توان مبارزه حوزه علمیه در برابر یهود
اگر تا دیروز برای زخمیکردن پیکر اسلام، شمشیر از نیام کشیده میشد و خیمهها را به آتش میکشیدند، امروز همان ضربه را با نورافکن و دوربین و پردۀ سینما وارد میکنند. میدان درگیری عوض شده؛ دیگر سخن از خندق و صفین و کربلا نیست، از سالنهای تاریک سینما، از نتفلیکس و هالیوود، از گوشیهایی که شبها تا دم چشم جوان مسلمان روشن میماند است. همان جریانی که روزی در کمین ولادت پیامبر صلالله علیه و آله بود و بعد در مسیر شهادت اهلبیت علیهمالسلام قدمبهقدم پیش آمد، حالا فهمیده است برای مهار دین، کافی است تصویر دین را در ذهن مردم مخدوش کند؛ بیآنکه حتی تیری شلیک کند.
پدیدآورنده: محمدسجاد سلیمی
مقدمه | توان مبارزه حوزه علمیه در برابر یهود
کارکرد هالیوود را اگر فقط سرگرمی ببینیم، اصل ماجرا را گم کردهایم. قهرمان را از نو تعریف میکنند، نجات و رستگاری را در چارچوبی دیگر نشان میدهند و کمکم حق و باطل را جابهجا مینمایانند. در بسیاری از این روایتها، مسلمان یا چهرهای خشن و غیرمنطقی است، یا انسانی حاشیهنشین و بیاثر؛ در مقابل، چهرۀ یهودیان و همپیمانانش اغلب در قالب نابغهای دوستداشتنی، قربانی مظلوم یا مغز متفکر ناجی جهان تصویر میشود. حال حوزۀ علمیه هم اگر خود را تنها مجموعهای درحال تحصیل و فتوادِه ببیند، بخشی از ظرفیتش را از دست خواهد داد.
تورات و سخنان خاخامهای اعظم، یهودیان را نسبت به ظهور پیامبر اکرم صلالله علیه و آله و تشکیل حکومت دینی توسط ایشان، آگاه کرده بود. آنها که از علم نسبشناسی بهرهمند بوده و پیامبر خدا را مانند فرزندان خود میشناختند[1]، به شهادت رساندن حضرت هاشم و حضرت عبدالله را بهعنوان راهکاری برای جلوگیری از تولّد حضرت محمد صل الله علیه و آله دانسته و مرتکب چنین جنایتی شدند. ارادۀ خداوند اما امر دیگری تعلّق گرفته بود و با تمام دسیسههای یهود، حضرت رسول پا به عرصۀ گیتی گذاشنتد. دشمنان که از فتح قدس توسط ایشان واهمه داشتند، بر سر راه ایشان استحکاماتی را قرار داده و آمادۀ مقابله شدند.[2]
هجرت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به مدینه و شکلگیری جامعۀ اسلامی، آغازی برای یک نبرد بی پایان میان اسلام و یهود بود. سه قبیلۀ یهود که در اطراف مدینه سکونت داشتند، برای فریب پیامبر اکرم صل الله علیه و آله، صلحنامهای را با ایشان امضا کرده و خود را نسبت به حکومت حضرت رسول بیخطر نشان دادند[3]؛ درحالیکه خواستار آسیب به اسلام بودند. یهود با حربههای مختلف در صدد فریب مردم و پشیمانی آنها از گرویدن به اسلام بود. بهطور مثال، گرویدن یهودیان به اسلام و سپس خروج آنها از دین خدا، به اعتماد مردم ضربه زده و اسلام را درنظر نومسلمانان تضعیف میکرد.
تلاش یهودیان برای مقابله با اسلام همواره با روشنگریهای قرآن کریم و خدای متعال، خنثی شده و اهلبیت علیهمالسلام همواره به تبیین درمورد دشمنان اسلام میپرداختند. یهودیان که گمان میکردند میتوانند با شهادت پیامبر الهی و جانشیان حضرت، دین اسلام را مانند دین مسیحیت به انحراف کشانده و علمای دین خدا را فریب دهند، دست به هولناکترین جنایات زده و حضرت امام حسین علیهالسلام و اصحابشان را به بدترین شکل به شهادت رساندند.[4]. هرکدام از ائمه علیهمالسلام با درنظر گرفتن اقتضای زمانۀ خویش، شیعه را تا حدا اعلی پرورش داده و با تربیت عالمانی برجسته، بقای اسلام را پس از شهادت خویش تضمین کردند.
فهرست مطالب
Toggleقدرت نرم حوزۀ علمیه
سلسلۀ شاگردان اهلبیت علیهمالسلام از زمان امام صادق(ع) تا زمان شهادت امام حسن عسگری(ع) بهعنوان رابطان میان خاندان عترت و طهارت با مردم فعالیّت کرده و پس از شروع غیبت صغری و با تدبیر امام زمان عجلالله، رهبری جامعه را بر دست گرفتند. در طول سالیان متمادی، روحانیت شیعه توانست حوزههای علمیه متعددی را تأسیس کرده و تربیت خود را براساس تبلیغ دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین خدا قرار دهند. آموزشهای دقیق حوزۀ علمیه به طلاب علوم دینی، قدرت نرمی را برای روحانیت در دل جامعۀ اسلامی ایجاد کرد. در ادامه به ذکر برخی از موارد قدرت نرم علمای شیعه در جامعۀ اسلامی پرداخته میشود:
وحدت علما و مردم
پیروی مردم از کلام علما و فرامین ایشان، صفوف مسلمین در برابر یهود را آرایش داده و جامعۀ اسلامی را در حمایت از سخنان بزرگان شیعه، یکپارچه کرد. مردم که با صدق کلام علما و مطابقت گفتار و رفتار ایشان، جایگاه روحانیت را محترم شمرده و به شاگردان مکتب امام صادق علیهالسلام اعتماد کرده بودند، از هر سلاحی برای نابودی ظلم و طاغوت خطرناکتر بودند؛ زیرا همراهی افکار عمومی با فتاوای مراجع شیعه و روشنگری طلاب در میان مردم، موجب میشد نیرنگهای یهود، دیگر سازگار نبوده و امکان نفوذ آنها در میان مردم کم شود. اینگونه مسلمانان در تمامی میدان آمادۀ مبارزه با دشمن بودند.

یهودیان برای جلوگیری از این مسئله، تلاش کردند تا میان مردم و علمای اسلام، فاصله انداخته و جایگاه روحانیت را در جامعۀ اسلامی متزلزل کند. تهمتپراکنی و ترور شخصیت، نیرنگ قدیمی آنها بود که از آن در برابر انبیاء علیهمالسلام استفاده کرده و جانشینی به حق مراجع، سبب شده بود تا بار دیگر دشمنان اسلام درپی بدنام کردن رهبران دین خدا باشند. مصداق این مسئله را میتوان در تهمتهایی که درمورد فرزندان آیتالله مکارم و سایر مراجع شیعه گفته میشود، مشاهده کرد. راهکار مقابله با نیرنگ یهود برای انشقاق میان مردم و علمای اسلام، روشنگری طلاب در میان مردم و بررسی منبع پخش شبهه است.
مردمی بودن علما
سادهزیستی مراجع و بزرگان شیعه، یکی دیگر از توانمندیهایی است که سبب شده مردم بیش از پیش به روحانیت اعتماد کرده و از کلام ایشان پیروی کنند؛ زیرا انسان بیش از آنکه به کلام کسی دقت کند، به میزان مطابقت رفتار و گفتار او مینگرد. مردم مستضعف که همواره در زندگی خویش دارای مشکلات متعددی هستند، با دیدن مشابهت سطح زندگی بزرگان شیعه با زندگی خود، صبر و تحمّل خویش را افزایش داده و احساس قرابت بیشتری با علما میکنند. حضور علما در میان مردم و برخورد محبتآمیز ایشان با مومنین، قدرت نرم حوزۀ علمیه است که سبب خشم دشمن و بستن راه نفوذ سبکزندگی یهودیان در جامعۀ اسلامی میشود.

پخش عکسهایی از ورود مراجع شیعه با ماشین به حرم حضرت معصومه سلامالله علیها و نمایش دادن تالار اجتماعات مدرسۀ امام کاظم علیهالسلام، ازجمله مصادیقی است که دشمن با استفاده از آنها، تصویر مردمی بودن علما را در جامعه مخدوش میکند. بدون شک بعضی از این مسائل دارای ادلّۀ منطقی بوده و بیان آن برای توجیه افکار عمومی، مانع از بهرهوری دشمن میشود؛ اما قسمت دیگری از این مشکلات بهدلیل خطای محاسباتی دستاندرکاران بوده که موجب سوءاستفادۀ دشمن شده است. جهت بهرهوری از قدرت نرمی که ذکر شد، باید تصاویر حضور علما در میان مردم رسانهای شده و مسئولان مربوطه در تصمیمگیریهای خود، دقت لازم را داشته باشند.
آشنایی کامل با یهود و حربههای آنان | توان مبارزه حوزه علمیه در برابر یهود
اندک آشنایی با قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، خط مبارزۀ یهود با اسلام را به انسان نشان میدهد؛ چه رسد به بزرگان شیعه که با غور در معارف اسلامی، تاریخچۀ یهود و مسیر آنها را بهصورت کامل شناخته و مردم را در برابر خدعههای آنها مطّلع میسازند. فقهای شیعه و علمایی که عمر شریف خود را برای مطالعۀ علوم اسلامی و تعمّق در منابع دینی گذاردهاند، خدعههای یهود را چه در جعل احادیث و چه در متن تاریخ اسلام دیده و تکنیکهای یهود را بهدرستی شناسایی کردهاند. بهعنوان مثال، اسرائیلیات، احادیثی است که توسط کعب الاحبار یهودی جعل شد و با تیزبینی علمای اسلام، دروغین بودنشان روشن گشت.
تکرار تاریخ و حوادثی که برای جامعۀ اسلامی رخ میدهد، بیانگر روش نفوذ دشمن و تکنیکهایی است که برای مبارزه با اسلام بهکار برده است. گذر زمان ممکن است تغییری در ظاهر عملیاتهای دشمن ایجاد کرده باشد؛ اما روش مبارزۀ یهود از نظر ماهیّت با گذشته تفاوتی ندارد. صدق مدعای حاضر را میتوانیم با مطالعۀ مصادیق نفوذ دشمن بررسی کنیم. بهعنوان نمونه، یهود در صدر اسلام با استفاده از اختلافات جزئی، میان مهاجرین و انصار اختلاف انداخته و اکنون با استفاده از گسلهای موجود میان اهل سنت و مذهب تشیّع، تلاش میکند تا در میان مؤمنین رخنه کرده و یکپارچگی صفوف اسلام را برهم زند.

شناخت دشمن از گذشته تاکنون، سبب موفقیّت حوزۀ علمیه و روحانیت شده و ایشان را در بزنگاهها یاری رسانده است. ازاینرو یهود تلاش میکند تا با زمین زدن عَلَم دشمنشناسی، مرجعیّت حوزه را زیر سوال برده و مردم را از پیروی علما پشیمان گرداند. مدیران مدارس و حتی اساتید حوزۀ علمیه میتوانند با مطرح کردن مباحث دشمنشناسی و تطبیق آن با شرایط روز، خلأ موجود در میان طلاب را پر کرده و در مقابل حربۀ یهود، واکنشی مناسب نشان دهند. زمان آگاهی طلاب، موجب میشود تا با استفاده از دانش اصیل حوزوی، تصمیمات دقیقی را در مقابله با یهود گرفته و مسیر آنها برای رسیدن به مقاصدشان را مسدود کنند.
شجاعت بینظیر علما
بلوغ انسان و مسئولیت پذیر شدن او، موجب میشود تا یکسری اموال را تحت تصرف خویش درآورده و از آنها در برابر خطرات احتمالی حفاظت کند. حراست انسان از سرمایههای خویش، امری صحیح بلکه لازم است؛ اما مراقبت از داراییهای خویش نباید به جایی برسد که عدهای با تهدید منافع انسان، او را به بردگی گرفته و در جهت اهداف خود از او استفاده کنند. قیام نکردن مستضعفین و کسانی که تحت ظلم قرار گرفتهاند را میتوان از همین باب تفسیر کرده و ترس ایشان برای از دست رفتن سرمایۀ خویش را مانع اصلی در ادامۀ حیات مستکبرین دانست.
زهد و بندۀ دنیا نبودن، عامل مهمی برای شکلگیری شجاعت در وجود انسانهاست. طلاب که خود را پیروان اهلبیت علیهمالسلام میدانند، با الگو گرفتن از زهد امام حسین علیهالسلام برای قیام در راه خدا، مبارزه با ظالم را بر حقوق شخصی خود ترجیخ داده و علم مبارزه با استکبار را در طول تاریخ بر دوش کشیدهاند. شجاعت و قاطعیت علما در راه مبارزه با یهود، خصلت بسیار خطرناکی برای دشمن بهشمار میرود؛ زیرا شجاعت و جدیّت علما در مبارزه با یهود موجب میشود تا مردم نیز ترس خود را کنار گذاشته و با الگو قراردادن بزرگان شیعه، با شجاعت هرچه تمام، به جنگ با یهود بروند.
تجربۀ یهود در مبارزه با حق، به او آموخت که برای از بین بردن شجاعت مردم و علما، قدرت خود را بزرگ و توانایی جبهۀ حق را کوچک بشمارد؛ زیرا به هر میزان هم که مردم دارای شجاعت باشند، ممکن است با دیدن قدرت دشمن، دچار دلهره و ترس شوند. ازاینرو یهود تلاش کرد تا با استفاده از ابزارهای رسانهای خویش، عملیات روانی علیه جامعۀ اسلامی اجرا کرده و پیام قدرت خود را به ناخودآگاه مخاطبین منتقل کند. برای خنثی کردن عملیات روانی یهود، طلاب باید نقاط قوت جامعۀ اسلامی را در برابر یهود به خوبی شناخته و پیشرفتهای جبهۀ حق را برای مردم روایت کنند.
منابع:
- طائب، مهدی، تبار انحراف: 1392، قم، ولاء منتظر، چاپ هشتم
- الروضه من الکافی، الشیخ الکلینی، جلد 8، صفحه 206
پانویسها:
[1] . «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم ﺭﺍ [ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻭﺻﺎﻓﺶ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ]ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ; ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ، ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ. »(بقره آیه 146)
[2] . حجت الاسلام طائب، تبار انحراف، ج1، صفحه
[3] همان
[4] کشتن امام علی بن ابیطالب (ع) و نیزه زدن به امام حسن (ع) نظر دارد و عبارت «…وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً کَبِیراً» حاکی از کشتهشدن امام حسین (ع) است و عبارت «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا…» حکایت از ریختهشدن خون امام حسین (ع) دارد و عبارت «بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ…» بر مردمی دلالت دارد که خداوند پیش از ظهور امام قائم (عج) میفرستد و هیچکس را که مسئول خونی در خاندان حضرت محمد (ص) است وانگذارند مگر آنکه او را بکشند.
«وَکَانَ وَعْداً مَفْعُولاً» یعنی ظهور امام قائم (عج) و مقصود از عبارت «ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ…» رجعت امام حسین (ع) است با هفتاد تن از یاران وفادار خود (الروضه من الکافی، الشیخ الکلینی، جلد 8، صفحه 206)
دیدگاهتان را بنویسید