جنگ روایت ها | رسانههای صهیونیستی
اگر امروز از شما بپرسند خطرناکترین سلاح جهان چیست، احتمالاً نام موشک، بمب هستهای یا پهپاد را میبرید. اما اگر پاسخ، یک تلفن همراه باشد چه؟ که بدون شلیک حتی یک گلوله، میتواند میلیونها انسان را قانع کند چه کسی قربانی است، چه کسی متجاوز و چه کسی باید از صفحه تاریخ حذف شود. جهان امروز، بیش از آنکه میدان جنگ ارتش کشورها باشد، میدان جنگ روایتهاست!
پدیدآورنده: محمدحسین رحمانی
مقدمه | جنگ روایت ها
امروزه یکی از موضوعات مهم دستیابی به سیطرهٔ جهانی «قدرت نرم» است. در این راستا رسانههای دیداری و شنیداری، مجازی و مطبوعات میتواند در پیشبرد این جنگ مورد استفاده قرار گیرند. در این روند، دیگر شاهد اعمال تهدید، زور و اجبار نیستیم، بلکه راضی کردن افکار عمومی از طریق جنگ رسانهای صورت میگیرد. باید توجه داشت که در رأس این جنگ، آمریکا و اسرائیل قرار دارند که با هدف سیطرهٔ جهانی این راه را در پیش گرفتهاند.

فهرست مطالب
Toggleپلتفرمهای اجتماعی حربهای برای سیطرهٔ جهان
در تأکید این حرف، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دیدار با گروهی از فعالان پر مخاطب فضای مجازی در آمریکا که داشت، سخنانی بر زبان آورد که بهروشنی نشان میدهد میدان نبرد امروز دیگر تنها در جغرافیای نظامی خلاصه نمیشود. او رسانههای اجتماعی را «خطرناکترین سلاحهای جنگی» توصیف کرد و به طور خاص تیکتاک را در خط مقدم این نبرد دانست. نتانیاهو همچنین از نقش پلتفرم ایکس سخن گفت و تأکید کرد که باید با ایلان ماسک، که او را «دوست اسرائیل» خواند، برای مدیریت این فضا گفتوگو کند.
در بین صحبتهایش به این نکته اشاره شد که اگر در گذشته توپ و تانک سرنوشت جنگها را تعیین میکردند، امروزه این کار را ویدئوهای کوتاه، هشتگها و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی انجام میدهند. رسانهها و ابزارهای فرهنگی نقشی اساسی در بازتولید و تثبیت این روایتها دارند و به همین دلیل میتوان گفت عرصۀ سیاست و روابط بینالملل، بیش از هر چیز، صحنۀ نبرد روایتهاست؛ نبردی که در آن تصویر سازی، واژه پردازی و بازنمایی، جایگزین توپ و تانک میشوند یا دست کم مکمل آنها هستند.

رسانههای غربی زیر نظر یهودیان صهیونیسم
در این راستا، صهیونیسم نیز از آغاز پیدایش خود با گذشت زمان و اشغال فلسطین توسط صهیونیستها این روند سرعت بیشتری پیدا کند تا آنکه لابی صهیونیسم عملاً بر بسیاری از رسانههای آمریکایی و صهیونیستی مسلط گردیدند. به عنوان مثال یکی از اسناد و مدارکی که دلالت بر سیطرهٔ صهیونیستها بر نشریههای اروپایی پیش از برپایی کنگره بال دارد، مقالهای است که در آوریل 1846. ماهنامه انجمن گسترش مسیحیت در بین یهود منتشر شده، در این مقاله که از کتاب خطر یهود علیه اسلام و مسیحیان، به نوشته “عبدالله التل” نقل شده چنین آمده است:
«روزنامه های سیاسی اروپا، تا حدود زیادی در سیطرهٔ یهودیان است. بر این اساس، چنانچه کسی بخواهد برای دست یافتن به قدرت سیاسی با آنان رو در رو شود، بلافاصله مورد تهاجم گسترده مطبوعات عمده اروپا قرار میگیرد».
صهیونیستها با در اختیار داشتن کنترل رسانهها، در واقع کنترل روح و ذهن مردم را در دست دارند. در اینجا لیستی از رسانههایی که توسط صهیونیستها تشکیل شده و هم اکنون اداره می شود را شاهد مثال آوردهایم:
- خبرگزاری رویتر. موسس: ژولیوس رویتر (یهودی)
- روزنامه تایمز. صاحب امتیاز رابرت مردوخ (میلیونر یهودی استرالیایی الاصل)
- مجله سان. مجلهای کفرآمیز؛ پوچگرا؛ فاسد و مبتذل. صاحب امتیاز: رابرت مردوخ.
- روزنامهها و دیگر مجلات انگلیسی تحت سیطرهٔ صهیونیسم: دیلی اکسپرس؛ نیوز کرونیل؛ دیلی میل؛ دیلی بول؛ ساندی اکسپرس؛ سفیر؛ گرافیک؛ هرالد؛ منچستر گاردین؛ جان پول و….
اما نفوذ صهیونیستها در رسانههای غربی تنها به نشریات ختم نمیشود!
چاپخانههای آمریکا روزانه 1759 روزنامه؛ 668 نشریه هفتگی و بالغ بر8000 مجله هفتگی را منتشر میکنند. بر توزیع چنین رقم حیرت انگیزی از مطبوعات حدود 1700 شرکت توزیع؛ اشراف و نظارت می کنند که صهیونیسم بر نیمی از آنها سیطرهٔ کامل و بر نصف دیگر تسلط کمتر دارد.از این حیث درآمدهای ناشی از چاپ و فروش رسانهها در اختیار صهیونیستها قرار میگیرد.
نیویورک تایمز. صاحب امتیاز آدولف اوش (یهودی)، دیلی نیوز، واشینگتن پست،سان تایمز، نشنال ژئوگرافی،مجله نیوز ویک. صاحب امتیاز: ژان مایر (یهودی)، مجله هفتگی استار و نیویورک مگزین. صاحب امتیاز رابرت مرداک (یهودی)، مجله اکسپرس. صاحب امتیاز: جیمز گلد اسمیت (یهودی)، روزنامه مردم. صاحب امتیاز: لئون بلوم (یهودی)،از جمله رسانههای دیگر در این زمینه هستند.
همچنین در ایالات متحده آمریکا بین 700تا 1100 شبکه پخش امواج تلویزیونی وجود دارد که اکثر شبکهها از جمله شبکههای ای.بی.سی (لئونارد جانسون)؛ سی.بی.اس (ویلیام بیلی) و ان.بی.سی (آلفرد سیلورمن) که ازشبکههای مشهور به شمار می روند تحت نفوذ صهیونیسم و دارای مالکان یهودی هستند. شرکت آی.تی. وی (لوگریر) و میاکون (موناحم گولان) که از مشهورترین شرکتهای تولیدات تلویزیونی در آمریکا هستند نیز دارای مالکان یهودی و تحت نفوذ صهیونیسم میباشند.
از این حیث همیشه صهیونیستها سعی دارند با استناد به رسانههای خود تأثیری مستقیم و البته بعضا غیر مستقیم بر روی افکار عمومی کشورهای مختلف دنیا گذاشته و در عین قوی و شکست ناپذیر جلوه دادن خود، کشورهای جهان را در برابر جریانهای سلطه محکوم به شکست و اطاعت نشان دهند. با توجه به نفوذ لابی صهیونیسم در رسانههای آمریکایی و اروپایی، اهداف و استراتژی این رسانهها در تقابل با افکار عمومی جهان کاملاً مشخص است. وارونه نمایی حقایق جاری در جهان امروز و تبلیغ و ترویج آنچه جریان سطله از جمله رژیم صهیونیستی می پسندد از مهم ترین اهداف رسانههای مذکور محسوب می شود.

دستگاههای خبرپراکنی و بنگاههای تبلیغاتی
صهیونیسم نیز از آغاز پیدایش بر این نکته که نظام عقیدتیشان آمیخته با خرافات هست واقف و معترف هستند، ولیکن با سیطرهٔ بر دستگاههای خبرپراکنی و بنگاههای تبلیغاتی همیشه در تلاش هستند که اهداف شوم خود را تأمین کنند. مضاف بر این پروتکل دوازدهم “دانشوران صهیون” به طور تفصیلی دکترین صهیونیسم را در قبال رسانه تبیین میکند.
” از آنجا که مطبوعات نقش بسیار بزرگی در برانگیختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، لذا ما میتوانیم به موقع از چنین احساساتی در جهت رسیدن به هدفهایمان استفاده کنیم. از آنجا که اکثریت مردم نمیدانند مطبوعات درخدمت چه کسانی هستند، لذا ما آنها را به خدمت خود در میآوریم و حتی عواملی هم که ممکن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند، زیر نظر کنترل شدیدی قرار میدهیم…، چنین وضعی پیش میآوریم که دولت ما از خطر حمله انتقاد مطبوعات مصون بماند و مطبوعات نتوانند روی اشتباهات دولت، انگشت بگذارند.
مطبوعات نخواهند توانست بدون اطلاع ما کمترین خبری را در اختیار مردم بگذارند. البته در زمان حاضر ما تا حدودی به چنین هدفهای مان رسیدهایم، زیرا تمام کانونهای خبری جهان، اطلاعات خود را از چند کانون خبری محدود دریافت میکنند. این چند کانون خبری محدود که در آینده نزدیک تماما به دست ما خواهند افتاد و هر آنچه که ما به آنها دیکته میکنیم در سراسر جهان پخش میکنند.
بدین ترتیب اسرائیل بهدنبال بسیج ارتشی از کاربران پرمخاطب است تا روایت رسمی خود را در فضای مجازی بازتولید کنند. این همان چیزی است که میتوان آن را «دیجیتالسازی پروپاگاندا» نامید. پیامدهای این تحول روشن است: تشدید سانسور و دستکاری افکار عمومی با برچسبهایی چون «تروریسم» یا «اطلاعات نادرست»، تضعیف صدای قربانیان که روایتهایشان در میان انبوه محتوا و الگوریتمهای دستکاریشده به حاشیه رانده میشود، و جهانیشدن پروپاگاندا که روایتها را در لحظه به سراسر جهان مخابره میکند.

روایتهای مردمی در تقابل پروپاگاندای رسانهای
در حال حاضر نبردی که در جغرافیای خاورمیانه محدود نشده، و از طریق شبکههای اجتماعی در فضای مجازی بهسرعت روایتهای متضاد را به اروپا، آمریکا، آسیا و آفریقا منتقل میکنند. در این بین، در حالی که اسرائیل میکوشد روایت خود را بهعنوان روایت غالب جا بزند، تصاویر و روایتهای مردمی از غزه، ویدئوهای کوتاه از ویرانیها، شهادت کودکان و فریادهای مادران توانستهاند افکار عمومی جهانی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند.
این همان نقطهای است که جنگ روایتها به اوج خود میرسد: جایی که حقیقت و تبلیغات در میدان دیجیتال با یکدیگر خواهند جنگید. برنده کسی است که روایت او بتواند نه تنها در رسانههای رسمی، بلکه در ذهن و قلب مردم جای بگیرد. روایتی که بتواند اعتماد عمومی را جلب کرده، فراتر از مرزها شنیده شود. در چنین شرایطی، هر تصویر، هر جمله و هر شهادت شخصی میتواند به سلاحی در میدان نبرد مبدل شود؛ نبردی که نتیجهاش نه فقط در میدان جنگ، بلکه در آیندهی افکار عمومی جهان رقم خورده، و وجدان جهانیان را بیدار خواهد کرد.
فرجام سخن | جنگ روایت ها
شاید سالها بعد، از بسیاری از جنگهای امروز تنها چند عکس، چند تیتر و چند روایت در حافظه مردم باقی بماند؛ اما همین چند روایت میتوانند آنچه در تاریخ نوشته شده را تعیین کنند. واقعیت همیشه با صدای بلند پیروز نمیشود؛ گاهی این روایتها هستند که جای آن را میگیرند و آنقدر تکرار میشوند تا به حقیقت تبدیل شوند. شاید به همین دلیل است که نبرد امروز، بیش از آنکه بر سر تصرف خاک باشد، بر سر تصرف ذهنهاست؛ زیرا هر کس ذهنها را فتح کند، دیر یا زود تاریخ را نیز به نام خود خواهد نوشت.
دیدگاهتان را بنویسید