دکتر خاتمی: عقلانیت مقاومت، خاکریز اندیشه مقابل مسمومیت رسانهای | گزارش هجدهمین پیشنشست
روز چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ صبح، هجدهمین پیشنشست از سلسله نشستهای تخصصی صهیونیسمشناسی به همت موسسۀ فرهنگی رسانهای استاد محمدحسین فرجنژاد و در قالب سومین همایش ملی دشمن شناسی و مقاومت، به صورت مجازی برگزار شد.
در این رویداد، دکتر سیدمحمدرضا خاتمی، معاونت پژوهش اندیشکده راهبردی سعداء، سخنرانی خود را با موضوع تبیین عقلانیت مقاومت و ضرورتهای گفتمانی برای تداوم حمایت افکار عمومی از سیاستهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقه ارائه کرد. جایگاه و اهمیت این نشست، در پیگیری مباحث روز جبهه مقاومت و تحلیل عمیق تحولات منطقهای به خوبی مشهود بود.
دکتر خاتمی در ابتدای سخنان خود تأکید کرد که طرح و تبیین «عقلانیت مقاومت» نه فقط یک نیاز استراتژیک بلکه ضرورتی اجتماعی و روانی برای جامعۀ امروز ایران به حساب میآید.
وی افزود که گسترش منطق عقلانی برای مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، امری حیاتی است که باید در فضای فرهنگی و رسانهای کشور نهادینه شود تا مردم ایران تهدیدهای خارجی را واقعی و حیاتی تلقی کنند و در پشتیبانی از سیاستهای کلان نظام، همدلی و وحدت خود را معنا ببخشند.
استاد نشست با اشاره به اثر کوتاه مدت «دور پرچم جمع شدن» «یا Rally round the flag» این موضوع را نوعی واکنش جامعهشناختی به تهدیدها و بحرانهای خارجی بیان کرد که در چنین موقعیتهایی، انتقادات مردمی به حاکمیت به تعویق میافتد و حمایت ملی طی مدت محدودی افزایش مییابد.
وی ادامه داد در بررسی چنین اثراتی که در مقاطع حساس مانند جنگ ۱۲ روزه اخیر یا حتی تهدیدهای دیگری همچون کرونا تجربه شد، نباید از چشمانداز تاریخی غافل شد.
دکتر خاتمی گفت این حمایت سراسری، ضمن آن که میتواند به دولت برای اتخاذ تصمیمات مهم فرصت دهد، همواره یک سرمایه اجتماعی زودگذر است و در صورت ضعف مدیریت و عدم پاسخگویی به پیامدهای پسابحران، به سرعت فروکش خواهد کرد؛ بهویژه هنگامی که مشکلات اقتصادی به سفره مردم بازگردد یا تهدید خارجی از ذهن جامعه کمرنگ شود.
فهرست مطالب
Toggleفرصتها و تهدیدهای حمایت کوتاه مدت افکار عمومی
استاد نشست تأکید کرد که نمونههای بینالمللی فراوانی برای این پدیده قابل ترسیم است؛ برای مثال، به ماجرای بحران موشکی کوبا، حمله صدام به کویت و عملیات طوفان صحرا و جهش عجیب حمایت مردمی از دولت بوش پس از حوادث ۱۱ سپتامبر اشاره کرد.
وی افزود، این الگوهای تاریخی به وضوح نشان میدهد که عموم مردم در دورههای تهدید جدی به حاکمیت و رهبری خود نزدیک میشوند اما همین سرمایه اجتماعی، در بازهای نهچندان طولانی، به سطح پیشین بازمیگردد و حتی کاهش مییابد.
دکتر خاتمی ادامه داد برای مثال پس از بحران موشکی کوبا در دهه ۶۰ میلادی، جامعه آمریکا شاهد افزایش موج حمایت از دولت از ۶۰ به نزدیک ۸۰ درصد بود اما این حمایت، با گذر زمان و اشباع فضای رسانهای و سیاسی، کاهش پیدا کرد.
همچنین پس از ۱۱ سپتامبر، محبوبیت دولت بوش از ۵۰ درصد به بیش از ۹۰ درصد رسید، با حمله به عراق بار دیگر افزایش یافت و سپس فروکش کرد.
به گفته وی، این روند در اکثر جوامع تکرار میشود و نقش سیاستگذاری صحیح در تداوم یا زوال این نوع همدلی ملی، تعیینکننده است.
وی تأیید کرد؛ پس از هر بحران و تهدید خارجی، مهمترین سؤال برای نظام سیاستگذار و دولت این است که چگونه میتوان این حمایت زودگذر را به سرمایهای برای توسعه و پیشرفت واقعی تبدیل کرد.
دکتر خاتمی افزود افزایش کارآمدی در مدیریت بحران، اعتمادسازی رسانهای، تمرکز بر دشمن واحد خارجی و مراقبت از کاهش حواشی، از جمله راهکارهایی است که دولت و رسانهها باید بدان توجه خاص داشته باشند.
دگرگونی افکار عمومی از احساسات وطنپرستانه تا منطق عقلانی
دکتر خاتمی گفت یکی از مهمترین فرصتهای پس از بحران، تکیه بر احساسات وطنپرستانه و بهرهگیری هوشمندانه از این روحیه برای تزریق منطق عقلانی به افکار عمومی است.
وی افزود اکنون که تهدید رژیم صهیونیستی برای مردم ایران واقعی و قابل لمس شده باید با تدبیری شایسته نشان داد که این تهدید، محدود به یک دوره کوتاه یا قابل حل با مذاکره سطحی نیست.
استاد نشست تأکید کرد رژیم صهیونیستی برای تضعیف منطقه، سالها بر طبل تجزیهطلبی کوبیده، از گروهکهای تروریستی در کردستان، بلوچستان، خوزستان و دیگر مناطق تمویل و تسلیحاتی کرده است؛ اهدافی که فراتر از یک یا دو سال برنامهریزی بوده و به هیچ وجه آسان رها نمیشود.
وی ادامه داد تثبیت این درک در میان مردم ایران که ریشه و سابقه تهدید صهیونیستی عمیقتر از آنچیزی است که صرفاً با مذاکرات دیپلماتیک محو شود، رسالتی جدی برای نخبگان دانشگاهی، رسانهای و تربیتی کشور است.
دکتر خاتمی افزود تنها در صورتی که مردم، ماهیت مستمر این تهدید و هدف شوم صهیونیسم مبنی بر تجزیه ایران را باور کنند، حمایت از سیاستهای دفاعی جمهوری اسلامی ماندگار خواهد شد.
تبیین ابعاد ایدئولوژیک صهیونیسم؛ از نیل تا فرات
استاد خاتمی در بخش بعدی نشست، ضمن اشاره به اهمیت شناسایی ریشههای فکری رژیم صهیونیستی، بیان کرد که بخش بنیادین تهدید علیه ایران، ناشی از ایدئولوژی صهیونیسم است؛ مکتبی سیاسی که برخلاف تصور برخی، نه دین است و نه تاریخی بسیار طولانی دارد.
وی گفت صهیونیسم حدود دویست سال پیش شکل گرفته و سازمان جهانی آن تنها از دهه ۱۸۸۰ میلادی بنیان نهاده شده است، اما ایده «دولت یهودی» در سرزمینی مشخص، از همان ابتدا با استناد به وعده در تورات، افق جغرافیایی گستردهای را دنبال کرده است.
دکتر خاتمی افزود بر اساس روایتهای مؤسسان صهیونیسم مانند تئودور هرتزل، نقشه سرزمین موعود، از رود نیل تا فرات امتداد مییابد؛ طرحی که در بیانیهها، یادداشتها و حتی نمادهای رسمی اسرائیل به وضوح تکرار شده و اهداف سرزمینی آن، خاک کشورهای مختلفی همچون مصر، اردن، سوریه، عراق، عربستان و بخشهایی از ایران و ترکیه را دربرمیگیرد.
وی تأکید کرد حتی روی سکههای ده اگورایی ضرب سال ۱۹۸۵ و نقشهای نقشههای رسمی اسرائیل، این محدوده نمایش داده شده که نشان از عزم دیرینه و ایدئولوژیک صهیونیسم برای سیطره بر جهان اسلام و منطقه دارد.
[اگورەیی چیست؟ اگورەیی (به عبری: אגורה؛ تلفظ: آگوراه / اگورە) کوچکترین واحد پول رایج اسرائیل است. در سیستم پولی اسرائیل، هر یک شکل نو (واحد اصلی پول اسرائیل، به انگلیسی: Shekel / به عبری: שֶׁקֶל חדש) برابر با صد اگورە است.]
این صاحبنظر افزود: اندیشه نیل تا فرات صرفاً یک آرزوی تاریخی نیست؛ بلکه سیاستگذاریهای عملی و برنامهریزیهای دقیق سیاسی، اقتصادی و نظامی برای تحقق همین هدف در طول سالیان پیگیری شده است.
استاد ادامه داد، بسیاری از رهبران و اندیشمندان صهیونیست، چه در عصر تأسیس اسرائیل مانند وایزمن و بنگوریون و چه در مقطع فعلی مانند برخی چهرههای سیاسی رژیم فعلی، همگی این خط استراتژیک را در گفتارها و اسناد خود آشکارا بیان کردهاند.
واقعیت تاریخی پشت تمایل توسعهطلبانه صهیونیسم
استاد خاتمی یادآور شد که این چشمانداز، تنها منحصر به ایدئولوژیپردازان صهیونیست نبوده، بلکه در عمل نیز برای تحقق آن، هزینههای سیاسی و نظامی فراوانی پرداخت شده است.
وی با اشاره به حمایتهای مالی شرکتهایی چون «رویال داچ شل» و نقش افراد بانفوذ همچون لابی صهیونیستی در سیاستهای کلان آمریکا، به نقش این جریان در ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول و متعاقب آن، صدور بیانیه بالفور و حمایت بریتانیا از تشکیل «خانه ملی یهودیان» در فلسطین پرداخت.
دکتر خاتمی گفت: این حمایتهای بینالمللی، از جمله همکاریهای مالی و علمی (مانند اختراع وایزمن در شیمی صنعتی برای بریتانیا در جنگ جهانی اول) و همچنین حمایت از گروههای شبهنظامی مانند «ایرگون» و «هاگانا» همگی در راستای پیشبرد اهداف سرزمینی صهیونیسم و کسب سلطه بر منطقه صورت گرفته است.
وی افزود: در آن دوران، جمعیت یهودیان در فلسطین تنها ۱۷ درصد بود، اما با اتخاذ سیاستهای مهاجرتی هدفمند و حتی همکاری با دولتهای یهودستیز در اروپا، تلاش شد تا این نسبت جمعیتی تغییر کند.
این پژوهشگر افزود: قرارداد آژانس صهیونیستی با رژیم نازی آلمان، که به «قرارداد آوارا» معروف شد، نمونهای بارز از این همکاریهای پیچیده بود. این قرارداد، روند مهاجرت یهودیان از آلمان به فلسطین را تسهیل میکرد و در ازای آن، اموال یهودیان به شکل خاصی به سمت صنعت آلمان هدایت میشد، امری که خود به تشدید یهودستیزی در آلمان و افزایش فشار بر یهودیان برای مهاجرت انجامید.
حتی حزب صهیونیست آلمان نیز از قوانین نورنبرگ که حقوق یهودیان را سلب میکرد، حمایت کرد تا زمینه را برای مهاجرت اجباری فراهم سازد.
استراتژی تجزیه منطقهای؛ از نیل تا فرات و بالکانیزاسیون خاورمیانه
استاد خاتمی در ادامه به استراتژی «نیل تا فرات» به عنوان طرحی ریشهدار و پایدار در اندیشه صهیونیستی اشاره کرد و گفت این استراتژی، همواره با ایدۀ «بالکانیزاسیون» یا تجزیه کشورهای منطقه به واحدهای کوچکتر و ناهمگون همراه بوده است. وی افزود: پس از پیروزی در جنگ ۱۹۶۷ و تثبیت موقعیت اسرائیل، این طرح با جدیت بیشتری پیگیری شد و لبنان به عنوان یکی از عرصههای آزمایش این استراتژی تجزیهگرایانه انتخاب گردید.
دکتر خاتمی بیان کرد: اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ و تلاش برای حمایت از اقلیتهای مذهبی و قومی در این کشور، در راستای همین سیاست تجزیه و ایجاد درگیریهای داخلی بود.
وی افزود: شکلگیری حزبالله لبنان در سال ۱۹۸۵، پاسخی مردمی و مقاومتگرایانه به این تجاوز و سیاستهای تفرقهانگیز بود که عملاً طرح تجزیه را با چالش مواجه ساخت.
وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطفی در برابر این استراتژیها بود. پیش از انقلاب، حکومت پهلوی نه تنها در سیاستهای منطقهای، همسو با آمریکا و اسرائیل عمل میکرد، بلکه در پروژههای تجزیهطلبانه نیز نقش داشت.
دکتر خاتمی به همراهی رژیم پهلوی با کردهای عراق در طرح تجزیه این کشور و همچنین بیتفاوتی نسبت به تمامیت ارضی ایران، از جمله واگذاری منطقه آرارات و بحرین اشاره کرد.
استاد خاتمی با تأکید بر تعهد جمهوری اسلامی ایران به تمامیت ارضی کشور، گفت این رویکرد، مانع بزرگی در برابر طرحهای تجزیه طلبانه صهیونیسم محسوب میشود.
وی افزود: مقاومت مردم ایران در برابر گروههای تجزیهطلب در کردستان، سیستان و بلوچستان، و دیگر مناطق، نشاندهنده پیوند عمیق مردم با تمامیت ارضی کشور است و اجازه نخواهد داد که آرزوی «اسرائیل بزرگ» یا ایجاد کردستان مستقل از طریق تجزیه ایران محقق شود.
دگرگونی راهبردهای منطقهای پس از انقلاب اسلامی ایران
استاد خاتمی در ادامه نشست، اهمیت نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب را مورد توجه قرار داد و تأکید کرد: انقلاب اسلامی، نه «صرفاً» جایگزینی یک نظام با نظام دیگر، بلکه تغییری اساسی در رویکرد منطقهای و جهانی ایران رقم زد.
او ادامه داد سیاست پشتپرده رژیم پهلوی موجب شد منافع صهیونیسم و آمریکا، در قالب حمایت از گروهکهای تجزیهطلب و اجرای طرحهای بالکانیزاسیونی، دنبال شود؛ در حالی که با پیروزی انقلاب، مردم ایران از اقوام و مذاهب مختلف با درک ارزش تمامیت ارضی، در صف مقابله با پروژههای تجزیهطلبانه ایستادند.
دکتر خاتمی یادآور شد پس از انقلاب، رویکرد جمهوری اسلامی بر تقویت پیوستگی ملی و حضور قدرتمند در منطقه مبتنی شد؛ مسئلهای که نقش بازدارندهای در برابر تحرکات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی بود و همچنان هست.
او اضافه کرد: دقیقاً به همین دلیل، تلاش دشمن برای ضربهزدن به این اتحاد همواره با ناکامی روبهرو شده است.
استاد افزود: امروز نیز هر تهدید خارجی، تبدیل به فرصتی برای افزایش انسجام ملی و تقویت سیاستهای عقلانی مقاومت میشود؛ اما این فرصت نیازمند مدیریت و تداوم است، چراکه تهدیدهای امنیتی، همانطور که کوتاهمدت موجب همبستگی اجتماعی میشوند، به همان نسبت میتوانند با پایان بحران، فراموش شوند یا مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
پروژه بالکانیزاسیون؛ تجربه لبنان و کشف دکترین اوددینون
استاد نشست توضیح داد: سیاست تجزیهطلبانه صهیونیسم در خاورمیانه متکی بر دکترینهایی مثل طرح «اوددینون» بود. طرحی که بر پایه تجزیه نژادی و مذهبی کشورهای منطقه استوار بود تا دولتهای قدرتمند و همگرا، به بخشهای ضعیف و معارض تقسیم شوند.
دکتر خاتمی گفت: سیاستگذاران اسرائیلی با الهام از تجربه «بالکانیزهکردن» یوگسلاوی در دهه هشتاد میلادی، واقعهای را آزمایش کردند که نمونه بارز آن اقدام نظامی مستقیم علیه لبنان در سال ۱۹۸۲ بود.
وی اضافه کرد: اسرائیلیها با ورود به خاک لبنان، حمایت از تشکیل دولت مسیحی، و تشدید اختلافات طایفهای، امید داشتند لبنان را به منطقهای دائماً درگیر جنگ داخلی بدل کنند. این سیاست موجب شکلگیری یک جبهه مقاومت مردمی شد که به تأسیس حزبالله لبنان و شکلگیری رهبری جدید ضدصهیونیستی در منطقه انجامید.
دکتر خاتمی تصریح کرد: موفقیت حزبالله در عقبراندن اسراییل تا مرزها و خروج آنها از خاک لبنان، نقطه عطفی در تاریخ مقاومت منطقه بود.
تقابل راهبردی با طرحهای صهیونیستی؛ پیوند جبهه مقاومت و افکار عمومی
دکتر خاتمی تأکید کرد: در شرایط فعلی، تثبیت عقلانیت مقاومت نیازمند تبیین منسجم تاریخی و امنیتی برای افکار عمومی است.
او گفت: تهدیدهای منطقهای رژیم صهیونیستی، نه مسئلهای گذرا یا صرفاً واکنشی به تحولات روز، بلکه ثمره استراتژی چند دههای است که با افق تضعیف قدرت ایران و تقسیم کشورهای اسلامی دنبال شده است.
او افزود: اگر جامعه ایرانی این روند تاریخی را به درستی درک کند، حمایت از سیاستهای مقاومت، تنها یک واکنش احساسی کوتاهمدت باقی نخواهد ماند بلکه به باور پایداری تبدیل میشود که پیوسته مشروعیتساز خواهد بود.
استاد نشست یادآور شد القای تهدید دائمی از سوی رژیم صهیونیستی، و اثبات اینکه صلح آسان یا دستیابی به توافقهای کوتاهمدت با این رژیم نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه میتواند زمینهساز تهدیدات بیشتر علیه استقلال، امنیت و وحدت ملی شود.
دکتر خاتمی گفت: دلیل اصلی مقاومت جمهوری اسلامی ایران در مسیر راهبردی همین درک عمیق از خطر دشمن و ضرورت داشتن سپری عقلانی و گفتمانی است که اقشار مختلف مردم را گرد اصول مقاومت جمع کند، تا علاوه بر وحدت احساسی، از وجوه منطقی و تاریخی نیز پشتیبانی لازم را بیابند.
اهمیت بازتولید عقلانیت مقاومت در رسانه و نخبگان
دکتر خاتمی توضیح داد: پس از فروکش کردن هیجانات ناشی از تهدید یا بحران خارجی، بزرگترین دغدغه نظام و نخبگان باید زندهنگهداشتن فضای عقلانی حول گفتمان مقاومت باشد.
او اضافه کرد: این وظیفه رسانهها، دانشگاهها و حتی ساختار آموزشی کشور است که استدلالهای تاریخی، جغرافیایی و امنیتی مقاومت را برای جامعه قابل لمس و باورپذیر کنند تا افکار عمومی هیچگاه تهدید را بیاهمیت یا خیالی تصور نکند.
او در پایان این بخش اذعان کرد: اگر منطق عقلانیت مقاومت به سرمایه اجتماعی تبدیل شود، حاکمیت جمهوری اسلامی ایران میتواند نه تنها بر تهدیدات خارجی فائق آید، بلکه در عرصه توسعه داخلی و اصلاحات نیز بهرهمندی بیشتری از اعتماد و مشارکت مردم داشته باشد. بنابر سخنان استاد نشست، تداوم رویکرد مقاومت، ضامن امنیت پایدار و پیوستگی سرزمینی ایران خواهد بود.
مسئولیت رسانهها و نخبگان در مواجهه با تهدید صهیونیسم
دکتر خاتمی تأکید کرد: امروز یکی از مهمترین مسئولیتها بر دوش رسانهها و نخبگان فکری و دانشگاهی است تا نسبت به ارائه تصویری واقعی و علمی از ماهیت تهدید صهیونیسم، برای اقشار مختلف جامعه تلاش کنند.
وی افزود: اگر مردم ایران عمق تاریخی و اهداف پنهان پشت استراتژیهای تجزیهطلبانه رژیم صهیونیستی را درک کنند، حمایت هیجانی ناشی از بحرانها به سرمایهای ماندگار برای مقاومت بدل خواهد شد.
دکتر خاتمی ادامه داد: متولیان فرهنگی و رسانهای باید بدانند رویکرد رژیم صهیونیستی برای نفوذ و تضعیف منطقه، صرفاً متکی بر جنگ سخت نیست بلکه استفاده از جنگ نرم، تحریف هویت و القای ناامیدی در جوامع هدف را همواره دنبال کرده است.
او تاکید کرد: در این شرایط، بازنمایی صحیح ابعاد استراتژیک و ایدئولوژیک صهیونیسم، اصلیترین ابزار برای ارتقای عقلانیت مقاومت در جامعه است و باید دانش تاریخی به روایتی فراگیر بدل شود.
بازخوانی تجربههای تلخ منطقه؛ مقاومت، تنها راه
دکتر خاتمی بیان کرد: اگر تجربه تجزیه یوگسلاوی یا بحران لبنان درست و علمی تبیین شود، جامعه بهتر متوجه میشود که الگوی بالکانیزاسیون، چه خسارات جبرانناپذیری برای ملتها داشته و چگونه رژیم صهیونیستی تلاش داشته آن را به خاورمیانه تعمیم دهد.
وی تصریح کرد: در این میان نقش جبهه مقاومت که با الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران توانسته پروژه اسرائیل بزرگ را با چالش جدی مواجه کند، الگویی روشن و اثباتشده در نظر افکار عمومی کشورهای منطقه است.
دکتر خاتمی افزود: قدرت حزبالله لبنان در ایستادگی و بیرونراندن اسرائیل از خاک لبنان، نباید به عنوان واقعهای مقطعی تلقی شود، بلکه نشانگر آن است که وحدت و عقلانیت مقاومت قادر است حتی در برابر قدرتهای نظامی حمایتشده از غرب نیز پیروز شود.
وی گفت: درسی که تجربه لبنان به ملتهای منطقه داد این است که هرچه اتحاد ملی حول مقاومت تقویت شود، طرحهای تجزیهطلبانه بیاثر خواهند شد.
ضرورت تقویت پشتیبانی اجتماعی از سیاستهای دفاعی
دکتر خاتمی یادآور شد: حمایت اجتماعی از سیاستهای دفاعی جمهوری اسلامی نباید وابسته به بحرانها باقی بماند بلکه باید به تکیهگاه دائمی برای سیاستگذاران در سطح منطقهای بدل شود.
دکتر خاتمی تأکید کرد: بهرهبرداری صحیح از فرصتهای ناشی از حس وطندوستی و افزایش اعتماد در شرایط تهدید، باید همواره در صدر برنامههای نهادهای حکومتی و فرهنگی قرار داشته باشد تا اتحاد ملی تثبیت شود.
دکتر خاتمی توضیح داد: یکی از مهمترین سیاستها، بازآفرینی و تکرار گفتمان عقلانیت مقاومت با زبانهای مختلف رسانهای، آموزشی و فرهنگی است؛ تا اقشار گوناگون جامعه، به خصوص نسل جوان، بتوانند خطرات تجزیه و اهداف بلندمدت دشمن را ملموس حس کنند.
او گفت: این آگاهی باعث میشود که جامعه حتی در آرامش و نبود تهدید عینی، حساسیت و پشتیبانی خود را نسبت به سیاستهای کلان کشور حفظ کند.
پیوند عقلانیت تاریخی و وحدت ملی
دکتر خاتمی اشاره کرد: تجربه بحرانها نشان داده جامعه ایرانی قابلیت سرمایه اجتماعی بالا را دارد اما این ظرفیت نیازمند تنویر و هدایت است تا به ابزاری برای پیشرفت و تثبیت ارزشها بدل شود.
وی افزود: هرگاه نظام سیاسی بتواند اعتماد پایدار و منطق عقلانی را جانشین حمایتهای زودگذر احساسی کند، نه تنها در برابر تهدید خارجی، بلکه در مواجهه با چالشهای داخلی نیز موفقتر خواهد بود.
دکتر خاتمی تصریح کرد: پیوند یافتن تاریخ، منطق و احساسات در جامعه، میتواند ضمانتبخش بقای نظام مقاومت و بازدارندگی ایران در برابر طرحهای تهاجمی منطقهای شود.
وی ادامه داد: فراموش نباید کرد که حفظ سرمایه اجتماعی و عقلانیت عمومی، ضامن توسعه ملی، پیشرفت و امنیت کشور در دورههای پسابحران خواهد بود.
جمعبندی: عقلانیت مقاومت، راهبرد پایدار برای ایران
دکتر خاتمی بیان کرد: مهمترین دستاورد این نشست، تبیین این واقعیت بود که عقلانیت مقاومت نه یک شعار گذرا، بلکه یک راهبرد پایدار و مبتنی بر واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی ایران است.
وی افزود: رژیم صهیونیستی، به واسطه استراتژیهای طولانیمدت و شبکهای، سالیان متمادی برای سلطه بر منطقه و تجزیه کشورهای اسلامی، سرمایهگذاری کرده است و طرحهایی مانند اوددینون و بالکانیزاسیون، نمونه بارز سیاستهای خصمانه این رژیم محسوب میشوند.
دکتر خاتمی ادامه داد: تقویت انسجام ملی و تبدیل احساسات وطندوستی به آگاهی تاریخی و استدلال عقلانی، مهمترین وظیفه نسل حاضر است تا حمایت از سیاستهای نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران، از دامنه حمایتهای موقت و احساسی خارج شود و به عقیدهای ریشهدار بدل گردد.
دکتر خاتمی تأکید کرد: جامعه ایران، اگر از عنصر آگاهی و تحلیل دقیق تهدید دشمن بهرهمند شود، میتواند به موتور محرکه پیشرفت، توسعه و اقتدار منطقهای تبدیل شود و الگویی برای سایر ملتهای منطقه باشد.
وی گفت: نظام آموزشی و رسانهای کشور، مسئولیت دارند با تکیه بر روایتهای تاریخی و واقعیات میدانی، عقلانیت مقاومت را به عنصر دائمی فرهنگ عمومی و زیرساخت سیاسی کشور بدل کنند.
ضرورت کنترل پسابحران و ثبات سرمایه اجتماعی
دکتر خاتمی تصریح کرد: تجربههای جهانی نشان داده است که جوامع، پس از هر بحران امنیتی یا جنگ، ممکن است به سرعت از دوره حمایت به دوره بیاعتمادی بازگردند.
وی افزود: اگر این فرصت تاریخی ناشی از اتحاد ملی و تقویت اعتماد عمومی در شرایط تهدید، با بیتوجهی و مدیریت نامناسب از بین برود، نه تنها دستاوردهای مقاومت، بلکه ثبات سیاسی و اجتماعی کشور نیز آسیب خواهد دید.
دکتر خاتمی تصریح کرد: ناکارآمدی در مدیریت پسابحران، عدم شفافیت در اطلاعرسانی و عدم پاسخگویی به نیازهای مردم، بزرگترین تهدید برای سرمایه اجتماعی و استمرار حمایت مردمی خواهد بود.
وی افزود: مسئولان باید همواره با تحلیل زمینههای پیدایش بحران، از آن برای وحدت، ارتقای اخلاق عمومی و برانگیختن انگیزه ملی استفاده کنند و مسیر استدلال عقلانی را تقویت نمایند.
وحدت ملی، رمز ناکامی آینده دشمن
دکتر خاتمی گفت: در طول چهار دهه گذشته، هر جا ملت ایران با اتکا به عقلانیت و وحدت در برابر طرحهای خصمانه ایستاده، دشمنان این مرز و بوم ناکام ماندهاند.
وی افزود: مسیر آینده کشور نیز به همین شاخصه بستگی دارد؛ هرچه سرمایه اجتماعی و عزم ملی حول محور مقاومت تقویت شود، امکان دارد ایران از هر تهدیدی فرصت بسازد و مسیر توسعه و پیشرفت را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.
دکتر خاتمی تأکید کرد: مقاومت صرفاً ابزار دفاع نظامی یا واکنشی فوری به سیاستهای دشمن نیست، بلکه یک منظومه فکری، تاریخی و فرهنگی است که باید در رفتار جمعی ایرانیان نهادینه گردد.
او ادامه داد: افق پیش روی ایران، در گرو اراده عمومی برای شکلدهی به فضای عقلانی و مقاومتی جامعه و اعتمادسازی پایدار با رویکرد شفاف و صادقانه است.
چشماندازی بر آینده مقاومت و ضرورت مشارکت نسل جوان
دکتر خاتمی بیان کرد: موفقیت راهبرد مقاومت نیازمند آن است که نسل جوان و آیندهساز ایران، با واقعیتهای تاریخی و سیاستهای دشمن به طور کامل آشنا شوند.
وی افزود: کادرسازی و تربیت نیروهای متعهد در عرصه رسانه، دانشگاه و گروههای اجتماعی برای تبیین ابعاد تهدیدات منطقهای و خطرات تجزیه سرزمین ایران، ضرورتی اجتنابناپذیر است تا عقلانیت دفاعی به قدرت نرم و نفوذ فرهنگی بدل شود.
دکتر خاتمی گفت: اگر مبانی عقلانیت مقاومت از ظرف چهرههای اثرگذار جامعه به متن افکار عمومی منتقل شود، شاهد افزایش بازدارندگی و اقتدار حداکثری کشور خواهیم بود.
وی ادامه داد: این مسئولیت همگانی اقتضا میکند هر ایرانی با آگاهی و مسئولیتپذیری نسبت به حفظ وحدت و ارکان ملی، میراث مقاومت را نسل به نسل منتقل نماید.
دیدگاهتان را بنویسید