تحلیل جامع تحولات منطقه ۳ فروردین ۱۴۰۵ | لانچرهای اصلی در کف خیابان
در تحلیل جامع تحولات منطقه 3 فروردین 1405، شاهد تشدید یک نبرد چندوجهی و راهبردی هستیم. این رویارویی شامل حملات هماهنگ موشکی و پهپادی علیه پایگاههای آمریکایی و عمق سرزمینهای اشغالی بوده و با هدف قرار دادن مراکز حیاتی انرژی به سمت یک جنگ فرسایشی اقتصادی در سطح جهانی میرود. در این میان، عقبنشینی استراتژیک آمریکا و آشفتگی در جبهه داخلی دشمن، تنها بخشی از نتایج میدانی است.
اما جوهرۀ این تحولات در پیامی نهفته است که رزمندهای بر پیکر موشکی نوشته بود و نشان از آن دارد که لانچرهای اصلی در کف خیابان است، جملهای که نشان میدهد پشتوانۀ اصلی این نبرد مقدس، انسجام ملی و حضور مردم در صحنه است که به عنوان عامل تعیینکننده، محاسبات دشمن را برهم زده و مسیر نهایی نبرد را مشخص میکند.
فهرست مطالب
Toggleراهبرد اخلال در شبکههای انرژی منطقه
شبکههای برق در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارای یک اتصال یکپارچه هستند. این ویژگی به آنها اجازه میدهد در صورت خروج یک نیروگاه از مدار، کمبود برق را از طریق شبکههای دیگر جبران کنند.
با این حال، این وابستگی متقابل، نقاط آسیبپذیری حیاتی را نیز به وجود میآورد. اثربخشی هرگونه عملیات برای مختل کردن این شبکه به حمله همزمان به دو جزء کلیدی بستگی دارد: نیروگاههای تولید برق و نقاط اتصال و اشتراک شبکهها.
نقاط و مراکز توزیع و اتصال و گرههای اصلی و حیاتی در این شبکه، اهداف اصلی محسوب میشوند. برای قطع کامل و مؤثر جریان برق که نیازهای پایگاههای نظامی آمریکا در تمام زمینهها را تأمین میکند، اجرای یک نقشه دقیق ضروری است.
این نقشه بر اساس هدفگیری همزمان نیروگاهها و مراکز اشتراک طراحی شده است. به این ترتیب، تصور اینکه میتوان با دریافت برق مازاد از عربستان سعودی یا دیگر کشورها، خاموشی را جبران کرد، یک اشتباه محاسباتی خواهد بود.
حمله به این نقاط، یک اختلال زنجیرهای را در شبکه برق منطقه ایجاد میکند که ترمیم آن بسیار دشوار و زمانبر است و به صورت مستقیم بر عملکرد پایگاههای آمریکایی تأثیر میگذارد.
تشدید تنشها و احتمال حذف فیزیکی رهبران
رفتارهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، آمریکا و رژیم صهیونیستی را در آستانه یک جنگ اقتصادی تمامعیار و درگیری نظامی مستقیم با ایران قرار داده است.
هرگونه حمله به زیرساختهای ایران، با پاسخی فوری و قاطع از سوی نیروهای مسلح ایران مواجه خواهد شد که میتواند به نابودی کامل زیرساختهای آب و برق در سرزمینهای اشغالی و مراکز نفت و گاز در خلیج فارس منجر شود.
این چشمانداز، احتمال ترور این دو شخصیت توسط عناصر داخلی در آمریکا و اسرائیل را به شدت افزایش داده است. شهرکنشینان صهیونیست و شهروندان آمریکایی که از این وضعیت فرسایشی خسته شدهاند، ممکن است برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگتر، به حذف فیزیکی آنها اقدام کنند.
سابقه ترورهای سیاسی در آمریکا و سرزمینهای اشغالی این فرضیه را تقویت میکند. اسحاق رابین، نخستوزیر اسبق رژیم صهیونیستی، توسط یک شهرکنشین تندرو به قتل رسید و جان اف. کندی نیز در یک عملیات پیچیده توسط سازمانهای اطلاعاتی داخلی حذف شد. در حال حاضر، شرایط برای تکرار چنین حوادثی برای نتانیاهو و ترامپ فراهم به نظر میرسد.
نتانیاهو در طول سه هفته گذشته به دلیل ترس از ترور توسط صهیونیستهای مخالف، در مخفیگاه به سر برده است. بخش بزرگی از شهرکنشینان پس از ۳۰ ماه جنگ بیوقفه و تحمل شرایط وخیم اقتصادی، به ستوه آمدهاند. در آمریکا نیز، بسیاری از رأیدهندگان سابق ترامپ، اکنون از سیاستهای او خشمگین و ناراضی هستند.
تداوم جنگ، بسته ماندن تنگه هرمز و حمله احتمالی به زیرساختهای انرژی ایران، اقتصاد جهانی را با بحران عمیقی روبرو خواهد کرد و آینده شهروندان آمریکایی را به خطر میاندازد.
برای مردم آمریکا و شهرکنشینان، تنها راه نجات از این وضعیت که میتواند برای سالها ادامه یابد، حذف سران این جریان است. تیمهای حفاظتی ترامپ و نتانیاهو با درک این تهدید، سطح حفاظت از آنها را به شدت افزایش دادهاند.
با این وجود، تنها یک فرصت کافی است تا این بار گلوله به هدف اصلی اصابت کند. آتشی که آنها برافروختهاند، دامنگیر تمام جهان خواهد شد. در حالی که آنها به دنبال تحقق اهداف آخرالزمانی خود هستند، از آینده نزدیک خود غافل ماندهاند. انزوای روزافزون و فرسودگی ترامپ، آسیبهایی به آمریکا وارد کرده که هیچ بحران طبیعی قادر به انجام آن نبود.
راهبرد پاسخ دهبرابری و مختلسازی اقتصاد جهانی
در مقابل هرگونه اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساختهای برق ایران، یک پاسخ نامتقارن و شدید برنامهریزی شده است. به محض اصابت اولین پرتابه به یک نیروگاه در ایران، بیست هدف مهم و زیربنایی در منطقه به گونهای مورد حمله قرار خواهند گرفت که تا پنج سال آینده غیرقابل تعمیر باشند.
این اهداف شامل مهمترین زیرساختهای انرژی است که تأثیر مستقیم و فوری بر بازارهای جهانی دارند. نیروهای مسلح ایران تهدیدات خود را عملی خواهند کرد. هشدارهای لازم پیش از این از طریق قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء و تمامی مقامات سیاسی و نظامی به دشمن و سران کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی داده شده است.
بنابراین، هر اقدامی با یک واکنش فوری، سنگین و بیسابقه مواجه خواهد شد که جهان را در شوک فرو میبرد. در این پاسخ، هیچگونه مماشاتی صورت نخواهد گرفت.
میادین نفت و گاز در کنار نیروگاههای برق، اهداف اصلی خواهند بود. نیازی به حمله مستقیم به تأسیسات آبشیرینکن نیست؛ زیرا با قطع برق، این تأسیسات به طور خودکار از کار میافتند.
تأسیساتی مانند راس لفان در قطر، میدان نفتی شیبه در عربستان، میدان نفتی رمله در کویت، میادین نفتی امارات و حتی تأسیسات انرژی در جمهوری آذربایجان و عراق، همگی در فهرست اهداف قرار دارند.
این اقدامات هماهنگ، ماجراجویی ترامپ را به یک بحران وجودی برای تمام جهان بدل میکند و کشورهای مصرفکننده نفت را وادار میسازد تا در برابر او بایستند.
عملیات «وعده صادق ۴» و موج حملات موشکی
موج هفتاد و پنجم عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها» و به یاد سردار علی محمد نائینی و حجتالاسلام خطیب، علیه اهداف صهیونیستی و آمریکایی اجرا شد.
در این موج از حملات، بر اساس شناساییهای دقیق یگانهای اطلاعات عملیات، مکانهای استقرار جدید و مخفیگاههای نظامیان صهیونیست در نقاط مختلف سرزمینهای اشغالی هدف قرار گرفتند.
همزمان، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در الخرج عربستان که یکی از مراکز اصلی عملیات هوایی آمریکا علیه ایران است، با موشکهای بالستیک هدف قرار گرفت.
سپاه پاسداران هشدار داده است که تمامی تحرکات نظامیان تروریست صهیونیستی و آمریکایی به طور کامل تحت رصد قرار دارد و مخفی شدن آنها در شهرکهایی مانند شهرکی در عراد به دلیل اشراف اطلاعاتی، امنیت آنها را تأمین نخواهد کرد.
حملات موشکی ایران در چندین رگبار پیاپی به سمت مرکز سرزمینهای اشغالی و به ویژه تلآویو انجام شد. موشکها از چندین نقطه در ایران شلیک شده و مراکز صنعتی و اقتصادی در اسدود و عسقلان، واقع در شمال غزه را هدف قرار دادند.
رگبار سوم موشکها به سمت منطقه کریات ملاخی، سدیروت و شهرکهای صهیونیستنشین اطراف غزه شلیک شد. این مناطق محل سکونت تندروترین و خشنترین یهودیان صهیونیست هستند و هدف از این حملات، به آتش کشیدن پایگاهها و مراکز اصلی آنها بوده است.
اصابت این موشکها به مرکز سرزمینهای اشغالی بدون هیچگونه مزاحمت جدی از سوی سامانههای پدافندی صورت گرفت. برخلاف ادعای ارتش رژیم صهیونیستی مبنی بر تلاش برای رهگیری موشکها در صحرای نقب، شواهد نشان میدهد که موشکها مستقیماً و با دقت به اهداف خود اصابت کردند.
سامانههای دفاعی رژیم صهیونیستی به دلیل حملات مداوم با کمبود شدید موشکهای رهگیر مواجه شده و کارایی خود را از دست دادهاند.
فرمانده هوافضای سپاه پاسداران پیش از این تأکید کرده بود که کنترل آسمان غرب آسیا به صورت کامل در اختیار ایران است و هر هدفی با دقت منهدم خواهد شد.
گستردگی جبهه نبرد و ناکارآمدی پدافند دشمن
همزمان با موشکباران سرزمینهای اشغالی، پایگاههای نظامیان آمریکایی در امارات، بحرین، اربیل عراق و عربستان سعودی نیز زیر آتش سنگین قرار گرفتند.
این موضوع نشاندهندۀ توانایی ایران برای نبرد همزمان در چندین جبهه مختلف و در یک گستره جغرافیایی وسیع است. گزارشها از وقوع انفجارهای متعدد در پایگاه ویکتوری در فرودگاه بغداد و همچنین انفجارهای سنگین در ابوظبی حکایت دارند.
سانسور شدید خبری توسط آل نهیان در امارات مانع انتشار تصاویر میشود اما عوامل میدانی، اصابتها را موفقیتآمیز توصیف کردهاند.
آتشسوزی گستردهای در منطقه الشوامخ ابوظبی گزارش شده است. وزارت دفاع عربستان نیز به اصابتهای موفق پهپادهای ایرانی در منطقه شرقی این کشور اعتراف کرده است.
در خصوص سکوت خبری رژیم صهیونیستی در مورد حملات پهپادی، باید اشاره کرد که این حملات به صورت دقیقهای و ساعتی انجام میشوند و فعال کردن آژیر خطر برای هر کدام از آنها، به معنای متزلزل شدن کامل زندگی روزمره آنان است.
به همین دلیل، آنها از اعلام این حملات خودداری میکنند. آنچه در رسانهها نمایش داده میشود، فقط مربوط به حملات موشکهای بالستیک است و حملات پهپادهای قدرتمندی مانند «آرش» و «شاهد ۱۳۶» عموماً بازتاب داده نمیشود.
این پهپاد «آرش» بود که طی چهار روز عملیات پیاپی نیروی زمینی ارتش، فرودگاه بنگوریون را هدف قرار داد، بخش مهمی از زیرساختهای آن را نابود کرد و تمام پروازهای آن را به تعطیلی کشاند.
جنگ اطلاعاتی و شکست یک فناوری ویژه آمریکایی
یکی از عواملی که به ترامپ توهم پیروزی سریع بر ایران را داده بود، اتکای او به یک فناوری راداری ویژه و پیشرفته بود. پس از ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، ترامپ به وجود یک رادار بسیار خاص و منحصر به فرد در ارتش آمریکا اشاره کرد که قابلیتهای خارقالعادهای دارد.
ژنرالهای آمریکایی احتمالاً با بزرگنمایی تواناییهای این سامانه، این تصور را در ترامپ ایجاد کرده بودند که میتوان با استفاده از آن، توانمندیهای پدافندی و موشکی ایران را به طور کامل از بین برد.
با این حال، در روز بیست و چهارم جنگ، مشخص شد که ایران راه مقابله با این فناوری پیشرفته را پیدا کرده است. نحوه تعامل ایران با این تکنولوژی و خنثیسازی آن، یکی از دلایل اصلی شکست محاسبات آمریکا در این جنگ بوده است.
توهم ترامپ نسبت به این توانمندی، باعث شد تا او بارها ادعای نابودی کامل تجهیزات نظامی ایران را مطرح کند، در حالی که واقعیت میدان نبرد چیز دیگری را نشان میداد.
آتش تهیه و سردرگمی ارتش صهیونیستی
رسانههای صهیونیستی اعتراف کردهاند که هدف ایران از دو رگبار موشکی به شمال فلسطین اشغالی، انهدام استحکامات این رژیم در نزدیکی مرز لبنان برای تسهیل عملیات حزبالله بوده است.
همزمان با این حملات، یک لانچر موشک میانبرد رژیم صهیونیستی (احتمالاً سامانه لورا) دچار سانحه و واژگون شد که منجر به زخمی شدن شدید خدمۀ آن گردید.
یک حادثه مهم دیگر، شلیک ممتد قایقهای توپدار رژیم اشغالگر به شمال غزه بود. از آنجایی که هدف اصلی حملات موشکی ایران در این مرحله، نابودی مراکز استقرار و مخفیگاههای جدید ارتش صهیونیستی بوده است، حمله به مناطقی مانند نیرعام، کفر ملاخی و عسقلان این تصور را در میان صهیونیستها ایجاد کرد که ایران در حال اجرای آتش تهیه برای یک حمله زمینی گسترده از سوی مقاومت فلسطین است.
با توجه به بیانیۀ سپاه مبنی بر بهروزرسانی اطلاعات از مراکز استقرار نظامیان صهیونیست، آنها ناچار به جابجایی مداوم هستند که این جابجاییها نیز از چشم نیروهای اطلاعاتی ایران دور نمیماند.
گزارشها حاکی از آن است که تلفات ارتش صهیونیستی در حملات موشکی اخیر قابل توجه بوده، هرچند تلاش گستردهای برای سانسور آن در جریان است.
عملیات مقاومت عراق و خسارتهای هنگفت آمریکا
مقاومت اسلامی عراق به عملیاتهای روزانه خود علیه پایگاههای دشمن در عراق و منطقه ادامه میدهد. پهپادهای مقاومت به دلیل نزدیکی به مواضع دشمن، قدرت واکنش را از آنها سلب کردهاند.
اصابت این پهپادها به پایگاه حریر در شمال عراق، تأسیسات مخفی و علنی آمریکا در سلیمانیه، پایگاه ویکتوری، پایگاه سفارت آمریکا، پایگاههایی در کویت، شرق عربستان، اردن و حتی سرزمینهای اشغالی، دشمن را سردرگم و کلافه کرده است.
حجم خسارتهای وارد شده به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه تا این لحظه بالغ بر ۱۲۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. با تداوم جنگ و انهدام کامل پایگاهها، این عدد میتواند تا ۲۰۰۰ میلیارد دلار نیز افزایش یابد. این رقم تخمینی که ذکر شد فارغ از رقمی است که روزانه آمریکا خرج جنگ میکند.
آنچه آمریکاییها در طول ۵۰ سال گذشته در منطقه ایجاد کرده بودند، طی ۲۴ روز با اراده نیروهای مقاومت در حال نابودی کامل است و بخش بزرگی از این تأسیسات عملاً غیرقابل استفاده شدهاند.
بروز شکاف و اعتراض در سرزمینهای اشغالی
رسانههای صهیونیستی که پیش از این تحت فشار اطرافیان نتانیاهو سکوت کرده بودند با آشکار شدن ناتوانی سامانههای دفاعی در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی، زبان به اعتراض گشودهاند.
روزنامه هاآرتص، از رسانههای چپگرای این رژیم، با شکستن سکوت به این واقعیت اشاره کرده که ذخایر موشکهای رهگیر بالاخره به پایان میرسد و از محاسبات اشتباه نتانیاهو و تیم او در مورد توانمندیهای ایران به شدت انتقاد کرده است.
این روزنامه هشدار داده که جنگ به نتیجه دلخواه نخواهد رسید و حتی ممکن است نتیجه معکوس به همراه داشته باشد.
صداهای اعتراض در سرزمینهای اشغالی و آمریکا به تدریج در حال بلندتر شدن است. اگر دو هفته پیش ۸۰ درصد از شهرکنشینان از حمله مستقیم به ایران حمایت میکردند، امروز این آمار به شدت کاهش یافته است. آنها دریافتهاند که وعدههای نتانیاهو و اطرافیانش، تنها سراب مطلقی بوده است.
بحران جهانی سوخت و انزوای استرالیا
در بازار جهانی انرژی، هرج و مرج حاکم شده است. شش نفتکش حامل نفت خام که به مقصد استرالیا در حرکت بودند، ناگهان تغییر مسیر داده و به سمت ژاپن و سنگاپور حرکت کردند.
به نظر میرسد این دو کشور با پیشنهاد قیمت بالاتر، محمولههای نفت را در میانه راه خریداری کردهاند. این اتفاق، پیشبینیها مبنی بر رسیدن روزی که کشورها نفت یکدیگر را خواهند دزدید، به واقعیت نزدیک کرده است.
هر کشوری که پول بیشتری پرداخت کند، نفت را به دست میآورد. اگر ایران بتواند دو تا سه میلیون بشکه نفت صادراتی روزانه عربستان را با بستن باب المندب یا انهدام خطوط لوله و تأسیسات بندر ینبع از بازار حذف کند، تا چند هفته دیگر بحران به اوج خود خواهد رسید و دزدی نفت تشدید خواهد شد.
شرکت نفت عربستان (آرامکو) به دو مشتری آسیایی خود اطلاع داده است که در ماه آوریل، به جز نفت سبک عربی، قادر به تحویل نوع دیگری از نفت در بندر ینبع نیست. این موضوع نشاندهنده مشکلات جدی در تولید یا ذخیرهسازی نفت در این کشور است.
در این میان، استرالیا با یک بحران سوخت تمامعیار روبرو شده است. ۹۰ درصد سوخت این کشور از غرب آسیا تأمین میشود. گزارشها از ایالت نیو ساوت ولز حاکی از آن است که ۴۲ پمپ بنزین، بنزین ندارند و ۱۰۷ ایستگاه دیگر فاقد گازوئیل هستند.
دولت استرالیا که تنها برای چند روز ذخیره سوخت استراتژیک داشت، اکنون با شرایط وخیمی مواجه است. این وضعیت، نتیجه مستقیم سیاستهای خصمانه دولت استرالیا علیه ایران، از جمله قطع روابط دیپلماتیک و تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران است.
در حالی که کشورهای دیگر ممکن است بتوانند برای عبور نفتکشهای خود از تنگه هرمز با ایران مذاکره کنند، این در برای دولت وابسته استرالیا کاملاً بسته است.
تشدید درگیریهای نظامی و نمایش قدرت پدافندی
در بحبوحه تشدید تنشها، یک فروند جنگنده اف-۱۵ آمریکایی بر فراز کویت سرنگون شد. جزئیات دقیق محل هدفگیری این جنگنده به طور کامل مشخص نیست؛ سناریوهای مطرحشده شامل هدف قرار گرفتن آن در آسمان ایران و سقوط در کویت، یا شلیک موشک از داخل مرزهای ایران و تعقیب و انهدام جنگنده در آسمان کویت است.
در هر صورت، این رویداد نشاندهنده یک تلفات دیگر در ناوگان هوایی آمریکا است. پیشبینی میشود که فرماندهی نیروهای آمریکایی، همانند موارد پیشین، این سانحه را به «آتش خودی» نسبت دهد، روایتی که به عنوان تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر آسیبپذیری در برابر حملات تفسیر میشود.
لازم به ذکر است که ویدیوی منتشر شده در این خصوص، مربوط به سرنگونی سه فروند جنگنده اف-۱۵ در عملیاتهای گذشته بوده و ارتباطی با حادثه اخیر ندارد.
در پاسخ به ادعاهای مبنی بر نابودی توان پدافندی ایران، ویدیویی از یکی از پایگاههای پدافندی نیروی هوافضای سپاه منتشر شد. این ویدیو تصویری واضح از آمادگی و ظرفیتهای عملیاتی این نیروها ارائه میدهد.
در این تصاویر، محفظههای نگهداری و کنیسترهای موشکهای پدافندی صیاد-۲، صیاد-۳ و ۹ دی به وضوح قابل مشاهده هستند.
این مراکز با برخورداری از امنیت کامل، وظیفه بارگذاری موشکها و ارسال آنها به مواضع از پیش تعیینشده برای مقابله با هرگونه تهدید هوایی را بر عهده دارند.
انتشار این تصاویر پاسخی قاطع به فضاسازیهای رسانهای دشمن و تأکیدی بر توانمندیهای بومی در حوزه دفاع هوایی است.
این اقدام نشان میدهد که زیربنای دفاعی کشور اگرچه آسیبهایی دیده اما همچنان در آمادگی کامل برای واکنش به هرگونه تهاجم قرار دارد و به صورت کاملاً امن و حفاظتشده، فرآیند آمادهسازی و شلیک موشکها را مدیریت میکند.
موج 76 عملیات وعده صادق با رمز یا اباعبدالله الحسین
موج 76 عملیات وعده صادق ۴ با رمز «یا اباعبدالله الحسین علیه السلام» علیه اهداف آمریکایی و صهیونیستی گشوده شد. این عملیات با هدف فرسایش مستمر زیربناهای نظامی دشمنان صورت میگیرد.
در این موج از حملات، پایگاههای آمریکایی الظفره، ویکتوریا، ناوگان پنجم دریایی مستقر در بحرین و پایگاه هوایی ملک سلطان، با استفاده از پهپادها و موشکهای قدرتمند سوخت مایع «قیام» و سوخت جامد «ذوالفقار» به صورت مؤثر هدف قرار گرفتند.
این پایگاهها به عنوان مراکز فرماندهی، پشتیبانی و عملیاتی نیروهای آمریکایی در منطقه، از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند.
همزمان، زیربناهای ارتش صهیونیستی در مناطق حساس و راهبردی مانند عسقلان، تل آویو، حیفا، گوشدان و اسدود در جنوب سرزمینهای اشغالی، آماج حملات سنگین قرار گرفت.
در این حملات از موشکهای سوخت جامد و هدایتپذیر «خیبرشکن» و همچنین موشکهای سوخت مایع «قیام» استفاده شد.
شلیک پایدار و مداوم موشکها و پهپادهای ایرانی، قابلیت عبور از سامانههای پدافندی پیشرفته دشمن را به اثبات رسانده و با اصابتهای دقیق و گسترده به اهداف راهبردی، ادعاهای مقامات آمریکایی و صهیونیستی مبنی بر نابودی توان موشکی و پهپادی ایران را باطل کرده است.
علاوه بر این، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با یگانهای پهپادی نیروهای زمینی، هوایی و دریایی خود از نقاط مختلف کشور، عملیات گستردهای را به اجرا گذاشت.
در این عملیات، پایگاه هوایی تل نوف رژیم صهیونیستی و پایگاه هوایی ازرق که محل استقرار جنگندههای اف-۳۵ و اف-۱۵ آمریکایی است، با پهپادهای انهدامی آرش-۲ هدف حملات دقیق قرار گرفتند.
پایگاه هوایی تل نوف به عنوان یکی از حیاتیترین پایگاههای نیروی هوایی رژیم صهیونیستی، با در اختیار داشتن اسکادرانهای جنگنده و پشتیبانی، در عملیاتهای دوربرد و تهاجمی نقش محوری ایفا میکند.
پایگاه هوایی ازرق نیز از مهمترین مراکز عملیاتی و پشتیبانی آمریکا در منطقه است که به عنوان مبدأ حملات جنگندههای «اف-۳۵ و اف-۱۵» و هواپیماهای جنگ الکترونیک علیه ایران عمل میکرد.
این حملات نشاندهنده تداوم فشار بر نقاط مهم و راهبردی دشمن در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکایی در منطقه است.
جنگ روانی و عقبنشینی استراتژیک آمریکا
در حالی که ضربالاجل ۴۸ ساعته دونالد ترامپ به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز رو به پایان بود و او تهدید به حمله گسترده به زیربناهای انرژی ایران کرده بود، وی از موضع خود عقبنشینی کرد.
ترامپ با انتشار پیامی اعلام کرد که حمله نظامی به نیروگاهها و زیربناهای انرژی ایران را به مدت پنج روز به تعویق میاندازد. او این تصمیم را به «گفتگوهای بسیار خوب و سازنده» میان دو کشور طی دو روز گذشته منوط کرد و مدعی شد این گفتگوها برای حل و فصل کامل خصومتها در خاورمیانه در جریان است.
این ادعای ترامپ به طور کامل رد شده است. هیچگونه مذاکرهای میان ایران و آمریکا صورت نگرفته و عقبنشینی او ناشی از درک واقعیتهای میدانی و قدرت بازدارندگی ایران است.
ترامپ پس از مشاهده عواقب حملۀ قبلی به پارس جنوبی، به خوبی دریافته است که تهدیدهای ایران کاملاً عملیاتی است. او میداند که هرگونه حمله به زیربناهای انرژی ایران، با پاسخی مواجه خواهد شد که زیربناهای نفت و گاز منطقه را برای سالهای متمادی از کار خواهد انداخت.
این عقبنشینی، نشانهای از گرفتار شدن او در یک مخمصۀ پیچیده و بدون راه خروج است. او تحت فشار شدید قرار دارد و تنها زبان زور و مشت آهنین را درک میکند. ترس از انهدام کامل زیربناهای انرژی منطقه که ثروت شخصی و خانوادگی او را نیز به خطر میاندازد، ترس از سقوط دولتش و شکست در انتخابات آینده، او را وادار به هذیانگویی و اتخاذ مواضع متناقض کرده است.
او به دنبال یافتن راهی برای خروج از این بحران با اعلام پیروزی است، اما ایران با طراحی تلههای مناسب، قصد دارد او را در این وضعیت نگه دارد.
تلاش ترامپ برای القای وجود مذاکره، یک پالس آشکار برای نشان دادن تمایل خود به گفتگو جهت پایان دادن به وضعیت فعلی است.
او به دنبال خاتمه جنگ قبل از پرداخت هزینههای بیشتر است. او در وضعیتی دشوار قرار گرفته که نه قادر به قانع کردن اسرائیل است و نه میتواند امتیازات بیش از حدی به ایران بدهد.
ضربۀ وارد شده به منافع آمریکا و متحدانش آنچنان سنگین است که مهلت پنج روزه حتی توان بازیابی ۵ درصدی را نیز به طرف مقابل نمیدهد.
بنابراین، هرگونه گفتگوی احتمالی، آتشبس تلقی نمیشود و التماسی از سوی ترامپ برای سنجش امکان پایان دادن به جنگ از طریق ارائه امتیاز است.
اینکه او برای آرام کردن بازارهای مالی چنین درخواستی را مطرح کرده، کوچک شمردن پیروزی میدانی ایران است؛ این ایران بود که با ضربات کوبنده خود، او را به این نقطه رساند.
در حالی که دونالد ترامپ به دروغ از وجود مذاکرات با ایران سخن میگوید تا شکست خود در میدان را پنهان کند، منابع مختلف در ایران هرگونه مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم را قاطعانه رد میکنند.
رسانه صهیونیستی «آکسیوس» در تلاشی برای اعتبار بخشیدن به ادعای ترامپ، گزارشی را به نقل از یک منبع ناشناس آمریکایی منتشر کرد.
بر اساس این گزارش، کشورهای ترکیه، مصر و پاکستان در دو روز گذشته به عنوان واسطه، پیامهایی را میان آمریکا و ایران رد و بدل کردهاند.
این رسانه مدعی شد که وزرای خارجه این سه کشور به طور جداگانه با «استیو ویتکاف» نماینده ترامپ، و «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران، گفتگو کردهاند.
منبع آکسیوس ادعا کرد که میانجیگریها در حال پیشرفت بوده و بحث بر سر پایان دادن به جنگ و حل تمام مسائل باقیمانده است.
این گزارش به طور کامل توسط منابع ایرانی تکذیب شده است. هیچ ارتباطی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، با دولت ترامپ وجود ندارد. عقبنشینی ترامپ از حمله به نیروگاههای ایران، پس از دریافت این پیام صورت گرفت که در صورت هرگونه حمله، اهداف ایران تمام نیروگاههای غرب آسیا خواهد بود.
دروغگوییهای ترامپ به حدی آشکار است که خود نیز دچار تناقض میشود؛ او در جایی ادعا میکند رهبران ایران توانایی تماس با یکدیگر را ندارند و در جای دیگر مدعی میشود که آنها با او تماس گرفتهاند. این شیادیها راه به جایی نخواهد برد و تنگه هرمز برای ماههای آینده بسته خواهد ماند.
تهدیدات متقابل و تعیین خطوط قرمز جدید
شورای دفاع ایران با صدور بیانیهای قاطع، به تهدیدات آمریکا پاسخ داد و خطوط قرمز جدیدی را ترسیم کرد. این بیانیه با استناد به آیۀ شریفه «فمن اعتدی علیکم فاعتدو علیه بمثل مااعتدی علیکم»، بر اصل قرآنی «مقابله به مثل» تأکید کرد.
همانطور که در پاسخ به حمله به تأسیسات هستهای نطنز، مجتمع هستهای دیمونا هدف قرار گرفت و پیش از آن نیز در پاسخ به حمله به زیربناهای انرژی در عسلویه، عزم ایران برای مقابله به مثل به اثبات رسید، این شورا تعهد خود را برای پاسخ قاطع و کوبنده به هرگونه تعرض به نیروگاهها و زیربناهای انرژی کشور اعلام و بر اجرای بدون تأخیر آن اصرار ورزید.
مهمترین بخش این بیانیه، هشدار در خصوص مینگذاری گسترده در خلیج فارس بود. شورای دفاع تصریح کرد که هرگونه تلاش دشمن برای تعرض به سواحل یا جزایر ایرانی، منجر به مینریزی تمامی معابر ورودی و خطوط مواصلاتی در خلیج فارس خواهد شد.
این اقدام با استفاده از انواع مینهای دریایی از جمله مینهای شناور قابل رهاسازی از سواحل، انجام خواهد گرفت. در چنین صورتی، کل خلیج فارس برای مدتهای طولانی وضعیتی مشابه تنگۀ هرمز پیدا کرده و عملاً مسدود خواهد شد.
مسئولیت کامل این اقدام بر عهدۀ طرف تهدیدکننده خواهد بود. این بیانیه با یادآوری شکست بیش از ۱۰۰ فروند کشتی مینروب در پاکسازی تعداد محدودی مین دریایی در دهه ۶۰ بر جدیت این تهدید تأکید کرد.
بر اساس این رویکرد، تنها راه عبور از تنگۀ هرمز برای کشورهای غیرمتخاصم، هماهنگی کامل با ایران خواهد بود. این تهدید مستقیم و آشکار، یکی از دلایل اصلی عقبنشینی ترامپ از تهدیداتش بود، زیرا مشاوران او به خوبی از فاجعهای که مینگذاری گسترده در خلیج فارس به بار خواهد آورد، آگاه هستند.
موج ۷۷ عملیات موشکی و پهپادی علیه اهداف صهیونیستی
موج 77 عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یاحیدر کرار» علیه اهداف رژیم صهیونیستی در شمال، مرکز و جنوب سرزمینهای اشغالی با موفقیت کامل اجرا شد.
در این عملیات از سامانههای فوق سنگین و نقطهزن خیبرشکن و پهپادهای انهدامی استفاده گردید. همزمان، پایگاههای ارتش آمریکا شامل علی السالم، الخرج و الظفره با سامانههای نقطهزن و سوخت جامد «ذوالفقار» و پهپادهای انهدامی هدف قرار گرفتند. این عملیاتها به یاد راویان مقاومت، شهید علی محمد نایینی، شهید ابوعبیده و شهید محمد عفیف تقدیم شد.
در جریان این حملات، چندین تیر موشک به سمت جنوب اراضی اشغالی و بندر ام الرشراش شلیک شد که آژیر خطر را برای صهیونیستها به صدا درآورد.
تمرکز بر این نقطه، که هزاران شهرکنشین فراری را در خود جای داده، دارای یک منطق عملیاتی بزرگتر است. همچنین، صدای انفجارهای شدید در قدس اشغالی و شهر بئرالسبع بدون به صدا درآمدن آژیر هشدار شنیده شد و آتشسوزیهایی در تلآویو (یافا اشغالی) به دلیل اصابتها گزارش گردید.
این تحولات همزمان با دعوت نتانیاهو از برخی اعضای کابینه برای یک نشست فوقالعاده و محدود بود که احتمالاً در ارتباط با پیامهایی از سوی ترامپ صورت گرفته است.
نقشآفرینی مقاومت لبنان و نبرد مقدس در جبهۀ شمال اسرائیل
مقاومت اسلامی لبنان با شدت، عملیاتهای خود را علیه مواضع صهیونیستها ادامه میدهد. مقاومت لبنان در شبِ 3 فروردین 1405 با اجرای ۶۱ عملیات، یک رکورد تاریخی ثبت کرد.
این حجم از آتش باعث شد رئیس رژیم اشغالگر که برای بازدید به کریات شمونه رفته بود، با شلیک موشکها و پهپادهای مقاومت وادار به فرار شود.
در مجموع طی ۲۴ روز گذشته، رزمندگان لبنانی بیش از ۸۵۰ عملیات مختلف شامل شلیک هزاران راکت و پهپاد انجام دادهاند.
یکی از نکات مهم در این عملیاتها، استفادۀ گسترده از پهپادهای انهدامی است. در هر عملیات دستکم ۳ تا ۵ فروند پهپاد به کار گرفته میشود و تنها در عملیاتهای روز 3 فروردین، ۹ حمله پهپادی با استفاده از ۳۰ تا ۳۶ فروند پهپاد علیه ۴۷ هدف مختلف اجرا شد.
این پهپادها عمدتاً از مدلهای کوچک با موتور الکتریکی هستند که سامانههای پدافندی رژیم صهیونیستی تاکنون در رهگیری آنها ناتوان بودهاند.
همچنین، مقاومت ویدئوهایی از حملات راکتی به شهرکهای مسکاف عام و زرعیت منتشر کرده که نشان میدهد پرتابگرها به صورت کامل بارگذاری شده و دشمن در شناسایی و انهدام آنها با مشکل جدی مواجه است.
توان رزم و استعداد نیروهای عملیاتی حزبالله در میدان دستنخورده باقی مانده و این قابلیت را دارد که به صورت کامل به عملیاتها ادامه دهد.
میزان آسیب وارد شده به شهرکهای شمالی در این ۲۴ روز، حتی از برآوردهای اولیه فرماندهی مقاومت بیشتر بوده است. یکی از عملیاتهای مهم مقاومت، حمله به زیرساختهای پدافندی رژیم در شمال اراضی اشغالی، از جمله در شهرکهای نهاریا و معالوت ترشیحا با راکتهای گراد بوده که به دلیل اصابت دقیق راکتها و ناتوانی گنبد آهنین، بسیار موفقیتآمیز بوده است.
جنگ اطلاعاتی و تسلط بر آبهای راهبردی
در جبهه جنگ اطلاعاتی، گروه «حنظله» جزئیات کامل ۵۰ افسر ارشد میز ایران در سرویس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (شاباک) را منتشر کرد.
این اقدام با عبور از کدهای امنیتی و دیوارهای دفاعی سرورهای اطلاعاتی رژیم انجام شد و اطلاعاتی شامل شماره تماس، آدرس و عناوین این افسران را آشکار ساخت.
این افشاگری نمایشی از قدرت دسترسی و نفوذ است که اضطراب و ناامنی را به درون تشکیلات امنیتی دشمن منتقل میکند. پیام این اقدام به مقامات رژیم این است که این تنها آغاز بازی است و نوبت به مهرههای دیگر نیز خواهد رسید.
در حوزه دریایی، ایران با اقتدار، ابتکار عمل را در منطقه خلیج فارس و آبهای سرزمینی عمان در دست دارد و تنگه هرمز را هوشمندانه و مقتدرانه کنترل میکند.
نیروهای مسلح ایران با تسلط بر دشمنان آمریکایی-صهیونیستی و با همکاری کشورهای منطقه، قادر به تأمین امنیت خلیج فارس هستند و کشورهای فرامنطقهای حقی برای دخالت در این حوزه ندارند.
لانچرهای اصلی در کف خیابان است
در ژرفای صلابت پولادین موشکها و در میان غرش اقتدارآفرین آنها، حقیقتی لطیف نهفته است که راز حقیقی قدرت یک ملت را فاش میکند.
آن جملۀ حکشده بر پیکر سرد یک موشک «حاضرم ثواب تمام لحظات مجاهدت در میدان را با یک ساعت کف خیابان بودن عوض کنم» نجوای عاشقانه یک سرباز با مردمانش است. ایمانی که میداند قدرت تخریب یک سلاح، هرگز به پای قدرت سازنده و حیاتبخشِ یک حضور مخلصانه، یک همبستگی الهی و یک فریاد واحد نمیرسد.
لانچر حقیقی آن سکوی پرتاب فلزی نیست، لانچر حقیقی موشک قلب سرخ تپندۀ شهرهایی است که مردمانش با گامهای استوار خود، حماسه را در رگهای میهن جاری میسازند.
آن رزمنده، زمانی با قلبی آرام و انگشتی مطمئن ماشه را میفشارد که میداند پشت سرش، در میادین شهر، ملتی پرشور ایستاده و نوای حیدر حیدر سر میدهد، این همان نقطۀ امید و اتکای رزمندگان اسلام است.
در کنار قدرتنمایی نظامی، انسجام داخلی و حضور مردم در صحنه به عنوان یک عامل تعیینکننده عمل میکند. این پیام ذکر شده روی موشک تأکید دارد که حضور در میدانهای شهری و حمایت مردمی، از اهمیت بالاتری نسبت به حضور در پای لانچر موشک برخوردار است.
فراخوانها برای حضور گسترده مردم در خیابانها به منظور حمایت از نیروهای مسلح و نمایش وحدت ملی در برابر دشمن، به طور مداوم تکرار میشود. این حضور، دشمن را از پیگیری اهداف خود از طریق ایجاد فتنه و دروغپراکنی ناامید میکند.
این جنگ یک نبرد مردمی است و همه مردم ایران در آن حضور دارند. کمکهای مردمی در اشکال مختلف، مانند تهیه و ارسال گوشت گرم و برنج برای رزمندگان، نشان میدهد که مردم دوشادوش فرزندان خود در نیروهای مسلح ایستادهاند.
در مقابل این وحدت، جریانهایی در داخل قرار دارند که با عدم شناخت دشمن و پیروی از دروغهای ترامپ، در زمین دشمن بازی میکنند. در این مقطع سرنوشتساز، در برابر هرگونه تفاسیر خودسرانه از مواضع دشمن که پیش از اعلام موضع رسمی مقامات کشور صورت گیرد، ایستادگی کنید که عوامل آن رسوا خواهند شد. جنگ إنشاءالله با تمام توان تا تنبیه متجاوز ادامه خواهد یافت.
دیدگاهتان را بنویسید