نقد انیمه حماسه وینلند | Vinland Saga 2019-2023
به دنبال چه هستید؟ افتخار یک جنگجو؟ آوازهای که در میدان نبرد میان وایکینگها بپیچد؟ ثروتی که از دل سرزمینهای غارتشده به دست میآید؟ انتقامی که سالها در قلبتان شعله کشیده است؟ در جهانی که شمشیر قانون نخست آن است، هر مردی برای اثبات خود باید خون بریزد. اینجا سرزمین وایکینگهاست؛ دریا، کشتیهای بلند و تیغههای سرد فولاد سرنوشت انسانها را رقم میزنند. در چنین جهانی، قهرمان شدن چندان دشوار نیست؛ کافی است بتوانید بیشتر بکشید و بیشتر زنده بمانید.
این روایت، داستان تورفین است؛ پسری که کودکیاش را در میان جنگ و مرگ از دست داد و زندگیاش به جستوجوی انتقام خون پدرش گره خورد. اما وینلند ساگا فقط داستان یک انتقام ساده نیست. این روایت دربارۀ سفری طولانیست که دیگر در آن قهرمان و دشمن، افتخار و بیهودگی و جنگ و انسانیت معنایی نمیدهند چون همواره در این سفر خشونت است که حرف اول جهان داستان را میزند!
پدیدآورنده: احمدرضا مرادی
مقدمه | نقد انیمه حماسه وینلند
وینلند ساگا(به ژاپنی: ヴィンランド・サガ) مجموعهمانگایی با الهام از وقایع تاریخی وایکینگها، اثر ماکوتو یوکیمورا(Makoto Yukimura) است که از سال 2005 تا 2025 منتشر شد. داستان با ثورفین جوان آغاز میشود؛ نوجوان ایسلندی که به گروهی از وایکینگها پیوست تا رهبر آنان و قاتل پدرش را در نبردی تنبهتن شکست دهد و به این ترتیب، انتقام مرگ پدر خود را بگیرد. این اثر با الهام از حماسۀ وینلند و بخشهایی از سایر حماسههای نورس پدید آمده است. در سال 2019، اقتباسی انیمهای از این مجموعه توسط ویت استودیو(Wit Studio) منتشر شد و در فصل دوم که پخش آن از ژانویه ۲۰۲۳ آغاز گشت، استودیو ماپا(MAPPA) مسئولیت تولید را بر عهده گرفت.
فهرست مطالب
Toggleخلاصۀ داستان
پیشینۀ تاریخی اثر
یوکیمورا داستان خود را در اروپای اوایل قرن یازدهم میلادی روایت میکند و در این میان، عناصر خیالپردازانه را با شخصیتهای در تاریخ، نبردها و سایر رویدادهای واقعی پیوند میزند. بدین ترتیب، او از جمله به تهاجم وایکینگها به انگلستان تحت فرمانروایی پادشاه دانمارک، اسون ریشدوشاخ و نبردهای درگرفته در آن خطه، همچنین به جومزوایکینگها و سفرهای اکتشاف لیف اریکسون میپردازد. وی در این مسیر از چارچوب تاریخ فراتر رفته و تلاش میکند دوران یادشده را با جزئیات کامل به تصویر بکشد. این امر همچنین شامل باورهای بدوی و غیرمسیحی اولیۀ وایکینگها و روند رو به رشد مسیحی شدنشان میشود.
در مانگا، کاراکترهای تاریخی مختلفی حضور مییابند. از جمله این افراد میتوان به لیف اریکسون، که در ایسلند در قامت قصهگو ظاهر میشود و سیگوالدی از شیلند به عنوان پادشاه جومزوایکینگها، تورکل بلندقامت، اسون ریشدوشاخ و کنوت بزرگ و همچنین هارالد دوم نیز در میان شخصیتهای تاریخی اشاره کرد.
طرح داستان
داستان وینلند ساگا بنا بر گفتۀ نویسندۀ آن، ماکوتو یوکیمورا، به چهار بخش داستان تقسیم میشود؛ بخش جنگ(戦争編 Sensō-hen)، بخش بردهداری(奴隷編 Dorei-hen)، بخش سفر اکتشافی شرق(東方遠征編 Tōhōensei-hen) و بخش چهارم که هنوز پایان نیافته است.
جنگ
در سال 1002 میلادی، ثورفین ششساله است و همراه خانوادهاش در سکونتگاهی کوچک در ایسلند زندگی میکند. زندگی او در آنجا در کنار پدرش ثورس، مادرش هلگا و خواهر بزرگترش ایلوا، اگرچه دشوار اما بیدغدغه است. پدرش که لقب ترول جومز را بر دوش میکشد، در نبردی در سواحل نروژ مرگ خود را جعل کرد تا بتواند از جمع جومزوایکینگها بگریزد و همراه همسرش به ایسلند پناه برد. مادر او دختر پادشاه سیگوالدی است. تنها ماجراجوییهای موجود در آنجا، از طریق داستانهای لیف اریکسون تمسخرشده رقم میخورد که از کشف سرزمین افسانهای وینلند حکایت میکند.
اما این وضعیت زمانی تغییر مییابد که کشتی جنگی مجهزی وارد بندر میشود. بر روی عرشۀ آن فلوکی حضور دارد؛ فرستادۀ پادشاه سیگوالدی از جومزبورگ، که پدر ثورفین را تهدید میکند تا در نبرد انگلستان به آنها یاری رساند. ثورس، قهرمان جنگی پیشین که مدتهاست دست از کشتار کشیده است، با اکراه میپذیرد و کشتی خود را به مقصد جومزبورگ آماده میسازد. او همراه با چند جوان مشتاق روستا و با همراهی لیف، راهی میشود.
در این میان، ثورفین مخفیانه سوار کشتی میشود. همزمان، فلوکی در جزایر فارو به رهبر گروهی از مزدوران به نام اسکلاد دستور میدهد ثورس را به قتل برساند. سرانجام اسکلاد وظیفه مییابد به شاهزادۀ جوان، کنوت، یاری رساند تا بر تخت پادشاهی پدرش، اسون، تکیه زند.
بدین ترتیب، طولی نمیکشد که نبردی تنبهتن میان اسکلاد و ثورس درمیگیرد و پدر ثورفین در آن پیروز میشود. با این حال، او هنگام تلاش برای محافظت از جان پسرش، جان خود را از دست میدهد. ثورفین که کاملاً با میل به انتقام پیش میرود، به گروه اسکلاد میپیوندد تا روزی بتواند او را در نبردی عادلانه برای گرفتن انتقام خون پدرش شکست دهد.

شش سال بعد، وایکینگها تحت فرمان اسون، پادشاه دانمارک، به انگلستان یورش میبرند که اسکلاد و نیروهایش نیز در میان آنها حضور دارند. ثورفین کارهای کثیف اسکلاد را بر عهده میگیرد تا از این طریق حق انجام مبارزات مداوم با او را به دست آورد. در سال 1013، به نظر میرسد جنگ برای انگلستان مغلوبه شده است. تنها شهر لندن تحت رهبری تورکل، از جومزوایکینگها، در برابر محاصرهکنندگان مقاومت میکند. پس از حملۀ ناکام دیگر که به نبرد میان ثورفین و تورکل میانجامد، دانمارکیها عقبنشینی میکنند و پادشاه اسون کوچکترین پسرش، کنوت، را برای ادامۀ محاصره میفرستد؛ اما او نیز ناکام میماند.

پس از آن، شاهزاده و ملازم وفادارش راگنار توسط تورکل تحت تعقیب قرار میگیرند. در نتیجه، اسکلاد و نیروهایش موفق میشوند شاهزاده را به چنگ آورند. اسکلاد در ابتدا از کنوت به عنوان دستنشاندۀ سیاسی بهره میبرد؛ اما سپس فداکاری میکند تا تاج و تخت را برای کنوت تضمین نماید. ثورفین که از انتقام خود محروم مانده است، به شاهزاده حمله میکند، اما مغلوب شده و به عنوان برده به کشاورزی فروخته میشود. در آنجا، ثورفین به محتوای آیندۀ زندگی خود میاندیشد و این در حالیست که کنوت از طریق دسیسهچینی قدرت را در انگلستان به دست میگیرد.
بردهداری
سال بعد از مرگ اسکلاد، ثورفین به عنوان برده در مزرعهای بزرگ متعلق به کشاورز ثروتمندی به نام کتیل که با بردگان رفتار مناسبی دارد، کار میکند. بردهای دیگر به نام اینار که کتیل بعداً او را خریداری میکند، از آن پس با ثورفین همکار شده و با او طرح دوستی میریزد.
برخلاف ثورفین، او در محیط کشاورزی بزرگ شده است. کار آنها شامل پاکسازی بخشی از جنگل و کاشت گندم در آنجاست. با درآمد حاصل از فروش گندم، کتیل این فرصت را به آنها میدهد تا پس از چند سال آزادی خود را بخرند. با این وجود، ثورفین و اینار پیوسته با آزار و اذیت دستیارانی مواجه میشوند که به آنها به چشم برده نگاه میکنند و کار طاقتفرسایشان را دشوارتر میسازند.

مزرعه همچنین به حدود دوازده مزدور پول پرداخت میکند تا از زمینها در برابر سارقان محافظت کنند. رهبر آنان اسنیک، شمشیرزنی ماهر است. ثورفین هر شب از کابوسهایی رنج میبرد که صبح روز بعد چیزی از آنها به یاد نمیآورد. اما اندک اندک، با تأثیر پذیرفتن از اطرافیانش، میتواند با گذشتۀ تاریک خود که کلا صرف انتقام شده بود روبرو شود و پس از درگیری با دستیاران، تصمیم میگیرد از آن پس همچون پدرش ثورس، زندگی عاری از خشونت را در پیش گیرد و به خود بگوید تو دشمنی نداری!
در این میان، کنوت پس از مسموم ساختن رقبای خود، همزمان پادشاه انگلستان و دانمارک شده است. در مزرعه کتیل، رویارویی با کنوت رخ میدهد. او میبیند ثورفین به فردی صلحطلب تبدیل شده است و بنا به درخواست وی، از جان کشاورزان میگذرد. ثورفین و اینار که دوباره آزاد شدهاند، همراه لیف به ایسلند بادبان میکشند و در دسامبر 1018 به آنجا میرسند.
سفر اکتشافی شرق
در ایسلند، ثورفین دوباره با مادر و خواهرش ایلوا دیدار میکند. او از سالهای گذشته برای آنها میگوید و قصد خود را برای سفر به وینلند جهت پایهگذاری جامعهای صلحآمیز در آنجا اعلام میدارد. با این حال، او برای این اقدام به حمایت مالی نیاز دارد و از این رو تصمیم میگیرد از هالفدان ثروتمند ملقب به زنجیربند درخواست پول کند. قرار است پسر هالفدان، سیگورد، با دختری گرینلندی به نام گودرید ازدواج کند؛ اما این دختر از کودکی ترجیح میداد به جای گذراندن زندگی سنتی خانهداری، به دل دریا بزند. از این رو مخفیانه فرار کرده و در اسکله با گروه ثورفین روبرو میشود. بر اثر سوءتفاهم، سیگورد به گروه حمله کرده و بازوی ثورفین را مجروح میسازد.
هالفدان سر میرسد و درگیری را متوقف میکند. او آنها را به عنوان مهمان دعوت کرده و گروه برنامه خود را برای وی شرح میدهند. اما هالفدان نمیپذیرد و در عوض شاخهای ناروال را برای آزمودن در اختیارشان میگذارد. گروه برای تأمین بودجۀ لازم جهت اجرای این طرح، باید مسیر طولانی تا میکلاگارد(قسطنطنیه) را طی کنند تا این شاخها را به عنوان شاخ تکشاخ با قیمت گزاف به فروش برسانند.
گودرید که در شب عروسیاش سیگورد را با چاقو مجروح کرده و گریخته است، به آنها میپیوندد. سیگورد برای تعقیب وی و بازگرداندنش جهت احیای شرافت خود، راهی دریا میشود. در جزایر شتلند، گروه ثورفین نوزادی به نام کارلی و سگش را که تنها بازماندگان روستایی مورد حمله واقعشده هستند، پناه میدهند و در ماه ژانویه به نروژ میرسند.
در آنجا، هنگام حملۀ خرسی به آنها، با هیلد، شکارچی مجهز به کمان پولادی روبرو میشوند. هیلد ثورفین را به خاطر میآورد، زیرا گروه اسکلاد هشت سال پیش به روستای او حمله کرده و خانوادهاش را به قتل رسانده بودند. خود ثورفین نیز هرافنکل، پدر هیلد را کشته بود. هیلد قصد جان ثورفین را میکند، اما فعلاً از او میگذرد تا صداقت وی را در ایجاد جامعهای صلحآمیز بیازماید.
او به گروه ثورفین ملحق میشود. با این وجود، ثورفین در این درگیری به شدت مجروح میگردد، به طوری که گروه تا ماه آوریل در نروژ میماند. در این اثنا، گروه سیگورد در دریای بالتیک مورد حمله قرار گرفته و به عنوان برده اسیر میشوند و تورکل خستهازصلح، برخلاف دستورات پادشاه کنوت، با افرادش از انگلستان به دانمارک بازمیگردد.
در دانمارک، ثورفین با تورکل و فلوکی دیدار میکند. هنگام خروج از جلینگ، گروه ثورفین مورد حمله جومزوایکینگهای تحت فرمان فلوکی قرار میگیرند. پس از آن در جومزبورگ درگیری میان نیروهای تورکل و فلوکی رخ میدهد که با پیروزی تورکل به پایان میرسد. ثورفین به عنوان پسر ثورس به رهبری جومزوایکینگها منصوب میشود. او از جان فلوکی و نوهاش بالدر میگذرد و گروه جومزوایکینگها را منحل میکند. گودرید احساسات خود را به ثورفین ابراز میدارد و سیگورد تصمیم میگیرد بدون او به ایسلند بازگردد. دو سال بعد، گروه ثورفین با ثروتی که از فروش شاخهای ناروال در یونان به دست آوردهاند، به ایسلند بازمیگردند و ثورفین جذب مهاجران برای احداث مستعمرهای در وینلند را آغاز میکند.
توسعه و شکلگیری
انتشار
از آوریل تا اکتبر 2008، وینلند ساگا هر هفته به صورت داستانی دنبالهدار در مجلۀ شونن، از پرتیراژترین مجلات مانگا، منتشر میشد. از دسامبر 2005، انتشار این مانگا به صورت ماهانه در مجلۀ افترنون یا بعد از ظهر که مخاطبان بزرگسالتری را هدف قرار میدهد، ادامه یافت؛ زیرا یوکیمورا قادر به رعایت زمانبندی انتشار هفتگی نبود. در ژوئیه 2025، انتشار آن به پایان رسید. انتشارات کودانشا فصلهای مجزایی را که پیشتر در مجله چاپ شده بودند، در قالب 29 جلد گردآوری شده(تانکوبون) نیز روانه بازار کرد که تا اوت 2022، بیش از 777 میلیون جلد از آن به فروش رسیده است.
این مانگا به زبانهای چینی، کرهای، ایتالیایی، اسپانیایی، انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده است. انتشارات کارلسن مانگا این اثر را در آلمان از مارس 2012 تاکنون در 28 جلد تا آوریل 2025 منتشر کرده است. همچنین در این رابطه در اکتبر 2020، مانگای کوتاهی به عنوان کراساور با بازی ویدیویی فرقۀ قاتل والهالا(Assassin’s Creed Valhalla) منتشر شد.
انیمه
ساخت اقتباس انیمهای از این مانگا در مارس 2018 اعلام گردید. مجموعۀ تلویزیونی 24 قسمتی انیمه، محصول ویت استودیو(Wit)، از ژوئیه تا دسامبر 2019 از شبکۀ (NHK) تلوزیون عمومی پخش شد. محتوای این فصل، نخستین بخش از چهار بخش داستانی مانگا را در بر میگیرد. طراحی انیمه بر عهده بامبو استودیو(Bamboo) و جلوههای ویژۀ آن بر عهدۀ مدباکس استودیو(MADBOX) بود. کارگردانی آن را شوهی یابوتا انجام داد.
نگارش فیلمنامه بر عهدۀ کنتا ایهارا و طراحی شخصیتها بر عهدۀ تاکاهیکو آبیرو بود. آبیرو در پیاده کردن شخصیتها در انیمه از آزادی عمل بسیاری برخوردار بود. به گفتۀ وی، یوکیمورا فقط درخواست کرده بود که ظاهر کنوت در انیمه زیباتر به تصویر کشیده شود. این فصل با زیرنویس آلمانی در پرایم ویدیو در دسترس است، در حالی که نتفلیکس و کرانچیرول نیز از 7 ژوئیه 2022 درحال ارائۀ نسخۀ دوبله شده هستند.
در ژوئیه 2021 اعلام شد که مجموعۀ تلویزیونی انیمه با فصل دوم ادامه خواهد یافت. این فصل نیز دارای 24 قسمت است اما شرکت تولیدکننده از استودیو ویت استودیو به استودیو ماپا(MAPPA) تغییر یافت. پخش فصل دوم در ژاپن از 9 ژانویه 2023 در شبکههای Tokyo MX، BS11 و Gifu Broadcasting آغاز شد. این فصل همچنین در نتفلیکس و دیگر پلتفرمها استریم میشود. در خارج از ژاپن، نتفلیکس فصل دوم را به استثنای چین در سراسر جهان استریم میکند. علاوه بر این، کرانچیرول فصل دوم را با دوبله به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و پرتغالی و برزیلی ارائه میدهد.
موسیقی
موسیقی این انیمه اثر یوتاکا یامادا است که پیشتر برای انیمه توکیوغول(Tokyo Ghoul) نیز آهنگسازی کرده بود. ترانۀ تیتراژ آغازین فصل اول با نام موکانجیو(MUKANJYO) اثری از گروه جیراک زنده ماندن سعید پیامبر(Survive Said The Prophet) است در حالی که نخستین ترانۀ تیتراژ پایانی به نام مشعل(Torches) توسط خوانندۀ زن ژاپننی ایمر(Aimer) اجرا شده است. در نیمۀ دوم فصل اول، ترانهها تغییر میکنند. از قسمت 13 به بعد، ترانۀ تیتراژ آغازین گلاغ سیاه(Dark Crow) از گروه مردی بایک ماموریت(MAN WITH A MISSION) و ترانۀ پایانی غرق شدن(Drown) از خوانندۀ زنی به نام میلت(milet) است و همچنین ترانۀ تیتراژ آغازین فصل دوم رودخانه(River) اثر خوانندۀ متیو سالاپو فایومو با نام مستعار Anonymouz است.
بازخوردها
این مجموعه در سال 2012 برندۀ جایزه مانگای کودانشا در بخش عمومی شد و همچنین از نظر تجاری بسیار موفق بود، به طوری که جلد نوزدهم آن در سه هفته نخست پس از انتشار، بیش از 120,000 نسخه فروش داشت.
مجلۀ آلمانی Animania مینویسد که نویسندۀ با وفاداری حیرتانگیزی به حقایق، دورانی پرالتهاب از تاریخ معاصر سرشار از تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی را جان میبخشد و تصویری هماهنگ از آیینها، آداب و رسوم و شرایط زندگی آن دوران ارائه میدهد. تصاویر واقعگرایانه با وجود صحنههای مبارزۀ خونین و صریح، فاقد چشمچرانیهای جنجالی آثاری همچون برزرک(Berserk) باقی ماندهاند. انیمه با وجود بازنمایی دقیق تاریخی که غالباً به لباسها و ساختمانهای تأییدشده باستانشناختی ارجاع دارند انگیزههای رفتار شخصیتها برای خواننده امروزی همچنان قابل درک است.
فرهنگ زمینه و خصوصیات زمانۀ اثر
فرهنگ زمینه و مختصات تاریخی انیمۀ وینلند ساگا، مخاطب را به اروپای اوایل قرن 11 میلادی خواهد کشاند؛ عصر پر از آشوب که تقابل خشونت غریزی و جستجوی معنای حیات در بطن آن نهفته است. در جوامع نورس این دوران، ارزش انسانی ارتباط مستقیم با توانمندی در میدان نبرد داشت. بر اساس باورهای اساطیری، مرگ در بستر نشانهای از ضعف و کشته شدن در جنگ، راهیاب ورود به بهشت جنگجویان(والهالا) به شمار میرفت.
جهانبینی مذکور، چرخهای بیپایان از خونریزی و انتقام را توجیه میکرد. در بستر داستان، این فرهنگ خشن به عنوان ابزاری استدلالی برای نقد خود خشونت به کار میرود. نویسنده با به تصویر کشیدن عواقب ویرانگر این سبک زندگی، بستری فراهم میآورد تا رستگاری و صلحطلبی در تضاد با هنجارهای زمانه برجسته شود. بله این خوب است اما کاش در آثار وایکینگی دیگری نظیر بازی فرقۀ قاتل والهالا و سریال وایکیگها و… نیز نمایش داده میشد.
اقتصاد و ساختار اجتماعی وایکینگها وابستگی شدیدی به بردهداری داشت. اسیران جنگی و روستاییان غارتشده، نیروی کار رایگانی برای کشاورزی و توسعه قلمرو اربابان فراهم میکردند. این طبقه فرودست که از هرگونه حقوق انسانی محروم بودند، بخش مهمی از اتمسفر تاریک داستان را شکل میدهند. استدلال راهبردی داستان در بخش دوم در بستر مزرعه کتیل انگار خواسته بگوید چگونه مفهوم آزادی در جامعهای که سالها بر استثمار تکیه زده، معنای پیچیده پیدا کرده و تغییر و تحول شخصیتها برای فرار از این ساختار ظالمانه، نیازمند تحول بنیادین در تفکرشان است.
زمانۀ وقوع داستان، همزمان با تغییرات بزرگ سیاسی در شمال اروپاست. قبیلههای پراکنده در حال فروپاشی و جایگزینی با عصر پادشاهان هستند. لشکرکشیهای پادشاه اسون و تحولات کاراکتر کنوت بزرگ، نتیجۀ تابش همین گذار در تاریخ است. قدرتطلبی حاکمان و استفاده کردن از دین و جنگجویان به عنوان یک ابزار نشان از تولد تفکرات ماکیاولیستی در سیاست آن دوران است که در آن، اخلاقیات قربانی مصلحتاندیشیهای حاکمیتی میشود.
قرن 11 میلادی، دورۀ گسترش تدریجی مسیحیت یعنی دورۀ بیزاس در میان کشورهای حوزۀ اسکاندیناوی است. داستان انیمۀ حاضر رویارویی اخلاق این دو جهانبینی را به تصویر میکشد. سنتهای نورس بر شرافت خونی و مرام انتقامشان بسیار پایبنداند و این در حالیست که آموزههای نوظهور مسیحی بر مفاهیمی چون بخشش و محبت به دشمن تکیه میکنند. تحول عمیق روح شخصیتهای کلیدی داستان هم نماد همین تغییر پارادایم در تاریخ است.
درک این مختصات مشخص خواهد کرد که وینلند ساگا اثری فراتر از یک روایت مرسوم تاریخی بوده. ماکوتو یوکیمورا با بهره گرفتن از مقتضیات زیست خشن و بیرحمانۀ آن دوران، ردپای استدلال قویای را در ستایش صلح و نفی خشونت در انیمۀ خود به جای گذاشته است. در چنین فضای تاریکی است که آرمان بنای سرزمینی عاری از جنگ و بردگی(وینلند)، ارزش و درخششی مضاعف پیدا میکند و مسیر تکامل بشری را از غریزۀ بقا به سوی تعالی اخلاق و انسانیت و سپس ماجوهه آگاهانه با دین ترسیم مینماید. البته حرف ما این نیست که وی قطعا چنین قصدی داشته اما انیمهای که ساخته چنین اقتضایی را میتواند داشته باشد.
سوابق رسانهای سازندگان
ماکوتو یوکیمورا(مانگاکا)
برای شناخت سبک یوکیمورا، باید به اثر برجستۀ پیشین او، مانگای پلانتس(Planetes) نگاه کرد. این داستان در ژانر علمیتخیلی روایت میشود و حول محور کارگرانی میچرخد که زبالههای فضایی را جمعآوری میکنند. مخاطبی که با سابقۀ یوکیمورا آشناست، میداند او از بسترهای پرمخاطره فضا یا دوران وایکینگها برای واشکافتن روان انسان، انزوا و معنای زندگی استفاده میکند. او به واقعگرایی شدید و پرهیز از قهرمانپروریهای کلیشهای تمایل دارد. بنابراین، اکشن در وینلند ساگا هدف نهایی نبوده اما باز هم واقعگرایانه تنظیم شده و ابزاری خشن برای رساندن شخصیتها به نقطهای از فروپاشی و سپس بازسازی فلسفی و اخلاقی آنها است.
استودیو ویت(Wit Studio)
استودیو ویت شهرت خود را مدیون ساخت فصلهای ابتدایی حمله به تایتان(Attack on Titan) است. تخصص اصلی این استودیو، خلق صحنههای اکشن با پویایی تحرکات اکشن بالا، نمایش خشونت و به تصویر کشیدن جهانهای بیرحم است. مخاطب با ورود به فصل 1 وینلند ساگا، میتواند انتظار اتمسفری سنگین، نبردهای حماسی با زوایای دوربین بسیار متحرک و طراحی محیطی خشن و پر از کینه را داشته باشد. =
استودیو ماپا(MAPPA)
ماپا استودیو کارنامۀ بزرگی دارد و اقتباس از آثار تاریک و بالغانه را به خوبی انجام میدهد. با تغییر روند داستان در فصل 2 از اکشن به درامی که بر شخصیت و جان کاراکتر متمرکز شده، حضور ماپا بسیار معنادار میشود. این استودیو توانایی بالایی در مدیریت سکانسهای آرام، انتقال حس انزوا، ناامیدی و تحول درونی شخصیتها دارد. در این بخش، مخاطب اثر را از فیلتر درامهای روانشناختی و فلسفی میبیند.
با عبور دادن وینلند ساگا از فیلتر این سوابق، متوجه میشویم این اثر در قالب رایج ژانر شونن که پسرانه و اکشن است نمیگنجد. بلکه اثری متعلق به ژانر سینن(Seinen) است؛ درامی تاریخی و روانشناختی که در فصل ابتدایی از پوسته اکشن و ماجراجویی برای جذب مخاطب و پیریزی جهان تاریک خود استفاده میکند، تا در نهایت بتواند مانیفست فلسفی عمیق سازندگانش را دربارۀ صلح، تقاص و ماهیت انسانیتبه تصویر بکشاند.
مبانی تئوریک و معرفتی اثر
اسطورههای نورس در برابر مفهوم آگاپه در انفعال و تسلیم در برابر توحش وایکنیگها
بستر اصلی داستان، روایتگر گذار جوامع اسکاندیناوی از آیین بدوی نوردیک به مسیحیت است. در آیین وایکینگها، غایت کمال در جنگاوری خلاصه میشود؛ بهشتی به نام والهالا که ورود به آن، مستلزم کشته شدن با شمشیر در دست است. این جهانبینی، چرخهای بیپایان از خونخواهی و انتقام خلق میکند. در نقطۀ مقابل، گفتمان دینی جدیدی از طریق شخصیتهایی مانند کشیش ویلیبالد مطرح میشود. ویلیبالد مفهوم عشق الهی(آگاپه) را مطرح کرده و ادعا میکند آنچه انسانها عشق مینامند، چیزی جز تبعیض و نگاه کرد نبه منافع شخصی خودشان نیست. این مباحثۀ تکاندهندۀ به ظاهر دینی، نقطه عطفی در داستان است که منجر به بیداری روحی شخصیت کنوت میشود.
کنوت(Canute the Great) از جذابترین شخصیتهای اقتباسشده از تاریخ واقعی است. او در واقعیت تاریخ، موفق شد امپراتوری عظیم دریای شمال شامل انگلستان، دانمارک و نروژ را در اوایل قرن 11 پایهگذاری کند. انیمه این گذار را با رویکرد روانشناختی تحلیل میکند. کنوت پس از مواجهه با مرگ نزدیکانش و درک بیرحمی جهان، به این نتیجه میرسد که خداوند انسان را رها کرده است. بنابراین، او تصمیم میگیرد بار خدایی را بر دوش بکشد و با استفاده از قدرت قهریه و سیاستهای خونین، بهشتی در زمین برای پیروانش بسازد.
یوکیمورا تصویری که از والهالا ارائه میدهد، برخلاف حماسههای وایکینگها سرشار از شکوه نیست. در ذهن آسیبدیدۀ ثورفین، والهالا مغاکی تاریک و وحشتناک است؛ میدان نبرد ابدی که جنگجویان در آن، بدون هیچ هدفی، تا ابد یکدیگر را میدرند. انگار که این تصویر روانشناختی، نقد برندهای بر تقدس بخشیدن به جنگ و خشونت است. مخاطب درمییابد باری که روح انسان بر اثر گرفتن جان دیگران متحمل میشود، وزنی خردکننده دارد که با هیچ افتخار دنیوی قابل جبران نیست.
انتقال داستان از میادین جنگ انگلستان به مزرعه کتیل چرخشی است که دل مخاطب حرفهای را نمیزند. ثورفین که تمام عمرش را صرف قتل و انتقام کرده، اکنون باید زمین را شخم بزند، بذر بکارد و حیات خلق کند؛ انیمه تضاد میان قتل و آفرینش را به عنوان استعارهای از تطهیر روح او تبیین میکند. رویش گندم از خاکی که با دستهای پینهبسته یک قاتل سابق زیر و رو شده، تجلی عملی توبه و بازگشت به فطرت انسانی است گه در آن تلاش برای حفظ جان انسانها به بالاترین فضیلت اخلاقی تبدیل میشود.
جمله کلیدی ثورس، پدر ثورفین، مبنی بر اینکه تو هیچ دشمنی نداری، مانیفست اصلی این حماسه است. مبارز حقیقی کسی نیست که دهها نفر را در میدان نبرد به خاک و خون بکشد، بلکه فردی است که بتواند بر خشم و نفس خویش غلبه کند و چرخۀ خشونت را بشکند. سفر به وینلند آمریکای شمالی امروزی که در سالهای حدود 1000 میلادی توسط لیف اریکسون کشف شد، نمادی از جستجوی سرزمینی بکر است؛ سرزمینی عاری از زنجیرهای بردهداری، جنگهای مذهبی و مالیاتهای سنگین پادشاهان.
بله شاید عجیب باشد اما وینلندساگا در کنار مبانی تئوریک و معرفتی نوردیک بیپایهاش پیامهای خوبی هم دارد و انگار کلاس درسی برای درک مسیر پرپیچوتخم انسان در جستجوی معنا، صلح و عدالت است. آیین نوردیک و اسطورۀ والهالا در این اثر، به عنوان خاستگاه توحش سیستماتیک مورد نقد جدی قرار میگیرد. در این جهانبینی، ارزش انسان با میزان خونی که میریزد سنجیده میشود و غایت هستی در نابودی دیگری خلاصه میگردد. تقدسبخشیدن به جنگاوران و پیوند زدن رستگاریشان به مرگ در میدان نبرد، اخلاق را به فنا میبرد و فضایل انسانی مانند ترحم و عدالت را به عنوان نقاط ضعف بازمینمایاند.
فروپاشی روانی شخصیتهای پیرو این آیین، گواه دیگری بر سترون بودن تفکر اساطیری وایکینگها است. اسکلاد، با وجود بهرهمندی از هوش سرشار، در باتلاق همین ارزشها غرق میشود و هرگز به آرامش نمیرسد. کابوسهای شبانۀ ثورفین نیز تجلی عینی عذاب وجدانی است که زیر نقاب افتخارات جنگجویان پنهان شده و تهی بودن وعدههای حماسی نورس را فاش میسازد که نقد روانشناختی بر پوچی خشونت بیهدف وایکینگها محسوب میشود.
از سوی دیگر، خوانش تحریفشدۀ مسیحیت در مواجهه با این خشونت عریان، راهکار منفعلانه و مبتنی بر تسلیم مطلق را به میان میکشد. اندیشههای کشیش ویلیبالد، عشق به خدا را به مفهومی انتزاعی و دور از واقعیتهای ملموس اجتماعی تنزل داده. این نگاه، به جای ایستادگی در برابر ظالم و دفاع از مظلوم، پذیرش ستم را به عنوان مشیت الهی توجیه میکند و دفاع مشروع را نادیده میگیرد. چنین انفعالی، بستر را برای گسترش بیشتر ظلم فراهم میآورد.
تصمیمات شاهزاده کنوت نیز بازتابی از همین انحراف معرفتی و اومانیستی است. او پس از یأس از یاری خداوند، خود را منجی خودخواندهای میپندارد که برای تأسیس بهشت زمینی، استفاده از هر وسیلهای را مجاز میشمارد. چنین رویکرد ماکیاولیستی آمیخته با استبداد، نشان از بنبست اخلاقی تفکری است که ارتباط صحیح میان خالق و مخلوق را گم کرده و عدالت را با قدرتطلبی بیرحمانه جایگزین کرده.
در نهایت، داستان با نفی توأمان توحش وایکینگها و انفعال مسیحی، در جستجوی راه سومی به سوی آرمانشهر وینلند حرکت میکند. با این حال، ایدۀ صلحطلبی مطلق ثورفین نیز از منظر عقلانیت، دچار کاستیهای نظری است. فرار از واقعیتهای تلخ و پرهیز از رویارویی با نیروهای شر، خلأ تئوریک عمیقی ایجاد میکند که مانع از تحقق عدالت حقیقی در جهان میشود و نشان داده جستجوی رستگاری بدون مبارزه برای دفع ظلم، آرمانی دستنیافتنی است.
حال باید پرسید انیمه در برابر این دو بنبست فکری، چه ایدئولوژی جایگزینی ارائه میدهد؟ راهکار اثر در شعار معروف ثورفین یعنی تو هیچ دشمنی نداری و فرار به سوی سرزمین موعود(وینلند) خلاصه میشود. یعنی صلحطلبی مطلق و پرهیز کامل از هرگونه خشونت. ثورفین تصمیم میگیرد شمشیر را کنار بگذارد، کشاورزی کند و از هرگونه درگیری بگریزد.
اما آیا نفی خشونت برای رسیدن به کمال انسانی کفایت میکند؟ پاسخ منفی است. ایدئولوژی پیشنهادی انیمه، دچار خلأ معرفتی عمیقی است. پرهیز از جنگیدن، شاید شرط لازم برای آرامش باشد، اما شرط کافی برای تعالی روح نیست. کمال انسان در گروی رشد فضایل، برقراری عدالت و ایستادگی در برابر ظالم است. فرار به وینلند، همان انزوای و پاک کردن صورت مسئله است. وقتی جوامع با ظالمی مواجه میشوند که قصد نابودی مظلومان را دارد، صلحطلبی مطلق به معنای رها کردن مظلوم و تسلیم در برابر ستمگر خواهد بود.
انسان برای رسیدن به سعادت، نیازمند نظام فکری جامعی است که علاوه بر ترویج صلح، سازوکاری برای دفاع مشروع و احقاق حق داشته باشد. ایدئولوژی انیمه در نهایت پاسخی به چگونگی مواجهه با ذات سلطهجوی برخی انسانها نمیدهد و آرمانشهر خود را بر پایههای سست فرار از واقعیت بنا میکند، بیآنکه مسیر روشنی برای تعالی همهجانبه روح بشر ترسیم نماید.
فرجام سخن | نقد انیمه حماسه وینلند
نقصان غایی آرمانشهر ثورفین این است که تنزل سعادت جمع به خودسازی فرد میانجامد. داستان روایت کرده که تحولات عمیق در دل هر شخص، هرقدر هم عمیق باشد، برای تضمین بقای تمدن کفایت نمیکند. وینلند به عنوان نماد سرزمین موعود، فاقد مهمترین عنصر پایداری جوامع بشری است و آن هم ساختن نهادهای مدنی و استقرار قراردادهای مفید اجتماعی است.
تکیه بر وجدان بیدار چند انسان رنجکشیده، ساختار متزلزلی است. وقتی جامعهای فاقد قانون مدون، سیستم توزیع عادلانۀ منابع و حافظان امنیت باشد، با نخستین بحرانی که دامن اقلیمش را بگیرد یا تهاجم خارجی در آن رقم بخورد به همان توحش نخستین بازخواهد گشت.
صلح پایدار محصول تزکیه نفس رهبران نیست؛ بلکه نتیجۀ معماری دقیق سیستمهایی است که منافع جمعی را با همزیستی مسالمتآمیز گره میزنند. از این منظر، عبور از چرخۀ خونریزی نیازمند خلق ساختارهای حقوقی و اقتصادی نوینی است که هزینۀ تخلف را برای هر انسان قانونشکنی به شدت افزایش دهند. این همان حلقۀ مفقودهای است که باید آورده شود و بگوید رهایی از تاریخ خونین بشر، از مسیر تأسیس قانون و نهادهای مدنی میگذرد، نه گریز انزواطلبانه به جغرافیای ناشناخته.
منابع:
Makoto Yukimura: Tweet. (https://twitter.com/makotoyukimura/status/1193428478114156544) In: Twitter. 101010. November 201920192019, abgerufen am 252525. Januar 202320232023.
Alex Mateo: Crunchyroll Reveals Vinland Saga 222nd Season Anime’s English Dub Cast, Premiere. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2023-01-23/crunchyroll-reveals-vinland-saga-2ndseason-anime-english-dub-cast-premiere/.194123) In: Anime News Network. 232323. Januar 202320232023, abgerufen am 252525. Januar 202320232023 (englisch).
Vinland Saga. (https://www.carlsen.de/reihe/vinland-saga) Carlsen, abgerufen am 252525. Januar 202320232023.
Kim Morrissy: Vinland Saga Gets Crossover Manga with Assassin’s Creed Valhalla Game. (https://www.animenewsnetwork.com/interest/2020-10-26/vinland-saga-gets-crossover-manga-with-assassin-creed-valhalla-game/.165583?ann-edition=us) animenewsnetwork.com, 262626. Oktober 202020202020, abgerufen am 171717. April 202320232023.
Vinland Saga Anime Unveils Main Staff, Visual. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2018-03-19/vinland-saga-manga-gets-tv-anime-by-wit-studio/.129196) In: Anime News Network. 191919. März 201820182018, abgerufen am 252525. Januar 202320232023 (englisch).
Egan Loo: Vinland Saga Anime Gets 222nd Season. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2021-07-07/vinland-saga-anime-gets-2nd-season/.174902) Anime News Network, 777. Juli 202120212021, abgerufen am 777. Juli 202120212021.
Vinland Saga: Anime-Staff-Interview mit Shuhei Yabuta und Takahiko Abiru. (https://animania.de/vinland-saga-anime-staff-interview-mit-shuhei-yabuta-und-takahiko-abiru/) In: animania.de. Abgerufen am 262626. Januar 202320232023.
Crystalyn Hodgkins: Rock Band ‘Survive Said The Prophet’ to Perform Opening Theme for Vinland Saga Anime. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2019-05-18/rock-band-survive-said-the-prophet-to-perform-opening-theme-for-vinland-saga-anime/.146861) In: Anime News Network. 181818. Mai 201920192019, abgerufen am 252525. Januar 202320232023 (englisch).
Rafael Antonio Pineda: Aimer Performs Vinland Saga Anime’s Ending Theme Song. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2019-06-09/aimer-performs-vinland-saga-anime-ending-theme-song/.147665) In: Anime News Network. 999. Juni 201920192019, abgerufen am 252525. Januar 202320232023 (englisch).
マンウィズとmiletが「ヴィンランド・サガ」新テーマ曲担当、222組のコラボ曲も制作. (https://natalie.mu/music/news/345866) In: natalie.mu. 111. September 201920192019, abgerufen am 262626. Januar 202320232023 (japanisch).
Vinland Saga (TV 222). (https://www.animenewsnetwork.com/encyclopedia/anime.php?id=24508) In: Anime News Network. Abgerufen am 252525. Januar 202320232023.
363636th Annual Kodansha Manga Awards Announced. (http://www.animenewsnetwork.com/news/2012-05-10/36th-annual-kodansha-manga-awards-announced) In: Anime News Network. 101010. Mai 201220122012, abgerufen am 101010. Mai 201220122012 (englisch).
Japanese Comic Ranking, May 111–777. (https://www.animenewsnetwork.com/news/2017-05-10/japanese-comic-ranking-may-1-7/.115931) Anime News Network, 101010. Mai 201720172017, abgerufen am 777. Juli 201720172017.
Animania 040404–050505/201220122012, S. 545454
دیدگاهتان را بنویسید