صریحترین آثار سینمایی و سریالی یهودی سال ۲۰۲۵ را بشناسیم
صریحترین آثار سینمایی و سریالی یهودی سال 2025 را بشناسیم
آنچه در هالیوود و رسانههای غربی در حال رقم خوردن است، در اکثر موارد در زمین دشمن و در راستای سیاستهای یهودیان حرکت میکند، حتی اگر بهظاهر مستندی به نفع فلسطینیان مانند سرزمین دیگری نیست باشد. اما در این میان، برخی آثار بسیار صریحتر، رو بازی کردند و هویت یهودی خود را پنهان نکردند. یهودیان و صهیونیستها بیش از پیش با نسلکشی و جنایات روزانهای که در غزه در انجام میدهند، مورد نفرت بیشتری قرار گرفتهاند و همچنان در آثار رسانهای دست و پا میزنند تا تصویری موجه یا بامزه یا متخصص از خود به نمایش بگذارند تا بتوانند موجب همذاتپنداری مخاطبان جهانی شده و بتوانند نظر دیگران را به خود جلب کنند. با بررسی آثار سال 2025 به فهرستی میرسیم که مأموریت دارند با زرقوبرق سینمایی و استفاده از چهرههای مشهور، افکار عمومی را مدیریت کرده و چهرهای متفاوت از یهودیان و اسرائیلیها به نمایش بگذارند؛
فهرست مطالب
Toggleفیلم بروتالیست (The Brutalist)
این اثر از استودیوی A24، داستان زندگی «لازلو توث» معمار یهودی را روایت میکند که پس از زنده ماندن از هولوکاست، به آمریکا مهاجرت میکند تا زندگی، حرفه و ازدواج خود را از نو بسازد.
این فیلم و نمایش رنج و بدبختی معماری متخصص و هنرمند، بسیار شبیه فیلم پیانیست رومن پولانسکی بود و در تلاش بود که بهصورت صریح هم هلوکاست و هم زندگی یک یهودی را بهتصویر بکشد.
در این فیلم اصرار زیادی وجود داشت که تصاویری از مراسم مذهبی یهودی به تصویر کشیده شود و لازلو توث را در حال عبادت با لباسهای خاص مناسک یهودی نمایش دهد.
به تازگی این فیلم را نامزد دریافت هفت جایزه گلدن گلوب ۲۰۲۵ کردند؛ از جمله جایزۀ بهترین بازیگر مرد برای آدرین برودی که نقش توث را ایفا میکند. بازیگری که یهودی که همیشه عادت دارد در مراسمات بیش از حد و اندازۀ وقتی که بهش میدهند صحبت کند و علاوه بر آنکه حوصلۀ مخاطبان را در فیلمها سر میبرد، حوصلۀ همکاران و قوم خویشهایش در مراسمات هنری را هم سر ببرد.
یک ناشناخته کامل (A Complete Unknown)
دستگاه تبلیغاتی هالیوود به سراغ یکی از نمادهای موسیقی آمریکا رفت تا با برجستهسازی ریشههای یهودی او حس برتری فرهنگی این قوم را القا کند. انتخاب تیموتی شالامی(بازیگر یهودی محبوب این روزها) که در ابتدای امر با فیلم فرانسوی همجسنگرایانه فعالیت هنری او اوج گرفت، در نقش دیلن ۱۹ ساله بازی کرد.
فیلم مسیر شهرت یک خواننده فولک را به یک پدیدۀ جهانی تبدیل کرد؛ ترفندی که اجرا شد تا در حالی که جهان درگیر اخبار جنایات همکیشان آنها بود، به مخاطب القا کنند که نوابغ و ستارههای جهان همگی از این تبار بودهاند. تیموتی شالامی پیش از این هم در فیلم وانکا نیز که در واقع روایت داستان قبلی از فیلم مشهور کارخانه شکلاتسازی چارلی بود در نقش پسری کارآفرین با صورتی جذاب ظاهر شد.
معالاسف بدون توجه به تبارشناسی افرادی مانند تیموتی شالامی، رسانههای داخلی سکولار که در ادمۀ مسیر تبلیغاتی دشمن در غرب عمل میکنند، در ایران نیز با ترویج فرهنگ سلبریتی این شخص را بسیار مورد توجه قرار دادهاند.
در رسانههایی مانند انیموشن آرت که در آن با دوبلورهای انیمیشنها مصاحبه میشود، از زبان خانم دوبلوری میشنویم که بله، تیموتی شالامی کراش من است! حال اینکه در آن رسانهها چه چیزی و چه نوع سبک زندگی و ایدئولوژی تبلیغ میشود بماند.
آنورا (Anora)
شان بیکر، فیلمساز آمریکایی، فیلمنامه این اثر را مشخصاً برای «مایکی مدیسون»، بازیگر یهودی نوشت و این انتخاب ابداً تصادفی نبود.
این فیلم شبهپورنوگرافی که انتخابش با بیشترین اسکار علامت انحطاط اخلاقی و حتی هنری غرب مدرن است، با عنوان کمدی-درام عرضه شد و حتی نخل طلا را هم بهش دادند.
این اثر بر ازدواج پرچالش یک کارگر جنسی با پسر یک الیگارش روسی تمرکز داشت تا در آن مخاطب هم با یک کارگر جنسی همذاتپنداری کند و راه را برای چنین فعالیتها و افرادی با چنین فعالیتهایی در جهان باز کند و هم مستقیما روسها را مورد هدف قرار دهد و آنها را افرادی متکبر و بیاحساس و عوضی نشان دهد.
این اثر عادیسازی و حتی رمانتیک جلوه دادن شخصیتهایی بود که در چارچوبهای اخلاقی متعارف نمیگنجیدند، اما چون خالق و بازیگر در دایره مورد حمایت بودند، اثرشان بهعنوان هنر والا ستایش شد و به نمایش درآمد.
فراموش نشود که از بزرگترین تجارتهایی که الیگارشیهای یهودی در آن دست دارند و برایشان سودآوری بسیاری دارد همین تجارت جنسی و تولید محتوای جنسی است و این آثار در راستاری عادیسازی بیشتر این موضوعات حرکت میکنند.
استودیو (The Studio)
ست روگن و ایوان گلدبرگ، زوج کمدین یهودی، بار دیگر با سریال «استودیو» به میدان آمدند. این سریال که روایتی از پشتصحنه یک استودیوی فیلمسازی است، در واقع اعترافنامهای تصویری به سلطۀ یهودیان بر صنعت سینمای آمریکا بود.
اگرچه در این اثر گاهی بهصورت اغراقآمیز و کمدی به حضور یهودیان در هالیوود و استودیوهای آن پرداخته میشود، ما از ابتدا تا انتها در اثری خوشساخت مشغول تماشای کاراکتری یهودی مظلوم و بامزهای هستیم که مدیر استودیو است و دچار چالشهای متعددی میشود. این اثر شبیه آنچه در سریال فرندز(friends) رخ داد، مخاطبان خود را به تماشای زندگی یهودی مینشاند تا با ماجراهایشان بخندیم و کمکم پس از مدتی به خودمان بیاییم و ببینیم نگاه مثبتی به یهودیان پیدا کردهایم و آنها را همیشه افرادی متخصص، هنرمند یا اقلا بامزه و خندهدار در ناخودآگاه خود ثبت کنیم.
حضور ست روگن در نقش رئیس استودیو و رژه رفتن ستارگانی همچون مارتین اسکورسیزی و زک افرون در این اثر، پیامی واضح را مخابره کرد: «قدرت رسانه در دستان ماست.» در سریالی مانند استودیو که چندین جایزه امی سال 2025 را هم برد، خالقان یهودی آن به دنبال نمایش و روایت تصویری خاص خود از استودیوهای هالیوودی هستند.
به مخاطبان پیشنهاد میشود برای شناخت خالقان استودیوها به کتاب امپراتوری هالیوود مراجعه کنند تا مطالعۀ تاریخ تصویر صحیح از این افراد را پیدا کنند. همچنین برای شناخت تهیهکنندگانی که مشهور است از بازیگران و دستاندرکاران سوء استفاده جنسی میکنند کتاب زندگینامۀ خاطرات مرلین مونرو را بخوانند تا با واقعیت امر آشنا شوند. با کمی جتسجو همچنین میتوانند به اخبار و اطلاعات جنبشهای اعتراضی علیه سوء استفادههای جنسی رایج در سینمای هالیوود برسند.
پسر بد (Bad Boy)
این سریال که یکی از وقیحانهترین پروژههای پخش شده بود، محصول اسرائیل و ساخته ران لشم بود. داستان درباره نوجوانی بزهکار بود که در کانون اصلاح و تربیت با یک قاتل دوست شد و بعدها تبدیل به کمدین گردید.
هدف این سریال کاملاً محقق شد: «انسانیسازی جامعه اسرائیل». آنها نشان دادند که اسرائیلیها هم مشکلاتی شبیه بقیه دارند، نوجوانی میکنند، خطا میکنند و کمدین میشوند. این تکنیک، برای ایجاد همذاتپنداری با جامعهای به کار رفت که ارتش آن مشغول جنایت بود. نتفلیکس با پخش جهانی این اثر، عملاً به تریبون فرهنگی رژیم صهیونیستی بدل شد.
اهل کتاب (The People of the Book)
جاش ردنر مأموریت یافت تا در قالب یک مجموعه و پادکست، به تبلیغ مستقیم «فرهنگ و هنر یهودی» بپردازد. این برنامه با نامی نژادپرستانه، مصاحبههایی با چهرههای مشهور یهودی درباره غذا، معنویت و کتاب ترتیب داد و تلاش کرد چهرهای فرهیخته، صلحطلب و عمیق از قومی ارائه دهد که سیاستمدارانش دستور کشتار صادر میکردند.
پنجاهمین سالگرد SNL: فراتر از شنبه شب
این مستند که به بهانه سالگرد برنامه «Saturday Night Live» پخش شد، فرصتی بود تا دوباره بر نقش کلیدی کمدینهای یهودی در خنداندن مردم آمریکا تأکید شود.
آنها با این اثر یادآوری کردند که اگر ما نبودیم، سرگرمی و خندهای هم در کار نبود؛ نوعی گروکشی فرهنگی که برای حفظ جایگاه اجتماعیشان به کار گرفته شد.
کوگل (Kugel) و هیچکس این را نمیخواهد (Nobody Wants This)
انتشار سریال «کوگل» و فصل دوم «هیچکس این را نمیخواهد»، هر دو یک هدف مشترک را دنبال کردند: «تطهیر چهره مذهبیون افراطی».
در شرایطی که یهودیان ارتدوکس نقش اصلی را در خشونتها داشتند، این سریالها تصویری دوستداشتنی، خانوادگی و عاشقانه(رابطۀ خاخام با زن غیریهودی) از آنها ارائه دادند.
آنها موفق شدند چهره خاخام را از یک عنصر مذهبی-سیاسی تندرو به یک شخصیت رمانتیک و قابل درک برای مخاطب جهانی تغییر دهند.
کاری که پیش از آن امثال سیدنی لومت در فیلم بیگانهای در میان ما انجام داده بودند و رابطهای عاشقانه بین یک زن غیریهودی و یک خاخام یهودی کابالیست را به نمایش گذاشته بودند.
سریال تهران (Tehran)
فصل سوم این سریال ضدایرانی که توسط شبکه کان ۱۱ اسرائیل تولید شده بود، سرانجام با حضور هیو لوری پخش شد. این سریال بخشی از پازل جنگ روانی موساد بود که با نمایش مأموران اسرائیلی در خیابانهای شبیهسازی شدۀ تهران، تلاش کرد قدرتنمایی کند و همزمان چهرهای سیاه و مخوف از ایران در ذهن مخاطب جهانی حک کند.
خون وین (Vienna Blood)
این سریال جنایی با بازگشت به الگوی همیشگی «قربانی بودن» و تمرکز بر یهودیستیزی در وینِ اوایل قرن بیستم، همان نُتِ تکراری مظلومیت تاریخی را نواخت. پیامی زیرپوستی که مدام تکرار کرد: «ببینید ما در تاریخ چقدر رنج کشیدیم، پس حق داریم امروز هر کاری بکنیم.»
مریم (Mary)
این اثر معاذ الله فیلمی دربارۀ حضرت مریم(س) از نتفلیکس است که در آن نقشهای اصلی به بازیگران اسرائیلی سپرده شده بود. این انتخاب بازیگر، تلاشی آشکار برای «یهودیسازی» و «صهیونیستیکردن» تاریخ مسیحیت و حذف هویت فلسطینی از زادگاه مسیح بود. نتفلیکس با انتشار این فیلم، تاریخ مقدس را مستقیماً در خدمت سیاستهای اشغالگران قرار داد.
خانۀ داوود (House of David)
آمازون پرایم نیز با پخش سریالی درباره پادشاهی داوود، به این کارزار پیوست. بازخوانی داستانهای توراتی و برجستهسازی پادشاهی بنیاسرائیل، تلاشی بود برای مشروعیتبخشی تاریخی به اشغالگری امروز و اثبات حق مالکیت بر سرزمینی که صاحبان اصلی آن تحت فشار بودند.
پروندههای بیبی (The Bibi Files) و زندانی ایکس (Prisoner X)
در ظاهر، ساخت مستندهایی درباره فساد نتانیاهو یا شکستهای موساد اقدامی انتقادی به نظر میرسید، اما در عمل این آثار کارکرد «سوپاپ اطمینان» را ایفا کردند.
رسانههای غربی با انتشار این آثار گفتند: «ببینید، اسرائیل چقدر دموکراتیک است که حتی علیه نخستوزیر و سازمان اطلاعاتی خودش مستند میسازد.»
این نمایشِ دموکراسی داخلی، پوششی شد بر جنایات خارجی. آنها با نقد فرد(نتانیاهو) یا یک عملیات خاص، کلیت سیستم را تطهیر کردند و به مخاطب القا کردند که مشکل تنها چند «سیب گندیده» بودهاند، نه کل ساختار.
دیدگاهتان را بنویسید