جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد
  • خانه
  • سرویس‌ها
    • دشمن‌شناسی
    • رسانه و روحانیت
    • بازی‌های ویدیویی
    • رسانه‌های شرقی
    • سینما و تلویزیون غرب
    • سینما و تلویزیون ایران
    • رسانه و روانشناسی
    • فناوری‌های نوین
    • سیاست و دشمن‌شناسی
    • تحولات منطقه
    • اقتصاد و دشمن‌شناسی
    • موسیقی و دشمن‌شناسی
    • کتاب و دشمن‌شناسی
  • دسته‌بندی ساختاری
    • خبر
    • گزارش‌
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله‌
    • یادداشت
  • فروشگاه
    • دوره‌ها
      • دوره‌های دشمن‌شناسی
      • دوره‌های سواد رسانه
      • دوره‌های مهارتی
      • دوره‌های شناخت سینما و تلویزیون
    • کتاب‌ها
    • نشریات
  • استاد فرج‌نژاد
    • زندگینامۀ استاد فرج‌نژاد
    • استاد فرج‌نژاد از زبان دیگران
    • نوشته‌های استاد فرج‌نژاد
    • خرید کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی در سینما
      • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
      • کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • معرفی کتاب‌های استاد فرج‌نژاد
      • معرفی کتاب دست پنهان
      • معرفی کتاب اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
      • معرفی کتاب تحلیل نفوذ فرهنگ کابالیستی(عرفان یهودی) در سینما
      • معرفی کتاب دین در سینمای شرق و غرب
      • معرفی کتاب اقتصاد صهیونیسم
      • معرفی کتاب دین، انیمیشن و سبک زندگی
      • معرفی کتاب فقه رسانه و فضای مجازی
    • صفحه مخصوص استاد فرج‌نژاد
  • رویدادها
  • دربارۀ ما
    • معرفی مؤسسه
    • مدرسان ما
  • تماس با ما
  • ورود به سایت
0

وبلاگ

موسسه فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد > مطالب سایت > سرویس‌های سایت > تحولات منطقه > رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟ | رمضان ۱۴۰۴

رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟ | رمضان ۱۴۰۴

۱۴۰۴-۱۲-۱۲
تحولات منطقه، دسته‌بندی ساختاری، سرویس‌های سایت، گفتگو، مطالب سایت، یادداشت
رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟
ما را به منابع منتخبت در گوگل اضافه کن

پدیدآورنده: حمیدرضا شب‌بویی
تهیه و تنظیم: احمدرضا مرادی
رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟

زمانه زمانۀ مهمی است اما آیا شیعه بر سر بزنگاه قرار دارد؟ باید نهایت اهتمام و دقت خویش را در آن قرار دهیم که مأموریت‌ها و وظایف خود را بر اساس دغدغه‌های فکری و اولویت‌های عملی رهبر معظم انقلاب شهید سیدعلی خامنه‌ای تنظیم نماییم.

همانا ابتلایی بس دشوار بر مؤمنین جاری و ساری گشته است که صبر بر آن نیز جز در ید قدرت خداوند متعال میسر نیست. از درگاه ایزد منان استدعای خالصانه داریم که به میزان این ابتلا، به مؤمنین صبر عنایت فرماید و سکینه‌ای عظیم بر قلب شریف امام زمان عجل الله فرجه نازل نماید إن‌شاء‌الله.

بیشتر بخوانید: زندگی‌نامۀ شهید سیدعلی حسینی خامنه ای | شهادت دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران رمضان ۱۴۰۴

چنانکه در روایات منقول است، پس از رحلت جانکاه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هنگامی که حضرت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) پیکر مطهر رسول خدا(ص) را به خاک سپردند، جملاتی حکیمانه بر زبان جاری ساختند که از جمله آن سخنان منقول است: «إِنَّ الصَّبْرَ جَمِیلٌ إِلَّا عَنْکَ» (همانا صبر نیکوست، مگر در فراق تو).

«إِنَّ الصَّبْرَ لَجَمِیلٌ إِلَّا عَنْکَ» (شکیبایی، صفتی است که در منظر الهی بسی زیبا و پسندیده است، اما نه در فقدان و از دست دادن تو ای رسول خدا!) و نیز فرمودند: «وَ إِنَّ الْجَزَعَ قَبِیحٌ إِلَّا عَلَیْکَ» (و همانا بی‌تابی و جزع کردن عملی زشت و ناپسند است، مگر در فراق تو!). بینی و بین الله مصیبتی که بر من وارد آمده، مصیبتی عظیم است و همانا مصیبت‌های پیش از تو و پس از تو همگی در برابر این مصیبت کوچک و ناچیزند.

تأمل در این کلام حضرت امیر که با وجود آن عظمت و جلالت، در برابر فراق ولیّ خدا چنین سخن می‌گویند، تکلیف ما را که حتی به قدر خاک نعلین اولیای الهی نیز ظرفیت نداریم، روشن می‌سازد.

بی‌شک، ظرفیت قلبی ما به مراتب کمتر از این‌گونه ابتلائات است. از این روی، لازم است که به خداوند متعال نهایت توسل را بجوییم و از او تفضلی بخواهیم و نگاهی از جانب صاحب‌الزمان را امیدوار باشیم، تا بتوانیم این ابتلاء سخت را با عافیت و سلامت از سر بگذرانیم.

فهرست مطالب

Toggle
  • قرعۀ زیستن و زندگی کردن در این بزنگاه به نام ما درآمده! پس هشیار باشید
  • وظیفۀ امروز چیست؟| رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟
  • این سنت شیعه است که شب را به خواب رفته و صبح بیدار شده، به او خبر داده‌اند که ولیّ خدا شهید شد
  • مبادا که تشخیص خودمان را بر تشخیص ولیّ قبلی و حتی بر تشخیص ولیّ جدید ترجیح دهیم!

قرعۀ زیستن و زندگی کردن در این بزنگاه به نام ما درآمده! پس هشیار باشید

در هر حال، پس از گذشت بیش از هزار سال که جمعی آرزومند بودند در عصری زندگی کنند که حکومتی بر اساس احکام اسلام مستقر گردد، قرعۀ فال به نام ما زده شد. از میان میلیاردها نفری که در طول تاریخ پا به عرصۀ وجود نهاده‌اند، ما در این برهۀ زمانی معاصر به دنیا آمده‌ایم و هر یک به سهم خود بهره‌ای از این دوران برده‌ایم.

همین‌که مسلمان و شیعه هستیم، در ایران دیده به جهان گشوده‌ایم و در زمانی متولد شده‌ایم که دوران ظلمت قاجار یا پهلوی نیست، بلکه حکومت، حکومت اسلامی است؛ و از همه مهم‌تر، در عصری زیسته‌ایم که بیشترین همخوانی و نزدیکی را با امام‌مان و ولی‌مان را داریم، این توفیقات، عمر ما را از اجر و ثوابی بی‌نهایت برخوردار می‌سازد.

چرا چنین تقدیر الهی‌ برای ما رقم خورده است؟ چرا باید این مقطع زمانی حساس و این زیست در عصر حاضر به ما اختصاص یابد، در حالی که چه بسا بسیاری دیگر، همچون آن مردمی که در عصرهای مختلف تاریخ می‌زیستند و اکنون زیر خروارها خاک آرمیده‌اند، یا کسانی که دورۀ جوانی و پیری‌شان در گذر ایام سپری شد و حتی کسانی که عمرشان در عزلت جزایر دور سپری گشت، از این بخت محروم ماندند؟ به هر حال، ما در این زمان و مکان قرار گرفتیم و این گزینش، در حیطۀ اختیار ما نبوده است.

هرگاه امری خارج از دایرۀ اختیار انسان محقق شود، تأمل در سبب و علل آن امر ضروری می‌شود؛ زیرا چون ما خود سبب و عامل وقوع آن نبوده‌ایم و این امر به وقوع پیوسته، پس باید به سراغ اسباب ظاهری و باطنی آن رفت و در آن اندیشه کرد. شاید خداوند متعال از ما عملی بزرگ خواسته باشد.

این نکته را خود شهید سیدعلی خامنه‌ای نیز به زیبایی به ما آموختند. آن‌گاه که ایشان از حادثۀ ترور روز شنبه، ششم تیر ماه ۱۳۶۰ شمسی به هنگام سخنرانی در مسجد ابوذر تهران، توسط سازمان مجاهدین خلق با جان سالم خارج شدند، فرمودند که پس از آن واقعه، از خویش پرسیدند: «خداوند با من چه کار دارد که مرا بازگردانده است؟ حتماً از من کار بزرگی خواسته که مرا حفظ نموده است.»

آنگاه که حضرت امام خمینی رحلت کردند و علم هدایت و رهبری بر دوش ایشان نهاده شد، در آن هنگام بود که پرده از راز این زنده ماندن، این نگه داشته شدن و این بازگشت و نرفتن برداشته شد؛ مقصود همان تحویل گرفتن این امانت سنگین الهی یعنی سکان هدایت جمهوری اسلامی بود.

از این رو، سزاوار است که با خود بیندیشیم: اگر ما را برای این عصر و این زمان نگه داشته‌اند، چرا؟ آیا خواسته‌ای از ما وجود داشته؟ آیا توقعی برآمده از ما بوده است؟ و سرّ آن چه بوده است؟ اکنون باید سنجید که آیا توانسته‌ایم آن مأموریتی را که از ما خواسته شده را به تحقق رسانیم؟

در این مقام، می‌توان سه منظر برای تأمل ترسیم نمود:

اولاً: باید به گذشته‌ای که سپری شد و هم‌عصر بودن با امام شهیدمان را تجربه کرد، نگاهی نقادانه افکند. در این بررسی، باید دید که چه عواملی سبب وقوع این اتفاقات شده است؟ آیا قصوری از سوی ما سر زده، یا کم‌کاری بوده، یا بی‌توجهی به این نعمت بزرگ؟ این تأمل، چه در باب خودمان باشد چه نسبت به آن گذشته، نکته‌ای را آشکار می‌سازد که لازم است در کانون توجه قرار گیرد و کشف گردد. در این زمینه مجال فراوانی برای بحث و تفکر وجود دارد.

دوم و سوم: باید به دو بخش دیگر نیز نظر داشت. یکی، ناظر به حال امروزمان است. در بخش اول، محاسبات مربوط به گذشته انجام شد؛ اما در رویکرد دوم، پرسش این است که اکنون وظیفه چیست و باید چه کرد؟ ظاهراً بعد از شهادت ولی امرمان نوعی تحیّر و سرگشتگی بر ما حاکم شده است. و رویکرد سومی نیز ناظر به آینده ماست: به کدام سو باید حرکت کنیم؟ در آینده چه باید کرد و چه خواهد شد؟ از میان این سه، آنچه قلوب ما باید در این برهه به آن اولویت بیشتری دهد، همان بخش دوم یعنی حال امروزمان است: وظیفۀ امروز ما چیست؟»

وظیفۀ امروز چیست؟| رهبر جدید کیست و وظیفه چیست؟

همانا توفیقی بس گران‌بها نصیب ما گردیده است که قریب به سه سال است(اشاره به سال‌های قبل از آنکه متن اصلی نگاشته شده) خداوند متعال این زمینه را فراهم آورد تا پای درس ولیّ خدا و حضرت آقا حاضر شوم. و چه نیکو آموخته است ایشان شیوۀ به سامان آوردن و تربیت نمودن مردم خویش را؛ چرا که یک ولیّ الهی، صرفاً متصدی مدیریت ظاهری امور جامعه نیست، بلکه هم‌زمان با مدیریت، به امر تربیت نیز مشغول است.

حقیقت آن است که ایشان مردم ایران را واقعاً تربیت کردند! با وجود آنکه هم قدرت و هم مشروعیت لازم برای برخورد مستقیم، و در مقام امر و نهی با مردم ایران سخن گفتن را دارا بودند، اما هرگز از این مسیر استفاده ننمودند. پیوسته در برابر اتفاقات و اشتباهات دیگران فرصت دادند و سکوت کردند تا این جامعه، گام‌به‌گام با افق نگاه ایشان هم‌سو و هم‌راستا گردد.

ایشان خود را آماج و هدف تمامی خطاها و اشتباهاتی قرار می‌دادند که ما مردم مقصّر آن بودیم، تا این جامعه رشد کند. این روش، همانند مادری است که مسئولیت راه رفتن طفل نوپای خود را بر عهده می‌گیرد؛ مادر خوب می‌داند که برای آنکه کودک چند قدمی بردارد و راه رفتن را بیاموزد، باید هزینه‌های فراوانی متحمل شود. ولیّ امر نیز هزینۀ این حرکت و رشد را می‌پرداختند. حتی در سخت‌ترین رخدادهای این مملکت، در پای مهم‌ترین انتخابات‌های مردم می‌ایستادند، حتی اگر آن رأی بر خطا می‌رفت و مردم در آن اشتباهی مرتکب می‌شدند؛ در آن هنگام، هزینۀ آن اشتباه مردمی را به دوش می‌کشیدند، حتی اگر خود آن مردم از پذیرش این مسئولیت شانه خالی می‌کردند.

این شیوه، تمایز و فرق اساسی میان یک مدیر صرف و یک ولیّ الهی را به وضوح آشکار می‌سازد. به همین دلیل است که هنگامی که ولیّ الهی از میان جامعۀ خویش رخت برمی‌بندد، سخت‌ترین و جانکاه‌ترین نقطۀ این فقدان، همان ارتباط قلبی است که میان ولیّ و مردم شکل گرفته بود. انسان همواره به آن ارتباط قلبی گذشته می‌نگرد و در آن میان، جای خالی او را به شکلی دردناک درک می‌کند.»

دیروز پیش از نماز صبح، هنگامی که انبوهی از مردم در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها اجتماع کرده بودند، در خلوت خویش اندیشیدم: اگر از این جمع حاضر، از هر پیر و جوان و زن و فرزند که با اشتیاق گرد آمده‌اند، سؤال شود که: «آیا حاضرید اگر در همین لحظه، عمرتان پایان یابد، در ازای آن، تنها برای چند ساعت وجود پر برکت آقایتان بازگردد؟» بی‌تردید، پاسخ همۀ ایشان «بله»ای قاطع بود. این همان اتصال قلبی است که شکل گرفته است.

این سنت شیعه است که شب را به خواب رفته و صبح بیدار شده، به او خبر داده‌اند که ولیّ خدا شهید شد

شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای تا زمانی که حضور داشتند، حجم اطمینان‌بخشی‌ای که به قلوب ما می‌دادند، به قدری زیاد بود که ما ناخودآگاه نیز نمی‌خواستیم به نبودن ایشان فکر کنیم و با اطمینان تمام به مسیر حرکت خود ادامه می‌دادیم. این اطمینان و آرامش را بگذارید کنار حال و روز شیعیان پس از رحلت پیامبر اکرم و پس از حضرت امیرالمؤمنین و به طور کلی، پس از غیبت همۀ ائمۀ معصومین(علیهم السلام). در آن دوران طولانی دویست و پنجاه ساله، شیعه همواره در چنین وضعیتی قرار داشته است: گویی شب را به خواب رفته و صبح بیدار شده، به او خبر داده‌اند که «ولیّ خدا شهید شد» یا «از دست رفت».

از همین روست که در ابتدای بحث، روایت حضرت امیر را تلاوت کردیم؛ زیرا گویی این امر، یک سنت الهی برای شیعه است که در این آیینۀ تاریخ، مکرراً تکرار شده است. شیعه در این گونه خبرها رشد کرده است. گویا در سنت تربیتی ایشان چنین مقرر شده بوده که با اصحاب و یاران به گونه‌ای تعامل نمایند که ایشان بیاموزند چگونه باید با این‌گونه رفتن‌ها و پرده‌برداری‌های ناگهانی و دردناک، برخورد شایسته نمایند.

از این منظر، دیگر شیعه نباید نگران سقوط و زمین افتادن پرچم مبارزۀ حق باشد؛ زیرا به یقین می‌داند که این عَلَم مبارزه، صاحب اصلی و ادامه‌دهندۀ راه دارد. همواره، هنگامی که ولیّ خدا در این دنیای فانی رخت برمی‌بندد، نخستین نگرانی متوجه حال خویش ماست: اولاً، آیا در مسیری که تا این نقطه آمده‌ایم، درست حرکت کرده‌ایم یا خیر؟ و ثانیاً، پروردگارا! آیا وظیفه‌ام را در تشخیص صواب و خطا به درستی درک می‌کنم یا نه؟(این همان بخش اول و دوم تأمل است).

زیرا این ابتلاء(فقدان) ابتلائی است که اساساً برای ما تعریف شده است؛ والّا از منظر پایان یافتن پروندۀ دنیایی یک شخصیت عظیمی چون حضرت آقا، اگر تنها با یک مرگ طبیعی از این عالم رخت برمی‌بستند، ما باید این را نوعی اجحاف و تقلیل می‌دانستیم.

آن‌چنان که اگر ابتدای عمر ایشان را تا انتها بررسی کنیم، مشاهده می‌شود که تمامی خیرات و برکات الهی در وجود مبارکشان تجلی یافته است. یک انسان باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا خداوند به او آن‌چنان جاذبه‌ای عنایت کند که خلق را به سوی خود بکشاند؟ ایشان تقریباً از نوجوانی وارد مبارزه در مسیر حق شدند و ظاهراً از همان زمانی که مشغول کسب سواد بودند، با لباسی منسوب به پیامبر ملبس شده و وارد عرصۀ زیست اجتماعی خود گشتند.

ایشان در چتر تربیتی چنان مادر و پدری بودند که، در تمام ادوار زندگی‌شان تبلیغات ویژه‌ای را برای اسلام به نحو احسن به پیش بردند، تبلیغی که از هر کسی برنمی‌آید. به قول خودشان، طوری تبلیغ می‌کردند که نیروهایی از میان جوانان آماده شوند تا اگر زمانی انقلاب به پیروزی رسید، امر رهبری به ایشان سپرده شود.

این‌گونه زیستند و پس از پیروزی انقلاب نیز، هرجا که سُفره‌ای از مسئولیت‌های نظام زمین مانده‌ای را دیدند، آن را بر دوش کشیدند. آخرین مسئولیت ایشان که بزرگترین مسئولیت نیز بود هم، زمینه‌سازی برای شهادتشان و تحول این سکو به نائب بعدی در زمان مناسب بود و در نهایت، نوع رخت بر بستنی که نصیبشان شد، سراسر توفیق الهی بود؛ و اگر نصیبشان کمتر از شهادت می‌شد، انسان می‌بایست در عظمت امر ایشان شک می‌کرد.

هرچند برای ایشان که سرنوشتشان خیر محض است، هر سرانجامی خیر است؛ اما در این سوی ما، شیعه‌ای وجود دارد که سنت الهی خود را در تاریخ می‌نگرد و می‌بیند که گویا برای شیعه چنین مقدّر گشته است که باید این‌گونه زندگی کنند. نسبت شما با اصل طرح شیعه، یعنی پیش بردن آن، بسیار روشن است؛ به وضوح پیداست که از ابتدا طرحی ریخته شده و قرار است این طرح به دست شماها برسد و بر آن استقامت ورزیده شود و دیگران نیز به سوی آن دعوت گردند.

ما تا به امروز با درایت و نظارت حضرت آقا سی و هفت سال راه آمده‌ایم، اما از ابتدا مقدر نبوده که مقصد نهایی با ایشان طی شود. دعایی هم که در زبان دوست‌داران و پیروان ایشان می‌چرخید که «خدایا این انقلابی و جمهوری اسلامی را به دست مبارک ایشان تحویل دهیم به آقا امام زمان».

این دعایی نیکوست، و اگر صاحب این ایام حضرت مهدی(عج) تشریف بیاورند و روزی ما شود که ظهور را درک کنیم، آن اتفاق در ادبیات شیعه محقق خواهد شد. در ادبیات شیعه، رجعتی تعریف شده است که ما با نگاه به آن می‌گوییم: اگر قرار است رجعت محقق شود، غیر از ایشان چه کسی باید رجعت پیدا کند؟ لذا تکلیف این امر نیز روشن می‌شود.

این نشان می‌دهد که سنتی الهی در شیعه وجود دارد که خداوند ولیّ هر عصر خود را با شهادت از میان می‌برد. شهادت به معنای کسی است که شاهد و گواه بر طرح، مسیر و راهی است که برای امت ترسیم شده است؛ همان طرح و مسیری که حضرت آقا مکرراً بر آن تأکید و توضیح می‌دادند و برای ما مهر تأیید می‌زدند که مسیر، همین است: ایستادگی در برابر ظلم در سراسر دنیا، نه فقط برای مردم ایران، بلکه برای جهان اسلام. ایشان پس از طوفان الاقصی اشاره کردند که در آن هنگام، دیگر تمامی کفر در برابر حق صف کشیده است و جبهۀ حق و باطل به وضوح مشخص گردید.

پس از این اتفاقات اخیر، افشای پرونده‌ها، ماجرای آن جزیرۀ اپستین و اغتشاشاتی که در ایران رخ داد و تمام چیزهایی که دیدیم، فهمیدن اینکه کدام جبهه حق است و کدام باطل، برای هر آزاده و هر انسانی که اندکی سلامت قلب داشته باشد، کار دشواری نیست؛ این وضوح، خود بخشی از برنامۀ الهی است که در مقاطع حساس، پرده‌ها را از مقابل دیدگان برمی‌دارد.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/03/b4332f3d8eb71262a74b56fc83d1eb8858389689-480p.mp4

آنچه در طوفان الاقصی گذشت _‌ شرح عملیات 7 اکتبر _ حجت الاسلام علی اکبر براتی

عملیات طوفان الاقصی(Tufan al-Aqsa) نامی است که گروه‌های مقاومت فلسطینی بر عملیات گسترده و چندوجهی خود که در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه اسرائیل آغاز کردند، نهادند. این عملیات که با نفوذ گستردۀ نیروهای زمینی، حملات موشکی و پهپادی به مواضع نظامی و شهرک‌های اطراف نوار غزه شروع شد، آن‌ها هدف خود را شکستن محاصره، آزادسازی زندانیان و تأکید بر مسئلۀ فلسطین و اراضی اشغالی اعلام کردند. این حمله شوک بزرگی به سامانه‌های امنیتی و نظامی اسرائیل وارد آورد و از نظر تاکتیکی و اطلاعاتی، یک شکست سنگین برای اسرائیلی‌هی خبیث محسوب شد، زیرا توانست عمق خاک فلسطین اشغالی را هدف قرار دهد و معادلات نظامی منطقه‌ای را برای مدتی تغییر دهد.

در پی این عملیات، اسرائیل با اعلام جنگ و آغاز عملیات نظامی گسترده در نوار غزه، پاسخی ویرانگر داد که منجر به بحران انسانی عظیمی در غزه شد. این درگیری ابعاد منطقه‌ای پیدا کرد و تنش‌ها میان محور مقاومت و اسرائیل را به اوج رساند. از منظر تحلیلگران سیاسی، این عملیات نقطۀ عطفی در تحولات اخیر خاورمیانه محسوب می‌شود، زیرا به زعم برخی، مرزهای تقابل بین جبهه حق و باطل را که در متن که به آن اشاره کردیم، به‌طور عیان و غیرقابل انکاری برای افکار عمومی جهان، به ویژه در جهان اسلام، ترسیم و آشکار ساخت.

https://farajnejad.ir/wp-content/uploads/2026/03/171445371_480p.mp4

در این میان، وقتی به برخی بازیگران جهانی می‌نگریم، مانند روسیه که پایگاه و نظامش به تمام معنا بر مبانی کفر بنا شده است، مشاهده می‌کنیم که حتی از رأس تا ذیل ساختارشان، به شهادت می‌گویند که حملۀ مذکور آمریکا در رمضان سل 1404 و پروندۀ اپستین جنایت بوده است. سازمان مللی که خودشان برای توجیه جنایاتشان بنیان نهادند، شهادت می‌دهد که این اعمال به نفع آن‌ها نبوده است. پس چه اتفاق دیگری باید رخ دهد تا اینان، حقی را که آشکار است، به رسمیت بشناسند و اثر دنیایی شهادت ولی را درک نمایند؟

مبادا که تشخیص خودمان را بر تشخیص ولیّ قبلی و حتی بر تشخیص ولیّ جدید ترجیح دهیم!

از این جهت، خود را برای چنین شرایطی آماده سازید. مبادا زمانی فرا رسد که ادبیات تزلزل در میان ما پدید آید؛ مبادا کار به جایی برسد که تشخیص خودمان را بر تشخیص ولیّ قبلی مقدم بداریم، و حتی تشخیص خودمان را بر ولیّ جدید نیز ترجیح دهیم، و این مسئله نَفْسی (شخصی و هواپرستانه) برای ما حل نشود، تا جایی که خودمان در برابر ولیّ بایستیم. این گره باید همین الآن گشوده شود. اگر در زمان حضرت آقا کوتاهی‌ای مرتکب شده‌ایم، همین الآن آن را شناسایی و بدون تعارف کنار بگذاریم.

به راستی برای برخی افراد دشوار بود که حضرت آقا در مقابل پزشکیان موضع قاطع بگیرند. برای عده‌ای سخت بود که دربارۀ شمخانی سخن بگویند، در حالی که می‌گفتند او تأییداتی از جانب حضرت آقا داشته و زندگی شخصی و ازدواج دخترش را به شیوه‌ای خاص می‌گذراند؛ اما ورق برگشت و شمخانی به سرنوشت شهادت در کنار ولی خدا رسید. حال ما چگونه باید قضاوت کنیم؟ آیا باز هم اصرار می‌ورزیم بر برداشت‌های پیشین خود، صرفاً به این دلیل که تمایل قلبی ما به زاویه گرفتن با این حقیقت متمایل است؟ این بسیار خطرناک است!

بارها در این مباحث عرض کرده بودم که حفاظت از شخصیت‌هایی که به تراز آرمان یک جامعه و هویت تبدیل می‌شوند، صرفاً متکی بر حفاظت‌های فیزیکی و تکنولوژیک نیست؛ آن ابزارها مقدمه‌اند. اما حفاظت اصلی، حمایتی است که حلقات نصرت و یاران اصلی ولیّ خدا، او را جدی بگیرند. به خدا قسم، شوخی نیست! حضرت امیرالمؤمنین در همان دورۀ چهارسالۀ خلافت، متهم به این شد که نماز نمی‌خواند؛ و این اتفاق، درست در جلوی چشمان ما در تاریخ ثبت شده است.

در قبال آن حلقه‌هایی که بر خود نام «ولایت‌مدار» یا «انقلابی» نهاده‌اند، ما باید اینجا دقت ویژه‌ای مبذول داریم. مسیر روشن است؛ خواسته‌های حضرت آقا از ما، واضح و مبرهن است. به یاد می‌آورم که در دوران جنگ دوازده روزه، شبی که قرار بود بنا بر تعبیری، آتش‌بس برقرار شود، یکی از معاونت‌ها پیش از آنکه آن توییت معروف عراقچی منتشر شود، با من تماس گرفت و گفت: «برنامه‌ای داریم؛ می‌خواهیم شما بیایید یک ضبط (مصاحبه یا تبیین) انجام دهیم که این عوضی‌ها می‌خواهند جنگ را تمام کنند و دارند به آقا فشار می‌آورند، و ما باید هر طور شده با مردم در برابرشان بایستیم.»

من به ایشان زنگ زدم و پرسیدم: «از کجا چنین برداشتی کرده‌اید؟ شما از این صحنه چه می‌فهمید؟ حضرت آقا صراحتاً اعلام می‌کند که قدرت در دست من است و دستم باز است؛ همه چیز با هماهنگی من پیش می‌رود و وزارت خارجه کاره‌ای نیست.» پس چگونه به این نتیجه رسیده‌اید؟ دلیلش آن است که میل نفسانی او بر این پایه است که این جنگ باید ادامه یابد؛ اما ولیّ خدا نظر دیگری دارد.

او نمی‌تواند این تضاد را با خود حل کند، و به همین دلیل بین ولیّ خود و دستگاهی که خود او ساخته و تربیت کرده است، تفکیک ایجاد می‌نماید؛ همان‌گونه که به یکی از سرداران تهمت زدند، به بسیاری از آنان تهمت زدند؛ به کسانی تهمت می‌زنند که ولیّ خدا ایشان را تربیت کرده و کاشته بود. حال تو داری تمام شخصیت و ریشۀ او را نفی می‌کنی! البته ما نمی‌خواهیم وارد این مباحث جزئی شویم، اما تمام بحث من این است که در نسبت با مسئلۀ جانشینی حضرت آقا، نهایت دقت را به خرج دهید.

اگر نتوانیم نسبت خود را با جانشین ولیّ امر عمیقاً و با باور قلبی و متأثرانه تثبیت کنیم و مسئله را صرفاً شخصی‌سازی نماییم و بگوییم «سید علی علامه بود، این بود، آن بود و جانشینش این‌گونه است و آن‌گونه»، کار به جایی نمی‌رسد. این دقیقاً همان اتفاقی است که پس از امام خمینی رخ داد و این تجربه تکرار شد. عده‌ای پس از ایشان به این شکل برخورد کردند و گفتند: «سید علی خامنه‌ای همان امام جمعه بغل‌دستی ما بود»؛ و در جایی دو نظر مخالف با امام دادند، و امام هم دو بار به او تشر زدند، و سپس بعد از این زاویه گرفتند. و بعد از مدتی، از این موضع خود پیاده شدند.

ببینید، این قرار است تکرار شود. اگر کسی جایگاه ولایت را معیار تنظیم رفتار خود قرار ندهد و همین الآن این رفتار را با اصل مسئلۀ ولایت حل نکند، چون دیگر مهم نیست چه کسی در آن جایگاه قرار می‌گیرد، امضای امام زمان (عج) پشت سر اوست؛ به این نکته دقت کنید که تخطی از او، نافرمانی از امام زمان (عج) است و مستقیماً در دستگاه شیطان در حال پیمودن مسیر است و دیری نمی‌پاید که جدا خواهد شد.

به این موضوع به جد فکر کنید. جدی گرفتن نقش‌های گذشته و پرعزم بودن نسبت به مأموریت‌های پیشین، شکست پروژۀ دشمن است. دشمن می‌خواست همان پروژه‌ای که آقا زمین‌گیر کرده بود، با جسم ایشان به پایان برسد؛ اما اتفاقاً امر توسعه یافت. پس از رفتن حاج قاسم، تمام پروژه‌های تجزیه‌طلبانه‌ای که برای کشورهای اسلامی در سر داشتند، بسیار سریع شکست خورد. تنها یک موردش در آن مقطع طوفان الاقصی بود. لذا پس از شهادت، دست شهیدان بازتر می‌شود و خون به خون‌جوشی دامن می‌زند. از این رو، ما نگرانی از مسیر پیش رو نداریم؛ نگرانی تنها از این جهت است که انسان بتواند تکلیف خود را به درستی انجام دهد.

خداوند آیت‌الله مصباح را بیامرزد که فرمودند: باید واقعاً در درگاه خداوند دعا کرد؛ «خدایا، آنچه تکلیف من است، دقیقاً جلوی پایم قرار ده.» زیرا گاهی اوقات انسان گمان می‌کند که تکلیف خود را به درستی تشخیص داده یا به نیکی آن را به انجام رسانده است، در حالی که ممکن است تکلیف او امری دیگر یا درجه‌ای بالاتر بوده باشد. از این رو، در عالم دیگر به او تنبّه می‌دهند و می‌گویند: «مگر نمی‌توانستی آن کار دیگر را نیز انجام دهی؟» و به سبب تشخیص اشتباه و کوتاهی در انجام تکلیف مقرر، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد.

امیدواریم خداوند، با برکت این خون‌های به ناحق ریخته شده، فرج امام زمانمان را نزدیک‌تر فرماید. امیدواریم تا آنگاه که عمری از ما باقی است و ظرفیت و استعدادی که خداوند به ما اعطا کرده، ما را در این زمانه و عرصه‌ای خلق کرده است که تکلیفی از ما می‌خواهد، آن تکلیف را هدایت فرماید و دقیقاً در برابر دیدگان ما قرار دهد تا بتوانیم به آن عمل کنیم.

همچنین استدعاء داریم که دست هدایت امام زمان از سر ما برداشته نشود، و هدایت بیشتری بر ذهن کسانی بتابد که وظیفه دارند نفر بعدی را برگزینند و انتخاب کنند. ان‌ شاء الله ما نیز بتوانیم در این مسیر سربازی کنیم و این میراث گران‌بها را ادامه دهیم.

قبلی پاسخ به شایعات | از تصویر فیک زیر آوار تا غرق شدن ناو آبراهام لینکولن
بعدی امیدآفرینی قرآن در جنگ | نقشه راه قرآنی برای رزمندگان جنگ امروز

پست های مرتبط

مسیحیت انجیلی

۱۴۰۵-۰۶-۱۳

مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد سریال اکسیر

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی

alireza.mor110
ادامه مطلب
نقد فیلم روح در سلول 2026 Ghost in the Cell

۱۴۰۵-۰۶-۱۲

نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟

احمدرضا
ادامه مطلب
سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

۱۴۰۵-۰۶-۱۰

سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین

محمد خلیلی
ادامه مطلب
نقد شاه گل

۱۴۰۵-۰۶-۰۹

نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده

alireza.mor110
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب سایت
جستجو برای:
نوشته‌های تازه
  • مسیحیت انجیلی | از بیداری روحانی تا اهرم قدرت در واشنگتن
  • نقد سریال اکسیر ۱۴۰۵ | با ایده خوب و دغدغه فرهنگی عالی
  • نقد فیلم روح در سلول ۲۰۲۶ Ghost in the Cell | مسلمون‌ها خون‌خوارن؟ قربانی به خداشون می‌دن؟
  • سرگرمی و قدرت | سیر تحول قهرمان‌سازی در رسانه‌های نوین
  • نقد شاه‌ گل ۱۴۰۵ | شروع نا‌امید کننده
آخرین دیدگاه‌ها
  • حامد رهبر فرزو در ۱۲ مترجم ۱۰ ناشر ۱۰ ترجمه برای تبلیغ مظلومیت یهود | انسان در جستجوی معنا
  • ... در نقد اتک آن تایتان Attack on titan
  • زینب در نقد و تحلیل کامل فیلم نورنبرگ ۲۰۲۵ Nuremberg
  • علیرضا در نقد فیلم زن‌ و بچه ۱۴۰۴ | خداوند، سینمای ایران را از دست وسوسه جایزۀ کن نجات بدهد!
  • علیرضا در نقد سریال کلاغ ۱۴۰۵ | ساواک واقعی بر علیه ساواک تاسیان
محصولات
  • کتاب سیمرغ در آشیان چهلم کتاب سیمرغ در آشیان چهلم
    تومان 130.000
  • کتاب فرانکلین در تهران کتاب فرانکلین در تهران
    تومان 320.000
  • دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما دوره اسطوره‌های صهیونیستی در سینما
    نمره 5.00 از 5

    تومان 700.000
  • نشریه تخصصی تیه نشریه تخصصی تیه شماره 1
    نمره 4.00 از 5

    تومان 145.000
  • دوره آموزش تصویربرداری دوره آموزش تصویربرداری (عکاسی و فیلمبرداری)
    تومان 1.100.000
  • کتاب دین انیمیشن سبک زندگی کتاب دین انیمیشن سبک زندگی
    تومان 600.000 قیمت اصلی: تومان 600.000 بود.تومان 570.000قیمت فعلی: تومان 570.000.
  • کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی کتاب یهودستیزی واقعیت یا دستاویز سیاسی
    تومان 300.000 قیمت اصلی: تومان 300.000 بود.تومان 260.000قیمت فعلی: تومان 260.000.
  • کتاب برگ های گمشده کتاب برگ های گمشده
    تومان 380.000
  • کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن کتاب بازنمایی الگوی شخصیت مرد و زن در سینمای ایران
    تومان 260.000
  • دوره آموزشی سواد رسانه دوره آموزشی سواد رسانه
    نمره 5.00 از 5

    تومان 800.000
سایت استاد فرج نژاد

مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد فرج‌نژاد در سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را در زمینۀ تربیت نیروهای رسانه‌ای دشمن‌شناس انقلابی آغاز کرد. این مؤسسه به یاد مرحوم استاد دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، نامگذاری شده است. استاد فرج‌نژاد طلبۀ جهادی دشمن‌شناس و استاد مبرز سواد رسانه‌ای بود که به چندین زبان تسلط داشت و صدها شاگرد در حیات کوتاه اما پربرکت خود تربیت کرد.

دسترسی سریع
  • درباره ما
  • محصولات غرفه باسلام موسسه
  • مجموع دوره‎‌های رایگان استاد فرج‌نژاد
شبکه های اجتماعی
icon--white Telegram-plane Instagram ویراستی سایت استاد فرج نژاد حساب توییتر استاد فرج نژاد حساب ایتا سایت استاد فرج نژاد Youtube

قم، خیابان بسیج (هنرستان)، جنب خیابان شهید تراب نجف‌زاده، مؤسسۀ فرهنگی رسانه‌ای استاد محمدحسین فرج‌نژاد

;