نقد و تحلیل جامع انیمه شاهزاده مونونوکه بخش سوم
شاهزاده مونونوکه (۱۹۹۷) اثر هایائو میازاکی، حماسهای تاریک و پیچیده است که در ژاپن دوره موروماچی رخ میدهد و تقابل انسانها با خدایان جنگل را روایت میکند. قهرمان داستان، آشیتاکا که توسط نفرت یک خدای گراز نفرین شده، برای یافتن درمان به قلب جنگی میرود که در آن هیچ طرفی کاملاً بیگناه نیست: از یک سو بانو ابوشی، رهبر عملگرای شهر آهن که جامعهای پیشرفته برای طردشدگان ساخته و از سوی دیگر خدایان جنگل و دخترخواندهٔ آنها، سان، که برای بقای طبیعت میجنگند. انیمیشن با بهچالشکشیدن دوگانگی خیر و شر، خشونت را بدون زیباسازی نشان میدهد و مضامینی مانند تعادل سنت و مدرنیته، عواقب ویرانگر نفرت و بحران هویت ژاپن در «دهه گمشده» را کاوش میکند.
فهرست مطالب
Toggle📷 نقد دوربین
در انیمیشن، دوربین همان نحوۀ طراحی قابها، ترکیببندی و حرکت است که در مونونوکه در سطح بالایی قرار دارد.
- زاویهها: زوایای دوربین در خدمت انتقال احساس به مخاطب استفاده شده به عنوان مثال در اولین رویارویی مستقیم آشیتاکا با روح جنگل، دوربین از زاویه پایین به این موجود مینگرد تا علاوه بر ابهت فیزیکی، بر جایگاه کیهانی و غیرقابل درک او در برابر انسان تأکید کند. این زاویه، آشیتاکا و در نتیجه مخاطب را در موضع موجودی کوچک و فانی قرار میدهد. به عنوان مثال در صحنه ابتدایی که دهکده را از بالا و در میان درختان نشان میدهد، نمادی از بهشت گمشده و جامعۀای در حال انقراض است که در هماهنگی با طبیعت زندگی میکند. اولویت این دهکده، آرامش است؛ چیزی که با حملۀ گراز نفرینشده از بین میرود و آشیتاکا در تمام طول سفرش به دنبال بازیافتن آن، نه فقط برای خود، که برای کل جهان است.
- حرکت: حرکات دوربین بسیار سینمایی است. پنهای گسترده بر روی مناظر طبیعی، حس عظمت و آزادی را منتقل میکند. در صحنههای اکشن، دوربین حرکات سریع و پویایی دارد(Tracking shots) که حس هرجومرج، سرعت و خطر را به خوبی القا میکند. این انیمیشن ترکیبی از انیمیشن سنتی سلولوئیدی با مقدار کمی گرافیک کامپیوتری(CGI) برای پیچیدگی بخشیدن به حرکات نفرین آشیتاکا است که در زمان خود نوآوری به حساب میآمد.
جهت حرکت شخصیت در قاب: حرکت شخصیتها از راست به چپ در بسیاری از سکانسهای سفر(مانند خروج آشیتاکا یا حملۀ گرگها)، تکنیک سینمایی است. در فرهنگ غربی که خوانش از چپ به راست است، این حرکت میتواند به طور ناخودآگاه حس حرکت برخلاف جریان، دشواری یا رفتن به سوی مقصدی نامعلوم و خطرناک را القا کند. این انتخاب به حس سفر پرمخاطرۀ شخصیتها عمق میبخشد.
✂️ نقد تدوین
- ریتم برشها: چرا در صحنههای دراماتیک و آرام، از برشهای کند و نماهای طولانی استفاده میشود؟ میازاکی با استفاده از این سرعت کند به مخاطب فرصت تأمل داده و سعی کرده به احساسات مخاطب عمق بخشیده و درگیری ذهنی مخاطب با مفاهیم و احساسات اثر را تا حد ممکن افزایش دهد.
به عنوان مثال در صحنههای نبرد، ریتم تدوین بسیار تند است و از برشهای موازی(Parallel editing) برای نشان دادن همزمان نبرد در جبهههای مختلف(مثلاً نبرد گرازها و ساموراییها) استفاده میشود که تنش و مقیاس درگیری را به اوج میرساند اما ریتم تدوین در برخی نبردها(مانند حرکت سان و مبارزه او در شهر آهن) از باقی نبردها تندتر است به نظر شما میازاکی چه هدفی از این تفاوت ریز داشته است؟
تاثیر آثار کوروساوا و واقعگرایی بیرحمانه او
- سینمای حماسی کوروساوا: صحنههای نبرد انیمیشن، به ویژه حملۀ گرازها به ارتش ساموراییها، یادآور فیلمها حماسی آکیرا کوروساوا مانند هفت سامورایی و آشوب است. مقیاس عظیم نبردها، حس هرجومرج کنترلشده، و تمرکز بر تراژدی و بیهودگی جنگ، همگی از سینمای او الهام گرفتهاند. میازاکی با استفاده از زبان بصری کوروساوا، به انیمیشن خود وزن و اعتباری بالا میبخشد.
- خشونت هدفمند و تأثیرگذار: خشونت در مونونوکه بیپرده و تکاندهنده است. این خشونت برای سرگرمی نیست، برای نشان دادن پیامدهای واقعی نفرت است. وقتی بازوی نفرینشدۀ آشیتاکا با یک تیر سر یک سامورایی را قطع میکند، این صحنه هولناک است. این واقعگرایی بیرحمانه، پیام صلحطلبانۀ انیمیشن را تقویت میکند: جنگ زیبا نیست زشت، بیرحم و ویرانگر است. این رویکرد صادقانه، احترام مخاطب را برمیانگیزد ولی مقاومت مخاطب را در مورد باقی مفاهیمی که در انیمیشن وجود دارد ولی مطابق با واقع نیست کاهش میدهد.
🌟 عوامل جذابیت اثر
شاهزاده مونونوکه به دلایل روانشناختی، عاطفی، بصری و فلسفی عمیق، برای مخاطبان جهانی جذاب است. این جذابیت فقط به خاطر داستان سرگرمکنندۀ آن نیست، به دلیل توانایی انیمیشن در درگیر کردن مخاطب با مضامین پیچیده و برانگیختن احساسات قدرتمند است.
-
- الگوی بیگانه(The Outsider): آشیتاکا قهرمانی است که به هیچکجا تعلق ندارد. او از قبیلهاش تبعید شده، در دنیای انسانها یک غریبه است و از سوی خدایان جنگل نیز پذیرفته نمیشود. این جایگاه بیگانه بودن و از همه کس رانده شده بودن به او اجازه میدهد تا با چشمانی عاری از نفرت به درگیری نگاه کند و وجدان بیدار داستان باشد. این موقعیت برای مخاطب مدرن که اغلب احساس بیگانگی و عدم تعلق به جوامع بزرگتر را تجربه میکند، بسیار قابل همذاتپنداری است. آشیتاکا نماد تلاش برای یافتن جایگاه خود در دنیایی متخاصم است.
- ابهام اخلاقی و به چالش کشیدن مخاطب: برخلاف داستانهای رایج، این انیمیشن مخاطب را در یک دوراهی اخلاقی پیچیده قرار میدهد. ما با مردم شهرآهن که برای بقا و زندگی بهتر تلاش میکنند، همدردی میکنیم. همزمان، حقانیت خشم خدایان جنگل که خانهشان در حال نابودی است را درک میکنیم. انیمیشن با وادار کردن مخاطب به همذاتپنداری با هر دو طرف، او را از منطقۀ امن قضاوتهای ساده خارج میکند. این چالش فکری برای مخاطبان بزرگسال جذاب است، زیرا بازتابدهندۀ پیچیدگیهای دنیای واقعی است که در آن خوب و بد به ندرت مطلق هستند.
- احساسات و درام | یک داستان عاشقانۀ نامتعارف: رابطۀ آشیتاکا و سان یکی از روابط خاص عاطفی در تاریخ انیمیشن است. این یک سبک همیشگی در داستان پردازی نیست، رابطه آشیتاکا و سان با جملهٔ تو زیبا هستی در زمانی آغاز میشود که هر معمولا هیچ شخصی در آن لحظه عاشق یک شخصیت نمیشود در زمانی که سان در حال مکیدن خون مادر گرگ خود است. این لحظه، سنگ بنای رابطهای است که بر پایه پذیرش کامل طبیعت وحشی سان بنا شده است. پایانبندی رابطۀ آنها نیز به همین اندازه واقعگرایانه است: آنها با هم زندگی نمیکنند، آنها یکدیگر را میپذیرند و قول میدهند که به دیدن هم بیایند. این راه حلی بالغانه برای دو نفر است که به دنیاهای متفاوتی تعلق دارند.
- خدایانی که دیگر در حد خدا نیستند: انیمیشن داستانی غمانگیز برای خدایان طبیعت است. آنها موجوداتی مغرور و قدرتمند هستند که در برابر فناوری جدید انسانها، آسیبپذیر شدهاند. داستان اوکوتو، خدای گراز کور که با وجود نابینایی، قبیلهاش را به یک حملۀ انتحاری هدایت میکند، اوج این تراژدی است. آنها نمیتوانند با دنیای جدید سازگار شوند و ترجیح میدهند در حال جنگ بمیرند تا اینکه شاهد نابودی خانهشان باشند. این داستان فرعی، به انیمیشن حس پایان یک دنیا را میبخشد همین کاری که باعث تقلیل خدا به موجودی زمینی و مغرور میشود، موجودی که به راحتی با یک تفنگ ازبین میرود و ماهیت خود را تغییر میدهد این همان تصویری است که غرب بعد از رنسانس و با کسب علم و قدرت نسبت به خدا پیدا کرد، احساس بینیازی، توهمی که هرگز محقق نشد و نخواهد شد.
⛩️ کاوش در جهانبینی شینتو و آنیمیسم در انیمیشن
برای درک روح حاکم بر شاهزاده مونونوکه، باید از سطح داستان فراتر رفته و به ریشههای عمیق آن در جهانبینی بومی ژاپن، یعنی شینتو(神道) و آنیمیسم(Animism)، نفوذ کرد. این انیمیشن کلاس درس بصری دربارۀ این مفاهیم است و بدون درک آنها، بسیاری از نمادها و انگیزهها، سطحی به نظر خواهند رسید.
شینتو، راه خدایان، دین سنتی ژاپن است که بر پایۀ پرستش و احترام به کامی یا ارواح الهی بنا شده است. آنیمیسم نیز باوری کهنتر است که معتقد است تمام اشیاء، مکانها و موجودات دارای یک جوهر روحانی متمایز هستند. میازاکی این دو باور را در هم میآمیزد تا جهانی خلق کند که در آن طبیعت، زنده، آگاه و مقدس است.
انیمیشن با موفقیت یک جهان با جزئیات بالا و سرشار از روح و معنویت شینتویی خلق میکند. این جهان بر پایۀ آنیمیسم شینتویی بنا شده است، جایی که هر چیزی، از درختان گرفته تا رودخانهها و حیوانات، دارای روح(کامی) است. حضور کوداماها به عنوان نشانۀ سلامت جنگل و شخصیت روح جنگل به عنوان نیرویی خنثی و کیهانی، این جهانبینی را ملموس میکند. این جهانسازی غنی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن مرز بین امر فیزیکی و معنوی کمرنگ شده است.
همچنین این فضای خاص و محل داستان شاهزاده مونونوکه حس یک اسطورۀ گمشده و باستانی را دارد؛ گویی در حال تماشای روایتی از دوران عبور از عصر خدایان به عصر انسان هستیم. این مقیاس اسطورهای، به درگیریهای انیمیشن معنایی بیش از جنگی منطقهای میبخشد و آن را به داستان بنیادین دربارۀ سرنوشت بشریت و سیارۀ زمین تبدیل میکند.
در اینجا به برخی مفاهیم شینتو و آنیمیسم که در انیمیشن وجود دارند میپردازیم تا با دقت به این مسائل درک دقیقتری از مفاهیمی که با آن مواجه میشویم داشته باشیم.
- مفهوم کامی(神): چیزی متفاوت از خدایان ابراهیمی، کامی در شینتو با مفهوم خدا در ادیان ابراهیمی کاملاً متفاوت است. کامیها لزوماً خیرخواه، قادر مطلق یا خالق کل هستی نیستند. آنها ارواح یا جوهرهایی هستند که در عناصر طبیعت(کوهها، رودخانهها، درختان، حیوانات) و حتی پدیدهها(رشد، باروری) ساکناند. آنها میتوانند هم سازنده باشند(恵み, megumi) و هم ویرانگر(祟り, tatari). این دوگانگی در تمام خدایان انیمیشن مشهود است:
- خدایان حیواننما: قبیلۀ گرگها به رهبری مورو، گرازها به رهبری اوکوتو و اورانگوتانها همگی کامیهای قدرتمندی هستند. آنها موجوداتی باستانی، هوشمند، مغرور و دارای قدرتهای فراطبیعی هستند. آنها نماد جنبههای مختلف طبیعتاند:
- گرگها نماد هوش، درندگی و خانواده؛
- گرازها نماد قدرت کور، غرور و سرسختی.
- آنها میتوانند عشق بورزند(مانند علاقۀ مورو به سان) و همچنین میتوانند از نفرت کور شوند.
- و در سکانسی گرگها و سایر خدایان هنگام صحبت لب نمیزنند، زیرا ارتباط آنها تلهپاتیک یا معنوی است، نه فیزیکی. این انتخاب هنری، آنها را از حیوانات کارتونی متمایز کرده و بر ماهیت خدایی و غیرانسانی آنها تأکید میکند.
- شیشیگامی(シシガミ): تجسم چرخۀ بزرگ مرگ و زندگی روح جنگل یا «شیشیگامی»(خدای گوزن)، پیچیدهترین و مهمترین کامی در انیمیشن است. او در مرکز اکوسیستم فیزیکی و معنوی جنگل قرار دارد و نماد تعادل کیهانی است.
- دوگانگی شکل و ماهیت: او در روز به شکل یک گوزن با صورت انسانی و پاهای پرندهمانند ظاهر میشود و در شب به دایدارابوچی(یک غول اساطیری ژاپنی) یا «شبگرد»(Night-Walker) تبدیل میشود. این دگرگونی نماد چرخۀ ابدی روز و شب، و مهمتر از آن، زندگی و مرگ است. او همزمان خدای حیات(شفا دادن زخم آشیتاکا) و خدای مرگ(گرفتن جان مورو و اوکوتو) است. ولی بسیار جالب است که همین خدای مرگ و زندگی خودش به راحتی و با طلوع خورشید کشته میشود، واقعا نام خدا برای این موجودات بسیار بزرگتر از حد و اندازه آنها است و لیاقت این عنوانی را ندارند، خدایی که در برابر نور خورشید توان مقابله را ندارد چطور میتواند خدا باشد؟!!
- بیطرفی و فراتر از اخلاق انسانی: چهرۀ آرام و بیاحساس شیشیگامی، نشاندهندۀ بیتفاوتی مطلق طبیعت نسبت به مفاهیم انسانی خوب و بد است. او از هیچ طرفی حمایت نمیکند. او فقط نیروی طبیعی است که تعادل را حفظ میکند. ولی این ادعای انیمیشن است و سعی در القای آن دارد ولی در واقع این اتفاق نمیافتد و اون بیطرف و بیاهمیت به اتفاقها نیست و الا چرا وقتی سرخودش قطع شد به روح انتقام جو تبدیل شد و همه چیز را نابود میکرد تا سر خود را به دست بیاورد، اگر نسبت به همه چیز بیتفاوت بود و فقط قدرت رشد و حیات بود چرا نگفت سر من هم رفته که رفته چه اهمیتی دارد نه اینکه عصبانی و خشمگین شود و دنبال سر خود بگردد پس برای او بعضی چیزها فرق میکند بعضی کارها نباید بشود بعضی کارها اشتباه هستند و از آن ناراحت میشود درنتیجه او موجودی بیطرف نیست و فقط به دیگران اهمیت نمیدهد.
- مونونوکه(物の怪) ارواح انتقامجو و مفهوم (تاتاری): کلمۀ مونونوکه به معنای هیولا یا شبح نیست، به طور خاص به ارواح انتقامجویی اشاره دارد که از خشم، نفرت یا مرگ ناعادلانه متولد میشوند. در انیمیشن، این مفهوم از طریق تاتاریگامی(祟り神) یا خدایان نفرین تجسم مییابد.
- ناگو و اوکوتو: خدایان گراز، ناگو و بعدها اوکوتو، پس از تحمل درد و رنج ناشی از گلولههای آهنی انسانها و شکست تحقیرآمیز، به تاتاریگامی تبدیل میشوند. نفرت، روح الهی آنها را فاسد کرده و آنها را به هیولاهایی از کرمهای سیاه تبدیل میکند. این کرمها تجسم فیزیکی نفرت هستند که علاوه بر بدن، روح آنها را نیز میخورند. این یک استعارۀ قدرتمند برای این است که چگونه درد و نفرت میتواند مقدسترین موجودات را نیز به هیولاهایی کور و ویرانگر تبدیل کند. نفرین آشیتاکا نیز از همین جنس است؛ او با لمس این نفرت، خود نیز به آن آلوده میشود.
- کوداما(木霊): نبض حیات جنگل این ارواح کوچک و سفیدرنگ درختان، از فولکلور ژاپنی گرفته شدهاند. آنها نشانۀ سلامت و سرزندگی جنگل هستند. وقتی آنها حضور دارند، یعنی جنگل زنده و قدرتمند است. در طول انیمیشن، با تشدید جنگ و نزدیک شدن انسانها به قلب جنگل، تعداد آنها کمتر میشود. پس از بریده شدن سر روح جنگل، آنها به طور کامل ناپدید شده و سرهایشان مانند برگهای خشک از درختان میافتد که نماد مرگ کامل اکوسیستم معنوی جنگل است. بازگشت یکی از آنها در صحنۀ پایانی، نشانۀ امید به تولد دوباره و شفای جنگل است.
- آلودگی(穢れ, Kegare) در برابر خلوص(清め, Kiyome): در شینتو، مفهوم کِگاره یا آلودگی معنوی، نقش مهمی دارد. این آلودگی از طریق تماس با مرگ، خون، بیماری و اعمال ناپاک ایجاد میشود. در انیمیشن، فناوری انسان(گلولههای آهنی) و احساسات منفی(نفرت) به عنوان منابع اصلی کگاره عمل میکنند. گلولۀ آهنی که بدن ناگو را فاسد میکند، آلودگی فیزیکی است که منجر به آلودگی معنوی(نفرت) میشود. نفرین آشیتاکا نیز نوعی کگاره است که تنها با نیروی خالص شیشیگامی میتواند پاک شود. این تضاد، درگیری انیمیشن را از جنگ بر سر منابع، به نبردی معنوی بین خلوص باستانی طبیعت و آلودگی مدرنیتۀ انسانی ارتقا میدهد.
برای نشان دادن میزان اهمیت شینتو و آنیمیسم در نظر میازاکی باید به باقی آثار او و استدیو جیبلی هم سری بزنیم تا متوجه شویم او چقدر از این تفکر و دین در آثار خود استفاده کرده و توجه ما به این بخش بیدلیل و بیفایده نبوده است در صورت علاقه به مطالعه عمیقتر میتوانید به کتاب دین انیمیشن سبک زندگی و دین در سینمای شرق و غرب نیز سری بزنید.
تکرار شینتو و آنیمیسم در سایر آثار میازاکی
استفاده مکرر میازاکی از این مضامین، فقط انتخابی از حیث زیباییشناختی نیست، این مضامین بازتابی از فلسفۀ شخصی و زیستمحیطی او و تلاش او برای حفظ میراث فرهنگی ژاپن است:
بحران اخلاقی محیط زیست: میازاکی با جانبخشیدن به طبیعت(آنیمیسم)، تخریب محیط زیست را از مشکلی مادی به جنایت روحانی و اخلاقی ارتقا میدهد. مانند چیزی که در شهر اشباح بود در آن انیمیشن رودخانه دارای روح نشان داده میشد در نتیجه آلوده کردن آن گناه بوده و در ذهن مخاطب این مسئله حک میشود.
نمونهها در سایر آثار: همسایهام توتورو: توتورو یک کامی جنگل(Forest Kami) است، روح نگهبان مهربان که در درخت کافور باستانی ساکن است. این انیمیشن تقدس ساده و آرامشبخش خانههای روستایی و جنگلهای کوچک را ترویج میکند.
شهر اشباح(Spirited Away): کل داستان در یک حمام عمومی برای کامیها رخ میدهد. هاکو روح رودخانه است که خانهاش توسط انسانها نابود شده است. خدای گندیده(Stink Spirit) یک خدای رودخانه است که از آلودگی بیمار شده. این صریحترین اثر میازاکی دربارۀ تقابل شینتو و مدرنیته است.
نائوشیکا از درۀ باد: حشرات غولپیکر(مانند اوهمو) و قارچهای سمی جنگل آلوده، در واقع نیروهای متفکر طبیعت هستند که برای نجات سیاره از آلودگی انسانها تلاش میکنند، که مفهومی اکولوژیک و روحانی است.
محتوای طبیعت محور انیمیشن
- مفهوم اصلی و پیام اثر: پیام اصلی انیمیشن این است که هم انسانها(نیاز به بقا، امنیت و پیشرفت دارند) و هم طبیعت(نیاز به حفظ تعادل و بقا)، هر دو انگیزههای قابل درکی دارند. میازاکی به دنبال ارائۀ یک راهحل ساده نیست، او به دنبال درک پیچیدگیهاست.
- پایان انیمیشن یک پایان خوش هالیوودی نیست؛ جنگل برای همیشه زخمی شده، خدایان بزرگ مردهاند و انسانها نیز بهای سنگینی پرداختهاند. اما روزنهای از امید برای همزیستی، هرچند سخت و شکننده، باقی میماند. این شرایط مانند شرایط زمان ساخت انیمیشن در ژاپن و جهان است که وقت آن رسیده ما انسانها از روش صنعتی و طغیان گرایانه خود به سمت طبیعت بازگردیم تا طبیعت هم دوباره آغوش سبز خود را برای ما باز کند.
- تحلیل ایدئولوژیک:
- زیستمحیطی(Environmentalism): میازاکی نشان میدهد که نیازهای انسانها(امنیت، جامعه، پیشرفت) واقعی هستند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. مشکل، نفسِ پیشرفت نیست، مشکل پیشرفت بدون احترام به طبیعت و بدون درک پیامدهای آن است.
- صلحطلبی(Pacifism): کل سفر آشیتاکا یک مأموریت صلحآمیز است. او بارها و بارها تلاش میکند تا از خشونت جلوگیری کند و نشان دهد که جنگ تنها به نابودی بیشتر و عمیقتر شدن نفرت منجر میشود. او خود نماد این است که قدرت واقعی در کنترل کردن خشم خود و انتخاب راه صلح و آرامش است.
☪️ نقد تطبیقی و تحلیلی از منظر جهانبینی اسلامی
شاهزاده مونونوکه اثری عمیقاً معنوی است، اما معنویتی که ریشه در جهانبینی شینتویی-بودایی دارد که در تقابل با جهانبینی توحیدی اسلام قرار میگیرد. نقد این اثر از منظر اسلامی به معنای نفی ارزش هنری آن نیست، این نقد به معنای آشکار کردن تفاوتهای بنیادین در نگاه به خدا، انسان، طبیعت و اخلاق است.
۱. توحید | در برابر طبیعتگرایی
دیدگاه انیمیشن: جهانبینی انیمیشن بر پایۀ آنیمیسم و پلیتئیسم(چندخدایی) استوار است. در این دیدگاه، الوهیت در طبیعت پراکنده است و هر عنصری(درخت، رود، حیوان) میتواند یک کامی یا خدا باشد. روح جنگل بزرگترین این خدایان است، اما او نیز جزئی از طبیعت است، نه خالق آن. این نگاه، نوعی طبیعتگرایی است که در آن طبیعت، خود مقدس و غایت نهایی است.
نقد اسلامی: در جهانبینی توحیدی، خداوند خالق طبیعت است، نه خود طبیعت. تمام هستی، آیات و نشانههای خداوند هستند(آل عمران، ۱۹۰). طبیعت ارزشمند است، اما ارزشمندی آن ذاتی نیست این ارزش و اهمیت به دلیل آن است که مخلوق و تجلی علم، قدرت و زیبایی خداوند است. به همین خاطر سجده بر طبیعت یا پرستش آن شرکآلود است چون به صورت مستقل و بدون توجه به خدا به آن سجده شده.
سجده تنها برای خالق طبیعت جایز است. در حالی که انیمیشن طبیعت را به عنوان یک قدرت خودمختار و گاهی بیتفاوت به تصویر میکشد، در اسلام طبیعت کاملاً تحت اراده و مشیت الهی قرار دارد و «یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»(الحدید، ۱) در نتیجه از منظر اسلام، این دیدگاه مصداق شرک است چون غیر از خدا را مؤثر در امور جهان دانسته شده.
۲. جایگاه انسان | خلیفه الله در برابر جزئی از طبیعت
دیدگاه انیمیشن: انیمیشن انسان را به عنوان بخشی از طبیعت به تصویر میکشد که با گستاخی و استفاده از فناوری، خود را از آن جدا کرده و در مقابلش ایستاده است. جایگاه ویژهای برای انسان تعریف نمیشود و او در سلسلهمراتب هستی، همسطح با دیگر موجودات و حتی پایینتر از خدایان طبیعت قرار دارد. آرمان انیمیشن، بازگشت به نوعی هماهنگی و تعادل است که در آن انسان جایگاه خود را به عنوان جزئی از کل بزرگتر بپذیرد.
نقد اسلامی: در اسلام، انسان جایگاهی منحصر به فرد به عنوان «خلیفه الله علی الارض»(جانشین خدا بر روی زمین) دارد(البقره، ۳۰). خداوند پس از خلق انسان، به فرشتگان دستور داد تا بر او سجده کنند(البقره، ۳۴). این جایگاه والا، به انسان مسئولیت امانتداری و آبادانی زمین و استفاده از آن بدون اسراف در راه عبادت را میسپارد.
در حالی که انیمیشن، پیشرفت انسان(شهرآهن) را در تضاد با طبیعت نشان میدهد، اسلام پیشرفت و استفاده از منابع طبیعی را نفی نمیکند، اسلام آن را در چارچوب عدالت، شکرگزاری و پرهیز از اسراف تعریف میکند. مشکل از دیدگاه اسلام، نفسِ فناوری نیست، مشکل استفاده از آن در مسیر طغیان، فساد و فراموشی خداوند است.
۳. اخلاق | نسبیگرایی در برابر چارچوب الهی:
دیدگاه انیمیشن: مونونوکه شاهکار ابهام و نسبیگرایی اخلاقی است. هیچ شخصیت خوب یا بد مطلقی وجود ندارد. بانو ابوشی که جنگل را نابود میکند، همزمان یک رهبر انساندوست است. خدایان جنگل که برای خانهشان میجنگند، در خشم خود بیرحم و کور هستند. انیمیشن از مخاطب میخواهد که هر دو طرف را درک کند و از قضاوت بپرهیزد. معیار نهایی اخلاق، درک متقابل و کاهش نفرت است، نه پایبندی به یک اصل ثابت.
نقد اسلامی: در جهانبینی اسلامی، اخلاق نسبی نیست و بر پایۀ اصول ثابت الهی(عدالت، حق، صداقت، امانتداری) استوار است. اگرچه درک انگیزههای افراد امری پسندیده است، اما این به معنای تأیید اعمال آنها(حقانیتبخشی) نیست. از منظر اسلام، عمل بانو ابوشی، هرچند با نیت خیر برای مردمش، به دلیل اسراف در استفاده از طبیعت(که مخلوق خداست) عملی باطل است. وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ (البقره، ۲۰۵).
در اسلام، هدف وسیله را توجیه نمیکند. در اسلام چارچوب حلال و حرام، معیاری مطلق برای سنجش اعمال فراهم میکند که در انیمیشن چیزی شبیه آن غایب است. قهرمان انیمیشن، آشیتاکا، به دنبال صلح میان دو باطل است، در حالی که قهرمان اسلامی به دنبال اقامۀ حق است، حتی اگر به قیمت نبرد باشد همانند قیام امام حسین علیه السلام.
۴. سرنوشت و اراده | جبرگرایی پنهان در برابر اختیار انسان
- دیدگاه انیمیشن: جملۀ جادوگر قبلیه به آشیتاکا (تو نمیتوانی سرنوشتت را تغییر دهی، اما میتوانی با آن روبرو شوی) بیانگر نوعی جبرگرایی است که در آن وقایع بزرگ از کنترل انسان خارج هستند. اگرچه بر عنصر مواجهه تأکید میشود، اما در نهایت، پایان تراژیک انیمیشن و مرگ خدایان، حس یک تقدیر محتوم و غمانگیز را تقویت میکند.
- نقد اسلامی: مفهوم اسلامی قضا و قدر با این دیدگاه متفاوت است. قضا به معنای حکم قطعی الهی و قدر به معنای اندازهگیری و تعیین حدود اشیاء است و انسان با دعا و تلاش و تغییر در خود میتواند در حدود اشیاء و اتفاقها تغییر ایجاد کند و با اینکار سرنوشت خود را تغییر دهد درنتیجه وجود قضا و قدر به معنای نفی اختیار انسان نیست و انسان در انتخابهای خود آزاد است و بر اساس همین انتخابها مورد بازخواست قرار میگیرد. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا»(الإنسان، ۳). سرنوشت انسان نتیجۀ تعامل پیچیدۀ ارادۀ الهی و اختیار انسان است. اسلام انسان را به تسلیم در برابر یک سرنوشت کور فرا نمیخواند، او را به تلاش برای تغییر وضعیت خود و جامعه بر اساس رضایت الهی دعوت میکند. «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»(الرعد، ۱۱).
در مجموع، شاهزاده مونونوکه یک اثر هنری قدرتمند با دغدغههای انسانی عمیق است، اما جهانبینی آن در تضاد بنیادین با اصول توحیدی اسلام قرار دارد. این انیمیشن میتواند به عنوان یک مطالعۀ موردی عالی برای درک جهانبینیهای غیر اسلامی و مقایسۀ آن با غنای معرفتی و اخلاقی اسلام مورد استفاده قرار گیرد.
♀️ تحلیل رویکرد فمینیستی و نقد آن از منظر اسلامی
یکی از برجستهترین و بحثبرانگیزترین جنبههای شاهزاده مونونوکه، تصویر قدرتمند و پیچیدۀ آن از زنان است. میازاکی، که به خلق شخصیتهای زن قوی شهرت دارد، در این انیمیشن این رویکرد را به اوج خود میرساند و کلیشههای جنسیتی را در بستر تاریخی داستان به چالش میکشد.
تصویر زنان در شاهزاده مونونوکه را میتوان از دو منظر کلیدی تحلیل کرد: ابتدا از دیدگاه فمینیسم سکولار که انیمیشن به شکلی قدرتمند آن را نمایندگی میکند، و سپس از منظر جهانبینی اسلامی که این الگوها را به چالش میکشد. بررسی این دو دیدگاه در تقابل با یکدیگر، به درک عمیقتری از پیامهای انیمیشن منجر میشود.
بخش اول | تحلیل جنبههای فمینیستی انیمیشن
انیمیشن سه الگوی اصلی از زنانگی قدرتمند را ارائه میدهد که هر کدام جنبهای از ایدئولوژی فمینیستی را نمایندگی میکنند:
- بانو ابوشی: الگوی زن مدرن، عملگرا و رهبر جامعه ابوشی بدون شک یکی از پیچیدهترین شخصیتهای زن در تاریخ سینماست. او یک آنتاگونیست ساده نیست، او رهبر انقلابی است که ویژگیهای یک فمینیست موج دوم و سوم را در خود دارد از خصوصیات او میشود به موارد زیر اشاره کرد:
- رهبری و استقلال اقتصادی: در جامعۀ فئودالی و به شدت مردسالار ژاپن، ابوشی یک شهر مستقل را رهبری میکند. او علاوه براینکه جنگجو و استراتژیست ماهری است، کارآفرین صنعتی هم هست. قدرت او از شجرهنامه یا ازدواج ناشی نمیشود، این قدرت حاصل هوش، اراده و عملگرایی بیرحمانۀ اوست.
- آزادسازی زنان از ستم پدرسالار: ابوشی زنان را از فاحشهخانهها میخرد و به آنها استقلال اقتصادی و اجتماعی میبخشد. در شهرآهن، زنان علاوه بر کار عادی مسئولیتهای مردانه و سختی مانند کار در کورههای آهنگری و دفاع از شهر را بر عهده دارند. آنها پر سر و صدا، با اعتماد به نفس و برابر با مردان هستند. شخصیت توکی، همسر یکی از کارگران، نمونۀ بارز این زن جدید است.
- اومانیسم سکولار: ابوشی به خدایان و سنتهای قدیمی بیاعتقاد است. او به قدرت انسان و توانایی او برای ساختن بهشت بر روی زمین بدون کمک از خدایان ایمان دارد. او با کشتن روح جنگل، قصد دارد انسان را از ترسهای خرافی آزاد کرده و کنترل کامل سرنوشتش را به دستش بدهد. این نگاه، بازتابی از اومانیسم سکولار است که در آن انسان، معیار همه چیز است. و البته باید به این نکته توجه کرد که خدای ضعیفی که ژاپنیها تصور میکنند معلوم است که قابل کشتن است وقتی خدا اینقدر ضعیف است که با یک گلوله مسیر زندگی او تغییر میکند و غرق در نفرت میشود و بعد از آن با دو تیر کمان کشته میشود معلوم است که ارزش اعتقاد را ندارد، چرا باید به این خدای ضعیف معتقد بود!!!
باید حواسمان باشد که وقتی لفظ خدا استفاده میشود خدای خودمان و خدای ادیان ابراهیمی را که قادر مطلق است و هیچ چیز نمیتواند درمقابل قدرت و علم او بایستد را با خدای ادیان دیگر مثل شینتو و … اشتباه نگیریم و برای ما القا نشود که هر موجودی که اسم خدا داشت ضعیف است و انسان به هیچ خدایی احتیاج ندارد.
- سان(شاهزاده مونونوکه): الگوی زن وحشی، اکوفمینیست و نماد طبیعت سان در نقطۀ مقابل ابوشی قرار دارد. او نمایندۀ یک نوع فمینیسم رادیکال و طبیعتگرا(Ecofeminism) است که ستم بر زنان را با ستم بر طبیعت پیوند میزند.
- رد کامل تمدن سنتی و پدرسالار ژاپن: سان که توسط گرگها بزرگ شده، تمدن انسانی را به طور کامل رد میکند و خود را مستقل و بینیاز از هر شخصی تصور میکند. او خود را یک گرگ میداند و از انسانها، که آنها را عامل نابودی خانهاش(جنگل) میداند، متنفر است. او نماد زنانگی رامنشده، غریزی و عمیقاً پیوسته با چرخههای طبیعت است و در انتهای فیلم هم باز به صورت مستقل و جداگانه از آشیتاکا زندگی را ادامه داد.
- بدن به عنوان سلاح: سان یک جنگجوی بیرحم است. او با چاقو و دندان میجنگد و حرکاتش حیوانی و غیرقابل پیشبینی است. برخلاف ابوشی که از فناوری(تفنگ) استفاده میکند، قدرت سان از بدن و هماهنگی او با طبیعت ناشی میشود.
- زیبایی در وحشیگری: میازاکی زیبایی سان را در قدرت و وحشیگری او به تصویر میکشد نه در ظرافت و زیبایی ظاهری. جملۀ معروف آشیتاکا، تو زیبا هستی، در حالی گفته میشود که صورت سان آغشته به خون است. این صحنه، استانداردهای زیبایی سنتی را به چالش میکشد و زیبایی را در قدرت و اصالت تعریف میکند.
- زنان شهرآهن: الگوی همبستگی و توانمندی جمعی زنان شهرآهن فقط پیروان ابوشی نیستند، آنها نیروی جمعی قدرتمند را تشکیل میدهند. آنها با خنده و شوخیهای بلند، فضای مردانۀ کارخانه را از آن خود کردهاند. در غیاب مردان، آنها با موفقیت از شهر در برابر حملۀ ساموراییها دفاع میکنند و به عنوان افرادی که برای بقا نیازی به حمایت مردان ندارند نشان داده میشوند. این همبستگی زنانه(Sisterhood) یکی از مضامین کلیدی فمینیستی است که در انیمیشن به تصویر کشیده شده است.
بخش دوم | نقد رویکرد فمینیستی از منظر جهانبینی اسلامی
از منظر اسلام شخصیتی که از این زنها نمایش داده میشود در عین اینکه در ظاهر قدرتمند و سرزنده هستند درباطن و آرامش درونی دچار مشکل خواهند شد، درجامعهای که ملاک مفید بودن و قدرت داشتن کار در آهنگری و جنگ در میدان جنگ شده این زنان هستند که برای اثبات خود نیاز دارند به کارهایی دست بزنند که بیشتر از قدرت و تواناییهای زنانه است و به جسم و روحشان فشارهایی بیش از حد نیاز وارد میکنند در متن پیشرو به شخصیت زن از منظر اسلام نگاه عمیقتری میاندازیم تا جایگاه بالای زن و تواناییهای او را بهتر بشناسیم.
جایگاه زن: کرامت انسانی در برابر طغیان علیه فطرت
نقطۀ قوت: اسلام به شدت با نگاه ابزاری و کالایی به زن که در جامعۀ سنتی انیمیشن(فاحشهخانهها) وجود دارد، مخالف است. اقدام ابوشی در بخشیدن کرامت انسانی و استقلال به زنان طردشده، از این جهت که آنها را از بردگی جنسی و اقتصادی نجات میدهد، با اصل کرامت انسانی در اسلام همسو است. اسلام زن را موجودی با اراده، دارای حق مالکیت و مسئولیت اجتماعی میداند.
با این حال، الگوی ارائه شده در انیمیشن، به ویژه در شخصیت ابوشی و زنان شهرآهن، به سمت نوعی مردانگاری(Masculinization) و بیتوجهی به ساختار خانواده و نقشهای فطری گرایش دارد. در اسلام، کمال زن در شبیه شدن به مرد یا رقابت با او در عرصههای مردانه تعریف نمیشود. کمال زن در تحقق استعدادهای ویژۀ زنانگی در چارچوب نقشهای مدیریت خانواده، یا فعالیتهایی که با روحیه لطیف او تناقض ندارد تعریف شده است نه کارکردن در کوره آهنگری که کاری سخت و زمخت است و فشار کاری و روانی بالایی به زن وارد میکند.
الگوی اسلامی، حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) است که در عین حفظ حیا و نقش محوری خود در خانواده، در حساسترین عرصههای اجتماعی و سیاسی نیز حضور فعال و تأثیرگذار داشتند. ولی ابوشی الگویی سکولار و بدون توجه به نقشهای معنوی و خانوادگی زن است.
مفهوم قدرت: قدرت مبتنی بر نفس در برابر قدرت مبتنی بر تقوا
نقطۀ قوت: انیمیشن نشان میدهد که زنان میتوانند و باید دارای عاملیت و قدرت تأثیرگذاری باشند.
این که یک زن باید قدرتمند و تاثیرگذار باشد مشکلی ندارد ولی ملاک قدرتمند بودن و منشأ این قدرت مهم است که چه چیز را علت قدرت میدانیم، منشأ و هدف این قدرت در انیمیشن، کاملاً اومانیستی و نفسمحور است. قدرت ابوشی از ارادۀ او برای سلطه بر طبیعت و ساختن یک آرمانشهر انسانی ناشی شده و قدرت سان از خشم و نفرت او نسبت به انسانها سرچشمه گرفته و افزایش یافته.
از منظر اسلام، قدرت حقیقی از عبودیت و تقوای و خشم برای اهداف الهی ناشی میشود. قدرتمندترین فرد، باتقواترین فرد است(الحجرات، ۱۳). هدف از قدرت، کسب رضایت الهی و اقامۀ عدالت است، نه تحقق ارادۀ شخصی یا انتقام. الگوی زن قدرتمند در اسلام، زنی است که قدرتش را از ارتباط با خداوند میگیرد و آن را در مسیر حق به کار میبرد، نه زنی مانند ابوشی که برای کسب قدرت، اصول اخلاقی را زیر پا میگذارد یا کسی مانند سان که دائم در نفرت و انتقام گرفتار است.
چارچوب اخلاقی: فمینیسم سکولار در برابر الگوی زن مسلمان رویکرد فمینیستی انیمیشن، یک رویکرد کاملاً سکولار است. هویت و ارزش زنان در انیمیشن بر اساس تواناییهای اجتماعی، اقتصادی و نظامی آنها تعریف میشود، نه بر اساس فضائل معنوی و اخلاقی. در حالی که اسلام برای زن، هویتی الهی و معنوی قائل است. ارزش زن در اسلام به حیا، عفت، ایمان، علم و نقش تربیتی او در خانواده و جامعه است.
ابوشی: برای رسیدن به هدفش(که ظاهراً خوب است)، از هر وسیلهای استفاده میکند: جنگل را نابود میکند به خداکشی دست میزند و جامعهای را بر پایۀ تقابل با نظم طبیعی بنا میکند. این رویکرد ماکیاولیستی با اصول اسلامی در تضاد کامل است.
سان: او نیز نماد طغیان و نفرت است. اگرچه خشم او قابل درک است، اما اسلام هرگز نفرت کور را تأیید نمیکند. راهحل اسلامی برای ظلم، انتقامجویی بیپایان نیست، راه حل این است که شخصی باید الگو باشد که در راه خدا جهاد میکند نه برای اهداف شخصی و در نهایت، عفو و رحمت در موضع قدرت را دارد اگر برای جامعه و اطرافیانش نیاز باشد، حتی اگر برخلاف خواسته قلبی او باشد.
در نتیجه، در حالی که شاهزاده مونونوکه نقدی قدرتمند بر جوامع پدرسالار ژاپن ارائه میدهد، اما آلترناتیو آن یک فمینیسم سکولار و اومانیستی است که در تقابل با الگوی زن در جهانبینی توحیدی اسلام قرار دارد. این انیمیشن فرصتی برای تأمل در این تفاوتها و بازشناسی الگوی متعالی زن مسلمان فراهم میکند تا با توجه به اشکلات جامعه پدرسالار شرقی به اشکالات جامعه مادر سالار غربی هم توجه بکنیم.
در نهایت نه از این طرف بام بیفتیم و نه از آن طرف بام درست و عمیق بررسی کنیم و نیازهای واقعی و توانایی واقعی مرد و زن را بشناسیم و هرکس در راه استعدادهای خود تلاش کند اینطور نیاز نیست برخلاف جریان آب شنا کنیم و برای اثبات خود به کارهای مردانه روی بیاوریم که مردها همیشه در آن قوی هستند چون استعداد آنها در این مسائل است و ما برای رسیدن به آن همیشه باید چند برابر بیشتر از آنها زحمت بکشیم.
تأثیرات شاهزاده بر شناخت، انسانشناسی و سبک زندگی ما
پیامهای فلسفی عمیق و کیفیت هنری بالای شاهزاده مونونوکه، آن را به یکی از مؤثرترین آثار رسانهای قرن اخیر تبدیل کرده است که مستقیماً بر شناخت، جهانبینی دینی و سبک زندگی مخاطب جهانی، از جمله مخاطب مسلمان، تأثیر میگذارد. درک این تأثیرات مستلزم سطح بالایی از سواد رسانهای و تحلیل انتقادی است.
۱. نقد حوزۀ انسانشناسی(Anthropology)
انسانشناسی اسلامی بر مبنای توحید، کمالگرایی و هدفمندی است و انسان را موجودی با ابعاد مادی و ماورائی میداند. در این دیدگاه، انسان به عنوان حیوانی پیشرفته حساب نمیشود ولی در جهانبینی مونونوکه انسان تا سطح یک گونۀ زیستی در کنار گرازها و گرگها تقلیل میابد که تنها بر سر بقا و منابع میجنگد. این نگاه، سیر صعودی روح و کرامت الهی انسان را نادیده میگیرد و ماهیت خاکی او را برجسته میکند. در حالی که در اسلام، انسان با دمیده شدن روح الهی، که در سایر موجودات نیست موجودی خاص و مختار به حساب میآید.
غفلت از روح الهی و هدف غایی کمال
در حالی که انسانشناسی اسلامی بر وجود روح الهی و هدف نهایی قرب الی الله تأکید دارد، انیمیشن هدف غایی انسان را تنها ایجاد تعادل اکولوژیک و دوری از نفرت تعریف میکند. این غایتشناسی، هدف اصلی آفرینش انسان(عبودیت و خلافت الهی و حرکت به سوی کمال مطلق) را کنار میگذارد. انسان در این انیمیشن، از خلیفه الله دارای تکلیف و ارادۀ آزاد برای سعادت، به عامل تخریب یا نهایتاً میانجی زمینی تنزل مییابد که در بهترین حالت، فقط در صدد نجات حیات مادی خود و محیط اطرافش است.
۲. تأثیرات عمیق بر دین و سبک زندگی
این انیمه، به دلیل زبان جذاب و بصری خود، تأثیرات عمیق بر مخاطب جوان دارد که در حوزۀ جهانبینی و سبک زندگی نیازمند تحلیل ویژه است:
الف) چالشهای جهانبینی و دینی(خطر شینتوئیسم )
جاذبۀ آنیمیسم و شینتو در رسانه
شینتوئیسم که ریشه در آنیمیسم دارد، طبیعت را دارای روح(کامی) میداند. در این انیمه، تقدس جنگل، حرکت وهمآور کوداماها و حضور باشکوه شیشیگامی(خدای مرگ و حیات) به قدری زیبا و تأثیرگذار است که میتواند خلأ معنوی نوجوانان در دنیای مدرن را با یک معنویت جایگزین پر کند.
نوجوانان با تماشای تقدیس موجودات طبیعی و پرستش خدایان حیواننما، ناخودآگاه با مفاهیم شرکآلود مأنوس میشوند. این مفاهیم شرکی در پوشش احترام به محیط زیست و توهم عرفان طبیعت ارائه میشوند و بهتدریج با حس قدرت و جذابیت در این موجودات حساسیت دینی نسبت به توحید ناب و یگانگی خالق در نوجوان کاهش میابد و همین سبب میشود او احساس نیازش به خدا واحد کاهش پیدا کند.
ب) مشکلات اخلاقی و سبک زندگی(نسبیگرایی)
- الگوبرداری از نسبیگرایی و عملگرایی
الگوهای قدرتمند انیمیشن(ابوشی و سان) بر مبنای عملگرایی و ارادۀ شخصی تعریف شدهاند. ابوشی برای نجات مردمش، جنگل و خدایان را نابود میکند(هدف، وسیله را توجیه میکند). این منطق در زندگی روزمره، منجر به کنار گذاشتن اصول اخلاقی ثابت(مانند صداقت و امانت) برای رسیدن به اهداف شخصی یا گروهی میشود.
- الگوهای زنانه متضاد با فطرت
الگوهای فمینیستی ارائه شده(زنان جنگجو، رهبران صنعتی مستقل، و دختر وحشی متنفر از جامعه) در تقابل با نقش مکمل و عفیف زن در جهانبینی اسلامی قرار میگیرد. این تقابل میتواند به یک چالش هویتی برای دختران منجر شود که کرامت و قدرت زن را در مردانگاری(Masculinization)، پرخاشگری و طغیان ببینند نه در عفت و معنویت و رشد در جهت استعدادهای خود که به صورت مفصل در بخش فمنیسم درمورد آن صحبت کردیم.
🔍 ارزیابی نهایی و گفتگوی انتقادی با منتقدان
همانطور که در بخشهای پیشین به تفصیل شرح داده شد، شاهزاده مونونوکه پس از اکران، با موجی از تحسین جهانی از سوی منتقدان برجسته مواجه شد. منتقدانی چون راجر ایبرت، جانت ماسلین و کنت توران به درستی بر عمق تراژیک، ابهام اخلاقی و مقیاس حماسی انیمیشن تأکید کردند.
با این حال، بسیاری از این تحلیلهای غربی، با وجود دقت نظرشان، اغلب در سطح یک گزارش تحسینآمیز باقی میمانند و به دلیل فاصلهگذاری فرهنگی و فلسفی، از ورود به لایههای عمیقتر ایدئولوژیک و معنوی انیمیشن باز میمانند. این بخش پایانی، به جای گزارش صرف، تلاش دارد تا با این نقدها وارد یک گفتگوی انتقادی شده و با استفاده از چارچوب تحلیلی که در این متن بنا شده، به یک ارزیابی جامع و عمیقتر دست یابد
۱. بیش از ابهام اخلاقی | محدودیتهای نگاه سکولار-لیبرال
یک نقطه مشترک در تحسین منتقدان غربی، ستایش ابهام اخلاقی انیمیشن و نبود شرور مطلق در آن است. این نگاه که هر دو طرف دلایل موجهی دارند ، گرچه صحیح است، اما اغلب محصول یک جهانبینی لیبرال-سکولار است که کثرتگرایی را به عنوان بالاترین فضیلت میستاید. این دیدگاه، با تمام ارزشمندیاش، از تشخیص و نامگذاری دقیق بحران معنوی که انیمیشن به تصویر میکشد، عاجز است.
از منظری که این نقد بنا نهاده(به ویژه با تکیه بر تحلیل تطبیقی)، مسئله فقط ابهام نیست، مسئله نمایش اشکال مختلفی از طغیان است. عملگرایی تحسینشده بانو ابوشی، در واقع طغیانی است علیه مسیر صحیح استفاده از طبیعت و نابودی بیحد و حصر آن که در منظر دینی، مصداق فساد فی الارض است.
خشم کور خدایان جنگل نیز طغیانی است از راهی که باید طی میکردند این طغیان که از درد زاده شده و ذات الهی آنان را فاسد کرده آنها را از مسیر صحیحشان (اگر بنابر نظر انیمیشن وجودشان را واقعی بدانیم) خارج کرده. بنابراین، در حالی که نقد غربی خاکستری بودن را تحسین میکند، تحلیل عمیقتر به ما اجازه میدهد تا بیماریهای معنوی مشخصی را که این فضای خاکستری را به وجود آوردهاند، و هریک از طرفین نماینده یکی از آنها است را تشخیص دهیم. انیمیشن خود را به روایتگری درگیری معمولی میان انسان و طبیعت محدود نکرده این اثر یک آسیبشناسی از جهانی است که در آن، هم انسان و هم طبیعت، هر یک به شکلی، از مسیر درست خارج شدهاند.
۲. بیش از بیانیه زیستمحیطی | مرثیهای برای معنویت گمشده
تقریباً تمام منتقدان، شاهزاده مونونوکه را بیانیه زیستمحیطی قدرتمند نامیدهاند. این توصیف نیز کاملاً درست است، اما تقلیل دادن انیمیشن به یک اثر محیطزیستی، تفسیری مدرن و سکولار است که هسته اصلی تراژدی انیمیشن را نادیده میگیرد. دغدغه اصلی میازاکی، فقط محیطزیست به عنوان مجموعهای از درختان و حیوانات نیست هدف او امر مقدسی که در دنیای مدرن دیگر وجود ندارد.
نابودی جنگل در انیمیشن، به فاجعه اکولوژیک ختم نمیشود و مسئله را بالاتر از این میبرد این عمل را به عنوان خداکشی(Deicide) معرفی میکند. این درگیری ریشه در جهانبینی شینتویی دارد که در آن هر عنصر طبیعت، تجلی کامی(روح الهی) است.
بسیاری از منتقدان غربی به این نکته اشاره میکنند، اما پیامدهای کامل آن را نمیکاوند. آنها مبارزه برای درختان را میبینند؛ در حالی که میازاکی جنگ علیه امر الهی را به تصویر میکشد. تراژدی انیمیشن، کمتر درباره تغییرات اقلیمی و بیشتر درباره جهانی است که گوشهایش برای شنیدن ابعاد معنوی هستی، کر شده است. این همان بحران معنوی انسان متجدد است که در بخشهای پیشین متن به تفصیل به آن پرداخته شد.
۳. جمعبندی نهایی بخش نقد
با در نظر گرفتن تمام این تحلیلها، میتوان گفت نقاط قوت انکارناپذیر شاهزاده مونونوکه در داستانگویی قوی، شخصیتپردازی متفاوت، کمالگرایی هنری بالا و عمق روانشناختی آن نهفته است .
اما در باب نقاط ضعف، باید گفت که ضعفهای واقعی این انیمیشن همان چیزی است که در لابه لای این متن به آن پرداختیم، و علاوه بر آن موارد یک سری انتخابهای آگانه نیز در ساخت انیمیشن وجود داشته که باعث شده انیمیشن مناسب هر طیفی نباشد و بیشتر برای افرادی خاص جذاب باشد و این مسئله در طبیعت سازشناپذیر انیمیشن نهفته است. این ویژگیها که برخی ممکن است آنها را ضعف بدانند، در واقع همان انتخابهای آگاهانهای هستند که این اثر را به یک اثر خاص تبدیل کردهاند:
- سازشناپذیری تماتیک: انیمیشن از ارائه یک پایان خوش هالیوودی یا یک راهحل ساده برای مشکلات پیچیده جهان امتناع میورزد. این رویکرد واقعگرایانه، ممکن است مخاطبی را که به دنبال آسودگی خاطر و سرگرمی است، ناامید کند.
- سازشناپذیری هنری: خشونت گرافیکی و بیپرده انیمیشن، یک انتخاب هنری آگاهانه برای نمایش زشتی نفرت است ، اما همین امر انیمیشن را برای طیف وسیعی از مخاطبان غیرقابل دسترس میکند. ریتم متغیر و لحظات طولانی و مراقبهگونه آن نیز conventions انیمیشنهای تجاری را به چالش میکشد.
- سازشناپذیری فرهنگی: این انیمیشن عمیقاً و بدون هیچ عذرخواهی، ژاپنی است. انیمیشن مفاهیم پیچیده فرهنگی و معنوی را بدون آنکه مکث کرده و برای مخاطب جهانی توضیح دهد، به کار میگیرد.
جمع بندی نهایی
به پایان تحلیل و بررسی این اثر شاخص در دنیای انیمیشن رسیدیم انیمیشنی که ظاهری زیبا و درگیر کننده دارد و مفاهیم مثبتی همچون احترام به طبیعت، لزوم پاسخگویی انسان دربرابر اعمال خود، نتیجه منفی جاهطلبی و قدرت طلبی و … در آن گنجانده شده ولی در همین میان مفاهیم مهمی در زیر پوست انیمیشن به صورت عمدی یا غیر عمدی به خورد مخاطب داده میشد که تاثیراتی بسیار مخرب در نوع نگرش شخص به جهان، خالق جهان، اخلاق و سبک زندگی ایجاد میکند.
ما سعی کردیم هردو بخش این تاثیرات را در این بررسی و تحلیل برای شما همراهان عزیز شرح و توضیح دهیم در نهایت باید این نکته را خاطر نشان کنم که روش صحیح مواجهه با این آثار مستلزم نقد مبنایی و فلسفی است و صرف محکوم کردن یا منع کردن از دیدن این اثر مانع از رشد و تاثیر آن در میان جوانان نخواهد شد ما باید به نوجوان روش ماهیگیری و نقد و تحلیل آثار فرهنگی و رسانهای را بیاموزیم همانطور که مرحوم استاد فرج نژاد همیشه برایش تلاش میکردند.
📚 منابع(Sources)
۱۱. منابع اصلی آثار میازاکی و جیبلی (فیلمهای میازاکی)
- Princess Mononoke(film). Directed by Hayao Miyazaki, Studio Ghibli, 1997.
- The Making of Princess Mononoke(documentary). Studio Ghibli, 2001.
- Miyazaki, Hayao. Starting Point: 1879-1996. VIZ Media LLC, 2009.
- Miyazaki, Hayao. Turning Point: 1997-2008. VIZ Media LLC, 2014.
- The Art of Princess Mononoke. VIZ Media LLC, 2014.
۲. کتابها و مقالات آکادمیک(تحلیل آثار میازاکی و انیمه)
- McCarthy, Helen. Hayao Miyazaki: Master of Japanese Animation. Stone Bridge Press,
- Napier, Susan J. Anime from Akira to Howl’s Moving Castle: Experiencing Contemporary Japanese Animation. Palgrave Macmillan,
- Cavallaro, Dani. The Animé Art of Hayao Miyazaki. McFarland,
- Odell, Colin, and Michelle Le Blanc. Studio Ghibli: The Films of Hayao Miyazaki and Isao Takahata. Oldcastle Books,
- Lamarre, Thomas. The Anime Machine: A Media Theory of Animation. University of Minnesota Press,
- Denison, Rayna. Studio Ghibli: An Industrial History. Palgrave Macmillan,
- Schilling, Mark. Contemporary Japanese Film. Weatherhill,
۳. منابع تاریخی و فرهنگی(ژاپن)
- Sansom, George. A History of Japan, 1334-1615. Stanford University Press,
- Reader, Ian. Religion in Contemporary Japan. University of Hawaii Press,
- Kasulis, Thomas P. Shinto: The Way Home. University of Hawaii Press,
- Turnbull, Stephen. The Samurai: A Military History. Routledge,
۴. منابع اسلامی(فلسفه، اخلاق و محیط زیست)
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه.
- مطهری، مرتضی. مقدمهای بر جهانبینی اسلامی. انتشارات صدرا.
- مصباح یزدی، محمدتقی. آموزش فلسفه. سازمان تبلیغات اسلامی.
- جوادی آملی، عبد الله. اسلام و محیط زیست. مرکز نشر اسراء.
- نصر، سید حسین. انسان و طبیعت: بحران معنوی انسان متجدد. ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
- طباطبایی، سید محمد حسین. تفسیر المیزان.
- خامنهای، سید علی. بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست(اسفند ۱۳۹۳).
- The Study Quran: A New Translation and Commentary. Edited by Seyyed Hossein Nasr, HarperOne,
۵. منابع آنلاین و تحلیلی(ویدیو، مقاله و وبسایت)
- Ebert, Roger. “Princess Mononoke” movie review. rogerebert.com,
- Video essay: “Princess Mononoke: The Masterpiece That Almost Broke Ghibli”. Super Eyepatch Wolf, YouTube.
- Video essay: “Princess Mononoke: A War of All Against All”. Wisecrack, YouTube.
- net.(جامعترین وبسایت اطلاعاتی درباره آثار جیبلی).
- Video essay: “The Philosophy of Hayao Miyazaki”. Like Stories of Old, YouTube.
- r/Ghibli and r/TrueFilm subreddits(برای تحلیلهای طرفداران و سینمادوستان).
منابع تکمیلی(بر اساس نقدها)
- Ebert, Roger. “Princess Mononoke” movie review. com, 1999.
- Maslin, Janet. “Princess Mononoke’: A Moral Fable in Which Good and Evil Wear the Same Face”. The New York Times, October 29,
- Turan, Kenneth. “‘Mononoke’ a Haunting, Magical World”. Los Angeles Times, October 29,
- Hunter, Stephen. “‘Princess Mononoke’: A World of Wonder”. The Washington Post, November 26,
- Corliss, Richard. “Cinema: Mononoke’s Fierce Innocence”. TIME Magazine, October 25,
- “Princess Mononoke(1997)”. Rotten Tomatoes. Fandango Media. Accessed October 4,
- “Princess Mononoke Reviews”. Metacritic. Red Ventures. Accessed October 4,
- Brooks, Xan. “Princess Mononoke review – a wondrous anime fable of revenge and ecology”. The Guardian, May 8,
دیدگاهتان را بنویسید