نگاهی به مستند «روحت را در دست بگیر و قدم بزن» | فرمی ساده برای روایتی تکاندهنده
فاطمه حسونه، تاریخنگارِ زخمهای غزه که با دوربینش سند جنایات صهیونیستها را امضا میکرد، سوژه مستندی به نام «روحت را در دست بگیر و قدم بزن» شد؛ اثری که با فرمی خلاقانه و تنها از طریق مکالمات اینترنتی لرزان، یک سال از زندگی او را به تصویر میکشد. این فیلم که الگویی برای سینمای مستقل است. فاطمه حسونه عکاس خانم فلسطینی، در آغوش خانوادهاش در سحرگاه ۲۵ فروردین 1404 به شهادت رسید. مستند سپیده فارسی، روایت قدم زدن با روحی در دست است که در نهایت، صاحب آن روح، با خون خود آخرین و جاودانهترین عکسش را ثبت کرد و نشان داد که چگونه یک دوربین موبایل میتواند فریاد امتی را به گوش جهانِ کرولال برساند، حتی اگر صاحبش دیگر نفس نکشد.
پدیدآور: استاد سعید مستغاثی(این متن بر پایه صحبتهای استاد مستغاثی تهیه شده است)
مستند «روحت را در دست بگیر و قدم بزن» (Put Your Soul On Your Hand and Walk) ساختهٔ سپیده فارسی، فیلمساز ایرانی مقیم فرانسه، اثری قابل تأمل و جسورانه است که با تکیه بر فرمی حداقلی و خلاقانه، به قلب تراژدی انسانی در غزه نفوذ میکند.
این فیلم که روایتی از ارتباط یک سالهٔ کارگردان با فاطمه حسونه، عکاس جوان فلسطینی در غزه است، نمونهای برجسته از سینمای مستند کمهزینه اما پرنفوذ به شمار میرود که میتواند درسی برای فیلمسازان باشد.

تصویر شهید فاطمه حسونه عکاس فلسطینی
فهرست مطالب
Toggleساختار و فرم
نقطه قوت اصلی فیلم در ساختار آن نهفته است. سپیده فارسی، بدون نیاز به پروداکشن عظیم، بازیگران حرفهای یا سرمایههای کلان، تمام فیلم را بر پایه مکالمات اینترنتی خود با فاطمه بنا میکند. ما به عنوان مخاطب، شاهد ارتباطی بیواسطه از طریق صفحه لرزان و گاهی در حال قطع و وصل شدنِ موبایل هستیم.
این محدودیت فنی، خود به بخشی از زبان فیلم تبدیل شده و حس اضطراب، انزوا و شکنندگی زندگی تحت بمباران را به شکلی ملموس به بیننده منتقل میکند.
فیلم نشان میدهد که برای روایت یک داستان بزرگ، گاهی یک تلفن همراه و یک ارتباط انسانی صادقانه کافی است. این رویکرد، تضاد میان زندگی روزمره و آرام کارگردان در فرانسه (که با نمایش جزئیاتی مانند گربهاش به تصویر کشیده میشود) و واقعیت هولناک و مرگبار فاطمه در غزه را برجستهتر میسازد.
محتوا و روایت
عنوان فیلم از یکی از جملات تکاندهنده فاطمه حسونه گرفته شده است: «ما وقتی بیرون میرویم قدم بزنیم، انگار روحمان را در دست گرفتهایم و راه میرویم.» این جمله جوهرهٔ فیلم و وضعیت زیست در غزه را خلاصه میکند.
فیلم لحظه به لحظه با فاطمه همراه میشود؛ از فرارهای مداوم و تغییر مکانهای پیدرپی برای در امان ماندن از بمبارانها تا لحظات تلخ و عجیبی که با خنده از دست دادن ۱۳ نفر از نزدیکانش را روایت میکند. این خنده از سر بیتفاوتی نبوده و در واقع نوعی مکانیزم دفاعی روانی در برابر فاجعهای بیپایان است که در غزه رقم خورد.
پایانبندی تراژیک فیلم، جایی که مخاطب درمییابد فاطمه تنها یک روز پس از آخرین مکالمهاش به شهادت رسیده، به تمام این روایت یکساله وزنی سنگین و فراموشنشدنی میبخشد.
نگاهی انتقادی به رویکرد کارگردان
با وجود تمام نقاط قوت، فیلم از منظر ایدئولوژیک خالی از نقد نیست. سپیده فارسی به عنوان یک چهره سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، در بخشهایی از فیلم تلاش میکند تا روایت خود را به مسائل ایران گره بزند یا دیدگاههای خاصی را در دهان سوژه خود بگذارد. به عنوان مثال، تلاش او برای القای اینکه رهبران مقاومت محبوبیتی در میان مردم ندارند، با پاسخ هوشمندانه و مقاومتآمیز فاطمه حسونه مواجه میشود که میگوید: «به هر صورت، او دارد از ما دفاع میکند.» این لحظات نشان میدهد که با وجود تلاش کارگردان برای هدایت روایت، اصالت و حقیقت سوژه راه خود را پیدا میکند.
برخلاف برخی فیلمهای غربی که سعی در ایجاد یک دوگانه «اسرائیلی خوب/اسرائیلی بد» دارند، این مستند چنین رویکردی را اتخاذ نمیکند و تماماً بر نمایش رنج و مقاومت طرف فلسطینی متمرکز است.
الگویی برای سینمای مستقل
«روحت را در دست بگیر و قدم بزن»، علیرغم پیشفرضهای سیاسی کارگردانش، اثری مهم و ضروری است. این فیلم که در جشنواره کن به نمایش درآمد و جوایزی از جمله جایزه بهترین مستند جشنواره شیکاگو را کسب کرد، ثابت میکند که برای شکستن سکوت رسانهای و روایت حقایق انسانی، نیازی به حمایت تهیهکنندگان هالیوودی نیست.
در جهانی که روایتهای اصیل از فلسطین کمیاب است، این فیلم مانند «لنگه کفشی در بیابان» غنیمت است. ارزش اصلی آن در ارائه یک الگوی عملی و قابل تکرار است: برقراری یک ارتباط انسانی، ثبت صادقانه آن و تبدیل آن به یک سند تاریخی و تکاندهنده. این فیلم به ما یادآوری میکند که گاهی قدرتمندترین سلاح در برابر ظلم یک دوربین موبایل و شجاعتِ روایت کردن است.
دیدگاهتان را بنویسید