جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم قرمز یواش ۱۴۰۴ | شوخی جنسی جای داستان را می‌گیرد!

نقد فیلم قرمز یواش ۱۴۰۴ | شوخی جنسی جای داستان را می‌گیرد!

۱۴۰۵-۰۴-۱۰
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم قرمز یواش 1404
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

قطعا همه ما این تجربه را داشته‌ایم! وقتی هنگام دیدن یک فیلم، برخی شوخی‌ها آن‌قدر تکراری و سخیف می‌شوند که آدم دچار شرم نیابتی می‌شود و احساس می‌کند اگر تماشای فیلم را ادامه دهد، انگار عزت نفس خودش را خدشه‌دار کرده است. این دقیقا همان احساسی است که بعد از دیدن تیتراژ ابتدایی این فیلم پیدا می‌کنید! تکرار کلیشه شوخی‌های جنسی تا جایی پیش می‌رود که به‌قول معروف شورش را درآورده‌اند، بدون اینکه حتی لحظه‌ای به این فکر کنند که این شوخی‌های سخیف چه آسیب‌هایی می‌تواند برای جوانان و نوجوانان داشته باشد. حال در ادامه به جزئیات بیشتری از این عوارض اشاره می‌شود.

پدیدآورنده: علیرضا مرادی

فهرست مطالب

Toggle
  • نقد فیلم قرمز یواش 1404 | شوخی جنسی جای داستان را می‌گیرد!
    • خلاصه داستان
  • تکرار کلیشه شوخی جنسی 
    • مؤلفه‌های فرهنگی اثر، مقدمه و جریان‌شناسی
    • شوخی‌های جنسی، محور پررنگ تبلیغاتی فیلم
    • وقتی شوخی کارکرد خود را از دست می‌دهد
    • عوارض فرهنگی برای نوجوان و جوان
    • چند محور فرهنگی دیگر، پوشش، رفتار و الگوسازی نمایشی
  • جمع بندی نهایی

نقد فیلم قرمز یواش 1404 | شوخی جنسی جای داستان را می‌گیرد!

فیلم سینمایی قرمز یواش با نام انگلیسی(Ghermez Yavash)  و با نام قبلی لب خط، فیلمی ایرانی به نویسندگی و کارگردانی علی جبارزاده و تهیه‌کنندگی علی عبدالعلی‌زاده است. این فیلم در صفحه رسمی فیلم‌نت به‌عنوان اثری محصول ایران در سال ۱۴۰۰ معرفی شده و ژانر آن اکشن و کمدی ثبت شده است. در برخی منابع دیگر، سال تولید فیلم ۱۳۹۹ و ژانر آن کمدی، اجتماعی و خانوادگی ذکر شده است. مدت زمان فیلم در فیلم‌نت ۱ ساعت و ۳۲ دقیقه اعلام شده و تماشای آن برای افراد بالاتر از ۱۳ سال مناسب دانسته شده است. این فیلم در فیلم‌نت با زیرنویس فارسی ویژه ناشنوایان نیز ارائه شده است.[1][4]

قرمز یواش پس از چند سال فاصله میان تولید و نمایش، با نام جدید خود به اکران رسید. منابع خبری نوشته‌اند که این فیلم پیش‌تر با عنوان لب خط شناخته می‌شد و پس از دریافت مجوز و طی کردن مسیر اکران، با عنوان قرمز یواش روی پرده رفت.[4][5] اکران سینمایی فیلم از چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ آغاز شد.[3][5] سپس اکران آنلاین آن از شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در بخش سینما آنلاین پلتفرم فیلم‌نت شروع شد.

در ترکیب بازیگران فیلم، نام‌های متعددی از سینما و تلویزیون ایران دیده می‌شود. بر اساس اطلاعات فیلم‌نت، بازیگرانی مانند نیما شعبان‌نژاد، روشنک گرامی، هومن حاجی‌عبداللهی، محیا دهقانی، رضا داوودنژاد، نسیم ادبی، سیاوش چراغی‌پور، سمیرا حسن‌پور، کاظم نوربخش و جمشید هاشم‌پور در این فیلم حضور دارند. در منابع دیگر، اسامی لاله صبوری، هامون سیدی، علیرضا مهران، مونا کرمی، محمدرضا داوودنژاد، سعید امیرسلیمانی، وحید رحیمیان، علی کاظمی و صفر کشکولی نیز در فهرست بازیگران فیلم آمده است.[5][6] همچنین از این فیلم به‌عنوان یکی از آخرین حضورهای زنده‌یاد رضا داوودنژاد یاد شده است.[5]

در بخش عوامل تولید، علی جبارزاده به‌عنوان نویسنده و کارگردان و علی عبدالعلی‌زاده به‌عنوان تهیه‌کننده معرفی شده‌اند.[1][5] در اطلاعات منتشرشده درباره عوامل فیلم، نام لیلا بهادری به‌عنوان مجری طرح و سرمایه‌گذار، مجید گرجیان به‌عنوان مدیر فیلمبرداری، مهدی چراغی به‌عنوان مدیر تولید، وحید مقدسی به‌عنوان صدابردار، حسین عالی‌نژاد به‌عنوان طراح صحنه و لباس، محسن دارسنج به‌عنوان طراح چهره‌پردازی، بهمن داداشی به‌عنوان تدوینگر، امین اعتمادی‌مجد به‌عنوان مشاور رسانه‌ای و آسیه امین‌نیا به‌عنوان طراح پوستر آمده است.[6]

خلاصه داستان

خلاصه رسمی داستان فیلم قرمز یواش درباره دختری اهل روسیه است که پس از گم شدن پدرش در ایران، تصمیم می‌گیرد برای پیدا کردن او به ایران سفر کند. در جریان این سفر، او با پسری در جنوب شهر تهران آشنا می‌شود و همین آشنایی، او را وارد ماجرایی تازه می‌کند.

در معرفی‌های قدیمی‌تر فیلم، که مربوط به زمانی است که اثر با نام لب خط شناخته می‌شد، داستان فیلم با محوریت جوانی به نام رضا معرفی شده است، جوانی که در جنوب تهران زندگی می‌کند و از معدود افرادی است که به سندرم هایپرتیمزیا مبتلاست، وضعیتی که باعث می‌شود فرد بسیاری از خاطرات و تجربه‌های زندگی خود را با جزئیات بسیار زیاد به یاد بیاورد. بنابراین اطلاعات منتشرشده از فیلم نشان می‌دهد که قرمز یواش در معرفی رسمی اکران آنلاین با محوریت سفر دختر روسی و آشنایی او با پسری در جنوب تهران معرفی شده و در معرفی‌های قدیمی‌تر، خط داستانی شخصیت رضا و ویژگی حافظه‌ای او نیز به‌عنوان بخشی از داستان فیلم مطرح شده است.[1][4][6]

تکرار کلیشه شوخی جنسی 

مؤلفه‌های فرهنگی اثر، مقدمه و جریان‌شناسی

فیلم سینمایی قرمز یواش از آن دسته آثاری است که زمان زیادی را در انتظار مجوز و رسیدن به مرحله نمایش گذرانده است. این فیلم ابتدا با نام لب خط ساخته شد و بعدها با عنوان قرمز یواش به اکران رسید.[7] همین مسیر طولانی از تولید تا نمایش، باعث می‌شود مخاطب در برخورد اولیه با فیلم انتظار بیشتری داشته باشد، مخصوصاً وقتی ایده اولیه اثر، یعنی پرداختن به سندروم هایپرتیمزیا، ظرفیت یک کمدی متفاوت و حتی قابل‌تأمل را دارد.[8]

اما مشکل از جایی شکل می‌گیرد که این ایده جذاب در اجرا بیشتر در حد یک کمدی ساده و سطحی باقی می‌ماند. فیلم می‌توانست از تفاوت زبان، موقعیت اجتماعی شخصیت‌ها و حتی ویژگی خاص کاراکتر اصلی برای ساختن یک کمدی موفق استفاده کند، اما در بسیاری از بخش‌ها به همان مسیر آشنای کمدی‌های کم‌مایه سال‌های اخیر نزدیک می‌شود، مسیری که در آن شوخی بدن‌محور و جنسی جای شخصیت‌پردازی و موقعیت‌سازی واقعی را می‌گیرد. برخی نقدهای منتشرشده نیز دقیقاً روی همین ضعف دست گذاشته‌اند و فیلم را نمونه‌ای از کمدی‌هایی دانسته‌اند که برای خنداندن مخاطب، بیشتر به اروتیسم آشکار و پنهان، زن‌پوشی و موقعیت‌های سطحی متکی هستند.[9][10] ( به توضیح اصطلاحات در ادامه اشاره می‌شود)

در این نوشته قصد اصلی بررسی فنی فیلم نیست، چون درباره ضعف‌های داستان، فیلمنامه و ساختار روایی فیلم پیش‌تر نقدهایی نوشته شده است. تمرکز اصلی این بخش بر مؤلفه‌های فرهنگی اثر است، یعنی این‌که فیلم چه تصویری از کمدی، خانواده و مرزهای شوخی ارائه می‌دهد و چرا این تصویر می‌تواند محل بحث باشد.

شوخی‌های جنسی، محور پررنگ تبلیغاتی فیلم

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/تیزر-فیلم-قرمز-یواش-فیلم‌-نت-نیوز.mp4

تیزر اولیه فیلم به اندازه‌ای بر شوخی‌های جنسی و موقعیت‌های بدن‌محور تکیه دارد که مخاطب پیش از تماشای فیلم، با این پرسش روبه‌رو می‌شود، آیا قرار است با یک کمدی داستان‌محور طرف باشیم یا با مجموعه‌ای از شوخی‌های تحریک‌آمیز که فقط برای جلب توجه در چند ثانیه تبلیغاتی کنار هم چیده شده‌اند؟ وقتی یک فیلم برای معرفی خود، بیش از هر چیز به چنین لحظاتی تکیه می‌کند، طبیعی است که بحث فرهنگی آن از خود فیلم هم فراتر برود.

برای روشن‌تر شدن بحث، باید چند اصطلاحی را که در نقدهای منتشرشده درباره فیلم آمده، کوتاه توضیح داد. زن‌پوشی یعنی استفاده از پوشش، ظاهر یا رفتار زنانه برای یک شخصیت مرد، به‌گونه‌ای که خودِ این تغییر ظاهر به ابزار خنده تبدیل شود. این شیوه اگر در دل داستان و شخصیت‌پردازی معنا نداشته باشد، خیلی زود به شوخی ظاهری و بدن‌محور سقوط می‌کند. در این فیلم ما یک کارکتر مرد ولی با پوشش زن داریم که دقیقا دست روی چنین شوخی هایی گذاشته است، رقص او را نشان می‌دهد آغوش او را نشان می‌دهد، و درواقع یک راه فرار ساده برای برخی قوانین نمایشی است.

اروتیسم آشکار به لحظه‌هایی گفته می‌شود که فیلم مستقیم و واضح با بدن، کشش جنسی، پوشش یا رفتار تحریک‌آمیز شوخی می‌کند. اروتیسم پنهان شکل غیرمستقیم‌تر همین مسئله است، یعنی فیلم با کنایه، نگاه، حرکت، دیالوگ دوپهلو یا موقعیت‌های مبهم، ذهن مخاطب را به سمت برداشت جنسی می‌برد، بدون آن‌که کاملاً صریح حرف بزند.

قراردادهای اروتیک یعنی الگوهای تکرارشونده‌ای که فیلم از آن‌ها برای ساختن فضای تحریک‌آمیز یا شوخی جنسی استفاده می‌کند، مثل قرار دادن شخصیت‌ها در موقعیت‌های مرزی، ایجاد سوءتفاهم‌های جنسی یا تکیه بر کنجکاوی مخاطب نسبت به بدن و رابطه. کمدی هزل هم نوعی کمدی است که به جای ظرافت طنز، موقعیت‌سازی دقیق و شوخی هوشمندانه، بیشتر به شوخی‌های سطحی، رکیک، بدن‌محور یا جنسی متکی می‌شود و خنده را از مسیر پایین آوردن سطح گفت‌وگو و رفتار شخصیت‌ها می‌گیرد.

این اصطلاحات توصیف های منتقدین بسیاری در تمام مقالات منتشر شده از این فیلم است، که یعنی همه موافق هستند فیلم در سبک خاصی از شوخی های جنسی سیر می‌کند.

این اتفاق جدا از قرمز یواش هم در بخشی از کمدی‌های سال‌های اخیر دیده می‌شود. وقتی فیلمنامه توان تولید کمیک ندارد، ساده‌ترین راه این است که فیلم به سمت شوخی‌های جنسی، کنایه‌های دوپهلو، زن‌پوشی، حرکات بدنی اغراق‌شده و دیالوگ‌های مرزی برود. این نوع شوخی‌ها در کوتاه‌مدت ممکن است توجه ایجاد کند، مخصوصاً در فضای تبلیغاتی و شبکه‌های اجتماعی که چند ثانیه تیزر باید مخاطب را درگیر کند. اما آیا هر چیزی که توجه می‌آورد، ارزش فرهنگی و هنری هم دارد؟ آیا کمدی قرار است فقط از راه تحریک کنجکاوی جنسی مخاطب کار کند؟

بخشی از نقدهای منتشرشده درباره قرمز یواش نیز همین نکته را تأیید می‌کند. در نقد رویداد۲۴، فیلم در ادامه کمدی‌های نازل سال‌های اخیر قرار گرفته و نویسنده به استفاده از اروتیسم آشکار و پنهان و زن‌پوشی برای خنداندن مخاطب اشاره کرده است.[9] در نقد دانا نیز فیلم با تعبیرهایی مانند قراردادهای اروتیک و کمدی هزل توصیف شده و آغاز فیلم از همین زاویه مورد انتقاد قرار گرفته است.[10] این نشان می‌دهد که مسئله فقط برداشت یک مخاطب سخت‌گیر نیست، این جنس شوخی‌ها در نگاه برخی منتقدان نیز به یکی از نشانه‌های اصلی ضعف فرهنگی و کمدی فیلم تبدیل شده است.

وقتی شوخی کارکرد خود را از دست می‌دهد

مشکل شوخی جنسی فقط این نیست که ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناخوشایند باشد. مشکل مهم‌تر این است که تکرار بیش از حد آن، حتی قدرت خنداندن خود را هم از دست می‌دهد. وقتی مخاطب بارها و بارها با یک الگوی ثابت روبه‌رو می‌شود، مردی با پوشش زنانه، کنایه جنسی، حرکت بدنی اغراق‌شده، دیالوگ دوپهلو و واکنش‌های مصنوعی شخصیت‌ها، دیگر شوخی برای او تازگی ندارد. نتیجه این می‌شود که فیلم حس دلزدگی و انزجار ایجاد می‌کند.

این نوع کمدی معمولاً از یک سوءبرداشت درباره مخاطب می‌آید، این‌که تصور می‌شود مخاطب ایرانی، مخصوصاً مخاطب جوان، با هر شوخی جنسی جذب می‌شود. در حالی که حتی در پژوهش‌های جدید درباره ترجیحات مخاطبان نوجوان و جوان، چنین فرضی به‌سادگی قابل قبول نیست. گزارش یک مؤسسه غیرانتفاعی در آمریکا(Scholars & Storytellers) وابسته به (UCLA) در سال ۲۰۲۴ نشان داد که ۶۳.۵ درصد از مخاطبان ۱۴ تا ۲۴ ساله، داستان‌هایی با محوریت دوستی و روابط غیررمانتیک را ترجیح داده‌اند و ۶۲.۴ درصد گفته‌اند محتوای جنسی برای پیش بردن داستان بیشتر فیلم‌ها و سریال‌ها لازم نیست.[11]

این داده نشان می‌دهد که نباید نوجوان و جوان را موجودی تصور کرد که همیشه به محتوای جنسی واکنش مثبت نشان می‌دهد. بسیاری از آنان هم از تکرار رابطه‌محوری و شوخی‌های جنسی خسته شده‌اند و به دنبال روایت‌های سالم‌تر، انسانی‌تر و قابل لمس‌تر هستند. البته این پژوهش در جامعه ای ثبت شده که تماما در فضای جنسی زندگی می‌کنند پس قطعا در ایران نتیجه فراتر از این پژوهش است.

عوارض فرهنگی برای نوجوان و جوان

استفاده مکرر از شوخی‌های جنسی در فیلم‌های کمدی، مخصوصاً وقتی فیلم برای گروه سنی بالای ۱۳ سال عرضه می‌شود، قرار نیست یک سرگرمی ساده باشد. نوجوان در دوره‌ای قرار دارد که هنوز در حال ساختن تصویر ذهنی خود از بدن، رابطه، جنس مخالف، مرزهای اخلاقی و شیوه گفت‌وگو با دیگران است. وقتی این موضوعات در قالب شوخی‌های سبک و بی‌پیامد نمایش داده می‌شود، ذهن نوجوان ممکن است زودتر از زمان طبیعی و سالم خود درگیر مسائلی شود که توان تحلیل کامل آن را ندارد.

پژوهش‌های رسانه‌ای نیز نسبت به این موضوع بی‌تفاوت نیستند. مطالعه موسسه راند (RAND) درباره تماشای محتوای جنسی در تلویزیون نشان داده است نوجوانانی که بیشتر در معرض چنین محتواهایی قرار می‌گیرند، در سال بعد احتمال بیشتری برای شروع یا پیشروی در رفتارهای جنسی داشته‌اند.[12] مقاله‌ای در پلوس وان( PLOS ONE)  نیز نشان می‌دهد مواجهه با رسانه‌های جنسی در اوایل نوجوانی با برخی رفتارهای جنسی پرخطر در سال‌های بعد ارتباط معنادار داشته است0[13] این به معنای آن نیست که هر شوخی در یک فیلم مستقیماً باعث رفتار پرخطر می‌شود، اما نمی‌توان اثر تربیتی و ذهنی تکرار چنین محتواهایی را نادیده گرفت.

یکی از عوارض این روند، درگیری ذهنی زودهنگام نوجوان با مسائل جنسی است. نوجوانی که هنوز باید رابطه انسانی، احترام، مسئولیت‌پذیری و کنترل هیجان را یاد بگیرد، اگر مدام با نسخه شوخی‌شده و تحریک‌آمیز رابطه روبه‌رو شود، ممکن است مسئله جنسی را زودتر از ظرفیت روانی خود وارد گفت‌وگوها و خیال‌پردازی‌های روزمره کند. این یعنی فیلم، ناخواسته به جای آموزش مرز، به شکستن مرز کمک می‌کند.

عارضه دیگر، انتقال همین شوخی‌ها به فضای گفت‌وگوی نوجوانان و جوانان است. وقتی یک فیلم چنین شوخی‌هایی را عادی، بامزه و قابل تکرار نشان می‌دهد، بخشی از مخاطبان جوان همان الگوها را در جمع دوستانه، مدرسه، دانشگاه یا فضای مجازی بازتولید می‌کنند. در این حالت شوخی فقط در سالن سینما یا پلتفرم آنلاین باقی نمی‌ماند، وارد زبان روزمره می‌شود و آرام‌آرام سطح گفت‌وگو را پایین می‌آورد.

عارضه سوم، کم‌رنگ شدن مفهوم حیا و مرز در روابط اجتماعی است. جامعه بدون مرزهای رفتاری سالم، به آزادی واقعی نمی‌رسد؛ بیشتر به سمت بی‌نظمی عاطفی و کلامی می‌رود. وقتی شوخی جنسی بیش از حد عادی شود، نوجوان یاد می‌گیرد که درباره بدن، رابطه و جنس مخالف بی‌پروا حرف بزند، بدون آن‌که نسبت به اثر حرف خود بر دیگری مسئولیت داشته باشد. نتیجه چنین روندی می‌تواند به بی‌احترامی، عادی‌شدن مزاحمت کلامی و کاهش حساسیت نسبت به حریم دیگران منجر شود.

قرمز یواش می‌توانست از ایده اولیه خود یک کمدی متفاوت بسازد، کمدی‌ای که از شخصیت‌پردازی خنده بگیرد. اما وقتی فیلم و تبلیغات آن به شوخی‌های جنسی و موقعیت‌های بدن‌محور تکیه می‌کند، ظرفیت اصلی داستان به حاشیه می‌رود. چنین انتخابی شاید در نگاه اول راهی سریع برای جلب توجه باشد، اما در سطح فرهنگی پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند.

آیا سینمای کمدی ایران قرار است برای خنداندن مخاطب، مدام مرزهای جنسی را دستکاری کند؟ آیا نوجوانی که هنوز در حال شکل دادن به فهم خود از رابطه و بدن است، باید این موضوعات را از مسیر شوخی‌های نصفه‌نیمه و تحریک‌آمیز دریافت کند؟ اگر کمدی نتواند بدون چنین ابزارهایی مخاطب را بخنداند، مشکل از سخت‌گیری منتقدان نیست، مشکل از فقر ایده، ضعف نوشتار و ساده‌گرفتن فرهنگ عمومی است.

چند محور فرهنگی دیگر، پوشش، رفتار و الگوسازی نمایشی

پوشش خاص محیا دهقانی

یکی از محورهای مهم فرهنگی در قرمز یواش، نوع پوشش و ظاهر شخصیت محیا دهقانی است. بر اساس گفت‌وگوی خود بازیگر، این شخصیت در فیلم یک دختر پسرنما معرفی شده که به دلیل شرایط زندگی و محیط اجتماعی خود، ظاهر و رفتار پسرانه پیدا کرده است.[14] از سوی دیگر، علی جبارزاده، کارگردان فیلم، نیز گفته است که در زمان گرفتن مجوز، حجاب محیا دهقانی و مشخص بودن گوش او یکی از موارد حساسیت‌زا بوده و حتی در مقطعی شرط شده بود ۳۳ دقیقه از فیلم به‌خاطر حجاب این شخصیت روتوسکوپی شود.[15] بنابراین نمی‌توان گفت مسئله پوشش این کاراکتر فقط برداشت شخصی مخاطب است، خود عوامل فیلم هم به حساسیت این ظاهر در مسیر اکران اشاره کرده‌اند.

پوششی که برای این شخصیت انتخاب شده، عملاً یک ظاهر کاملاً مردانه و خیابانی است، کلاه ساده، استایل خشن، پوشش بسته و حالتی که بیشتر از آن‌که در خدمت ظرافت شخصیت‌پردازی باشد، در نگاه اول بر تفاوت ظاهری کاراکتر تأکید می‌کند. رسانه‌هایی که تصاویر این نقش را بازتاب داده‌اند نیز از تعبیرهایی مانند استایل چریکی و گریم پسرانه برای توصیف ظاهر محیا دهقانی استفاده کرده‌اند.[16] همین نشان می‌دهد که در ظاهر این شخصیت، فیلم آگاهانه روی یک تیپ ظاهری خاص دست گذاشته است.

نقد فیلم قرمز یواش 1404

نکته قابل تأمل این است که فیلمی که سال‌ها به دلیل چنین حساسیت‌هایی درگیر مجوز و اصلاحیه بوده، امروز با همین مؤلفه‌ها منتشر می‌شود. اینجا پرسش فرهنگی جدی شکل می‌گیرد، آیا مسئله‌ای که چند سال قبل آن‌قدر مهم بوده که مسیر نمایش فیلم را عقب بیندازد، امروز دیگر اهمیت ندارد؟ اگر پاسخ مثبت است، این تغییر به معنای رشد فرهنگی است یا عقب‌نشینی تدریجی از مرزهایی که زمانی جدی گرفته می‌شدند؟ وقتی یک امر حساس پس از چند سال به‌راحتی قابل عبور می‌شود، نمی‌توان از کنار آن ساده گذشت.

فارغ از بحث‌های گسترده درباره عوارض فرهنگی چنین پوششی، یک ایراد نمایشی هم در فیلم دیده می‌شود. شخصیت محیا دهقانی تقریباً در تمام موقعیت‌ها با یک پوشش ثابت حاضر است و فیلم کمتر تلاشی برای توضیح دراماتیک این تداوم ظاهری می‌کند. گاهی هم نوعی اصلاح یا پوشاندن بصری در اطراف گردن و محدوده پوشش او دیده می‌شود که برای مخاطب عجیب است. اگر هدف از این اصلاح تصویری، رعایت حساسیت‌های ممیزی بوده، چرا این‌قدر ناهماهنگ و ناتمام به نظر می‌رسد؟ اگر قرار است چیزی پوشانده شود، چرا اثر آن در تصویر همچنان سؤال‌برانگیز است؟ و اگر اساساً چیزی برای پوشاندن وجود ندارد، چرا چنین اصلاحی وارد تصویر شده است؟

این وضعیت باعث می‌شود مخاطب احساس کند فیلم در میانه دو مسیر گیر کرده است، از یک سو می‌خواهد ظاهر هنجارشکن و متفاوت شخصیت را حفظ کند، از سوی دیگر تلاش کرده بخشی از حساسیت‌های رسمی را با اصلاحات تصویری مدیریت کند. نتیجه این شده که نه آن ظاهر به‌طور کامل در منطق داستانی توضیح داده می‌شود، نه اصلاحات بصری آن‌قدر طبیعی است که به چشم نیاید.

 سبک رفتاری لات‌گونه و پسرانه محیا دهقانی

محور دوم، سبک رفتاری شخصیت محیا دهقانی است. در بسیاری از سکانس‌ها، فیلم او را با حرکات، لحن، بدن‌مندی و نوع برخوردی نشان می‌دهد که بیشتر به یک تیپ لات‌گونه و پسرانه نزدیک است. خود بازیگر نیز در گفت‌وگو درباره نقش گفته که این شخصیت به دلیل زیست و محل زندگی‌اش، به اجبار ظاهر و رفتارهای پسرانه پیدا کرده است.[14] این توضیح می‌تواند از نظر داستانی قابل فهم باشد، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که فیلم این وضعیت در کارکردی نمایشی اصلاح یا توضیحی نمی‌دهد، آن را جذاب، متفاوت و تا حدی فانتزی می‌کند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/bandicam-2026-06-29-20-40-59-571-Segment-1_x264.mp4

در جامعه، دخترانی وجود دارند که به دلایل خانوادگی، فشار محیط، کمبود الگوی سالم، نیاز به دیده شدن یا واکنش به محدودیت‌ها، از برخی رفتارهای زنانه فاصله می‌گیرند و به سمت رفتارهای خشن‌تر، پسرانه‌تر یا نمایشی‌تر می‌روند. مسئله این نیست که هر نوع تفاوت رفتاری باید محکوم شود. بحث اصلی این است که وقتی سینما یک تیپ پرخطر یا ناپایدار را بدون تحلیل کافی، بدون پیامد و با جذابیت تصویری نمایش می‌دهد، آن تیپ می‌تواند برای بخشی از مخاطبان نوجوان و جوان به الگو تبدیل شود.

این شخصیت برای برخی دختران جوانی که در مرحله جست‌وجوی هویت، جلب توجه یا اثبات خود هستند، می‌تواند جنبه فانتزی پیدا کند. وقتی فیلم نشان می‌دهد یک دختر با ظاهر خشن، رفتار لات‌گونه، زبان تند و فاصله گرفتن از زنانگی معمول، شخصیتی خاص و متفاوت می‌شود، آیا این تصویر برای مخاطب نوجوان فقط یک نقش سینمایی باقی می‌ماند؟ یا ممکن است به الگویی برای تقلید در پوشش، گفتار، ژست بدنی و نوع برخورد اجتماعی تبدیل شود؟

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که فیلم، ریشه‌های چنین رفتاری را به اندازه کافی باز نمی‌کند. اگر قرار است کاراکتر به دلیل محیط زندگی، ناامنی اجتماعی یا فشار خانواده چنین ظاهری پیدا کرده باشد، فیلم باید نشان دهد این وضعیت چه آسیب‌هایی برای او ساخته است. اما وقتی این رفتار بیشتر به یک تیپ جذاب و نمایشی تبدیل می‌شود، مخاطب نوجوان ممکن است بخش پرزرق‌وبرق آن را ببیند و بخش آسیب‌زای آن را نادیده بگیرد.

از نظر فرهنگی، خطر اصلی در همین نقطه است، عادی‌سازی یک الگوی رفتاری که می‌تواند مرزهای هویتی، عاطفی و اجتماعی دختران نوجوان را دچار آشفتگی کند. نوجوانی که هنوز در حال ساختن تصویر خود از جنسیت، شخصیت، پوشش و جایگاه اجتماعی است، ممکن است چنین کاراکتری را به‌عنوان یک راه جذاب برای دیده شدن ببیند. در این صورت، فیلم ناخواسته به جای نقد یک وضعیت، آن را قابل تقلید و حتی خواستنی نشان می‌دهد.

البته باید دقت کرد که مسئله اینجا حمله به بازیگر یا توانایی اجرایی او نیست. محیا دهقانی نقشی متفاوت را پذیرفته و از نظر بازیگری تلاش کرده آن را باورپذیر کند. نقد اصلی متوجه طراحی فرهنگی کاراکتر و نحوه نمایش آن است. وقتی یک شخصیت با پوشش مردانه، رفتار پسرانه و لحن لات‌گونه در یک فیلم کمدی به نمایش درمی‌آید، سازنده باید بداند که این تصویر فقط یک ابزار خنده یا تفاوت نمایشی نیست. چنین تصویری در ذهن مخاطب نوجوان می‌ماند، تکثیر می‌شود و ممکن است به بخشی از فانتزی رفتاری او تبدیل شود.

پوشش و رفتار شخصیت محیا دهقانی در قرمز یواش جای نقد و صحبت بسیار دارد. این کاراکتر از یک سو با حساسیت‌های جدی ممیزی و اکران گره خورده و از سوی دیگر، در سطح فرهنگی می‌تواند حامل نوعی الگوی رفتاری و پوششی خاص باشد. اگر فیلم این الگو را تحلیل می‌کرد، ریشه‌های آن را نشان می‌داد و پیامدهایش را جدی می‌گرفت، می‌شد آن را بخشی از شخصیت‌پردازی دانست. اما وقتی این ظاهر و رفتار بیشتر در قالب تیپ‌سازی، تفاوت‌نمایی و جذابیت بصری عرضه می‌شود، نقد فرهنگی کاملاً جدی است.

آیا سینما حق دارد هر تیپ اجتماعی را نمایش دهد؟ بله. اما آیا نمایش هر تیپی بدون تحلیل، بدون پیامد و بدون مرزبندی فرهنگی قابل دفاع است؟ اینجا محل بحث است. قرمز یواش در این بخش، به جای آن‌که یک شخصیت پیچیده بسازد، بیشتر یک تصویر خاص و پرحاشیه ارائه می‌دهد؛ تصویری که هم از نظر پوشش و هم از نظر رفتار، نیازمند نقد و گفت‌وگوی جدی است.

یک سکانس و هزار آفت

در بخش‌های ابتدایی فیلم، سکانسی کوتاه و گذرا وجود دارد که در ظاهر شاید چند ثانیه بیشتر نباشد، اما از نظر فرهنگی پر از مسئله است. منظور همان لحظه‌ای است که دختر خارجی می‌خواهد سوار موتور شخصیت اصلی داستان شود، شخصیتی که نیما شعبان‌نژاد آن را بازی می‌کند. این سکانس از همان ابتدا حالت عجیبی دارد و انگار بیش از آن‌که از مربوط به ساختار فیلم‌نامه باشد، برای رساندن یک پیام خاص در فیلم قرار گرفته است.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/07/bandicam-2026-06-29-20-09-50-988.mp4

ماجرا از جایی آغاز می‌شود که پیش از سوار شدن دختر روسی روی موتور، محیا دهقانی به او می‌گوید اینجا نمی‌شود مثل کشور خودت راحت هر کاری بکنی. بلافاصله بعد از این جمله، دو جوان با ظاهر مذهبی، پوشش خاص و تسبیح به دست وارد قاب می‌شوند و با نگاهی سنگین و غیرطبیعی به نیما شعبان‌نژاد و دختر روسی خیره می‌شوند، نگاهی که بیشتر شبیه تهدید است تا یک واکنش معمولی اجتماعی. همین چینش ساده، اما حساب‌شده، باعث می‌شود مخاطب مذهبی را در جایگاه ناظر خشن، مزاحم، محدودکننده و سلطه‌گر ببیند.

اشکال اصلی این سکانس آن است که فیلم در هیچ بخش دیگری نشانه‌ای جدی، متعادل و محترمانه از دین، مذهب یا زیست مذهبی نشان نمی‌دهد. البته فضای کلی فیلم اساساً در شأن ورود جدی به مسئله دین و فرهنگ مذهبی نیست، اما حتی اگر قرار است اشاره‌ای گذرا به این فضا شود، می‌توان آن را طبیعی، انسانی و بدون تخریب نشان داد. وقتی تنها نشانه‌های مذهبی فیلم به دو جوان تسبیح‌به‌دست با نگاه تهدیدآمیز محدود می‌شود، تصویر ساخته‌شده یک کلیشه آشنا و آسیب‌زا را بازتولید می‌کند.

در چنین نمایشی، ظاهر مذهبی تبدیل به نشانه مزاحمت می‌شود. تسبیح، پوشش، نگاه و حضور این دو نفر در قاب، همگی به شکلی کنار هم قرار گرفته‌اند که مخاطب احساس کند هرجا پای محدودیت، قضاوت، ترس و دخالت اجتماعی در میان است، باید چهره‌ای مذهبی در تصویر حاضر شود. آیا این همان نگاه کلیشه‌ای رایجی نیست که سال‌ها در بخشی از آثار تصویری تکرار شده است؟ آیا قرار است شخصیت مذهبی فقط زمانی دیده شود که فیلم نیاز به ایجاد حس فشار، تهدید یا محدودیت دارد؟

مشکل این سکانس در نحوه قاب‌بندی و معنایی است که فیلم به این حضور می‌دهد. اگر قرار بود فیلم یک واقعیت اجتماعی را نشان دهد، باید در کنار این تصویر، نمونه‌ای متعادل‌تر هم از زیست مذهبی ارائه می‌داد، انسانی مذهبی که محترم، عاقل، آرام یا دلسوز باشد. اما وقتی فیلم هیچ چهره سالمی از این فضا ارائه نمی‌کند و تنها مواجهه مذهبی را با نگاه سنگین و رفتار سلطه‌گرانه نشان می‌دهد، مخاطب وارد چرخه تخریب ذهنی نسبت به باورهای مذهبی و افراد متدین می‌شود.

این نوع تصویرسازی، ساده و بی‌اثر نیست. سینما با چند ثانیه نگاه، لباس، موسیقی، قاب‌بندی و واکنش شخصیت‌ها می‌تواند یک گروه اجتماعی را در ذهن مخاطب بسازد یا تخریب کند. وقتی نشانه‌های مذهبی فقط در موقعیت‌های منفی ظاهر می‌شوند، تماشاگر به‌مرور یاد می‌گیرد دین و دینداری را با فشار، ترس، قضاوت و مزاحمت اجتماعی پیوند بزند. این همان آسیبی است که در ظاهر کوچک به نظر می‌رسد، اما در سطح فرهنگی اثر بزرگی دارد.

به همین دلیل، این سکانس کوتاه را نمی‌توان صرفاً یک لحظه عبوری دانست. فیلم در چند ثانیه، با استفاده از ظاهر مذهبی، تسبیح، نگاه تهدیدآمیز و موقعیت سوار شدن دختر خارجی روی موتور، یک پیام مشخص می‌سازد: مذهب در این جهان نمایشی، نه پناه اخلاقی است، نه نیروی اصلاح‌گر، نه بخشی محترم از جامعه؛ بیشتر مانعی خشک، ترسناک و مزاحم معرفی می‌شود. این همان نقطه‌ای است که یک سکانس کوتاه، به یک آسیب فرهنگی جدی تبدیل می‌شود.

جمع بندی نهایی

فیلم قرمز یواش با وجود ایده اولیه جذاب و ظرفیت‌هایی مانند پرداختن به سندروم هایپرتیمزیا، در اجرا نتوانسته به یک کمدی متفاوت و قابل‌تأمل تبدیل شود و بیشتر به مسیر رایج کمدی‌های سطحی سال‌های اخیر نزدیک شده است. مهم‌ترین نقد فرهنگی متن، تکیه فیلم بر شوخی‌های جنسی، بدن‌محور، زن‌پوشی و موقعیت‌های دوپهلوست؛ عناصری که به جای شخصیت‌پردازی و موقعیت‌سازی، برای جلب توجه و خنداندن سریع مخاطب استفاده شده‌اند.

این رویکرد، به‌ویژه با توجه به عرضه فیلم برای گروه سنی بالای ۱۳ سال، می‌تواند در ذهن نوجوانان و جوانان اثر تربیتی منفی بگذارد و مرزهای اخلاقی، حیا و گفت‌وگوی سالم را کمرنگ کند. متن همچنین به پوشش و رفتار شخصیت محیا دهقانی اشاره می‌کند و معتقد است فیلم به جای تحلیل ریشه‌ها و پیامدهای این تیپ رفتاری، آن را به شکلی جذاب و قابل تقلید نمایش داده است. در بخش دیگری، سکانس حضور دو جوان مذهبی با نگاه تهدیدآمیز نقد می‌شود، زیرا تصویری کلیشه‌ای و منفی از افراد مذهبی ارائه می‌دهد. در مجموع، قرمز یواش از نظر متن، نمونه‌ای از فقر ایده و ضعف فرهنگی در سینمای کمدی امروز ایران است.

پیوست ها

[1] https://filmnet.ir/contents/scdGrO2/Ghermez-Yavash-1400

[2] https://fararu.com/fa/news/961943/قرمز-یواش-برای-یک-زندگی-معمولی-به-سینما-آنلاین-رسید

[3] https://www.mehrnews.com/news/6797953/قرمز-یواش-و-برای-یک-زندگی-معمولی-به-شبکه-نمایش-خانگی-رسید

[4] https://fa.wikipedia.org/wiki/قرمز_یواش

[5] https://khabarfarsi.com/ua/232139842

[6] https://setare.com/fa/news/759655/فیلم-سینمایی-قرمز-یواش/

[7] https://www.ilna.ir/بخش-فرهنگ-هنر-6/1718725-جریان-غالب-سینما-از-موفقیت-فیلم-های-متفاوت-متضرر-می-شود-قرمز-یواش-از-سینمای-کمدی-رایج-تبعیت-نمی-کند

[8] https://fararu.com/fa/news/961943/قرمز-یواش-برای-یک-زندگی-معمولی-به-سینما-آنلاین-رسید

[9] https://www.rouydad24.ir/fa/news/454138/قرمز-یواش-یک-کمدی-معمولی-دیگر-سینمای-ایران-|‌-فیلمی-که-حتی-قابل-نقد-نیست

[10] https://dana.ir/2142862/نقدی-بر-فیلم-سینمایی-قرمز-یواش-قراردادهای-اروتیک-در-یک-کمدی-هزل

[11] https://newsroom.ucla.edu/releases/reality-bites-teens-want-new-genre-on-screen-nomantasy

[12] https://www.rand.org/pubs/external_publications/EP20040913.html

[13] https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0230242

[14] https://akharinkhabar.ir/cinema/10744884/محیا-دهقانی-ظاهر-پسرانه-کاراکترم-باعث-شد-قرمز-یواش-سال-ها-توقیف-بماند

[15] https://www.hamshahrionline.ir/news/1004367/گوش-خانم-بازیگر-در-این-فیلم-دردسرساز-شد

[16] https://www.asriran.com/fa/news/1122723/استایل-چریکی-و-گریم-پسرانه-محیا-دهقانی-در-یک-پروژه-سینمایی-عکس

 

قبلی نقد و بررسی بازی Black Myth: Wukong | میمون چینی یا خدای هندی
بعدی نقد فیلم غریزه 1405 | آدم خوش خیال بدبخت است!

پست های مرتبط

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید 1975 One Flew Over the Cuckoo's Nest

۱۴۰۵-۰۶-۱۶

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest

احمدرضا
ادامه مطلب
هشتگ

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال مرد سه هزار چهره

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او

alireza.mor110
ادامه مطلب
بدون تغییر در جزئیات دیگر تصویر و بدون بهم ریختگی متن اطراف تصویر را ادامه بده و تبدیل به مستطیل کشده بکن بخش های ناقص را هم تکمیل کن

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال سرو سپید سرخ فصل دوم ۱۴۰۵ | صداسیما همچنان اثر قوی دارد

alireza.mor110
ادامه مطلب
نقد شفرونی

۱۴۰۵-۰۶-۱۴

نقد شفرونی فصل ایران ۱۴۰۵ | رقص و پای‌کوبی بر تن بی‌جان فرهنگ

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest
  • هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام
  • نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او
  • نقد سریال سرو سپید سرخ فصل دوم ۱۴۰۵ | صداسیما همچنان اثر قوی دارد
  • نقد شفرونی فصل ایران ۱۴۰۵ | رقص و پای‌کوبی بر تن بی‌جان فرهنگ
آخرین دیدگاه‌ها
  • جودوکی در نقد مسابقه تلوزیونی سرآشپز ۱۴۰۵ | می‌شود برنامه سرگرمی ساخت اما غیرت ملی را فراموش نکرد
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
  • فطرس ملک در زندگینامه شهید محمد باقری | کامل‌ترین زندگینامه
  • فطری ملک در زندگینامه شهید محمد باقری | کامل‌ترین زندگینامه
محصولات
  • دوره ژورنالیسم دوره جامع ژورنالیسم
    نمره 5.00 از 5

    تومان 1.400.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • مجله خردورزی مجله خردورزی | سیره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • دوره درسگفتار غرب شناسی دوره درس گفتار غرب شناسی
    تومان 700.000
  • درباره استاد فرج نژاد مجله خردورزی | درباره استاد فرج نژاد
    تومان 145.000
  • کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی
    تومان 300.000 قیمت اصلی: تومان 300.000 بود.تومان 260.000قیمت فعلی: تومان 260.000.
  • کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن کامل‌ترین دوره آموزشی طراحی کمیک | دوره جامع کمیکیشن
    تومان 4.000.000 قیمت اصلی: تومان 4.000.000 بود.تومان 999.000قیمت فعلی: تومان 999.000.
  • سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی سلسله نشست‌های تخصصی صهیونیسم‌شناسی
    تومان 200.000
  • کتاب حکایت سینماتوگراف کتاب حکایت سینماتوگراف
    تومان 350.000
  • دوره تخصصی دشمن‌شناسی نبرد مقدس دوره تخصصی اردوی دشمن‌شناسی نبرد مقدس سال 1404
    تومان 1.000.000 قیمت اصلی: تومان 1.000.000 بود.تومان 500.000قیمت فعلی: تومان 500.000.
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;