکولار، آنها را یک فرقه افراطی، حاشیهای و حتی خائن میدانند. از دیدگاه جریان اصلی، اقدامات این گروهها به ویژه دیدار با دشمنان قسمخورده اسرائیل، منفور دانسته میشود. آنها متهم میشوند که با انکار دستاوردهای دولت اسرائیل به عنوان پناهگاهی برای یهودیان پس از هولوکاست، به تاریخ و رنج مردم خود پشت کردهاند.
اما خود افراد فرقۀ ناتوری کارتا، این اتهامات کاملاً بیاساس است. آنها خود را نگهبانان واقعی و اصیل سنت یهودی میدانند که در برابر موج ویرانگر ملیگرایی سکولار ایستادهاند. آنها معتقدند که در حال انجام یک «قیدوش هاشم» (تقدیس نام خدا) هستند، با نشان دادن به جهان که جنایات انجام شده به نام یهودیت توسط صهیونیستها، هیچ ارتباطی با دین واقعی موسی ندارد.
آنها بر این باورند که با این کار به تعالیم یهود وفادار میمانند و در بلندمدت، با جدا کردن یهودیت از اعمال سیاسی دولت اسرائیل، به امنیت واقعی یهودیان کمک میکنند.
جریانهای یهودی ضد صهیونیست، واقعیتی پیچیده و اغلب نادیده گرفته شده است که تصویر یکپارچه و همگون از جهان یهود را به چالش میکشد. مخالفت این گروهها با صهیونیسم از سر نفرت از هویت یهودی نیست بلکه برعکس از سر تعهد به الهیات و شریعت یهودی است.
آنها صهیونیسم را تحریف و تهدیدی برای روح یهودیت میدانند. درک مبانی فکری آنها، که بر مفاهیمی چون «سه سوگند»، «تبعید الهی» و «انتظار مسیحا» استوار است، برای هر تحلیل دقیقی از مفاهیم جامعه یهودی و همچنین ابعاد دینی مناقشه اسرائیل و فلسطین ضروری است.
اگرچه آنها در اقلیت قرار دارند و صدایشان اغلب در میان هیاهوی سیاستهای غالب گم میشود، اما حضورشان یادآوری مهمی است مبنی بر اینکه چهبسا تشکیل رژیم صهیونیستی اصلا با مبانی اصیل خود یهود نیز در تضاد باشد.
امیدواریم این مطلب، با تشریح دیدگاههای متفاوت میان گروههای یهودی که برخی موافق و برخی دیگر مخالف تشکیل حکومت هستند به این پرسش پاسخ داده باشد که چگونه ممکن است یک حکومت یهودی به کنیسهای یهودی در کشوری دیگر حمله کند. افزون بر این، در حال حاضر سند دقیقی مبنی بر موضع واقعی کلیمیان ایران در قبال حکومت یهودی در دست نیست. چه بسا این گروه در ظاهر مخالف رژیم صهیونیستی باشند، اما در باطن نظری دیگر داشته باشند؛ الله اعلم.
یهودیان صهیونیست آنچنان جنایتکارند که در صورت لزوم، به مردم خودشان نیز رحم نمیکنند و حتی ممکن است خود به یک منطقه مسکونی حمله کنند تا مسئولیت آن را متوجه ایران سازند. برای آنان هیچ خط قرمزی در جنایت وجود ندارد و تشنه خونریزی هستند؛ همانطور که شاهد حمله ظالمانه اخیر آنها به لبنان، تنها چند روز پس از توافق آتشبس بودیم.
دیدگاهتان را بنویسید