جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
ورود
[suncode_otp_login_form]

گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)

عضویت
[suncode_otp_registration_form]

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:20)
سایت استاد فرج نژاد
شروع کنید
0
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
  • خانه
  • سرویس‌های سایت
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • نقد موسیقی
    • نقد کتاب
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره زن و رسانه
      • دوره جامع ژورنالیسم
      • دوره مستندسازی با موبایل
      • دوره درسگفتار غرب‌شناسی
      • دوره رسانه و جنگ شناختی
      • دوره ۰ تا ۱۰۰ پریمیر
      • دوره آموزش عکاسی و تصویربرداری
      • دوره آموزش فتوشاپ
      • دوره آموزشی سواد رسانه
    • کتاب‌ها
  • استاد محمدحسین فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • حساب کاربری 👤
شروع کنید

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > گزارش‌ > حجت‌الاسلام غفاری‌فر: مهم‌ترین دستور رهبری در چالش‌های اجتماعی «اقناع» است

حجت‌الاسلام غفاری‌فر: مهم‌ترین دستور رهبری در چالش‌های اجتماعی «اقناع» است

۱۴۰۴-۰۹-۱۱
دسته‌بندی ساختاری، رسانه و روحانیت، سرویس‌های سایت، گزارش‌، مطالب سایت
حجت الاسلام غفاری فر

تبیین حکمت ولایی در آیینه مدینه فاضله؛ نگاهی نو به اندیشه سیاسی رهبر انقلاب

سومین نشست از سلسله نشست‌های تبیینی «دشمن‌شناسی و مقاومت» به همت مؤسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد، در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴ با حضور جمعی از علاقه‌مندان در شهر مقدس قم برگزار شد. در این رویداد علمی که با هدف واکاوی عمیق‌تر مبانی فکری انقلاب اسلامی ترتیب یافته بود، حجت‌الاسلام دکتر حسن غفاری‌فر، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی در این نشست با موضوع «تحلیل رفتارهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب با تأکید بر اندیشه فارابی»، به بررسی تطبیقی جایگاه ولایت فقیه و «رئیس ثانی» در فلسفه سیاسی فارابی پرداختند و ضمن نقد جریان‌های انحرافی داخلی و تفکرات فردگرایانه، بر اهمیت مؤلفه‌هایی چون «تعاون عمومی»، «پیوند عقلانیت و معنویت» و «هویت تاریخی-دینی ایران» در منظومه فکری امامین انقلاب تأکید ورزیدند.

حجت الاسلام دکتر غفاری‌فر در این نشست بیان کردند: بحث خود را با خاطره‌ای از سفر مقام معظم رهبری به قم بعد از فتنه ۸۸ آغاز می‌کنم که در واقع اشاره به اساس و بنیان ما به عنوان شیعه دارد. در آن هشت یا نه جلسه‌ای که حضرت آقا حضور داشتند، من تقریباً یا تحقیقاً در تمام جلسات (جز جلسه اختصاصی با خواهران) شرکت کردم. در همه این دیدارها، چه جلسات اختصاصی با اساتید، چه دیدار با عموم مردم و چه در میدان آستانه، وقتی به چهره نورانی ایشان نگاه می‌کردم، مدام یک جمله خطاب به حضرت حجت (ارواحنا فداه) در ذهنم تداعی می‌شد: «آقا! شما دیگر چه کسی هستید؟» واقعاً عرض می‌کنم؛ وقتی یک نایب و یک امام عادل پیرو، این حجم از مدیریت و کارها را انجام می‌دهد، خودِ آن حضرت که انسان کامل، ولی مطلق، معصوم تام و عالم به علم الهی هستند، چه کسی است؟ شخصیتی که حتی امام صادق (ع) درباره ایشان می‌فرماید: «اگر در عصر او بودم، تمام عمر به او خدمت می‌کردم.»

با این یاد و خاطره خوش و ذکرِ به حق از حضرت حجت بن الحسن (ع)، نکته دیگری را در همین راستا عرض می‌کنم و خواهش می‌کنم سروران گرامی به این موضوع توجه کنند. کتاب شریف «منتخب الاثر» اثر فقیه بصیر، حضرت آیت‌الله صافی (ره) ترجمه شده است. اگر امکان خرید انفرادی نیست، برای مجموعه‌ها تهیه کنید؛ این کتاب سه جلدی است و برای کسانی که متن عربی برایشان دشوار است، ترجمه آن بسیار راهگشاست. وقتی علائم ظهور در آنجا بیان می‌شود، انسان در می‌یابد که شرایط بسیار پیچیده است. من واقعاً بعد از فتنه ۱۴۰۱ انتظار پیچیده‌تر شدن اوضاع را داشتم. حتی در سخنرانی‌هایم به این روایات استناد می‌کردم که نمی‌توان به سادگی و با یک جلسه بحث، درباره حوادث داوری کرد؛ مگر بزرگانی مثل امام و آقا که هم بصیرت تاریخی دارند و هم اشراف مجتهدانه به روایات.

ما خیلی اوقات متون دینی را بلدیم اما موضوع‌شناسی متون دینی را نمی‌فهمیم، یا گاهی تاریخ می‌دانیم اما فهم عمیق دینی نداریم. روایات بسیار عجیب است؛ همه شنیده‌اید که در آخرالزمان کار به جایی می‌رسد که انسان صبح مؤمن از خانه خارج می‌شود و شب کافر برمی‌گردد. من می‌خواهم این موضوع را به اهمیت نقش «آقا» برگردانم. انتظار داشتم هرچه جلوتر می‌رویم، اوضاع پیچیده‌تر شود که البته شده است. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم چون محور بحث ما نیست، اما اخیراً با دوستان بحث‌هایی داشتیم که لایه‌های درونی و بیرونی جامعه دینی در حال تفکیک و پیچیدگی بیشتر است.

خداوند نعمتی داد به نام جنگ دوازده روزه که حقایقی را روشن کرد. نمی‌دانم گریه‌های برادرزاده هنرمند گران‌سنگ‌مان، آقای داریوش ارجمند را دیدید یا خیر؟ همان که فرار کرده بود و اکنون در شبکه‌های اجتماعی گریه می‌کند و می‌گوید هویتم را از دست دادم. یا آن هنرمند دیگری که اهل موسیقی و اجرا بود و می‌گوید: «من آمدم اینجا و دیدم شما بدی‌های همه ملت‌ها را به عنوان ایرانی‌های مستقر در آمریکا یکجا دارید و هیچ فضیلتی ندارید.» او ناله می‌کند و پشیمان است. اصلاً انتظار نداشتیم فضا این‌گونه برگردد و ماهیت جریان‌های مخالف، از سلطنت‌طلب تا دیگران، این‌قدر سریع روشن شود و هر روز هم این رسوایی بیشتر می‌شود.

 

فهرست مطالب

Toggle
  • بصیرت سیاسی و جایگاه مردم در نظام اسلامی
  • اتصال انقلاب اسلامی به ظهور حضرت حجت(عج)
  • تحقق عینی حکمت در حاکمیت فقیه
  • سلسله‌مراتب ولایت: از تنزل تا تصاعد
  • ضرورت «رئیس ثانی» در غیاب «رئیس اول»
  • محوریت «اجتماع» در فهم دین
  • اهمیت نقش‌ها و «قربه الی الله» بودن اعمال
  • تقدس خدمت در هر جایگاهی؛ از کفش‌داری تا ریاست
  • لزوم ساختارسازی برای مشارکت همه اعضای جامعه
  • ضرورت عقلانیت و پرهیز از کمیت‌گرایی در جامعه
  • تمایز نقش اجتماعی و فضایل فردی در سیره رهبران
  • تفاوت تعاون اسلامی با اشتراک‌گرایی کمونیستی
  • ویژگی‌های رئیس دوم در مدینه فاضله و تطبیق با رهبران انقلاب
  • اعتماد بی‌نظیر امام (ره) به مردم در مقایسه با وقایع صدر اسلام
  • هوشمندی استراتژیک و اقتصادی در شناسایی تهدیدها و مفاسد
  • آسیب‌شناسی جریان‌های داخلی و دفاع از جایگاه ولایت
  • نفاق سیاسی و بازخوانی پرونده مدعیان انقلابی‌گری
  • جایگاه علمی رهبری در نگاه فقهای بزرگ
  • عمق فقاهت رهبری و بازخوانی هویت تاریخی و دینی ایران
  • پیوند ناگسستنی ایران با توحید و نقد ناسیونالیسم افراطی
  • نگاه متعالی اسلام به تمدن‌ها و انصاف قرآنی
  • بازخوانی دوستی‌های دیرین و تأمل در مشی اخلاقی رهبری
  • تبیین جایگاه زنان، جنگ شناختی و نقش روشنگری در جامعه
  • تحول در نگرش اجتماعی به مهریه و ضرورت اقناع‌سازی

بصیرت سیاسی و جایگاه مردم در نظام اسلامی

در مورد جریان‌هایی مثل منافقین و مجاهدین خلق، بحث جداست؛ حساب رهبرانشان با بدنه متفاوت است. بدنه‌ای که گاهی با ما هم‌نسل بودند، برای انقلاب و دین آمدند اما فریب خوردند و رفتند و متأسفانه این ریزش‌ها تکرار خواهد شد. اما روی صحبت من با کسانی است که ادعای همراهی دارند. اگر دقت کنید، تمام همت برخی این شده که صحبت آقا مبنی بر اینکه «این دولت راه شهید رئیسی را می‌رود» را به حاشیه ببرند. امروز در یکی از انجمن‌های علمی فاخر گفتم: عزیزان! به جای اینکه این‌قدر برای به حاشیه راندن این حرف بنویسید، یک‌بار فکر کنید چرا آقا این حرف را زد؟ چرا مثل فتنه ۸۸ دوباره درگیر دو قطبی‌های کاذب می‌شوید؟ چرا اصل ماجرا را نمی‌فهمید؟

هنوز برخی در مثلث انتخاباتی جلیلی، قالیباف و پزشکیان گیر کرده‌اند؛ من کاری به شخصیت‌ها ندارم، بلکه به این فضایی نقد دارم که ما را درگیر خود کرده است. این‌ها کفِ روی آب است و زود می‌گذرد. نکته مهم این است که من تا ده سال پیش، بحث مردم را به عنوان تبعیت، تقلید و احترام مطرح می‌کردم؛ اما الان با تمام وجود می‌گویم: به همان میزانی که «آقا» و رهبری مهم است، به همان میزان «مردم ایران» مهم هستند و به همان میزان «اسلام» مهم است. هیچ‌کدام از این‌ها قابل حذف نیستند. اگر شیعه نتواند مردم را حفظ کند، پس ماجرای غربت امیرالمومنین (ع) چه می‌شود؟ می‌خواهیم بگوییم علی (ع) امام نبود یا امت نداشت؟ همه این‌ها در ذیل بحث امامت و حضرت حجت (عج) معنا پیدا می‌کند.

نکته سوم این است که خداوند بنا دارد بشر را با فهمِ خودِ بشر به ضرورت آمدن حجت (ارواحنا فداه) برساند؛ لذا بشر مرتب دچار خودگردانی می‌شود که گاهی سرگردانی است. ما الان در دوره «نیابت شرعی و اضطراری» هستیم. حکومت در عصر غیبت، یک ضرورت اضطراری است تا بفهمیم که وقتی امام معصوم نیست، باید چه کار کنیم. هرچه جلوتر می‌رویم، بیشتر می‌فهمیم. تاریخ را ورق بزنید؛ همان حس مثبتی که امروز شما به انقلاب و رهبری دارید، شیعیان در دوران آل‌بویه و صفویه هم داشتند، اما در مقیاسی دیگر.

در دوران آل‌بویه، فعالیت‌های سید مرتضی، سید رضی و شیخ مفید باعث شد شیعیان احساس کنند از جهنم دیکتاتوری بنی‌عباس به بهشت وارد شده‌اند. فاخرترین تولیدات شیعی مثل «کتب اربعه» در همین عصر اتفاق می‌افتد. من از گروه‌های میانی عبور می‌کنم و به دوره صفویه می‌رسم. در آنجا ادبیات بزرگان دین بسیار شفاف است؛ تصور می‌کردند که در همین ۳۰ یا ۴۰ سالِ آینده حضرت تشریف می‌آورند. ادبیات شعر، نثر و سخنرانی‌های آن دوران مشحون از این انتظار قریب‌الوقوع بود.

اتصال انقلاب اسلامی به ظهور حضرت حجت(عج)

اما بعد دیدند که نه، هنوز زمانش نرسیده است. یقیناً ما در این انقلاب با یک حرکت رو به جلو مواجهیم، نه پس‌گرد. دعای همیشگی ما این است که «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خامنه‌ای را نگه دار». ما معتقدیم این مسیر قرار است وصل شود. حرف‌هایی که از حضرت امام (ره) نقل شده، مشهورترینش خاطره آقای دکتر جواد منصوری است؛ از فرماندهان اولیه سپاه و سفیر سابق ایران در چین که الحمدلله هنوز هم پای انقلاب ایستاده‌اند.

ایشان می‌فرماید وقتی در آن بحران و وانفسای اوایل انقلاب که بنی‌صدر و منافقین حاکم بودند، خدمت امام رسیدم، خلاصه حرف امام این بود که نگران نباشید، این انقلاب مسیر خود را طی می‌کند و وصل خواهد شد. البته نمی‌خواهم بگویم این صرفاً یک تفسیر شخصی است، بلکه شواهد تاریخی و جریانی نشان می‌دهد که ما در امتداد یک حرکت عظیم هستیم.

اگر تلاش‌های مرحوم مجلسی در دوران صفویه نبود، اگر مجاهدت‌های سید مرتضی و سید رضی و تدوین کتب اربعه نبود، امروز خبری از انقلاب اسلامی ما هم نبود. این زنجیره به هم پیوسته است و ان‌شاءالله این انقلاب، همان حلقه‌ای است که به ظهور منتهی خواهد شد.

البته، به نظر می‌رسد کلام حضرت امام (ره) در این زمینه از صراحت و شفافیت بیشتری برخوردار است. حال ما هستیم و این امام؛ باید داوری کنیم و از این فرصت بهره ببریم. فقیه فرزانه، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، تعبیر بسیار دقیقی دارند و می‌فرمایند: «این‌گونه نبود که در خزانه الهی در طول تاریخ، امثال خمینی و خامنه‌ای نبوده باشند؛ بلکه مردم لایق شدند و خداوند این ذخایر را علنی کرد.» این نکته بسیار عجیبی است. طبیعتاً اگر ما ناسپاسی کنیم و عملکرد بدی داشته باشیم، خداوند دوباره این نعمات را مخفی می‌کند؛ همان‌طور که اصل وجود حضرت حجت (عج) را مخفی کرد و همان‌طور که ائمه دیگر در شرایط تقیه و خفا بودند. ما باید مراقب باشیم که این نعمت از دستمان نرود.

می‌خواهم یک بحث عمیق فلسفی را مطرح کنم تا نشان دهم فضایی که در آن صحبت می‌کنیم چقدر جلو آمده است. مرحوم فارابی، که در عصر آغاز تجربه فلسفی اسلامی می‌زیست، به عنوان «معلم ثانی» شناخته می‌شود (معلم اول ارسطو است و در نگاه دینی، معلم اول اهل‌بیت هستند). وجود فارابی شاید همان حقیقتی بود که بعداً ملاصدرا آن را به تصویر کشید؛ یعنی شخصیتی که هم اهل عرفان، اشراق و بصیرت درونی بود و هم اهل حکمت، اندیشه و خرد. او این معانی را در لابه‌لای حرف‌هایش نشاند، اما برای اینکه این مفاهیم تبدیل به یک اندیشه مدون و قابل آموزش شود (تبیین)، زمان باید می‌گذشت. باید دوران بوعلی سینا و شیخ اشراق طی می‌شد تا نوبت به صدرالمتألهین برسد و «حکمت متعالیه» که ترکیبی از عرفان، قرآن و برهان (عقل) است، شکل بگیرد.

یقیناً ما امروز در دوره‌ای جلوتر از عصر مرحوم صدرا هستیم، چه در مقام عمل و چه در مقام تبیین. البته رشته تخصصی من فلسفه نیست و ادب علمی اقتضا نمی‌کند که در این وادی ادعایی داشته باشیم، اما ای کاش عزیزان خوش‌فهم، ولایی، فکور و آگاه به مسائل فلسفه و عرفان پیدا شوند و این بحث را از این زاویه بررسی کنند که: «آنچه را مرحوم ملاصدرا در کتاب اسفار اربعه به قلم کشید، امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای چقدر تعیّن اجتماعی بخشیدند؟» به ویژه در بحث «سفر من الخلق الی الحق» و بازگشت از حق به سوی خلق. ما تا قبل از انقلاب گویی فقط به سمت خدا می‌رفتیم، اما حالا باید در سفر چهارم، از سمت خدا به سوی خلق برگردیم و خلق را با خودمان همراه کنیم. بدون درک این سیر، نمی‌توان عظمت کاری که انجام شده را فهمید و ممکن است تصور شود این حرف‌ها بلوف یا تعصب شخصی است.

خاطره‌ای نقل کنم از حدود ۲۳ یا ۲۴ سال پیش از مرحوم آیت‌الله هاشمی شاهرودی (رئیس اسبق قوه قضاییه). ما به عنوان طلبه در خدمت ایشان بودیم و ایشان در مظلومیت شیعه نکاتی فرمودند. ایشان تعریف می‌کردند: «زمانی قرار بود دایره‌المعارف فقه اسلامی (موسوعه الفقه الاسلامی) در امارات تدوین شود. نامه‌ای به حوزه نجف زدند که یک نفر را بفرستید. مرحوم شهید صدر من را فرستاد. وقتی آنجا رفتم، دیدم این بندگان خدا با اینکه همسایه عراق بودند، چقدر از معارف شیعه پرت هستند.» بحث بر سر کل غرب آسیا یا قاره آسیا نیست، بلکه می‌خواهم بگویم شیعه در چه موقعیت اسفناکی بود؛ حتی در تأمین معاش روزانه مشکل داشتند و در انزوا بودند. مسائلی وجود دارد که نمی‌شود در کتاب نوشت یا در فیلم گفت، اما واقعیت‌های تلخ و زجرآوری از آن دوران وجود دارد.

نشست تبیین مقاومت غفاری فر

تحقق عینی حکمت در حاکمیت فقیه

اما امروز وضعیت کاملاً دگرگون شده و نام شیعه در کل دنیا مطرح است. این عزت و جایگاه حاصل نشده مگر به واسطه همان ترکیب و «مثلث زیبا»: اسلام، امام و امت. (نه آن مثلث شوم انتخاباتی که اشاره شد). این اتفاق بزرگ رخ داده است. حال با این نگاه، اگر به سراغ اندیشه‌های فارابی برویم، می‌بینیم که هرچند ادبیات و هستی‌شناسی ما نسبت به آن دوران بسیار رشد کرده است، اما ریشه‌ها همان‌جاست. من در درسی به نام «اندیشه اجتماعی فیلسوفان اسلامی»، بحث را با فارابی شروع می‌کنم؛ زیرا او متأثر از نظریه «مدینه فاضله» افلاطون است.

افلاطون در فلسفه کلاسیک و در کتاب پنجم «جمهور»، معتقد به نظریه «فیلسوف‌شاه» بود. او می‌گفت یا فیلسوف باید پادشاه شود یا پادشاهان باید فیلسوف باشند. در اینجا منظور از پادشاه، همان امیر و حاکم است. لبّ کلام این است که «حکیم» باید حاکم باشد. این حرف هیچ منافاتی با بحث «ولایت فقیه» ندارد. آن تلقی که فقه را جدا از حکمت می‌داند، اشتباه است. فقهِ ما در حقیقت همان حکمتی است که خدای سبحان برای زیست ما فرموده است؛ حکمتی که از عقل کل (خداوند) صادر شده است.

اصطلاحات حکمی و فلسفی، تلاش بشر به اندازه فهمش و با کمک متون دینی و تجربه برای تبیین این حقایق است. دعوا سر الفاظ «حکیم»، «دانشمند» یا «ولی فقیه» نیست؛ بلکه سخن بر سر این است که آن کسی که در رأس جامعه قرار می‌گیرد، باید عقل، شعور و فهم عمیق داشته باشد. فارابی آمد و این معنا را از فلسفه یونان گرفت، اما آن را گسترش داد و از اصطلاحات اسلامی بهره جست. او ویژگی‌های «فیلسوف کامل» و حاکم مدینه فاضله خود را بر مفاهیمی چون امام، نبی، واضع نوامیس (قانون‌گذار الهی) و «ملک مطلق» یا «رئیس اول» منطبق کرد.

فارابی بحث انسان کامل را ابتدا در مورد رسول خدا (ص) و سپس ائمه (ع) مطرح می‌کند، اما در اینجا متوقف نمی‌شود و بحث را به تدریج جلو می‌برد. او در تدوین ویژگی‌های «مدینه»، انواع آن را برمی‌شمارد: مدینه فاضله، مدینه فاسقه و مدینه جاهله. فارابی در بیان ویژگی‌های مدینه فاضله تصریح می‌کند که ریاست مدینه باید در دست «با فضیلت‌ترین» افراد باشد.

سلسله‌مراتب ولایت: از تنزل تا تصاعد

در بحث ولایت فقیه، اگر به مَشی و منش حضرت علامه مصباح یزدی (رحمه الله علیه) نگاه کنید، ایشان دو رویکرد دارند: یکی رویکرد «تنزلی» (از بالا به پایین) و دیگری رویکرد «تصاعدی». در رویکرد تنزلی، ایشان ولایت فقیه را این‌گونه اثبات می‌کند: اصل حکومت از آنِ خداست («ان الحکم الا لله»)، اما خداوند مستقیماً و آشکارا حکومت نکرده، بلکه همیشه حکومت را به واسطه بندگان خاص خود، یعنی انبیا و پس از نبی اعظم (ص)، اهل‌بیت (ع) جاری کرده است. حال که در عصر غیبت هستیم، چه باید کرد؟ اینجاست که بحث «تنزل» پیش می‌آید.

ما می‌گوییم وقتی معصوم (که نمره او را مثلاً ۱۰۰۰ فرض کنیم) نیست، باید به سراغ کسی برویم که بیشترین شباهت را به او دارد. البته دقت کنید، من بارها در همین ۲۰ سال تدریس در دانشگاه و حوزه گفته‌ام که وقتی می‌گوییم ولی فقیه «تالی تلو» (دنباله‌رو و نزدیک به) معصوم است، به این معنا نیست که فاصله او با معصوم کم است. اصلاً ما عدد و اندازه‌ای برای عصمت نداریم که بخواهیم مقایسه کنیم. فاصله بین خالق و مخلوق بی‌نهایت است؛ همان‌طور که امام (ع) در دعا می‌فرماید: «یا رب، کفی بی عزا ان اکون لک عبدا…» (خدایا همین عزت مرا بس که بنده تو باشم). یا آن تعبیر اهل‌بیت که فرمودند: «ما را خدا نگویید، اما در فضایل ما هرچه می‌خواهید بگویید.»

رابطه معصوم با سایر انسان‌ها (از جمله ولی فقیه) نیز از جهت عظمت، فاصله‌ای پرناشدنی دارد. ما حقیقتاً نمی‌دانیم حقیقت عصمت چیست یا میزان آگاهی آنان به علم الهی چقدر است. اما وقتی به این طرف ماجرا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بعد از معصومین، کسی که باید حکومت کند، باید شبیه‌ترین فرد به آنها باشد؛ هرچند فاصله‌اش با آنها بسیار زیاد باشد. این منطق، دقیقاً همان منطقی است که فارابی در «مدینه فاضله» مطرح می‌کند. در مدینه فاضله، ریاست در درجه اول از آنِ «رئیس اول» یعنی نبی است که در اوصاف حمیده از همه برتر است («آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»).

ضرورت «رئیس ثانی» در غیاب «رئیس اول»

اما فارابی می‌پرسد: اگر کسی با این ویژگی‌ها (رئیس اول) حضور نداشت، چه کنیم؟ آیا جامعه باید بدون قانون و سرپرست رها شود؟ خیر. برای اینکه جامعه بر اساس قوانین شریعت اداره شود، باید سراغ «رئیس ثانی» رفت. برخی افراد، چه حامیان (حتی از سر جهل) و چه منتقدان (که شاید غرض‌ورزی هم نداشته باشند اما جاهل به تاریخ‌اند)، تصور می‌کنند نظریه ولایت فقیه، ساخته و پرداخته ذهن حضرت امام (ره) است؛ در حالی که می‌بینیم هزار سال پیش، فارابی این بحث را مطرح کرده است که وقتی رئیس اول نیست، طبق قانون عقلی نوبت به رئیس ثانی می‌رسد.

تاریخ تشیع را مرور کنید؛ به ما نشان دهید کجا شیعه بدون رعایت این اصل (تبعیت از فقیه جامع‌الشرایط)، توانست حکومتی مستقر، حتی نیم‌بند تشکیل دهد؟ اگر صفویه توفیقی داشت، تا زمانی بود که علمای برجسته‌ای چون محقق کرکی و مجلسی در کنارشان بودند. هرچه از علما فاصله گرفتند و به خود مشغول شدند، ابتذالشان بیشتر شد و سقوط کردند.

حکومت «سربداران» چه زمانی شکست خورد؟ زمانی که از «شهید اول» فاصله گرفتند و خودسر شدند. شیخ علی، یکی از رهبران سربداران، برای حذف رقیب خود دست به دامن مغول شد (شبیه کاری که امروز برخی با توسل به سازمان ملل و آمریکا علیه کشور خود انجام می‌دهند). کتاب «لمعه دمشقیه» شهید اول، در واقع اساسنامه حکومت سربداران بود که به درخواست آنان نوشته شد؛ اما وقتی از این خط فاصله گرفتند، دوام نیاوردند. آل‌بویه هم همین‌طور بود. بنابراین، این یک قاعده کلی است: «به میزانی که به رئیس ثانی نزدیک هستیم، توفیق داریم و هرچه فاصله بگیریم، توفیقاتمان کم می‌شود.»

در مورد مراتب معصومین هم باید دقت کرد. من شخصاً در این وادی ادعایی ندارم و وارد جزئیات نمی‌شوم، اما اجمالاً می‌دانیم که پیامبر اکرم (ص) اشرف مخلوقات و «اول ما خلق الله» است. نباید جوری از امیرالمومنین (ع) دفاع کنیم که جایگاه پیامبر (ص) تضعیف شود. طبق قاعده عقلی «امکان اشرف»، محال است با وجود موجود اشرف (پیامبر)، موجود دیگری (هرچند والا مثل علی (ع)) بر او برتری یابد. پیامبر اسلام هم نبی است، هم رسول و هم امام؛ و در این شکی نیست.

محوریت «اجتماع» در فهم دین

از بحث عاملیت و ساختار فعلاً عبور می‌کنم، اما برای رسیدن به فهم درست از «امام» و «مدینه فاضله» فارابی، چند مفهوم کلیدی وجود دارد که یکی از آنها «تبیین نیاز انسان به زندگی اجتماعی» است. بدون نام بردن از گرایش خاصی، صریحاً می‌گویم: هر کس بخواهد اسلام را جوری تفسیر کند که «زندگی اجتماعی» و سیاست از آن در نیاید، در واقع دارد تفسیری ارائه می‌دهد که متعلق به دوران بربریت است، نه اسلام ناب محمدی (ص). اسلام دینی است که ذاتاً اجتماعی است و احکام آن ناظر به اداره جامعه است.

با توجه به خطاب‌های قرآن کریم، مخاطب این کتاب آسمانی همواره «جمع» است؛ عباراتی نظیر «یا ایها الذین آمنوا»، «یا ایها الناس» و دستوراتی مانند «اقیموا الصلاه» یا «لله علی الناس حج البیت»، همگی دلالت بر این دارند که نگاه فردی در اسلام جایی ندارد. طبیعتاً در چنین بستری است که بحث انواع «مدینه» و تفاوت‌های آن مطرح می‌شود و در رأس این مفاهیم، «مدینه فاضله» قرار می‌گیرد. در تعریف مدینه فاضله، تشبیه جامعه به یک «بدن تام و صحیح» بسیار راهگشاست؛ بدنی که اعضای آن با یکدیگر همکاری دارند. همان‌طور که در بدن انسان، نمی‌توان از عضو کوچکی مثل ناخن پا صرف‌نظر کرد و فقط مغز را مهم دانست، در جامعه نیز چنین است.

در اصطلاح حکمای قدیم، اعضایی مانند قلب، کبد، جگر سفید و مغز را «رئیسه» می‌نامند، اما این به معنای بی‌اهمیتی سایر اعضا نیست. ما حتی نمی‌دانیم اگر مدل کف پا تغییر کند چه اختلالی ایجاد می‌شود. «مدینه» نیز دقیقاً همین‌طور است و اجزای مختلفی دارد که بر اساس فطرت و تفاوت‌های ذاتی کنار هم قرار گرفته‌اند. اگرچه مباحث عرفانی و سجده اندام بر خداوند بحثی جداگانه می‌طلبد، اما در عالم عادی و روابط اجتماعی، این تفاوت‌ها برای رفع نقص‌های یکدیگر است. به قول آن شهید بزرگوار (نقل به مضمون): «اگر همه آقا باشند، پس چه کسی بار را ببرد؟» جامعه نیاز دارد که هر کسی در جایگاه خود نقش‌آفرینی کند.

اهمیت نقش‌ها و «قربه الی الله» بودن اعمال

گاهی خداوند جوانی ۲۲ ساله مثل شهید حججی را چنان عَلَم می‌کند که از بسیاری از علما و شهدای دیگر برجسته‌تر می‌شود؛ اینجا معلوم می‌شود که نیت «قربه الی الله» موضوعیت دارد و سن یا جایگاه ظاهری ملاک نیست. حتی در تاریخ انبیاء و ائمه (ع) نیز می‌بینیم که خداوند بنا به حکمت خود، برخی را بیشتر جلوه داده است. اگر به کتب روایی شیعه مثل آثار شیخ صدوق یا «کامل الزیارات» نگاه کنید، شاید بتوان گفت درصد بالایی از مطالب درباره فضیلت شهدا و مؤمنین است و بخشی مختص ۱۴ معصوم (ع). این نشان می‌دهد در نگاه الهی و حتی در نگاه بزرگان این انقلاب، هیچ‌کس احساس نمی‌کند که نقشش بی‌اهمیت یا پایین است.

این ویژگی ممتاز امام خمینی (ره) بود که طوری صحبت می‌کردند که همه مردم، از رزمندگان جنگ تا تظاهرکنندگان، حس می‌کردند شهروند درجه یک هستند و تقسیم‌بندی درجه یک و دو وجود نداشت. این نگاه ناشی از ادب اسلامی و همان مفهوم «واخفض جناحک للمؤمنین» (بال تواضع گشودن) است. ما دیدیم که «رئیس القوم» و رهبر جامعه، تا زمانی که جسم شریفشان اجازه می‌داد، بدون هیچ تکبری روی زمین در میان دانشجویان می‌نشستند؛ درست مانند مرغی که بال‌هایش را برای جوجه‌هایش باز می‌کند، ایشان هم با رئیس‌جمهور و هم با یک فرد عادی یکسان برخورد می‌کردند.

تقدس خدمت در هر جایگاهی؛ از کفش‌داری تا ریاست

در مدینه فاضله، با توجه به آن هدف غایی که رسیدن به سعادت حقیقی تحت هدایت امام جامعه است، همه نقش‌آفرینند. در حماسه اربعین، کار آن رفتگر به همان اندازه مقدس است که فرمانده میدان یا آشپز پشت صحنه فعالیت می‌کند. من دوستی دارم که مؤسس یک مجموعه بزرگ و استاد مبرز در رشته خودش است، اما در ایام اربعین ۱۰ روز تمام در آشپزخانه کارگری می‌کند. یا اخیراً در حرم حضرت معصومه (س) دیدم رئیس یکی از دانشگاه‌های مهم قم، خاضعانه در حال کفش‌داری است؛ وقتی خواستم کفشم را بگیرم، بی‌اختیار دستش را بوسیدم. این‌ها نماد تزریق نگاه الهی به جامعه است.

امام جامعه نیز همین نگاه را دارد و با همه اقشار ارتباط می‌گیرد؛ نه فقط در تشریفات رسمی سالانه. تا زمانی که شرایط امنیتی و جسمی اجازه می‌داد، رهبر انقلاب به استان‌های مختلف سفر می‌کردند و با همه اقشار دیدار داشتند. به یاد دارم در دهه ۸۰ که برای تدریس به اراک می‌رفتیم، هم‌زمان با سفر استانی ایشان بود (در اوج دوران اصلاحات). رئیس وقت دانشگاه آزاد اراک به ما توصیه می‌کرد که «مثل آقا باشید» و با دانشجوها رفیق شوید. او خاطره‌ای تعریف کرد که جوانی را با ظاهری متفاوت به دیدار آقا آوردند و مسئولین نگران بودند.

لزوم ساختارسازی برای مشارکت همه اعضای جامعه

آن جوان که نخبه موسیقی بود، وقتی شروع به صحبت کرد، آقا بحث‌های تخصصی موسیقی و نت‌ها را با او مطرح کردند، به طوری که آن جوان مبهوت و «قفل» شده بود. این یعنی همان حرف فارابی: همه اعضای جامعه نقش‌آفرینند. تحقق این امر هم «فرهنگ» می‌خواهد و هم «ساختار». صرفِ باور داشتن کافی نیست، باید برای حضور افراد در حکمرانی ساختارسازی کرد.

کمترین حقی که می‌توان به یک فرد در جامعه داد، حق نظارت و اظهار نظر است. باید شرایطی فراهم شود که آن جوان نخبه یا هر فرد دیگری بتواند در رأس حاکمیت حضور یابد، مطالباتش را بگوید و امام جامعه با «کف جامعه» ارتباط مستقیم و بی‌واسطه داشته باشد. این تعامل دوطرفه، ضامن سلامت و پویایی مدینه فاضله است.

در مدینه فاضله، صرفاً بحث «رئیس» مطرح نیست، بلکه همه اعضا دارای نقش هستند. برای تحقق این جامعه آرمانی، باید به چند مسئله اساسی توجه داشت: نخست اینکه سعادت چیست و کمال حقیقی کدام است؟ دوم اینکه رئیس کیست؟ و سوم، نقش «عقل» چیست؟ شما در تمام سخنرانی‌های امامین انقلاب (رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری) مشاهده می‌کنید که ایشان ترجیحاً بر پایه پیوند «عقل و معنویت» مباحث را پیش می‌برند.

آن لطیفه‌ای که درباره دیدار بوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر مطرح است -که فارغ از صحت تاریخی‌اش، لطیفه‌ای آموزنده است- به همین نکته اشاره دارد. ابوسعید می‌گوید: «هر جا من با چراغ رفتم، این کور (اشاره به فیلسوف) با عصا آمد». اگرچه منظور او چراغ عرفانی است، اما واقعیت قضیه این است که آن چراغ بدون محافظتِ عقل، با یک فوت خاموش می‌شود و در معرض بادهای مخالف قرار می‌گیرد.

قساوت قلب بنی‌امیه ناشی از دوری از معنویت، عدم اعتماد به خدا و بی‌توجهی به پاداش‌های الهی بود؛ اما انحراف خوارج و متحجرین ناشی از چیست؟ از جهالت و کنار گذاشتن عقل است. خداوند در قرآن کریم بارها ما را به تدبر دعوت کرده و از «اولوا الالباب» سخن گفته است. تأکید بر تبیین و تعقل در قرآن فراوان است؛ بنابراین نمی‌توان عقل را کنار گذاشت، چرا که بحران اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

زمانی که عقل را کنار بگذاریم، دچار انحراف می‌شویم. خاطره‌ای از یک جریان انحرافی در دانشگاه نقل می‌کنم که بعدها جزو غرب‌زده‌ها شدند. استادی می‌فرمود که سران این جریان در خلوت تشکیلات خود، کتاب «آموزش فلسفه» علامه مصباح یزدی را می‌خواندند تا قدرت استدلالشان بالا برود، اما به دیگران توصیه می‌کردند که آن را نخوانند! آن‌ها می‌دانستند که اگر عقلانیت و قدرت استدلال در بدنه جامعه قوی شود، دیگر نمی‌توانند بر افکار مردم مسلط شوند.

ضرورت عقلانیت و پرهیز از کمیت‌گرایی در جامعه

باور کنید تا همین اواخر، این «کمیت‌گرایی» در آموزش برای من قابل هضم نبود؛ اینکه مدام دانشگاه‌ها را توسعه دادیم یا صرفاً بر آمار کمیِ نهضت سوادآموزی تمرکز کردیم. اما حقیقت این است که وقتی اکثر جامعه دارای خرد، هستی‌شناسی و جهان‌شناسی عمیق شوند، دیگر عده‌ای نمی‌توانند ارباب آن‌ها باشند. ممکن است در ابتدا، وقتی با انتقاد یک جوان روبرو می‌شویم، به ما بر بخورد و بگوییم: «تو بیست سال پیش کجا بودی؟»؛ اما واقعیت این است که رشد عقلانیت در جامعه باعث می‌شود مردم پرسشگر شوند و این ارزشمند است.

البته قرار نیست همه به یک نقطه مساوی برسند، اما به قول اهل دل «الطارق الی الله بعدد انفاس الخلائق»؛ راه‌ها به سوی خدا به تعداد آدم‌هاست و همه می‌توانند اهل شعور باشند؛ لذا قرآن با «اقرأ» شروع می‌شود. شهید سلیمانی خاطره‌ای از یک پاسدار نمونه نقل می‌کرد و می‌گفت: «حقوق منِ فرمانده با نیروی زیردستم یکی بود؛ همه برادر بودیم». نظم لازم است -همان‌طور که امیرالمؤمنین (ع) فرمود «نظم امرکم»- اما نظم نباید «قبله» و هدف نهایی شود، بلکه ابزاری برای رسیدن به فضیلت‌هاست.

آن فضیلت‌هاست که باید اصل باشد؛ اینکه یک سرلشکر در عین اقتدار، در دلش خاضع باشد. اما اگر کسی در حین عمل جدی لودگی کند، این فضیلت نیست؛ زیرا لودگی در لحظه نظم، به معنای تعطیل کردن عقل است. به تعبیر عامیانه، «پسرخاله‌بازی» درآوردن در کار جدی، رفاقت نیست، بلکه بی‌عقلی است و ساختار را سست می‌کند.

خاطره‌ای از روزهای اول رحلت امام (ره) نقل شده است -گمانم توسط یکی از نوه‌های ایشان- که بسیار آموزنده است. می‌گفتند روزی که امام با شدت و غضب فرمود «آمریکا هیچ غلطی نمی‌کند»، همه ما پشت صحنه از هیبت و صلابت ایشان میخکوب و قفل شده بودیم. اما دقایقی بعد که ایشان پایین آمدند و در حیاط کوچک خانه قدم می‌زدند، با لحنی بسیار مهربان و پدرانه پرسیدند: «خب پسرم، نمازت را خواندی؟».

نشست غفاری فر مؤسسه فرج نژاد

تمایز نقش اجتماعی و فضایل فردی در سیره رهبران

آن غضب در برابر آمریکا، «نظمِ مواجهه با حادثه» بود و امام در آنجا به عنوان یک رهبر و مربی مقتدر نقش ایفا می‌کرد، نه اینکه با شخصی دعوا داشته باشد. این همان فضیلت است که انسان بداند کجا باید مقتدر باشد و کجا رئوف. متأسفانه امروز برخی دوباره به سمت ادبیات چپ و کمونیستی دهه اول انقلاب می‌روند؛ جریانی که من آن را «چپ نسل سوم» می‌نامم و ادبیات سوسیالیستی را ترویج می‌کند.

جالب اینجاست که این افراد برای رهبران خودشان تقدس و امکانات ویژه قائل‌اند، اما برای دیگران شعار برابری سر می‌دهند! این همان کاری است که گروه‌های چپ اول انقلاب، از گروه فرقان و چپِ الحادی گرفته تا منافقین و مجاهدین انقلاب اسلامی انجام می‌دادند. کسانی که امروز در مسئولیت هستند، نباید فریب این ظواهر را بخورند و ارزش‌های اصیل دینی و انقلابی را قربانی این تفکرات التقاطی کنند.

نکته‌ای که شهید سلیمانی بر آن دست گذاشت، این بود که هر چیزی باید سر جای خودش باشد؛ بدون نظم حکومت شکل نمی‌گیرد، اما نظم همه چیز نیست. از بحث مدینه جاهله و فاسقه که بگذریم، بازمی‌گردیم به تعریف فارابی از «مدینه فاضله»: جامعه‌ای که شامل اجتماع افراد است، «سعادت حقیقی» غایت مشترک آن‌هاست و برای تحقق آن با یکدیگر «تعاون» و همکاری دارند.

اگرچه ما شاید تصویر دقیقی از سال ۴۲ نداشته باشیم، اما تصویر سال ۵۶ و بحث تعاون و همبستگی مردم کاملاً روشن است. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بسیار شفاف و بی‌پیچیدگی بود. خدا را شکر که در قانون اساسی ما چیزی تصویب نشد که مردم نخواسته باشند؛ بلکه قانون اساسی دقیقاً همان چیزی را که مردم فریاد زدند و خواستند، به تصویب رساند و قانونی کرد.

بله، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک دفعه و بدون مقدمه توسط امام مطرح نشد که بگوییم ایشان وسط راه نظرشان عوض شد؛ خیر، این کلمات دقیقاً ضبط شده و خواست مردم بود. در شعارهای سراسر ایران، مردم با جدیت فریاد می‌زدند: «مرگ بر شاه»، «الله‌اکبر، خمینی رهبر» و «الله واحد، خمینی قائد». این‌ها واژه‌هایی بود که مردم پیش از تصویب قانون اساسی و پیش از اینکه در اصل اول ذکر شود «خمینی رهبر کبیر انقلاب است»، بیان کرده بودند. بنابراین، حرکت به سمت آن سعادت حقیقی و تعاون و همکاری در این اجتماع، کاملاً ریشه در خواست مردم داشت و الان هم همین‌طور است.

من شما و مخاطبین آینده را که شاید بارها این صحبت‌ها را بشنوید، به «میدان قدس» و ماجرای جنگ ۱۲ روزه ارجاع می‌دهم. قرار نیست ما همیشه برای هم گریه کنیم؛ اما اگر یکی از ما مریض شد، همه بسیج می‌شویم. در زمان زندگی عادی، هرکس مشغول کار خودش است؛ قرار هم نیست دائم برای هم برقصیم، اما اگر عروسی شد، در شادی هم شریک می‌شویم. این جملات را به کار می‌برم چون برخی تصور می‌کنند همین که زندگی به حالت عادی برگشت، مردم از هم جدا شده‌اند؛ خیر، این‌طور نیست.

تفاوت تعاون اسلامی با اشتراک‌گرایی کمونیستی

شما در یک محیط ساده روستایی، زندگیِ واقعی اجتماعی را می‌بینید؛ جشن هست، عزا هست، دادوستد، چانه زدن، بالا و پایین قیمت‌ها و حتی دعوا و گله‌گذاری هم هست. اما در همین روستا و فامیل، در دو نقطه اوج همکاری را نشان می‌دهند. اگر جامعه بی‌تفاوت و بی‌غیرت باشد، یک مراسم عزا یا عروسی خیلی غریبانه برگزار می‌شود؛ اما در یک جامعه پویا، وقتی به نقطه بحرانی یا شادی می‌رسند، اختلافات را کنار می‌گذارند. قرار نیست مردم ما مثل زمان جنگ همیشه در کف خیابان با هم کار کنند؛ اگر چنین باشد، مدل ما «کمونیستی» می‌شود.

در مدل کمونیستی کسی برابر تلاشش پاداش نمی‌گیرد، اما اسلام راه پول درآوردن از دست مالکان را به شیوه دیگری به ما یاد داده است. اسلام خمس، زکات، صدقه، وقف، خیرات شب جمعه و کفاره را قرار داده تا از مالک پول دریافت کند و خرج خدمت اجتماعی نماید. اسلام می‌گوید: «شما مالک باش، اما بده؛ وقف کن، مدرسه و مسجد بساز». اینجاست که فرد بافضیلت از فرد تنبل و مفت‌خور متمایز می‌شود. اما اگر قرار باشد کمونیستی زندگی کنیم، اندیشه‌ها و استعدادها به کار نمی‌افتند. بنابراین، تفکیک مالکیت و تلاش فردی از دزدی و غصب ضروری است.

بحث «تعاون» جایی خود را نشان می‌دهد که بحرانی رخ دهد. شاید در زمان آرامش، افراد کم‌فهم از هر دو طرف (چه مدعیان ولایت‌مداری و چه منتقدان انقلاب) بگویند مردم دیگر پای کار نیستند؛ اما میدان قدس تهران خلاف این را ثابت کرد. مردم بعد از این همه بحران، نشان دادند همان مردمِ میدان قدس، همان تشییع‌کنندگان حاج قاسم و همان عاشقان روح‌الله هستند. وقتی لوله آب ترکید و میدان در حال فرو رفتن بود، دیدید آن خانم پرستار که شاید در حالت عادی از سوسک بترسد، چگونه با شجاعت و جسارت به دل حادثه رفت؟ این روحیه تعاون همیشه در باطن این جامعه بوده و هست.

ویژگی‌های رئیس دوم در مدینه فاضله و تطبیق با رهبران انقلاب

حال بیاییم بحث را به محور اصلی، یعنی تحلیل شخصیت مقام معظم رهبری با رویکرد «مدینه فاضله فارابی» نزدیک کنیم. با فرض اینکه ما با مدینه جاهله و فاسقه کاری نداریم و در مدینه فاضله هستیم، باید بدانیم که در عصر غیبت امام معصوم، «رئیس اول» حضور ندارد. ما با «رئیس دوم» سروکار داریم که ریاستش «بالعرض» است، نه بالذات. فارابی ویژگی‌های رئیس دوم را برمی‌شمارد و مواردی چون فهم عمیق، حافظه قوی، هوش و فراست را ذکر می‌کند.

شما اعترافات دشمنان و بازماندگان پهلوی را ببینید؛ وزیر اطلاعات زمان شاه صراحتاً می‌گوید که سطح شعور سیاسی مردم ایران توسط تربیت سیاسی آقای خامنه‌ای بالا رفته است. این اعتراف دشمن نشان‌دهنده همان «فهم عمیق» و قدرت رهبری در ارتقای جامعه است. اگر بخواهیم از منظر جامعه‌شناختی و نه صرفاً فضایل فردی نگاه کنیم، مهم‌ترین ویژگی امامین انقلاب «درک صحیح و تشخیص درست مردم» بوده است.

مرحوم طالقانی را در نظر بگیرید؛ شخصیتی که دشمن طمع کرده بود او را به عنوان رهبری در مقابل امام علم کند تا بتواند امام را بزند. اما آن مرد خداجو و متقی، وزن خودش و وزن امام را می‌دانست. او هرگز در ذهن خود چنین مقایسه‌ای نمی‌کرد؛ او رفیق، همکار و همیار امام بود، اما خود را «پیرو» می‌دانست، نه هم‌سطح. طالقانی مجاهد نستوه بود – و این تعبیر لطیفه نیست – کافیست خاطرات زندان، شکنجه‌ها و حتی شکنجه شدن فرزندش در برابر چشمانش را بخوانید تا ببینید چگونه منقطع‌الی‌الله و برای دفاع از دین ایستادگی کرد.

اعتماد بی‌نظیر امام (ره) به مردم در مقایسه با وقایع صدر اسلام

مرحوم طالقانی نقل می‌کرد که در عصر ۲۱ بهمن به امام تلفن زدم و گفتم: «آقا جان! شما ایران نبودید و این رژیم را نمی‌شناسید؛ این‌ها سفاک هستند و به صغیر و کبیر رحم نمی‌کنند. اعلام کنید مردم به خانه‌هایشان بروند.» اما امام مخالفت کردند. برخی بعد متافیزیکی و دستور الهی را مطرح می‌کنند که بحث دیگری است، اما حتی با نگاه به آن بعد، اگر امام به امتش اعتماد و اعتقاد نداشت، شاید احتیاط می‌کرد. سند قرآنی این موضوع در واقعه غدیر است؛ پیامبر اکرم (ص) در آنجا آن‌چنان ظرفیت و شعوری در مردم نمی‌دید و نگران بود، تا جایی که خداوند صراحتاً فرمود: «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ». من نمی‌گویم مردم آن زمان بدهکار بودند، اما آن ظرفیت لازم را نداشتند و پیامبر (ص) در آن‌ها این آمادگی را نمی‌دید.

امام (ره) اما به مردمش اعتماد داشت؛ حتی اگر بگوییم دستور متافیزیکی داشت، مانند برادرش حضرت ابراهیم (ع) دچار تردید نشد که «نکند خیال باشد». پیامبر (ص) به دلیل عدم اطمینان به ظرفیت جامعه آن زمان درنگ کرد، ولی امام با تکیه بر اعتماد به مردم، محکم ایستاد. در قضیه کوی دانشگاه (۱۸ تیر ۷۸) نیز همین‌طور بود؛ بسیاری از خوبان و نخبگان کم آوردند و فکر می‌کردند مردم جمع نمی‌شوند. زمانی که راه برای سخنرانی در دانشگاه تهران باز شد، همه ترسیدند و گفتند «کی بود کی بود، من نبودم»، اما وقتی جمعیت در ۲۳ تیر به خیابان ریخت، همه متحیر شدند. این نشان‌دهنده فهم عمیق رهبری از جامعه است.

این فهم عمیق با یک حافظه فوق‌العاده قوی همراه است؛ چه حافظه تاریخی، چه جغرافیایی و چه فقهی. ما که شصت سالمان شده و کارمان فقط درس خواندن و درس دادن است، گاهی مطالب یادمان می‌رود. اما ایشان در اولین سفرشان به قم، از نمایشگاه کتاب یکی از مراکز علمی پژوهشی بازدید کردند. چهار سال بعد، در یک سفر غیررسمی دوباره از همان مجموعه بازدید کردند. مسئول مرکز شروع کرد به توضیح دادن تولیدات، که آقا فرمودند: «این‌ها را که چهار سال پیش نشان دادید؛ تولید جدیدتان چیست؟» این دقت نظر در حالی است که هزاران بازدید و ملاقات دارند.

نمونه دیگر، دیدار ایشان با حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی بعد از فتنه ۸۸ است. در آن دیدار (که صوت و تصویرش موجود است)، رهبری خاطراتی از پدر آیت‌الله صافی نقل می‌کنند که خود ایشان با آن دقت به خاطر نداشتند و آقا با حافظه، هوش و فراست جزئیات را تصحیح کردند. ما می‌نشینیم و می‌نویسیم و کار می‌کنیم، اما ایشان با یک سخنرانی تمام نقشه‌های دشمن را نقش بر آب می‌کند. سخنرانی اخیر ایشان جهان را به هم ریخت؛ پوتین به مترجمانش دستور می‌دهد سخنرانی رهبری را لحظه‌ای ترجمه کنند تا اولین نفری باشد که تحلیل و خبر را دریافت می‌کند، زیرا می‌داند این سخنان در جهان تأثیرگذار است.

هوشمندی استراتژیک و اقتصادی در شناسایی تهدیدها و مفاسد

چهره‌های سیاسی غرب و شرق، وقتی خدمت آقا می‌رسند، اعتراف می‌کنند که ایشان اطلاعاتش از کشور خود آن‌ها بیشتر است. مهاجرانی داستانی نقل می‌کند درباره ملاقات پسر رفیق حریری که آمده بود تا آقا را راضی کند حزب‌الله خلع سلاح شود. آقا با اشاره به یک رمان لبنانی، پیامی به او دادند که لبنان بدون مقاومت مانند عروس زیبایی است که دزدیده می‌شود؛ و بدین ترتیب پروژه خلع سلاح را منتفی کردند. این هوشمندی فقط در عرصه نظامی نیست، بلکه در عرصه اقتصادی نیز مشهود است.

ماجرای شهرام جزایری چگونه لو رفت؟ من اگرچه نقدهایی دارم، اما در عرصه اجرایی بوده‌ام و سختی اجرا را می‌دانم؛ این حرف نقد به بچه‌های امنیتی نیست، اما هوش آقا اینجا به کمک آمد. خبر دادند که جوانی آمده و ۱۵۰ میلیون تومان خمس داده است. ذهن ایشان که از هوش مصنوعی قوی‌تر عمل می‌کند، سریع محاسبه کرد: ۱۵۰ میلیون خمس یعنی طرف ۹۰۰ میلیون سود خالص داشته است؛ و برای چنین سودی باید حدود ۱۰۰ همت (هزار میلیارد تومان) تراکنش مالی داشته باشد. در آن زمان کل گردش مالی جمهوری اسلامی این‌قدر نبود. ایشان فهمیدند که این پول از راه عادی و سالم به دست نیامده و حاصل هوش اقتصادی سالم نیست، بلکه فساد است.

متأسفانه برخی افراد به ظاهر انقلابی و صددرصد زاهد فریب خوردند. این فرد برای یکی حوزه علمیه ساخت، برای دیگری در زنجان یا قزوین دارالقرآن بنا کرد و آن آقایان مؤمن هم نپرسیدند این پول از کجا آمده است. نگفتند «مگر نذر یزید داری که این‌همه پول می‌دهی؟» شروع ارتباطشان هم با یک استخاره بود؛ خودش را در مکه کنار حاج‌آقا جا کرد و با یک چهره حزب‌اللهی اعتمادها را جلب نمود.

مشکل اینجاست که سطح شعور سیاسی گاهی پایین است. ما به جای اینکه از این هوشمندی درس بگیریم و مراقب نفوذ باشیم، وقتی کم می‌آوریم یا می‌خواهیم نفهمی‌ها و کثافت‌کاری‌های خودمان را توجیه کنیم، شروع می‌کنیم به لجن‌مال کردن بیت رهبری تا عقیده فاسد خودمان را جا بیندازیم. در حالی که آن هوش و درایت بود که جلوی انحرافات بزرگ را گرفت.

آسیب‌شناسی جریان‌های داخلی و دفاع از جایگاه ولایت

برخی می‌گویند «این عکس را بیت منتشر کرده و حساب ما از بیت رهبری جداست»؛ شما غلط می‌کنید چنین حرفی می‌زنید! این دفاع از دین نیست، بلکه زدن ریشه امامت است. من صریحاً نوشتم که اگر کسی را قبول ندارید، نداشته باشید، اما این نوع موضع‌گیری انحراف است. آقا چهار فرزند پسر ناب و فاضل دارند؛ آیا اینکه گزارش همه امور را به ایشان نمی‌دهند یا شما تصاویرشان را نمی‌بینید، به معنای دیکتاتوری است؟ در کنار این فرزندان، داماد ایشان دیپلمات ارشد جهان است و همه در اوج سلامت زندگی می‌کنند، اما هیچ‌کس این فضایل را نمی‌بیند و سکوت می‌کنند.

ما نباید خودمان را فریب دهیم و خلاص کنیم. بله، نفوذی‌ها وجود دارند اما نفوذی‌های اصلی همین تفکرات انحرافی هستند؛ عمله اکره، گروه فرقان و مجاهدین خلق امروز شمایید. شما با این منطق، به راحتی از شخصیت‌هایی مانند طالقانی هم عبور خواهید کرد، همان‌طور که مسعود رجوی فرمانده‌تان بود. من بارها هشدار داده‌ام که این جریان، حتی از طالقانیِ خودشان هم عبور می‌کنند، اما با امثال موسوی خوئینی‌ها تا آخر می‌مانند.

در یکی از گروه‌ها دیدم که حتی رفقای خودی دست و پا می‌زدند و حملات اخیر را به اصلاح‌طلبان نسبت می‌دادند. گفتم این فردی که توییت زده، یا روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب است یا عضو هیئت امنای فلان جا که دو ماه پیش دولت را به رابطه مخفی با آمریکا متهم کرد. خیلی راحت می‌آیند و ادعا می‌کنند؛ یکی از مشکلات اصلی این «نفهم‌های انقلاب» از ابتدا تاکنون این است که زندگی کبک‌وار دارند، سر را در برف کرده و از واقعیات غافل‌اند. اگر نخواهیم بگوییم جاسوس یا اجیر هستند، قطعاً بی‌منطق و فاقد شعور سیاسی‌اند.

وقتی امثال من همان شب واقعه متوجه نیت شوم شما شدیم، بقیه هم می‌فهمند. پیامبر اکرم (ص) خالد بن ولید یا ابوسفیان را مأمور می‌کرد؛ آیا شما حق دارید بگویید چرا پیامبر چنین کرد و با آن‌ها درگیر شوید؟ من نمی‌خواهم بدبینانه نگاه کنم، اما چرا به خودتان اجازه می‌دهید به شخصیت‌های نظام توهین کنید؟ تمام همت یک گروه در روزهای اخیر این بوده که سخنان رهبری را به حاشیه ببرند. آقا برای اینکه به این‌ها بفهماند دروغ می‌گویید و دنبال راه رئیسی نیستید، فرمودند رئیس‌جمهور جدید دارد راه رئیسی را ادامه می‌دهد.

نفاق سیاسی و بازخوانی پرونده مدعیان انقلابی‌گری

هیچ‌کس در این جمهوری اسلامی مانند من نوشته‌های این جماعت را ندارد. وقتی آقای رئیسی به فیضیه آمد، همین‌ها نوشتند: «این آخرین سفر قاتل است» یا تیتر زدند «اخراجی از انقلابیون». حالا که ایشان شهید شده، شما دم از آقای رئیسی می‌زنید؟ همان آدم‌هایی که پلاکارد «استخر فرح در انتظار توست» دست گرفتند و به من فحش دادند، اکنون مدعی شده‌اند. من گفتم شما بی‌غیرت هستید که از شهید رئیسی دفاع نمی‌کنید، زیرا می‌خواستید او کشته شود. دلیلش هم روشن است؛ این‌ها اجیر اسرائیل هستند.

اگر ایران با آذربایجان درگیر می‌شد، چه کسی سود می‌برد؟ قطعاً اسرائیل. حتی اگر فرض کنیم رئیس‌جمهور آذربایجان در این ماجرا نقش داشته، آیا امت اسلامی نمی‌توانست به بهانه انتقام، جنگ داخلی راه بیندازد؟ امیرالمؤمنین (ع) با وجود قتل حضرت زهرا (س) اجازه نداد جنگ داخلی راه بیفتد تا اصل اسلام حفظ شود. کسی که ظاهر الصلاح است و با نام مذهبی به من پیام می‌دهد که «مطالب را معلق می‌گویی»، باید بفهمد که بصیرت یعنی شناخت همین بزنگاه‌ها.

شما فکر می‌کنید من خاک پای آیت‌الله خزعلی، جنتی و یزدی نمی‌شوم؟ آن زمان که چپ‌های اول انقلاب هر چه فحش داشتند به این بزرگان می‌دادند، ما دفاع می‌کردیم. فکر می‌کنید فقط امثال موسوی خوئینی‌ها شاخ داشتند؟ خیر، افرادی مثل ابراهیم اصغرزاده در مجلس سوم خطاب به آیت‌الله یزدی فریاد می‌زدند که «بگیر و این‌ها را در میدان اعدام کن». این همان منطق خوارج است؛ اگر جلوی‌شان را نگیرند، فساد می‌کنند و اگر ببندند، باز هم طلبکارند.

این‌ها عادت کرده‌اند به اخلاق «گدا صفوی»؛ یعنی نمی‌توانند درست زندگی کنند و برای نفس خودشان زهد می‌فروشند. اگر بهترین لباس را هم برایشان بخری، آن را پاره می‌کنند تا ژنده بپوشند. در مقابل، کسی مثل مرحوم آقای واعظی بود که در خانه‌اش مبل داشت، اما بعد از انقلاب او را متهم کردند؛ در حالی که زهد به ظاهر نیست.

جایگاه علمی رهبری در نگاه فقهای بزرگ

ما قدر سرمایه‌هایی مثل حکیم عالم به شرایع و سنن، حضرت آیت‌الله شاهرودی را ندانستیم. کسانی که مخاطب من هستند و اهل حوزه‌اند، می‌دانند که هر نوع ایرادی به حامیان رهبری بگیرند، نمی‌توانند بگویند فلانی ملا نیست. ایشان پرورش‌یافته مکتب نجف و شاگرد علی‌الاطلاق آیت‌الله خویی بود. وقتی او عمامه گذاشت، مرحوم آقای خویی گریه کرد و گفت «دوست داشتم پدرت بود و این صحنه را می‌دید».

ایشان نه در سال ۱۴۰۰ یا ۱۳۹۰، بلکه در دهه هفتاد و هشتاد فرمودند: «من بارها به آقا عرض کردم که درس خارج فقه خود را در صدا و سیما پخش کنید». این پیشنهاد از سوی کسی بود که خود از استوانه‌های علمی حوزه و شاگرد مبرز مراجع بزرگ محسوب می‌شد. این یعنی سطح علمی رهبری به قدری بالاست که اگر دروس ایشان عمومی منتشر می‌شد، دهان تمام منتقدان علمی و حوزوی بسته می‌شد و همه می‌فهمیدند که ایشان در قله فقاهت قرار دارند.

عمق فقاهت رهبری و بازخوانی هویت تاریخی و دینی ایران

بسیاری از متخصصان علوم انسانی و حوزوی در خصوص انتشار دروس خارج فقه رهبری سؤال می‌کنند. خودشان نقل می‌کنند که وقتی از ایشان پرسیده شد «آیا امکان پخش این دروس وجود دارد؟» ایشان با تواضع فرمودند که شاید برای پخش عمومی خیلی جالب نباشد، اما واقعیت این است که این دروس بسیار علمی، دقیق و فنی است. مرحوم آیت‌الله سید جعفر کریمی که همه او را به صراحت لهجه و رک‌گویی می‌شناختند (و اهل تعارف نبودند)، بارها بر دقت نظر و عمق علمی این مباحث صحه گذاشته بودند.

خاطره‌ای بدون ذکر نام نقل می‌کنم که بسیار پرمعناست. یکی از علما تعریف می‌کرد که در روزهای اول انتخاب رهبری، شخصی گفت: «من در مرحله اول در مجلس خبرگان به “شهادت عدول” رأی دادم (یعنی بر اساس اعتماد به نظر دیگران)، اما الان پس از گذشت یک سال، بر اساس “علم خودم” و شناخت شخصی از اجتهاد و فقاهت ایشان رأی می‌دهم.» این نشان می‌دهد که در همان سال اول، برای خواص و اهل علم ثابت شد که ایشان نه فقط بر اساس صلاحیت‌های عمومی، بلکه بر اساس فهم عمیق از روح شریعت و جامع‌نگری فقهی، شایسته این جایگاه هستند.

امروز هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که تشیع به واسطه امامین انقلاب (امام خمینی و رهبری) در جهان چنین زیبا و مقتدر جلوه کرده است. اما این تفکر چگونه از دل اسلام، بحث ایران و هویت را مطرح می‌کند؟ فهم من این است که باید به ریشه‌ها نگاه کنیم. «یثرب» قبل از اسلام به معنای محل گناه بود و بعداً به «مدینه النبی» تبدیل شد. اما اکنون حاکمان آن سرزمین چه کسانی هستند؟ اگر خدای‌نکرده روزی به مدینه تعرض شود و بگویند با اماکن مقدس کاری نداریم اما شهر را ویران می‌کنیم، ما چه می‌کنیم؟ قطعاً دفاع می‌کنیم، زیرا آنجا هویت تاریخی ۱۴۰۰ ساله ماست؛ تاریخ قرآن، جهاد و تشیع است.

حال سؤال اینجاست: اگر ایرانِ امروز هویت ما نیست، پس هویت ما چیست؟ برخی اشعاری می‌خوانند که تاریخ قبل از اسلام در آن پررنگ است. دقت کنید؛ کمتر کشوری در جهان وجود دارد که تاریخ ۳۰۰۰ ساله «دینداری» داشته باشد. غیر از منطقه فلسطین که محل ظهور انبیاست، ایران سرزمینی است که در جای‌جای آن قبور پیامبران الهی وجود دارد (مانند دانیال نبی در شوش، حزقیال نبی و دیگران). وجود این مقابر نشانه چیست؟ نشانه این است که مردم این سرزمین در اصل و ریشه خود، پیرامون دین و خداپرستی می‌زیستند.

پیوند ناگسستنی ایران با توحید و نقد ناسیونالیسم افراطی

من کاری به بحث‌های تاریخی رایج درباره کوروش و جزئیات آن ندارم و نمی‌خواهم وارد این بحث شوم که آیا او پیامبر بوده یا خیر؛ اما آن سنگ‌نوشته‌ها و کتیبه‌های ۲۵۰۰ ساله یک واقعیت را فریاد می‌زنند: حتی اگر فرض کنیم پادشاهی ظالم بوده و می‌خواسته مردم را فریب دهد، در کتیبه‌اش از «خدا» و «قیامت» سخن گفته است. این نشان می‌دهد که ۲۵۰۰ سال پیش در ایران، مفاهیم خدا، رسول و معاد موضوعیت داشته است. اگر در فرهنگ عمومی مردم خبری از خدا نبود، حاکم برای مشروعیت خود به آن متوسل نمی‌شد. پس یا خودشان موحد بودند یا فرهنگ عمومی جامعه، فرهنگی دینی و الهی بوده است و این بهترین سند دینداری تاریخی ماست.

در قرآن کریم نام «مجوس» در کنار ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) آمده است. متأسفانه عده‌ای ناسیونالیسم عربِ جاهل و در مقابل عده‌ای ناسیونالیسم ایرانیِ افراطی، معنای «مجوس» را بد جلوه دادند. اگر مجوس بودن بد است، پس (نعوذبالله) یهودیت و مسیحیت هم در آن سیاق باید بد باشد، در حالی که قرآن این‌ها را به عنوان ادیان و گروه‌های دینی برمی‌شمرده است. بحث ما تعصب نیست؛ بحث فهم روح شریعت است. ما بندگان خداییم و برای همه بندگان خدا و تاریخ تفکر توحیدی احترام قائلیم.

ایرانِ ما سرزمینی است که ۳۰۰۰ سال به کتب و اصول اعتقادی (هرچند با افت و خیز) ایمان داشته است. درست است که در مقاطعی دچار انحراف شده، همان‌طور که مدینه پس از پیامبر (ص) به فاصله کمی به دست ابوسفیانی‌ها افتاد و دچار جاهلیت شد. اما در متون روایی ما، فضایل ایران و ایرانیان از زبان اهل‌بیت (ع) بیان شده است. من دنبال ترویج ناسیونالیسم نیستم که بخواهیم بر سر برادر مسلمان عرب بکوبیم (که این بی‌تقوایی است)، اما همان‌طور که پیامبر (ص) و امام سجاد (ع) به اجداد پاک خود افتخار می‌کردند، ما نیز باید به ریشه‌های توحیدی و تمدنی خود افتخار کنیم.

ما از ظالمانی که زور گفتند و با ستم کاخ‌هایی مانند تخت جمشید را ساختند، متنفریم؛ اما برای «اندیشه‌ها»، «عقلانیت»، «روح بلند» و «هنر زیبای» آن عصر احترام قائلیم. دانشمندان، مهندسان و هنرمندان آن دوران نیاکان ما و قابل تکریم هستند. ما داستان‌های ادبی فاخری مثل شیرین و فرهاد یا کتیبه‌های بیستون را نمی‌توانیم نادیده بگیریم؛ این‌ها نشان‌دهنده روح بلند عرفانی و هنری ایرانیان است. چرا نباید به این میراث افتخار کنیم؟ چرا نباید این‌ها را تکریم کنیم؟

نگاه متعالی اسلام به تمدن‌ها و انصاف قرآنی

در نگاه امامین انقلاب، اسلام به صورت متعصبانه و حذف‌کننده دیده نمی‌شود، بلکه همه عناصر مثبت تمدنی مورد احترام قرار می‌گیرند تا برای رضای خدا حفظ شوند. استاد بزرگوار شیخ حسین انصاریان نکته لطیفی از قرآن برداشت می‌کنند و می‌فرمایند: قرآن وقتی به اهل کتاب می‌رسد، با «انصاف» برخورد می‌کند. می‌فرماید عده‌ای از آن‌ها آن‌قدر امین هستند که اگر یک قِران نزدشان بگذاری خیانت نمی‌کنند، و عده‌ای آن‌قدر بد هستند که اگر کیسه‌ای طلا به آن‌ها بسپاری می‌دزدند. قرآن به خاطر گروه دوم، خوبی‌های گروه اول را فراموش نمی‌کند.

ما نیز باید با همین «انصاف قرآنی» به تاریخ خودمان نگاه کنیم. تاریخ ما سیاه و سفید مطلق نیست؛ هم نقاط تاریک ظلم شاهان را دارد و هم نقاط درخشان هنر، ادب و یکتاپرستی مردمان. روح قرآن به ما یاد می‌دهد که با قدرت استنباط و بیان نیکو، خوبی‌ها را جدا کنیم و بر آن‌ها ببالیم، و بدی‌ها را بشناسیم و از آن‌ها دوری کنیم. این همان مسیر عقلانیت و اعتدال است.

بازخوانی دوستی‌های دیرین و تأمل در مشی اخلاقی رهبری

این روزها کلیپ‌های زیادی منتشر می‌شود که می‌گویند «فلانی ایرانی‌ترین ایران» است. من یکی از رفقای قدیمی را به یاد دارم که بچه‌های بسیار باحال و باصفایی بودند. اگر قرار باشد در انتخابات رأی بدهند، خلاصه به آن کاندیدا رأی می‌دهند، نه الان. ما از سال ۷۰ با هم رفیق بودیم؛ در دوره دبیرستان رفاقت داشتیم و بعد که من طلبه شدم، با اینکه مسیر درس‌خواندنمان متفاوت شد، رفاقتمان از بین نرفت. ایشان الان تهران است و من قم. یک روز به اسم کوچک به من گفت: «حسن، من گاهی اوقات به صحبت‌های آقا دقت می‌کنم؛ وقتی مردم تکبیر می‌گویند، ایشان فعلی را که قبل از تکبیر نگفته بودند، بعد از تکبیر ادامه می‌دهند.»

ایشان مشهدی هم هستند و مشهدی‌ها که خدای ادبیات‌اند. من به علاقه‌مندی ایشان به تعلیم همه ما و این جمع اطمینان دارم؛ قلب شما هم همین است. همه شنوندگان علاقه‌مند هستند. روزی نباشد که ما باشیم و آقا نباشد، اما «کل نفس ذائقه الموت»؛ معلوم نیست چه کسی زودتر می‌رود. اگر احیاناً صوت ما ماند و ما نبودیم، هرچه جلوتر می‌روند، حتی اگر خدای‌نکرده از این جهت خللی پیش بیاید، باز هم مسیر روشن است.

به آن عزیز گفتم: حسن جان، آن موقع می‌شود نشان داد که ما امروز به کاروانسراهای عصر صفویه به‌عنوان فرهنگ‌سازی و ترویج زیارت امام رضا (ع) افتخار می‌کنیم و آن را نشانه دینداری تاریخی و شیعی خودمان می‌دانیم. حال بگوییم بسم‌الله؛ چه کسی نهج‌البلاغه را در ایران تشریح کرد؟ چه کسی صحیفه سجادیه را در ایران تکثیر کرد؟ چه کسی قرآن را در ایران رواج داد؟ چه کسی شعر و به‌ویژه شعر مناسکی را در ایران گسترش داد؟ همه را به تنهایی یا با هدایت ایشان بود.

یکی به تنهایی شروع می‌کند، بعد پیش می‌برد، بعد آقا هم تشویق می‌کنند و می‌گویند «بارک‌الله، احسنت»؛ نه، اصلاً خودشان فرماندهی کردند. برادران بروید مطالعه کنید؛ امید جهان به دو پدیده بود: یکی جوانان بیکار بعد از جنگ و دیگری زنان تحصیل‌کرده. بعد از ۳۰ سال، این پروفسور جامعه‌شناسی – که بچه کاشان است، نه تهران؛ تقی‌زاده ارمکی – در سال ۱۴۰۱ و قبل از جنگ ۱۲ روزه، بزرگ‌ترین چالش آینده جمهوری اسلامی را زنان دانست.

تبیین جایگاه زنان، جنگ شناختی و نقش روشنگری در جامعه

حالا بروید مصاحبه بعد از جنگ ۱۲ روزه را بخوانید؛ نه اینکه جنگ ۱۲ روزه همه چیز را به هم زد، بلکه حقیقت مردم را علنی کرد. فهم این‌ها از مردم غلط بود؛ چه حزب‌اللهی بی‌دقت، چه اصلاح‌طلب بی‌دقت، چه حزب‌الله‌نمای خائن، چه اصلاح‌طلب‌نمای خائن و چه دشمنان بیرونی. چند دقیقه پیش گفتیم قرار نیست همیشه برای شادی برقصیم یا همیشه برای عزا دور هم جمع شویم؛ قرار است «زندگی» کنیم. بله، در روز حادثه نیکو با هم شادیم و در روز حادثه بد با هم رفیق و کمک‌کار یکدیگر هستیم.

ایشان صریحاً می‌گوید بزرگ‌ترین چالش زنان است. من در همین شبکه‌هایی که داریم و تقریباً در حد نخبگانی مطالب مرا می‌بینند، چه در قم و چه شهرستان، در نقد او مطلبی نوشته بودم. آن موقع جنگ ۱۲ روزه هم نشده بود؛ اما بعد از جنگ ۱۲ روزه دیدم خیلی سفت‌تر از من حرف زد. چرا؟ برای اینکه آقا مردم را فرهیخته بار آورد. این نکته خیلی مهم است؛ واقعاً مردم فرهیخته‌اند. ببینید، این مصاحبه‌هایی را که می‌گیرند با این زاویه نگاه کنید و به مدل ظاهری آدم‌ها نگاه نکنید.

برادران و خواهران، آن‌هایی که صدای من را چه الان و چه بعداً خواهید شنید؛ حجاب واجب است؟ یقیناً. اما مگر تهمت حرام نیست؟ یقیناً. مگر ربا حرام نیست؟ یقیناً. مگر دروغ حرام نیست؟ یقیناً. مگر حسادت، کلاهبرداری و غصب حرام نیست؟ یقیناً. پرونده این‌ها هم در دادگاه هست. ما این دعا را می‌خوانیم: «صد بار توبه شکستیم…». آقاجان، منبری‌ها بیخود می‌کنند، آیه قرآن بیخود می‌کند اگر بگوییم «لا تقنطوا من رحمه الله» فقط آیه مداح‌هاست. آیه قرآن می‌گوید از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ یأس خودش یکی از گناهان کبیره است.

لذا همین جوانی که امروز این رفتار را دارد، خودش خسته می‌شود. من نمی‌گویم هیچ کاری نکنیم؛ حرف من این نیست. ما به حسب وظیفه هر کار خوبی را انجام می‌دهیم و هر کار بدی باشد، از خودمان تا دیگران اصلاح می‌کنیم. اما فکر نکنیم ما نقش کلیدی و مطلق داریم؛ به طور طبیعی هرکس کار خودش را انجام دهد، اصلاحات به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. برایتان سند بیاورم: قضیه مهریه.

تحول در نگرش اجتماعی به مهریه و ضرورت اقناع‌سازی

شما اگر ۱۵ سال یا ۲۰ سال پیش سر قضیه مهریه می‌خواستید نظام دخالت کند، جنگ خونین راه می‌انداختند؛ زن‌ها عملاً مریم (نماد) را می‌پاشاندند و به مجلس می‌رفتند. چرا جامعه زنان نگران هستند از این قضیه مهریه؟ ولی دیگر آن تلقی ۱۵ سال پیش را ندارند. چرا؟ چون احساس امنیتی با این مهریه ندارند. ولی واقعاً ۲۰ سال پیش ما که به دانشگاه می‌رفتیم، جوان‌ها سروصدا می‌کردند. می‌گفتند برادر من، ما تا یک حدی می‌توانیم دخالت کنیم؛ این‌ها رفتار اجتماعی است و ما نمی‌توانیم در اراده‌های مردم به راحتی دعوا کنیم.

آقا در حد خودش می‌گفت اگر من قرار است خطبه عقد بخوانم، ۱۴ سکه بیشتر نمی‌خوانم. به نهاد رهبری گفتند آقا تا می‌خواهی واسطه بشوی، ۱۴ تا بیشتر نه. اما تحمیل نمی‌توانستیم بکنیم. هدایتگری صورت گرفت، روشنگری صورت گرفت، بحث‌ها مطرح شد؛ به حدی که امروز اصلاً آن تب مهریه پرید و پرپر شد. از افراط آمدند به تفریط؛ اما حرف سرِ مردم است. مردم الان چه کار کردند؟ زنان چه کار کردند؟ کسی نمی‌تواند از این سوءاستفاده کند و بریزد توی خیابان؛ چرا؟ چون اصلاً همچین تلقی‌ای دیگر زنان از مهریه ندارند.

آیا درباره حجاب یعنی حاج آقا ما کار نکنیم؟ نه، کارهای مثبت باید انجام شود. در آن دستور پنج‌ماده‌ای که حالا صدایش درآمده، مهم‌ترین دستور آقا «اقناع» است. مهم‌ترین و اصلی‌ترین دستور آقا اقناع‌سازی است. بحث برخورد با نیم درصد هم نیست، با نیمِ دهم درصد است؛ آن هم با چه کسانی؟ با «فرماندهان».

خب معلوم است دیگر؛ شما بچه‌دزد را بگیرید یا فرمانده باند را بگیرید؟ به بچه آن کسی که فرمانده جعل می‌کند بگویی، تو همه کاره‌ای؟ در قاچاق هم همین است؛ بچه قاچاقچی را بگیری یا فرمانده قاچاقچی را؟ این هم همین است؛ دستور برخورد برای آن فرماندهان و سازمان‌دهندگان است. اما با دو طرف، چه موافق و چه مخالف، باید صحبت کرد. موافقِ زیاده‌خواه در حجاب و مخالفِ افراطی که چیز دیگری می‌گوید، هر دو باید اقناع شوند. بروید اقناع کنید.

قبلی در سازمان ملل مطرح شد: رژیم صهیونیستی؛ قاتل حقیقت و بزرگترین دشمن خبرنگاران
بعدی  فساد جنسی مدیران یوبیسافت و تأثیرات فرهنگی بر نسل جوان

مطالب مرتبط

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

۱۴۰۴-۱۱-۱۹

نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است

ادامه مطلب
نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر 1404

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب
نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها

۱۴۰۴-۱۱-۱۸

نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
آرشیو مطالب
  • بهمن ۱۴۰۴ (۵۱)
  • دی ۱۴۰۴ (۴۶)
  • آذر ۱۴۰۴ (۲۸)
  • آبان ۱۴۰۴ (۲۵)
  • مهر ۱۴۰۴ (۲۴)
  • شهریور ۱۴۰۴ (۵۰)
  • مرداد ۱۴۰۴ (۳۳)
  • تیر ۱۴۰۴ (۲۶)
  • خرداد ۱۴۰۴ (۱۹)
  • اردیبهشت ۱۴۰۴ (۱۱)
  • فروردین ۱۴۰۴ (۱۵)
  • اسفند ۱۴۰۳ (۲۱)
  • بهمن ۱۴۰۳ (۲۳)
  • دی ۱۴۰۳ (۱۹)
  • آذر ۱۴۰۳ (۲۹)
  • آبان ۱۴۰۳ (۲۰)
  • مهر ۱۴۰۳ (۳۱)
  • شهریور ۱۴۰۳ (۱۵)
  • مرداد ۱۴۰۳ (۱۱)
  • تیر ۱۴۰۳ (۱۱)
  • خرداد ۱۴۰۳ (۱۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۳ (۱۳)
  • فروردین ۱۴۰۳ (۱۶)
  • اسفند ۱۴۰۲ (۱۷)
  • بهمن ۱۴۰۲ (۱۸)
  • دی ۱۴۰۲ (۹)
  • آذر ۱۴۰۲ (۵)
  • آبان ۱۴۰۲ (۱۴)
  • مهر ۱۴۰۲ (۳۴)
  • شهریور ۱۴۰۲ (۳)
  • مرداد ۱۴۰۲ (۱۵)
  • تیر ۱۴۰۲ (۱۰)
  • خرداد ۱۴۰۲ (۳۴)
  • اردیبهشت ۱۴۰۲ (۳۵)
  • فروردین ۱۴۰۲ (۱۳)
  • اسفند ۱۴۰۱ (۵۳)
  • بهمن ۱۴۰۱ (۷)
  • دی ۱۴۰۱ (۱)
  • تیر ۱۴۰۱ (۷)
نوشته‌های تازه
  • نقدی بر فیلم غوطه‌ور | هشدار درباره «ویروس همجنس‌گرایی» که با پول نظام در حال تکثیر است
  • نقدی بر فیلم خواب | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد و تحلیل فیلم سرزمین فرشته‌ها | جشنوارۀ فجر ۱۴۰۴
  • نقد انیمه گاچیاکوتا | Gachiakuta 2025
  • نقد فیلم پروانه | جشنوارۀ فیلم فجر ۱۴۰۴
آخرین دیدگاه‌ها
  • شاگرد در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • فیلیوس فلیت ویک در نقد و تحلیل کامل فیلم هری پاتر
  • Hossein Arabnejad در نقدی بر فیلم کوچ | جشنواره فجر ۱۴۰۴
  • ناشناسم در هجو هویت قاجار در انیمیشن «ژولیت و شاه» | نقد انیمیشن ژولیت و شاه
  • نیکولا در نقد فیلم تلماسه Dune قسمت اول ۲۰۲۱ | امام زمان بر پردۀ سینمای هالیوود
محصولات
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 515.000
  • نشریه تخصصی تیه نشریه تخصصی تیه شماره 1
    نمره 4.00 از 5

    تومان 110.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 800.000
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • درباره استاد فرج نژاد مجله خردورزی | درباره استاد فرج نژاد
    تومان 110.000
  • دوره رسانه و جنگ شناختی دوره رسانه و جنگ شناختی
    تومان 515.000
  • دوره آموزش سینما استاد مستغاثی دوره آموزش سینما استاد مستغاثی
    تومان 1.200.000
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 250.000
  • دوره 0 تا 100 پریمیر دوره 0 تا 100 پریمیر(آموزش تدوین)
    تومان 500.000
  • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
    تومان 240.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • رهگیری خرید
  • ایران پدیا
نماد اعتماد الکترونیک
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

ورود
استفاده از شماره تلفن
آیا هنوز عضو نشده اید؟ ثبت نام کنید
ثبت نام
قبلا عضو شده اید؟ ورود به سیستم