جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > دسته‌بندی ساختاری > یادداشت > نقد فیلم سالن چهار ۱۴۰۴| گنگستر محله خیرش به تمام مردم رسید!

نقد فیلم سالن چهار ۱۴۰۴| گنگستر محله خیرش به تمام مردم رسید!

۱۴۰۵-۰۲-۱۴
دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، سینما و تلویزیون ایران، مطالب سایت، یادداشت
نقد فیلم سالن چهار
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

آغاز فیلم سالن چهار با طنین موسیقی رپ، بیننده را بی مقدمه به اتمسفر ملتهب محله‌ای پر از لات و لوت و زیرزمینی صدای رپ می‌برد؛ بیننده از همان ابتدا متوجه خواهد شد که در این فیلمی که به تماشایش نشسته باید منتظر داستان عده‌ای خلافکار در همین محله باشد پس می‌توان نتیجه گرفت که طراحی سکانسی که فیلم با آن شروع شده به همراه استفاده از موسیقی هیپ‌هاپ پیش‌درآمدی بر فضاسازی تاریکی است که می‌کوشد زیست بزهکارانۀ لات‌های یک محله و سبک زندگیآن‌ها در کنار احتمالا کمی کار خلاف در حاشیۀ شهر تهران را به تصویر بکشد.

پدیدآورنده: احمدرضا مرادی

مقدمه | نقد فیلم سالن چهار

ابتدا که فیلم شروع شد، شخصیتی که رپ می‌کرد نقش فرعی برادر سوم، سهیل را بر عهده داشت که البته تا آخر فیلم نهایتا در همان محیط محله خود را گنگ می‌دانست و نه بیشتر! با ادامۀ فیلم مخاطب متوجه خواهد شد که فاز بیشتر گنگ و برجسته‌ کردن شمایل کار خلاف برای مسعود و برادر دوم، فرهاد، بیشتر از سهیل است. برای مخاطبین امروز کشور ما تماشای همین سکانس کافیست تا آخر فیلم سرجایشان میخکوب شوند و پی داستان این اثر را بگیرند.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/05/Rec-0006.mp4

در فیلم سالن چهار بزهکاری با جذابیت بصری و رفتارهای اغواکنندۀ لات‌ها آمیخته شده است؛ انگار اثر سعی کرده از کاراکتر این سه برادر با آن استایل‌های وارداتی که در خود فیلم نیز خیلی شباهتی به محیط محله و سبک زندگیشان ندارد در چشم مخاطب قهرمان بسازد. با این نگاه حالا شاید برای برخی قابل فهم باشد که چرا خلاف‌کارترین شخص این فیلم، یعنی سعید با بازی میلاد کی‌مرام تقریبا بازترین و روشن‌ترین صورت فیلم را دارد! چهرۀ او حتی از سرگردی که با نیروهایش تا انتهای فیلم او را از آگاهی تعقیب می‌کنند بازتر است.

فهرست مطالب

Toggle
  • گنگستر محله خیرش به تمام مردم رسید
    • گنگ چیست؟
    • رونالد و ریجنالد کری
  • خلاصۀ داستان
  • توسعه و تولید | از زبان خود کارگردان بخوانید
    • حسین ترک‌جوش کیست؟
  • خصوصیات زمانۀ اثر
    • چند نکته در مورد ترسیم فضا و روایت
  • فرجام سخن | نقد فیلم سالن چهار

گنگستر محله خیرش به تمام مردم رسید

فضای محله و محیط زندگی خانوادۀ سعید آن‌قدر تاریک است که مخاطب تمام چشمانش را به امید اینکه او کاری کند به تصویر دوخته! لات‌ها به محض اینکه پایشان به دفتر پلیس باز می‌شود رام می‌شوند اما سعید بزرگ‌ترین و گنگ‌ترین فرد محله، که نامش هم بر سر زبان تک تک لات‌های محله است، از همان اول فردی رام است و حتی زمانی که در انتهای فیلم پاییش به زندان کشیده شده هم رام می‌ماند. او تنها لاتی است که در محله خیرش به همه می‌رسد.

انگار فیلم خواسته تصویر فردی را به مخاطب نشان دهد که هم گَنگ است و هم خیرش به باقی افراد می‌رسد. بد نیست حال که فضای فیلم چنین می‌طلبد کمی هم در مورد گنگ سخن بگوییم تا متوجه شویم این فرهنگ وارداتی برای کدام زیست بوم با کدام مقتضیات تاریخی، فرهنگی و اقتصادی بوده که حالا جوانان ما حاضراند به‌خاطر آن فیلم سالن چهار را تا آخر تماشا کنند!

این سبک از نمایش بی تردید نمایندۀ آثاری است که تصویر یک بزهکار خیابانی را از قالب عنصری مخرب خارج کرده و به آن هاله‌ای از اقتدار و کاریزمای کاذب می‌بخشد که برای چشمان مخاطب جوان به‌شدت اغواکننده جلوه می‌کند. بهتر است سؤالی هم از نسل‌های پیشین بپرسیم؛ کدام پدر و مادری دوست دارند فرزندش به لات و لوت‌ها و خلافکارها بپیوندد؟ مگر می‌شود در این محیط کماکان بدون خورد شیشه ماند و انسان درست‌کاری بود؟

در لایه‌های زیرین روایت، فیلم تقابلی پنهان و غیرمستقیم میان مردم و پلیسی که مجری قانون است ایجاد کرده؛ کلیپ رپی که در چند پاراگراف قبل بارگذاری شد را یک‌بار دیگر ببینید و به الفاظ و کلماتی که در آن به‌کار رفته دقت کنید و حالا از خود بپرسید که آیا قانون با فردی که به آن اشعار عمل کند کاری دارد یا خیر؟

گنگ چیست؟

چند وقت پیش برنامه‌ای در فیلیمو بدون مجوز پخش شد که مجری آن علی ضیا بود و اسم برنامه نیز گنگ بود! برای مطالعۀ بیشتر: نقد برنامۀ گنگ | گنگ چیست؟ 

واژۀ گنگ در ریشۀ خود از زبان‌های باستانی ژرمنیک و نورس مشتق شده و در ابتدا معنای سفر، گذرگاه یا گروه کارگران را در اذهان تداعی می‌کرد. تا پیش از قرن 19 میلادی، این عبارت هیچ‌گونه بار معنایی منفی یا ارتباطی با خشونت نداشت و منحصراً برای توصیف مجامع کارگران یا گروه‌های مسافر استفاده می‌شد اما چه شد؟ دگردیسی معنایی این واژه با رشد شتابان شهرنشینی و حاشیه‌نشینی در قرن نوزدهم میلادی گره خورده است. تراکم جمعیت در محلات فقیرنشین آمریکا، افراد طردشده از اجتماع و شهر را بر آن داشت تا برای تأمین امنیت و بقا، دسته‌هایی خیابانی را تشکیل دهند که بعد از این اتفاقات مفهوم گنگ به توصیف گروه‌های بزهکار در شهر تغییر معنی داد.

دوران ممنوعیت الکل بین سال‌های 1920 تا 1933 میلادی، ماهیت این گروه‌های خیابانی را کاملاً دگرگون ساخت. تبدیل شدن این دسته‌ها به اتحادیه‌های قدرتمند اقتصادی، مافیاهای خلق کرد که اعمال خشونت سیستماتیک و ایستادگی در برابر قانون کار هر روزشان بود و از این پس معنای پیش‌گفته به ارکان اصلی تعریف این واژه افزود. همزمان با اوج‌گرفتن این شبکه‌های جنایی، دستگاه رسانه‌ای و سینمای هالیوود نقش مهمی در اسطوره‌سازی از این پدیده ایفا کردند. بازنمایاندن ابن کاراکترها توسط رسانه‌ها تصویری به عنوان شخصیت کاریزماتیک از یاغی قانون‌شکن ارائه داد و بستر روانی مناسبی را در ناخودآگاه جامعه برای پذیرش این نماد قدرت در مقابل دولت‌ها فراهم آورد.

در دهۀ 1970 میلادی، پیامدهای سیاست‌های انقباضی و فقر سیستماتیک در برانکس نیویورک، جوانان رهاشده را مجدداً به تشکیل باندهای خیابانی سوق داد. با این حال، پس از تلفات سنگین، پیمان صلحی میان این گروه‌ها منعقد گردید که انرژی خشن آن‌ها را به سمت مجراهای دیگری نظیر رقص و موسیقی هدایت کرد و فرهنگ هیپ‌هاپ متولد شد. در این دوران گذار، موسیقی رپ در ابتدا کارکردی دوگانه یافت؛ هم ابزاری برای تخلیۀ انرژی بود و هم به تریبونی برای گزارش واقع‌گرایانۀ رنج و تبعیض در قالب اعتراض بدل گشت. رپ انگار یک نقد مستندگونه از زندگی در حاشیۀ شهر را به شنونده ارائه می‌داد و بر معضلاتی نظیر فقر و فقدان هویت اجتماعی نور می‌تاباند.

ظهور اپیدمی مواد مخدر در دهۀ 1980 میلادی و برخوردهای قهری خشن در شهرهایی نظیر لس‌آنجلس، بستر تولد ژانر گنگستا رپ را فراهم آورد. این جریان، آینه‌ای بدون سانسور در برابر خشونتی بود که در خیابان‌ها جریان داشت و به مکانیسم دفاعی برای اقلیت‌های تحت فشار تبدیل شد.

حال حرف ما چیست؟ با ورود این پدیده به زیست‌بوم فرهنگی ما، ماهیت تاریخی و جامعه‌شناختی آن نادیده گرفته شد. گنگستا رپ در آمریکا محصول انزوای جغرافیایی، بحران‌های اقتصادی و فشارهای خاص همان جامعه و زیست بومش بود و انتقال بدون پشتوانۀ آن به فرهنگی با مختصات متفاوت، هویتی نامتجانس ایجاد می‌کند. آنچه از به وسیلۀ رسانه به کشور ما وارد شد محتوا و رنج زیستۀ اصلی این افراد نبود و فقط تقلید کورکورانه از فرم، استایل و پوستۀ ظاهریشان بود.

نشانه‌هایی که در خاستگاه اصلی خود کدهای بقا در جنگ‌های خیابانی بودند، حالا در رپ کشور ما به مدی توخالی برای جوانان طبقات متوسط تبدیل شدند که بعضاً در میان رپرها دیده‌اید که رپشان هیچ‌گونه سنخیتی با چالش‌های واقعی‌ای که ما مردم در زندگی با آن‌ها دست و پنجه نرم کردیم ندارد.

پیامد کلان این الگوبرداری سطحی، جایگزینی زبان فاخر نقد اجتماعی با پرخاشگری و رکیک‌صحبت کردن و رکیک‌نوشتن است که به جای تبیین چالش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ارتقای سطح آگاهی مخاطب، مسیر گفتگو و اصلاح را مسدود کرده و با ترویج ناهنجاری‌های کلامی، آسیب‌های عمیق تربیتی برای نسل جوان به همراه می‌آورد. پس پیامد کلان این تقلید کورکورانه، اخته شدن زبان نقد در جامعه است. وقتی سطح اعتراض به فحاشی‌های رکیک و جنسی تنزل پیدا کند عملاً راه هرگونه گفتگو و اصلاح بسته می‌شود. جامعه‌ای که یاد بگیرد به جای استدلال و اقدام آگاهانه و فنی از توهین استفاده کند، به سمت توحش حرکت می‌کند، نه زندگی و آزادی!

اگر فیلم سالن چهار را دیده باشید حالا با کمی تفکر و مطالعۀ مطالب فوق می‌توانید به این نتیجه برسید که این اثر نیز تقریبا با مقتضیات همین فضا ساخته شده یا حداقل با آن اشتباه گرفته می‌شود اما این را نمی‌شود انکار کرد که بخشی از علت گرایش جوانان ما نسبت به تماشای کل فیلم همین رپ آن در قسمت اولش است. چرا می‌گوییم فیلم سالن چهار با مقتضیات این فضا ساخته شده؟

رونالد و ریجنالد کری

برایتان عجیب نباشد اما اینکه یک گنگستر خیرش به مردم برسد دقیقا فضایی است که یک منتقد را به یاد فیلم افسانه(Legend) با بازی تام هاردی خواهد انداخت. تطهیر یک بزهکار دقیقاً همان الگوی آشنایی است که سینمای غرب و هالیوود در آثاری چون افسانه به کار می‌گیرد. در این اثر، گنگستران خشنی که برادران دو قلو هستند با نام رونالد و رجینالد کری در قامت قهرمانان یک محله ظاهر می‌شوند آن‌ها زور هم می‌گویند اما مردم دوستشان دارند و محبوبیتی بسیار بیشتر از نیروی پلیس برای خود دست و پا کرده‌اند.

نیروی پلیس در فیلم بیشتر از آنکه مجری قانون و خواهان عدالت محل باشد تا آسایش و آرامش را به آن محل بیاورد شبیه به یک کنه و حشره تصویر شده که همیشه مانعی بر سر راه زندگی مردم خواهد گذاشت. بی‌شک با چنین تصویرسازی‌ای مرزهای اخلاق و ایمنی زندگی مردم در عصر امروز مخدوش خواهد شد؛ فرمولی حساب‌شده که بزهکار را به انگار به یک شخصیت کاریزماتیک بدل کرده و قانون‌گریزی را در چشم مخاطب جوان، امری جذاب، جسورانه و ستایش‌برانگیز جلوه می‌دهد.

اغتشاشات سال 88 و آبان 98 و مهسا امینی و قبل از جنگ 12 روزه را به خاطر دارید؟ چه کسی امنیت را حفظ کرد؟ اگر قرار باشد کشور در دستان چنین خلافکاران و آدم‌‍کشانی باشد با آن چه خواهند کرد؟ با دیپلماسی و اقتصاد چطور؟ حال سؤال ما از شما این است که آیا ترویج یک فرهنگ غلط(کاریزماتیک و گنگ جلوه دادن بزهکاری و خلاف) در چند فیلم سینمایی آن هم در سینمای خانگی منجر به بالا رفتن آمار جرم و جنایت نخواهد شد؟ آیا انرژی اعتراضی مردم با ترویج و گسترش این فرهنگ به سمت و سوی درستی متمایل خواهد شد که به نفع آسایش و آرامش و رفاه زندگی مردم امروز جامعۀ ما است؟

در ابتدا فیلم با جمله‌ای کلیدی از زبان شخصیت اصلی سعید آغاز می‌شود: «یه جایی از زندگیم وایسادم که دیگه حال خودم برام مهم نیست…». این جمله نقطۀ شروع روایتی پر از تعارضات روانی و اجتماعی است. در قاب‌های بسیاری زندگی سخت و فقیرانۀ خانوادۀ سعید و باقی افراد محله که آن‌ها هم دست بالاتری از سعید و خانواده‌اش ندارند نمایش داده می‌شود؛ انگار که نه واقعا قاب‌های فیلم مشکلات اقتصادی و معیشتی را به یک سکانس رپ و کار خلاف چسبانده‌اند! خب چه برداشت می‌کنید؟

بله در این خصوص به‌صورت مستقیم نه دیالوگی و نه پیامی مخابره می‌شود اما مجاورت این تصاویر در کنار آوای رپ انگار خواسته بگوید که این هم یک راه اعتراض است! نمی‌گوییم قصد حسین ترک‌جوش به عنوان کارگردان اثر همین بوده اما حداقل چنین هم می‌توان برداشت کرد چون اگر به پای صحبت و نظر مردم بعد از تماشای فیلم بنشینید متوجه خواهید شد که خود را پشت پردۀ اثری دیدند که دردها و بن‌بست‌های زندگی مردم فقیر نشین را بدون روتوش بازتاب داده و طغیان و خلاف را واکنشی ناگزیر به این شرایط می‌داند؛ درواقع هم‌ذات‌پنداری عمیق بینندگان نشان می‌دهد که پیوند موسیقی خیابانی و فقر چگونه در غیاب ساختاری حمایتی به صدای رسای طردشدگان اجتماعی تبدیل می‌شود.

فیلم‌برداری انقدر بر دردها و مشکلات معیشتی خانوادۀ سعید در سکوت قاب‌بندی‌اش و طراحی صحنه متمرکز هستند که بیننده انگار خودش همان رنج معیشتی را به صورت تجربه‌ای بی‌واسطه و ملموس در پشت پرده احساس می‌کند. وقتی دوربین، سنگینی فقر و فشار محیط پیرامون سعید را با جزئیات بصری چنین پررنپی بدون دیالوگ نشان می‌دهد، جبر حاکم بر زیست او در ذهن تماشاگر تثبیت می‌گردد و نیاز به توضیح در این مورد که چرا سعید خلافکار شد و کار برادر دومش به کازینو و فارکس باز شد و برادر سومش هم رپر شد از بین می‌رود.

در نتیجه مخاطب پیش از فرا رسیدن زمان قضاوت اخلاقی، بزهکاری شخصیت را واکنشی گریزناپذیر به بن‌بست‌های معیشتی او ارزیابی کند. در واقع، فرم بصری اثر، تقصیر را از دوش فرد برداشته و بر دوش شرایط تحمیل‌شده می‌گذارد؛ در نتیجه، تماشاگر در دادگاه ذهنی خود، پیشاپیش حکم برائت او را صادر می‌نماید و با دردهای او همراه می‌شود. این دقیقاً همان قدرت تصویر است که بدون نیاز به شعار دادن، همدلی و قضاوت مخاطب را دگرگون می‌کند.

خلاصۀ داستان

روایت فیلم با تمرکز بر زندگی برادر دوم فرهاد آغاز می‌گردد؛ شخصیتی که در تلاش مستمرش سعی دارد مخفیگاه و وضعیت برادر ارشد خود، یعنی سعید را از دیدرس پلیس و همچنین سایر اعضای خانواده پنهان نگاه دارد. در همین حین، او در حیاط خانه و در حضور خواهرشان، به برادر سوم سهیل برای نگارش متن شعر رپ کمک می‌کند.

پس از این مخاطب متوجه سابقۀ بزهکاری سعید می‌شود، اما ماهیت دقیق تخلفات او در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. مشخص است که وی در زمینۀ مواد مخدر فعالیتی ندارد، با این حال شیشه‌های مشروبات الکلی به وضوح در مخفیگاه او که حتی بیننده هم متوجه نمی‌شود کجاست به چشم می‌خورند. سعید در این فضای مبهم الکل مصرف می‌کند سیگار می‌کشد و قرصی زیرزبانی می‌خورد که نوع و دلیل مصرف آن هرگز روشن نمی‌گردد. این موارد جزو ایرادات داستانی متعددی است که در تار و پود اثر دیده می‌شود.

با پیشروی داستان، همسر سعید که از او طلاق گرفته به سراغ فرهاد می‌آید و خبر می‌دهد که فرزندش توسط فردی به نام شاهین که هرگز در تصویر حاضر نمی‌شود به گروگان گرفته شده است. رباینده، فردی خلافکار و از اراذل فرعی محله‌های اطراف است. فیلم هیچ دلیل منطقی و مشخصی برای این آدم‌ربایی ارائه نمی‌دهد، هرچند اشاره می‌شود برخی از اهالی محله که دارو دستۀ شخصی به نام عباس هستند به دلیل بدهی مالی در جست‌وجوی سعید هستند.

به دنبال این رویدادها، برادر دوم ماجرا را به اطلاع سعید می‌رساند. قهرمان داستان شخصاً وارد عمل شده و برای نجات فرزند خود اقدام می‌کند. او در نهایت موفق به یافتن وی می‌شود، اما در همان لحظه توسط نیروهای پلیس که نحوۀ اطلاع‌رسانی به آن‌ها نیز کاملاً مجهول است، در برابر چشمان همسرش دستگیر می‌شود. اثر در این بخش به ذکر همین نکته بسنده می‌کند که همسر سعید عامل لورفتن او نبوده است. داستان با نمای پایانی از سعید که در زندان به دیوار تکیه داده و سیگار می‌کشد، خاتمه می‌یابد.

در همین خط داستانی برادر توسط برادر شاهین به قتل می‌رسد. با این حال، پلیس متوجه وقوع جنایت نمی‌شود و پرونده را به عنوان خودکشی مختومه اعلام می‌کند. سرنوشت این پرونده نیز تا انتهای فیلم نامشخص باقی می‌ماند و حقیقت ماجرا منحصراً از طریق دیالوگ‌ها به مخاطب منتقل می‌گردد.

یکی از ضعف‌های بارز فیلم این است که کارگردان ترجیح داده است بخش عمده‌ای از گره‌های روایی و وقایع کلیدی را به جای تصویرسازی و نمایش عینی، در قالب گفت‌وگو میان شخصیت‌ها با دیالوگ‌ها بیان کند تا سریع‌تر از آن‌ها عبور نماید. این شتاب‌زدگی در روایت در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از سکانس‌های دراماتیک با ضرب‌آهنگی بسیار کند پیش می‌روند و نمی‌توان ادعا کرد فیلم‌ساز زمان کافی برای پوشش دادن این خلأهای داستانی در اختیار نداشته است. استفاده مکرر از دیالوگ برای حل بحران‌های روایی، به کیفیت بصری و انسجام داستانی اثر لطمه‌ای جدی وارد ساخته است.

توسعه و تولید | از زبان خود کارگردان بخوانید

روند تولید و توسعۀ فیلم سینمایی سالن 4، نخستین تجربۀ کارگردانی حسین ترک‌جوش، نسبتاً مسیری پرفراز و نشیب خلق اثری مستقل در بستر سینمای اجتماعی است. نطفۀ اول فیلم‌نامه سال‌ها پیش بر اساس طرحی خام از زندگی فردی بزهکار شکل گرفت؛ شخصیتی که پس از ارتکاب تخلفات متعدد، تصمیم به توبه و تغییر مسیر زندگی می‌گیرد. با جذب سرمایه و پیوستن پدرام افشار به عنوان نویسنده، نگارش متن از ابتدا کلید خورد تا نسخۀ نهایی آماده تولید گردد.

ریشۀ اصلی داستان از مشاهدات میدانی کارگردان در محلۀ دوران کودکی‌اش الهام گرفته شده است؛ روایتی از مردی که پس از ازدواج، تولد فرزند و رهایی از زندان، تصمیم به ترک اعمال خلاف قانون می‌گیرد، هرچند خود آن شخص معتقد بود زندگی‌اش قابلیت تبدیل شدن به اثر سینمایی را ندارد. در نهایت، حدود 20% از قصه برآمده از این واقعیت است و 80% دیگر، حاصل تعامل و هم‌فکری ترک‌جوش با پدرام افشار و روح‌الله حجازی در مرحله نگارش است.

پبرای گریز از کلیشۀ تکراری تحول شخصیت منفی، تیم سازنده تلاش کرد تا قهرمان داستان به رغم توبه، درگیر حوادثی پیش‌بینی‌ناپذیر شود تا اثر از ساخته‌های مشابه فاصله بگیرد؛ هرچند در انتهای فیلم توبه و پشیمانی او در لفافه به نمایش درآمده اما حداقل خواهر و همسر و یک بازیگر زن لات دیگر در محله بر پشیمان شدن و بازگشت او از این مسیر که هنوز هم دیر نیست تاکید می‌کنند.

به گفتۀ ترک‌جوش از جمله ارکان بنیادین سالن 4، پرداختن به مفهوم ناموس و ازخودگذشتگی است. کارگردان با ادای دین به سینمای مسعود کیمیایی، کوشیده تا ارزش‌های رو به فراموشی مانند عشق و ناموس را احیا کند. او بر این باور است که چنین مفاهیمی نباید منحصر به آثار دفاع مقدس باشند و سینمای اجتماعی نیز بستر مناسبی برای طرح آن‌ها فراهم می‌آورد. برخلاف روند رایج، این اثر رویکردی قهرمان‌محور دارد؛ ویژگی مهمی که در سینمای روز جهان نیز همچنان معتبر است؛ در همین راستا، شخصیت سعید قوچ به عنوان نسخه مدرن قیصر طراحی شده تا مخاطب با قهرمانی کنشگر مواجه شود. اما همانطور که بالاتر اشاره کردیم ترک‌جوش ناخواسته سرو ته کار را در سبک دیگری درآورده است.

فرم بصری و کلامی فیلم نیز با دقت مهندسی شده است. تلاش برای خلق دیالوگ‌های ماندگار به سبک کیمیایی، در جملاتی نظیر یه جایی از زندگیم وایستادم، که دیگه حال خودمم برام مهم نیست… تبلور یافته است. همچنین، سازندگان برای ایجاد ارتباط با نسل زد، از عناصر امروزی نظیر موسیقی رپ بهره برده‌اند. بازخوردهای میدانی مخاطبان نشان می‌دهد که تماشاگران جوان با این فضای تازه ارتباط برقرار کرده‌اند؛ فضایی که به زعم مخاطبان، تلفیقی جذاب از سینمای سعید روستایی و فیلم‌های دهه 1340 و 1350 را تداعی می‌کند و اثری مدرن با حفظ ریشه‌های کلاسیک به شمار می‌آید.

ترک‌جوش گفته که مسیر عرضۀ این اثر مستقل با موانع متعددی روبه‌رو بود. با وجود ارائۀ فیلم به بخش مسابقۀ جشنوارۀ فجر، سالن 4 از رقابت اصلی کنار گذاشته شد. کارگردان با گلایه از دبیرخانه و شخص آقای شاهسواری، علت این حذف را کثرت آثار می‌داند. در حالی که بهانۀ عدم پذیرش فیلم، آماده نبودن نسخۀ نهایی اعلام شد، تیم تولید 80 دقیقه از اثر را تحویل داده بود؛ حال آنکه برخی تولیدات تنها با ارائه 10 الی 15 دقیقه به بخش مسابقه راه یافتند. در نتیجه، فیلم نام‌برده تنها در بخش ویژه و بدون برگزاری فوتوکال یا جلسۀ نقد و بررسی به نمایش درآمد و فرصت دیده شدن در جشنواره را از دست داد.

چالش‌های سالن 4 در مرحلۀ اکران عمومی نیز تداوم یافته است. به گفتۀ ترک‌جوش، آثار مستقل زیر سایه سنگین فیلم‌های پرهزینه و دارای تبلیغات گسترده ماهواره‌ای له می‌شوند و تنها ابزار ارتباطی آن‌ها، توصیۀ چهره‌به‌چهره مخاطبان است. عبور از هزار خان ساخت فیلم اول، بدون هیچ‌گونه حمایت دولتی، مسیر فرسایشی برای فیلم‌سازان مستقل رقم می‌زند. سازندۀ اثر در نهایت هشدار می‌دهد که در صورت تداوم بی‌توجهی مسئولان به کارگردانان تازه‌کار و عدم حمایت از سینمای اجتماعی، دیری نمی‌پاید که حیات سینمای مستقل و اجتماعی ایران به طور کامل از بین خواهد رفت.

حسین ترک‌جوش کیست؟

حسین ترک‌جوش فعالیت حرفه‌ای خود را از مسیر فیلم‌سازی مستقل و تولید آثار کوتاه آغاز کرد. ورود او به عرصۀ تصویر با تمرکز بر دغدغه‌های اجتماعی و پرداختن به زندگی طبقات فرودست جامعه شکل گرفت. این کارگردان پیش از تجربۀ ساخت فیلم بلند، سال‌ها در زمینۀ کارگردانی و تهیه‌کنندگی فیلم‌های کوتاه فعالیت داشت تا پایه‌های تکنیکی و روایی کار خود را در مقیاس‌های کوچک‌تر تثبیت کند.

در کارنامۀ هنری وی، کارگردانی آثار کوتاهی نظیر انبار، ناجی و بلین به چشم می‌خورد. این آثار غالباً بر محور مسائلی چون مهاجرت، حاشیه‌نشینی، تنگدستی و چالش‌های زیست کارگران بنا شده‌اند. انتخاب چنین مضامینی حاکی از گرایش او به ثبت وقایع اجتماعی و تلاش برای انعکاس مشکلات ملموس جامعه بدون واسطه‌ یا دراماتیزه کردن است.

رویکرد اجرایی ترک‌جوش در دوران ساخت آثار کوتاه، مبتنی بر استفاده بهینه از منابع محدود مالی و تمرکز بر هدایت دقیق بازیگران بود. او در این مقطع آموخت چگونه با تکیه بر فضاسازی‌های محدود واقع‌گرایانه، روایت‌های پرکشش خلق کند که البته شاهد همین اخلاق او را در فضاسازی اثر حاضر هستیم. حضور این آثار در رویدادها و جشنواره‌های داخلی و خارجی، بستر مناسبی برای ارزیابی کیفی تولیدات و شناخت بهتر اقتضائات بازار برای وی فراهم آورد.

پس از سال‌ها فعالیت مستمر در عرصۀ فیلم کوتاه، وی تصمیم به عبور از این مرحله و ورود به سینمای بلند گرفت. این گذار، با توسعۀ ایده‌های پیشین و تلاش برای پرداختن به روایت‌های چندلایۀ در ذهنش همراه شد چرا که برای کارگردانی تازه‌کار با آن همه ایدۀ داخل سرش سخت است که یکی را انتخاب کند. ثمرۀ این تغییر مسیر، تولید نخستین فیلم بلند سینمایی او با عنوان سالن 4 بود که چالش‌های جدیدی در زمینۀ تولید، جذب سرمایه و مدیریت عوامل حرفه‌ای به همراه داشت.

در حال حاضر، حسین ترک‌جوش به عنوان فیلم‌سازی در دوران گذار شناخته می‌شود که در تلاش است جایگاه خود را در بدنۀ سینمای حرفه‌ای تثبیت کند. استمرار فعالیت او در این عرصه، مستلزم تطبیق با شرایط متغیر صنعت تصویر، غلبه بر تنگناهای توزیع و تعامل مداوم با مسئولان بخش تولید است. سیر تکاملی آثار وی نشان می‌دهد که او همچنان در مسیر جست‌وجوی زبان سینمایی مختص به خود و تثبیت هویت کاری‌اش گام برمی‌دارد. ای کاش مسئولین به گفتۀ خود ایشان کمی بیشتر به تازه‌اران عرصۀ سینما که در جشنوارۀ فجر 1404 کم هم نبودند بها دهند.

خصوصیات زمانۀ اثر

سینما همواره آینه‌ای تمام‌نما از دغدغه‌ها، رنج‌ها و تضادهای جامعه است. فیلم سالن چهار، اثری خوش‌ساخت از حسین ترک‌جوش، تلاشی قابل تأمل برای بازنمایی همین تضادها در بستر حاشیۀ پایین شهر نشستن در شهر تهران است.

بله قبول داریم که زمانۀ حال حاضر، با مشکلات مستمر معیشتی و اقتصادی گره خورده. اما در دورانی زندگی نمی‌گنیم که فاصلۀ طبقاتی به یک شکاف پرناشدنی تبدیل شده باشد و نوعی اخلاق بقا در لایه‌های پایین جامعه شکل گرفته باشد. مردم ما همان مردم دلسوز و مهربان و وطن‌پرست هستند. نمی‌توان به این راحتی گفت که قانون‌گریزی به عنوان ابزاری برای احقاق حق در ساختار فهم می‌گردد. سینمای امروز نیز باید همین اتمسفر را به اذهان مخاطبان بتاباند؛ اما توجه کنید ما در دورانی قرار داریم که بخشی قابل توجهی از مخاطبین سینما با بزهکار خیررسان احساس نزدیکی بیشتری دارند تا با کابینۀ دولت! چرا که آن‌ها بزهکار را قربانی شرایطی می‌داند که خود نیز در آن گرفتار است.

زیست نسل جدید، به طور کامل با شبکه‌های اجتماعی عجین شده است. این زمانه، عصر واردات لحظه‌ای فرم از غرب است. جوانان بدون نیاز به تجربۀ آنچه در محله‌های برانکس یا لس‌آنجلس گذشته، استایل، موسیقی، سبک زندگی، نوع فکر کردن و پرخاشگری‌شان را از طریق صفحات مجازی دریافت کرده و به عنوان ابزاری برای ابراز هویت خود به کار می‌گیرند. این پدیده نشان‌ از نیاز مبرم نسل جدید به زبانی تازه برای بیان سرخوردگی‌هاست.

ما در دورانی به سر می‌بریم که قهرمانان قصه‌های قدیمی یا حتی همان قهرمان‌های کلیشه‌ای و بی‌نقص مارول، جذابیت خود را از دست داده‌اند. بخشی از جامعۀ امروز که با پیچیدگی‌های شناختی فراوانی دست‌وپنجه نرم می‌کند، دیگر تاب پذیرش نصیحت‌های مستقیم و الگوهای اتوکشیده را ندارد. مخاطب امروز انگار به دنبال ضدقهرمان‌هایی است که هرچند دستانی آلوده دارند اما به اصول و برخی معارفش مانند دفاع از ناموس یا وفاداری به خانواده پایبند مانده‌اند. شاید این خودش یکی از علت‌های استقبال از سریال‌هایی مانند یاغی باشد که خیلی‌ از جوانان بعد از تماشای آن یاغی را بر روی بدن خود تتو کردند.

یکی از بارزترین خصوصیات این دوره، کاهش سطح تاب‌آوری اجتماعی و انسداد مسیرهای گفتگوی بین‌نسلی است. وقتی ایدئولوژی ما در تبیین و حل بحران‌ها ناکارآمد جلوه کنند، زبان نقد سازنده جای خود را به پرخاشگری و طغیان می‌دهد. عادی‌شدن ادبیات کوچه‌بازاری، خشونت کلامی و ترویج فرهنگ گنگ در میان جوانان، واکنش ناگزیر جامعه‌ای مثل ما نیست که احساس می‌کند برای شنیده شدن، راهی جز فریاد کشیدن و ر کردن و سپس مثل همان برانکس پرخاش کردن ندارد منتهی شرط به‌وجود نیامدن چنین پیامدی این است که مردم آگاهی و سواد رسانه‌ای و شناختی خود را قوت ببخشند تا درگیر پدیده‌های ننوظهور وارداتی دشمن نشوند.

چند نکته در مورد ترسیم فضا و روایت

نکته قابل تأمل دیگر در ارزیابی فیلم سالن ۴، این است که سازندگان تلاش کرده‌اند که تابش وضعیت معیشتی دشوار، اقتصاد آسیب‌دیده و سبک زندگی فقیرانۀ پایین‌شهر را دلیل منطقی و موجهی برای به تصویر کشیدن صریح مصرف مشروبات الکلی، دخانیات و رفتارهای هنجارشکنانه در حریم خصوصی شخصیت سعید یا بزم‌های عرق خیابانی اراذل محله بدون اشکال و مجاز تصویر کنند. گره زدن مشکلات اقتصادی به ترویج این مسائل این  تقلیل دادن رنج طبقات فرودست به کلیشه‌های تصویری زننده است.

به نظر می‌رسد کارگردان در ترسیم این فضا، تحت تأثیر آثار غربی نظیر سریال پیکی بلایندرز قرار گرفته است؛ غافل از اینکه هر زیست‌بوم، قواعد و چارچوب‌های فرهنگی و اعتقادی مختص به خود را دارد. در جوامع غربی، تفاوت در هنجارهای اجتماعی و نبود توصیه‌های اخلاقی و وجدانی دین، بستر متفاوتی برای خلق داستان فراهم می‌آورد و دست سازندگان را برای نمایش رفتارهای بی‌پرده باز می‌گذارد. شبیه‌سازی خام‌ و کپی‌برداری از این الگوها در بستر درام‌های ایرانی، نادیده گرفتن هویت مذهبی، عرفی و ارزش‌های اخلاقی جامعه است.

موضوع بسیار مهم، بستر انتشار این اثر است. عرضۀ فیلم در شبکۀ نمایش خانگی بدین معناست که طیف وسیعی از مخاطبان، به‌ویژه خانواده‌ها، به آن دسترسی دارند. نمایش اغراق‌آمیز هنجارشکنی در اثری که مستقیماً وارد حریم خانواده می‌شود، نشان از بی‌توجهی کارگردان به اقتضائات این رسانه دارد.

آقای ترک‌جوش شما که گفتید می‌خواهید اهمیت ناموس و داستان عاشقانه را نشان دهید و حتما این مسئله نباید در فضای سینمای جبهه و جنگ رقم بخورد اما نیاز هم نیست شما چنین فضای مخربی را ترسیم کنید! گویی شما فراموش کردید مدیوم نمایش خانگی، نیازمند پایبندی دقیق به ملاحظات تربیتی جامعه هدف است و نمی‌توان هر الگوی وارداتی را بدون توجه به هنجارهای داخلی در آن پیاده کرد. مخاطب ایرانی انتظار دارد اثری که در بستر سینمای خانگی تماشا می‌کند، حریم‌های اخلاقی خانواده را محترم بشمارد.

همچنین عارضۀ دیگر فیلم سالن ۴، اتکای افراطی به الفاظ رکیک و دشنام‌های پیاپی در دیالوگ‌ها است که ظاهراً با هدف نمایش آنچه واقعا در خیابان اتفاق میافتد اتخاذ شده، اما در عمل به تنزل سطح کیفی اثر و نقض حریم اخلاقی مخاطب خانواده می‌انجامد. پرخاش در کلام آن هم در این حد که تقریبا تمام زن‌های فیلم بد دهان هستند کاستی‌های اجرای بازیگران را برجسته‌تر می‌سازد. در همین راستا، نقش‌آفرینی کاراکتر سعید به وضوح در برخی سکانس‌ها با افت ضرب‌آهنگ مصنوعی و فاقد عمق روان‌شناختی جلوه می‌کند.

بازیگر این نقش، به جای درونی کردن بحران‌های روحی و تضادهای اخلاقی بزهکاری پشیمان، به نمایش سطحی تیپ‌های کلیشه‌ای بسنده کرده است؛ در نتیجه، تقلای او برای تولید خشونت و استیصال، تصنعی به نظر رسیده و مانع از برقراری پیوند حسی پایدار میان تماشاگر و قهرمان داستان می‌شود. همانطور که قبلا اشاره کردیم سعید از همه رام‌تر و خلافکارتر است و الآن باید گفت که تقریبا از زن‌های این فیلم نیز ادب‌ بیشتری دارد.

علاوه بر این، ساختار روایی فیلم در مقاطع متعددی انسجام خود را از دست داده و دچار افت ملموس ریتم می‌شود. کارگردان در زمان‌بندی سکانس‌ها و مدیریت ضرب‌آهنگ داستان، محاسبات دقیقی نداشته است؛ به گونه‌ای که برخی صحنه‌های کلیدی و دراماتیک با کش‌دار شدن بی‌دلیل، خسته‌کننده شده و تأثیرگذاری خود را از دست می‌دهند و در مقابل، رخدادهای مهم داستان با شتاب‌زدگی از مقابل چشم مخاطب عبور می‌کنند.

فرجام سخن | نقد فیلم سالن چهار

در یک ارزیابی منصفانه باید گفت سالن ۴ به عنوان نخستین تجربۀ کارگردانی حسین ترک‌جوش، اثری شایان توجه و قابل دفاع است. این فیلم در جایگاه یک اثر اول خوش‌ساخت ظاهر می‌شود و کیفیت آن از بسیاری از عناوین به نمایش درآمده در جشنوارۀ فیلم فجر سال ۱۴۰۴ نیز فراتر می‌رود. بنیان‌ روایت فیلم، از جمله ارائه داستانی عاشقانه، تأکید بر مفهوم ناموس و به تصویر کشیدن قوس شخصیتی فردی بزهکار که به سوی ندامت حرکت می‌کند نسبتا همانطور که ترک‌جوش گفته بود طراحی شده و همگی از نقاط قوت آن به شمار می‌روند.

لیکن، این مولفه‌ها کمی در سایۀ ارجاع فرهنگی فرم گنگستا رپ، قرار گرفته و تا حدی رنگ می‌بازند. الگوبرداری از این خرده‌فرهنگ، بدون تطبیق کامل با زمینۀ اجتماعی و فرهنگی داستان در زیست بوم خودمان مانع از انسجام کامل اثر می‌شود. همچنین فیلم سالن 4 موفق به شکاندن آن الگوی لات و لوت بازی و گنگ جلوه کردن جوانان نمی‌شود.

با وجود این نقد، سالن ۴ در مجموع اثری موفق است. کیفیت مطلوب فیلم‌برداری، کاربرد نسبتا مؤثر موسیقی متن و خلق لحظات دراماتیک نسبتا تأثیرگذار، گواهی بر توانایی فنی کارگردان است. این فیلم، با تمام کاستی‌هایش، از دستاوردی مهم برای فیلم‌سازی خبر می‌دهد که نویدبخش ظهور کارگردانی توانمند در سینمای اجتماعی ایران است.

قبلی نقد سریال هزارتو 1405 | وقتی موساد در هزارتوی ایمان زمین می‌خورد
بعدی روابط اعراب و اسرائیل | از رویکرد دیوید بن‌گوریون تا الگوی پیمان ابراهیم

پست های مرتبط

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید 1975 One Flew Over the Cuckoo's Nest

۱۴۰۵-۰۶-۱۶

نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest

احمدرضا
ادامه مطلب
هشتگ

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال مرد سه هزار چهره

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او

alireza.mor110
ادامه مطلب
بدون تغییر در جزئیات دیگر تصویر و بدون بهم ریختگی متن اطراف تصویر را ادامه بده و تبدیل به مستطیل کشده بکن بخش های ناقص را هم تکمیل کن

۱۴۰۵-۰۶-۱۵

نقد سریال سرو سپید سرخ فصل دوم ۱۴۰۵ | صداسیما همچنان اثر قوی دارد

alireza.mor110
ادامه مطلب
نقد شفرونی

۱۴۰۵-۰۶-۱۴

نقد شفرونی فصل ایران ۱۴۰۵ | رقص و پای‌کوبی بر تن بی‌جان فرهنگ

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • نقد فیلم دیوانه از قفس پرید ۱۹۷۵ One Flew Over the Cuckoo’s Nest
  • هشتگ‌ و تاثیرات الگوریتمی | راهنمای شناخت عملیات روانی در توییتر و اینستاگرام
  • نقد سریال مرد سه هزار چهره ۱۴۰۵ | طنز جنجالی مدیری و دلیل بازگشت او
  • نقد سریال سرو سپید سرخ فصل دوم ۱۴۰۵ | صداسیما همچنان اثر قوی دارد
  • نقد شفرونی فصل ایران ۱۴۰۵ | رقص و پای‌کوبی بر تن بی‌جان فرهنگ
آخرین دیدگاه‌ها
  • جودوکی در نقد مسابقه تلوزیونی سرآشپز ۱۴۰۵ | می‌شود برنامه سرگرمی ساخت اما غیرت ملی را فراموش نکرد
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
  • روشنا هستی بخش در نقد فیلم موسی کلیم الله حاتمی کیا | راوی دانای کل به‌سبک قرآن
  • فطرس ملک در زندگینامه شهید محمد باقری | کامل‌ترین زندگینامه
  • فطری ملک در زندگینامه شهید محمد باقری | کامل‌ترین زندگینامه
محصولات
  • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم کتاب اقتصاد صهیونیسم
    تومان 350.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
    نمره 5.00 از 5

    تومان 700.000
  • دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد مجله دیده بان اندیشه محمدحسین فرج نژاد طلبه طراز
    تومان 145.000
  • دوره به روایت سینما دوره به روایت سینما | نگرشی راهبردی و جریان‌شناسانه به سینمای غرب
    تومان 1.500.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
  • دوره آموزش فتوشاپ دوره آموزش فتوشاپ
    تومان 1.000.000
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
    تومان 300.000
  • کتاب جریان‌شناسی سینمای ایران کتاب جریان‌شناسی سینمای ایران
    تومان 540.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;